صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-04-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 10اردیبهشت ماه 1388


قطبي کريزي نيست



* آقا فريبرز
قطبي سرمربي تيم ملي ايران شد.






پرسش اساسي: چرا قطبي سرمربي تيم ملي شد؟
پاسخ احتمالي اول: چون قطبي دل شير دارد، سازمان داري اش خوب است و کريزي ( crazy ) نيست!
پاسخ احتمالي دوم: چون فريدون زندي گفته بود :«تا مايلي کهن سرمربي تيم ملي است، به ايران برنمي گردم.»، و در صورت بازنگشتن فريدون زندي به ايران،درآمد حاصل از گردشگري در کشور پايين مي آمد!
پاسخ احتمالي سوم: چون در موقعيت زماني کنوني امکان آن نبود تا دوباره قلعه نويي، علي دايي و يا مايلي کهن به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شوند!
پاسخ احتمالي چهارم: براي آنکه قطبي در مصاحبه مطبوعاتي پس از سرمربي شدنش، تمامي انتقادات اخيرش را در مورد فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت بدني ماستمال کند و همه چيز گل و بلبل شود!
پاسخ احتمالي آخر: آخه اين هم شد پرسش ؟! خب قطبي سرمربي شد ديگه، نکنه انتظار داشتي خداداد عزيزي يا ميثاقيان سرمربي تيم ملي بشن؟ !!

  


تا سه نشه بازي نشه!



* شيما سيدي

از قديم گفتن تا سه نشه بازي نشه؛ يه گروه قاضي نشه، کفاشيان راضي نشه و بالاخره قطبي سرمربي نشه!
بعله! کم که الکي نيست، اينا همش سلسله مراتب داره، تا اوضاع سه(! ) نشه که نميشه سه بشه !
اول از اينجا شروع ميشه که آقاي کفاشيان يه آزمون پنج گزينه اي براي خودش و اعضاي فدراسيونش طرح مي کنه، اما از اونجا که اين آزمون مثل همه آزمونهاي پنج گزينه اي، خيلي باکلاسه، آقاي کفاشيان براي اينکه نشون بده از آزمون هم باکلاس تره، گزينه ششم رو انتخاب مي کنه! اما بعد از مدت نه چندان کمي متوجه ميشه که اشتباه کرده و نميشه از بين پنج گزينه، گزينه ششم رو انتخاب کنه، او که هميشه خوشحال بود وخنده بر لب داشت، کمي ناراحت ميشه؛ اما اعضاي فدراسيون سريعاً دورش رو مي گيرند و يک صدا ميگن: دوباره، دوباره، يه بار فايده نداره! کفاشيان هم دوباره خنده به لبهاش برمي گرده و تصميم مي گيره که اين دفعه کلاس ملاس رو کنار بزاره و از بين سه گزينه يه گزينه رو انتخاب کنه. اما چون از اشتباه دوباره مي ترسيده، با فرصت پرسش يکي از اين گزينه ها رو حذف مي کنه، دو گزينه ديگه باقي مي مونه، آقاي کفاشيان ايندفعه از فرصت مقايسه استفاده مي کنه و گزينه اي رو انتخاب ميکنه که کمترين رأي رو آورده، وقتي دليل اين کارو از آقاي کفاشيان که با خنده به هر پرسش پاسخ ميده مي پرسن، ايشون ميگن: تو اين پرسش يه نکته انحرافي وجود داره و همه دارن اشتباه مي کنن. اما باز هم اين کفاشيانه که اشتباه مي کنه چون هنوز مدت زيادي از انتخاب اين گزينه نگذشته بوده که بيانيه هاي بد بدي صادر مي شه و کفاشيان دوباره ناراحت مي شه، ولي باز هم اعضاي مهربون فدراسيون دورش رو مي گرفتن و ميگن: تا سه نشه بازي نشه!
قصه ما به سر رسيد، قطبي به سرمربيگري اش رسيد و اميدواريم تيم ملي هم به جام جهاني اش برسه!

  


اندر فوايد سقوط تيم پيام به ليگ دسته اول



* ارژنگ حاتمي

انتهاي بازي پيام و استقلال، ما را به ياد سريال «اشک ها و لبخندها» انداخت، يک گروه از خوشحالي قهرمان شدن لبخند مي زدند و گروهي ديگر از ناراحتي سقوط کردن اشک مي ريختند.
برخلاف اون چيزي که گمان مي کنيد سقوط پيام به ليگ دسته اول فوايد زيادي داشت، در اين متن کارشناسان سوسه اي 10 مورد از اين فوايد را براي شما بيان مي کنند:

1 - کاهش اضطراب: با سقوط پيام به ليگ دسته اول، ديگر اين تيم مدام در اين اضطراب به سر نمي برد که اگر خوب نتيجه نگيرد شايد به ليگ يک سقوط کند و با خيال راحت در ليگ دسته اول توپ مي زند!

2 - کلاس گذاشتن پيامي ها: تيم پيام مي تواند براي تيم هاي دسته اولي کلاس بگذارد و به آنها بگويد که با تيمهاي پرسپوليس و استقلال بازي کرده و حتي چند بازيشان در سال گذشته توسط شبکه سه پخش مستقيم شده است!

3 - کاهش مصرف خودسرانه دارو: آنقدر تيم پيام گفت، پول نداريم و نداريم که همه مردم کشور غمگين شدند و چه بسا شبهاي بسياري را تا صبح خوابشان نبرد و به مشکلات مالي تيم پيام فکر مي کردند، با حذف پيام مردم مي توانند راحت تر بخوابند و چه بسا مصرف خودسرانه داروي خواب آور هم در کشور کاهش پيدا کند.

4 - رونق گرفتن فيلمهاي سينمايي: تماشاگران فوتبال در کنار زمين چمن شاهد صحنه هاي زد و خورد و اکشن نخواهند بود و براي جبران اين کمبود به سراغ سينماها و فيلمهايي مي روند که از اين صحنه ها در آنها به وفور يافت مي شود و فيلمهاي سينمايي ما پرفروش مي شود.

5 - پخش برنامه هاي مفيد بيشتر از شبکه استاني: شبکه استاني خراسان رضوي مجبور نيست هر هفته در ميان بازي ها، پيام را پخش مستقيم کند و پخش همان برنامه هاي مفيد خود را ادامه مي دهد!

6 - استراحت بيشتر مايه داران: کارخانه داران، افراد مايه دار و اسپانسرهاي عزيز موجود در خراسان نيز که در طول اين يک سال خواب بودند، مي توانند همچنان بخوابند و کلاً بي خيال ورزش و فوتبال تيمهاي خراساني باشند.

7 - بازتاب بيشتر اخبار مربوط به ليگ دسته اول: با رفتن پيام به ليگ يک، قسمت قابل توجهي از حاشيه هاي فوتبال هم به ليگ يک مي رود که اين امر منجر به رونق گرفتن و مورد توجه واقع شدن اين بازي ها توسط رسانه ها و بويژه تلويزيون و برنامه نود مي شود.

8 - راحت شدن خيال برخي ها: برخي از افراد اصولاً دوست نداشتند از مشهد دو تيم در ليگ برتر حضور داشته باشد، البته منظور ما اصلاً برخي مجريان شبکه سه نيستند!
با سقوط پيام ديگر اين دغدغه دوستان به اتمام رسيده و مي توانند دغدغه هاي مهمتري را گ همچون حضور نداشتن حتي يک تيم از مشهد در ليگ برتر - در ذهن خود بگنجانند!

9 - بالا رفتن کارايي مسؤولان: مسؤولان مشهدي از ابتداي ليگ،تمام وقت خود را صرف حمايت از پيام نمودند که اين امر منجر شد که وقت و انرژي کافي براي انجام وظايف اصلي خود و ايضاً حل مشکلات مردم را نداشته باشند، حتي شنيده مي شود تأخير در افتتاح پروژه قطار شهري هم تقصير تيم پيام بوده است، با سقوط تيم پيام مسؤولان مي توانند با خيال راحت کارهاي اصلي خود را انجام دهند!

10 - رسيدن به يک نتيجه مهم در زندگي: هيأت مديره و مديريت باشگاه پيام و ايضاً تماشاگران اين تيم پي بردند که درست است که شايد بتوان شانسي به ليگ دسته يک صعود کرد، اما ماندن در ليگ برتر به صورت شانسي امکان پذير نيست.

  


يک دست گرمکن با دوتا شورت ورزشي اضافه!



* سعيد ترشيزي
افشين قطبي: دست تمام دشمنان را مي بوسم.
منظور از دشمنان چه کساني مي باشند؟!
1 - آمريکاي جنايتکار و متحدانش
2 - امپراتوري هان و زنفان و ليندان
3 - گربه نره و روباه مکار
4 - ژنرال، سلطان، حاجي، اسطوره فوتبال ايران و ...
افشين قطبي: در فوتبال ايران پوست کلفت شده ام.
به چه دليل فوتبال ايران موجب کلفت شدن پوست افراد مي شود؟!
1 - چون بازيکنان و مربيان بعد از پايان تمرينات در هنگام دوش گرفتن و شستشوي بدن، به جاي ليف از سنگ پا استفاده مي کنند
2 - چون بازيکنان و مربيان بعد از پايان تمرينات اصلاً دوش نمي گيرند و انباشت عرق و چربي سبب کلفت شدن پوست بدنشان مي شود
3 - چون بعد از پايان تمرينات از سوي فدراسيون به بازيکنان و مربيان شير کرگدن داده مي شود تا پوست کلفت شوند
4 - چون در فوتبال ايران اگر بازي را ببازي، محکم مي زنند تو سرت و مي گويند فلان فلان شده چرا باختي و اگر بازي را ببري محکم تر مي زنند تو سرت و مي گويند فلان فلان شده چطوري بردي؟
افشين قطبي: حاشيه ها تمرکز من را بر هم نمي زنند، براي اينکه تمرکز من بزرگتر از اين حرفهاست
تمرکز وي بزرگتر از کدام حرفهاست؟
1 - بزرگتر از حرفهاي مفت
2 - بزرگتر از حرفهاي صد من يه غاز
3 - بزرگتر از حرفهاي بي تربيتي
4 - بزرگتر از حرفهاي بودار
افشين قطبي: علي آبادي قول سورپرايزهايي را داده است که من نمي توانم آن را اعلام کنم.
اين سورپرايزها چه چيزي مي باشند؟
1 - يک دست گرمکن با دوتا شورت ورزشي اضافه
2 - بليت نيمه بهاي سينما براي فيلم اخراجي هاي 2
3 - چند تا کارت سوخت وانت که تازه شارژ شده
4 - تأمين آتيه هفت نسل آينده خاندان قطبي ها
افشين قطبي: اعتماد به نفس من زياد است و شايد هم زيادي زياد است.
اعتماد به نفس او چقدر است؟
1 - زياد است
2 - زيادي زياد است
3 - زياد زيادي زياد است
4 - اعتماد به نفس را آخر پاييز مي شمرند!

  


ناسوس



جينگولک

فروشي
يک واحد آپارتمان، يک دستگاه خودرو، تمامي اثاثيه منزل، لباسهاي تنم، يک عدد از کليه هايم، خلاصه هرچي دارم و ندارم را براي فراهم کردن 2009 عدد سکه تمام بهارآزادي مهريه همسرم به فروش مي رسانم!
داماد بخت برگشته

اعتراضيه
پس اين همه بارون که امسال باريد، کجا رفت؟ مگه نگفتيد که امسال ديگه مشکل کمبود آب نداريم؟ چرا الکي به مردم اميد واهي مي دهيد؟ چرا با احساسات مردم بازي مي کنيد؟ آخه با اين همه آب چرا نصف شب آب رو قطع مي کنيد؟ مگه آزار داريد؟ حالا من اين موقع شب اينجا بدون آب چکار کنم؟!
يک شهروند گير افتاده در دستشويي

فروشي
تمامي بيانيه هاي چند وقت اخير که از سوي برخي سرمربيان تيمهاي فوتبال ليگ برتر بر عليه يکديگر صادر شده است، به صورت اورجينال و بدون هيچ گونه سانسور براي فروش موجود مي باشد!
يکي از اهالي رسانه

خريداريم
تمامي شرهاي شما را با مناسب ترين قيمت خريداريم!
جمشيد شر خر

گمشده
فهرست خريد مايحتاج منزل که همسرم صبح موقع رفتن به اداره در جيب لباسم گذاشته بوده، گمشده است. از يابنده تقاضا مي شود که تمام آنها را طبق فهرست خريداري نمايد و با پيک موتوري به در خانه ما بفرستد!
شهروند کم توقع

نيازمنديم
به يک نفر آدم، ترجيحاً خانوم، داراي دو عدد گوش مفت براي شنيدن خاطرات تعطيلات نوروزم و گوش دادن به غيبتهايم از فک و فاميل و در و همسايه فوري نيازمندم!
شمسي خانوم

  


پيدا کنيدسن پرتقال فروش را!



* شيما سيدي

- پدر احمد يک جعبه پرتقال وارد کرد، اگر احمد دو پرتقال از اين پرتقال ها را بخورد...




پدر احمد: چرا شايعه درست مي کنيد؟! من کي پرتقال وارد کردم؟ احمد تو هم اون پرتقال ها رو بنداز کخه!
- اين فرض بود... دارم مسأله طرح مي کنم!
پدر احمد: مي خواين منو مسأله دار کنين؟ من پرتقال ها رو وارد نکردم! اين پرتقال ها از طريق مبادي رسمي وارد کشور شده! برين از گمرک بپرسين کي پرتقال ها رو وارد کرده!
رئيس گمرک: «امکان ندارد از مبادي رسمي وارد شده باشد؛ زيرا صاحب کالا براي واردات اسناد، آن را به گمرک ارائه مي دهد و مبدأ کالا و حتي اينکه اين محصول در کجا توليد شده، مشخص است. پس از گمرک عبور نکرده، مگر اينکه مجوز وزارت بازرگاني را داشته باشد.»
معاون وزير بازرگاني: «هر کسي ثابت کند وزارت بازرگاني مجوز آن را صادر کرده، جايزه ميلياردي دريافت مي کند». در ضمن « براساس برنامه چهارم توسعه واردات برخي کالا ها از جمله پرتقال نياز به مجوز بازرگاني ندارد» پس مطمئناً اين پرتقال ها را وارد کنندگان عمده وارد کرده اند.
وارد کننده ها: پرتقال از ميوه هايي است که شرايط قرنطينه خاصي دارد و بايد از مبدأ توليد به مقصد، مستقيماً حمل شود؛ حال آنکه اين پرتقال ها با مارک اسرائيلي و جعبه چيني هستند.
- حالا پيدا کنيد سن پرتقال فروش را!

  


هرچه بزرگترها بگويند!



جرايد - بيش از 80 درصد جوانان به نظر بزرگترها در ازدواج اهميت مي دهند!
ابتدا در صحت اين خبر فوق ترديد وجود داشت و همين ترديد هم موجب شد تا عده زيادي از نظريه پردازان که همگي هم از عوامل فريب خورده و دست نشانده استکبار جهاني بودند، در رد اين خبر بيانيه هايي را صادر کنند به اين مضمون که «نخير، اصلاً هم اين جوري نيست؛ جوانان به هيچ عنوان به نظر بزرگترها در زمينه ازدواج اهميت نمي دهند و همگي خودشان براي آينده خودشان تصميم مي گيرند و پشيزي هم براي نظر بزرگترهايشان ارزش قائل نيستند، حتي يه سر سوزن، اصلاً تو بگو به اندازه يه مولکول، يه اتم، هيچي، عمراً» !
اين عده معتقد بودند که جوانان در هر مکان و هر زماني که نيمه گمشده خود را پيدا کنند و احساس کنند که چيزي در درونشان قيلي ويلي مي رود و متولد شدن عشق را در درون خود حس نمايند، با همان شخص وصلت خواهند کرد و نه تنها در اين زمينه نظر بزرگترهايشان را نمي پرسند، بلکه در مورد چگونگي برگزاري مراسم عقد و عروسي و زمان و مکان آن هم صحبتي با بزرگترها نخواهند کرد. اما با تحقيقات گسترده اي که از سوي يکي از مراکز تحقيقاتي معتبر يک شهر گنده روي يک عالمه زوج جوان صورت گرفت، مشخص شد که اين خبر فوق کاملاً صحت دارد؛ يعني بيش ار 80 درصد جوانان در امر ازدواج به نظر بزرگترها اهميت مي دهند، اما دليل اين اهميت دادن مسأله ديگري بود که براي يافتن پاسخ آن باز هم به تحقيقات نياز بود.
در خصوص پاسخ اين پرسش مهم هم عقايد مختلفي بيان شد؛ مثلا گروهي گفتند؛ چون جوانان براي بزرگترها احترام و ارزش قائلند، به نظرشان در ازدواج اهميت مي دهند. دسته اي بر اين عقيده بودند که علاقه بيش از حد جوانان به بزرگترهايشان سبب اين موضوع شده. عده اي دليل آن را ترس جوانان از بزرگترها دانستند و...
ولي در نهايت پس از مدتها تحقيق و بررسي شبانه روزي روي شونصدتا زوج جوان که به نظر بزرگترهايشان در ازدواج اهميت داده بودند، مشخص گرديد که دليل اين اهميت دادن جوانان هيچ کدام از مسائل طرح شده فوق نبوده، بلکه دليل اصلي آن، اين مي باشد که وقتي قرار است کل هزينه عقد و عروسي و تالار و شام و کادو و مهريه و شيربها و جهيزيه و طلا و سکه و همه را کلهم اجمعين بزرگترهاي اين جوانان تقبل کنند و جوانان هم فقط بنشينند و حالش را ببرند ديگر خدا وکيلي خيلي رو مي خواهد اگر آنان به نظر بزرگترهايي که براي تامين اين هزينه ها پدرشان در آمده است، اهميتي ندهند، يعني چاره اي جز اهميت دادن ندارند و گرنه چشمشان کور، دندشان نرم بايد بروند خودشان مخارج عروسي را تامين نمايند!
* سين ترش

  


قيافه طنزنويس و بالا رفتن سطح نشاط عمومي!



هفته نامه سلامت: خنداندن از گرياندن 7 بار دشوارتر است.
پرسش اساسي: پس چرا حق التأليف مطالب طنز از مطالب جدي در برخي روزنامه ها کمتر است؟
تحليل کارشناس اول: اصولاً براي دادن حق الزحمه کارها به درجه سخت يا آسان بودن آن نگاه نمي کنند، مثلاً يک کارگر صبح تا شب بيل مي زدند، اما حقوقش از مديري که صبح تا شب با تلفن حرف مي زند، چند برابر کمتر است.
تحليل کارشناس دوم: احتمالاً اين امر براي بالا بردن سطح نشاط عمومي انجام مي شود، اگر شما هم قيافه يک طنزنويس را پس از گرفتن حق التأليف مشاهده کنيد با من هم عقيده خواهيد شد؛ اصولاً قيافه اش در چنين لحظه اي کر کر خنده خواهد بود!

  


گرگهايي که بوق مي زنند!



چندي پيش يکي از دوستان خواب ديده بود يک مرغ در حالي که چند شانه تخم مرغ در دست دارد، کنار خيابان ايستاده است و با چشماني اشکبار اقدام به فروش تخمهايش مي کند. اين مرغ در پاسخ پرنده اي که قصد خريد تخم مرغ را داشت و از وي پرسيده بود چرا گريه مي کني گفته بود: بايد تمام تخمهايم را بفروشم! و در پاسخ پرنده که گفته بود، خب اين چه عيبي دارد، مرغ گفته بود: خب بدون تخم که نميشه بچه دار شد، من دلم جوجه مي خواد!
گفتني است، اين دوست عزيزمان در خواب همچنين ديده بود،مرغي براي گذران زندگي اش در کنار خيابان ايستاده است و منتظر گرگي است که بيايد و برايش با ماشين بوق بزند!
البته خواب اين دوستمان به زودي تعبير شد و در جرايد خوانديم که قيمت تخم مرغ کاهش يافته است

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com