|
* شيما سيدي
از قديم گفتن تا سه نشه بازي نشه؛ يه گروه قاضي نشه، کفاشيان راضي نشه و بالاخره قطبي سرمربي نشه!
بعله! کم که الکي نيست، اينا همش سلسله مراتب داره، تا اوضاع سه(! ) نشه که نميشه سه بشه !
اول از اينجا شروع ميشه که آقاي کفاشيان يه آزمون پنج گزينه اي براي خودش و اعضاي فدراسيونش طرح مي کنه، اما از اونجا که اين آزمون مثل همه آزمونهاي پنج گزينه اي، خيلي باکلاسه، آقاي کفاشيان براي اينکه نشون بده از آزمون هم باکلاس تره، گزينه ششم رو انتخاب مي کنه! اما بعد از مدت نه چندان کمي متوجه ميشه که اشتباه کرده و نميشه از بين پنج گزينه، گزينه ششم رو انتخاب کنه، او که هميشه خوشحال بود وخنده بر لب داشت، کمي ناراحت ميشه؛ اما اعضاي فدراسيون سريعاً دورش رو مي گيرند و يک صدا ميگن: دوباره، دوباره، يه بار فايده نداره! کفاشيان هم دوباره خنده به لبهاش برمي گرده و تصميم مي گيره که اين دفعه کلاس ملاس رو کنار بزاره و از بين سه گزينه يه گزينه رو انتخاب کنه. اما چون از اشتباه دوباره مي ترسيده، با فرصت پرسش يکي از اين گزينه ها رو حذف مي کنه، دو گزينه ديگه باقي مي مونه، آقاي کفاشيان ايندفعه از فرصت مقايسه استفاده مي کنه و گزينه اي رو انتخاب ميکنه که کمترين رأي رو آورده، وقتي دليل اين کارو از آقاي کفاشيان که با خنده به هر پرسش پاسخ ميده مي پرسن، ايشون ميگن: تو اين پرسش يه نکته انحرافي وجود داره و همه دارن اشتباه مي کنن. اما باز هم اين کفاشيانه که اشتباه مي کنه چون هنوز مدت زيادي از انتخاب اين گزينه نگذشته بوده که بيانيه هاي بد بدي صادر مي شه و کفاشيان دوباره ناراحت مي شه، ولي باز هم اعضاي مهربون فدراسيون دورش رو مي گرفتن و ميگن: تا سه نشه بازي نشه!
قصه ما به سر رسيد، قطبي به سرمربيگري اش رسيد و اميدواريم تيم ملي هم به جام جهاني اش برسه! |