صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-04-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 10اردیبهشت ماه 1388


نگاهي به مجموعه تلويزيوني « اشکها و لبخندها » ؛ متفاوت و دوست داشتني !



آخرين ساخته تلويزيوني حسن فتحي با عنوان «اشکها و لبخندها»، جزو معدود سريالهاي طنز تلويزيوني است که توانسته با





استفاده از يک داستان کاملاً کليشه اي و بارها استفاده شده (دختر پولدار و پسر فقير) و بيان نسبتاً شعارگونه مسايل اجتماعي و اخلاقي، طنز روان، خنده دار و جذابي بسازد که کم و بيش همه گروه هاي اجتماعي را به خود جلب کند. کاري بسيار دشوار که کارگردان به خوبي از پس آن برآمده است.
طنز از موضوع هايي است که کمبود آن در تلويزيون، يک ايراد جدي و کمبود قابل توجه شمرده مي شود، زيرا اين رسانه براي بسياري از افراد جامعه، جنبه تفريح و سرگرمي دارد که البته انتظار بيان حقايق و مسايل اجتماعي نيز از آن مي رود. در اين ميان، طنز، مضموني است که مورد توجه بسياري از مخاطبان قرار مي گيرد. در کشور ما ارايه تعريفي قابل توجه و مورد توافق کارشناسان، دست اندرکاران و مديران رسانه ملي از طنز و طنز فاخر، کلاف سردرگمي است که پس از گذشت چندين سال و ارايه برنامه هاي مختلف تلويزيوني و برگزاري سمينارها و همايشهاي گوناگون، هنوز به نقطه قابل اتکايي نرسيده است.
يکي از مشکلات جدي که تلويزيون در زمينه طنز با آن مواجه است و هيچ وقت به طور جدي مديران اين رسانه نتوانسته اند آن را حل کنند اين است که در جامعه ما ظرفيت پذيرش طنز از سوي اصناف و مشاغل مختلف وجود ندارد و درباره هر صنفي که صحبت شود دست اندرکاران آن دست به اعتراض شديد مي زنند و نسبت به اين مساله ابراز نارضايتي مي کنند و گاه مساله رسانه اي مي شود و شکل ناخوشايندي به خود مي گيرد.





در سالهاي اخير به تنها کارگرداني که اجازه داده شد پا را از مرزها و چارچوبهاي رايج تلويزيون در زمينه طرح مسايل و موضوع هاي مختلف فراتر بگذارد و به سمت ارايه طنزي تاثيرگذار پيش برود، مهران مديري بود که با ساخت «مرد هزار چهره» توانست تا حدود زيادي کليشه هاي رايج تلويزيون در زمينه طرح قصه هاي کليشه اي را دور بريزد و به مسايل و موضوع هاي مختلف بپردازد.
هر چند حتي مديري هم نتوانست اين روند را ادامه دهد و هر چند عيد امسال مجموعه تلويزيوني «مرد دو هزار چهره» را روي آنتن برد، ولي اين اثر به هيچ وجه نتوانست همانند سري نخست اين مجموعه، اثري در خور تأمل باشد و به جاي استفاده از نيش و کنايه هاي عميق و تاثيرگذار نسبت به مسايل مختلف، تنها به طرح برخي مسايل پرداخت که براي بيان آنها در ديگر برنامه هاي تلويزيوني نيز مجوز صادر شده است.
مشکل گرفتار شدن کارگردانان طنز در دايره اي بسيار محدود و استفاده از قصه هاي هزاران بار استفاده شده، يک موضوع جدي و انکار ناپذير است که باعث شده آثار طنز تلويزيوني تا حدود زيادي افت پيدا کند و ساخت مجموعه هاي 90 شبي، اين مشکل را به صورت جدي تري نشان داد. زيرا با وجود گستره قابل توجهي از مسايل و موضوع هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و حتي سياسي، طنز پردازان فقط مجبورند به مسايل خانوادگي بپردازند که شکل کلي دارد و به هيچ کس بر نمي خورد.
حال در اين شرايط، حسن فتحي اقدام به ساخت يک مجموعه تلويزيوني طنز کرده که مضمون آن کاملاً کليشه اي و بسيار تکراري است. يک سينمادار (حشمت) نمي خواهد دخترش را به خواهرزاده دزد و خلافکار خود بدهد، به همين دليل دروغ مي گويد و دست به استخدام تعدادي هنرور (بازيگران فرعي و سياهي لشکر فيلم) مي زند تا نقش خانواده داماد نداشته اش را بازي کنند، اما سرانجام پسر اين سرپرست سياهي لشکر (زمرد خانم) است که داماد اين سينمادار مي شود.
اساس قصه را تلاش يک زن براي به دست آوردن ارث و ميراث تشکيل مي دهد. خواهر آقا حشمت قصد دارد سينماي برادرش را به چنگ بياورد و از اين طريق به زندگي خود سر و ساماني بدهد. در اين بين، خواستگاري از برادر زاده، بهانه اي بيش نيست، هر چند خسرو واقعاً نگار را دوست دارد، اما مادر به دنبال مقاصد ديگري است.
سريال از نظر مسايل اجتماعي به مساله دروغ گفتن مي پردازد. پديده اي ناپسند که در جامعه به شکلهاي مختلف رواج دارد و نويسنده سعي کرده کاريکاتور اين مشکل جدي اجتماعي را به شيرين ترين شکل ممکن بيان کند، بخصوص که کل مفهوم سريال و تلاش کارگردان براي بيان اين مطالب در شعر و آواز تيتراژ پاياني به شيوه مناسبي مطرح مي شود و مي تواند از نظر ذهني به مخاطب کمک کند تا به درونمايه اثر بهتر راه پيدا کند.
نويسنده اين اثر، خير و شر را از حالت افراطي و ارايه يک جنگ تمام عيار درآورده و شخصيت هايي کاملاً خاکستري و متعادل خلق کرده است که همانند هر انسان ديگري، داراي تعدادي خصلت هاي بد و نامناسب و ويژگي هاي مثبت و خوب هستند. اين موضوع، حس همذات پنداري مخاطب را کاملاً تحريک مي کند و بيننده را در جهتي پيش مي برد که بتواند خود را در قصه پيدا کند.
نکته ديگر اينکه، در اين مجموعه تلويزيوني، موضوع فاصله طبقاتي به شکلي باور نکردني و عجيب مطرح نشده است. آدمهاي اين قصه، سطحي از درآمد و جايگاه اجتماعي را به خود اختصاص مي دهند که بيشتر براي طبقه متوسط تعريف مي شود. اين طبقه اجتماعي طيف وسيعي از مخاطبان را در بر مي گيرد که مي تواند نظر َآنها را نسبت به تماشاي اين اثر جلب کند.
مهمتر اينکه، خانواده حشمت و خواهرش با آنکه از نظر نوع تربيت و توانايي مالي در سطوح متفاوتي هستند، ولي هيچ کدام داراي وضعيت غير قابل باوري نيستند. هر چند بايد به خاطر داشته باشيم که با يک مجموعه طنز مواجه هستيم و چنين آثاري منطق خاص خود را مي طلبد. مسأله ديگري که در اين اثر خودنمايي مي کند، ديالوگ نويسي آهنگين و جالب توجه اثر است. شخصيت هاي اين قصه، به فراخور نوع کلامي که از آن برخوردارند، نوعي لطافت و بيان شعرگونه دارند که در طول اثر به خوبي جا مي افتد و به اصطلاح توي ذوق نمي زند، يعني با اينکه افراد عادي جامعه به اين شکل صحبت نمي کنند و بيان آنها طي سالهاي اخير به سمت شيوه نوشتاري سوق پيدا کرده، اما ديالوگ هاي شعرگونه اثر به گوش بيننده خوش مي نشيند و دست کم وجهي ديگر از ديالوگ نويسي را به مخاطب ارايه مي کند.
از چند سال پيش کم و بيش شکل کلي ديالوگ نويسي در آثار تلويزيون به يک شکل درآمده و نويسندگان تلويزيون، براي اينکه بتوانند آثار اجتماعي که به مسايل روز جامعه مي پردازد را بيشتر به ذهن بيننده نزديک کنند از نوعي کلام محاوره اي ويرايش شده بر اساس فرهنگ نوشتاري استفاده مي کنند که هيچ ويژگي، پيچيدگي يا لطافت خاصي ندارد و به همين دليل بسيار معمولي و کليشه اي شده است.
در مجموعه تلويزيوني «اشکها و لبخندها» کارگردان با توجه به استفاده از ديالوگهاي آهنگين، دست به ارايه کليپ در ميان قصه زده است، هر چند از اين شيوه نمايشي در طول سريال کم استفاده شده و در حد خود متفاوت و قابل توجه به نظر مي رسد، اما تکليف سازندگان با مخاطبان در اين زمينه به هيچ وجه روشن نيست.
به عبارت ديگر، کارگردان بايد از يک شيوه مشخص براي ساخت اثر استفاده مي کرد، يعني يا سريال را به شيوه موزيکال مي ساخت يا اينکه اثر را فقط با استفاده از همان ديالوگهاي شعر گونه پيش مي برد و اين گونه استفاده موردي از کليپ در ميان قصه و استفاده از کلام آهنگين فقط در بخشهايي از اثر، سريال را از يکدستي و انسجام کامل خارج کرده است.
يکي ديگر از ويژگي هاي مجموعه تلويزيوني «اشکها و لبخندها» تکريم سينماست. در سالهاي اخير، بحثهاي زيادي مطرح شده که سينما و تلويزيون را در نقطه مقابل يکديگر قرار داده و اصولاً همواره خط کشي ها و چارچوبهايي مطرح مي شود سعي دارد اين دو رسانه را با هم بيگانه و حتي در تضاد نشان دهد، اما اين سريال نشان مي دهد که اين دو رسانه، با آنکه از تعاريف و جايگاه هاي بسيار متفاوتي برخوردارند، اما در عين حال مي توانند کمک زيادي به بالندگي يکديگر کنند. بخصوص تلويزيون به خاطر برخورداري از مخاطبان ميليوني و اينکه به راحتي و در دسترس تمامي ايراني ها قرار مي گيرد مي تواند کمک هاي شايان توجهي به سينما و علاقه مندان به اين هنر انجام دهد.
البته اين سريال به مشکلات مختلف سينما و سينماداران هم اشاره دارد و تکريمي از هنرورها يا همان سياهي لشکرهايي مي کند که با وجود تاثيرگذاري قابل توجه در آثار مختلف (بخصوص در فيلمها و سريالهاي تاريخي) چندان به چشم نمي آيند و از نظر مخاطبان شناخته شده نيستند، در حالي که اين گروه از فعالان آثار تصويري، بستري را فراهم مي کنند تا شخصيت هاي اصلي داستانها بيشتر ديده شوند.
در مجموعه تلويزيوني «اشکها و لبخندها» کم و بيش «همه عوامل توليد در حد خوب و حرفه اي کار خود را ارايه کرده اند، اما در اين ميان بازيگران سريال، خوش درخشيده اند و هر کدام به نوبه خود توانسته است با استفاده از توانايي هاي بازيگري اش، نقشي ماندگار و بسيار جالب توجه خلق کند.

  


با تجليل از جمشيد مشايخي و پرويز پورحسيني؛ بازيگران برتر سال 87 تئاتر معرفي شدند



بازيگران برتر سال 87 در ششمين جشن بازيگر شامگاه 8 ارديبهشت ماه در تالار اصلي تئاترشهر معرفي شدند.
در اين مراسم که با اجراي پيام دهکردي برگزار شد، با پايين آمدن تصاوير پرويز فني زاده و مهدي فتحي بازيگران درگذشته، دختران اين هنرمندان، شمع هاي جشن بازيگر را روشن کردند.
پس از آن فرازهايي از پيام روز جهاني تئاتر توسط پيام دهکردي خوانده شد و سپس هوشمند هنرکار به نمايندگي از هيأت مديره انجمن بازيگران خانه تئاتر بيانيه اي را خواند.
او در اين بيانيه که با تيتر «در انتظار گودو» خوانده شد، خواستار احقاق حقوق هنرمندان تئاتر شد و گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در انجمن بازيگران را ارايه کرد.
در اين مراسم قطعه کوتاهي از نمايش «منظومه نور بي ملکه» به کارگرداني ناصح کامکاري و با بازي آشا محرابي اجرا شد و پس از آن تصويري از احمد آقالو به نمايش درآمد و ياد اين هنرمند گرامي داشته شد.
اجراي سه قطعه نمايش کوتاه به کارگرداني بهزاد فراهاني و با بازي فرزانه کابلي و خسرو احمدي از ديگر بخشهاي اين مراسم بود. همچنين بخش بزرگداشت هنرمندان با سابقه با تقدير از پرويز پورحسيني و جمشيد مشايخي انجام شد.
جعفر والي اين تقديرها را انجام داد و تابلوي نوشين مدال ويژه خانه تئاتر، نشان خانه تئاتر ، لوح سپاس و مجموعه 13 جلدي مشاهير ايران از سوي نشر فرهنگ معاصر به اين هنرمندان اهدا شد.
در تصاويري که از پرويز پورحسيني پخش مي شد، اين هنرمند نخستين معلم خود را حميد سمندريان معرفي کرد و گفت: انسانيت را از او آموختم و از کار با بيژن مفيد، بهرام بيضايي، علي رفيعي و ... بسيار لذت بردم. جمشيد مشايخي هم گفت: هنرمند بايد آزاده باشد و هنرمندان چنين هستند، اميدواريم هنرمندان جوان ما از ما جلوتر باشند و به خاطر خدمت به ملت در صحنه باشند، نه شهرت که متأسفانه در سينما چنين است اما در تئاتر خوشبختانه اين گونه نيست.
به گزارش ايسنا، در ادامه گروه تئاتر «حرکت» به سرپرستي فرزانه کابلي برنامه اي را اجرا کردند و پس از آن صديق تعريف به درخواست گوهر خيرانديش بخشي از قطعه اي از آثار خود را که هنوز منتشر نشده خواند. در ادامه برگزيدگان بازيگري در سال 87 به انتخاب هيأت داوراني مرکب از کاظم هژيرآزاد، فريندخت زاهدي، منصور خلج، افشين هاشمي و حبيب رضايي معرفي شدند.
اين برگزيدگان جوايز خود را از گلاب آدينه، سعدي افشار، اسماعيل خلج، گوهر خيرانديش، هادي مرزبان، علي رامز و استاد اميرخاني دريافت کردند.در بخش بازيگري زن مرجان قمري به خاطر بازي در نمايش «پدرانه» به کارگرداني علي اصغر راسخ راد به عنوان برگزيده سوم انتخاب شد.
جايزه دوم را پانته آ بهرام به خاطر بازي در نمايش «شکار روباه» به کارگرداني علي رفيعي دريافت کرد و جايزه اول به شبنم مقدمي بازيگر نمايش «کوکوي کبوتران حرم» به کارگرداني عليرضا نادري اهدا شد.
در بخش بازيگري مرد علي سرابي بازيگر نمايش «غلتشن ها» به کارگرداني حميد پورآذري جايزه سوم را نصيب خود کرد، جايزه دوم اين بخش به امير جعفري به خاطر نمايش «رؤياي نيمه شب پاييز» اهدا شد.
جايزه اول را سيامک صفري به خاطر بازي در نمايش «شکار روباه» به کارگرداني علي رفيعي از آن خود کرد.
گفتني است در اين مراسم مصطفي عبداللهي به خاطر بازي در نمايش «يادگار زريران» به کارگرداني قطب الدين صادقي جايزه ويژه بازيگري در سال 87 را از آن خود کرد.

  


سينمايي هاي آخر هفته تلويزيون



گروه هنر- هشت فيلم در تعطيلات آخر هفته روي آنتن تلويزيون مي رود.
بنا به گزارش رسيده اسامي اين فيلمها به شرح زير است:
شبکه 1: « 9 ملکه» به کارگرداني فابين بيلينسکي/ سينما يک
فيلم تلويزيوني «ماه در سايه» ساخته سعيد ابراهيمي فر جمعه ساعت 16
شبکه 2: «آخرين قطار زرهي» به کارگرداني زينووي رويزمن در ژانر جنگي پنجشنبه ساعت 23/30 و «بچه هاي مدرسه اوتاکا» ساخته يوشيهيرو فوکاگاوا جمعه ساعت 17/30
شبکه 3: فيلم تلويزيوني «سونامي» به کارگرداني وينفريد اولسنر ژانر:علمي/حادثه اي
پنجشنبه ساعت 20/15 و فيلم تلويزيوني «نجات اميلي» ساخته داگلاس جکسن جمعه ساعت 23 در ژانر ملودرام
شبکه 4: « 9 ملکه» به کارگرداني فابين بيلينسکي جمعه 11 ساعت 20/30 در قالب برنامه سينما چهار در ژانر تريلر جنايي
شبکه 5: فيلم تلويزيوني «قصيده شب باراني» ساخته علي سبزواري

  


برنامه هاي روز بزرگداشت فردوسي اعلام شد



ياسر موحدفرد دبيرکل بنياد فردوسي جزئيات برنامه هاي اين بنياد را به مناسبت روز بزرگداشت فردوسي( 25 ارديبهشت) اعلام کرد.
وي در گفتگو با مهر با اشاره به برنامه هاي اين بنياد در آستانه 25 ارديبهشت (روز بزرگداشت فردوسي) گفت: ما پيشاپيش برنامه هاي متناسب با اين مناسبت را اجرا مي کنيم که گشايش شعبه بنياد فردوسي در روز 15 ارديبهشت در خراسان رضوي (مشهد مقدس) از جمله اين برنامه هاست. برگزاري نمايشگاههاي هنري در يکي از مراکز فرهنگي اين استان از ديگر برنامه هاي اين روز است.
موحد فرد افزود: اين ساختمان توسط يکي از خيرين مشهدي که عضو فعال بنياد فردوسي هم هست با قيمت 200 ميليون تومان خريداري شده و پس از بازسازي در اختيار بنياد فردوسي قرار گرفته و قرار است از آن به عنوان شعبه بنياد در استان خراسان رضوي بهره برداري کنيم.
موحدفرد گفت: برگزاري چهارمين کنگره يکروزه فردوسي به نام «پاژ» در مشهد مقدس برنامه ديگر بنياد است که در جلسه بعد از ظهر آن هم انتخابات براي تعيين اعضاي شوراي مرکزي شعبه خراسان رضوي بنياد فردوسي برگزار مي شود.
وي تأکيد کرد: براي برگزاري جشنهايي که در خراسان رضوي برگزار خواهد شد هماهنگي هاي لازم با استانداري، ميراث فرهنگي و گردشگري، اداره کل ارشاد، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، نمايندگان مردم اين استان در مجلس، شهرداري مشهد و توليت آستان قدس رضوي صورت گرفته است.
موحدفرد در عين حال ابراز اميدواري کرد که نهادهاي مسؤول همکاري خود را با بنياد فردوسي تداوم بخشند و پاسخ مکاتبات مسؤولان اين بنياد را در زمينه برنامه هاي تدارک ديده شده، بدهند.دبيرکل بنياد فردوسي اضافه کرد: امسال علاوه بر خراسان رضوي برنامه هايي را هم در تهران برگزار مي کنيم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com