|
* حشمت ا... رضوي
در هفته اي که گذشت، وزير نفت کشورمان بنا به دعوت گرهارد شرودر به آلمان سفر کرد تا در مورد ارتقاي همکاريهاي دو کشور در بخش انرژي مذاکره کند.
اين سفر که بنا به دعوت صدراعظم پيشين آلمان صورت گرفت، به معناي اعتراض بخشي از صاحبان صنايع و سياستمداران آلمان به دولت حاکم است که منافع آنان را براي حضور در بازار انرژي ايران، که به لحاظ برخورداري از منابع نفت و گاز در رتبه دوم جهان قرار دارد، ناديده مي گيرد.
اين ديدار از جنبه اي ديگر نيز حائز اهميت است. آلمان بزرگترين اقتصاد صادراتي جهان- پيش از چين و آمريکا- است و در شرايطي که اقتصاد جهان در رکود به سر مي برد، ترديدي نيست که اقتصادهاي مبتني بر صادرات بيش از همه به حضور در بازارهاي جهاني نيازمندند.اما گذشته از مسايل روز، آلمان زماني که تاريخ تحولات نفت را مرور مي کند، همچون ايران گذشته دردناکي را به ياد مي آورد.
همان دوراني که کشورهاي اروپايي براي صنعت و اقتصاد به سرعت در حال رشد خود به دنبال مواد خام و کسب امتيازها در ديگر کشورها و مناطق جهان بودند، فرستاده دارسي در ايران به نفت رسيد و به دنبال آن روزگاري رقم خورد که براي ايران و آلمان پيامدهاي زيانباري را رقم زد؛ هر چند که دو کشور در دو منطقه جغرافيايي متفاوت قرار داشتند، يکي در قاره کهن و ديگري در قاره سبز.واقعيت اين بود که پس از کشف نفت در ايران و به دنبال آن تشکيل شرکت نفت ايران و انگيس، نفوذ بريتانيا در ايران به شدت افزايش يافت و نفت ايران در کشاکش قدرت کشورهاي اروپايي بر سر قدرت و نفوذ، نقش بي چون و چرايي ايفا کرد.
به همين ترتيب در دوران بعد از جنگ جهاني دوم در همه کشمکش هايي که ميان کشورهاي داراي منابع نفت و کشورهاي غربي رخ داده است، نامي از آلمان در ميان نيست.نيز به همين دليل زماني که در بخش بالا دستي نفت، نامهاي بزرگ را مرور مي کنيم تنها به اسامي شرکتهاي انگيسي، فرانسوي و آمريکايي بر مي خوريم: اکسون موبيل، کونوکو فيليپس، توتال، بي پي و رويال داچ شل.
داستان مرور اين نامها حکايت واقعياتي است که در سده 20 در بخش نفت رخ داده و از يک سو دور نگه داشتن آلمان از نفت و در سوي ديگر به تاراج بردن منابع نفت ايران را خواه توسط شرکت نفت ايران و انگليس و يا در قالب کنسرسيوم، توسط شرکتهاي آمريکايي، انگليسي و فرانسوي، به دنبال داشته است.
بازي بر اساس قواعدي که آمريکا و انگيس طراحي کرده و شرکتها را از فعاليت در بخش انرژي ايران منع کرده اند، اقتصاد آلمان را از نظر امنيت انرژي آسيب پذير ساخته و به نظر مي رسد صاحبان صنايع اين کشور را بر آن داشته است تا در بخش انرژي درصدد ايفاي نقش مستقل برآيند.
در حالي که اکثر کشورهاي عضو اتحاديه اروپا- به ويژه اعضاي تازه وارد- و آمريکا خواستار کاهش وابستگي به گاز وارداتي از روسيه هستند، آلمان در توافقي دوجانبه با روسيه در حال اجراي پروژه نورد استريم است تا گاز اين کشور را به طور مستقيم از طريق خط لوله اي که از بستر درياي بالتيک خواهد گذشت، دريافت کند.از قضا همان شرکتهايي که با حمايت گرهارد شرودر، دست اندرکار اجراي پروژه نورد استريم هستند، فارغ از نگاه دولت حاکم، بر گسترش همکاريهاي انرژي با ايران تأکيد دارند.آلمان در همان حال که به مجموعه غرب تعلق دارد، به عنوان بزرگترين اقتصاد اروپا و بزرگترين کشور صادرکننده کالا و خدمات جهان مي خواهد در عرصه انرژي، خواه در ارتباط با روسيه يا ايران، نقش مستقل ايفا کند. |