صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 20اردیبهشت ماه 1388

[ هنري ]
 * گشت و گذاري کوتاه در نمايشگاه بيست و دوم ؛ تنفس در هواي مطبوع کتاب
 * به بهانه برگزاري نخستين همايش «داستان نفت» در آبادان؛ بوي نفت، عطر داستان
 * جشنواره رضوي و انتظارات اهل ادب و هنر
 * بزرگداشت طاهره صفارزاه در نمايشگاه کتاب
 * در پروژه اي مشترک با کارگردانان بزرگ دنيا؛
«سميرا مخملباف» درباره استامبول فيلم مي سازد
 * بازتاب خبر درگذشت «پيمان ابدي» در رسانه هاي خارجي
 * برادر «ايرج بسطامي» خبر داد ؛ کلاهبرداري در انتشار آثار قديمي «بسطامي»

گشت و گذاري کوتاه در نمايشگاه بيست و دوم ؛ تنفس در هواي مطبوع کتاب



* خديجه زمانيان

توي اين 10 روز در تهران يک اتفاق خوب براي آدمهايي مي افتد که ساعاتي از هفته و دقايقي از روزشان را با خواندن جمله هاي يک





کتاب سر مي کنند. اين اتفاق خوب جمع شدن کتابخوانها، نويسنده ها و ناشران دور هم است به بهانه برپايي نمايشگاه کتاب.
امسال هم براي بيست و دومين بار نمايشگاه بين المللي کتاب در تهران در حال برگزاري است. در اين 10 روز آدمهاي زيادي به قصد خريد کتاب و يا ديدن نمايشگاه و آثار جديد ناشران به نمايشگاه مي روند. در غرفه ها قدم مي زنند و هواي مطبوع کتاب و کلمه را با ولع استشمام مي کنند، چون مي دانند تا سال بعد، از اين فضاي کتاب و کتابخواني خبري نيست.
***
امسال به ناشران اجازه داده نشد پوستر(از هر شخصيتي که باشد) براي فروش به غرفه ها نصب کنند. اما به نمايشگاه که قدم بگذاري غرفه هاي رنگارنگي مي بيني که پوستر نويسنده هايي که آثارشان را چاپ کرده اند، به غرفه ها آويزان کرده اند، البته نه براي فروش فقط براي ديدن و لذت بردن.
توي يک غرفه «آنتوان چخوف» دارد تو را نگاه مي کند؛ توي دستهايش اسم کتابش است؛ «بيست داستان کوتاه».
در غرفه هاي آن طرف تر پوستري از مارکز نصب شده، مثل هميشه لبخند زده و زيرچشمي به عنوان کتابي که زير تصويرش حک شده نگاه مي کند؛ «طوفان برگ».
و جاي ديگر «ريچارد براتيگان» با آن چهره خندانش و کتابهاي عجيب و غريبش که کنار چهره اش معرفي شده به آدمهايي که روبرويش ايستاده اند، لبخند مي زند و تو را وسوسه مي کند کتابهايش را که مقابل تو چيده شده است، ورق بزني؛ «در قند هندوانه» و «در رؤياي بابل».
«پل آستر» توي نشر «چشمه» به دستش تکيه داده و انگار نسبت به عنوان کتابش که با فونت بزرگ و رنگ قرمز روي پوستر کنار چهره اش نوشته شده، بي تفاوت است، اما من دوست دارم کتابش را ورق بزنم. «سفر در اتاق کتابت» اثر جديد اين نويسنده است که امسال سه مترجم آن را ترجمه کرده اند و همه ترجمه هايش هم در نمايشگاه ديده مي شود.
***
نمايشگاه امسال شلوغ است. اگر چه توي تهران غير از مصلي و اطراف آن تبليغي که نشان از وجود اين اتفاق بزرگ باشد، ديده نمي شود. انگار که اتفاق مهمي در اين شهر نيفتاده، اما شايد به خاطر تبليغات رسانه ها برگزاري نمايشگاه بين المللي کتاب تهران براي همه شناخته شده است و جا افتاده و انگار مردم حتي اگر اهل کتاب خواندن هم نباشند، براي ديدن اين همه کتاب که در اين چند روز در اين جا جمع شده اند به نمايشگاه مي آيند. اين مسأله حتماً براي خيلي ها يک اتفاق جالب و ديدني است!
اگر اهل کتاب خواندن باشيد حتماً دوست داريد يک روز نويسنده هاي آثاري را که مي خوانيد از نزديک ببينيد. خب اگر در يکي از اين روزها به نمايشگاه کتاب سري بزنيد حتماً آنها را خواهيد ديد.
در «سراي اهل قلم» نويسنده ها، شاعران و مترجمها به ميان مردم مي آيند و با مخاطبان آثارشان گفتگو مي کنند؛ «مجيد قيصري»، «محمود حسيني زاد»، «خجسته کيهان»، «لادن نيکنام» و «سيامک گلشيري» را توي غرفه هاي مختلف و سراي اهل قلم ديدم. «يوسف عليخاني» روبروي نشر ققنوس به دنبال چيزي بود، شايد کتاب!
بعد از ظهر «احمد دهقان» براي رمان تازه اي که نوشته و به نمايشگاه کتاب تهران رسانده، به غرفه «نيستان» آمده است. او روي کتابش براي مخاطباني که او را مي شناختند، امضا مي زد و جمله اي مي نوشت. بعد از او «محمدرضا بايرامي» هم براي رمان «همسفران» به غرفه آمد و از نزديک مخاطبانش را ديد. اگر چه خيلي از مخاطباني که کتاب او را مي خريدند نمي دانستند بايرامي نويسنده همين کتاب است که روبروي آنها نشسته و دارد نگاهشان مي کند و اين تفاوت مخاطبان کتاب با مخاطبان سينماست!
کتاب دوستان، آفرينندگان کتابها را نمي شناسند، در حالي که سينما دوستان ازشخصي ترين مسايل زندگي يک کارگردان، فيلمنامه نويس و بازيگر مطلع هستند و اين شايد تقصير تلويزيون ماست که کمتر مصاحبه تلويزيوني با نويسندگان انجام مي دهد و کمتر ديده ايم يک اثر داستاني و شعر را نقد و معرفي کند.
***
ناشران توي غرفه هاي مختلف، برنامه حضور نويسندگان و شاعران را زده اند. اين اتفاق براي غرفه هاي کودک و نوجوان هم افتاده است. نشر افق امسال کتابهاي زيادي چاپ کرده است(حوزه بزرگسال و کودک و نوجوان) اما در غرفه کودک و نوجوان برنامه اي از حضور نويسندگان نصب شده است.
امروز «احمد اکبرپور»، فردا «عرفان نظرآهاري»، روز سه شنبه «شيدا رنجبر» و روز چهارشنبه «محمدرضا شمس» از ساعت 14 تا 15 منتظر مخاطبانشان هستند. «منه منه کله گنده»، «ننه گلاب»، «يک روز، يک دکلمه»، «يک روز يک پسره»، «قصه هايي از آقا غوله» و... کتابهاي محمدرضا شمس درنمايشگاه است. اگر کودکان و نوجوانان شما دوست دارند اين آقاي نويسنده را ببينند، روز چهارشنبه آنها را به سالن کودک و نوجوان نشر افق ببريد تا از نزديک اين نويسنده دوست داشتني را ببينند.
***
تعداد بازديدکنندگان از نمايشگاه بيشتر از سالهاي قبل است. وقتي اين همه مشتاق را مي بينم، فکر مي کنم که چرا هر جلد کتابي را که باز مي کنم(البته منظورم کتابهاي باارزش ادبي است) روبروي تيراژ، رقم 1200 يا 1500 و حتي 1000 درج شده است؟!
از نمايشگاه کتاب امسال چيزهاي زيادي مي شود نوشت. در يادداشتهاي بعدي مفصل تر راجع به کتابهايي که با موضوعات مربوط به ادبيات و هنر حضور داشتند خواهيم نوشت؛ همينطور حرفهاي نويسنده ها و ناشران. همراه ما باشيد!

  


به بهانه برگزاري نخستين همايش «داستان نفت» در آبادان؛ بوي نفت، عطر داستان



* آرش شفاعي

درست يکصد سال از زماني که انگليسي ها بندر «عبادان» در جنوب غربي ايران را براي احداث نخستين پالايشگاه نفت منطقه





انتخاب کردند، مي گذرد آنها يک سال قبل در منطقه مسجد سليمان براي نخستين بار در خاورميانه به چاه نفت رسيده بودند و با اخذ امتياز استعماري «دارسي» بهره برداري انحصاري نفت ايران را تا 6 دهه از آن خود کرده بودند.
بندر «عبادان» که بعدها بنا بر مصوبه فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي به «آبادان» تغيير نام پيدا کرد، از آن روز به يکي از پر رفت و آمدترين مناطق جنوبي ايران تبديل شد، مهاجرت بسياري از جويندگان کار از سراسر کشور به همراه انتقال ده ها متخصص و مهندس و کارشناس فرنگي از کشورهاي مختلف جهان، آبادان را به شهر هفتاد و دو ملت تبديل کرد.
امروزه هنوز آثار اين تنوع فرهنگي در شهر ديده مي شود؛ مسجد و کليسا و کنيسه در کنار هم و قبرستان مسلمان و مسيحي که در آن از هندي و برمه اي تا انگليسي و هلندي دفن هستند جلوه اي است از آن حضور متکثر فرهنگها در شهري کوچک.
تأسيس پالايشگاه آبادان که تا بيش از جنگ، بزرگترين پالايشگاه نفت جهان بود به همراه دانشگاه نفت اين شهر که سومين دانشگاه نفت دنيا شمرده مي شد، چهره آن بندر کوچک و گرم را به کلي تغيير داد.
«نفت» همه شؤون زندگي را در اين منطقه تغيير داد و آبادان در بسياري از حوادث بزرگ تاريخي صد سال اخير، از خلع يد انگليسي ها و ملي شدن صنعت نفت تا انقلاب اسلامي و بخصوص جنگ تحميلي و دوران سازندگي، نقش محوري و کليدي داشته است.
از همين رو زندگي شخصي و اجتماعي انسانهاي اين خطه که بازتاب آن در ادبيات و فرهنگ عامه نشان داده شده بشدت تحت تأثير حضور صنعت نفت و پالايشگاه بوده است.
ورود انگليسي ها و ايجاد مراکز فرهنگي وابسته به آنها، باعث شد جوانان آباداني بشدت تحت تأثير و در معرض محصولات فرهنگي فرنگي قرار گيرند، زبان انگليسي را مانند زبان مادري بياموزند و با آثار ادبي و سينمايي بيگانه آشنا شوند.
اين اتفاق در کوتاه مدت باعث جذب گروهي از جوانان آباداني به فرهنگ غربي شد، اما در بلند مدت نسلي از نويسندگان و اهل ادبيات و سينما را در اين سامان پروراند که با تأثيرپذيري همزمان از آثار روز ادبيات و سينماي جهان و شرايط و ناملايمات سرزميني که در آن مي زيستند، آثار قابل توجهي را آفريدند و بدين ترتيب «نفت» در شکل گيري ادبيات بومي جنوب ايران، نقش مهمي بازي کرد.

* داستان و نفت
تأثيرهاي کشف نفت در ادبيات ايران، بيشتر از اينکه به جنبه هاي مثبت دستيابي به اين ثروت ملي بپردازد، به وجه منفي آن پرداخت و شايد بتوان گفت اين امر دو دليل عمده دارد؛ يکي تشديد فقر خشن در جنوب ايران با وجود استقرار در مناطق زرخيز نفتي و ديگري تأثيرپذيري از ادبيات کارگري کمونيستي.
حقيقت اين است که در مناطق نفتي، فقر نه تنها کاهش نيافت، بلکه وجهه آشکارتري پيدا کرد. مهندسان و کارشناسان شرکت نفت در خانه هايي مجلل با امکانات فراوان مي زيستند و کارگران ساده در خانه هايي آلونک مانند محروم از امکانات و با شرايط وحشتناک.
زندگي همه مردم به نوعي به شرکت نفت وابسته بود و آن شرکت هم به دليل وابستگي به استعمارگران، کارگر ايراني را تا زماني که جاني براي کندن داشت مي خواست و پس از مدتي بدون حق و حقوق، او را نيمه جان بيرون مي کرد به همين دليل در اغلب آثار داستان نويسان جنوبي همچون احمد محمود، ناصر تقوايي (که بعدها به سينماگران پيوست)، عدنان غريفي، نسيم خاکسار، قاضي ربيحاوي، شهرنوش پارسي پور، محمد ايوبي، محمدرضا صفدري و... چهره خشن فقر، ظلم برکارگران، تبعيض ميان کارگران و کارمندان، چاپلوسي گروهي براي بيگانگان براي دستيابي به پول بيشتر و... نشان داده مي شود.
بخش مهم ديگري از تأثيرگذاري ادبيات جنوب بر روند ادبيات ايران به زبان باز مي گردد. چنانکه مي دانيم حضور طولاني مدت انگليسي ها و مدارس آنها در آبادان و شرکت نفت باعث شد مردم اين سامان و کارگران و کارمندان ايراني مرتبط با شرکت، به زبان انگليسي مسلط شوند و به تازه ترين فرآورده هاي ادبي آمريکا و انگليس دست يابند. به همين دليل موج ترجمه آثار ادبي انگليسي زبان در دهه هاي 30 و 40 باعث تأثيرگذاري آثار نويسندگان بزرگي چون «ارنست همينگوي» و «ويليام فاکز» بر روند داستان نويسي ايران شد.
در معرفي اين چهره ها نمي توان از نقش انکارپذير مترجمان جنوبي از جمله نجف دريابندري، صادق چوبک، ابراهيم گلستان، صفدر تقي زاده و... گذشت.
ادبيات جنوب ايران بخصوص شهر آبادان در سالهاي اخير از زايش و پويش باز نمانده است و چهره هايي چون کورش اسدي، حبيب احمدزاده، فرهاد حسن زاده، جمشيد خانيان، فرشته توانگر، علي صالحي و... نشان دهنده استمرار حضور ادبيات داستاني جدي در اين شهر هستند.
* همايشي از جنس داستان
نخستين همايش «داستان نفت» که به مناسبت يکصد سالگي صنعت نفت ايران در روزهاي 13 تا 15 ارديبهشت در آبادان برگزار شد از دو جهت قابل توجه بود؛ نخست توجه دادن به نقش مغفول مانده اين شهر تاريخي و مظلوم در پيشبرد ادبيات پيشرو ايران و ديگري گرد آوردن چهره هاي فعال داستان نويسي ايران از چند نسل در کنار يکديگر و دادن فرصت آشنايي و تبادل نظر و تجربه به آنها.
تجليل از «نجف دريابندري» مترجم نامدار زاده آبادان در کنار حضور چهره هايي چون صفدر تقي زاده، محمد ايوبي، فرخنده آقايي، حسين سناپور، احمد بيگدلي و... اين فرصت را به داستان نويسان جواني که از سراسر کشور به آبادان آمده بودند داد تا با خواندن داستانهايشان، از ضعف و قوت نوشته هايشان مطلع شوند و در جريان روند روز داستان نويسي کشور قرار گيرند.
از سوي ديگر توجه دادن اهل ادب و فرهنگ به اين شهر، باعث مي شود داستان نويسان جوان آباداني که از نظر پشتکار و همبستگي ، جزو محدود نمونه هاي موجود در سراسر کشور هستند بيش از پيش به توان و ظرفيت خود در ارتقاي سطح ادبي و داشته هاي فرهنگي شهرشان پي ببرند.
در اين مسير، نگاه فرهنگي تر مجموعه شرکت پالايش و پخش مواد نفتي و وزارت نفت و در اختيار دادن تسهيلات به فعالان ادبي و فرهنگي آبادان مي تواند آنها را در رسيدن به موقعيت والاتر کمک کند.
اين همايش فرصت ارزنده اي به فعالان داستان نويسي ايران نيز داد تا با بخشي از تاريخ، فرهنگ و ادبيات آبادان و پيشينه اين شهر و بخصوص جلوه هايي از مقاومت تاريخي مردم اين شهر در محاصره سنگين دشمن بعثي آشنا شوند.
اين همايش و همايشهايي مانند آن که به دور از دغدغه هايي چون رتبه، عنوان و جايزه در فضايي صرفاً ادبي برگزار مي شود، مي تواند نمونه اي باشد از نگاه ارزشمند دستگاه هاي مختلف اجرايي، صنعتي و خدماتي به مقوله فرهنگ.

  


جشنواره رضوي و انتظارات اهل ادب و هنر



* کامران شرفشاهي
حضور مبارک حضرت ثامن الحجج امام علي بن موسي الرضا(ع) در سرزمين ما، بي گمان سعادتي بزرگ و افتخاري عظيم است که



تعريف و توصيف آن در توان هيچ قلم و زباني نيست و برگزاري جشنواره فرهنگي هنري امام رضا(ع) که چند سالي است در سطحي بسيار گسترده برگزار مي شود، در شمار طرحهاي ارزنده اي است که اگر اهداف آن به طور دقيق و جدي به اجرا برسد، مي توان ثمرات و برکات نيکويي به همراه داشته باشد.
از آنجا که نام مقدس امام رضا(ع) بر اين جشنواره نهاده شده است، به حق اين انتظار وجود دارد که نظارت بسيار افزونتري نسبت به اجراي هر چه بهتر اين جشنواره در همه مراحل برگزاري صورت پذيرد تا نتايج حاصل از آن با اهداف تعيين شده بيگانه نباشد و به مرور زمان، سطح کيفي اين جشنواره به عنوان شاخص ترين حرکت فرهنگي جامعه ما به شکل مطلوبتري تجلي يابد.
جايگاه الهي و عظمت شخصيت والاي حضرت امام رضا(ع) ايجاب مي کند که اگر جشنواره اي فرهنگي و هنري درباره فضايل و کرامات آن حضرت برگزار مي شود، تمامي دست اندرکاران بر اهميت اين خدمت شريف، اشراف عميق و کامل داشته باشند و با نهايت اخلاص و به کارگيري تمام توان و امکانات بکوشند تا نتيجه کار مورد رضايت آن حضرت که رضاي خالق يکتاست، قرار گيرد.
نظر به کثرت جشنواره هايي که در جامعه ما برگزار مي شود و از پيامدهاي آن ايجاد جو روزمرگي و يکنواختي است، مي بايست مراقب بود تا اين حرکت دچار يکسان نگري نشود و همچنان مرتبه خاص خويش را حفظ نمايد.
مراقبه و نظارت دقيق و ضابطه مند بر نحوه برگزاري جشنواره رضوي، ارزيابي دستاوردها و آسيب شناسي آن از منظرهاي گوناگون از جمله ضرورياتي است که در کنار برگزاري اين جشنواره، مي بايست مورد توجه فراوان قرار گيرد تا ميزان اهميت و اعتبار اين حرکت مقدس فرهنگي روز به روز افزايش يافته و جامعه از نتايج نيکوي آن بهره مندي بيشتري يابد.
از آنجا که ترغيب و تشويق اهل ادب و هنر به آفرينش آثار ارزنده پيرامون شخصيت و زندگاني پر برکت حضرت ثامن الائمه(ع) يکي از اهداف مهم جشنواره رضوي است، تماس با بر گزيدگان بخشهاي مختلف جشنواره و جويا شدن نظر آنان نسبت به مسايل کمي و کيفي در اين خصوص مي تواند گام مؤثري در ارزيابي اين حرکت و تلاش در جهت رفع نواقص و کاستي ها باشد.
به علاوه، يکي از توقعاتي که از اين جشنواره وجود دارد، تلاش در جهت انتشار بهترين آثار در هر دوره و ارسال آن به مراکز علمي و پژوهشي، اهل تحقيق و خالقان اين آثار است که متأسفانه تاکنون تحقق نيافته است.
بازنگري در فراخوانها و ايجاد تسهيل در شرايط ارايه آثار، ارتباط پويا و سنجيده با مخاطبان از نخستين موضوعاتي است که به نظر مي رسد از هم اکنون مي بايست مورد توجه قرار گيرد، زيرا اصولاً گستره فراخوان برخي رشته ها و نحوه اطلاع رساني آن در حد لازم و قابل قبولي قرار ندارد و همچنين در سالهاي گذشته در بعضي از فراخوانها شرايط زايد، دست و پاگير و غيرعلمي گنجانده شده که با اصول جريان کسب اطلاعات در عصر حاضر همخواني ندارد.
نکته ديگر در اين زمينه نياز مبرم به دبيرخانه هاي فعال و پاسخگويي است که لااقل در ارسال يک نامه اعلام وصول اثر، هماهنگي حضور و يا ارسال تقديرنامه اي براي شرکت کنندگان معطل و خنثي نباشد.يکي از آفات مهمي که تمامي جشنواره ها را تهديد مي کند و جشنواره رضوي نيز از اين آفت مصون نبوده است، موضوع مهم هيأت داوران و اعلام آثار برگزيده است که مي بايست با نهايت بي نظري و کمال صداقت، به دور از هر شائبه وحب و بغضي به انجام برسد.
و لذا دست اندرکاران پيش از برگزاري اين جشنواره بزرگ روحاني، بد نيست که با دعوت از برگزيدگان دوره هاي پيشين نقطه نظرات آنان را مورد استقبال قرار دهند و مبناي حرکت را بر تحول و ارتقاي کيفي و جريان سازي گسترده فرهنگي استوار نمايند.بدون شک عشق و ارادت به ساحت مقدس حضرت امام رضا(ع) سرمايه اي سترگ و زوال ناپذير است و دوستداران بي شمار آن حضرت در انتظار به ثمر نشستن تلاشهاي وسيع تر و ارزنده تري هستند که با بهره گيري مطلوب و هوشمندانه تر از قابليتها و ظرفيتهاي موجود، تحقق اين مهم دور از انتظار نيست.

  


بزرگداشت طاهره صفارزاه در نمايشگاه کتاب



گروه هنر- بزرگداشت طاهره صفارزاده در نمايشگاه کتاب تهران برگزار مي شود.
نشست بزرگداشت طاهره صفارزاده - شاعر و مترجم فقيد - ساعت 14 تا 30:15 روز سه شنبه ( 22 ارديبهشت ماه) با حضور سيدعلي محمد رفيعي، سيدعلي موسوي گرمارودي و احمد ميراحسان برگزار خواهد شد.
در اين جلسه سراي اهل قلم نمايشگاه کتاب که اجراي آن را سيدياسر هدايتي برعهده دارد، رفيعي درباره ترجمه طاهره صفارزاده، موسوي گرمارودي درباره ترجمه طاهره صفارزاده از قرآن و ميراحسان نيز درباره شعر او صحبت مي کنند.

  


در پروژه اي مشترک با کارگردانان بزرگ دنيا؛
«سميرا مخملباف» درباره استامبول فيلم مي سازد



«سميرا مخملباف»، کارگردان جوان ايراني در کنار 18 کارگردان بزرگ دنياي سينما در پروژه اي مشترک فيلمي درباره استانبول مي سازد.
به گزارش ايسنا «سميرا مخملباف» به همراه کارگردانان نامداري چون «ديويد لينچ»، «اسپايک لي»، «پدرو آلمادوار»، «لارس فن تير» و «تاکاشي کيتانو» در يک پروژه فيلم سازي جمعي، فيلمي با نام «استانبول در ذهن من» را خواهند ساخت.به گزارش زمان تودي، هريک از اين 19 کارگردان، يک فيلم کوتاه خواهند ساخت و نهايتاً در قالب فيلمي بلند که براي سال 2010 آماده خواهد شد، آن را آماده نمايش خواهند ساخت.

  


بازتاب خبر درگذشت «پيمان ابدي» در رسانه هاي خارجي



پس از انتشار خبر درگذشت پيمان ابدي - بدلکار سينما و تلويزيون ايران- در رسانه هاي داخلي، برخي از رسانه هاي خارجي نيز به انتشار اين خبر پرداختند.




به گزارش ايسنا، پيمان ابدي به خاطر بدلکاري در سريالي چون «هشدار براي کبري 11 » و پخش اين سريال در کشورهاي مختلف، به چهره اي شناخته شده براي بسياري از علاقه مندان سريالهاي تلويزيوني در دنيا مبدل شده بود و بر اين اساس، خبر درگذشت وي طي روزهاي گذشته در رسانه هاي کشورهايي چون آلمان و تايوان و غيره بازتاب داشت.
«تايوان نيوز» با پرداختن به اين خبر، تيتر «بدلکار ايراني در حين فيلمبرداري در اطراف تهران کشته شد» را انتخاب کرده است. اين رسانه آسيايي سپس اعلام کرده است که بدلکار ايراني در بسياري از سريالهاي آلماني فعاليت داشته است که برخي از اين سريالهاي آلماني در ايران هم مخاطب بسيار داشته است.
تايوان نيوز زمان بازگشت پيمان ابدي، 37 ساله به ايران را سال 2005 اعلام کرده و خاطرنشان کرده است که ابدي در بازگشت به ايران يک آموزشگاه حرفه اي بدلکاري را هم راه اندازي کرده است.
چارت کينگ، بازآن لاين، اينترنت هابر، برلين کورير و تعدادي از تلويزيونهاي آلماني و ماهواره اي ديگر رسانه هايي هستند که طي روزهاي اخير به انعکاس خبر درگذشت پيمان ابدي پرداخته اند.
پيمان ابدي بدل کار سينما و تلويزيون ايران ساعت 17 روز چهارشنبه، 17 ارديبهشت ماه در حين تصويربرداري يک تله فيلم با نام «چشمهاي نامحسوس» بر اثر يک حادثه جان باخت.

  


برادر «ايرج بسطامي» خبر داد ؛ کلاهبرداري در انتشار آثار قديمي «بسطامي»



برادر مرحوم ايرج بسطامي از کلاهبرداري ناشران موسيقي از انتشار آثار گذشته اين خواننده، با نام جديد خبر داد.محمدعلي بسطامي در گفتگو با فارس گفت: با توجه به اينکه چند روز پيش بنياد ايرج بسطامي به ثبت رسيده، قصد داريم چند کار آوازي که از برادرم به جاي مانده را در صورت مناسب بودن شرايط منتشر کنيم، اما متأسفانه آنقدر راه بر ما بسته شده که شايد امکان چنين کاري برايمان فراهم نباشد.
وي ادامه داد: در گذشته از برادرم آلبومي با عنوان «تحرير خيال» به آهنگسازي آقاي «پرنيا» در بازار منتشر شده بود، متأسفانه برخي کلاهبرداران موسيقي مجدداً اين اثر را با نام ديگري با عنوان «خانه بوي گل گرفت» منتشر کرده اند که اين خود يک جنايت فرهنگي است چرا که براي به دست آوردن پول، سر مردم را به نوعي کلاه مي گذارند و همان اثر قبلي را با عنوان جديد به مردم عرضه مي کنند.
بسطامي درخاتمه با اشاره به قطعات منتشر نشده از ايرج بسطامي خاطرنشان کرد: آثاري که از برادرم در دست داريم بسيار کم است البته آهنگهايي وجود دارد که دست دوستان و افراد ديگر است که به ما نداده اند، اما اگر همه را جمع آوري کنيم تعداد قابل توجهي خواهد شد و مي توانيم آنها را منتشر کنيم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com