|
* محمد ملازهي
«نتانياهو» نخست وزير صهيونيست جنگ طلب و مخالف صلح به شرم الشيخ مصر سفر نمود و با حسني مبارک، رئيس جمهور اين کشور ديدار و گفتگو کرد. هر چند ممکن است اولين ديدار سران اسرائيل و مصر به دليل آنکه نتانياهو بتازگي به قدرت رسيده است، امري عادي جلوه کند، اما از آنجا که خاورميانه در آستانه تحولاتي قرار گرفته است، سفر نتانياهو به مصر توجه بيشتري را جلب مي کند.
اين واقعيت که سفر نخست وزير اسرائيل اولين سفر وي به مصر پس از کسب قدرت حزبي در اسرائيل است و مصر در معادلات عربي صلح خاورميانه جايگاه مهمي دارد تا حدي مي تواند اين سفر را توجيه کند، اما اين سفر در آستانه سفر مهمتري انجام شد که قرار است حسني مبارک، نتانياهو و محمود عباس در آينده اي نزديک به واشنگتن داشته باشند، همزماني اين سفر با سفر عبدا... دوم پادشاه اردن به سوريه نيز در نوع خود قابل تأمل است.
به نظر مي رسد، جريان سازشکار در خاورميانه به آرامي وارد مرحله جديدي از مناسبات مي شود که بتواند خود را با راهبرد باراک اوباما هماهنگ کند. تمرکز راهبردي اوباما بر تأمين کشور کوچک فلسطين در مناطق اشغالي 1967 است، اما نتانياهو، اصلي ترين مخالف اين راهبرد است.
در اين ميان، پرسش مهم اين است که در شرايط حکومت راستگراترين جريان و مخالف اصلي صلح در اسرائيل چه بختي براي تحقق تأسيس کشور فلسطين وجود دارد؟
در ظاهر، پاسخ روشني براي چنين پرسش حياتي وجود ندارد، اما تمامي مسأله اين نيست. «اوباما» در پيگيري راهبرد خاورميانه اي خود جدي است. نتانياهو هم البته متوجه اين موضوع شده است و اگر آشکارا مخالفت کند، ممکن است با مشکلاتي رو به رو شود، اما او هم بازي خود را مي کند.
به نظر مي رسد، بازي اصلي بر سر طرح صلح عربي است که پادشاه عربستان قدم در پيش گذاشته است.
اسرائيل با طرح تعديل پيش نويس اعراب مي تواند بازي را تا منتفي کردن آن پيگيري کند بدون آنکه با اصل طرح صلح مخالفت کند. فراموش نکنيم سنت محافظه کاري در جهان عرب قوي است و عقب نشيني تدريجي و تعديل طرح صلح با حمايت آمريکا محتمل است، اما مصر بايد اين مهم را بر دوش بگيرد تا حساسيتها کاهش بيابد.
از سوي ديگر، پادشاه اردن به سوريه رفته است تا بخش ديگر اين سناريو را با بشار اسد به بحث بگذارد.
سوريه، جولان اشغالي را مي خواهد و آن را خط قرمز خود قرار داده است. بنابراين بايد فرمولي يافت شود که اسرائيل از جولان عقب نشيني کند. کليد حل اين مشکل در دست «اوباما» است. اسرائيل مجبور است بهاي صلح در جولان و مزارع شبعا در لبنان را بپردازد.
جولان از ارتش اسرائيل مي تواند تخليه شود، اما به تمامي در اختيار سوريه قرار نمي گيرد. شايد هم اوباما بخشهايي از آن را براي تضمين امنيت اسرائيل در اختيار بگيرد و با سوريه کنار بيايد. در چنين نگاهي نتانياهوي جنگ طلب، از قدرت مانوري که بتواند راهبرد جديد خاورميانه اي آمريکا را به خطر بيندازد برخوردار نخواهد بود، اما حداکثر امتياز را مي گيرد و حداقل را به اعراب مي دهد. به نظر مي رسد، راهبرد آمريکا دو محور دارد. تخليه جولان از سوي اسرائيل، اما بدون واگذاري کامل آن به سوريه و تأسيس کشور فلسطين، اما نه در تمامي سرزمينهاي اشغالي. اين بازي قدرت فقط در يک سوي ماجرا در جريان است. نبايد فراموش کرد، در معادله صلح خاورميانه، جريان موسوم به مقاومت به گونه اي ديگر در برابر اسرائيل بازي مي کند و ناديده گرفتن نقش آن، نهايت ساده انديشي است. |