صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-13
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 23اردیبهشت ماه 1388


گزارش قدس از وضعيت غرفه هاي ادبي در نمايشگاه بيست و دوم ؛
بازار سرد چاپهاي جديد، بازار گرم تجديد چاپها



* خديجه زمانيان

وارد سالن ناشران عمومي که مي شوم، قابهاي عکس شاعران در يک غرفه توجهم را جلب مي کند؛ محمدعلي بهمني، علي





باباچاهي، سيدعلي صالحي، قيصر امين پور، موسي بيدج، حسن حسيني، تيمور ترنج، محمدتقي شمس لنگرودي، پرويز بيگي حبيب آبادي. اين طرف غرفه قابهاي عکس نويسندگان زده شده است؛ مجيد قيصري، راضيه تجار، انوشه مرادي، فرهاد حسن زاده، سيدمهدي شجاعي و... کنار هم بودن عکس شاعران و نويسندگان روي ديوار غرفه، تصوير زيبايي مقابل چشم من ساخت. اين غرفه فقط کتابهاي شعر و داستان را عرضه مي کند. مي ايستم تا کتابها را ببينم. صد عنوان شعر و صد عنوان داستان از شاعران و نويسندگان در اين غرفه وجود دارد.
اين آمار را مسؤول غرفه نشر «تکا» به من مي دهد. او مي گويد: «اين آثار منبع کاملي براي نويسندگان و پژوهشگران داخلي و خارجي علاقه مند به مطالعه اين دوره از تاريخ ادبيات است».
بيشتر کتابهاي شعر و داستان اين غرفه (بر خلاف ساير غرفه ها که امسال با چاپهاي مجدد به نمايشگاه آمده اند) چاپهاي جديد هستند.
«ساعت لعنتي» اثر فيروز زنوزي جلالي، «مردار خوار» اثر احمد شاکري، «تابوي عشق» اثر زهرا زواريان، «شاعري در شعر» اثر حسن حسيني، «زمزمه هاي تنها» اثر وحيد دانا و... .

غرفه هاي شعر و داستان؛ شلوغ تر و پر رونق تر
اگر چه نمايشگاه کتاب تهران فرصتي است تا کتابها با موضوعات مختلف به نمايش گذاشته شود، اما اگر به نمايشگاه سري بزنيد، مي بينيد غرفه ناشراني که کتابهاي شعر، داستان، سينما، تئاتر، گرافيک و... چاپ مي کنند، شلوغ تر از بقيه غرفه هاست.
تراکم بازديد کنندگان مقابل پيشخوان غرفه ها به حدي است که بايد بگذاري چند نفر بروند تا بتواني کتابهاي چيده شده را ببيني و ورق بزني. ديدن صحنه آشتي آدمها با کتاب براي تو خوشحال کننده است، اما وقتي مي بيني بايد تمام وقتت صرف رد شدن از ميان آدمها و رسيدن به کتابها شود، خستگي زودتر به سراغت مي آيد.
انتشارات هرمس، ققنوس، افق، روزگار، ماهي، سوره مهر، مرواريد، روزنه کار، مشکي، چشمه، نيلوفر، مرکز، اميرکبير و علمي فرهنگي جزو نشرهاي پرکار و شلوغ هستند.
بايد از يکي از مسؤولان غرفه فهرست کتابها را مي گرفتي، کنار کتابهايي که مي خواستي آنها را بخري علامت مي زدي و بعد به مسؤول غرفه مي دادي تا برايت بسته بندي کند. اگر هم آدم دور انديش و وقت شناسي باشي و از پيش فهرست کتابهايي را که مي خواستي تهيه کرده باشي، در نمايشگاه امسال، راحت تر مي توانستي به کتابهايي که مي خواهي دست پيدا کني.
ناشراني که کتابهايي با محوريت ادبيات و هنر، چاپ کرده بودند، امسال بيشتر به چاپ نمايشنامه، فيلمنامه و کتابهايي درباره هنر تئاتر و سينما اقبال نشان داده بودند.
نشر «هرمس» را اگرچه همه با چاپ کتابهاي فلسفي اش مي شناسند، اما امسال در کنار آثار فلسفي، اقدام به چاپ مجموعه تک نگاري فيلم کرده و فيلمنامه فيلمهاي مطرح جهان را در کتابهايي مجزا با قطع جيبي به چاپ رسانده است.
فيلمنامه هاي فيلم «هفت، ماتريکس، مرد مرده، راننده تاکسي، ماجراي نيمروز و ده» به ترجمه «محمد شهبا» توسط اين نشر چاپ شده بود. نمايشنامه هاي چيده شده در قفسه هاي غرفه هم مخاطبان هنر تئاتر را به سمت خودش مي کشاند. يکي از فروشندگان اين نشر مي گفت: «تعداد زيادي نمايشنامه توسط نشر ما زير چاپ است که به نمايشگاه نرسيده، اما تا ماه آينده به بازار کتاب خواهد آمد.»
مخاطبان، نشر «روزنه کار» را با چاپ کتابهاي تخصصي در حوزه سينما مي شناسند. در غرفه اين نشر يک پوستر بزرگ نصب شده است. «امشب در سينما ستاره» به ترجمه پرويز دوايي عنوان کتابي است که اين انتشارات با نصب پوستر آن به ديوار غرفه، اثر را تبليغ کرده است. اگرچه در ميان آثار اين نشر کتابهاي ادبي هم ديده مي شود، اما اين انتشارات ادعا دارد ناشر کتابهاي برتر سينماست. بعضي آثار انتشارات «روزنه کار» به عنوان منبع مورد استفاده پژوهشگران سينما قرار مي گيرد.
جلد اول، دوم و سوم فرهنگ جهاني فيلم به تأليف «بهروز دانشفر» راهنماي فيلم روزنه در چهار جلد که راهنماي فيلمهاي سال 1895 تا 2008 است، به تأليف بهزاد رحيميان جزو اين منابع هستند. در انتشارات روزنه کار 19 عنوان سينمايي به چاپ رسيده بود که از ميان اينها، سه عنوان «راهنماي فيلم پالتوي 2009 »، «راهنماي فيلم، جلد چهارم» و «امشب در سينما ستاره» کتابهاي جديد بودند.
نشر «مرکز» هم امسال 22 عنوان کتاب در حوزه سينما و تئاتر در ميان آثار حاضر در نمايشگاه که دو کتاب «زمينه اجتماعي تعزيه و تئاتر در ايران» اثر «جلال ستاري» و «عصر طلايي هنر ايران» اثر «حسن افشار» عناوين جديد سينمايي اين نشر هستند.
نشر «نيلوفر» با 12 عنوان، «نگاه» با 35 عنوان، «مرواريد» با 4 عنوان، «چشمه» با 13 عنوان، «نيستان» با 4 عنوان، «سوره مهر» با 6 عنوان و «ققنوس» با 9 عنوان جزو ناشراني بودند که بيشترين تعداد آثار چاپ شده در حوزه سينما و تئاتر را داشتند.

بازار سرد چاپهاي جديد؛ بازار گرم تجديد چاپها
نمايشگاه امسال با استقبال زياد مردم مواجه شده بود. تعداد ناشران نسبت به سال گذشته افزايش يافته بود و طبق آماري که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارايه داده، عنوانهاي بيشتري کتاب نسبت به سال پيش در نمايشگاه حاضر شده بود. اما اگر دقت مي کردي، متوجه مي شدي تعداد آثار تازه و چاپهاي جديد نسبت به ساير آثار بسيار کم بود و بيشتر کتابها، تجديد چاپ بودند. اين مسأله هم در حوزه کتابهاي تأليفي صدق مي کرد و هم ترجمه.
مثلاً نشر «ققنوس» از ميان 244 عنوان کتاب در حوزه ادبيات و هنر، 30 عنوان کتاب جديد نشر «نگاه» از ميان 340 عنوان کتاب، 46 عنوان کتاب جديد و نشر «مرکز» از ميان 319 عنوان، 36 عنوان کتاب جديد داشت. البته اين چند نشر به عنوان نمونه معرفي شدند.
چون از ساير ناشراني که در حوزه ادبيات و هنر، اقدام به چاپ کتاب کرده اند، امکان کسب اطلاعات بيشتر درباره چاپ کتابهاي جديد وجود نداشت. نويسندگان و مترجمان هم روي تعداد زياد تجديد چاپ و تعداد کم چاپ کتابهاي جديد تأکيد کردند.
«فيروز زنوزي جلالي» مي گفت: «آثار جديد در نمايشگاه امسال نسبت به آثار قديمي و تجديد چاپها بسيار کم بود. آثار بسياري از نويسندگان را که قرار بود براي اولين بار در نمايشگاه حاضر شود، پيدا نکردم و نمي دانم به نمايشگاه امسال نرسيده اند يا مجوز نگرفته اند.»
«محمود حسيني زاد» را که مترجم آثار از زبان آلماني است، در نشر «ماهي» ديدم. اين مترجم هم گفت: «من بيشتر به ناشراني سر زدم که کتابهاي ترجمه داشتند» از افق، ماهي و هرمس بازديد کردم. آثار خوبي چاپ کرده بودند. اما ترجمه جديدي از زبان آلماني در نمايشگاه نديدم. اما يک ترجمه خوب در نمايشگاه امسال است که دوست دارم مخاطبان بخوانند و لذت ببرند؛ «بيگانه» اثر آلبرکامو با ترجمه «خشايار ديهيمي» که جزو شاهکارهاي ترجمه است. نشر افق هم از يک خانم فرانسوي اثري ترجمه کرده بود که بسيار خوب بود، اما در حال حاضر عنوان آن را به خاطر ندارم.»
نمايشگاه شلوغ است و بيش از اين نمي توانم با حسيني زاد صحبت کنم.
مجيد قيصري امسال با مجموعه داستان «ديگر اسمت را عوض نکن» در نمايشگاه حضور دارد. اين نويسنده را در نشر چشمه مي بينم. قيصري مي گويد: «تعداد آثار جديد رمان و داستان، چه در حوزه تأليف و چه در حوزه ترجمه بسيار کم بود. من وقتي ديدم حتي ناشران بزرگ و مطرح هم امسال اين قدر اثر تازه کم چاپ کرده اند، تعجب کردم.
در غرفه هاکه قدم بزني، مي بيني آثار نويسندگاني مثل «فريبا وفي»، «مصطفي مستور»، «جمال ميرصادقي»، «حسين سناپور»، «جعفر مدرس صادقي» و... به چاپهاي چندم رسيده اند و از آثار تازه آنان در نمايشگاه کتاب خبري نيست. مصطفي مستور مي گفت: «مجموعه داستان «تهران در بعد از ظهر» و رمان «من گنجشک نيستم» که قرار بود نشر چشمه و مرکز منتشر کنند، به نمايشگاه کتاب امسال نرسيد. در حالي که آثار ديگر هم به چاپهاي شانزدهم، دوازدهم، دهم و هشتم هم رسيده اند.»
اداي دين به رمان!
*«آقا يک رمان خوب مي خواهم! »
فروشنده، «بارون درخت نشين» اثر «ايتالوکالونيو» را با ترجمه «مهدي سحابي» به خانم خريدار پيشنهاد کرد.
* «يک رمان عاشقانه هم بدهيد! »
فروشنده، «بلندي هاي بادگير» اميلي برونته را کنار همان کتاب گذاشت و به خانم خريدار داد.
* «شعرهاي فروغ را از کجا مي توانم پيدا کنم؟»
فروشنده، نام چند نشر را برد و گفت: «اگر برگزيده اشعار را مي خواهي، آن را داريم، اما ديوان کامل را نداريم.»
* «چه فرقي دارد؟»
فروشنده گفت: «بعضي ناشران ديوان کامل را دارند، اما نشر ما گزيده اشعار اين شاعر را چاپ کرده است.»
آقاي جواني فهرستي در دست دارد. فهرست را به فروشنده مي دهد و مي گويد: «لطفاً اين کتابها را برايم بسته بندي کنيد.» به فهرست نگاه مي کنم: «در بندر آبي چشمانت» اثر نزار قباني، «خاطره اي در درونم هست» اثر آنا آخماتوا، «هوا را از من بگير، خنده ات را نه» اثر پابلونرودا، «دو قدم اين ور خط» اثر احمدپوري و «سمت تاريک کلمات» اثر حسين سناپور. بين کتابهايي که ناشر براي اين آقاي جوان انتخاب مي کرد، کتاب «هوا را از من بگير، خنده ات را نه» به چاپ هجدهم رسيده بود.
غرفه ناشراني که «داستان» محور عمده چاپ آثارشان بود، شلوغ تر از بقيه غرفه ها بود. چهره مسؤولان فروش اين غرفه ها خسته بود، چون لحظه اي آرامش نداشتند و هر لحظه در حال پاسخ به درخواست مشتريان بودند. البته پوسترهايي که از کتابهاي پرفروش نويسندگان مطرح و عناوين چشمگير به در و ديوار غرفه ها نصب شده بود، در جلب مخاطب بي تأثير نبود. اما به جرأت مي شود گفت، بعد از خريد کتابهاي مربوط به کنکور و رمان خارجي بيشتر از ساير عناوين در نمايشگاه امسال، مخاطب داشت.
در اين ميان، ترجمه هاي مختلف از آثار نويسندگاني مثل پل آستر، گابريل گارسيا مارکز، ويرجينيا وولف، آلبرکامو، آلبادسس پرس، جي دي سالينجر، مارگارت آتوود، مارسل پرولت، جين آستين، رولد دال، ريچارد براتيگان، داستايوفسکي، لئوتولستوي، گونترگراس و خالد حسيني تقريباً توسط بيشتر ناشران با ترجمه هاي مترجمان متفاوت به چاپ رسيده بود.
شايد به دليل استقبال گسترده مردم از رمان بوده است که رئيس جمهور در مراسم افتتاحيه بيست و دومين نمايشگاه بين المللي کتاب گفته بود: «هر چند ما با کتابهاي معرفتي مواجهيم که اهالي، به آن رجوع مي کنند، اما کسي با کتابهاي معرفتي کتابخوان نمي شود و در اين حوزه کتابهاي داستان اهميت بيشتري دارد. بايد در توليد داستان و رمان خيلي کار کرد.»

  


استاد جلال خالقي مطلق: «شاملو» شناخت درستي از فردوسي و مولوي نداشته است



جلال خالقي مطلق که تصحيح هشت جلدي اش از شاهنامه پارسال منتشر شد، از آغاز به کار ويرايشي ديگر از اين اثر براي





خوانندگان عام خبر داد و گفت: يک سال است مشغول تصحيح ديگري از شاهنامه هستم و مي خواهم آن را بدون استفاده از نسخه بدل براي عموم خوانندگان منتشر کنم.
به گزارش مهر، جلال خالقي مطلق شاهنامه پژوه و استاد دانشگاه هامبورگ عصر دوشنبه و در دفتر مجله بخارا درباره ويرايش 8 جلدي اش از شاهنامه، جايگاه فردوسي در ميان شاعران ايران و جهان، روند شاهنامه پژوهي و مسائلي از اين دست سخن گفت.
خالقي مطلق در اين نشست که از همان ابتدا به صورت پرسش و پاسخ برگزار شد، در پاسخ به سؤالي درباره آخرين وضعيت يادداشتهايي که بر تصحيح 8 جلدي شاهنامه نوشته است، با اشاره به شيوه اين تصحيح گفت: بعد از اتمام کار تصحيح 5 دفتر از شاهنامه، بخش اول يادداشتهاي جلدهاي اول و دوم را به همراه واژه نامه اي در 2 جلد و در حدود 1000 صفحه در آمريکا منتشر کردم. بخش دوم يادداشتها را هم که شامل دفترهاي سوم و چهارم و پنجم مي شد، در 500 صفحه منتشر کردم.
وي افزود: مي ماند جلدهاي 6 ، 7 و 8 که به دليل بيماري ديسک کمر و درد پا ديگر نتوانستم آنها را همانند دو جلد قبل منتشر کنم. به همين خاطر از دو دوست شاهنامه پژوهم (محمود اميدسالار و ابوالفضل خطيبي) براي همکاري دعوت کردم. در نهايت اميدسالار بر دفتر ششم و خطيبي نيز بر دفتر هفتم يادداشتهايي نوشتند و خودم هم کار يادداشتهاي دفتر هشتم را ادامه دادم.
خالقي مطلق اضافه کرد: به هر حال بخش سوم يادداشتها هم که شامل يادداشتهاي اميدسالار بر دفتر ششم به اضافه افزوده هاي من بود، آماده شد. بخش چهارم نيز که شامل يادداشتهاي خطيبي بر دفتر هفتم به اضافه افزوده هاي من بود، به همين ترتيب آماده شد. جمع کل يادداشتها به اضافه واژه نامه حدود 2400 صفحه شده است. اين دو بخش را نيز به دائرَ المعارف اسلامي داده ام و اميدوارم به زودي منتشر شود.يک سال است که سرگرم تصحيح ديگري از شاهنامه هستم اما بدون نسخه بدل.
اين شاهنامه پژوه در پاسخ پرسش ديگري درباره ادامه فعاليتش در زمينه مطالعاتي مذکور گفت: بلافاصله که کار تصحيح شاهنامه را تمام کردم، به سراغ کار دوم رفتم و اکنون درست يک سال است که مشغول اين کار هستم؛ معتقدم اين شاهنامه براي اهل فن نوشته شده، اما براي ديگران هم بايد چنين کوششي را انجام داد؛ مي خواهم بدون نسخه بدل و براي عموم خوانندگان متني از شاهنامه تصحيح کنم و آخرين يافته هايم را در آن بياورم.
وي در پاسخ به سؤالي در اين باره که چرا کار تصحيح 8 جلدي شاهنامه را - که بيش از 4 دهه از عمر او را به خود مشغول کرده است - به تنهايي و نه با کمک جمعي ديگر از استادان و شاهنامه پژوهان انجام داده است؟ گفت: کارهاي دسته جمعي حسني دارد و عيبي؛ حسن اش اين است که زودتر به پايان مي رسد، اما عيبش اين است که نظرات پراکنده در آن داخل مي شود.
اين شاهنامه پژوه در عين حال افزود: البته کتابهايي مانند ديوان حافظ را - که حجم زيادي ندارند - مي توان به راحتي و به صورت فردي تصحيح کرد، اما اين گفته درباره کتابهايي مانند مثنوي، خمسه نظامي و يا شاهنامه درست نيست.
خالقي مطلق درباره نسخه هايي که براي تصحيح شاهنامه آنها را مقابله کرده است، گفت: من 50 نسخه اي را که متعلق به قرنهاي 7 و 8 و آغاز قرن نهم هجري بوده اند، بررسي کرده ام و از ميان اينها 16 نسخه را انتخاب کردم و بر اساس آنها متن را تصحيح کردم.
بخش دوم گزارش سخنراني خالقي مطلق و پرسشهاي خبرنگار مهر از وي درباره موضوعاتي مانند شاهنامه پژوهي و ميزان شناخت ما از شاعري مانند فردوسي در ادامه و به زودي منتشر مي شود.
جلال خالقي مطلق با رد انتقادات احمد شاملو به فردوسي، او را شاعري که «هيچ شناختي از حافظ و مولوي هم نداشته است» توصيف کرد و گفت: ما حق نداريم گذشتگان را با عقايد امروز خودمان به پاي ميز محاکمه بکشانيم. اين نوعي نازمان فکر کردن است.
جلال خالقي مطلق، شاهنامه پژوه و استاد ايراني دانشگاه هامبورگ - که چند روزي است به ايران بازگشته است - در آستانه بزرگداشت فردوسي در پاسخ به سؤال مهر درباره جايگاه «شاهنامه بايسنقري» - اثري که دو سال پيش در حافظه جهاني يونسکو به ثبت رسيد - گفت: اين اثر تنها به دليل نقاشي ها و حواشي آن مورد توجه است و الا متن آن داراي اشکالات فراواني است؛ مينياتورهاي اين اثر بيشتر هيأت طبقه حاکم را نشان مي دهد که سمبل زيبايي بوده اند. اين اثر اصولاً ارزش علمي براي تصحيح شاهنامه ندارد، اما يکي از شاهکارهاي کتاب آرايي در جهان به شمار مي رود.
خالقي مطلق در عين حال افزود: شاهنامه شاه طهماسبي بسيار مهمتر از شاهنامه بايسنقري است اما اين اثر (شاهنامه شاه طهماسبي) به دليل اينکه تاجر ارمني اش، تعدادي از صفحاتش را کنده و تعدادي را هم جابجا کرده است، از ارزش افتاده و کسي به آن توجه نمي کند.
در ابياتي که فردوسي در مدح سلطان محمود سروده، رنج شاعر را به خوبي مي بينيم.
وي درباره مدايح موجود از سلطان محمود غزنوي در شاهنامه، گفت: بعضي ناسيوناليستهاي افراطي معتقدند که حدود 220 بيتي که فردوسي در مدح سلطان محمود سروده، از وي نيست اما اين گونه نيست و فردوسي قطعاً چنين ابياتي را سروده است. افرادي هم که مي گويند چنين نيست به کلي از واقعيتهاي تاريخي به دورهستند. البته برخي کاتبان شاهنامه بيتهايي الحاقي به شاهنامه اضافه کرده اند، اما مدح محمود در شاهنامه اصيل است و اتفاقاً اين همان نکته اي است که ما را به رنجي که اين شاعر کشيده پي مي بريم.

  


فرش قرمز جشنواره کن امروز پهن مي شود



شصت ودومين جشنواره فيلم کن که از آن به عنوان معتبرترين رويداد سينمايي جهان ياد مي شود، از امروز در شهر ساحلي کن فرانسه کار خود را آغاز مي کند.






به گزارش ايسنا، جشنواره فيلم کن امسال با دعوت از چهره هاي نامدار سينماي جهان که هرکدام براي جذب هزاران شيفته سينما کافي است، به مدت 12 روز کانون توجه علاقه مندان سينما خواهد بود.
*بازگشت برندگان نخل طلا
امسال بخش رقابتي جشنواره کن شاهد حضور دوباره چهار فيلمساز بزرگ است که سابقه کسب نخل طلا در کارنامه افتخارات سينمايي شان به چشم مي خورد.
«کوئنتين تارانتينو» 15 سال پس از آنکه با «پالپ فيکشن» نخل طلا را در دست گرفت، امسال با «حرام زاده هاي عوضي» بارديگر چشم به جايزه اول کن دوخته است.«جين کمپيون» که يک سال زودتر از «تارانتينو» نخل طلاي کن را با «پيانو» تصاحب کرد، اين بار با فيلم «ستاره درخشان» اميدوارانه به کن آمده است.
«لارس فن ترير» که يک دهه پيش با «رقصنده در تاريکي» کسب نخل طلا را تجربه کرد، ديگر کارگردان نامداري است که امسال با فيلم «ضد مسيح» اهميت بخش رقابتي کن را دوچندان کرده است.
«کن لوچ»، کارگردان پرآوازه انگليسي که در سال 2006 با «بادي که به مرغزار مي وزد» به جمع برندگان نخل طلا پيوست، امسال با فيلم «در جستجوي اريک» و همکاري «اريک کانتونا»، ستاره سابق باشگاه منچستريونايتد با دست پر به کن آمده است.
*ديگر نامزدهاي کسب نخل
«پدرو آلمادووار» امسال تنها کارگردان آمريکايي است که با فيلم «آغوشهاي شکسته» به دنبال جايزه اول جشنواره کن است و از سوي ديگر، «آنگ لي» با فيلم «ناظر ووداستاک» مصمم است تا ديگر اين بار دست خالي از کن بازنگردد.«مخزن ماهي» ساخته آندره آرنولد؛ «يک پيامبر» ساخته ژاک اوديارد؛ «ويسنته» ساخته مارکو بلوچيو؛ «در ابتدا» ساخته ژاوير جيانولي؛ «خاموشي آواهاي توکيو» ساخته ايزابل کوئيست؛ «روبان سفيد» ساخته مايکل هانکه؛ «تب بهاري» ساخته يو لي؛ «قناري» ساخته بريلانت مندوزا؛ «وارد خلاء شويد» ساخته گاسپر نوئه؛ «تشنگي» ساخته پارک چان ووک؛ «علفهاي ديوانه» ساخته آلن رسانيست؛ «زماني که مي ماند» ساخته ايلاي سولينام؛ «انتقام» ساخته جاني تو به همراه «چهره» ساخته ساي مينگ ليانگ ديگر فيلمهاي بخش رقابتي هستند.
*«برادران داردن» در کلاس کارگرداني پيشرفته
«برادران داردن»، فيلم سازان سرشناس بلژيکي، امسال کلاس کارگرداني پيشرفته جشنواره کن را برگزار خواهند کرد. اين دو کارگردان بزرگ که دوبار کسب نخل طلاي کن را تجربه کرده اند، روز نوزدهم مي در کلاس کارگرداني خود از سالها تجربه فيلمسازيشان براي علاقه مندان به سينما صحبت خواهند کرد.
«برادران داردن» يک بار در سال 1999 براي فيلم «روزتا» و پس از آن در سال 2005 با فيلم «نوزاد» نخل طلاي کن را به دست آوردند. اين دو همچنين در سال 2008 جايزه بهترين فيلمنامه کن را براي «سکوت لورنا» کسب کردند.
*«بهمن قبادي»، در کن
فيلم جديد «بهمن قبادي» با نام «چه کسي از گربه هاي ايراني خبر داره؟» در بخش رسمي کن، روز پنج شنبه بخش «نوعي نگاه» را افتتاح خواهد کرد.
همچنين اسکرين ديلي ديروز اعلام کرد: پس از اعلام حکم آزادي «رکسانا صابري» در تهران - که او در نگارش فيلمنامه اين فيلم همکاري داشته است - وي به همراه «بهمن قبادي» در سفري 48 ساعته به جشنواره کن خواهند رفت و در مراسم افتتاحيه بخش «نوعي نگاه» حضور خواهند داشت.
*بخش آثار کلاسيک به رياست اسکورسيزي
«مارتين اسکورسيزي»، کارگردان نامي هاليوود امسال رياست بخش آثار کلاسيک جشنواره کن را برعهده دارد.بخش آثار کلاسيک جشنواره کن امسال يکصدمين سال تولد «جوزف لوسي»، کارگردان بزرگ آمريکايي را جشن مي گيرد. نمايش فيلمهايي چون «تصادف» ( 1967 ) و نسخه جديد «دون جيوواني» ( 1979 ) بخشي از بزرگداشت اوست.
بخش ديگري از آثار کلاسيک کن امسال اختصاص به نمايش نسخه هاي جديد و بازسازي شده از آثار برجسته سينماي جهان دارد. «ماجرا» ساخته «ميکلانجلو آنتونيوني» ( 1960 )، «روزي روزگاري، انقلاب» ساخته «سرجيو لئونه» ( 1971 )، «نود» ساخته «لوچينو ويسکونتي» ( 1954 )، «پيروي ديوانه» ساخته «ژان لوک گدار» ( 1965 ) از جمله فيلمهايي هستند که در اين بخش نمايش خواهند داشت.

  


چند نگاه رسانه اي به فيلم «دوباره 17 » ؛ ستاره مي شود ...



* کميل سهيلي
کارگردان: بور استيرز
نويسنده: جيسون فيلاردي
بازيگران: زک افران، لزلي مان، توماس لنون، متيو پري
استوديو: نيولاين سينما(وارنر برادرز پيکچرز)
افتتاحيه: 17 آوريل 2009 - 28 فروردين
امتياز منتقدان از 100: 84
تعداد سينماها: 5523
بودجه: 02 ميليون دلار
***






خلاصه داستان:
مردي که از زندگي خود راضي نيست، آرزو دارد بتواند بار ديگر به دوران دبيرستان بازگردد و آن را تغيير بدهد. او يک روز از خواب بلند مي شود و مي بيند دوباره 71 ساله شده و ...
***
زک افران مي گويد، اين فيلم درباره يک پدر است که مي خواهد با همسر و فرزندانش رابطه عميق تري برقرار کند. داستاني درباره شانسهاي دوم و فيلمي است که همه با آن رابطه مي گيرند.
«دوباره 71 » فيلمي براي مخاطبان نوجوان است که اين روزها استقبال خوبي از فيلمهاي سينمايي مي کنند و با اين کار خود کمپاني هاي فيلمسازي را به توليد بيشتر و بيشتر فيلمهاي اين ژانر ترغيب مي کنند.
دوباره71 محصول مشترک برادران وارنر و شرکت نيولاين است. در اين فيلم «زک افران» نقش اصلي را بازي مي کند. او که اين روزها يکي از چهره هاي مورد علاقه تماشاگران نوجوان است، قرار است با اين فيلم تبديل به يک ستاره درجه يک شود. بعد از مجموعه موزيکال دبيرستان که زک افران را به سينماروها معرفي کرد، اين اولين فيلمي است که او رسماً ستاره آن است؛ يعني عملاً براي اولين بار قرار است افران يک تنه فروش يک فيلم را تضمين کند که مسلماً اتفاق بسيار مهمي براي اين جوان 12ساله است.
البته فروش خوب فيلم در روزهاي ابتدايي نمايش، گواهي بر آن است که تهيه کنندگان، بي گدار به آب نزده اند و مسلماً از اين پس نام افران را بيشتر بر روي پوستر فيلمها خواهيم ديد.
قصه فيلم «دوباره 71 » درباره يک مرد ميانسال(متيو پري) است که به شکل معجزه آسايي دوباره به دوران 71 سالگي خود برمي گردد. نقش دوران 71 سالگي اين مرد ميانسال را در فيلم، افران بازي مي کند. او پيشتر با سريال «دوستان» طرفداران زيادي پيدا کرد. تفاوت داستان اين فيلم با فيلمهاي مشابهي که با اين موضوع ساخته شده اند اين است که اين بار فرد به گذشته بر مي گردد، اما دنيا تغيير نمي کند و روند عادي خود را ادامه مي دهد.
***
و اما نگاه هاي رسانه اي به اين فيلم :
* سان فرانسيسکو کرونيکل: اين فيلم شانس زيادي را در جشنواره بدترين ها دارد!
* بوستون گلاب: سعي شده داستان خيلي ساده و شيرين روايت شود تا مورد پسند مخاطبان نوجوان قرار بگيرد.
* شيکاگو سان تايمز: فيلم بامزه و سرگرم کننده اي است. با داستاني کمي جذاب تر از آنچه تصور مي رود و بازيگريي کمي پخته تر از آنچه انتظار داشتم.
* شيکاگو تريبون: يک فانتزي دبيرستاني نه چندان افتضاح!
* اي آنلاين: در اصل مجموعه تصاويري است از زک افران که در کنار آن موسيقي هم پخش مي شود!
* اينترتيمنت ويکلي: ...چرت...
* هاليوود ريپورتر: «دوباره 71» برداشت اصيل و تازه اي دارد از بازگشت به گذشته و بعضي مواقع، بهتر از انتظار است و گاهي هم البته بدجوري زمين مي خورد. سناريوي پراکنده آن همراه شده است با اغراق در کارگرداني بخصوص در صحنه هاي کميک فيلم. اين اغراق ها، ناشي از حضور زک افران است که باعث مي شود سناريست و کارگردان سعي کنند فيلم را با اغراق در صحنه هاي کميک، براي نوجوانان که هواخواهان او هستند، سرگرم کننده تر کنند.
* سايت فيلم کريتيک: اگر فراموش کنيد که داريد يکي از فيلمهاي زک افران را تماشا مي کنيد، نکات جذاب و آموزنده اي براي بزرگسالان هم مي توانيد در فيلم ببينيد.
* ويلج وويس : اين فيلم همان داستان «بزرگ» است که حالا برعکس شده. در اين فيلم، تام هنکس پسربچه 11 ساله اي بود که يک باره آدم بزرگ شد؛ يعني آرزوي بچه اي که مي خواهد زود بزرگ شود، يک باره تحقق يافت و با جهاني روبه رو شد که هم به معصوميت و تازگي نگاه او نياز داشت و هم مي خواست از آن سؤ استفاده کند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com