صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 27اردیبهشت ماه 1388

[ اجتماعي ]
 * گزارش قدس از مرکز نگهداري کودکان بي سرپرست ؛ رنگين کماني با رنگهاي تيره
 * ازدواج معلولان؛ از واقعيت تا عمل
 * رئيس هلال احمر کشور:
طرح ملي آمادگي و پاسخ در مقابل بلاياي طبيعي تدوين مي شود
 * تعيين تکليف معلمان حق التدريس در مجلس
 * معتادان تزريقي، همچنان رکورددار ابتلا به ايدز در کشور
 * احترام به بزرگترها به سبک کوچکترها
 * يک برش هندوانه به شرط چاقو
 * موسوي بجنوردي: دفاع از حقوق کودکان و زنان بايد به فرهنگ عمومي تبديل شود
 * دبير انجمن متخصصين گوارش و کبد:
شيوع سندرم روده تحريک پذير در زنان دو تا سه برابر بيش از مردان است
 * رئيس انجمن مبارزه با آسيبهاي اجتماعي:
تعداد زنان معتاد در سنين بارداري افزايش يافته است
 * فروشندگان اسباب بازي روان شناسند
 * هشت نکته در مورد پخت مربا و کمپوت
 * ورزش بانوان
 * سفره قلمکار ؛ بستني توت فرنگي با خامه

گزارش قدس از مرکز نگهداري کودکان بي سرپرست ؛ رنگين کماني با رنگهاي تيره



* مريم احمدزاده

بياييد از فضاي سرد و بي روح اخبار و گزارشهاي دستوري، حداقل براي لحظاتي خارج شويد. با اين نامه خبرنگاران به جمع کودکان





يتيم دعوت شدند. البته آنقدر هم حضورشان پررنگ نبود. خبرنگار ما در جمع اين کودکان قرار گرفت و با مسؤولان و کودکان اين مرکز به گفتگو پرداخت. و صحنه هايي جلوي چشمانش رقم خورد که شايد هيچ گاه به آن نينديشيده بود. اين گزارش فقط گوشه اي است از آن روايتي که در آنجا ديديم و براي هميشه در خاطره مان حک شد. اي کاش فقط خاطره باقي نماند.
* مسؤولان به ديدن کودکان بي سرپرست بيايند
از در که وارد مي شوم سردي هوا صورتم را مي آزارد. محوطه حياط خوابگاه بزرگ است و ساختمان سه طبقه اي وسط آن قرار دارد. در کنار حياط، زمين چمن فوتبال حکايت از نوجوانان عاشق فوتبال دارد و آن سو وسايل بازي، روايتگر حضور کودکان خردسال است.
کودکان که متوجه حضور کسي در مرکز مي شوند به سرعت خود را به در ورودي مي رسانند. آنان که کودکان 5 تا 7 ساله هستند، همه لباسهاي نيمه گرم بر تن دارند. برخي خيلي آرام سلام مي کنند و برخي فقط نظاره گر هستند. با کودکان وارد مؤسسه مي شويم. مدير روابط عمومي ما را به سمت دفتر هدايت مي کند. داخل راهرو تعدادي از بچه ها ايستاده اند و برخي مشغول بازي هستند و فقط يک نفر اسباب بازي دارد.
اميد، کوچکترين عضو اين خانواده قبل از همه وارد دفتر مي شود. او با لحني شيرين تند تند شروع به سخن مي کند و از کنار رجايي تکان نمي خورد. مشخص است وابستگي شديدي به او دارد. همه به سراغ او مي آيند و اجازه گفتگو به او نمي دهند. او با لحن مهربان مي گويد که شب در اينجا مي مانم و کودکان کمي آرام شده و برخي از بچه ها از دفتر خارج مي شوند. وقتي اتاق ساکت مي شود، با محمد رجايي، مدير روابط عمومي مؤسسه خيريه گلستان علي گفتگو مي کنيم و اطلاعاتي پيرامون کودکان اسکان يافته در اين خيريه از او جويا مي شويم.
وي مي گويد: در اين مکان 45 پسر 5 تا 14 ساله حضور دارند که معدل درسي آنها همگي بالاي 17 هست و از نظر هوشي بسيار بالا هستند. اين کودکان همه از طريق دادگستري به اين مرکز معرفي شده اند. اين افراد شامل کودکان بي سرپرست و يا بد سرپرست مي شوند.
رجايي مي افزايد: علاوه بر اين مرکز که از سال 84 مجوز آن دريافت شده و فعاليت مي کند، مؤسسه خيريه گلستان علي داراي 4 خوابگاه ديگر نيز شامل آشيان مهر با 18 نفر دانش آموزان پسر که هر کدام در يک دبيرستان و يا هنرستان مشغول به تحصيل هستند مرکز آشيان محبت که دختران دبستان و راهنمايي در آن حضور دارند و مرکز داور زن سبزوار که 15 دختر و پسر نيز در آنجا هستند، مي شود که براي اين مراکز مبلغ 3 ميليون تومان اجاره پرداخت مي کنيم و فقط خوابگاه محمديه موقوفه است.
رجايي از مسؤولان گلايه دارد و مي گويد: خيلي از مسؤولان را براي بازديد دعوت مي کنيم ولي کمتر کسي به آن اعتنا مي کند. هنگامي که کسي براي بازديد نمي آيد چگونه مي توان انتظار کمک داشت. گاهي خيلي از ورزشکاران با يک بار دعوت به اين مکان مي آيند. بازديد از اين مکان بخصوص افرادي که مورد توجه کودکان هستند براي کودکان شادي آور است.
وي به مسايل مادي اشاره مي کند و مي افزايد: ما با کمک هيأت امنا و خيرين و بهزيستي نياز به کمک مالي نداريم. ولي برخي حمايتهاي تفريحي براي اين کودکان ضروري است. اگر ارگانها و مراکز دولتي و خصوصي امکانات تفريحي خود مثل استخر و... را در زمانهاي خاص در اختيار اين کودکان قرار دهند کمک بزرگي به ما کرده اند.
رجايي به دغدغه هاي اصلي مؤسسه اشاره مي کند و مي افزايد: سال آينده برخي از جوانان ما دبيرستان را به اتمام خواهند رساند و هر سال بر تعداد آنها افزوده خواهد شد. بحث دانشگاه، اشتغال و ازدواج از اساسي ترين ارکان زندگي آنان است که بدون کمک مسؤولان و خيرين ميسر نخواهد بود.
وي به موضوع انشاء هميشگي مدارس اشاره مي کند و مي افزايد: در مدارس پس از پايان تعطيلات عيد و تابستان، دانش آموزان بايد خاطره خود را بنويسند و چون در اين مدارس هيچ کس اطلاع ندارد که اين دانش آموزان در اين مراکز هستند، اردوهايي را براي آنان ترتيب مي دهيم تا خاطره اي براي نگارش داشته باشند. هر چند اين امکان هميشه ميسر نيست.
* پرنده هاي سفيد
بعد از گفتگو با رجايي به سراغ بازديد از خوابگاه و اتاقها و امکانات آن رفتيم طبقه همکف شامل اتاقهاي خدماتي و مديريتي است و طبقه اول اتاقهاي کودکان در آن جاي گرفته است. سيستم گرمايشي اين اتاقها شوفاژ است که خاموش هستند. در اين طبقه ديوارهاي راهرو با نقاشي هاي زيبايي تزئين شده است که اين امر به واسطه همت يکي از مسؤولان و با هزينه شخصي صورت پذيرفته است. در ميان اين نقاشي ها، تصويري جنگلي است که دو پرنده سفيد در آن در حال پرواز هستند. از کنار آن که مي گذريم چند تن از بچه ها آن را با دست به ما نشان مي دهند و مي گويند اين از همه قشنگ تر است.
در هر اتاق بين 2 تا 6 تخت مرتب چيده شده است. اتاقها بسيار منظم و تميز هستند. هر فرد کمد شخصي در اتاقش دارد. يکي از اتاقها که کودکان خردسال در آن حضور داشتند عکسهايي از سريالهاي در حال پخش سيما بر ديوارهايش نقش بسته بود و در اتاق نوجوانان عکسهايي از فوتباليستهاي داخلي و خارجي و تعدادي از نقاشي هايي که خودشان کشيده بودند ديوارهاي اتاقشان را پوشانده بود. داخل اين اتاق لوح تقديري نظرمان را جلب کرد از يکي از بچه ها پرسيديم اين لوح مربوط به چيست؟ او مي گويد: اين لوح براي ورزش است البته لوحهاي ديگري نيز در مورد درس و ورزش دارم. در کمدش را که باز مي کند تا ديگر لوح تقديرها را نشان دهد گل دست ساز و عکس پسر خردسالي نظرم را جلب مي کند. او خاطرات خوب و بدش را داخل کمد محبوس کرده است. کم سخن مي گويد، اما از چهره اش مي توان فهميد که قلبش مملو از اتفاقهايي است که هر روز آن را در ذهنش مرور مي کند.
* دغدغه هايي مثل همه بچه ها
از چند اتاق که مي گذريم به اتاق امير 5 ساله مي رسيم. او با خوشحالي تختش را نشان مي دهد و بعد به سراغ کمدش مي رود. داخل کمد مقداري لباس ساده و يک جعبه ماژيک و يک کتاب نقاشي است. کتابش را برمي دارد و تصاويرش را به ما نشان مي دهد و با علاقه در مورد آنها سخن مي گويد. او رنگين کماني را نشان مي دهد که همه از رنگهاي تيره و سياه رنگ گرفته بود. کتاب امير ديگر براي نقاشي و رنگ جايي نداشت. تنها کتاب مهد کودک او پاره و خراب شده بود. بعد از چند دقيقه نشستن کنار امير به سراغ ساير اتاقها مي رويم ولي کمتر کسي با ما صحبت مي کند. در انتهاي راهرو سالن بزرگي قرار دارد که با موکت مفروش شده است و در گوشه آن تلويزيون بزرگي قرار دارد که کودکان برنامه ها و سريالهاي مورد علاقه شان و به قول خودشان افسانه جومونگ، يوسف پيامبر و فوتباليستها را تماشا مي کنند. البته در اين مکان نماز جماعت هم اقامه مي شود.
طبقه بالا را به مسايل آموزشي و تفريحي اختصاص داده اند. در اين طبقه اتاق رايانه هاي فرسوده قرار دارد که ديگر قابل استفاده نيستند و اين اتاق بيشتر شبيه انبار تلويزيون و رايانه هاي خراب است. در کنار اين اتاق کتابخانه مرتب با ميز و صندلي هاي تميز قرار دارد که امکان مطالعه را براي کودکان فراهم مي کند. يک اتاق نيز وسايل بازي سگا قرار دارد که مسؤولان خوابگاه به اين اتاق به عنوان شلوغ ترين اتاق و پرطرفدارترين اتاق اشاره مي کنند.
در انتهاي راهرو نيز سالن بزرگ بازيهاي رزمي است و کودکان خردسال با قرار دادن دو صندلي کنار ديوار در دو طرف سالن آن را به زمين فوتبال مبدل کرده اند.
* امسال 19/90 شدم
بعد از بازديد به سراغ کودکان رفتيم و با آنان گفتگو کرديم.
ابتدا با پسر 12 ساله اي صحبت کرديم که خود را ايمان معرفي مي کند ولي او را با نام ديگري در مرکز مي خوانند. او مي گويد: جدا شدن از پدر و مادرم خيلي سخت بود. ولي حالا به اينجا عادت کرده و راحت هستم. اينجا امکاناتي دارد که در گذشته از آنها بي بهره بودم.
از ايمان که بسيار فصيح و زيبا سخن مي گويد، در مورد خانواده اش مي پرسم. او که تا اين لحظه آرام و راحت سخن مي گفت به يک باره بغض گلويش را مي گيرد و مي گويد: پدرم معتاد و زنداني بود و مادرم هم براي خرج زندان پدرم شروع به فروش مواد مخدر کرد که او هم دستگير و زنداني شد. مدتي پيش مادر بزرگم بودم و هنگامي که پدرم آزاد شد چون امکانات زندگي نداشتيم مجبور شدم به اينجا بيايم.
او با لحن غرورآميزي ادامه مي دهد: پدرم يک سال است که ترک کرده و مادرم هم معتاد نيست و هنگامي که آزاد شوند حتماً به خانه مان برمي گرديم.
او که بيشتر از سنش نشان مي دهد و بسيار مؤدب است در مورد مدرسه قبلي اش مي گويد: من با يک ماشين قديمي و کهنه يک ماشين اتومات درست کردم، به همين دليل مورد تشويق مدير و معلمها قرار گرفتم و رئيس شوراي مدرسه نيز شدم.
از او مي پرسم، در مدرسه جديد کسي اطلاع دارد که در اين مکان زندگي مي کني؟ مي گويد: خير، دوست هم ندارم چه بچه هاي قديم و چه بچه هاي مدرسه جديد از اين مطلب مطلع شوند. من با آن سابقه و معروفيت که در مدرسه داشتم چگونه بگويم از آن وضعيت به اين مشکل دچار شده ام. هر چند که اگر بچه ها به اينجا بيايند خواهند ديد امکاناتي که ما در اينجا داريم هيچ يک از آنها ندارند. ما در اينجا راحت زندگي مي کنيم ولي کسي از اينها خبر ندارد و قضاوتهاي منفي مي کنند. ايمان از دعاهايش مي گويد: اول براي فرج امام زمان(عج) دعا مي کنم و بعد براي اينکه سايه پدر و مادر بر سر همه باشد و همه بچه هاي اينجا به خانه خودشان باز گردند و در آخر براي خودم که به زودي با پدر و مادرم زندگي کنم.
او که سايه شوم اعتياد بر سر خانواده اش سايه افکنده و آنها را از هم جدا کرده، در مورد برادرش مي گويد: برادرم معتاد به کريستال است و دوست ندارم او را ببينم هر چند دلم برايش تنگ مي شود، هر وقت پولدار شدم به او هم کمک خواهم کرد.
ايمان که به آينده اي روشن اميد بسته است، مي گويد: تا کلاس چهارم معدلم 20 بود ولي امسال ثلث اول 19/90 شد که سعي مي کنم دوباره به وضع قبلي برگردم. او خود را ابن سيناي ديگري مي بيند و مي خواهد براي کشورش بسيار مفيد و افتخارآفرين باشد. او مي گويد: نمي خواهم اسم من را در کتابها بنويسند. اگر کسي من را نشناخت مهم نيست ولي کارهايي که براي کشورم مي کنم بايد خوب باشد.
* مادرم براي خريد رفت و برنگشت
پسرک شيطاني که هنگام بازديد هميشه همراه ما بود با ما همکلام مي شود و مي گويد: اقبال هستم 7 ساله که با برادر 6 ساله ام در اينجا زندگي مي کنيم. او يک نقاشي با آسمان سياه و فردي با پاي شکسته و متني که روي آن نوشته دوست ندارم پرواز کنم را به ما مي دهد. او اين نقاشي را به نحوي ترسيم کرده که رساننده پيامش به پدرش باشد و مي گويد: اين نقاشي نامه من را به پدرم مي رساند.
اقبال از ما مي خواهد که نامه اي از دلتنگي هايش براي پدرش بنويسيم و همراه نقاشي به او بدهيم و بعد نقاشي را در روزنامه برايش چاپ کنيم.
اقبال و برادرش پسراني هستند که مادرشان آنها را پس از زنداني شدن همسرش رها کرده است. اقبال مي گويد: مادرم ما را براي خريد فرستاد بيرون و بعد ما گم شديم ولي خودش مي داند چه اتفاقي افتاده است.
به همين دليل هر روز به اتاق مديريت مي آيد و با زندان تماس مي گيرد تا با پدرش صحبت کند و هر روز بي نتيجه و با ناراحتي و گاه گريه از دفتر خارج مي شود.
اقبال بلافاصله رفت و برادرش را آورد و به او گفت: بگو که دلت براي بابا تنگ شده و دوست داري هر چه زودتر آزاد شود و ما را از اينجا ببرد. منصور حرفهاي او را تکرار کرد و بعد از مکث کوتاهي مي گويد: دلم براي مامانم تنگ شده و دوست دارم جاي او باشم.
اقبال کوچک که خود نياز به مراقبت دارد حال با بي تدبيري پدر و مادر و شايد خودخواهي آنان بايد شانه هاي کوچکش علاوه بر درد و رنج، مراقبت از برادر کوچکتر را نيز تاب آورد.
برخلاف تعدادي که با صداي آرام سلام گفتند و در سالنها حاضر شدند و حتي مختصري با ما همکلام شدند برخي حتي از اتاقهايشان خارج نشدند. برخي از آنان مانند امير 5 ساله بودند که نمي دانستند چه بر آنان گذشته و دست کدامين تقدير به اين وادي آورده شان و تعدادي نمي خواستند چيزي بگويند. و اين امر حکايت از درد پنهاني است که در جان اين کودکان و نوجوانان ريشه کرده است.
* ساحل آرامش
همکلام شدن با همه اين کودکان مقدور نبود ولي از چرخيدن و بازي کردن آنها مي توان فهميد که اينجا منطقه امني براي کودکان آسماني است که زميني ها با بي تدبيري آنان را در دنيايي از مشکلات غوطه ور کرده اند. اين کودکان در درياي پرتلاطم زندگي بزرگان به دست دريا سپرده شده اند و اگر نبود دستان پر مهر اين خيرين خستگي ناپذير، اين کشتي طوفان زده هيچ گاه به ساحل آرامش نمي رسيد و اين نخبگان کوچک نمي توانستند به آرزوهاي به حق خود دست يابند. نبايد از خاطر برد که اينان بزرگان آينده کشورمان خواهند شد، پس همه در قبال اين کودکان مسؤول هستيم و هر کس بايد به اندازه توان خود در اين وادي قدمي بردارد و قطره اي باشد بر تن خسته و خشکيده زمين تا جوانه هاي سبز زندگي از آن برويد و درختان تنومند آينده سايه سار ديگر مسافران خسته اين زندگيها باشند.

  


ازدواج معلولان؛ از واقعيت تا عمل



* طناز زارعي طوسي

وقتي که صحبت از ازدواج و عروسي مي شود، به ذهن خيلي از ما اولين چيزي که خطور مي کند؛ يک دست لباس سفيد، يک





ماشين گل زده، يک عروس و داماد خوشحال و خوشبخت و يک جمع شاد و خندان است. اما اگر قرار باشد کمي جدي تر به عمق واقعيتها بپردازيم، متوجه مي شويم که مسأله به اين سادگي ها هم نيست و تازه قضيه وقتي جالب تر مي شود که پاي صحبت ازدواج معلولان در ميان باشد. موضوعي که به عنوان گزارش به من محول شد تا در يک صبح ابري و باراني اوايل ارديبهشت به آن بپردازم.
به راستي در جامعه امروز که ازدواج به معضلي حقيقي براي نسل جوان تبديل شده و فکر اشتغال، تهيه مسکن، تأمين هزينه هاي بالاي زندگي و... هر کدام از جهتي فکر جوان امروزي را به خود مشغول داشته، چگونه فردي با محدوديتهاي جسمي مي تواند مانند شخصي عادي با مشکلات زندگي دست و پنجه نرم کند؟
براي پاسخگويي به اين پرسش به سراغ مؤسسه اي رفتم که به همت تعدادي از افراد نيکوکار کوشيده است در آموزش و پرورش استعدادهاي جوانان معلول جامعه قدم بردارد، جايي که از نزديک بتوان هم با مسؤولان و هم تعدادي ازافراد معلول به گفتگو پرداخت.
احمد نظري، مسؤول آموزش مؤسسه توانيابان در زمينه مشکلات عمده معلولان مي گويد: به طور کلي مي توان مشکلات مربوط به معلولان را به سه دسته عمده تقسيم کرد. بيشتر آنها کساني اند که مشکلات جسمي - حرکتي دارند. به نظرم در امر ازدواج درجه معلوليت بسيار مهم است. به عنوان مثال، ازدواج دو نفر که هر دو روي ويلچر نشسته اند، مي تواند مشکل ساز باشد، مسأله ديگر که حتماً بايد پيش از ازدواج به آن پرداخت؛ مشاوره ژنتيکي، پزشکي و خانوادگي است. مي دانيم که بعضي از معلوليتها به علت توارث از پدر يا مادر به فرزند مي رسد و اگر ازدواج اين دو نفر در آينده به تولد نوزادي معلول منجر شود؛ مشکلات خانواده چند برابر خواهد شد؛ زيرا غير از هزينه هاي بالاي درمان و نگهداري که جزو يکي از معضلات اين گروه است، امکان مراقبت ويژه و پرستاري از نوزاد هم براي مادر يا پدر معلول عملاً غيرممکن است. سومين مورد که همانند هر ازدواج ديگري، بايد در نظر داشت، پذيرش و تفاهم اخلاقي، رفتاري و مذهبي زوجين است که باعث بقا و استحکام بنياد هر خانواده مي شود. شايد بتوان گفت، شناخت پيش از ازدواج در چارچوب اخلاقيات و موازين شرعي مي تواند بسياري از مشکلات و مسايل پيش روي ازدواج اين گونه افراد را حل کند.
وي در پاسخ به اين پرسش که آيا ازدواج مي تواند روي زندگي فرد معلول تأثير مثبت يا منفي بگذارد، اظهار مي دارد: بايد توجه داشت، شکست در امر ازدواج مي تواند آثار منفي زيادي روي زندگي شخص معلول بگذارد؛ زيرا او اين شکست يا هر گونه مشکل يا مسأله را در وهله اول به معلوليت خود ربط مي دهد. به نظرم بهتر است، شخص معلول ابتدا ديدگاه خود را نسبت به خودش عوض نمايد و قبول کند که معلول است. ظرفيتها و توانايي ها و حتي نوع محدوديتهاي خود را بشناسد تا بهتر بتواند به حل مشکلات خود بپردازد. اما به نظر مي رسد، وقتي که دو نفر معلول با هم ازدواج مي کنند به دليل وجود مشکلات يکسان قادرند شرايط و موقعيتهاي يکديگر را بهتر درک کنند. در همين مؤسسه از حدود 70 مورد ازدواج که تاکنون داشته ايم، خوشبختانه حتي يک مورد طلاق هم ثبت نشده است.
مي پرسم، حمايت خانواده ها در امر ازدواج تا چه اندازه مي تواند مؤثر باشد؟ وي معتقد است: نقش خانواده در اين امر يک نقش پررنگ است. اصلاً شايد بتوان گفت، اگر حمايت خانواده نباشد ازدواجي هم نخواهد بود و زندگي براي چنين فردي جهنم خواهد شد؛ چون از يک سو به ازدواج و تشکيل خانواده نياز دارد و از سوي ديگر ممکن است خود را در برآوردن اين نيازها ناتوان احساس کند. در نتيجه خانواده مي تواند با اعتماد به نفس و حمايتي که به فرزند خود مي دهد، استعدادهاي نهفته را در وي شکوفا کند و با همراهي و مساعدت در حل مشکلات زندگي آنان، راهگشا باشد.
* ازدواج فرد معلول با سالم، آري يا خير؟
احمد نظري، در ارتباط با نوع ازدواج معلولان مي گويد: متأسفانه بعضي از خانواده ها از اينکه فرزند معلولشان با شخصي همانند خودش ازدواج کند، دل نگرانند و به اين موضوع به چشم قبول يک بار و مسؤوليت اضافه نگاه مي کنند. البته اين طرز نگرش در خانواده هايي که داراي فرزند پسر هستند، بيشتر است و بسياري از پسران به علت اصرار خانواده، به ازدواج با فرد سالم تمايل بيشتري نشان مي دهند، اما خيلي از دخترها هم با معلوليت و يا حداقل شرايط طرف مقابل، سازگاري بهتري دارند و به اصطلاح زمانه سازگارترند.
* معلولان و اشتغال
به اعتقاد مسؤول آموزشي مؤسسه توانيابان «شغل» در زندگي يک فرد معلول شايد مهمترين عامل ازدواج باشد؛ چون زماني که فرد درآمدي داشته باشد، به ديگران وابسته نيست و از عهده اداره امور برمي آيد. متأسفانه ديد اغلب افراد جامعه در مورد اشتغال معلولان، چندان خوشايند نيست. به عنوان مثال بارها شاهد بوديم که اين افراد حتي با داشتن مختصري معلوليت هم فرصتهاي مناسب شغلي را از دست داده اند.
از سوي ديگر، شرايط و امکانات محيطي عاملي بازدارنده براي انتخاب کار توسط فرد است، به عنوان مثال وجود پله هاي متعدد در ساختمانها، چند طبقه بودن ادارات و مراکز مختلف، نبود آسانسور يا سطح شيب دار مناسب و استاندارد و نيز نداشتن سرويس دهي مناسب براي اياب و ذهاب اين افراد سبب مي شود تا فرد معلول از ورود به بازار کار يا حداقل شانس انتخاب شغل متناسب با ظرفيتها و توانايي هاي خويش باز بماند.
از سوي ديگر، القاي اين فکر که فردي با داشتن محدوديتهاي جسمي هم مي تواند با افراد سالم کار کند، به وي و ساير افراد در تغيير ديدگاه جامعه اثر مثبت مي گذارد.
* تجربه هاي شخصي معلولان
خانم برخاست، مسؤول اطلاعات و اپراتور مؤسسه توانيابان که خود از جمله معلولان حرکتي است، به گزارشگر ما مي گويد: از کودکي بر روي ويلچر نشسته ام و با يک فرد سالم ازدواج کرده ام. از زندگي زناشويي شانزده ساله خود به شکرخدا راضي ام.
وي سپس با غرور و اعتماد به نفسي مثال زدني از زندگي و دو پسرش صحبت مي کند و مي افزايد: اگر چه مشکلات زيادي را پشت سر گذاشته ام، اما با زمانه مي سازم و زندگي خوبي دارم.
پروين نصيري وطن نيز مي گويد: من با ابوالفضل موسوي که هر دو معلول CP (گفتاري - حرکتي) هستيم، ازدواج کرده ام و حتي داستان زندگي ما را آقاي آهنگر در فيلمي به نام «نبات داغ» در سال 1381 تهيه کرده است. از پروين مي پرسم که آيا خوشبخت است، با رضايت سري تکان مي دهد و مي گويد: خيلي.
مايل بوديم با همسر او هم صحبتي داشته باشيم. اما صداي اذان در سالن ورودي پيچيده بود و همه دسته دسته براي اقامه نماز صف مي بستند. آنجا را در حالي ترک مي کنيم که يک دنيا فکر و تصوير مثبت در ذهن ما شکل گرفته است. به جمله خانم برخاست فکر مي کنم که مي گفت: «امکان معلوليت هر لحظه براي همه افراد وجود دارد، يک تصادف يا حادثه مي تواند شما را براي همه عمر روي صندلي چرخدار بنشاند، ولي قبول معلوليت و باور اينکه مي توان با مشکلات دست و پنجه نرم کرد، شما را تا رديف افراد عادي جامعه يا حتي بسيار موفق تر از آنان بالا مي برد.»

  


رئيس هلال احمر کشور:
طرح ملي آمادگي و پاسخ در مقابل بلاياي طبيعي تدوين مي شود



رئيس سازمان امداد و نجات هلال احمر کشور گفت: افزايش کيفيت، سطح آگاهي و مهارتهاي نيروهاي امدادي، توسعه و تقويت پايگاههاي امداد جاده اي و تشکيل تيمهاي امداد محله و تيمهاي امداد و نجات روستايي از اقدامات مهم سازمان امداد و نجات هلال احمر کشور در آينده خواهد بود.
دکتر اسفندياري در گفتگو با ايسنا اظهار کرد: در سال جاري مهمترين اقدامات اين سازمان در راستاي ايجاد آمادگي براي پاسخگويي سريعتر و ارايه خدمات مطلوبتر به آسيب ديدگان ناشي از حوادث طبيعي و غيرطبيعي شامل آماده سازي و تهيه طرح ملي آمادگي و پاسخ در مقابل حوادث و بلاياي طبيعي مي شود که در راستاي اين طرح تشکيل، توسعه و تقويت تيمهاي حرفه اي امداد و نجات صورت خواهد گرفت.

  


تعيين تکليف معلمان حق التدريس در مجلس



طرح تعيين تکليف استخدامي معلمان حق التدريس و آموزشياران نهضت سوادآموزي که در سال 1387 تقديم و يک فوريت آن تصويب



شده بود، بعد از 10 ماه کار کارشناسي در کميسيون تخصصي مربوط، اين هفته در مجلس شوراي اسلامي بررسي مي شود.
به گزارش واحد مرکزي خبر، نمايندگان در جلسات علني اين هفته مجلس بررسي طرح ايمني زيستي را ادامه مي دهند و سپس ايرادات شوراي نگهبان به دو طرح مصوب مجلس و راههاي برطرف کردن اين ايرادات را بررسي مي کنند.

  


معتادان تزريقي، همچنان رکورددار ابتلا به ايدز در کشور



مجري طرح ارزيابي وضعيت اعتياد کشور اعلام کرد: طبق آخرين آمار، معتادان تزريقي همچنان سردمدار ابتلا به ايدز در کشور هستند.
دکتر حسن رفيعي در گفتگو با ايسنا، با اشاره به آخرين آمار جمع آوري شده از سوي مراجع رسمي از جمله وزارت بهداشت و درمان، اظهار کرد: تزريق با سوزن و سرنگ مشترک در مصرف کنندگان مواد مخدر، در رتبه اول عوامل ابتلا به ايدز قرار دارد.
وي اعلام کرد: طبق آمار، 69/6 درصد مبتلايان به ايدز در کشور بر اثر استفاده از سرنگ و سوزن مشترک و آلوده به HIV مثبت مبتلا شده اند و سرعت و حوزه اقدامات در اين زمينه بايد همچنان افزايش يابد.

  


احترام به بزرگترها به سبک کوچکترها



* محبوبه علي پور

- پسرک سعي مي کند با شتاب از کنار مادر عبور کند. مادر با عصبانيت دستش را مي گيرد و او را نگه مي دارد.






* چرا دير کردي؟ اصلاً برات مهمه که امسال چهارم ابتدايي هستي و بايد کم کم جديتر درس بخوني؟
** مي دونم. ولي بهتره ديگه شما درباره درس خوندنم حرفي نزنين... مادر با شگفتي فقط نگاه مي کند.
***
آيا فرزندان ما واقعاً گستاخ و بي پروا شدند و تکريم بزرگترها را از ياد برده اند؟
* فرزانه بهاري، مادر دو فرزند معتقد است: اين رويه در بين نسل جوان و حتي کودکان آسيب يا بحران تلقي نمي شود بلکه تحول و تغييري اجتماعي است که از تغيير نگرش در فرزندان ناشي مي شود. دگرگوني که خانواده، رسانه ها و محيطهاي آموزشي در آن دخيل مي باشند.
وي که فرهنگي است، ادامه مي دهد: بنا به تجربه دريافتم براي به حداقل رساندن آسيبها و چالشهاي احتمالي اين تحول اجتماعي بايد والدين رويه هماهنگ و همسويي را در پيش بگيرند تا فرزند در روند آموزش هنجارها و ارزشها دچار تعارض نشود. نکته ديگر آنکه ضمن پرورش فرزند براي زمان خودش ما نيز مطابق آموزشهاي ديني همپاي آنان دوباره مراحل زندگي را همانند کودکي و نوجواني طي کنيم و نيازهاي روز را درک کنيم و به فرزندمان نيز اجازه دهيم پا به دنياي ما بگذارد و از فضاي آن آگاه شود.من به نقش کليدي باورها و آموزه هاي راستين ديني هم اعتقاد دارم و به نظرم مي رسد زماني مي توان به قدرت معنويت در ساختار خانه و جامعه يقين داشت که اين اعتقادات در سراسر زندگي همه ما حضوري جاري و آرامش بخش داشته باشد.
* آذر- الف 16 ساله نيز از رفتارهاي بزرگترها گله مند است و مي گويد: هر جا که مي رويم از زبان بزرگترها مي شنويم: جوونا که ادب ندارن ما که بچه بوديم پامون رو جلوي بزرگترها دراز نمي کرديم.به مادرمون «تو» نمي گفتيم. واقعاً اگر ما اين طور عمل کنيم يعني مهربان و قدردان زحمتهاي والدينمان هستيم. به نظر من که اين طور نيست. من تمام خانواده و خويشاوندان و معلمهايم را دوست دارم و به آنها احترام مي گذارم اما نمي توانم اين را نشان بدهم. به نظرم خودشان بايد از رفتار من اين مسأله را درک کنند.
@ سوسن رحيمي 22 ساله هم اظهار مي کند: ما به شيوه خودمان به بزرگترها احترام مي گذاريم. به شيوه زمانه اي که در آن زندگي مي کنيم. به همين دليل هم سعي نمي کنيم با ظاهرسازي و به طور سطحي به ابراز احساسات بپردازيم. در واقع به نظرم نسل ما صادقانه تر از نسل قبل با خودشان و ديگران رفتار مي کنند.
@ پسر جواني که خود را شهريار معرفي مي کند نيز معتقد است: اگر چه قبول دارم نسل امروزي مثل گذشتگان به احترام به بزرگترها پايبند نيستند اما به نظرم اين مسأله ناشي از شرايط زندگي امروزي است. براي نمونه من ناچارم براي قبولي در دانشگاه چندين کلاس تقويتي بروم و ساعتها درس بخوانم. از اين رو کمتر فرصت معاشرت با خويشاوندان حتي افراد نزديک را دارم. حتي آنقدر زمان ندارم که با آرامش استراحت کنم. اما مادرها و پدرهاي ما دغدغه اين گونه زندگي را نداشتند و زندگيشان بسيار آرام و سطحي بود. وي ادامه مي دهد: مسأله ديگر که اين تصور را تشديد مي کند فاصله بين نسلهاست به طوري که گمان مي کنم بيشتر اوقات، بزرگترها شرايط و زبان مرا درک نمي کنند.
@ مرضيه- ت مادر 47 ساله نيز مي گويد: گر چه براي خود من رفتارها و سخنهايي که از فرزندانم مي بينم و مي شنوم گاهي آزاردهنده است اما به آنها حق مي دهم. به هر حال شرايط تغيير کرده اما برخي بزرگترها به خصوص سالمندان اين مسأله را جدي نمي گيرند.وي مي افزايد: من پسري 17 ساله دارم که علاقه مند است که آرايش مو و ظاهرش امروزي باشد اما اطرافيان و بزرگترها به او ايراد مي گيرند و گاهي در برابر ديگران مسخره اش مي کنند. در نتيجه پسرم رغبتي به رفت و آمد و حتي ديدن آنها ندارد. حتي بارها در حضور آنها به اتاقش رفته است.

چرا به دنبال مقصر بگرديم؟
* حسيني، مشاور خانواده با تأکيد بر اينکه در وقوع اين مسأله نبايد به دنبال مقصرگشت يا کسي را ملامت کرد مي گويد: به اعتقاد من بروز اين جريان که عادي نيز هست به سبب تغيير شيوه فرزند پروري ماست. زيرا ما فرزندانمان را بر اساس الگوي سنتي تربيت نکرديم در حالي که آن متأثر از شرايط و فناوريهاي نوين نيز دگرگون شده است.
@ اصغر کيهان نيا، ديگر مشاور خانواده هم با اشاره به اين که بهتر است از نگاه ارزشي به اين مسأله نگاه نکنيم، ادامه مي دهد: مقوله مزبور از زواياي مختلف قابل بررسي است. چنانکه با تغيير الگوي تربيتي فرزند پروري از والدين سالاري به فرزند سالاري تغير کرده است، بنابراين در نگاه جوان امروزي کاربرد لفظ «تو» به بزرگترها نه تنها بي احترامي تلقي نمي شود بلکه نوعي صميميت و نزديکي را در خود دارد. اين در حالي است که در گذشته بين فرزندان و والدين اغلب رابطه حسنه و احترام آميز حاکم بود چون روابط بين آنها بر اساس تجربه بود. در اين نوع رابطه فرزندان از طريق تجربه والدين آموزش مي ديدند و آنها را به عنوان افرادي دانا و توانا قبول داشتند اما در حال حاضر با ورود فرزندان به محيطهاي آموزشي و فاصله اطلاعاتي آنان با والدين ديگر فرزندان بزرگترها را افرادي آگاه نمي دانند و اغلب حاضر نيستند با آنها مشورت کنند.
وي مي افزايد: دليل ديگر پخش و نمايش فيلمها و آثار خارجي در رسانه ها به ويژه تلويزيون است چنان که موجب شده فرزندان ما خود و رابطه شان با والدين را با وضعيت بازيگران آنان مقايسه کنند. اين در حالي است که شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه ما با آن فيلمها متفاوت است، از همين رو جوانان در واکنش به اين شرايط نوعي سرپيچي و عصيان نشان مي دهند.

مشکلات پنهان خانواده
*مرضيه- ت نقش مشاوره ها و کارشناسان را در اين زمينه مؤثر دانسته و مي گويد: نحوه بيان برخي مسايل خانوادگي و حتي طرح آن توسط مشاوران تلويزيوني و مدرسه باعث شده که فرزندان از موضع بالاتر نسبت به والدين عمل کنند چون اغلب اين نشستها بر احترام و توجه به فرزندان تکيه دارند بدون آنکه شرايط خانوادگي جوانان مورد توجه باشد.
اين مادر در ادامه به تجربه خود اشاره کرده و مي افزايد: در مدرسه يکي از فرزندانم جلسه اي مشابه همين نشستها برگزار شده بود که در آن از حقوق فرزندان در خانه سخن مي گفتند. چند روز بعد در برخورد من با فرزندم او رو به روي من ايستاد و گفت: منم حق دارم. ديگه به شما و بابا «چشم» نمي گم. اين در حالي است که من با هيچ يک از اعضاي خانواده اين طور تحکم آميز سخن نگفتم.
اما کيهان نيا نگاه منفي به مراکز مشاوره و صاحب نظران را نمي پذيرد و در پاسخ مي گويد: در حال حاضر ما در خانواده ها دو گونه الگوي مديريتي داريم. نخست الگوي مديريت آمرانه که توسط والدين اعمال مي شود طبق اين الگو فرزندان ما تا سن 13 - 14 سالگي بايد مطيع مطلق والدين باشند اما با گذشت زمان به خصوص در سنين بلوغ فرزند در قبال اين مديريت واکنش نشان مي دهد. اينجاست که شاهد مشکلات و چالشهاي خانواده هستيم. در مقابل اين الگو نيز شيوه مديريت مشارکتي در خانه حاکم است چنان که مسؤوليتهاي خانوادگي بين اعضا تقسيم شده و همه در جريان زندگي سهيم هستند و در مشورتها دخيلند. به اين ترتيب فرزند از کودکي احساس مسؤوليت پذيري و تعهد مي کند. در اين صورت آسيبهاي کمتري را تجربه خواهد کرد.بنابراين به نظر من در صورت بروز معضلات، خاستگاه کاستي ها و نواقص کانون خانواده است و آنجا بايد دگرگون شود. در مقابل نيز چنانچه اين نهاد ارزشمند مستحکم باشد باعث شکوفايي فرد مي شود.
***
* اتوبوس آرام آرام از لاي خودروهاي کوچک عبور مي کند. پسرک با شيطنت سر و دستش را بيرون از اتوبوس گرفته است. راننده با عصبانيت هشدار مي دهد. مادر شرمنده و ناراحت دست کودک را مي کشد و ضربه اي به سرش مي زند. پسرک خردسال با پرخاش نگاهي به مادر کرده و مي گويد: «اگه يه بار ديگه منو بزني زنگ مي زنم 110 بياد ببرنت...»
جمعيت نگاه مي کنند.

  


يک برش هندوانه به شرط چاقو



رشت - خبرنگار قدس: هندوانه از نظر طب قديم سرد و مرطوب است. گرما را برطرف مي کند و بهترين ميوه تابستان است.
1 - مدر است و به پايين آوردن فشار خون کمک مي کند.




2 - معده را تقويت مي کند.
3 - پوست سفيد داخل هندوانه براي زخم گلو و دهان مؤثر است.
4 - مغز تخم آن کرمهاي معده و روده را از بين مي برد.
5 - براي ورم معده مفيد است.
6 - بدن را تازه و شاداب مي کند.
7 - براي افراد گرم مزاج خوب است.
8 - آب آن مخلوط با سکنجبين علاج کننده يرقان و دفع کننده سنگ کليه است.
9 - براي خنک کردن بدن در فصل گرما هندوانه را با شکر بخوريد.
10 - براي برطرف کردن تب و اخلاط بدن هندوانه را با شيرخشت بخوريد.
11 - براي رفع خارش بدن هندوانه را با تمبر هندي بخوريد.
12 - هندوانه بايد هميشه بين دو وعده غذا خورده شود يعني سه ساعت پس از غذا و يک ساعت قبل از غذاي ديگر چون اگر بلافاصله بعد از غذا خورده شود در هضم غذا اختلال ايجاد مي کند. همچنين نبايد آن را با ميوه هاي ديگر مخلوط کرد، زيرا توليد نفخ شکم مي کند.
مضرات:
هندوانه براي افراد سرد مزاج و آنهايي که داراي معده سرد هستند مناسب نيست. اين گونه افراد اگر مي خواهند هندوانه بخورند بايد با شکر يا عسل يا گل قند صرف شود.
همچنين هندوانه در افراد سرد مزاج سبب درد مفاصل و ضعف مي شود.

  


موسوي بجنوردي: دفاع از حقوق کودکان و زنان بايد به فرهنگ عمومي تبديل شود



آيةا... سيد محمد موسوي بجنوردي از استادان حقوق دانشگاه هاي تهران گفت: بايد مسأله دفاع از حقوق کودکان و زنان به يک فرهنگ عمومي در جوامع مختلف انساني تبديل شود.
وي که در پنجمين همايش بين المللي حقوق بشر با عنوان «صلح، حقوق بشر و دين» در دانشگاه مفيد قم سخن مي گفت، خاطرنشان کرد: در کشور ما که از نظام اسلامي پيروي مي کند آن گونه که بايد حقوق کودک رعايت نمي شود و مسايلي مانند کودک آزاري جسمي، رواني و گاهي ازدواج در سنين پايين مشاهده مي شود که اسلام اين را قبول ندارد.
موسوي بجنوردي گفت: مردم به دين خود اعتقاد دارند و متدين هستند و بايد از رسانه هاي عمومي و گروهي در مورد اين مسايل روشنگري شود.
به گزارش ايونا، اين استاد دانشگاه افزود: در برخي مناطق دور افتاده هنوز مسايلي در مورد زنان مطرح مي شود که اسلام با آنها مخالف است، در حالي که بعد از انقلاب نسبت به حقوق زنان کارهاي اساسي انجام شده ولي هنوز به مرحله اعلا که اسلام مي گويد نرسيده ايم.
مدير دانشکده روابط بين الملل نيز در اين همايش گفت: تجارب تاريخي اثبات کرده است که سپردن قدرت به زنان به تنهايي نمي تواند مانع بروز خشونت و جنگ در جهان شود ولي آنها سياستها را ملايم تر خواهند کرد.
«عبدالحميد زواري» در سخناني با موضوع «نقش سازنده زنان در فرآيند صلح» خاطرنشان کرد: برخي بر اين باورند که سپردن وزارتخانه هاي جنگ و کشور به زنان مي تواند گامي مؤثر در مسير صلح باشد، ولي اين ديدگاه پذيرفتني نيست.
عضو هيأت علمي انديشکده آصف گفت: در زماني که خانم رايس وزير خارجه آمريکا بود اين کشور جنگهاي زيادي را بر مردم بي پناه و دولتها تحميل کرده است و در کابينه وزير خارجه رژيم صهيونيستي نيز زنان حضور دارند ولي تجربه موفقي در پيشبرد اهداف صلح نداشتند.
در ادامه همايش مريم السادات محقق داماد استاد حقوق بين الملل دانشگاه تهران نيز گفت: فرياد اعتراض هزاران زن آمريکايي در برابر کاخ سفيد عليه جنگ طلبي هاي سران آمريکا نشان داد که محبت مادري و روحيه صلح طلبي زنان در حصار خاصي محدود نيست.
وي ادامه داد: زنان قدرت شگفت انگيزي براي صلح دارند، آنان به مصالحه تمايل داشته و از کشتن بيزار هستند و مسؤوليت زايش و پرورش، زنان را علاقمند به ثبات اجتماعي، امنيت و ايفاي نقش در ثبات امنيت رواني و سياسي کرده است.

  


دبير انجمن متخصصين گوارش و کبد:
شيوع سندرم روده تحريک پذير در زنان دو تا سه برابر بيش از مردان است



دبير انجمن متخصصين گوارش و کبد کشور، شيوع سندرم روده تحريک پذير را در زنان دو تا سه برابر بيشتر از مردان دانست و تصريح کرد: علي رغم آن که نمي توان با قاطيت گفت استرس و اضطراب موجب بروز اين عارضه مي شود، ولي به هرحال عموم مبتلايان را افراد حساس، عصبي، زود رنج و وسواسي تشکيل مي دهند.
به گزارش ايونا، دکتر رضا ملک زاده علامت اصلي اين بيماري درد شکمي و تغيير در اجابت مزاج دانسته و افزود: علائم ديگر اين بيماري شامل نفخ، سوزش سردل، اختلال در بلع، سيري زودرس و حالت تهوع است.
اين علائم با کشيدن سيگار، خوردن بعضي غذاها يا احساس فشار روحي و اضطراب تشديد مي شود.

  


رئيس انجمن مبارزه با آسيبهاي اجتماعي:
تعداد زنان معتاد در سنين بارداري افزايش يافته است



به گفته رئيس انجمن مبارزه با آسيبهاي اجتماعي، زنان معتاد بيشتر از مردان معتاد به بيماريهاي رواني مبتلا مي شوند و بيشتر از زنان غيرمعتاد مورد سؤ استفاده جنسي قرار مي گيرند.
دکتر بهرام يگانه در گفتگو با ايسنا، درباره ويژگيهاي زنان معتاد و تفاوت شاخصه هاي اعتياد در زنان به نسبت مردان گفت: شايع ترين بيماري رواني زنان معتاد افسردگي است.وي در عين حال با بيان اينکه مصرف الکل و داروهاي غيرمجاز در زنان به نسبت مردان کمتر است، به افزايش شمار زنان وابسته به مواد در سنين بارداري اشاره کرد و اين موضوع را بسيار خطرناک دانست.
اين پژوهشگر با اشاره به اينکه به تبع تابوهاي فرهنگي و اجتماعي، زنان تمايل به مصرف مواد در تنهايي دارند و شايد ديرتر از مردان معتاد نسبت به درمان اقدام کنند، يادآور شد: زنان معتاد نسبت به ساير زنان، بيشتر در معرض ناتواني تخمدان و يائسگي زودرس قرار دارند.
او با تأکيد بر اينکه زنان معتاد نسبت به مردان مشابه، به مشکلات جسمي بيشتري دچار مي شوند، اظهار داشت: اين افراد همچنين بيش از سايرين، در معرض خطر ابتلا به بيماريهاي عفوني از جمله ايدز و ساير امراض جنسي هستند. در عين حال که احتمال ابتلا به مشکلات رواني از جمله ناراحتي خلقي، اقدام به خودکشي، بيماريهاي سايکوتيک، اضطراب، اعتماد به نفس پايين، افسردگي و کمبود مهارتهاي تطابقي در اين افراد نيز بيشتر است.
به گفته وي، زنان معتاد از لحاظ اقتصادي روز به روز ضعيف تر مي شوند و نياز به حمايت، آنها را به مردان وابسته تر مي کند که اين امر گسترش فحشا را نيز در پي دارد.اين کارشناس بر لزوم ارايه مشاوره ايدز و آموزش مهارتهاي زندگي به زنان معتاد تأکيد کردو فقر، بي خانماني و بي سرپرستي را از ديگر آسيبهاي متوجه زنان معتاد ذکر کرد.

  


فروشندگان اسباب بازي روان شناسند



ناهيد جعفرپور کامي

اين روزها پدران و مادران بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خود را به خريد اسباب بازي براي کودکانشان اختصاص مي دهند، اسباب



بازيهايي که با يک بار خريد آن، کودکان بارها و بارها از آن مدل يا مدلهاي ديگري که روزانه به بازار مي آيند طلب مي کنند، اسباب بازيهايي که به ظاهر جذاب و ديدني اند، اما نهايتاً نقش بسزايي در تربيت فرزندانمان دارند.
بعضي از کودکان خواسته هاي زيادي از والدين خود دارند، خواسته هايي که با رفتن به اسباب بازي فروشي بر طرف مي شوند، فروشگاههاي اسباب بازي سراسر رنگ و جذابيت ما هم از قافله کودکان بازيگوش عقب نمانديم و به سراغ فروشگاههاي اسباب بازي رفتيم. گپي با فروشندگان، بچه ها و والدينشان زديم تا گزارشي از دنياي اسباب بازيها برايتان تهيه کنيم، با ما همراه شويد.
الهه صبوري، فروشنده يکي از فروشگاههاي تهران است که به قول خودش حدود 30 سالي است اسباب بازي مي فروشد. او درباره خريداران واقعي اسباب بازي که اتفاقاً بچه ها نيستند، برايمان مي گويد: راستش را بخواهيد بيشتر مشتريهاي ما بزرگترها هستند، نه اينکه فکر کنيد مي آيند براي بچه ها خريد کنند. آنها براي خودشان اسباب بازي مي خرند. من مشتري خانمي دارم که حدود 37 ساله است و کلکسيون ماشين دارد. او ماهي يک بار به اينجا سر مي زند و انواع و اقسام ماشين هاي کنترلي و کوچک را مي خرد. جالب اينجاست که اغلب بزرگترها اگر بخواهند براي کودکانشان اسباب بازي بخرند، آنها را به همراه نمي آورند و به انتخاب خودشان خريد مي کنند. به نظر من، وقتي کودک به اسباب بازي فروشي مي آيد، دچار مشکلات فراواني مي شود، چون حتماً بايد سليقه پدر و مادرها در انتخابش دخيل باشد. گاهي هم چيزهايي را که طلب مي کند، به تشخيص والدين به صلاحش نيست.
صبوري درباره اينکه کودکان معمولاً چه اسباب بازيهايي را مي پسندند، مي گويد: کودکان معمولاً هر فيلم کارتوني را که مي بينند شيفته شخصيت هايش مي شوند. اين روزها عروسکهاي اسپايدرمن، سوپرمن، بتمن، رابين و انواع باربي ها بين کودکان طرفداران زيادي دارند. اين اسباب بازيها در سايزهاي گوناگون به فروش مي رسند، اما جالب است بدانيد کودکان فقط به خود قهرمانهاي کارتوني اهميت نمي دهند. مثلاً شرک را با ساير وسايلش از فروشنده طلب مي کنند. بسياري از کودکان مي خواهند اين اسباب بازيها را با هم داشته باشند چون از طريق آنها خودشان داستان جديدي خلق مي کنند. يا اگر سراغ اسپايدرمن بيايند، سراغ تير و کمان، موتور، اسلحه و دستکش هاي اسپايدرمن هم مي روند. اين روزها تنوع اسباب بازيها آنقدر زياد شده که واقعاً کودکان نمي توانند راحت انتخاب کنند. در نهايت هميشه شاهديم که کودکان ساده ترين اسباب بازيها را بر مي دارند.
فروشنده اين فروشگاه حالا ديگر براي خودش روان شناس کودک شده است. او مي گويد: از رفتار و انتخاب کودکان متوجه مي شوم که چه خلق و خو و رفتاري دارند. کودکي که لوگو مي خواهد مبتکر است و فکرش خوب کار مي کند. کودکي که بيليارد مي خواهد و دنبال فوتبال دستي مي آيد به ورزش علاقه دارد. کودکي که دارت و کيسه بوکس انتخاب مي کند، دنبال تخليه هيجاناتش است و البته کودکاني هم که پيانو و ارگ کودکانه مي خرند حتماً به موسيقي و هنر علاقه دارند. دختران هم همين طور. هر اسباب بازي اي که انتخاب کنند، نشان دهنده وضعيت روحي و حتي آينده آنهاست. در انتخاب عروسکهاي باربي هم تنوع بسيار زيادي به وجود آمده، عروسکهايي با کمد لباس، با ميز آرايش، با وسايل ورزش، با کتاب و لوح فشرده آموزش زبان انگليسي. اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد آنقدر که خانواده ها دنبال عروسکهاي خارجي هستند به دنبال عروسکهاي توليد داخلي نيستند.
به نظر من انتخاب و سليقه کودکان براي انتخاب اسباب بازي ارتباط مستقيمي با برنامه هاي تلويزيوني و لوح فشرده هاي کارتوني دارد.
صبوري در ادامه مي گويد: اما بايد بگويم که بعضي از پدران و مادران به هيچ وجه مشاوران خوبي براي بچه ها در اين مورد يعني انتخاب اسباب بازي نيستند. گاهي شاهديم که والدين با تحکم به کودکان مي گويند که کدام اسباب بازي به دردش مي خورد و کدام نمي خورد. گاهي پيش مي آيد که کودکان يک لوگوي ساده و يک توپ ساده مي خواهند، اما پدر و مادر سعي دارند عروسک کوکي يا ماشين کنترلي را به زور به بچه تحميل کنند.
آنها به آموزش کودکان اهميت نمي دهند و بيشتر به سرگرمي اش فکر مي کنند و اينکه کودک مدتي طولاني سرگرم اسباب بازي بوده و نياز به حضور پدر و مادر نداشته باشد.
در اين فروشگاه اثري از عروسکهاي دارا و سارا- عروسکهاي ملي- نيست. وقتي علت را از فروشنده مي پرسم، مي گويد: اين عروسکها نسبت به کيفيتشان بسيار گران و سنگين اند و چيزي حدود 900 گرم وزن دارند. نمي آورم، چون مشتري هم ندارند. «دارا و سارا» در چين ساخته شده اند و صورتهايي به شکل و شمايل چيني ها دارند و بچه ها خيلي خوششان نمي آيد. اي کاش براي ساخت اين عروسکها دقت بيشتري مي شد.
به سراغ دانش آموز 11 ساله اي رفتم که از پشت شيشه فروشگاه به اسباب بازيها خيره شده بود. او مي گفت: اسباب بازيهاي من فقط ماشين، هواپيما، بالگرد و تفنگ هستند. دوست دارم ماشين، هواپيما و بالگرد کنترلي داشته باشم. هميشه پولم را جمع مي کنم که گرانترين و جديدترين ماشينها را تهيه کنم.
کامياب آرزو دارد بزرگترين ماشين کنترلي دنيا را داشته باشد. البته او فقط براي تماشا به اين فروشگاه نيامده بلکه قصد دارد براي مادرش يک کارت تبريک بگيرد. کارت تبريکي به قيمت 250 تومان که روي آن عکس يک خرس عروسکي با کلي جعبه کادو نقش بسته است.
بعد از رفتن اين نوجوان، خانمي 60 ساله وارد فروشگاه شد تا براي نوه اش اسباب بازي تهيه کند.
او که خود را حقاني معرفي مي کند، مي گويد: براي تولد نوه 8 ساله ام که پسر است مي خواهم يک اسباب بازي فوق العاده بخرم. حاضرم تا 100 هزار تومان هم پول بدهم اما هنوز نمي دانم چي بايد بگيرم، عروسک، ماشين يا چيز ديگري.
ظاهراً اين روزها بچه ها اسباب بازيها را بر اساس کيفيت، نوع بسته بندي و شخصيتهاي کارتوني انتخاب مي کنند، بنابر اين به نظر مي رسد، آن روزها که پسرها با يک ماشين پلاستيکي و دخترها با يک عروسک ساده ساعتها سرگرم مي شدند، ديگر گذشته است.

  


هشت نکته در مورد پخت مربا و کمپوت



1 - ميوه هايي که براي تهيه کمپوت، مربا و يا مارمالاد انتخاب مي کنيد بايد تازه و بدون کرم خوردگي يا لکه باشد.
2 - اسانسي که براي معطر کردن مربا به کار مي بريد در اواخر طبخ بايد به مربا اضافه شود.
3 - در طبخ کمپوت يا مربا دقت کنيدکه ميوه مورد استفاده ضمن پختن له نشود و شکل خود را از دست ندهد.
4 - به ازاي هر يک کيلو ميوه براي تهيه کمپوت يک ليوان شکر و دو و نيم ليوان آب لازم است.
5 - مقدار شکر و ميوه براي تهيه مربا معمولاً يکسان است مگر بعضي از ميوه ها که مقداري از لحاظ پوست يا دانه دور ريخته مي شود و وزن ميوه کم مي شود و يا ميوه ترش است و نياز به شکر بيشتري دارد.
6 - شربت مربا بايد قوام بيايد تا از کپک زدن آن جلوگيري شود.
7 - در موقع طبخ مربا و کمپوت در ظرف را نبنديد. مگر بعضي از مرباها که براي رنگ انداختن نياز به اين کار دارند مثل مرباي «به» که بايد آن را دم کنيد.
8 - کمپوت را که قبلاً در ظرف بزرگ تهيه مي شود در ظرفهاي کوچک بريزيد تا زودتر مصرف شود. مگر اينکه از شيشه هايي که داراي درهاي با دوره لاستيکي محکم هستند، استفاده کنيد و در يخچال نگهداريد.
* ايران ريحاني

  


ورزش بانوان



قزوين ميزبان رقابتهاي کيک بوکسينگ بين المللي بانوان کشور






قزوين - خبرنگار قدس: رئيس هيأت ورزشهاي رزمي استان قزوين گفت: قزوين ميزبان رقابتهاي کيک بوکسينگ بين المللي بانوان کشور خواهد بود.
سال گذشته نيز اين رقابتها در سطح بالايي در شهرستان آبيک برگزار و بانوان رزمي کار استان قزوين 14 مدال در اين دوره از رقابتها کسب کرده اند و رقابتهاي کيک بوکسينگ بين المللي بانوان مردادماه سال جاري در قزوين برگزار مي شود.
هادي چگيني افزود: براي رقابتهاي کيک بوکسينگ و موي تاي سومين دوره المپياد ايرانيان در دو بخش آقايان و بانوان، استان قزوين به فدراسيون پيشنهاد ميزباني داده است.

تيم ملي واليبال زنان از فردا به اردو مي رود
تيم ملي واليبال زنان کشورمان براي آمادگي حضور در پازدهمين دوره مسابقات قهرماني واليبال آسيا از 28 ارديبهشت به اردو مي رود.
ايونا به نقل از فدراسيون واليبال گزارش داد، اين اردو چهارمين اردوي آمادگي تيم ملي کشورمان براي شرکت در پانزدهمين دوره مسابقات آسيايي در ويتنام است.
سميرا ايماني، سميه شيرازي، شکوفه صفوي، صفورا گل افشان، فرزانه زارعي، شيوا زارع، زهرا نياکان، حليمه استواري، رضيه کارگري، سودابه صالحي، مهتا محمدي، سمانه رستمي، مريم خواجه کلامي، نسرين محمدي و معصومه انگوتي از جمله بازيکنان دعوت شده به اردوي تيم ملي هستند.فريبا صادقي به عنوان سرپرست، سيما صديقي به عنوان سرمربي، اکرم قهرماني به عنوان مربي، گيتي رفيعي به عنوان کمک مربي و عفت نصرآبادي به عنوان بدنساز تيم ملي را همراهي مي کنند.
چهارمين اردوي تيم ملي واليبال بزرگسالان زنان از 28 ارديبهشت ماه به مدت 9 روز تشکيل مي شود.
پانزدهمين دوره مسابقات آسيايي ويتنام از يازدهم تا بيستم شهريور ماه سال جاري برگزار مي شود.

  


سفره قلمکار ؛ بستني توت فرنگي با خامه



* مواد لازم: توت فرنگي (نيم کيلو)، شکر (يک استکان)، آبليمو (يک قاشق مرباخوري)، خامه (مقداري براي تزيين).
طرز تهيه
1 - دم توت فرنگي ها را بگيريد، آنها را بشوييد و بگذاريد آب آن برود.
2 - توت فرنگيها را کاملاً له کنيد و شکر و آبليمو را به آن اضافه کنيد و خوب هم بزنيد تا شکر آن کاملاً حل شود.
3 - مواد را در ظرف مخصوص بستني يا ظرف فلزي مناسبي بريزيد و آن را داخل فريزر قرار دهيد.
4 - بعد از اينکه کمي مواد بستني، بسته شد آن را هم بزنيد و دوباره ظرف بستني را داخل فريزر قرار دهيد. (عمل هم زدن بستنيها و قرار دادن ظرف آن در فريزر را سه بار تکرار کنيد.)
5 - بستني را در ظرف مناسبي قرار دهيد و روي آن را با خامه و توت فرنگي تزيين کنيد. (خامه را داخل قيف شيريني پزي ريخته و روي بستني را تزيين کنيد).
* ايران ريحاني

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com