صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 27اردیبهشت ماه 1388


رئيس انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي در گفتگو با قدس:
بايد طرح جامع آينده نگري اطلاعاتي داشته باشيم



* جواد صبوحي com . sabouhi@gmail . j
اشاره:




پس از پايان دهه 90 و آغاز هزاره سوم، دنيا وارد مرحله جديدي از تکامل تکنولوژيک خود به نام عصر اطلاعات شد. عصري که ساختارها و ملزومات خود را با فناوري هاي موجود منطبق ساخت و بر اساس نيازهاي حاصل شده، زمينه زايش فناورهاي جديدي را فراهم کرد. اينترنت به عنوان بزرگترين و مؤثرترين مولود گره خوردگي ابزارهاي ارتباطي و اطلاعاتي ظرف چند ساله اخيررشد بسياري کرد و سيستمهاي ارتباطي و اطلاعاتي نيز به شکل چشمگيري توسعه يافت.
همزمان، توجه جوامع به الگوي توسعه دانايي محور به عنوان سيستم مطلوب توسعه اي در جوامع اطلاعاتي، عزم جهانيان بويژه سازمانهاي بين المللي را براي تغيير نگرش در اين حوزه مشخص نمود. در اين راستا توجه به اصل آزادي بيان، دسترسي عام و جهانشمول به اطلاعات و دانش، احترام براي تنوع زباني و فرهنگي و دسترسي برابر به آموزش مطلوب مباني نامگذاري روز جهاني جامعه اطلاعاتي ازسوي يونسکو را فراهم نمود.
اين روز و راه پيش روي ما براي رسيدن به اين جامعه، بهانه اي براي گفتگو با دکتر کاظم معتمدنژاد، رئيس انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي است که از نظر مي گذرانيد:

* آقاي دکتر جامعه اطلاعاتي دقيقاً چه مشخصاتي دارد که يک جامعه غير آن ندارد؟
** جامعه اطلاعاتي جامعه اي است که تمامي کارها در آن اطلاعاتي و به عبارت روشن تر رايانه اي شده است.بشر در طول تاريخ چند مرحله اجتماعي و اقتصادي را پشت سر گذاشته است؛ مرحله اول دوره اقتصاد کشاورزي، دوره دوم اقتصاد صنعتي و از اواسط قرن بيستم جامعه اطلاعاتي. اين دوره را به اين دليل اطلاعاتي مي گويند، چون امکانات اطلاعاتي در آن به قدري افزايش يافته است که به پيشرفت امور کشاورزي، صنعتي و خدماتي کمک مي کند.
جامعه تحول يافته نيز جامعه اي است که تمامي فعاليتها و محصولات و خدمات آن جنبه اطلاعاتي دارد.اين جامعه در کنار خود ديگر شرايط پيشرفت جامعه انساني را نيز به همراه دارد. در اين جامعه از جنبه اقتصادي بايد تبعيض وجود نداشته باشد. فقر از ميان برود، سواد آموزي همگاني شود، آزادي هاي بنيادي توسعه پيدا کند و همه اين مسايل بايد به موازات يکديگر پيش رود. در اين ميان مباحث پيچيده اي رخ مي دهد؛ برخي از تکنولوژي به عنوان هدف و نه وسيله استفاده مي کنند، يعني در هر جامعه اي هر چه تکنولوژي پيشرفت بيشتري داشته باشد، توسعه يافته تر است، در صورتي که تکنولوژي بايد يک وسيله و نه يک هدف باشد.
*در حال حاضر در وضعيتي که ما قرار داريم، مخاطبان جامعه اطلاعاتي شامل چه افرادي مي شوند و در حقيقت اولويت نخست اين جامعه چه کساني هستند؟
**دراينجا دو مسأله مطرح مي شود؛ نخست مسأله آزادي ها و ديگر مسأله حقوق. کشورهاي غربي و سرمايه داري بيشتر بر آزادي ها در کنار تکنولوژي تکيه مي کنند. آنها براي آنکه جامعه شان اطلاعاتي شود، به هر قيمتي مي خواهند تکنولوژي خود را توسعه دهند. براي آنها اين مسأله که تکنولوژي در اختيار همه باشد و يا نباشد، مطرح نيست، زيرا مي گويند مسأله شکاف ديجيتال رخ داده است و اين شکاف از شاخه هاي اجتماعي و اقتصادي و نوآوري در اين شاخه ها جدا نيست، در حالي که در زمينه هاي ديگر تا نظام اقتصادي و اجتماعي تغيير نکند، اين نوآوري ها رخ نمي دهد. بنابراين اگر مباني جامعه اطلاعاتي وجود نداشته باشد، بيش از همه مي تواند در خلاء مطرح شود تا واقعيت.
*خيلي ها نگاهي بدبينانه نسبت به اين موضوع دارند. شما از شکاف اطلاعاتي گفتيد، در صورتي که اين عده مي گويند کار از شکاف اطلاعاتي گذشته و ما با دره اطلاعاتي مواجهيم. اين نگاه بدبينانه تا چه حد منطبق با واقعيت است و وضع ما در مقايسه با کشورهاي همسانمان چگونه است؟
**در ابتدا بايد مشخص کنيم که به دنبال چه چيزي هستيم. ما هنوز براي خود سياستهاي ارتباطي و اطلاعاتي ترسيم نکرده ايم. در برنامه هاي توسعه سوم و چهارم اشاره اي به اين مسأله شده است. برنامه چهارم بر اقتصاد دانايي محور و معرفتي تکيه دارد اما باز تعريف مشخصي ندارد که چگونه مي تواند اين جامعه شکل بگيرد و اصلاً اينکه قرار است براي آينده چه کاري انجام دهيم، هيچ سياست مشخصي نداريم. برنامه پنجم در حال تهيه و تدوين است و معلوم نيست چه روندي را طي مي کند و من ازاين نقطه نظر همه چيز را مبهم مي دانم.
اين وضعيت در خصوص تمامي جوامع درحال توسعه مصداق دارد. واقعيت اين است که تا مسايل اصلي و اقتصادي و اجتماعي اين جوامع حل نشود، هيچ مسأله ديگري قابل حل نيست. در مقايسه با وضعيت جهاني اين شکاف بسيار زياد است.مجله پليتيکا در شماره هشتم نوامبر 2005 به نقل از گزارش ديده باني اجتماعي آماري را نقل مي کند و مي گويد: 2/5 ميليارد نفر از مردم جهان که 40 درصد از جمعيت دنيا را را تشکيل مي دهند، با درآمد روزانه کمتر از دو دلار زندگي مي کنند، در حالي که 10 درصد مردم دنيا که ثروتمندترين آنها هستند 54 درصد ثروت جهان را در اختيار دارند. در همين گزارش گفته شده است که 110 ميليون نفر از کودکان دنيا که نيمي از آنها در آفريقا زندگي مي کنند به مدرسه نمي روند و يک ميليارد نفر از مردم جهان هم به آب آشاميدني سالم دسترسي ندارند.
*عده اي مي گويند عصر اطلاعاتي 70 سال طول مي کشد، عده اي هم معتقدند اين عصر بيش از 50 سال طول نمي کشد و 15 سال هم از عمر آن گذشته است. اصلاً آيا براي رسيدن هر کشوري به جامعه اطلاعاتي زمان خاصي تعيين مي شود؟
**اکنون قرار است تا سال 2015 شرايط در دنيا براي استقرار جامعه اطلاعاتي مهيا شود. از سال 2005 که دومين اجلاسيه سران درخصوص جامعه اطلاعاتي تونس برگزار شد، 10 سال زمان تعيين گرديد تا شرايط براي ورود به جامعه اطلاعاتي مهيا شود .اين زمان براي تمامي کشورها مصداق دارد.
*تحقق آن چقدر منطقي است؟
**ببينيد، با تمام شکاف هايي که وجود دارد و من به برخي از آنها اشاره کردم، نمي توان اميدوار بود که اين مهم به اين زودي تأمين شود. در همان گزارش آمده است که در سال 2002 تعداد تلفنهاي کشورهاي پيشرفته 74/4 درصد کل تمام تلفنهاي جهان و تعداد تلفنهاي جهان سوم يک پنجم کل تلفنهاي جهان را تشکيل مي دهد. تعداد کاربران اينترنت هم در همان سال در کشورهاي پيشرفته و جهان سوم به ترتيب 93 درصد و 0/2 درصد تعداد کل کاربران دنيا بوده اند.
* با توجه به اينکه مي گوييد نسخه اي که براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي پيچيده مي شود براي تمامي دنياست و الزامي براي عمل به تمامي مفاد آن وجود دارد حداقل نمي توانيم نسخه اي بومي و متناسب با داشته هاي خودمان تهيه کنيم؟
** به همين دليل است که من معتقدم بايد سياستگذاري نمود.ما به سياستگذاري و برنامه ريزي در اين خصوص نياز داريم. براي آنکه دنيا در دو سوي حرکت مي کند؛ نخست جهت نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات است که جهان سوم آن را تعقيب مي کرد، براين اساس که بايد امکانات در دنيا تعديل شود و برابري ارتباطات و تعادل اطلاعات برقرارشود. جهان سوم در اين مسير توفيقي نيافت و تحت تأثير شرايط جهاني، سقوط شوروي سابق و دگرگوني هاي کشورهاي عدم تعهد و روي کارآمدن نظام نئوليبرال که جهاني سازي را توسعه داد، قرارگرفت. در مقابل آن کشورهاي توسعه يافته جامعه اطلاعاتي را مطرح کردند. بنابراين ما نيز بايد مشخص کنيم که به دنبال کداميک از اين دو جامعه هستيم. من معتقدم اين جامعه بايد «حقوق» را تأمين کند. حق توسعه، حق ارتباط و حق اطلاعات و بطورکلي بايد مبتني برحقوق ارتباطي در جامعه باشد.
* براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي، همين مسايل حقوقي مشکلاتي را براي کشورهايي مثل ما به وجود نمي آورد؟
**من معتقدم ما بيش از همه به «مطالعات نظري» نياز داريم و از اين نظر کمبودي در جامعه ديده مي شود، چون اين مطالعات را انجام نداده ايم، به خوبي هم نمي توانيم قانون وضع کنيم. در حال حاضر کارهايي در نهادهاي بين المللي انجام مي شود که ما متأسفانه اين کارها را دنبال نمي کنيم. مثلاً يونسکو يک سال و نيم قبل شاخص هايي را درخصوص اينکه رسانه ها در دنيا چگونه بايد پيشرفت کنند تعيين کرد. از آنجا که ما اين مطالعات را تعقيب نمي کنيم راه استفاده از آن را هم نمي دانيم. سالهاست که موضوع تدوين «نظام حقوقي جامع رسانه ها» را مطرح کرده ايم اما هيچ کاري در اين خصوص انجام نشده است. قرار بود در برنامه چهارم توسعه به اين مقوله پرداخته شود و به مرحله اجرا درآيد، اما شما مي بينيد که در برنامه پنجم هم در مورد آن بحثي نشده است. همه مسايل به اين موضوع برمي گردد که مطالعات خوبي در اين زمينه انجام شود. بايد گروههاي تحقيقاتي را در دانشگاه ها و مراکز پژوهشي تقويت کنيم و بودجه لازم را در اختيار آنها قرار دهيم .اصلاً بايد موضع خود را نيز در قبال ديگر کشورها مشخص کنيم که آيا بايد از آنها تقليد کنيم و يا بر مبناي واقعيتهاي کشورخود تصميم گيري نماييم.
* سهم دولت در اين جامعه چقدر است؟
** دولت بايد در اين خصوص سياستگذاري کند. من سالهاست که مي گويم ما بايد طرح جامع آينده نگري اطلاعاتي داشته باشيم.اين طرح مبتني بر چهار مسأله است: پژوهشگري، سياستگذاري، برنامه ريزي و سرانجام ارزيابي. تحقق اين مسأله منوط به اين است که گروههاي تحقيقاتي مورد نياز کشور تشکيل شود و کارهاي خود را براي قانونگذاري، سياستگذاري و برنامه ريزي براي برنامه ريزي هايي که انجام مي شود شکل دهد اما اين کار انجام نشده است، وقتي دولت در اين خصوص کاري انجام نداده است، از بخش خصوصي هم نمي توان توقعي داشت. اين بخش در کشور ما تابع فعاليتهاي دولت است، چون سرمايه هاي کلان را در اختيار ندارد تا در پژوهشگاه هاي خود اين تحقيقات را دنبال کند.
* انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي، يکي از مراکزي است که متولي فعاليتهاي تحقيقاتي در اين زمينه است. شما در اولين گردهمايي امسال اين انجمن گله کرده بوديد که اين انجمن آنطور که انتظار داشته بوديد، نتوانسته است به اهدافش برسد. مي توانيد دقيقاً بگوييد اين اهداف چه بوده است ؟
** در اين انجمن آينده نگري اطلاعاتي ايران دنبال مي شود و معتقديم که بايد در اين زمينه تحقيقات بنيادي، توسعه اي و کاربردي صورت بگيرد تا بر مبناي آن بتوان سياستگذاري، قانونگذاري و برنامه ريزي کرد و توقع داريم به اين مجموعه کمک شود. بايد امکانات مالي به دست بياوريم تا با کمک محققان دانشگاهي و دانشجويان دوره هاي دکترا اهداف انجمن را دنبال کنيم. در اين زمينه همه مسؤوليت دارند. اگر هماهنگي بين وزارت علوم از يک طرف و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شوراي عالي اطلاع رساني از سويي ديگر وجود مي داشت و به نيازهاي کشور توجه مي شد، اين تحقيقات شکل مي گرفت.
* بنابراين هنوز در فرآيند سياستگذاري و برنامه ريزي توسعه اطلاعات و ارتباطات معرفت علمي، جامعه اطلاعاتي شکل نگرفته است. اين معرفت چگونه قابل تحصيل است؟
** بايد دوره هاي فوق ليسانس و دکترا را در دانشگاه ها تقويت کرد، اما شما مي بينيد که ما در دوره ليسانس سه رشته روزنامه نگاري، روابط عمومي و مطالعات ارتباطي را داير کرده ايم، اما هنوز استقلال پيدا نکرده و دبيرخانه ندارد و مديران آن مشخص نشده است، ضمن آنکه آينده مشخصي نيز ندارد. اگر دانشگاه بتواند محقق تربيت کند، مي توان انتظار داشت که کارهاي تحقيقاتي خوبي انجام شود. در اين صورت است که دولت هم بودجه اي را براي آن اختصاص مي دهد.بنابراين بايد دوره هاي دانشگاهي تقويت و سپس به مراکز تحقيقاتي کمک شود تا با استفاده از دانش آموختگان دانشگاهي بتوانند کارهاي تحقيقاتي را انجام دهند.
* به همين دليل است که انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي معمولاً نظر مشورتي و توصيه اي داده است و ضمانت اجرايي ندارد؟
** بايد بودجه اي وجود داشته باشد تا تحقيقي صورت بگيرد و بر مبناي آن نظري داده شود و آن وقت انتظار داشته باشيم که اين نظرات اجرا شود. وقتي مطالعه اي صورت نمي گيرد و کاري انجام نمي شود نمي توانيم توصيه کنيم.
اگر يک مرکز تحقيقاتي بتواند کار خود را بخوبي انجام دهد، دولت و بخش خصوصي هم مي تواند از تحقيقات آن استفاده کند. ما هنوز به اين مرحله نرسيده ايم و حتي يک کار تحقيقاتي انجام نداده ايم. چند همايش برگزار و چند کتاب نوشته شده است اما اينها همه شخصي بوده است و با برنامه مشخص پيش نرفته است.ما حتي يک دفتر نداريم که در آن کار کنيم.
* تاکنون هيچ کمکي هم دريافت نکرده ايد؟
** وزارت علوم ساليانه 5 ميليون تومان به انجمنها اختصاص مي دهد و در اين دو سال اخير ما هم توانستيم اين مبلغ را جذب کنيم.
* چقدر بودجه لازم است تا بتوان کارهاي مطالعاتي را بخوبي پيش برد؟
** چند برابر آن. شايد پانصد ميليون تومان. اما ما حتي حداقل ها را هم نداريم. تنها انديشه هاي مثبتي را دنبال مي کنيم و به صورت آرماني از آن صحبت مي کنيم و اميدواريم روزي اين آرمان تأمين شود. يعني فقط با اميد پيش مي رويم و اگر بخواهيم به واقعيتها نگاه کنيم، بايد کار را رها کنيم و خوشبختانه اين کار را نمي کنيم.
*آقاي دکتر متشکريم

  


بهينه سازي بودجه با استقرار روابط عمومي الکترونيک



* علي هاشمي
چگونگي برنامه ريزي دخل و خرج و هزينه امور در مديريتهاي فردي و سازماني از جمله مواردي است که همواره بايد مورد بررسي و حسابرسي قرار گيرد. اين امردر سازمانهايي که به توان و درآمد خود متکي هستند، نمود بيشتري مي يابد زيرا حيات سازمان شان در گرو فعاليت مبتني بر برنامه ريزي و کسب درآمد و صرف آن در امور ضروري است . مديران اين سازمانها تامين درآمد بيشتر از طريق مصرف بهينه بودجه و منابع مالي و انساني و کاستن از هزينه غير ضروري را به عنوان خط مشي اساسي سازمان خويش ترسيم کرده و افزايش بهره وري در سازمان را دنبال مي کنند. اما در سازمانهاي دولتي که با پشتوانه مالي دولت امور خويش را به انجام مي رسانند و تنها به بودجه دريافتي اکتفا مي کنند، وضع متفاوت است، زيرا انگيزه لازم براي مديران و نيروي انساني به منظور بهره وري بيشتر وجود ندارد و به محض کاهش بودجه بدون توجه به ايجاد انگيزه و کاستن از هزينه هاي غير ضروري به دنبال کاهش هر نوع هزينه اي البته بر اساس سليقه و نگاه غير کارشناسي مديران هستند.
با توجه به اين توصيف، نگاه به روابط عمومي ها در حوزه هاي خصوصي و دولتي نيز متفاوت است.
حوزه خصوصي، استفاده از روابط عمومي و افزايش هزينه هاي آن را نوعي سرمايه گذاري و تلاش در جهت کسب درآمد بيشتر مي داند و نه تنها از بودجه آن نمي کاهد، بلکه با افزايش هزينه ها در اين حوزه ارتقاي سازمان و ادامه حيات آن را تضمين مي کند. البته ياد آوري اين نکته ضروري است که افزايش هزينه و بودجه روابط عمومي نبايد به اقداماتي منجر شود که از جانب آن سودي عايد سازمان نشود و بدتر از آن به سازمان زيان رساند. اما از سوي ديگر در سازمانهاي دولتي بلافاصله با مواجه شدن با کاهش بودجه، مراکز هزينه اي سازمان مورد بررسي قرار مي گيرد و در گام نخست روابط عمومي به عنوان بخش هزينه بر مورد عتاب قرار گرفته و هزينه هاي آن قلع و قمع مي شود، غافل از آنکه بسياري از هزينه هايي که روابط عمومي انجام مي دهد، خود به کاهش هزينه هاي سازمان در ساير بخش ها منجر مي گردد.
با آغاز به کار دولت نهم که دستورالعمل کاهش هزينه ها به سازمانها ارسال گرديد، بلافاصله از بودجه هاي روابط عمومي ها بخصوص در بخش تبليغات و اطلاع رساني کاسته شد و عمده ترين آسيبي که به سازمانها و دولت وارد گرديد، عدم اطلاع مردم از اقدامات نهادها و سازمانها بود که با وجود کارهاي فراوان مردم از آنها بي خبر بوده وهستند حال آنکه با بهينه سازي هزينه کرد تبليغات و تجهيز روابط عمومي به ابزارهاي اطلاع رساني و تسهيل بخش ارتباط مردم با سازمان، مي توانستند پيوند سازمان را با مخاطبان و مشتريان استحکام بخشند و در هزينه هاي سازمان و اتلاف وقت و هزينه مردم و مراجعات آنان به سازمان صرفه جويي نمايند.
امسال نيز که از سوي مقام معظم رهبري سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده است، برخي از مديران کاهش هزينه ها و صرفه جويي البته نه به معناي «درست مصرف کردن» که به معناي «مصرف نکردن» را در دستور کار قرار داده اند و با تعبير غلط از فرمايشات رهبري، مسير نامناسب را برگزيده اند و براي کاهش هزينه ها يا به سراغ نيروي انساني رفته و اضافه کار و تسهيلات رفاهي آنها را قطع کرده اند و در شکل سازماني تر آن به بهانه صرفه جويي، بودجه روابط عمومي ها را کاهش داده و يا آنها را براي کاهش هزينه تحت فشار قرار داده اند، غافل از آنکه هزينه هاي سازمان در بخش روابط عمومي سازمان را منتفع مي کند و تحت فشار قرار دادن اين واحد به سازمان آسيب مي رساند. ناگفته نماند که روابط عمومي ها نيز اصلاح در نوع هزينه کردن بودجه و انجام برنامه ها مبتني بر برنامه ريزي مشخص را بايد وجهه همت خود قرار دهند و استفاده بيشتر از ابزارهاي الکترونيکي به منظور انتقال سريع پيام و نهادينه ساختن روابط عمومي الکترونيک در سازمان را در دستور کار قرار دهند.
در اين زمينه چند راهکار پيشنهاد مي شود:
1 - اولويت بندي امور تبليغي و برآورد دقيق از هزينه فايده اجراي آن 2 - انتخاب پيام تبليغي و ابزار مناسب تبليغ براي افزايش اثر بخشي آن 3 - بررسي و ارايه راهکارهاي افزايش درآمد در سازمان و شناسايي هزينه هاي غير ضروري 4 - بهره گيري از ابزارهاي نوين اطلاع رساني به مشتريان و مديران سازمان 5 - تجهيز روابط عمومي به امکاناتي که تسهيل کننده ارتباط مردم بوده و از مراجعه هاي غير ضرور آنها جلوگيري شود، مانند تلفن گويا،سامانه پيامک و... 6 - ايجاد تحرک و پويايي بيشتر به سايت سازمان وپاسخگويي سريع به نياز هاي مخاطبان 7 - فعال سازي نظام پيشنهادات سازمان و مشارکت فعال کارکنان در اصلاح شيوه ها و گزينش بهترين پيشنهادها براي کاهش هزينه ها و افزايش بهره وري.
نکته پاياني، آنکه شايسته است مديران سازمانها نيز ملاک هزينه کردن براي امور را کيفيت و در نظر داشتن ابعاد گوناگون آن قرار دهند، زيرا در اين صورت انجام هر امري صرفا هزينه کردن نيست، بلکه در راستاي بهره وري سازمان تعبير مي شود.

  


استاد پيشگام روابط عمومي الکترونيک در گفتگو با « قدس» :
هيچگاه به استقبال روابط عمومي الکترونيک نرفته ايم



اشاره :
روابط عمومي الکترونيک پديده اي است تکنولوژيک که زاييده انقلاب اطلاعات و ارتباطات است و در واقع اگر اين تحول علمي-



تکنولوژيک رخ نمي داد، روابط عمومي الکترونيک نيز مطرح نمي شد.از سوي ديگر، روابط عمومي الکترونيک در درون جامعه اي جريان دارد که آن نيز زاييده همين تحول است. جامعه اي که در آغاز «جامعه اطلاعاتي» نام گرفت و سپس «جامعه معرفتي» ناميده شد و با هر نامي که خوانده شود، جامعه اي است که در فضايي متفاوت با فضاي فيزيکي و تابع قوانيني ديگر و بيش از هر چيز تابع قانون شتاب تحولات تکنولوژيک تکوين يافته و همگام با اين تحولات در حال تکامل است.
خانم دکتر شهيندخت خوارزمي استاد پيشگام روابط عمومي الکترونيک که امروز از تلاشهاي علمي و زحمات ايشان همزمان با برگزاري چهارمين همايش روابط عمومي الکترونيک در هتل المپيک تقدير مي گردد، در گفتگويي با خبرنگار ما به اين موضوع پرداخته است .
***
*خانم دکتر، شما مترجم اثر موج سوم هستيد. اجازه بدهيد تافلر و کتاب او را بهانه اي براي آغاز اين گفتگو و طرح اين سؤال قرار دهيم که اصولا بعد از گذشت سالها از پيش بيني هاي تافلر، تا چه حد فرآيندي که او در نظر دارد درخصوص پيشرفتهاي جامعه ما مصداق پيدا مي کند؟






** تحولاتي که تافلر با عنوان موج سوم پيش بيني مي کرد، بيشتر حول محور آثار فناوري اطلاعات و ارتباطات در تمامي ابعاد زندگي انسان بود، در واقع نظر تافلر اين بود که با انقلاب فناوري اطلاعات و ارتباطات، جامعه تغيير يافته و جامعه اي موج سومي شکل مي گيرد.بعدي از اين جامعه در عرصه اقتصاد است که تمامي قاعده بازي توليد ثروت تغيير پيدا مي کند و بدون زيرساخت پيشرفته IT هيچ کشوري نمي تواند به توسعه اقتصادي دست پيدا کند.تافلر درابعاد ديگر نيز پيش بيني هاي ديگري دارد، مثلاً به تأثير آن در ابعاد اجتماعي وفرهنگي اشاره مي کند. بطورکلي او معتقد بود که IT در تمامي زمينه ها جامعه را متحول خواهد کرد.اين مسأله در ايران هم آغاز شده است، ضمن اينکه به تعبير تافلر ايران ترکيبي از ساختارهاي موج اولي، موج دومي و موج سومي است . يعني ويژگي هاي عصر کشاورزي، عصر صنعت و عصر فراصنعت يا فناوري اطلاعات و ارتباطات را دارد و مي توان جامعه ايران را شکلي از موزاييکي از ويژگي هاي هر عصر دانست .اينکه اين پيش بيني ها در مورد ايران محقق شده است، بايد بگويم ايران به تعبير تافلر تا رسيدن به يک جامعه موج سومي فاصله خيلي زيادي دارد.
* براي جامعه اطلاعاتي، مولفه هاي زيادي درنظر گرفته مي شود.جايگاه روابط عمومي الکترونيک در اين جامعه کجاست و با تحقق يک روابط عمومي با اين مشخصه ها چقدر مي توانيم به دروازه هاي جامعه اطلاعاتي نزديک شويم؟
** نقش روابط عمومي در جامعه اطلاعاتي خيلي مهم است و به نظر من يک تحول در اين نقش رخ مي دهد. در سازمانها امنيت استراتژيک بوجود مي آيد. از سوي ديگر ما با دو راهکار در اين خصوص مواجهيم؛ نخست اينکه فناوري اطلاعات و ارتباطات را در سيستمها و فرآيندهاي روابط عمومي جذب کنيم و از اين طريق همان نقش هاي متعارف و سنتي روابط عمومي را با اثربخشي و بهره وري بيشتر ايفا کنيم، يعني در واقع فعاليتهاي انجام گرفته در اين روابط عمومي همان فعاليتها و نقش هاي گذشته است، ولي فناوري اطلاعات و ارتباطات کمک مي کند تا اثربخشي و بهره وري آن افزايش پيدا کند.از ديگر سوي روابط عمومي در عرصه هاي مجازي حضور پيدا مي کند. در ايران بحث بر سر اين است که ما اين فرآيند تحول را با جذب فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمانها و بويژه در سيستمها و فرآيندهاي روابط عمومي آغاز کنيم و اين خود يک برنامه تحول است. به نظر مي رسد در بسياري از سازمانها روابط عمومي به خوبي از آي تي استفاده مي کند، ولي اينکه تا چه اندازه در رسيدن به يک روابط عمومي الکترونيک در جامعه اطلاعاتي فاصله دارد، به نظر من اين فاصله خيلي زياد است.
* عده اي در مباحث مربوط به روابط عمومي الکترونيک طوري از عنصر «مخاطب» صحبت مي کنند که گويا اصلا بهانه ها و الزامات شکل گيري اين مقوله همين عنصر است.مگر اين عنصر چقدر در شکل گيري آن اهميت دارد؟
** ببينيد، در روابط عمومي الکترونيک چند عامل خيلي مهم است؛ نخست اينکه فضاي فعاليت در اين عرصه به فضاي مجازي منتقل شده است، يعني روابط عمومي الکترونيک همان نقش را براي سازمان ايفا مي کند، اما در فضاي مجازي مخاطب تنوع پيدا کرده است.شما در اين فضا مخاطبي داريد که به تعبير دکتر عاملي، او را مي شناسيد ولي در فضايي مجازي با او ارتباط برقرار مي کنيد؛ مخاطب ديگري وارد صحنه مي شود که هيچ شناختي نسبت به او نداريد ولي در سطحي عالي تر مجاز مخاطب است که در اين فضا حضور دارد.ضمن اينکه همان مخاطبان متعارف روابط عمومي نيز در فضاي مجازي با تنوع بسيار زياد حضور دارند .يعني ممکن است گاهي ذي نفعان روابط عمومي يک سازمان با حضور در فضاي مجازي چند فرهنگي و چند قوميتي حضور داشته باشند و اين مسأله مخاطبان را از يک مخاطب آشنا به ذي نفعاني تبديل مي کند که نه فرهنگ و نه قوميت و مليت آنها را نمي شناسيم ولي براي حفظ منافع سازمان ناگزير به ارتباط برقرار کردن ارتباط با آنها هستيم.اين مسأله فعاليت روابط عمومي را دستخوش تغيير مي کند. يعني با پيشرفت جامعه اطلاعاتي ذي نفعان روابط عمومي سازمانها نيز چند مليتي و چند فرهنگي مي شوند و اين خود يک تحول است ولي نکته اساسي تغيير فضايي است که تحت تأثير تحولات تکنولوژيک رخ داده است.
اتفاقي که با پيشرفت فناوري اطلاعات و ارتباطات رخ مي دهد آن است که اين تکنولوژي ها هوشمند مي شوند و همين هوشمند شدن ماهيت فعاليت روابط عمومي را تغييرمي دهد و آن را با فرصتهاي تازه مواجه مي کند. يعني در واقع اين تکنولوژي است که حرف اول را مي زند و نه مخاطب . اين تکنولوژي است که ماهيت مخاطب و ماهيت ارتباط سازمان را با مخاطب خود تغيير مي دهد.
* برخي با تمايز قايل شدن بين روابط عمومي الکترونيک و ديجيتال معتقدند که ما درحد فاصل بين روابط عمومي الکترونيک و ديجيتال قرار داريم. اصلا اين تمايز قايل شدن تا چه حد معنا دار است؟
** ببينيد، شايد مقصود اين عده اين است که ما از تکنولوژي هاي آنالوگ وارد تکنولوژي هاي ديجيتال شده ايم. به نظر من کساني که از اصطلاح الکترونيک استفاده مي کنند بازهم مقصودشان تکنولوژي هاي ديجيتال است. چون ما وارد عصر ديجيتال شده ايم و ديگر اصلا نمي توانيم از مفهومي غير ديجيتالي صحبت کنيم.
* در حال حاضر ساختارسازمانهايي که در کشور فعاليت مي کنند چقدر آمادگي پذيرش روابط عمومي الکترونيک را دارند؟
** جذب آي تي در فرايندها و سيستمها و آي تي محور شدن خدمات روابط عمومي بتدريج صورت مي گيرد و با آن مشکل ندارند اما در اينکه نقش و جايگاه روابط عمومي الکترونيک در حال تغيير است و از امنيت استراتژيک برخوردار مي شود، ترديد دارم و به نظر من فرهنگ سازي لازم در اين زمينه انجام نشده است.
ما همواره در کشور با پديده هاي نو با نگاهي انفعالي برخورد داشته ايم و هيچگاه به استقبال آنها نرفته ايم و همواره منتظر بوده ايم که اين پديده ها خود را به صورت جبري بر سازمانها تحميل کند و آن وقت ناگزير پارادايمها و الگوهاي ذهني و رفتاري خود را در جهت انطباق با آنها سازگار کنيم. در مورد روابط عمومي الکترونيک نيز اين واقعيت مصداق دارد و ما جريان فکري را در سازمانها بويژه در سطح مديران ارشد و کلان ايجاد کنيم و ذهن آنها را براي درک فرصتهاي اين تحول آماده کرده ايم . من نشانه اي از اين نگاه آينده ساز را در خصوص روابط عمومي الکترونيک نمي بينم. البته خوشبختانه همايشهايي که دبيرخانه روابط عمومي الکترونيک برگزار مي کند توانسته است موجي را در اين خصوص ايجاد کند اما واقعاً مشخص نيست مخاطب اين نشستها چه سطحي از مديران هستند.
* به نظر مي رسد غير از آنچه شما در مورد سازمانها به آن اشاره کرديد، يکي ديگر از گره هايي که در زمينه تحقق روابط عمومي الکترونيک وجود دارد، اختصاص بودجه است .شما هم اين مسأله را مهم مي دانيد؟
** اگر از منظر مديريت تحول به اين موضوع نگاه کنيم تا بتوانيم سازمانها را براي ايجاد يک تحول اساسي و بنيادين آماده کنيم، بايد بگوييم اين مسأله نيازمند يک پشتوانه علمي است که تحقق آن از طريق کارهاي پژوهشي ميسر است. من سازماني را سراغ ندارم که دغدغه اختصاص بودجه اي را براي انجام مطالعاتي داشته باشد که به تسهيل اين تحول در خصوص روابط عمومي الکترونيک کمک کند.
نکته ديگر آنکه من هم نمي دانم تقاضاي مؤثر براي روابط عمومي الکترونيک و گذر از روابط عمومي متعارف در کجا قرار دارد و اين روابط عمومي به کدام بخش از نيازهاي سازمانها بهتر مي تواند پاسخ دهد، ضمن اينکه معتقدم اين گذر يک جبر زمانه و تکنولوژيک است اما از طرفي اين تقاضاها و نيازها به درستي تعريف نشده است، در عين حال اميدوارم در انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي بتوانيم در سال جاري جرياني را به راه بيندازيم تا مقوله جامعه اطلاعاتي جايگاه واقعي خود را پيدا کند. اگر دغدغه توسعه جامعه اطلاعاتي به دغدغه ملي تبديل شود و از اين طريق به سازمانها منتقل شود و هر سازمان جايگاه خود را در اين فرآيند تحول در ارتباط با الزامات و ويژگي هاي جامعه اطلاعاتي تعريف کند آنگاه مطمئنا هيچ سازماني نمي تواند گذر از روابط عمومي موجود را به روابط عمومي الکترونيک در دستورکارخود قرارندهد.
از سوي ديگر هنوز سازمانهاي ما وارد فضاهاي رقابتي بين المللي و جهاني نشده اند. اگر اين تحول نيز صورت بگيرد نياز به اين گذر و نياز به سرمايه گذاري براي ايجاد روابط عمومي الکترونيک بيش از امروز احساس خواهد شد.در چنين شرايطي روابط عمومي ناگزير است با ذي نفعان خود در محيط هاي بين المللي ارتباط مؤثر شبکه اي ايجاد کند.
*در حال حاضر مؤسسه ها و سازمانهاي بخش دولتي در اين زمينه بهتر فعاليت دارند و يا بخش خصوصي؟
** به نظر مي رسد دغدغه بخش دولتي خيلي اندک است.مثلا حرکت بسيار خوبي در فولاد مبارکه در حال شکل گيري است که به نظر مي رسد اين مجموعه مي تواند پيشگام در روابط عمومي الکترونيک باشد. من ترديد دارم که سازمانهاي دولتي اين نياز را در حد بنگاههاي اقتصادي قوي ايجاد کنند.مثلا تصور نمي کنم وزارت امورخارجه که بيش از بسياري از سازمانها به روابط عمومي الکترونيک نياز دارد، زودتر از بخش هاي خصوصي اينچنيني به اين مهم بپردازد.به هر حال مي توان با حدس و گمان گفت که اين اراده در ميان بنگاههاي خصوصي که انگيزه رقابت بالايي دارند بيشتر است.
* مي توان گفت نوعي اصرار «ارادي» ازسوي سازمانهاي بخش دولتي براي استفاده از روش هاي سنتي وجود دارد؟
** بله درست است.علاوه بر اين پويايي اين بخش بسيار کمتر است، يعني بطور طبيعي شکاف ديجيتال آنها به مراتب بيشتر از بنگاههاي اقتصادي است. ساختار سازمانهاي دولتي بسيار بروکراتيک و انعطاف ناپذير است، در نتيجه اين سازمانها تحول پذير نيستند و بطور طبيعي سراغ ايده ها و تکنولوژي هاي نو نمي روند .
* براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي، افق زماني خاصي پيش بيني شده است. در خصوص روابط عمومي الکترونيک با مقايسه وضعيت فعلي مان مي توان ظرف زماني خاصي قايل شد؟
** ببينيد، متأسفانه شکاف موجود کشور ما حداقل با کشورهاي منطقه در خصوص فناوري اطلاعات و ارتباطات زياد مي شود. مثلاً اماراتي ها بر روي زيرساخت پيشرفتهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات و هم جذب اين زير ساخت در فرآيندها و سيستمهاي آن و هم در کاربري اثربخش از اين تکنولوژي سرمايه گذاري کرده اند.اما ما در کاربري اثربخش از اين تکنولوژي ها سرمايه گذاري هاي لازم را نکرده ايم و از آن مهمتربر روي سرمايه انساني مورد نياز اين تحولات نيز سرمايه گذاري لازم را نداشته ايم.به محض شروع حرکت روابط عمومي الکترونيک مساله سرمايه انساني متخصص مطرح مي شود. من خودم تلاش زيادي دارم تا دوره هايي را براي مديران روابط عمومي ديجيتال در انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي تعريف کنيم اما واقعا هيچ حرکتي ديده نمي شود و آنچه انجام مي شود به صورت کارگاه و يا دوره هاي کوتاه مدت است و حرکت بنيادين براي تربيت سرمايه انساني نمي بينم در صورتي که در کشورهاي ديگر اين گونه نيست.
*از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزارم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com