|
* جواد صبوحي com . sabouhi@gmail . j
اشاره:

پس از پايان دهه 90 و آغاز هزاره سوم، دنيا وارد مرحله جديدي از تکامل تکنولوژيک خود به نام عصر اطلاعات شد. عصري که ساختارها و ملزومات خود را با فناوري هاي موجود منطبق ساخت و بر اساس نيازهاي حاصل شده، زمينه زايش فناورهاي جديدي را فراهم کرد. اينترنت به عنوان بزرگترين و مؤثرترين مولود گره خوردگي ابزارهاي ارتباطي و اطلاعاتي ظرف چند ساله اخيررشد بسياري کرد و سيستمهاي ارتباطي و اطلاعاتي نيز به شکل چشمگيري توسعه يافت.
همزمان، توجه جوامع به الگوي توسعه دانايي محور به عنوان سيستم مطلوب توسعه اي در جوامع اطلاعاتي، عزم جهانيان بويژه سازمانهاي بين المللي را براي تغيير نگرش در اين حوزه مشخص نمود. در اين راستا توجه به اصل آزادي بيان، دسترسي عام و جهانشمول به اطلاعات و دانش، احترام براي تنوع زباني و فرهنگي و دسترسي برابر به آموزش مطلوب مباني نامگذاري روز جهاني جامعه اطلاعاتي ازسوي يونسکو را فراهم نمود.
اين روز و راه پيش روي ما براي رسيدن به اين جامعه، بهانه اي براي گفتگو با دکتر کاظم معتمدنژاد، رئيس انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي است که از نظر مي گذرانيد:
* آقاي دکتر جامعه اطلاعاتي دقيقاً چه مشخصاتي دارد که يک جامعه غير آن ندارد؟
** جامعه اطلاعاتي جامعه اي است که تمامي کارها در آن اطلاعاتي و به عبارت روشن تر رايانه اي شده است.بشر در طول تاريخ چند مرحله اجتماعي و اقتصادي را پشت سر گذاشته است؛ مرحله اول دوره اقتصاد کشاورزي، دوره دوم اقتصاد صنعتي و از اواسط قرن بيستم جامعه اطلاعاتي. اين دوره را به اين دليل اطلاعاتي مي گويند، چون امکانات اطلاعاتي در آن به قدري افزايش يافته است که به پيشرفت امور کشاورزي، صنعتي و خدماتي کمک مي کند.
جامعه تحول يافته نيز جامعه اي است که تمامي فعاليتها و محصولات و خدمات آن جنبه اطلاعاتي دارد.اين جامعه در کنار خود ديگر شرايط پيشرفت جامعه انساني را نيز به همراه دارد. در اين جامعه از جنبه اقتصادي بايد تبعيض وجود نداشته باشد. فقر از ميان برود، سواد آموزي همگاني شود، آزادي هاي بنيادي توسعه پيدا کند و همه اين مسايل بايد به موازات يکديگر پيش رود. در اين ميان مباحث پيچيده اي رخ مي دهد؛ برخي از تکنولوژي به عنوان هدف و نه وسيله استفاده مي کنند، يعني در هر جامعه اي هر چه تکنولوژي پيشرفت بيشتري داشته باشد، توسعه يافته تر است، در صورتي که تکنولوژي بايد يک وسيله و نه يک هدف باشد.
*در حال حاضر در وضعيتي که ما قرار داريم، مخاطبان جامعه اطلاعاتي شامل چه افرادي مي شوند و در حقيقت اولويت نخست اين جامعه چه کساني هستند؟
**دراينجا دو مسأله مطرح مي شود؛ نخست مسأله آزادي ها و ديگر مسأله حقوق. کشورهاي غربي و سرمايه داري بيشتر بر آزادي ها در کنار تکنولوژي تکيه مي کنند. آنها براي آنکه جامعه شان اطلاعاتي شود، به هر قيمتي مي خواهند تکنولوژي خود را توسعه دهند. براي آنها اين مسأله که تکنولوژي در اختيار همه باشد و يا نباشد، مطرح نيست، زيرا مي گويند مسأله شکاف ديجيتال رخ داده است و اين شکاف از شاخه هاي اجتماعي و اقتصادي و نوآوري در اين شاخه ها جدا نيست، در حالي که در زمينه هاي ديگر تا نظام اقتصادي و اجتماعي تغيير نکند، اين نوآوري ها رخ نمي دهد. بنابراين اگر مباني جامعه اطلاعاتي وجود نداشته باشد، بيش از همه مي تواند در خلاء مطرح شود تا واقعيت.
*خيلي ها نگاهي بدبينانه نسبت به اين موضوع دارند. شما از شکاف اطلاعاتي گفتيد، در صورتي که اين عده مي گويند کار از شکاف اطلاعاتي گذشته و ما با دره اطلاعاتي مواجهيم. اين نگاه بدبينانه تا چه حد منطبق با واقعيت است و وضع ما در مقايسه با کشورهاي همسانمان چگونه است؟
**در ابتدا بايد مشخص کنيم که به دنبال چه چيزي هستيم. ما هنوز براي خود سياستهاي ارتباطي و اطلاعاتي ترسيم نکرده ايم. در برنامه هاي توسعه سوم و چهارم اشاره اي به اين مسأله شده است. برنامه چهارم بر اقتصاد دانايي محور و معرفتي تکيه دارد اما باز تعريف مشخصي ندارد که چگونه مي تواند اين جامعه شکل بگيرد و اصلاً اينکه قرار است براي آينده چه کاري انجام دهيم، هيچ سياست مشخصي نداريم. برنامه پنجم در حال تهيه و تدوين است و معلوم نيست چه روندي را طي مي کند و من ازاين نقطه نظر همه چيز را مبهم مي دانم.
اين وضعيت در خصوص تمامي جوامع درحال توسعه مصداق دارد. واقعيت اين است که تا مسايل اصلي و اقتصادي و اجتماعي اين جوامع حل نشود، هيچ مسأله ديگري قابل حل نيست. در مقايسه با وضعيت جهاني اين شکاف بسيار زياد است.مجله پليتيکا در شماره هشتم نوامبر 2005 به نقل از گزارش ديده باني اجتماعي آماري را نقل مي کند و مي گويد: 2/5 ميليارد نفر از مردم جهان که 40 درصد از جمعيت دنيا را را تشکيل مي دهند، با درآمد روزانه کمتر از دو دلار زندگي مي کنند، در حالي که 10 درصد مردم دنيا که ثروتمندترين آنها هستند 54 درصد ثروت جهان را در اختيار دارند. در همين گزارش گفته شده است که 110 ميليون نفر از کودکان دنيا که نيمي از آنها در آفريقا زندگي مي کنند به مدرسه نمي روند و يک ميليارد نفر از مردم جهان هم به آب آشاميدني سالم دسترسي ندارند.
*عده اي مي گويند عصر اطلاعاتي 70 سال طول مي کشد، عده اي هم معتقدند اين عصر بيش از 50 سال طول نمي کشد و 15 سال هم از عمر آن گذشته است. اصلاً آيا براي رسيدن هر کشوري به جامعه اطلاعاتي زمان خاصي تعيين مي شود؟
**اکنون قرار است تا سال 2015 شرايط در دنيا براي استقرار جامعه اطلاعاتي مهيا شود. از سال 2005 که دومين اجلاسيه سران درخصوص جامعه اطلاعاتي تونس برگزار شد، 10 سال زمان تعيين گرديد تا شرايط براي ورود به جامعه اطلاعاتي مهيا شود .اين زمان براي تمامي کشورها مصداق دارد.
*تحقق آن چقدر منطقي است؟
**ببينيد، با تمام شکاف هايي که وجود دارد و من به برخي از آنها اشاره کردم، نمي توان اميدوار بود که اين مهم به اين زودي تأمين شود. در همان گزارش آمده است که در سال 2002 تعداد تلفنهاي کشورهاي پيشرفته 74/4 درصد کل تمام تلفنهاي جهان و تعداد تلفنهاي جهان سوم يک پنجم کل تلفنهاي جهان را تشکيل مي دهد. تعداد کاربران اينترنت هم در همان سال در کشورهاي پيشرفته و جهان سوم به ترتيب 93 درصد و 0/2 درصد تعداد کل کاربران دنيا بوده اند.
* با توجه به اينکه مي گوييد نسخه اي که براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي پيچيده مي شود براي تمامي دنياست و الزامي براي عمل به تمامي مفاد آن وجود دارد حداقل نمي توانيم نسخه اي بومي و متناسب با داشته هاي خودمان تهيه کنيم؟
** به همين دليل است که من معتقدم بايد سياستگذاري نمود.ما به سياستگذاري و برنامه ريزي در اين خصوص نياز داريم. براي آنکه دنيا در دو سوي حرکت مي کند؛ نخست جهت نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات است که جهان سوم آن را تعقيب مي کرد، براين اساس که بايد امکانات در دنيا تعديل شود و برابري ارتباطات و تعادل اطلاعات برقرارشود. جهان سوم در اين مسير توفيقي نيافت و تحت تأثير شرايط جهاني، سقوط شوروي سابق و دگرگوني هاي کشورهاي عدم تعهد و روي کارآمدن نظام نئوليبرال که جهاني سازي را توسعه داد، قرارگرفت. در مقابل آن کشورهاي توسعه يافته جامعه اطلاعاتي را مطرح کردند. بنابراين ما نيز بايد مشخص کنيم که به دنبال کداميک از اين دو جامعه هستيم. من معتقدم اين جامعه بايد «حقوق» را تأمين کند. حق توسعه، حق ارتباط و حق اطلاعات و بطورکلي بايد مبتني برحقوق ارتباطي در جامعه باشد.
* براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي، همين مسايل حقوقي مشکلاتي را براي کشورهايي مثل ما به وجود نمي آورد؟
**من معتقدم ما بيش از همه به «مطالعات نظري» نياز داريم و از اين نظر کمبودي در جامعه ديده مي شود، چون اين مطالعات را انجام نداده ايم، به خوبي هم نمي توانيم قانون وضع کنيم. در حال حاضر کارهايي در نهادهاي بين المللي انجام مي شود که ما متأسفانه اين کارها را دنبال نمي کنيم. مثلاً يونسکو يک سال و نيم قبل شاخص هايي را درخصوص اينکه رسانه ها در دنيا چگونه بايد پيشرفت کنند تعيين کرد. از آنجا که ما اين مطالعات را تعقيب نمي کنيم راه استفاده از آن را هم نمي دانيم. سالهاست که موضوع تدوين «نظام حقوقي جامع رسانه ها» را مطرح کرده ايم اما هيچ کاري در اين خصوص انجام نشده است. قرار بود در برنامه چهارم توسعه به اين مقوله پرداخته شود و به مرحله اجرا درآيد، اما شما مي بينيد که در برنامه پنجم هم در مورد آن بحثي نشده است. همه مسايل به اين موضوع برمي گردد که مطالعات خوبي در اين زمينه انجام شود. بايد گروههاي تحقيقاتي را در دانشگاه ها و مراکز پژوهشي تقويت کنيم و بودجه لازم را در اختيار آنها قرار دهيم .اصلاً بايد موضع خود را نيز در قبال ديگر کشورها مشخص کنيم که آيا بايد از آنها تقليد کنيم و يا بر مبناي واقعيتهاي کشورخود تصميم گيري نماييم.
* سهم دولت در اين جامعه چقدر است؟
** دولت بايد در اين خصوص سياستگذاري کند. من سالهاست که مي گويم ما بايد طرح جامع آينده نگري اطلاعاتي داشته باشيم.اين طرح مبتني بر چهار مسأله است: پژوهشگري، سياستگذاري، برنامه ريزي و سرانجام ارزيابي. تحقق اين مسأله منوط به اين است که گروههاي تحقيقاتي مورد نياز کشور تشکيل شود و کارهاي خود را براي قانونگذاري، سياستگذاري و برنامه ريزي براي برنامه ريزي هايي که انجام مي شود شکل دهد اما اين کار انجام نشده است، وقتي دولت در اين خصوص کاري انجام نداده است، از بخش خصوصي هم نمي توان توقعي داشت. اين بخش در کشور ما تابع فعاليتهاي دولت است، چون سرمايه هاي کلان را در اختيار ندارد تا در پژوهشگاه هاي خود اين تحقيقات را دنبال کند.
* انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي، يکي از مراکزي است که متولي فعاليتهاي تحقيقاتي در اين زمينه است. شما در اولين گردهمايي امسال اين انجمن گله کرده بوديد که اين انجمن آنطور که انتظار داشته بوديد، نتوانسته است به اهدافش برسد. مي توانيد دقيقاً بگوييد اين اهداف چه بوده است ؟
** در اين انجمن آينده نگري اطلاعاتي ايران دنبال مي شود و معتقديم که بايد در اين زمينه تحقيقات بنيادي، توسعه اي و کاربردي صورت بگيرد تا بر مبناي آن بتوان سياستگذاري، قانونگذاري و برنامه ريزي کرد و توقع داريم به اين مجموعه کمک شود. بايد امکانات مالي به دست بياوريم تا با کمک محققان دانشگاهي و دانشجويان دوره هاي دکترا اهداف انجمن را دنبال کنيم. در اين زمينه همه مسؤوليت دارند. اگر هماهنگي بين وزارت علوم از يک طرف و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شوراي عالي اطلاع رساني از سويي ديگر وجود مي داشت و به نيازهاي کشور توجه مي شد، اين تحقيقات شکل مي گرفت.
* بنابراين هنوز در فرآيند سياستگذاري و برنامه ريزي توسعه اطلاعات و ارتباطات معرفت علمي، جامعه اطلاعاتي شکل نگرفته است. اين معرفت چگونه قابل تحصيل است؟
** بايد دوره هاي فوق ليسانس و دکترا را در دانشگاه ها تقويت کرد، اما شما مي بينيد که ما در دوره ليسانس سه رشته روزنامه نگاري، روابط عمومي و مطالعات ارتباطي را داير کرده ايم، اما هنوز استقلال پيدا نکرده و دبيرخانه ندارد و مديران آن مشخص نشده است، ضمن آنکه آينده مشخصي نيز ندارد. اگر دانشگاه بتواند محقق تربيت کند، مي توان انتظار داشت که کارهاي تحقيقاتي خوبي انجام شود. در اين صورت است که دولت هم بودجه اي را براي آن اختصاص مي دهد.بنابراين بايد دوره هاي دانشگاهي تقويت و سپس به مراکز تحقيقاتي کمک شود تا با استفاده از دانش آموختگان دانشگاهي بتوانند کارهاي تحقيقاتي را انجام دهند.
* به همين دليل است که انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي معمولاً نظر مشورتي و توصيه اي داده است و ضمانت اجرايي ندارد؟
** بايد بودجه اي وجود داشته باشد تا تحقيقي صورت بگيرد و بر مبناي آن نظري داده شود و آن وقت انتظار داشته باشيم که اين نظرات اجرا شود. وقتي مطالعه اي صورت نمي گيرد و کاري انجام نمي شود نمي توانيم توصيه کنيم.
اگر يک مرکز تحقيقاتي بتواند کار خود را بخوبي انجام دهد، دولت و بخش خصوصي هم مي تواند از تحقيقات آن استفاده کند. ما هنوز به اين مرحله نرسيده ايم و حتي يک کار تحقيقاتي انجام نداده ايم. چند همايش برگزار و چند کتاب نوشته شده است اما اينها همه شخصي بوده است و با برنامه مشخص پيش نرفته است.ما حتي يک دفتر نداريم که در آن کار کنيم.
* تاکنون هيچ کمکي هم دريافت نکرده ايد؟
** وزارت علوم ساليانه 5 ميليون تومان به انجمنها اختصاص مي دهد و در اين دو سال اخير ما هم توانستيم اين مبلغ را جذب کنيم.
* چقدر بودجه لازم است تا بتوان کارهاي مطالعاتي را بخوبي پيش برد؟
** چند برابر آن. شايد پانصد ميليون تومان. اما ما حتي حداقل ها را هم نداريم. تنها انديشه هاي مثبتي را دنبال مي کنيم و به صورت آرماني از آن صحبت مي کنيم و اميدواريم روزي اين آرمان تأمين شود. يعني فقط با اميد پيش مي رويم و اگر بخواهيم به واقعيتها نگاه کنيم، بايد کار را رها کنيم و خوشبختانه اين کار را نمي کنيم.
*آقاي دکتر متشکريم |