صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 29اردیبهشت ماه 1388

[ يادداشت روز ]
 * آينده مبهم يک منازعه

آينده مبهم يک منازعه



* دکتر نوذر شفيعي

بالاخره پس از فراز و نشيبهاي زياد، ارتش پاکستان عليه آنچه طالبان پاکستاني خوانده مي شود وارد عمل شد. شواهد موجود حکايت از آن دارد که موفقيتهاي مهمي در اين زمينه حاصل شده است. آنچه در حال حاضر مهم به نظر مي رسد و احتمالاً توجه محافل سياستگذاري در پاکستان و آمريکا را به خود معطوف کرده، سرانجام اين عمليات است: آيا ارتش پاکستان موفق خواهد شد، منطقه شمال غرب اين کشور را از وجود طالبان پاک نمايد؟
بدون ترديد، مجموعه اي از عوامل و شرايط در نيل به هدف مؤثرند. با اين حال، مهمترين مسأله اين است که هدف ارتش چيست؟ آيا ورود ارتش به جنگ عليه طالبان جنبه استراتژيک دارد يا تاکتيک؟ اين پرسش از آن نظر حايز اهميت است که اگر هدف ارتش استراتژيک نباشد، دير يا زود شاهد سست شدن مبارزه عليه طالبان خواهيم بود و اين ممکن است نتايج بسيار منفي در منطقه بر جاي بگذارد.
اما اگر هدف ارتش استراتژيک و قصد ارتش آن باشد که طالبان به عنوان يک نيروي راديکال و ضد نظم براي هميشه از صحنه پاکستان حذف شوند، موفقيت در اين مسير مستلزم وجود شرايط ذيل خواهد بود:
1 - حمايت مادي و معنوي از ارتش: اين حمايت مي تواند هم از ناحيه آمريکا باشد و هم از ناحيه دولت پاکستان. افزايش بودجه ضد تروريسم براي ارتش پاکستان از سوي ايالات متحده، حمايت تسليحاتي و لجستيکي از ارتش و ارتقاي موقعيت ارتش در ساختار سياسي پاکستان، از جمله اين حمايتهاي معنوي و مادي است.
2 - عقب نشيني نيروهاي هندي از مرزهاي مشترک هند و پاکستان، تمرکز نيروهاي هندي در مرزهاي مشترک اين کشور با پاکستان که پس از حادثه بمبئي اتفاق افتاد، باعث ايجاد دغدغه هاي جدي براي ارتش پاکستان شده است. به همين دليل، در بدو امر ارتش تمايل جدي براي ورود به جنگ عليه طالبان نداشت، زيرا بر اين باور بود که وظيفه اصلي ارتش دفاع از تماميت ارضي پاکستان بويژه در مقابل هند است. اکنون که ارتش وارد جنگ عليه طالبان شده است، هندوستان بايد با کاهش نيرو، خيال ارتش پاکستان را از مرزهاي شرقي آسوده کند. البته کاهش نيروهاي هندي نبايد به گونه اي باشد که راه را براي ورود طالبان به منطقه کشمير فراهم سازد، زيرا فشار ارتش در داخل خاک پاکستان و فشار نيروهاي غربي در داخل خاک افغانستان، ممکن است طالبان را به سمت کشمير سوق دهد.
3 - فشار از ناحيه افغانستان: طالبان پاکستان و طالبان افغانستان دو روي يک سکه اند. آنچه باعث رشد طالبان پاکستاني شد، آرامش نسبي بود که در اين سوي مرزهاي افغانستان و پاکستان وجود داشت. براي آنکه طالبان سرکوب شوند، حمله از دو سوي خط ديوراند يک ضرورت استراتژيک است. حمله ارتش پاکستان از جنوب و حمله ائتلاف مبارزه با تروريسم از شمال، شرط لازم و ضروري براي موفقيت ارتش پاکستان است.
4 - تفکيک قوميت از ايدئولوژي: منطقه اي که هم اکنون جنگ در آن جريان دارد منطقه اي است که از نظر بافت جمعيتي، پشتون هستند. حدود 14 ميليون نفر پشتون در افغانستان و دو برابر همين ميزان در پاکستان زندگي مي کنند. اين گروه قومي داخل افغانستان با غير پشتونها و در داخل پاکستان با دولت اسلام آباد مشکل دارند. جنگ عليه طالبان نبايد به گونه اي باشد که قوميت پشتون آن را يک تهاجم عليه پشتونستان قلمداد کند. براي ناسيوناليسم پشتون بايد واضح و روشن باشد که جنگ در دو سوي خط ديوراند نوعي مبارزه همه جانبه عليه يک انديشه راديکال است؛ انديشه اي که در نهايت پشتونيسم را قرباني خود خواهد کرد.
5 - تفکيک بين القاعده و طالبان: طالبان و القاعده چنان در هم آميخته اند که جدا کردن آنها از يکديگر کار دشواري به نظر مي رسد. منطقه اي که اکنون کانون درگيري است گروه هايي از چچن، جنبش اسلامي ازبکستان، جنبش ترکستان شرقي (ايغورهاي چين)، اتباع عرب، بنگلادش، فيليپين و... را در خود جاي داده است. موفقيت ارتش پاکستان در گرو آن است که به عنوان يک تاکتيک، در بدو امر نوعي تمايز بين نيروهاي خارجي و طالبان پاکستاني قايل شود اولويت اول را بر مقابله با القاعده عرب و نيروهاي خارجي قرار دهد. اين مهم مي تواند از تحريک احساسات و افکار عمومي ساکن در منطقه عليه عمليات ارتش بکاهد.
6 - ممانعت از فرسايشي شدن جنگ: بدترين حالت آن است که عمليات نظامي ارتش به درازا کشيده شود. طولاني شدن جنگ باعث خواهد شد طالبان پاکستان با «پديده جنگيدن» خو بگيرند، خود را پيدا کنند و فرصتهاي جديدي براي مقاومت و مقابله بيابند. اين همان وضعيتي است که اکنون درباره طالبان افغاني و نيروهاي آمريکايي اتفاق افتاده است.بي ثباتي اقتصادي پاکستان، وقوع عمليات انتحاري بي ثبات کننده، تباني احتمالي راديکالهاي ارتش با طالبان و... از جمله مواردي است که در صورت طولاني شدن جنگ، ممکن است موقعيت طالبان را بهبود بخشد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com