صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ويژه پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 2خرداد ماه 1388


گفتگو با سيد رضا خطيبي کارگردان فيلم « حريم » ؛ خوشحالم که مخاطب به فيلم من نمي خندد



* تکتم بهاردوست

«شب بيست و نهم» از مهمترين فيلمهاي سينماي ايران در ژانر وحشت بود. پس از آن، نمونه فيلمهاي زيادي در اين ژانر ساخته شد





که نتوانستند نظر مخاطب را به خود جلب کنند. فيلم «حريم» سيدرضا خطيبي جزو معدود فيلمهاي اين ژانر است که به نمايش عمومي درآمده و توانسته است مخاطب را بر صندلي سينما بنشاند. «حريم» به گفته سازنده اش فيلمي پليسي، جنايي و ترسناک است. تجربه هاي سينماي ايران در اين گونه، پرشمار نيست و به همين دليل ساخته شدن «حريم» را با همه ضعفها و قوتهايش بايد مغتنم دانست. به اين بهانه، با سيد رضا خطيبي کار گردان اين فيلم گفتگويي ترتيب داده ايم که از نظرتان مي گذرد.
*به عنوان کارگرداني که شجاعت به خرج داده و ريسک ساختن فيلم در ژانر وحشت را پذيرفته، شرايط فعلي اين ژانر را در سينماي کشورمان چگونه ارزيابي مي کنيد؟
**من فکر مي کنم اين «گونه» آهسته آهسته در حال شکل گيري است. در جشنواره امسال به جز فيلم من فيلمهاي ديگري در اين گونه وجود داشت که به ترتيب اکران خواهند شد. اگر اين ژانر بتواند در ايران جاي خودش را باز کند تا هم ما و هم تماشاگرانمان بتوانيم ژانرهاي مختلفي را ببينيم وتجربه کنيم، خيلي خوب است. من به پيدا کردن تماشاگران اين نوع از سينماي خاص آن هم در آينده خوش بين هستم. در خصوص ريسکي هم که گفتيد، بله من موافقم! واقعاً ساختن يک چنين ژانرهايي در سينماي ما که سالهاست از آن دور بوده، يک نوع ريسک است، ولي همان طور که گفتم چون در همه دنيا فيلمهاي ترسناک علاقه مند دارد ،به مرور تماشاگرش را پيدا مي کند. «حريم» يک فيلم صرفاً ترسناک نيست؛ پليسي، جنايي ترسناک است و همان طور که حتماً مي دانيد، در تمام دنيا اين گونه از سينما و ساخت اين فيلمها جواب داده و يکي از پردرآمد ترين گونه هاي سينمايي در دنياست. به نظرم ما تماشاچي اين نوع فيلمها را داريم، ولي فيلم ايراني اش را نداريم، براي همين علاقه مندانش هم به نمونه هاي خارجي اين فيلمها رجوع مي کنند. هر چند به لحاظ تکنيک و امکانات با خارج از کشور قابل قياس نيستيم، ولي من دليلي براي مقايسه نکردن اين فيلمها با نمونه هاي خارجي اش نمي بينم. به نظرم ما چيزي کمتر از آنها نداريم و مي دانيد و مي دانيم که با همين امکانات کم هم مي شود فيلمي در اين «گونه» ساخت . نمونه اش فيلم «شب بيست و نهم» و فيلمهاي مرحوم خاچيکيان است. محدود هستيم، کمبود داريم ولي علاقه مند هم زياد داريم.
* فکر نمي کنيد بکر بودن بعضي گونه هاي سينمايي در ايران ناشي از برخي کمبودها و محدوديتها باشد؟
** بله، ولي ما بايد همه نوع فيلمي در کشور داشته باشيم، بايد همه ژانرها باشند. وقتي ايران در خاورميانه تنها کشوري است که صنعت سينماي قوي دارد، چرا نبايد ژانرهاي مختلف در آن باشد تا تماشاچي راحت تر انتخاب بکند؟
* با همه اين توضيحات، بفرماييد اصلاً در حال حاضر چنين ژانري در سينماي ما وجود دارد؟
**الان که متأسفانه خيلي کم چنين ژانري را شاهد هستيم. دليلش هم اين است که از ريسک کار مي ترسند. ولي بايد يکي اين ريسک را بپذيرد.
*از تجربه هاي سالهاي قبل سينما در اين ژانر گفتيد، شما چه استفاده هايي از اين تجربه ها کرديد؟
**همان طور که گفتم، در ايران فيلم «شب بيست و نهم» را ديده ام که برايم جالب بود، هر چند در آخر ماجرا داستان لو مي رود، اما خوب بود. ما در فيلمهاي ايراني، ترسمان را در همين جا نگه مي داريم، يعني قدم به تخيل نمي گذاريم و وارد يک دنياي تازه نمي شويم. اين مشخصه مشترک فيلمهاي ترسناک ايراني است. اما در غرب تخيل نقش مهمي دارد. من سعي کردم تخيل را وارد داستان «حريم» کنم و تماشاگر را در برزخ قرار بدهم. در مجموع، فضاي فيلم مثل يک خواب طولاني است.
اتفاقهاي داستان واقعي است و اگر چارچوب داستان را قبول کنيم، شخصيتها هم واقعي جلوه مي کنند در حالي که کل اين مجموعه، تخيلي است. در مورد فيلم ترسناک هم اگر کارگردان چارچوب را رعايت کند، مي تواند سير منطقي به داستان بدهد و مخاطب را راضي کند.
*به نظر شما چه چيزهايي باعث ضربه زدن و مهجوريت اين گونه از سينما مي شود؟
** به نظر من، نبود امکانات لازم براي به تصوير کشيدن فضاهاي لازم، به سينماي وحشت ضربه مي زند . اگر به ويدئوکلوپ ها سري بزنيم، متوجه جايگاه محکم اين نوع فيلمها در ميان آثار وارداتي خواهيم شد. در گذشته نيز اوضاع به همين منوال بوده است. سه دهه قبل اگر از کسي اسم پنج کارگردان را مي پرسيديد و آن شخص حتي سينماروي حرفه اي هم نبود، حداقل اسم دو نفر را مي دانست و بلافاصله از مرحوم ساموئل خاچيکيان و آلفرد هيچکاک نام مي برد. به نظرم در اين گونه از سينما ابزار و ادوات و متخصصان حرف اول را مي زنند و نبودشان در سينماي ايران براي بازسازي فضاي ترسيمي آن قدر زياد است که سازندگان ترجيح مي دهند پا از سينماي رئال (نه به معناي قصه، بلکه ايجاد تصاوير رئال) فراتر نگذارند. شايد يکي ديگر از دلايلش هم ذائقه مخاطب ايراني باشد که بيشتر به سمت فيلمهاي کمدي و مفرح يا ملودرامهاي اجتماعي گرايش دارد و تمايلي به سينماي وحشت ندارد، در حالي که سينماي وحشت در سراسر دنيا بخصوص در کشورهاي اروپايي و آمريکايي، مورد توجه مخاطبان قرار مي گيرد. از دلايل ديگرش مي توانم به اقبال جوانان کشورمان به فيلمهاي ترسناک آمريکايي و اروپايي با تکنيک بالاي اين فيلمها و استفاده از امکانات جلوه هاي ويژه اشاره کنم که صحنه ها را قابل باورتر به تصوير مي کشد و ما در ايران در اين گونه سينمايي، تجربيات لازم را نداريم. در يک کلام، همه مشکلات ما به خاطر نبود امکانات است.
* آقاي خطيبي، سينما آن هم سينماي نيمه ورشکسته ما براي ادامه حيات تا چه حد به چنين فضاها و گونه هايي احتياج دارد؟
**به نظرم براي اينکه سينما نفسي تازه بکند بايد به همه گونه ها روي بياورد، چون مردم به مرور از گونه هاي موجود خسته مي شوند و به شکل و شيوه نويي نياز دارند.
*با توجه به توضيحاتي که داديد و اينکه يک فيلمساز بايد براي ساخت اين گونه از فيلمها ريسک بکند، پس اين وسط تماشاگر چه جايگاهي دارد؟
**تماشاگر براي من اهميت فوق العاده اي دارد. من تماشاچي ام را ساده ودست کم نمي گيرم. قصد گول زدنش را ندارم. دوست دارم يک کار نامتعارف بسازم، ولي مي خواهم تماشاچي متوجه بشود که برايش ارزش قائل بوده ام.
*شما خودتان فيلم را با تماشاچي در سالن سينما ديده ايد؟ از واکنش تماشاچي راضي هستيد؟
**بله، و چيزي که برايم جالب بود اينکه تماشاچي در حين ديدن فيلم صحبت نمي کند و سعي مي کند پلانهاي بعدي را حدس بزند. من اين قضيه را در فيلمهاي ديگر بارها ديده ام. من با داستان فيلم جدي برخورد کرده بودم و برخورد جدي هم از مخاطبم ديدم.
* از تجربه ساخت فيلم در گونه وحشت و مشکلات پيش رو در اين راه بگوييد؟
**مشکل اصلي من تکنيک بود و امکانات لازم و گرنه مشکل خاصي نداشتم و خودم دوست داشتم اين گونه را هم تجربه کنم. براي من مهم بکر بودن داستان بود و گرنه هر ژانري سختيهاي خاص خودش را دارد، ولي با اين همه و با تمام شرايط کاري سختي که داشتم به خاطر داشتن يک اکيپ خوب وهمراه، مشکل عمده اي نداشتم.
* يکي از نقاط قابل بحث در فيلم شما، ترکيب فضاهاي وحشت در تلفيق تعليقهاي زميني و مسايل ماورايي است. فيلم شما تا زماني که روي زمين است خوب حرکت مي کند و همين که مسايل ماورايي وارد داستان مي شود، داستان لنگ مي زند. در اين باره توضيح مي دهيد؟
** ببينيد، همان طور که گفتم اين مشخصه مشترک فيلمهاي ترسناک ايراني است. ريتم کند و تعليقهايي که گفتيد خاص اين فيلمهاست. من با تماشاچي، فيلم را ديدم ولي به چنين چيزي بر نخوردم. چون داستان ازهمان پلان اول که فيلم شروع مي شود، مشخص است که يک داستان ماورايي است و سکانسهاي زميني ما هم فقط دو سه تاست. من دقيقاً به اين خاطر که تماشاچي متوجه شود فيلم تخيلي است و با اين نگاه پاي فيلم بنشيند، تيتراژ را به شکلي که مي بينيد، شروع کردم. من به وضوح ديدم که تماشاچي به دنبال اينکه چه کسي کشته شده نيست، بلکه به دنبال چطوري کشته شدن است.
*گفتيد فيلم تخيلي، ولي حتي آنونسهاي فيلم هم خبر از يک فيلم ترسناک مي دهد و تماشاچي شما با ذهنيت ترسناک بودن فيلم به سينما مي رود. البته هر چند شما قبلاً گفته ايد که قصد ترساندن تماشاچي را نداريد، ولي فيلم عملاً چيز ديگري مي گويد؟
** همان طور که قبلاً هم گفتم فيلم من صرفاً يک فيلم ترسناک نيست بلکه پليسي، جنايي و ترسناک است. ما با يک داستان پليسي شروع مي کنيم و در ادامه به ترس مي رسيم. هر چند من اميدوارم فيلمم ترسناک باشد، اما «حريم»، فيلمي پليسي، جنايي و معمايي است که رفته رفته ترسناک مي شود. من فيلم را با مخاطب ديدم، خوشبختانه هيچ کس به فيلم من نمي خنديد؛ يعني صحنه هاي ترسناک فيلم خنده دار نشده است. مخاطب حريم هر جايي که بايد بترسد، اين واکنش را دارد. در خصوص بخش ديگر صحبتتان که مي گوييد گفته ام قصدم ترساندن تماشاچي نيست، بايد بگويم فکر کنم اين شيطنت يک خبرنگار بوده که فقط اين بخش را بزرگ کرده است، چون من گفتم «حريم» صرفاً يک فيلم ترسناک نيست، ولي ترس دارد.
*شما جايي گفته بوديد قصد داريد از افکت هاي تصويري، زياد استفاده نکنيد و فيلمي بسازيد که خود به خود ترسناک باشد، در حالي که اصولاً صدا در اين گونه نقش زيادي در القاي ترس دارد؟
**در اين نوع فيلمها 50 درصد از انتقال ترس، بر عهده صداست. اما حرف من در مورد تروکاژ بود؛ چيزي که در کشور ما جا نيفتاده است. مثلاً در آخرين نسخه «بتمن» استفاده از تروکاژ، فيلم را بسيار جذاب کرده ولي گاهي حجم بالاي تروکاژ باعث مي شود اصل داستان از دست برود و توجه کاملاً معطوف به تروکاژ باشد که در اين موارد ترجيح مي دهم حجم استفاده از افکت کمتر باشد.
* سينماي وحشت و سينماي روانشناختي تا چه حد به پشتوانه ادبي غني نياز دارد و آيا بدون داشتن ادبيات داستاني غني در اين حوزه ها، مي توانيم شاهد ساخت فيلمهاي خوب در اين ژانرها در کشورمان باشيم؟
**من فکر مي کنم از زماني که پايمان را در تخيل مي گذاريم، به واقعيت نيازي نداريم. البته فيلمهاي ترسناکي هم هستند که مثلاً بر مبناي قتلهاي زنجيره اي يا خفاش شب و... ساخته مي شوند، ولي اين سبک ترس فرق مي کند. «حريم» صرفاً يک تخيل است وفقط مي تواند از ذهن نويسنده زاده شده باشد.
*آقاي خطيبي، فيلم «در شهري خبري نيست، هست» که به عنوان اولين فيلمتان از آن ياد مي کنيد در گونه کمدي ساخته شده بود. چطور شد به يک باره راهتان را عوض کرديد وبه سراغ گونه اي رفتيد که کمتر کارگرداني دست به ساخت فيلم در اين گونه زده اند ؟
** به نظرم براي تثبيت در سينما، بهتر است کارهاي متعارفي بسازيم. من احتياج دارم که تجربه هاي زيادي به دست بياورم و به اين فکر نيستم که فقط در يک ژانر بخصوص کار کنم. من هنوز مي خواهم ياد بگيرم.
* ايده ساخت اين فيلم از کجا آمد؟
** ما داستان اوليه اي داشتيم و بعد آن را پرورش داديم و اتفاقهاي جديد را وارد داستان کرديم. داستان حريم از ابتدا پيچيده بود، ولي خواستيم پيچيدگي اش را طوري مطرح کنيم که اگر تماشاگر دفعه اول فيلم را ديد، براي بار دوم هم به تماشاي آن رغبت داشته باشد؛ يعني نخواستيم تماشاگر را گول بزنيم. اين گول زدن، بخصوص در سينماي وحشت خيلي رواج دارد. من فکر مي کنم در موقع نوشتن سناريو زياد مسأله را مذهبي نديديم و بيشتر آن را تخيلي ولي به سبک ايراني ديديم. من اين گونه را به خاطر سناريوي آن انتخاب کردم. سعي من اين بود که فيلم ترسناک را در ايران تجربه کنم. مثلاً فيلم «حلقه» يک فيلم ژاپني و با مؤلفه هاي فرهنگي آن کشور است. اما ما در اين فيلم سعي کرديم به مؤلفه هاي مذهبي نپردازيم.
*آقاي خطيبي، به نظر مي رسد در اين فيلم چندان درگير شخصيت پردازي کاراکترها نشده ايد و همه شخصيتها و تيپهايي که تماشاچي مي بيند، آشنا هستند؟
**نه، اينها شخصيت پردازي شده اند ولي عجيب وغريب نيست وهمه اش براي اين بوده که تماشاچي راحت تر بتواند ارتباط برقرار بکند. اگر من مي خواستم شخصيتهاي فيلمم عجيب وغريب باشند، به شخصيتهاي داستانهاي ترسناک رواني تبديل مي شدند. يک فضايي مثل چاينينگ. مثل شخصيتهاي فيلم «پارک وي».
*در خصوص انتخاب شخصيتي سرد و افسرده براي کاراکتر اصلي، سرگرد محبي، توضيح دهيد؟
**طبيعي است! او به تازگي زن وفرزندش را از دست داده و هنوز شوکه است. او زندگي را به شکل ديگري مي بيند.
*در جايي گفته ايد کساني که فيلم قبلي شما «در شهر خبري نيست، هست» را پسنديده اند، «حريم» را هم دوست خواهند داشت. با توجه به اينکه فضاي اين دو فيلم کاملاً متفاوت است، بر چه مبنايي چنين ديدگاهي داريد؟
**اين فيلمها متفاوت هستند. به نظرم کساني که دوست دارند در سينما تجربه متفاوتي داشته باشند، از ديدن اين فيلمها بدشان نمي آيد. منظور من فقط در مورد تفاوت بود و نه اينکه بخواهم بگويم فيلمهاي خوبي هستند. من خودم منتقد اصلي فيلمهايم هستم و معتقدم اصلاً فيلمهاي خوبي نيستند.
* چشم انداز ساخت فيلمهاي ژانر وحشت در سينماي ايران را چگونه مي بينيد؟
**بايد اميدوار بود.
*و در پايان از کار جديدتان بگوييد؟
**کار جديدم يک کار ملي است. يک اثر پليسي جاسوسي اکشن که فقط به خاطر مشکل بودجه، امکان ساخت آن نيست.

  


درخواست «مايکل مور» براي نمايش «درباره الي»



«مايکل مور» سينماگر مطرح آمريکايي از فيلم «درباره الي» به کارگرداني اصغر فرهادي دعوت کرد تا درجشنواره «تراورس سيتي» - که توسط خودش - راه اندازي شده، حضور پيدا کند.
به گزارش ايسنا، در ادامه حضورهاي جهاني فيلم «درباره الي» پس از رابرت دنيرو در جشنواره «ترابيکا»؛ «مايکل مور» کارگردان مطرح آمريکايي، درخواست نمايش اين فيلم را در جشنواره اش اعلام کرد و قرار است، اين فيلم براي نمايش در اين جشنواره فرستاده شود.
«درباره الي» پيش از اين در بخش رقابتي دو جشنواره بين المللي شرکت کرد و از هر دو جايز گرفت. خرس نقره اي بهترين کارگرداني را در برلين گرفت و «رابرت دنيرو» در جشنواره «ترابيکا» جايزه بهترين فيلم بلند را به اصغر فرهادي براي «درباره الي» داد.
«درباره الي» در روزهاي آينده به ترتيب در جشنواره هاي «سياتل»، «ترانسيلوانيا» روماني و «سيدني» استراليا به نمايش درمي آيد.

  


برترين هاي تئاتر 87 معرفي شدند



در مراسم پاياني ارديبهشت تئاتر ايران برگزيدگان تئاتر 87 در بخشهاي مختلف معرفي شدند.




به گزارش فارس، مراسم پاياني ارديبهشت تئاتر ايران امسال در تماشاخانه سنگلج و به کارگرداني اتابک نادري برگزار شد و در اين مراسم برگزيدگان بخشهاي مختلف تئاتري معرفي شدند.
براساس اين گزارش، در بخش منتقدان تئاتر «مهدي نصيري» از روزنامه قدس برگزيده شد و از ميان خبرنگاران نيز جايزه از سوي مرکز هنرهاي نمايشي به «فريبرز دارايي» اهدا شد و از «فرزان سجودي»، «بهزاد قادري» و «فريد ميرشکار» به خاطر پژوهش و تأليف کتابهاي بي شمار در حوزه تئاتر تقدير به عمل آمد. همچنين «اختر تاجيک» به عنوان عکاس برتر در حوزه تئاتر معرفي شد.
به گزارش خبرنگار فارس، در اين مراسم از «مريم فشندي»، «محمدحسين ناصربخت»، «نادر رجب پور»، «بهروز عليپور»، «داريوش مؤدبيان»، «امير دژاکام»، «سيدعظيم موسوي»، «مرشد سعيدي بروجردي» و «آتيلا پسياني» تقدير ويژه شد و اين هنرمندان جوايز خود را از «حسين پارسايي»، «حسين مسافر آستانه» و «حميد مظفري» دريافت کردند.
بخش پاياني اين مراسم به اهداي جوايز به برترين هاي تئاتر در سال گذشته اختصاص داشت. در بخش نمايشنامه نويسي «علي رضا نادري» براي نمايش «کوکوي کبوتران حرم» و «حميدرضا آذرنگ» براي نمايش «مادر مانده» جوايز را دريافت کردند که البته «علي رضا نادري» در اين مراسم حضور نداشت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com