|
گروه حوادث- ماني قرباني: دهمين و يازدهمين جلسه محاکمه قاتل سريالي آبادان با انکار قتلها از سوي متهم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، دهمين و يازدهمين جلسه محاکمه «فريد بغلاني» روز پنجشنبه در شعبه 16 دادگاه کيفري استان خوزستان و به رياست قاضي الماسي برگزار شد.
در ابتداي اين جلسه قاضي رشته احمدي، نماينده دادستان اهواز در دفاع از کيفرخواست «لعيمه سواري» گفت: در جلسه گذشته اشاره شد که نتيجه جنايتهاي متهم باعث به هم ريختن خانواده ها و به جان هم انداختن طايفه ها شده که قتل مرحوم لعيمه سواري از آن جمله است. مرحوم در عصر 17 دي سال 1384 به قصد خريد از منزل خارج شد اما چشمان منتظر دختر هشت ساله وي و خانواده اش هرگز بازگشت او را نديدند. جسد وي در ساعت 22/30 دقيقه همان روز پس از جستجوي بسيار و از روي خونهاي ريخته شده در نزديکي منزل وي کشف شد.
جسد در حالت دمر در شرايطي که سرش مانند مقتولان ديگر به شکل فجيع شکسته و خرد شده بود، مشاهده شد. يک عدد لوله آهني آب آغشته به خون نيز در جلوي باغ منزل مرحوم به دست آمد. تحقيقات مأموران آگاهي ادامه يافت اما به نتيجه اي نرسيد تا اينکه فريد بغلاني دستگير و به اين قتل اعتراف کرد.
سيدبهرام رشته احمدي ادامه داد: در گزارش پزشکي قانوني به جراحتهاي متعدد در سر و پيشاني و شکسته شدن کامل استخوان کامل چشم، چند تکه شدن جمجمه و بيرون ريختن نسج اشاره شده و علت تامه مرگ، اصابت ضربه شديد به سر و شکستگي جمجمه تعيين شد. همچنين آثار بيرون کشيدن النگوها از دست مقتول و خراشيدگيهاي ايجاد شده در دستش مشاهده مي شد. به گفته نماينده دادستان متهم فريد بغلاني در اعتراف خود جزئيات اين جنايت را تشريح کرده است که از آن جمله مي توان به تشريح صحنه قتل و پلاستيکي که مقتول در هنگام قتل در دست داشته و مواد غذايي خريداري شده اشاره کرد. نحوه قتل و اعمالي که متهم پس از کشتن بر مقتول انجام داد، طلاهاي سرقت شده از مقتول و فروش آن به طلافروشي در سربندر، انطباق اقاريرش در مورد وضعيت کشاندن جسد وي روي زمين و سرقت يکي از گوشواره ها با واقعيت، مطابقت دارد.
رشته احمدي افزود: اعترافهاي متهم فريد بغلاني با گزارش اوليه کشف جسد، گزارش پزشکي قانوني، گفته هاي دختر مقتول که صداي جيغ مادر را شنيده است و موارد ديگر پرونده، کاملاً مطابقت مي کند.
وي گفت: با توجه به توضيحات و اقارير کاشف از حقيقت فريد بغلاني نزد بازپرس ويژه و بازسازي صحنه جرم، گزارش پزشکي قانوني و دست نوشته هاي وي در دفترچه خاطراتش به اعتقاد اين جانب مجرميت وي محرز و مسلم است و تقاضاي تعيين اشد مجازات و قصاص را براي وي دارم.
در ادامه تصاويري از اقرار متهم نزد بازپرس ويژه قتل آبادان در حالي که از شدت تأثر و پشيماني از ارتکاب جرايم موجود در پرونده گريه مي کرد، در دادگاه پخش شد.
رئيس دادگاه از رستمي، مدير زندان کارون اهواز خواست تا در مورد دفترچه خاطرات متهم در دادگاه توضيح دهد.
رستمي گفت: متهم هنگام ورود به زندان دفترچه اي همراه نداشت اما يک روز درخواست دفترچه و قلم از ما کرد که به دليل اينکه منع قانوني نداشت در اختيار وي قرار داديم و چند روز بعد تقاضاي دفتر ديگري کرد تا ادامه خاطرات خود را بنويسد.
سپس دادگاه خطاب به شاکي پرونده خواست تا وي به ولايت از فرزندان صغير مقتول، در جايگاه حاضر شود. وي پس از ارايه لايحه خود به دادگاه و طرح شکايت از متهم، درخواست تقاضاي قصاص وي در محل انجام جنايت را خواستار شد.
متهم نيز در جايگاه حاضر شد و رئيس دادگاه از وي درباره اقرار وي به نحوه قتل پرسيد، همچنين درباره سرقت طلاها و اينکه اگر تحت فشار بوده است چرا مأموران و بازپرس پرونده را تا سربندر هدايت کرده است، سؤال کرد که وي با خنده اظهار داشت: براي اينکه بيرون بروم و تفريحي داشته باشم.
همچنين قاضي رشيد الماسي از وي درباره دفترچه خاطراتش سؤال کرد که وي پاسخ داد: خاطرات زندگي ام بوده است.
وکيل متهم نيز در دادگاه حاضر شد و گفت: در مقام دفاع از متهم دفاعياتم را به موجب لايحه دفاعيه به دادگاه محترم تقديم مي کنم.
در فاصله کوتاهي از پايان دهمين جلسه رسيدگي به قتلهاي سريالي آبادان، جلسه بعدي محاکمه متهم، فريد بغلاني، درخصوص رسيدگي به قتل «خديجه - ب» آغاز شد.
نماينده دادستان در دفاع از کيفرخواست گفت: جسد مقتول خديجه. ب در تاريخ چهاردهم شهريور ماه سال 86 در داخل گودالي پشت بيمارستان طالقاني کشف شد. بعد از اينکه فريد بغلاني دستگير شد، در مورد قتلهاي ارتکابي شروع به اعتراف مي کند تا اينکه نيمه شبي، بي آن که چيزي به مأموران تيم ويژه بگويد از آنها مي خواهد تا وي را به نزد بازپرس ويژه ببرند. متهم با حضور نزد بازپرس و يکي ديگر از قضات دادسراي آبادان مي گويد که در جاده خاکي پشت دانشگاه سوار بر دوچرخه بوده که به مقتول برخورد مي کند. با او درگير شده و گلوي وي را مي فشارد و او را بر زمين مي خواباند. قلوه سنگي برداشته و بر سر مقتول مي زند. متهم در شرح اعترافهاي خود از اين جنايت، گفته است: مي زدم و آن قدر مي زدم که لباسهايم خوني و زن بيهوش شد. متهم با حضور در صحنه جنايت ماجرا را به طور کامل بازسازي و به دفعات اقرار به قتل مقتول مي کند.
رشته احمدي ادامه مي دهد: اين پرونده وضعيت خاصي دارد و آن اين است که به دليل اقرار فرزند مقتول و صدور قرار مجرميت و کيفرخواست، پرونده از دستور کار دادسرا خارج شده بود.
در واقع پرونده اين قتل در فهرست قتلهاي زنجيره اي نبوده و مأموران نيز در پي شناسايي قاتل نبودند اما متهم خود در نيمه شبي تقاضاي ملاقات با بازپرس ويژه قتل را کرده و نزد وي اقرار به قتل مي کند.
وي افزود: لذا با توجه به اقارير صريح متهم، بازسازي صحنه جرم توسط وي، گزارش پزشکي قانوني و ساير دلايل، مجرميت فريد بغلاني از نظر اينجانب محرز و براي وي تقاضاي اشد مجازات و قصاص را دارم.
در ادامه يکي از فرزندان مقتول در جايگاه حاضر و از دادگاه براي فريد بغلاني به اتهام قتل مادرش تقاضاي قصاص کرد.متهم نيز به دستور رئيس دادگاه در جايگاه حاضر و به دفاع از خود پرداخت. وي همچون گذشته منکر تمام اعترافهاي گذشته خود شد و اين جمله را تکرار مي کرد که من با آنان دشمني نداشتم پس چرا بايد آنان را مي کشتم.
در ادامه قاضي الماسي، رئيس دادگاه ختم جلسه را اعلام کرد و قرار شد در جلسه هاي بعد به اتهامهاي ديگر متهم رسيدگي شود. |