|
زهرا شيدوش
گروه اقتصادي: سخت است پذيرش آنکه مدتها علت، معلولي را در حوزه اقتصاد در فرضي جستجو کند که وقتي به واقعيت تبديل مي

شود و علت مفروض از ميان مي رود دشواري و معلول ما همچنان پا برجا بماند !!
نرخ رشد تورم در کشور ما معلول علت نيافته ساختار اقتصادي کشور است، زيرا علت وارداتي مفروض آن مدتهاست در عالم واقعيت از ميان رفته، اما اين متغير اقتصادي در روندي عجيب و معکوس به راه خود ادامه مي دهد.
نکته آنجاست که هر گاه پاي در مبحثي از نظام پولي- مالي کشور مي نهيم، علل واقعي نرخ رشد تورم در کشور به ميدان مي آيد که بررسي وضعيت تسهيلات تکليفي نظام بانکي گوشه اي واضح و عيني از اين ماجراست.
تسهيلات تکليفي به واقع مهمترين پل ارتباطي، رابطه مفهوم و شکلي دولت بانک مرکزي است، به عبارتي چهار طبقه فعاليت شامل اشتغال زايي، توليد، تنظيم بازار و مسائل اجتماعي و فرهنگي که از ارکان سياستهاي دولتهاي ادواري بايد از مسير خطوط تخصيص اعتبارات نظام بانکي به سرمايه در گردش و مورد نياز از محل منابع بانکي دست پيدا کرده چرخه اقتصادي کشور را به حرکت درآورند.
در چنين معادله اي بانک مرکزي به عنوان مهمترين تأمين منابع مورد نياز به همان نسبتي که توفيق جذب سپرده ها و منابع مورد نياز سيستم بانکي را پيدا نمايد، در برنامه چهارم توسعه موظف به کاهش 10 درصدي سهم تسهيلات تکليفي از بودجه ساليانه توسط دولت مي باشد تا در نهايت در سالهاي پاياني برنامه چهارم يا حداکثر آغازين سال برنامه پنجم اين سهم به صفر مي رسد.
اما چه رازي در سينه تسهيلات تلکيفي است که قانونگذار با اين شدت و سرعت در پي حذف آن از سياستهاي پولي کشور برآمده؟ آيا تسهيلات تکليفي جز در حوزه هاي استقلال زايي، توليد، بازرگاني«تنظيم بازار» که همه جزو بدنه اقتصاد کشور است به کار گرفته شده اند؟ پس اين تلاش مضاعف براي حذف آن به چه دليل بوده است؟
نظام پولي به زبان ساده، ادبيات و تعاريف خودش را دارد يعني کليد واژه «سود» در چرخه آن حرف اول و آخر است و اگر مشخصاً راهکاري براي تأمين کليد واژه آن در دست نباشد و فرمول ساده«به تو مي گويم» را براي آن به کارگيريم، به شکل اعجازآوري تمکين مي کند، ولي به راه خود مي رود !! راهي که جز رجوع به بازارهاي غير مولد، بازرگاني وارداتي کاهش اعتماد، عدم همکاريهاي بلند و ميان مدت، ايجاد تورم، رکود اقتصادي حاصل ديگري ندارد و هر چند نظام پولي به هر طريق ممکن گليم خود را از آب خواهد کشيد، اما نتيجه قطعاً به ضرر همه خواهد بود.
تسهيلات تکليفي دقيقاً مصداق تعاريف بالاست زيرا که بانکها از سويي سپرده هاي قابل تجهيز را با تغيير جهت گيري سپرده گذاران به سبب متعادل نبودن نرخ سود بانکي در راه دشوار و عدم قابليت اختصاص به خطوط اعتباري بلند مدت و از سوي ديگر مجبور به تمکين از بسته سياستي بانک مرکزي مي بينند، که رجوع به تجربه شکست خورده سهميه بندي تخصيصها و عوارض ناشي از آن به عنوان سياستي ضد تورمي و راهگشا مورد توجه قرار گرفته است.
نتيجه آنکه خطوط اعتباري به پائين ترين سهم اين سبد سهميه بندي يعني بازرگاني در مقابل بالاترين سهامداران ديگر اين سبد يعني بخش هاي صنعت و کشاورزي که در پايان سال بيشترين آثار تخصيص را نشان مي دهند و در اين جاست که سياست ضد تورمي نظام پولي کشور با عبور از ساختار توليد و کشاورزي و رجوع به بازرگاني براي تأمين منافع سپرده گذاران(به عنوان تأمين کننده منابع) خود به سياستي تورم زا در کشور بدل مي شود.
دکتر حيدر مستخدمين حسيني مديرعامل مؤسسه اعتباري توسعه در مورد روند فعلي تسهيلات تکليفي در بانکها مي گويد: دولت به دليل اينکه به دنبال جذب منابع از طريق بانکها و سرمايه هاي مردمي است(که البته بخشي از منابع را از طريق بودجه جمع آوري مي کند) و هميشه مايل به بهره مندي از منابع سود آور به نفع هزينه هايش است، رابطه خود را از طريق تسهيلات تکليفي با نظام بانکي حفظ مي کند. البته در چنين وضعيتي شبکه بانکي به عنوان يک بنگاه اقتصادي نمي تواند آزادي عمل و استقلال لازم را در تشخيص و تخصيص منابع استحصالي داشته باشد.
وي در مورد تسهيلات تکليفي در برنامه هاي توسعه اي و اسناد بالا دستي مي افزايد: کاهش 10 درصدي تسهيلات تکليفي نص صريح قانون برنامه سوم و چهارم توسعه است، در حالي که اين روند تا سال 80 به خوبي طي شده بود و مانده تسهيلات تکليفي بانکها در شاخص 32 هزار ميليارد ريال نشان از حرکت به سوي تحقق چنين تکليفي بسيار مهم در حوزه نظام بانکي است که متأسفانه در پايان برنامه سوم توسعه اين روند متوقف شده و شکل صعودي به خود گرفته است.
وي در مورد سهميه بندي تسهيلات تکليفي اظهار مي دارد: سهميه بندي تسهيلات بانکي آخرين چاره دولت و مديران بانکي در وضعيت کمبود منابع بانکي براي پرداخت تسهيلات در سالهاي اخير بوده است که يکي از نقاط ضعف بسته هاي سياستي بانک مرکزي در سال گذشته و همچنين سال جاري رجوع به سياست ناموفق سهميه بندي تسهيلات بانکي در سالهاي دور بوده است که علاوه بر آنکه يک حرکت پولي کاملاً خلاف ماده 10 قانون برنامه چهارم توسعه است؛ زمينه رانت جويي هاي پر دامنه را فراهم آورده و هزينه تخصيص منابع را به تمامي بخش ها افزايش مي دهد.
مستخدمين حسيني در مورد دليل معضل کمبود منابع و سهميه بندي تسهيلات در نظام بانکي تصريح مي کند: عدم برقراري تناسب و تعادل لازم بين نرخ سود تسهيلات بانکي و نرخ سود سپرده پذيري بانکها با نرخ تورم کشور دليل عمده اين معضل بوده است، زيرا تن دادن به نرخ سود دستوري و متقابل با نرخ تورم تغيير رفتار سپرده گذاران نظام بانکي کشور را فراهم نمود، به گونه اي که سپرده گذاران به دليل آنکه سرمايه خود را در برابر نرخ تورم تضمين نمايند و ريسک کاهش قدرت خريد خود را به حداقل برسانند، ساختار سپرده گذاري خود را از بلند مدت به کوتاه مدت تبديل کرده اند تا در صورت لزوم بتوانند از فرصت سرمايه گذاري موسمي و غير مولد استفاده نمايند.
وي ادامه مي دهد: در چنين شرايطي امکان پرداخت تسهيلات بانکي ميان و بلند مدت از محل سپرده گذاريها(پولهاي تازه) از نظام بانکي سلب شده و بخشهاي مولد اقتصادي به عنوان مهمترين اهداف تسهيلات بلند مدت با تضعيف روز افزون منابع بانکي با مشکل عدم امکان دريافت تسهيلات رو به رو شدند.
مديرعامل مؤسسه اعتباري توسعه در مورد رابطه بين کنترل نرخ تورم، واردات و نظام تخصيص بانکي خاطر نشان مي کند: در طول سالهاي اخير سياست ضد تورمي کاهش نرخ سود بانکي به اين شيوه و روش سياست کاملاً اشتباهي بوده و با تأثيرات مهمي که در کاهش منابع بانکي و در نتيجه تأمين خطوط اعتباري(ميان و بلند مدت) حوزه هاي توليدي و مولد اقتصاد داشته، خود به سياستي تورم زا تبديل شده است.
وي مي افزايد: به عقيده من نرخ رشد تورم در کشور ما با متغيرهاي جهاني آن تفاوت ماهيتي دارد و اين موضوع را بيش از آنکه در ساختار واردات کشور جستجو کنيم، بايد در ساختار نظام مالي و پولي کشور به دنبال دلايل آن بگرديم. زيرا وقوع بحران جهاني اقتصاد و کاهش بي نظير و کم سابقه اقلام وارداتي به ما نشان داد که نرخ رشد تورم در کشور ما که بايد سير نزولي قابل توجهي را در پيش مي گرفت، بي اعتنا به اين متغير مهم و تأثيرگذار روند خاص و ويژه خود را ادامه مي دهد.
وي مي گويد: از اين فرآيند مهمترين نتيجه اي که حاصل مي شود آنکه اولاً نرخ تورم کشور ما بر خلاف گفته هاي دو سال گذشته مسؤولان کشور از جنس وارداتي نيست و ثانياً بي انضباطي پولي و مالي و عدم هدايت صحيح نقدينگي فزاينده به خطوط اعتباري نظام بانکي با عدم درک صحيح از نحوه تعيين نرخ سود بانکي از سوي مسؤولان موجبات رجوع مجدد به سياست سهميه بندي تسهيلات تکليفي و رشد فزاينده مبادلات موسمي و غيرمولد تورم زا در قبال کم کرده حرکت سرمايه گذاريهاي مولد گرديد.
وي در مورد راه حل خروج از اين معضل خاطر نشان مي کند: وقتي صحبت از بي انضباطي پولي و مالي مي کنيم، ريشه آن را بايد در سرچشمه جستجو کنيم، منشأ اصلي تصميم سازيها در اين حوزه بايد شوراي عالي پول و اعتبار باشد که کشور در طي دو سال گذشته از به کارگيري نظرات کارشناسي و جامع آن محروم بوده است.
وي تأکيد مي کند: در فضاي کنوني که سياستهاي انبساطي پولي و مالي سالهاي گذشته گريبان اقتصاد و متغيرهاي مهم آن مانند نرخ رشد تورم را به سختي در دست گرفته، احياي ماهيتي نه شکلي شوراي پول و اعتبار و سکان داري نظام پولي کشور توسط اين مجموعه اصلح و ارجح کارشناسي است که تجديدنظر در تعيين نرخ سود بانکي يکي از ضرورتهاي اوليه است که مي تواند قطار از ريل خارج شده نظام پولي کشور را به مسير برنامه چهارم توسعه و حذف تسهيلات تکليفي بازگرداند. |