صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 5خرداد ماه 1388


اظهارات ايدئولوژيک « اسد » و سراب صلح خاورميانه



* غلامرضا قلندريان

«بشار اسد» در نشست اخير وزيران خارجه عضو کنفرانس اسلامي در دمشق با اشاره به موضوع صلح خاورميانه، رژيم صهيونيستي را مانع صلح منطقه اعلام کرد و اظهار داشت: «اسرائيل پس از گذشت 17 سال از مذاکرات صلح مادريد که نتيجه اي جز وارد کردن زيان به روند صلح نداشت، تحقق آن را دورتر از حد تصوري که هميشه وجود داشت، قرار داد.»
اظهارات اسد بيانگر واقعيتي است که بررسي رفتار نامناسب رژيم صهيونيستي در سالهاي اخير مهر تأييدي بر آن مي زند. اکنون بايد به اين پرسش پاسخ داد که چرا رئيس جمهور سوريه بر خلاف بي تفاوتي برخي کشورهاي اسلامي در موضوع فلسطين و حمايت معدودي از دولتهاي اسلامي از اسرائيل، چنين سخناني را بر زبان رانده است.
اين اظهارات نشان مي دهد «اسد» اصل مذاکرات روند صلح را پذيرفته، ولي اختلاف وي با ديگران در خصوص رفتارهاي زياده طلبانه رژيم صهيونيستي است که باعث شده موضوع صلح خاورميانه در عمل با بن بست مواجه گردد. برخي دولتمردان دنياي اسلام هنوز در حصارهاي استنباط جانبدارانه، وحشيگري تل آويو را با تعاملات پروسه صلح مترادف مي دانند تا از اين منظر خود را از حاميان سياستهاي منطقه اي آمريکا معرفي نمايند.
آنچه رئيس جمهور سوريه مطرح نموده، افزون بر برخورداري از مباني ايدئولوژيک، مشارکت در روند صلحي است که دمشق نيز از طريق ميانجيگري ترکيه آن را تجربه نموده و اظهارات اخير اسد حاصل شکست مذاکرات صلح است.
اسد معتقد است رژيمي که بر اساس جنگ، خونريزي و قتل عام پايه گذاري شده است نمي تواند منادي توقف جنگ باشد و دليل آن هم روند بي حاصل پروژه اي به نام «صلح در خاورميانه» است که پس از سالهاي متمادي و پيشنهادهاي متعدد، نتيجه اي براي منطقه در پي نداشته است.
پيام سخنان اسد در وهله نخست متوجه برخي گروه هاي درون فلسطين است که تلاش مي کنند با مذاکره در روند صلح حقوقشان را از صهيونيستها مطالبه نمايند. اين در حالي است که پروسه صلح تاکنون براي مردم فلسطين فرجامي جز تشديد اختلافها نداشته است که همين موضوع نيز مورد نظر مقامهاي تل آويو مي باشد و آنها در صدد هستند سوژه گفتگو را به عنوان ابزاري براي ايجاد شکاف در بين گروه هاي مبارز دنبال کنند و پر واضح است که فرجام نشست 17 ساله مادريد براي مردم فلسطين افزون بر تبعات معنوي و روحي آن، جدايي بين گروه هاي فلسطيني را رقم زده است.
وضعيت موجود فلسطين گوياي اين واقعيت است که درگيريهاي نظامي حماس و فتح و متعاقب آن جدايي بين دو منطقه فلسطين يعني کرانه باختري و نوار غزه قبل از آنکه تمايز جغرافيايي باشد، متأسفانه به دو بلوک فکري تبديل گرديده که اين تقسيم جعلي از تبعات روند مذاکرات مي باشد.
شايد بتوان مهمترين پيام را متوجه برخي کشورهاي عربي دانست که روند عادي سازي روابط با رژيم صهيونيستي را در دستور کار قرار داده اند. برخي دولتهاي عرب -که عنصر مبارزه با رژيم اشغالگر در ادبيات بين المللي آنها فاقد جايگاه مي باشد- تلاش مي نمايند براي خوش خدمتي به آمريکا، دغدغه هاي امنيتي تل آويو را در درون سرزمينهاي اشغالي برطرف نمايند. اين کشورها بر اين باورند که جنگ با اسرائيل نتيجه نمي دهد و براي دستيابي به صلح تنها گزينه باقي مانده ديپلماسي است. اکنون بر کسي پوشيده نيست استمرار روند مذاکرات با حمايت کشورهاي عربي بر برخي گروه هاي درون حلقه مقاومت تأثير منفي گذاشته و آنها نيز در اين مسير قرار گرفته اند، ولي مردم فلسطين با توجه به شناخت از ماهيت اين رژيم، تنها مسير دستيابي به آرمان آزاد سازي فلسطين را عنصر مقاومت ارزيابي مي کنند.
نکته ديگري که در سخنان آقاي اسد مي توان به آن اشاره نمود، روشن شدن ماهيت اسرائيل براي جهانيان است. برخي همچنان براين باورند که رژيم صهيونيستي صلح طلب است، غافل از اينکه تل آويو به مذاکرات و گفتگو پايبند نمي باشد و ريشه اين رفتار را مي توان در عقبه تئوريک اين رژيم جعلي جستجو کرد.
بدون ترديد، هدف مقامهاي رژيم اشغالگر از تعقيب صلح نه به معناي واقعي کلمه يعني تحقق صلح بر اساس پذيرش تعهدات ناشي از آن است، بلکه آنها اين موضوع را مستمسکي براي تحکيم ايده هاي امنيتي خود مطرح مي نمايند، به عبارت ديگر، در حالي موضوع ديپلماسي را مطرح مي کنند که به هيچ يک از مفاد پذيرفته شده در گفتگوها پايبند نيستند.
آنها در حالي از عادي سازي روابط سخن به ميان مي آورند که همزمان مردم فلسطين را قتل عام مي کنند، از پذيرش هر گونه تعهدي سر باز مي زنند و مقررات حقوق بين الملل را آشکارا زير پا مي گذارند و از سوي ديگر در توجيه رفتارهاي خود مدعي هستند اين رژيم همانند آمبولانسي است که از چراغ قرمز عبور مي کند، لذا اعتقاد به اين موضوع که تعهدات صلح را پذيرفته اند، خوش باوري مي باشد.
بنابراين، اظهارات رئيس جمهور سوريه ناظر به اين حقيقت است که رژيم ياد شده موضوع صلح را دستاويزي براي تعقيب هدفهاي جاه طلبانه اش مطرح مي کند تا ضمن بهره برداري از اختلاف گروه هاي درون فلسطين با هزينه کمتري جريان مقاومت را مهار نمايد.
بر کسي پوشيده نيست که رژيم اشغالگر قدس پس از به قدرت رسيدن نتانياهو و همکاران افراطي وي مذاکرات صلح را مرده اعلام و بر اتخاذ مشي برخورد با فلسطينيها تأکيد نمود. به نحوي که «ويگدور ليبرمن» وزير خارجه اين رژيم معتقد است: «بازگشت به پشت مرزهاي 1967 که از ما مي خواهند، هرگز به مناقشه اسرائيل با فلسطينيان پايان نمي دهد و صلح و امنيت اسرائيل را تضمين نمي کند.»
اين در حالي است که قطعنامه هاي 446 و 338 شوراي امنيت نيز از رژيم صهيونيستي مي خواهد از سرزمينهاي اشغالي 1967 عقب نشيني کند. بدين ترتيب، با توجه به گزينه هاي مختلف براي حل معضل فلسطين و اتخاذ پروسه آزمون و خطاي عربي اکنون بايد به اين موضوع اعتراف نمود که راهبرد مقاومت تنها مسيري است که به احقاق حقوق مردم مظلوم فلسطين منتهي مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com