صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-05-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 6خرداد ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * فاطمه (س) ؛ سرآغازي براي خوب زيستن...
 * بوي بهشت در خانه دوست ؛ روايتي از گلهاي هميشه معطر ضريح
 * عفاف و حجاب در سيماي حضرت زهرا(س)
 * تربيت دختر سپري در برابر آتش دوزخ است
 * کوچه هاي اجابت ؛ گريه فرشته ها!
 * تنها 18 بهار کافي بود...
 * سفير فرانسه: حرم مطهر رضوي يکي از نقاط ديدني دنياست
 * برگزاري کارگاه آموزشي پژوهشي روش تحقيق قرآن کريم
 * مسابقه «امين خدا» برگزار مي شود
 * آغاز ثبت نام اينترنتي اعتکاف
 * قبله گاه عاشقان منتشر شد
 * اولين مجله ديني در آرشيو مطبوعات آستان قدس رضوي
 * اعلام برنامه محافل قرآني بارگاه رضوي
 * دانش آموزان يک هنرستان اهدا کردند؛
تابلوي سرمه دوزي شده به موزه آستان قدس رضوي
 * روزانه 20 هزار نفر از کتابخانه هاي آستان قدس بهرمند مي شوند
 * فضايي براي يک حس متفاوت
 * مسير مستقيم
 * آلبوم يادگاري
 * شعر

فاطمه (س) ؛ سرآغازي براي خوب زيستن...



* محمدحسن پاکدامن

شخصيت، مظهر هيأتي کم و بيش به هم پيوسته از عادات، تلقي ها، خصوصيات و افکار يک فرد است که در خارج و به صورت نقش





ها و منزلت هاي خاص و عام سازمان مي يابند و در داخل حول محور خودآگاهي، مفهوم خود وهمچنين افکار، ارزشها و اهدافي که با انگيزه ها، نقش و منزلت ها مربوط هستند، قوام مي پذيرد. بنابراين انسان از جمله زن به عنوان شخصيتي انساني داراي مجموعه اي از حالتهاي روحي است که شخصيت وي را مي سازد. در رأس اين شخصيت، تمايلات و تعلق ها و ميزان محبت و نفرت يا ميزان کشش و انگيزه هاي انساني اوست که نسبتش را با همه امور پيرامونش تعيين مي کند، از سوي ديگر مجموعه اي از ويژگي ها و فعاليتهاي ذهني و ساختاري است که شيوه شناخت او را از خود و محيط پيرامون شکل مي دهد. (حجاب، مسؤوليت و اختيارات دولت اسلامي)
در سنجش شخصيت افرادي که هم اکنون زنده مي باشند، روان شناسان با به کارگيري نمونه ها و فاکتورهايي ويژه به اين مهم دست مي يابند، ولي هرچه دوره زندگي و فضاي زيست محيطي فرد مورد نظر غيرقابل تصور و مربوط به دوره اي کهن و گذشته باشد، واکاوي شخصيت، تمايلات و تعلق هاي وي دشوار و در برخي از نمايه ها غيرممکن مي نمايد.



شايد با همگن سازي و رونمايي از فضايي مجازي برگرفته از عناصر مشترک بين دو عصر حال و گذشته بتوان تا اندازه اي در تبيين مقوله الگوها فائق آمد، با اين حال رمز ماندگاري اين الگوها را بايد به محوريت جوهره اي بازشناخت که در درک، اعتقاد و ايدئولوژي هر شخص نمود مي يابد. مفاهيمي همچون خدامحوري، رسالت، امامت و ولايت، عصمت و طهارت و... شکل هايي از همان جوهره ايمان است که در تجميع و باورداشت همه آنها ايدئولوژي اسلامي- شيعي رخ مي نمايد. چنانچه در ارايه فکر، شخصيت و سيره اهل بيت پيامبر(ص) با يکسان نگري همه انسانهاي کنوني بدون در نظر گرفتن مراحل ايمان خواهان ترسيم همه زواياي شخصيتي اهل بيت(ع) باشيم، بديهي است چنين انديشه اي نه تنها در تضاد با آموزه هاي ديني است، (منتخب ميزان الحکمة/ 616/59 ) بلکه همان ايستايي و جمود در شعارهايي است که هيچ گاه فرد نتوانسته خويشتن را با مضامينش انطباق دهد. در اين بين شخصيت حضرت صديقه کبري، فاطمه زهرا(س) از ويژگي هايي برخوردار است که چنانچه در بازشناسي آنها کوشش شود، نتايج آن پايه گذاري انديشه اي مستدل و خدامحورانه در کنش و دغدغه هاي نسل کنوني مي باشد چه آن که به فرموده امام حسن عسکري(ع) گرچه امامان(ع) حجت خدا بر مردم مي باشند، ولي زهرا(س) حجت خدا بر امامان مي باشد.
براي آشنايي بيشتر با انديشه هاي آسماني بانوي اسلام به بيان بخشي از احاديث ايشان که بيانگر ديدگاه حضرت درباره زندگي است و دستمايه الگوبرداري مي باشد، مي پردازيم.
* رعايت احکام اسلامي و اخلاص در عبادت
«کسي که عبادتهاي خالصانه خود را به سوي خدا فرستد، پروردگار بزرگ، برترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد.» (بحارالانوار/ 249/67 )
«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر خواهشي بازداشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.» (رياحين الشريعه/ 105/1 )
«گواهي مي دهم، به جز خدا، خدايي نبوده و شريکي براي او نيست، تفسير اين گواهي و شهادت، اخلاص است و پايبند آن، قلبهاي آگاه که در پيشگاه تفکر و انديشه، معناي آن را روشن فرمود.» (الاحتجاج/ 108/1 )
«کتاب ناطق خدا با ما اهل بيت(ع) است. قرآن راستگو، نور فروزان و شعاع درخشان، که بيان و استدلالهاي آن روشن و اسرار آن آشکار است، ظاهر آن جلوه گر و پيروان آن زبانزد جهانيانند.» (همان)
«پيروي قرآن انسان را به بهشت مي کشاند، سخن شنوي از آن، به نجات مي انجامد به وسيله قرآن به حجت هاي نوراني خدا و به واجبات تفسير شده و به محرمات نهي شده و به استدلالهاي جلوه گر و به براهين کامل هدايتگر و به فضايل پسنديده و به مستحبات بخشوده و به قوانين و آيين واجب شده پروردگار مي توان راه يافت.» (همان)
«سپس ايمان را براي پاک کردن شما از شرک قرار داده و نماز را براي دوري شما از تکبر، و زکات را براي پاک کردن جان و فراواني روزي، و روزه را براي تحقق اخلاص، و حج را براي تقويت دين، و عدل را براي استواري دلها، و اطاعت از اهل بيت(ع) را براي نظم يافتن ملت اسلام، و امامت ما را براي ايمن ماندن از تفرقه، و جهاد را براي عزت اسلام، و صبر را براي به دست آوردن پاداش، و امر به معروف و نهي از منکر را براي مصالح اجتماعي عموم مردم، و نيکي به پدر و مادر را براي دوري از عذاب الهي، و صله ارحام را براي فزوني خويشاوند، و قصاص را براي حفظ خون انسانها، و وفاي به نذر را براي آمرزش الهي، و رعايت کيل و وزن در معاملات را براي درمان کم فروشي، و نهي از شرابخواري را براي پاکيزه ماندن از پليدي ها، و دوري از تهمت ناموسي را براي محفوظ ماندن از لعنت الهي، و ترک دزدي را براي تحقق عفت و پاکدامني، و حرمت شرک را براي اخلاص در توحيد و بندگي قرار داد.» (همان)
«چه بيراهه مي رويد؟! در حالي که کتاب خدا در ميان شماست، مطالبش روشن است و احکام آن درخشان و نشانه هاي هدايت آن آشکار و نهي و هشدارهاي آن روشن و اوامرش واضح است.» (همان)
«دست از شمارش افتخارات برداريد و به دعا و عبادت بپردازيد.» (بحارالانوار/ 104/59 )
* اخلاق، تحکيم بخش روابط انساني
«پاداش خشرويي در برابر مؤمن بهشت است و خوشرويي با دشمن و انسانهاي ستيزه جو، انسان را از عذاب باز مي دارد.» (تفسير امام حسن عسکري(ع)/ 104/59 )
«اي سلمان! سوگند به خداوندي که حضرت محمد(ص) را به پيامبري برگزيد، سه روز است که غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين(ع) از شدت گرسنگي بي قراري مي کردند و خسته و مانده به خواب رفته اند. اما من نيکي و نيکوکاري را که در خانه مرا کوبيده است رد نمي کنم... سلمان مي گويد: پس از فروختن پيراهن دختر پيامبر(ص) و دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه(س) آمدم و گفتم: دختر رسول خدا(ص) مقداري از اين غذاها را براي فرزندان گرسنه ات بردار؛ پاسخ داد: اي سلمان اين کار را فقط براي خداي بزرگ انجام داديم و هرگز از آن چيزي برنمي داريم. (احقاق الحق/ 321/10 )
«پروردگارا به حق پيامبراني که آنها را برگزيدي و به گريه هاي حسن و حسين در فراق من، از تو مي خواهم از گناهکاران شيعيان من و شيعيان فرزندان من درگذري.» (تاريخ بغداد/ 50/12 )
«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر است و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.» (کنزالعمال/ 225/7 )
«اي ابالحسن! من از پروردگار خود حيا مي کنم، چيزي را از تو درخواست نمايم که تو بر آن توان و قدرت نداري.» (تفسير برهان/ 282/1 )
«آنچه براي زنان نيکو است اينکه «بدون ضرورت» مردان نامحرم را نبينند و نامحرمان نيز او را ننگرند.» (کشف الغمه/ 23/2 )
«آن لحظه اي که زن در خانه خود مي ماند «و به امور زندگي و تربيت فرزند مي پردازد» به خدا نزديکتر است.» (بحارالانوار/ 92/43 )
* نکته ها
1 - هميشه در بحث تطبيق انسان با الگوهايش، ميزان داده ها و اثرپذيري فرد از الگوها جدي تلقي مي شود. شايد بتوان براي دستيابي به شناخت از خود و سنجش کارايي الگوها، معيار مقايسه هر فرد با ديگري را تجربه نمود که در گرو چنين مقايسه اي هنجارها و ناهنجاريها، توانمندي هاي جسمي و نيز فعاليتهاي فکري يا اعتقادي وي آشکار مي شود.
2 - يک راه ساده براي اينکه فرد بتواند به کمک تعلق گروهي خود، هويتي براي خويشتن دست و پا کند اين است که گروههاي ديگر را هر چه باشند تحقير کند و بي ارزش جلوه دهد. (درآمدي بر روان شناسي اجتماعي/ 224 )
3 - پيش فرض اين نوشته و بسياري از نگارش هاي درون گروه شيعي اين است که بايد زندگي پيامبر(ص) و اهل بيت پاکش را به عنوان الگو پذيرفت و فرد فرد مؤمنان به آن فراتر از شنيدن، عمل نمايند. با اين حال اجرا و تحقق چنين آرماني نيازمند برخي از پيش زمينه هاي فکري است که بايد در آنها تأمل شود:
الف: پيامبر(ص) و خاندان بزرگوارش(ع) گرچه در سيما و ظاهري انساني مأمور تبليغ و ارشاد جامعه گرديدند ولي محتواي روحي و معنوي ايشان از آبشخور عصمت سيراب گشته است. درک و اعتقاد پيدا کردن به اين مقوله، بستر عقلاني گزينش و تعبد را در دامنه گسترده مي نماياند. شايد بيشترين باورپذيري سيره و نوع زيست اهل بيت(ع) در گرو اعتقاد به اين اصل مهم باشد.
ب: خوبي ها و بدي ها گرچه حسن و قبحشان ذاتي است و به قرارداد افراد تغيير نمي کنند و اين خود معياري براي پذيرش سنن، آداب و رفتار حسنه اهل بيت(ع) است، ولي پس از واکاوي و دقت در گزارشهاي تاريخي و روايي از نوع زيست و سيره ايشان به دست مي آيد که آنها فراتر از حد و مرزهاي عقلاني سير و سلوک داشته اند، به گونه اي که آدمي را شگفت زده و قبول و الگوپذيري آن عمل را از ايشان دشوار مي سازد. بديهي است که در ديدگاه نسل کنوني، چنانچه تضادي ديده مي شود و نمي تواند به طور کامل از اهل بيت(ع) نمونه برداري کند، به لحاظ حل نشدن برخي از گزاره هاي تاريخي و روايي است. چنانچه با سعه صدر از سوي اسلام شناسان و پژوهشگران ديني به محتواي اسنادي و متني اين گونه گزارشها روايي و تاريخي پرداخته شود، بسياري از اين تضادها از بين مي رود، ديگر اينکه با باور داشت مقولات و حقايقي همچون عصمت و... تضادها جاي خود را به مجموعه اي از رفتارهاي برآمده از خرد الهي مي دهند که آن رفتارها را اهل بيت(ع) در عالي ترين صورت جلوه گر شده اند و عقل توجيه گر بشر تاب ادراک آنها را نداشته، ندارد و نخواهد داشت. براستي کدامين انسان بدون ياري گرفتن از بينش و اعتقادي راسخ مي تواند پذيرا شود که مادري به نام فاطمه(س) پس از سه روز گرسنگي خود و فرزندانش به سلمان بگويد: اي سلمان اين کار را فقط براي خداي بزرگ انجام داديم و هرگز از اين غذا و خرمايي که با پول فروش پيراهنم به دست آوردي چيزي برنمي داريم...

  


بوي بهشت در خانه دوست ؛ روايتي از گلهاي هميشه معطر ضريح



خروسخوان صبح بود، هر کس چيزي داده بود، يکي شال بافته براي خادمهاي صحن که مجبور بودند توي سرما بايستند و راهنمايي





کنند، يکي کيسه اي سکه براي توي ضريح، يکي نامه مهروموم کرده، يکي هم گفته بود «تا رسيدي يادت بماند بخواهي من هم برسم» من توي جيبهايم پر از التماس دعا بود مي دانستم مثل هميشه پر از هديه اش مي کني.
مي گفتند تلاش نکنم براي حرف زدن آن کس که زبان دارد با زبان سخن مي گويد، آن کس که ندارد با دست و ايماء و اشاره حرف مي زند، من هم حرفي نمي زدم فقط دست روي سينه ام گذاشته ام گردنم را کج گرفته ام گونه ام را به خاکت گذاشته ام و سلامت مي کنم...
***
هميشه وقت رسيدن به آدمهاي بزرگ عجول مي شوم، پرشتاب و مضطرب به آنهايي که حس مي کنم قد و اندازه هايشان از من نوعي بزرگتر است، اين حس هميشه دلواپسم کرده بود جز اين دفعه!
دنياي تو هميشه دنياي ديگري بوده است، براي همه آدمها، چه آنهايي که از جنس من بوده اند، چه بزرگترهايشان آنها که مال و مقام و مکنتي داشته اند.
فرقي نمي کرده است، هميشه با يک سلام ساده به نجوا مي نشستم و يقين داشته ام تو اشارتهاي سر و چشم و نگاهم را خوب مي ديده اي.
***
خروسخوان صبح است و وقت خدمت «فوق ضريح» اين يک رسم است حداقل تا وقتي کمال الديني رئيس اداره خدمه اينجا بوده و خادمين به خاطر دارند. کمال الديني رسم و رسوم اينجا را خوب مي شناسد. به تعبير من گل آرايي و به توضيح او تنظيف فوق ضريح به معناي آغاز خدمتگزاري است. وي توضيح مي دهد: هر صبح و در شروع کار کشيک، سرکشيک پس از غبارروبي بالاي ضريح نذورات را در ساکهاي ويژه اي قرار مي دهد و مرحله بعد تعويض گلهاي فوق ضريح است که از گلدان سمت پيش روي حضرت آغاز و به گلدان پايين پا ختم مي شود.





کمال الديني در حال توضيح دادن است و من لحظاتي را مي بينم که بزرگ و کوچک ايستاده اند به کرسي بلندي خيره شده اند که توسط يک خادم بلند قد از سمت بالا سر حضرت به سمت ضريح مي رود. خيلي ها در سکوت به جزييات کار خيره شده اند، به خادم ملبس به لباس روحاني که گلدانهاي حجيم روز قبل را برداشته و در ظرف پايه بلندي گذاشته و با چوب پر ويژه اي غبارها را مي گيرد، هنوز کارشان تمام نشده که گلدانهاي جديد با گلهاي باطراوت پر مي شود خيلي ها هنرنمايي کرده و لذت اين زيبايي ها استادانه ثبت و ضبط مي کنند. اميرحسين خرمشاهي تهيه کننده برنامه هاي ديني از اين آدمها است که بعد از گرفتن صحنه ها در ميلاد امام رضا(ع) وقت مونتاژشان بارها و بارها اعتراف کرد که قشنگ تر از مراسم و گلها، آدمهاي حاشيه آنند که طبيعي بودن افعال و واکنش هايشان بي اندازه مورد استقبال قرار گرفته است.
خرمشاهي مي گفت: برخي از مراسم حرمي مثل صفه و تنظيف فوق ضريح از شاهکارهاي زميني اند که روح را تازه مي کنند و از هر طيف و هر نوع سليقه را پاسخگويند.
همان تکه هايي که قادرند آدم را از روزمرگي نجات دهند.
خرمشاهي مي گفت، قسمتهاي مونتاژ شده اين صحنه ها، ماندگارترين اثر تلويزيوني شده که دل خيلي ها را در گوشه و کنار لرزانده است. همان سکانسهايي که بسته هاي متبرکش با پارچه هاي سبز دارالقرآن دست به دست چرخيده بود.
کمال الديني همين را توضيح مي دهد، اينکه گلها پس از تعويض مورد بازرسي قرار گرفته و قسمتي از آنها براي استفاده در تالار تشريفات و اتاق مديران تفکيک شده و بخشي به بخش فراشان انتقال يافته تا در بسته هاي ويژه براي زائران اختصاص يابد. وي يادآور مي شود: اين گلها متناسب با حجم در قالب 250 تا 700 بسته متبرک، صبح روز بعد در محل دارالقرآن توزيع مي شود.
وي اشاره کوتاهي به اين دارد که گلها توسط سرکشيکها و معاونانشان تعويض مي شود.





سيدمحمد سلطاني معاون کشيک هفتم، مراسم گل آرايي را يکي از زيباترين مراسم حرمي دانسته که تنها منحصر به مضجع شريف امام رضا(ع) است و در هيچ جاي دنيا انجام نمي شود. سلطاني هر بار که حرف مي زند، چشم هايش خيس مي شود همان چشم هايي که هيچ وقت رنگ بيماري نديده است. براي او هر چيزي که به امام رضا(ع) وصل اش کند، عاشق ترش مي کند، لباس خدمت پوشيدن افتخار کمي نيست، حالا درک کردي اين لذت توي دنيا آن بالا و نفس کشيدن در هواي سبک و دعاکردن براي حسهاي غريب، بيشتر شده است، دقيقاً وقتي با من حرف مي زند و چشم هايش مدام خيس مي شود، مي توان اين حس را در او ديد.
مديرعامل سازمان باغات آستان قدس رضوي نيز به اين مسأله اما نگاهي اقتصادي دارد، او از توليد روزانه هزار شاخه گل در گل خانه آستان قدس رضوي خبر مي دهد و مي گويد: تمام گلهاي استفاده شده بر روي ضريح توليد داخل است، چنانچه برخي از آنها نظير رز، شب بو، ميخک در مشهد و برخي مثل گلايل در محلات و تهران توليد مي شود. وي به رنگهاي استفاده شده گلها در اعياد و شهادت اشاره کرده و توضيح مي دهد: در ايام سوگواري و روز عاشورا براي ضريح از گل قرمز که نماد خونين است، استفاده مي شود، ولي هدف اين بوده است که در روز شهادت هم از رنگ سبز استفاده شود که تاکنون هيچ گونه گل سبز پيدا نشده و به همين خاطر از نوعي ميخک که سبزرنگ است، بيشتر استفاده مي شود. زارع مي گويد: در اعياد معمولاً گلهايي با رنگ شاد مثل آنتريوم که جديدترين محصول باغات آستان قدس رضوي است استفاده مي شود.
حرفهاي زارع هم تمام مي شود تا تصويرهايي از يک گزارش ديگر در ذهن و دل من و تو بماند، بوي بهشت و چشم هايي که مدام خيس مي شود، آرامش و حس غريب و همين...
معصومه فرماني کيا

  


عفاف و حجاب در سيماي حضرت زهرا(س)



* دکتر حسين الهي قمشه اي




در منطق فاطمه زهرا(س)، ويژگيهاي جسماني زن، تنها محدود در زندگي زناشويي اوست، تا آنجا که حضرت از اينکه در تشييع جنازه، پارچه روي بدنش نباشد و حجم بدن مطهرش نمايان شود، ابراز ناراحتي کرد. اما همه اينها به معناي انزواي زنان نيست، بلکه در مقام ضرورت، زن مي تواند ميدان دار تلاشهاي اجتماعي، فرهنگي و ديني باشد. چنان که حضرت زهرا(س) در احقاق حق اميرالمؤمنين(ع) از هيچ کوششي دريغ نفرمود. ايمان و اعتقاد حضرت به حفظ عفت و حجاب، مانع از همراهي و مجاهدت در عرصه هاي گوناگون دفاع از اسلام و حق نمي شود. حضور در منطقه نبرد و مداواي زخمها و شستن شمشيرها، حضور در مسجد براي دفاع از حق ولايت، ايراد خطبه در جمع مردان و زنان و سرکوب کردن دشمنان با استدلال هاي متقن و محکم، حضور شبانه در منزل گروه زيادي از مهاجرين و انصار و گوشزد کردن ظلمي که بر علي(ع) رفته و تذکر وظيفه آنها و در نهايت آنگاه که استدلال و برهان کارگر نبود، اشکهاي هر روزه و جهاد فرهنگي آشکار ايشان در برابر دشمن، همه و همه، نمونه هايي از فعاليتهاي فرهنگي و سياسي حضرت فاطمه(س) در کنار حفظ عفاف، حجاب و تقواست.
از جمله تلاشهاي فرهنگي حضرت، پاسخگويي به سؤالات و شبهات زنان و مردان بود. چنانکه نقل شده برخي از زنان، خدمت ايشان رسيده، پرسشهاي شرعي خويش را مطرح و پاسخ را دريافت مي کردند و آنگاه که پرسش گر، از بسياري پرسشهاي خود شرمنده مي شد، حضرت با ذکر روايتي که اشاره به فضيلت اين گفتگوهاي علمي داشت، از شرمساري آنها کم مي کرد و زمينه طرح پرسشهاي ديگر را فراهم مي نمود.
يکي از اصحاب مي گويد: پس از رحلت رسول خدا(ص) فاطمه را در کنارتربت شهداي احد ديدم که اشک مي ريخت. نزديک رفتم و از او اجازه خواستم، حضرت از گريه ساکت شد. پس گفتم: اي سرور زنان، از شما سؤالي دارم که در سينه ام آشوب کرده! حضرت فرمود: (بپرس) گفتم: آيا رسول خدا(ص) پيش از وفاتش بر امامت حضرت علي(ع) تصريح کرده بود؟
حضرت فرمود: (عجيب است، آيا روز غدير خم را فراموش کرده ايد؟) پرسيدم؟ پس چرا علي(ع) از حق خود دست کشيد و قيام نکرد؟ حضرت فرمود: (از رسول خدا شنيدم که فرمود: (امام، همانند کعبه است که مردم به سوي او مي روند و او به سوي مردم نمي رود.)

  


تربيت دختر سپري در برابر آتش دوزخ است



* براتعلي چگيني

در شماره پيشين، اشاره اي به محبت و مهرورزي بيشتر نسبت به «دختران» بر اساس آموزه هاي اسلامي، مخصوصاً حضرت رضا(ع)



گرديد. اما از آن جايي که اين موضوع داراي اهميت و ارزش زياد بود و از طرف ديگر، هنوز هم حضور فرهنگ غلط و پوسيده جاهليت در ميان ما ديده مي شود، بنابراين مي طلبد تا پيرامون آن بيشتر بحث شود. اگرچه حل اين مشکل هم فقط در قالب نوشتار نيست. اکنون ادامه مباحث گذشته را با هم از نظر مي گذرانيم:
از افکار غلط و ناپسند دوران جاهليت نسبت به دختران، اظهار ناراحتي از دختردار شدن بود. قرآن کريم هم پرده از اين افکار و عقايد ناپسند برداشته و مي فرمايد: «وقتي که به يکي از آنها خبر داده مي شد، صاحب دختر شده، از شدت خشم و ناراحتي صورتش سياه مي شد و از شرم و حيا از ميان قوم خود متواري مي شد.» نحل 59 - 58
پيامبر(ص) نيز در اين دوره در ميان مردم حضور داشتند و تمام تلاش خود را براي از بين بردن اين تعصبات و فرهنگ و رسوم غلط جاهلي به شيوه هاي مختلف به کار بردند. مثلاً، روزي به رسول خدا(ص) مژده دادند که دختري به دنيا آمده است. در اين هنگام پيامبر(ص) به صورت ياران خود نگاه کردند، ديدند که چهره همه آنها درهم کشيده شده است. پيامبر(ص) به آنها فرمودند: چرا ناراحت شديد؟ چه چيزي شما را ناراحت کرد؟ اين دختر گل و ريحانه اي خوشبو است که بويش را احساس مي کنم و روزي اش نيز بر خداست؟ مکارم الاخلاق ص 219
همچنين روزي مردي صاحب نوزاد دختر شد. امام صادق(ع) ديد که آن مرد سخت عصباني و خشمگين است، فرمودند: به چه مي انديشي؟ اگر خداوند به تو وحي مي فرستاد و مي فرمود: من برايت انتخاب کنم يا خودت انتخاب مي کني، چه مي گفتي؟ آن مرد گفت: عرض مي کردم خدايا به هر آنچه تو برايم برگزيني راضيم.
امام(ع) فرمودند: خداوند براي تو همين نوزاد دختر را انتخاب کرده است. سپس فرمودند: آن کودک که به دست آن مرد عالم در سفر با حضرت موسي کشته شد که در قرآن مجيد داستانش آمده است «فاردنا ان بيد لهما ربهما خيراً منه زکوَ و اقرب رحماً». کهف 81
خداوند بجاي آن پسرک، دختري به آنان عطا کرد که (از نسل خويش) هفتاد پيامبر به دنيا آورد. عدَالداعي ص 80
با توجه به اين دو ماجرا و مباحث گذشته، تا حدودي حساسيت و واکنش مردم آن روز نسبت به دختردار شدن براي ما روشن مي شود، اما با گذشت بيش از هزار و چهارصد سال از ظهور اسلام، متأسفانه هنوز هم حضور فرهنگ غلط و خشن جاهلي در ميان مردم ديده مي شود. اگر در زمان جاهليت دختران را پس از تولدشان زنده به گور مي کردند. اما امروزه به نوع و شکلي ديگر اين جنايت را مرتکب مي شوند. مثلاً در دوران بارداري مادران اگر فرزند دختر باشد آن را سقط مي کنند. آيا اين عمل، اقدامي ناپسند، خشن و قتل محسوب نمي شود؟ آيا اين اقدام، ارمغان فرهنگ ناپسند دوران جاهليت براي اين گونه افراد نيست؟ آيا افرادي که مرتکب سقط جنين مي شوند، قاتل نيستند؟
جالب اين جاست که اين گونه افراد هم، ادعاي مسلماني کرده و بعضاً هم خود را افرادي متمدن و روشنفکر مي دانند و اگر صحبتي هم از افراد عصر جاهلي- که نسبت به دختران خود واکنشهاي منفي نشان مي دادند- شود آنها را افرادي وحشي صفت مي نامند!
با آنکه بارها اين سخن شيوا و مسرت بخش امام صادق(ع) را شنيده ايم که فرمودند: «پسرها نعمت اند و دخترها نيکي، خداوند از نعمت ها سؤال مي کند و بر نيکي ها پاداش مي دهد.»
پيامي که اين سخن امام(ع) براي ما دارد اين است که دخترداري نوعي عبادت خداي تعالي و کار نيک و پسنديده محسوب مي شود.
و عبادت منحصر در نماز و روزه و کار نيک هم محدود به صدقه و کمک به ديگران نمي باشد.
آن چيزي که باعث شده تا مردم از عقايد خرافي و انحرافي خود دست برداشته و نسبت به دختران محبت و مهرورزي نمايند، تشويقهاي پيامبر اکرم(ص) و ائمه معصومين(ع) بود که با سخنان و سيره عملي خود به تکريم و بزرگداشت مقام زن پرداختند.
تا جايي که پيامبر اکرم(ص) تربيت دختر را، سپري در برابر شعله هاي آتش دوزخ مي دانند و فرمودند: «هر که دختري داشت و به بهترين صورت او را تربيت و تعليم کرد و از نعمت هايي که خداوند براي او ارزاني داشته بهره مندش ساخت، در برابر آتش جهنم، سپري براي خود فراهم کرده است.

  


کوچه هاي اجابت ؛ گريه فرشته ها!



* جواد نعيمي
مادر! مادر! مادر!
اينک در خانه ما، غوغايي به پاست. اين خبر در همه جاي شهر پيچيده است: «دختر رسول خدا(ص) در گذشته است! » گروه گروه از



مردان و فوج فوج از زنان به سوي خانه ما مي آيند. من و برادرم حسين مثل همه مردم بي تابيم. همه چشم دارند تا توفيق تشييع پيکر پاک مادرمان را پيدا کنند.
اما ابوذر به آگاهي مردم مي رساند که:
«فعلاً جنازه دختر گرامي و عزيز پيامبر(ص) به خاک سپرده نخواهد شد! »
پدر، صبر مي کند تا مردم کاملاً پراکنده شوند، شب به نيمه برسد و او به وصيت مادر عمل کند.
همه غمگين هستيم، اما پدر با همه توان و تحملي که دارد بسيارافسرده و پژمرده است. پيش از اين، يک بار ديگر در غم فراق جدمان رسول خدا، بي تاب شده و اينک يار و دلدار خود را از دست داده است!
پيامبر(ص) که در گذشت، دخترش تنها تکيه گاه و ياور پدرمان علي(ع) بود. اما اکنون، پدر اين پشتوانه را هم ندارد!
نيمه شب نزديک است. پدر، بدن همسرش را غسل داده و در کفن پيچيده. او، من و برادر و خواهرانم را صدا مي زند:
حسن! حسين! زينب! ام کلثوم! سکينه! بياييد براي آخرين بار، مادرتان را ببينيد! بوي کافور، فضا را پر کرده است. چشم ما که به سيماي ملکوتي مادر مي افتد، ناله مان بلند مي شود. من و برادرم حسين، بي اختيار خودمان را روي جنازه مادر مي اندازيم.
سينه پدر، پر از ناله است و ديدگان او پر اشک! ناگهان حادثه اي شگفت روي مي دهد. بندهاي کفن باز مي شود. مادرمان ناله اي سر مي دهد. بعد هم دست هايش را دراز مي کند، من و حسين را در بغل مي گيرد! در اين هنگام هاتفي ندا مي دهد که:
اي علي! حسن و حسين را از روي بدن مادرشان بردار، که فرشتگان آسمان گريستند! و دوست مشتاق لقاي دوست خويشتن است.
پدر، با دلي سوزان و اشکي ريزان، ما را کنار مي کشد و شعر پر سوز و گدازي را زمزمه مي کند، آن گاه همراه با پدر، ابوذر، سلمان، عقيل، عمار، مقداد و چند تن ديگر، بر بدن مادر نماز مي گزاريم و همان نيمه شب بر اساس وصيت مادر، او را به خاک مي سپاريم.
پدر، چندين قبر در اطراف مزار مادرمان درست مي کند و بر روي آنها آب مي پاشد، تا مشخص و معلوم نشود که قبر دختر پيامبر خدا(ص) کدام يک از آنهاست! و اين آخرين سند مظلوميت مادرمان زهراست!
پس از دفن مادر، پدر، دل سوخته و غمين و با حالتي غريب، بر زمين مي نشيند و خطاب به آن مي گويد:
اي زمين! اين دختر رسول خدا(ص) است که پيش من به امانت بود. اينک آن را چون وديعه اي به دست تو مي سپارم. از او به خوبي نگهداري کن.
پدر، هر از گاهي، در رثاي عزيز از دست رفته اش، سوگ سروده اي را زمزمه مي کند:
از دست دادن دارايي اهميتي ندارد. اما از دست رفتن دوستان عزيز و گرامي جبران ناپذير است. اين است آنچه خواب و آسايش را از من ربوده و قلبم را در آتش فراق شعله ور ساخته است!
مادر جان! دوري از تو براي ما بسيار دشوار و توان فرساست. اما ياد و راه تو، هماره در همه سوي دنيا برپاست!
مادرم! تو ياس سپيد و خوش بويي بودي که خداوند تو را از بهشت براي مردم فرستاده بود. تو وظيفه خودت را به خوبي به فرجام رساندي و تا سرحد توان، به عطر افشاني پرداختي. گرچه مردم اين زمانه، حرمت تو را شکستند. به تو آزار و اذيت رساندند و نعمت وجودت را پاس نداشتند، ترديدي ندارم که از اين پس، مردم همه روزگاران، نام مطهر تو را بر دل و جان و زبان خواهند داشت، مهرت را در دل خواهند پرورانيد و بهشت را به بهاي دوستي و پيروي از آرمان ها و راه و شيوه زندگي تو، براي خويشتن خواهند خريد!

  


تنها 18 بهار کافي بود...



* حميدرضا پديدار
سلام بانوي آفتاب! سلام بر تو اي محدثه، اي زهرا، اي زهره، و اي آنکه تو را نمي توان با کسي سنجيد...






بانوي 18 ساله! افسوس که واژگان، از نمايش بلنداي قامتت ناتوانند، همان گونه که آيينه هستي را توان تماشاي چهره ات نبوده است.
کيست که به دامانت بياويزد و دستانش از مائده هاي آسماني، لبريز نشود؟! کيست که نامت را ببرد و بر نهال دلش شکوفه آرامش ننشيند؟! و کيست که دريچه دلش را به سوي تو بگشايد و آکنده از عطر دلاويز وجود مهربانت نگردد؟!
سلام بر تو اي بانوي نمونه که وجودت نه تنها به زن که به هستي معنا بخشيد. تو در دعاهاي شبانه ات، همسايه ها را بر خود و خانواده ات مقدم مي داشتي و افطار روزه ات را به تهيدست، بي نوا و در راه مانده بخشيدي.فاطمه جان! براي تو، تنها 18 بهار کافي بود تا آموزگار عصمت و نجابت يک زن باشي. بانوي آب و آفتاب! زلال هستي! گر چه پهلويت از قهر و کينه عدوان شکست، اما، نام بلندت نخواهد شکست و جاودانه خواهي ماند.
بانوي مهربان! آرامگاه تو در دل ملکوتيان و جان عرشيان است، نه در زير خاکهاي بي نشان بقيع.
کوثر زلال هستي! گر چه همچنان جاي جاي بقيع را مي کاويم تا شايد نشانه اي از تو بيابيم، اما اميدواريم و منتظر فرزند برومندت، مهدي (عج) تا نشان از مدفن بي نشان براي همه ما دلسوخته گانت بياورد. تا آن روز...

  


سفير فرانسه: حرم مطهر رضوي يکي از نقاط ديدني دنياست



سفير کشور فرانسه در جمهوري اسلامي ايران، در بازديد از موزه و کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي، گفت: مجموعه حرم مطهر رضوي، يکي از نقاط ديدني دنياست.






«برنارد بوليتي» که از موزه قرآن و کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي بازديد مي کرد، معماري اسلامي حرم مطهر رضوي را شگفت انگيز و بسيار غني دانست و اظهار داشت: اين که بعد از قرن ها بناهاي اين مکان دستخوش تغيير نشده و در واقع معماري تاريخي آن حفظ شده، بسيار مهم است.
وي افزود: همچنين ساخت بناهاي جديد که با هماهنگي و همساني کامل بناهاي تاريخي صورت گرفته، حرم مطهر را به يکي از مکان هاي زيبا، ديدني و مهم در دنيا تبديل کرده است.
بوليتي با اشاره به وجود دهها هزار نسخه خطي در کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي اظهار داشت: قطعاً در حال حاضر ارتباطاتي بين کتابخانه و موزه آستان قدس رضوي با مراکز فرهنگي دنيا و از جمله کشور فرانسه وجود دارد، اما براي توسعه تعاملات مي توان راهکارهايي همچون برگزاري نمايشگاه نسخ خطي اين کتابخانه در فرانسه، برقراري شبکه اطلاع رساني اينترنتي مشترک و يا برگزاري کنفرانس ها و سمينارهاي تخصصي را پيشنهاد کرد.
بوليتي در اين بازديد از نزديک با فعاليت بخش هاي مختلف سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوي آشنا شد و در پايان با مديران اين سازمان ديدار و گفتگو کرد.

  


برگزاري کارگاه آموزشي پژوهشي روش تحقيق قرآن کريم



به همت اداره آموزش علوم و حديث آستان قدس رضوي کارگاه آموزشي - پژوهشي روش تحقيق موضوعي قرآن کريم برگزار شد.
بر پايه اين خبر، اين کارگاه با مطالبي برگرفته از کتاب (روش تحقيق موضوعي قرآن کريم ) تأليف دکتر حسين مرادي زنجاني و دکتر محمد علي لساني فشارکي در حالي بر پا شد که طي 6 جلسه موضوع روش تحقيق موضوعي قرآن به بررسي گذاشته شد.
گفتني است؛ اين کارگاه که با حضور بيش از 50 نفر از استادان حوزه و دانشگاه و جمعي از کارشناسان علوم قرآني برگزار شد، دو نفر از کارشناسان اداره آموزش علوم قرآن و حديث آستان قدس رضوي پس از بيان مقدمات، به شکل عمومي (بررسي موضوع ولايت الهي در قرآن) را به بحث گذاشته و در ادامه کار گروهي در 8 گروه با 8 موضوع متفاوت، عملا روش تحقيق موضوعي قرآن کريم را ارايه دادند.

  


مسابقه «امين خدا» برگزار مي شود



اداره امور فرهنگي و غني سازي اوقات فراغت زايران آستان قدس رضوي با هدف ترويج و توسعه مباني و عقايد اصيل و صحيح ديني در طول سال، اقدام به برگزاري مسابقات مختلف فرهنگي نموده است.
بر پايه اين خبر، مسابقه «امين خدا» بر گرفته از متن زيارت امين ا... و دعاي پس از زيارت امام رضا(ع) با ارايه جزوه اي مشتمل بر 10 سوال در 20 هزار نسخه چاپ و در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.
متقاضيان مي توانند براي شرکت در اين مسابقه به رواق دارالهدايه در صحن جمهوري اسلامي يا اداره امور فرهنگي آستان قدس رضوي واقع در صحن هدايت حرم مطهر امام رضا(ع) مراجعه کنند .
گفتني است؛ مهلت ارسال پاسخنامه 20 روز پس از دريافت پرسشنامه است .

  


آغاز ثبت نام اينترنتي اعتکاف



ثبت نام اينترنتي اعتکاف ويژه ايام البيض آغاز شد . به گزارش خبرنگار ما، بنا به سنت هر ساله از 13 تا 15 رجب مؤمنان و علاقه مندان با خلوت گزيني در مساجد جامع شهر به نيايش و عبادت به صورت دسته جمعي مي پردازند.
بر پايه اين خبر، مسجد جامع گوهر شاد و شبستانهاي اطراف هر ساله پذيراي خيل عظيمي از علاقه مندان و ارادتمنداني است که در جوار بارگاه رضوي 3 روز به دور از دغدغه هاي دنيوي حلاوت رسيدن به معبود را تجربه مي کنند.
بر پايه اين خبر، علاقه مندان مي توانند از طريق آدرس اينترنتي ir . EtEkaf . www تا 16 خرداد براي ثبت نام اقدام نمايند .
گفتني است، امسال بر خلاف سالهاي گذشته ثبت نام فقط از طريق سايت مربوط صورت مي پذيرد. شماره تلفن هاي 2002789 ، 2002728 ، 2002060 نيز پاسخگوي پرسش هاي شما در اين رابطه است.

  


قبله گاه عاشقان منتشر شد



مجموعه قبله گاه عاشقان با محتواي معرفي حرم مطهر امام رضا (ع) و نگرشي کوتاه بر زندگي ايشان به همت معاونت تبليغات و ارتباطات اسلامي آستان قدس رضوي منتشر شد.
اين کتاب 207 صفحه اي شامل 9 فصل است که توسط بزرگ عالم زاده تاليف و در 3 هزار نسخه منتشر شده است.
گفتني است؛ قبله گاه عاشقان که در قالب هداياي فرهنگي و متبرک به گروههاي زيارتي و زائران بارگاه اهدا مي شود، شامل اطلاعات جامعي پيرامون اماکن فرهنگي حرم مطهر، خدمات رفاهي، آيين هاي حرمي شخصيتهاي مدفون در بارگاه رضوي و... است.

  


اولين مجله ديني در آرشيو مطبوعات آستان قدس رضوي



«الکمال» اولين مجله ديني منتشر شده در مشهد به سال 1338 در آرشيو مطبوعات آستان قدس رضوي نگهداري مي شود.
بر پايه اين خبر، بدايع نگار آستان قدس رضوي علت انتشار اين مجله را معتقدات مذهبي دانسته و مي نويسد: «مجله الکمال را از نظر جاروب کشي آستان قدس رضوي و غلامي دربار امامت داير ساختيم تا شبهات و ضلالات را از افهام مسلمين به آيات و براهين جاروب نماييم.»
گفتني است؛ براي اولين بار در تاريخ مطبوعات کشور نسخه هايي از اين مجموعه به صورت وقف در اختيار عموم قرار مي گرفته است.

  


اعلام برنامه محافل قرآني بارگاه رضوي



برنامه محافل قرآني ويژه تابستان و ماه مبارک رمضان اعلام شد. به گزارش خبرنگار ما، از 6 خرداد تا 31 شهريور ماه دارالقرآن الکريم واقع در صحن جمهوري حرم مطهر با برنامه هاي مختلف ترتيل تواشيح، آموزش و محفل قرآني با حضور قاريان و حافظان بين المللي پذيراي زايران و علاقه مندان محافل قرآني است.
بر پايه اين خبر، شروع برنامه ها هر روز بعد از ظهر از ساعت 30:16 اعلام شده که تا بعد از نماز مغرب و عشا ادامه خواهد داشت.

  


دانش آموزان يک هنرستان اهدا کردند؛
تابلوي سرمه دوزي شده به موزه آستان قدس رضوي



تابلوي سرمه دوزي شده هنرجويان کار و دانش ديانت به موزه آستان قدس رضوي اهدا گرديد.
به گزارش خبرنگار ما، عمده آثار تشکيل دهنده گنجينه هاي آستان قدس رضوي مجموعه هايي است که بر مبناي عشق و ارادت قلبي زائران و مجاوران وقف و اهدا گرديده است.
در همين ارتباط تابلويي با مضمون آية الکرسي که توسط هنرجويان در ابعاد 100 160 تهيه شده بود، به موزه آستان قدس رضوي اهدا شد.

  


روزانه 20 هزار نفر از کتابخانه هاي آستان قدس بهرمند مي شوند



به دليل موقعيت ممتاز کتابخانه هاي آستان قدس رضوي در ميان جامعه علمي روزانه 20 هزار نفر در سراسر کشور از اين کتابخانه ها استفاده مي کنند.
بر پايه اين خبر، اين مجموعه توانسته است در ميان جامعه علمي موقعيت ويژه اي کسب نمايد، به گونه اي که بسياري از نخبگان علمي، پژوهشگران و پذيرفته شدگان دانشگاه ها از اعضاء اين کتابخانه ها هستند.
گفتني است؛ سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوي علاوه بر کتابخانه مرکزي با 28800 متر مربع فضاي فرهنگي مطالعاتي، داراي 40 کتابخانه وابسته در سطح کشور است که در راستاي فرهنگ کتاب و کتاب خواني در مناطق پرجمعيت شهري و روستايي فعاليت هاي گسترده اي انجام داده است.

  


فضايي براي يک حس متفاوت



سفر به يک کشورخارجي را به هيچ وجه از قبل در ذهنم تصور نمي کردم. تا زماني که احساس کردم مي خواهم رشته کار خوبي را





داشته باشم و مهارتهاي خودم را در زمينه هتلداري گسترش دادم. بنابراين در يک کشور خليجي يعني دبي مشغول کار شدم.
زماني که من مسيحي بودم و با همکاران مسلمان خود در هتل کار مي کردم، فرهنگ و سنتهاي آنها برايم جالب بود. من مشاهده مي کردم که آنها چقدر درباره دينشان منظم برخورد مي کنند. وقتي من همسرم را ديدم که در واقع يک ايراني الاصل بود، به او علاقه مند شدم و او هم با من برخورد مهربانانه اي داشت. او درباره اسلام اطلاعاتي را به من داد و درباره اماکن متبرکه هم اطلاعاتي کسب نمودم و مشهد را هم به طور خاص شناختم. او برنامه ريزي کرد که من را جهت زيارت به مشهد بياورد و من هم متقابلاً مشتاق بودم.
براي اولين بار که من به زيارت حرم آمدم. حس متفاوتي داشتم و احساس نزديکي بيشتري به خدا و امام رضا(ع) مي کردم من قبلاً دعا و آرزو کردم و همچنين از اين مسأله خرسند بودم که چقدر کارکنان آستان قدس رضوي در ارايه کتب مختلف جهت کسب دانش بيشتر و فهم بيشتر اسلام کمک کردند وقتي ما به دبي برگشتيم تمام دعاهايم مستجاب شد. قصد داريم که دوباره به مشهد برگرديم.
* فاطمه گنجخانلو- دبي

  


مسير مستقيم



* عباسعلي سپاهي يونسي
آسمان بين باريدن و نباريدن مردد مانده بود. ابرهاي سياه آمده بودند و آن بالا جمع شده بودند. بهار بود. اتوبوسها آدمها را به مقصد مي رساندند. ماشين هاي کوچکتر از يکديگر سبقت مي گرفتند تا زودتر به مقصد برسند. بعضي ها پياده بودند و لابد در دل بعضي ها هوس داشتن وسيله اي براي راحت بودن و زودتر رسيدن. چراغ راهنمايي که قرمز شد ماشينها با بي ميلي توقف کردند. بعضي ها روي خط کشي عابر پياده ايستادند انگار در آخرين لحظه يادشان آمده بود بايد بايستند. ماشينها که ايستادند مرد از لا به لاي ماشينها خودش را به در جلو اتوبوس رساند. بالاتر از شصت سال عمر داشت اين را مي شد از چهره اش فهميد، از طرز راه رفتنش و از چين و چروک صورتش. داشت با راننده اتوبوس حرف مي زد. تبسم و شوقي در چهره اش ديده مي شد. مسير مستقيم را نشان مي داد. راننده با بي ميلي در را باز کرد و مرد چند کلمه حرف زد و با دستش مسير مستقيم را نشان داد. راننده با بي ميلي جواب مي داد و اين را مي شد از طرز نشستن و حالت چهره اش فهميد. در اتوبوس بسته شد و مرد از اتوبوس روي برگرداند. ديگر تبسم چند ثانيه قبل در چهره مرد نبود.
مرد در بين آدمها و ماشينها سري چرخاند، انگار دنبال گم شده اي مي گشت. به ماشيني نزديک شد و چيزهايي گفت و مسير مستقيم را با انگشت نشان داد اما مرد راننده تنها سري تکان داد. مرد دوباره سر چرخاند انگار باز هم دنبال گمشده اي مي گشت و از لا به لاي ماشينها خود را به مرد موتورسواري رساند، مرد نگاهش به آسمان بود شايد نگران باريدن ابرهاي سياه آن بالا بود. شايد دلش مي خواست چراغ زودتر سبز شود. مرد خود را به او رساند و چيزي گفت و با دست مسير مستقيم را نشان داد اما موتورسوار با ناراحتي چيزهايي گفت. حالا تنها چند ثانيه مانده بود تا چراغ سبز شود. پياده ها مي آمدند و از روي خط کشي و از لا به لاي ماشين هاي بي حوصله عبور مي کردند. گاهي هم بعضي از آنها به مرد نگاه مي کردند. ثانيه هاي چراغ قرمز داشت تمام مي شد و چراغ آماده مي شد تا سبز شود. مرد دوباره سر چرخاند موتورسوار ديگري را ديد با عجله به سمت او رفت به موتور که رسيد چراغ سبز شد و ماشينها و موتورها با سرعت حرکت کردند انگار يکي آنها را دنبال کرده بود. مرد با دست اشاره کرد اما موتورسوار نشنيد. موتور رفته بود و مرد حالا مانده بود. ابرهاي سياه نزديکتر ديده مي شدند دانه هاي باران سرها را به سمت ابرها چرخاند.
مرد داشت مسير مستقيم را پياده مي رفت کمي غمگين بود اين را مي شد از حالت چهره اش ديد. روبرو حرم امام رضا(ع) بود.

  


آلبوم يادگاري



نمايي از سنگفرش قديم و ايوان شمالي صحن عتيق (انقلاب فعلي) در اواخر دوره قاجار (در آن زمان کل فضاي صحن سنگ مزار





درگذشتگان بوده است که به منظور قداست حرم امام رضا(ع) در فضاي داخل صحن دفن مي شده است).
محل نگهداري: مديريت امور اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوي.

  


شعر



بي خورشيد
* محبوبه زارعي
وقتي که شط حادثه مي جوشيد
دريا هزار باديه را نوشيد
حوا سکوت کرد و فرو مي ريخت
مريم شکست و رخت عزا پوشيد
بانوي رنج هاي اساطيري
رؤياي بال هاي کسي را ديد
رؤياي بال هاي کسي را که
از آسمان ستاره برايش چيد
از فرط شرم حضرت عزراييل
در آسمان نشسته و مي گرييد
آتش گرفت سبزي پروازش
تا مي گذشت از گذر خورشيد
در کوي و بام خانه او مي گشت
چون يک خيال، روشن پرترديد
تا عاقبت نسيم پر از آزرم
در لحظه هاي ساکت او پيچيد
مانده است سرد و ساکت و بي حاصل
دنيا هزار مرتبه بي خورشيد

گل محمدي

* زکريا اخلاقي
گلي که عالم ازو تازه بود پرپر شد
يگانه کوکب باغ وجود، پرپر شد
شب شهادت زهرا(س)، علي(ع) به خود مي گفت
گل محمدي من چه زود پرپر شد
خزان چه کرد که در چشم اشکبار علي(ع)
تمام گلشن غيب و شهود پرپر شد
به باغ حسن کدام آفتاب ناب افسرد
که در مدار افق هرچه بود پرپر شد
براي تسليت اهل باغ آمده بود
شقايقي که به صحرا کبود پرپر شد
نشان ز پاکي روح لطيف فاطمه(س) داشت
بنفشه اي که سحر در سجود پرپر شد
ز فيض صحبت او رنگ و بوي عزت داشت
گلي که تشنه ميان دو رود پرپر شد

در آرزوي مدينه

* افشين علاء
مرا به خانه زهراي مهربان ببريد
به خاک بوسي آن قبر بي نشان ببريد
اگر نشاني شهر مدينه را بلديد
کبوتر دل ما را به آشيان ببريد
کجاست آن درِ آتش گرفته تا که مرا
براي جامه دريدن به سوي آن ببريد؟
مرا اگر شَوَم از دست، برنگردانيد
به روي دست بگيريد و بي امان ببريد
کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوي سنگ مزارش، کِشان کِشان ببريد؟
مرا که مِهر بقيع است در دلم چه شود
اگر به جانب آن چار کهکشان ببريد؟
نه اشتياق به گُل دارم و نه ميل بهار
مرا به غربت آن هجده خزان ببريد
کسي صداي مرا در زمين نمي شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببريد

بخوان بلال!

* محمدجواد غفورزاده- شفق
بخوان بلال! که ياس کبود، دل تنگ است
اذان بگو! که اذان تو، آسمان رنگ است
اذان بگو! که پس از رحلت رسول خدا(ص)
مصاحب دل من، ناله شباهنگ است
اذان بگو! به صداي بلند و افشا کن
که پشت پرده ايمان، فريب و نيرنگ است
اذان بگو! که بدانند، بعد پيغمبر
نصيب آينه هاي خدانما، سنگ است
نه من، غبار يتيمي نشسته بر رويم
جمال آينه ها هم، مکدر از زنگ است
بگو! که «اشهد ان علي- ولي الله»
بگو! که لحن مناجات من، غماهنگ است
تو از سياه دلي هاي خلق، شکوه مکن
«به هر کجا که روي، آسمان همين رنگ است»
مرا ز گريه چرا منع مي کنند، بپرس
که اين چه رسم مسلماني؟ اين چه فرهنگ؟ است
بگو! که فاطمه در حشر اگر که ناز کند
«کميت جمله شفاعت کنندگان لنگ است»
نماز شام غريبان شد و غروب و شفق
بخوان بلال! که ماه مدينه دل تنگ است

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com