|
* آي سان نوروزي
کتايون حسين زاده، نويسنده، کارگردان، مدرس و منتقد تئاتر اگر چه پس از حدود يک دهه فعاليت حرفه اي تئاتر، در چندين حوزه

مختلف فعاليت داشته، اما بيشتر به عنوان يک کارگردان و منتقد براي اهالي تئاتر شناخته شده است.
حسين زاده، سال گذشته با حضور در مراسم انتخابات هيات مديره کانون بين المللي منتقدان تئاتر و ارايه يک مقاله علمي توانست به عنوان نماينده ايران در هياءت مديره اين کانون جهاني انتخاب شود و جزو معدود منتقدان آسيا باشد که در کنار «يون چئول کيم» (رئيس کره اي کانون منتقدان جهاني) در فهرست منتقدان جهاني تئاتر قرار مي گيرد.
حسين زاده در حال حاضر علاوه بر ارتباط مؤثر و مستمر با رويدادهاي مهم تئاتر جهان، گزارشهاي فعاليتهاي تئاتري ايران را هم به صورت ماهانه به اطلاع اعضا مي رساند و علاوه بر حضور در اين هيات مديره، عضو هياءت مديره کانون ملي منتقدان ايران و همچنين مدرس دانشکده هنر و معماري هم هست.
* شما علاوه بر نقد، در حوزه نمايشنامه نويسي و کارگرداني تئاتر هم فعاليت داريد. خودتان بيشتر به کداميک از اين حوزه ها علاقه داريد؟

** شايد هميشه فکر کرده ام که ذاتاً يک منتقد هستم. البته نه به معناي حرفه اي، اما به طور کلي هميشه همه چيز را با نگاهي منتقدانه ديده ام. حتي آدمهاي اطرافم و زندگي را هميشه از منظر نقد نگاه کرده ام. فکر کرده ام بايد راهي باشد که اين نگاه را به صورت آکادميک، طبقه بندي شده و علمي بتوانم در حوزه کاري ام نيز بيان کنم. تئاتر هميشه بزرگترين عشق زندگي من بوده و بيشترين چيزي بوده که نسبت به آن احساس مسؤوليت داشته ام، بنابراين طبيعي است که اين نگاه نقادانه را بيش از هر چيز در گستره تئاتر داشته ام.
نقد تئاتر همواره من را به نوعي ارضا کرده است. دليل آن هم اين است که احساس کرده ام، دارم مسؤوليتم در مورد تئاتر را به وسيله آن به انجام مي رسانم.
اما کارگرداني و نمايشنامه نويسي هم لذت خاص خودش را دارد و سخت است که بگويم کداميک را بيشتر از ديگري دوست دارم.
* آيا نقدنويسي در حوزه تئاتر را مي توان به عنوان حرفه مستقل ديد؟
** من فکر نمي کنم. فکر نمي کنم که نه تنها در ايران، بلکه در هيچ جاي دنيا منتقد تئاتر بودن بتواند يک شغل باشد. شغل به آن معنا که نقد تئاتر يک منبع درآمد باشد و از راه آن کسب درآمد شود و زندگي يک منتقد را به لحاظ مالي تأمين کند. خيلي کم پيش مي آيد که چنين منتقدي وجود داشته باشد.
در همه جاي دنيا بيشتر منتقدان ناچارند که در کنار نقد تئاتر کارهاي ديگري را براي تأمين مالي انجام بدهند. به ويژه در کشور ما که متأسفانه «نقد» هنوز جايگاه پذيرفته شده اي ندارد.
ما روزنامه هاي خيلي کمي داريم که به مساءله تئاتر مي پردازند و تازه چند درصد از مطالب اين روزنامه ها به نقد تئاتر اختصاص دارد، به همين خاطر من هرگز نتوانسته ام به نقد و منتقد بودن مثل يک شغل نگاه کنم.
* شما منتقدي هستيد که در حوزه توليد تئاتر و کارگرداني هم فعاليت داريد. فکر مي کنيد منتقد بودن چقدر توقعها را از کارهاي خودتان بالا مي برد؟ آيا خودتان هم توقع بيشتري در کارگرداني از خودتان داريد؟
** راستش، نمي دانم! تا به حال که خوشبختانه يا متأسفانه واکنش منفي نسبت به کارهايم نديده ام. حالا شايد دليل آن اين باشد که بخشي از منتقدان، دوستان من هستند... اما به هر حال به کارهاي اجرايي من هم مسلماً انتقاداتي وارد است، اما اينکه در مورد خودم وسواس بيشتري دارم، درست است. من هميشه بيش از ديگران نسبت به کارهايم سخت گير هستم، چون مي دانم موقعي که کاري را روي صحنه مي برم، اول يک منتقد هستم و شايد ديگران خيلي کنجکاو باشند که ببينند کار يک منتقد چگونه پرداخت شده است.
اين را هم بگويم که کار اجرايي به شدت با اينکه يک تئاتر توسط منتقدي نقد بشود، متفاوت است. اين دو حوزه به لحاظ عملي شدن يک فعاليت به شدت با هم فاصله دارند. اين حق يک منتقد است که بدون در نظر گرفتن همه شرايط و مشکلاتي که کارگردان در جريان فرايند توليد داشته، کارش را انجام بدهد.
اما زماني هم هست که يک کارگردان در جريان توليد نمايش، ضعفهايي را در کارش مي بيند و قادر به برطرف کردن آن... به هر دليلي... نيست؛ اين مشکل کارگردان است و باز هم هيچ ربطي به منتقد ندارد. من به منتقدان هم حق مي دهم که در چنين شرايطي کارم را زير سؤال ببرند، بنابراين هميشه کارم را از ديدگاه يک منتقد نگاه مي کنم، اما اين بدان معنا نيست که بگويم کارهايم کاملاً بي نقص هستند.
* در مقام يک کارگردان چقدر انتقادپذير هستيد؟
** هميشه سعي کرده ام که اين طور باشد. اميدوارم که بوده باشم.
* شما براي نخستين بار به عنوان يکي از نمايندگان ايران در يکي از معتبرترين نهادهاي بين المللي تئاتر- کانون بين المللي منتقدان تئاتر I . A . T . C - انتخاب شده ايد. چقدر سعي کرده ايد که از حضورتان در ميان اعضاي هياءت مديره کانون جهاني در جهت ارتباط با تئاتر ايران و به ويژه کانون ملي منتقدان تئاتر ايران استفاده کنيد؟
** خوشبختانه ارتباط کانون منتقدان ايران با کانون جهاني، هميشه مثبت بوده است. البته مي دانيد که کانون ما تحت حمايت کانون جهاني تأسيس شده و اصلاً متصل به آنهاست. يعني در ابتداي امر هم کانون ايران تحت پوشش کانون جهاني بوده است. ضمن اينکه تأکيد مي کنم کانون منتقدان تئاتر ايران يکي از قديمي ترين عضوهاي کانون جهاني است و طي اين سالها کم يا زياد و بسته به عملکرد هياءت مديره ايران، توانسته ايم ارتباطمان را به هر نحو با آنها حفظ کنيم. حالا برخي مواقع دوستان هياءت مديره يک مقدار کم لطفي يا کم کاري کرده اند؛ شخصي برخورد کرده اند يا... اما ما هرگز ارتباطمان را قطع نکرده ايم.
* طي يک سالي که از عضويت شما در هياءت مديره کانون جهاني مي گذرد، اين ارتباط بايد قوي تر شده باشد، اينطور نيست؟
** طي اين مدت، من سعي کرده ام که اخبار و فعاليتهاي کانون ايران را جزء به جزء براي آنها نقل کنم. چون آنها هر يک ماه يک بار از همه اعضاي هياءت مديره گزارش مي خواهند که چه کارهايي در کشورهاي خودشان انجام شده است و يازده عضو هياءت مديره بايد اين گزارش ماهانه را ارايه بدهند.
بايد گزارش رويدادها و فعاليتها و اينکه اين کارها چقدر در جهت منافع تئاتر بوده هر ماه ارايه شود و اصلاً دغدغه اصلي آنها خود تئاتر و نقد تئاتر است؛ نه اينکه ما چقدر در خدمت کانون منتقدان جهان بوده ايم. من اين گزارشها را مثل بقيه، هر ماه ارسال مي کنم و آنها ماه به ماه با فعاليتهاي نقد در ايران آشنا مي شوند. پيش از اين چنين اتفاقي نمي افتاد و همين امر باعث شده تا آنها تئاتر و نقد در تئاتر ايران را خيلي جدي تر بگيرند.
اما متأسفانه همکاري زيادي در نتيجه شکل گيري بهتر اين ارتباط از طرف منتقدان با من صورت نگرفت و تنها حاميان من تقريباً هياءت مديره کانون ايران و چند نفر از اعضاي کانون هستند و من نتوانستم از مشورت و اطلاعات بقيه استفاده کنم.
* اين همکاري و ارتباط را چگونه مي توان وسيع تر و مثبت تر کرد؟
** ببينيد، به هر حال ارايه گزارش از هر فعاليت تئاتري نو در کشورمان شناخت اعضا و هياءت مديره غيرايراني را نسبت به تئاتر ما افزايش مي دهد و وسعت مي بخشد، اما خيلي اتفاقات در تئاتر ما مي افتد که ممکن است من اصلاً از آنها مطلع نشوم. مقالات جديد، نظريات، تئاترها و... همگي در دسترس من نيست. اما اگر بتوانم از رويدادهاي بيشتري آگاه شوم و آنها را در اختيار کانون جهاني قرار دهم، باعث شناسايي بيشتر تئاتر کشورمان مي شود.
مثلاً بارها در هياءت مديره خواسته شده که مقالات و نظريه هاي نو تئاتري براي ارايه در سمينارها و چاپ در کتابهاي متعدد معرفي و شناسايي شوند، اما خب تا به حال اين ارتباط از ايران شکل نگرفته است. من ترجيح مي دادم که بتوانيم يک ارتباط تنگاتنگي داشته باشيم براي اينکه به هر حال بتوانيم از اين موقعيت يک ساله مان استفاده کنيم.
* به جز اينها وظايف اصلي هياءت مديره کانون بين المللي منتقدان تئاتر شامل چه مواردي است؟
** ما يازده نفر، در واقع تصميم گيرنده وقايعي هستيم که در کانون يا توسط آن صورت مي گيرد؛ مثلاً مسايل مالي که بايد به رأي گذاشته شود، بررسي شرايط گروهي و انفرادي کساني که تقاضاي عضويت دارند و....
علاوه بر اين جايزه اي به نام جايزه کانون بين المللي منتقدان تئاتر «تاليا» داريم که هر دو سال يک بار به يکي از منتقدان برجسته جهان اهدا مي شود. هياءت مديره، انتخابگر کانديداي دريافت جايزه است. از سوي ديگر هياءت مديره درباره مسايل و ساختارهاي بنيادي نقد نيز همواره بحث و مشورت و تصميم گيريهاي مداوم دارد؛ اينکه بايد چه راهکارهايي را در نظر بگيريم و چه روشهايي را پيش بگيريم تا حوزه نقدمان را گسترش بدهيم يا بهتر بکنيم.
خلاصه اينکه در مورد جزئيات مسايل، هياءت مديره مجبور است که همواره مشورت داشته باشد و به همين خاطر اعضا هر روز مکاتبات و نامه نگاريهايي درباره اتفاقات و برنامه هايي از اين دست دارند.
* جريان تئاتر در کشورهاي مختلف چقدر براي کانون جهاني منتقدان تئاتر و برنامه هاي کانون چه اندازه براي هنرمندان تئاتر جهان مهم است؟
** خيلي اهميت دارد. کانون منتقدان جهان همه جا اعتبار دارد. مي توانم بگويم که مهمترين منتقدان و نظريه پردازان دنيا عضو اين کانون هستند؛ البته برخي به صورت رسمي و برخي به صورت غيررسمي عضو شده اند.
در واقع شما کمتر منتقدي را مي بينيد که در کشورش جزو بهترينها باشد و وارد کانون نشده باشد.
در نتيجه وقتي که اسم کانون بين المللي منتقدان جهان مي آيد، ناخودآگاه اعتبار آن نيز با آن خواهد بود. پس اين کانون منتقدان جهان است که به تئاترها و هنرمندان تئاتر جهان اعتبار مي دهد. به هر حال در بسياري از کشورها چون تئاتر جايگاه شناخته شده تري دارد، در نتيجه کانون منتقدان تئاتر هم توانسته جاي خودش را به راحتي باز کند. هر چند ممکن است در تئاتر کشور ما چنين اعتباري اصلاً مطرح نباشد، اما در همه جاي دنيا کانون بين المللي منتقدان به عنوان يکي از معتبرترين کانونهاي جهاني شناخته شده و اعضاي آن بسيار مورد پذيرش و قبول هستند و اين ارتباط واقعاً مي تواند براي تئاتر کشورها تعيين کننده و سرنوشت ساز باشد.
* آيا مي توان از حضور شما در کانون بين المللي منتقدان تئاتر در حوزه هاي ديگر هم به نفع تئاتر ايران استفاده کرد؟ مثلاً تا آن جا که من اطلاع دارم شما پيشنهادي را درباره قرار گرفتن يک هياءت داوري از اعضاي کانون جهاني منتقدان، در کنار جشنواره بين المللي تئاتر فجر مطرح کرده ايد....
** بله، اتفاقي که در آخرين جلسه هياءت مديره در لهستان روي داد اين بود که من پيشنهادي را درباره قرار گرفتن مستقيم کانون جهاني در کنار جشنواره هاي معتبر کشورهاي مختلف مطرح کردم. اين پيشنهاد آن بود که کانون جهاني نمايندگاني از ميان اعضاي کانون را به جشنواره هاي معتبر بين المللي - به عنوان يک هياءت داوري- اعزام کند و در واقع يک گزينش و جايزه معتبري از طرف کانون جهاني به بهترين هاي اين جشنواره اهدا شود. اين پيشنهاد خيلي مورد استقبال قرار گرفت و اصلاً اعضا پيشنهاد کردند که اين اتفاق از خود ايران آغاز شود. نظر جمع اين بود که يک هياءت داوري متشکل از دو نفر از اعضاي کانون ملي کشور برگزار کننده جشنواره و سه نفر از اعضا و منتقدان کشورهاي ديگر، همه آثار را ببينند و ارزيابي کنند و جايزه ويژه اي را از طرف منتقدان تئاتر جهان به برگزيدگان اهدا کنند.
اگراين اتفاق در کنار جشنواره بين المللي تئاتر فجر بيفتد، مسلماً اعتبار جهاني آن را بالاتر مي برد و در شناساندن تئاتر ايران و اتفاقاتي که در جشنواره ما مي افتد، مؤثر است.
به نظر من اين اتفاق، اگر براي اولين بار در ايران صورت بگيرد و هر ساله تکرار شود، اتفاق خيلي خيلي بزرگي است. البته اين را هم بايد در نظر بگيريم جايزه اي که يک نفر از کانون بين المللي منتقدان جهان مي گيرد، حتماً اعتبار جهاني خواهد داشت؛ ضمن اينکه در همه جاي دنيا معتبرترين و مهمترين برگزيدگان رويدادهاي هنري را منتقدان آن حوزه از هنر، انتخاب مي کنند. |