صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-01
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 11خرداد ماه 1388


عضو هيأت علمي دانشگاه مفيد در گفتگو با « قدس » :
هيچ فقيه سياسي قبل از امام خميني(ره) به بحث مصلحت دولت توجه نداشت



*زهره کهندل

امام خميني(ره) با پايه گذاري نظام جمهوري اسلامي ايران، انقلابي جهاني را در حمايت از مسلمانان و محرومان جهان به راه





انداخت و در عرصه سياست خارجي ايران با ديگر ملل و دولتهاي دنيا تحولاتي را ايجاد کرد. يک اصول سياست خارجي امام خميني، نفي سلطه گري و سلطه پذيري بود، ايشان براي حيات زير سلطه غير، ارزشي قايل نمي شدند، بلکه ارزش حيات را به آزادي و استقلال دانسته و با توجه به آيه شريفه «لن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلا» که مي فرمايد خداوند، سلطه اي براي کافران بر مؤمنان قرار نداده، اذعان مي دارد که: «ما منطقمان، منطق اسلام، اين است که سلطه نبايد از غير بر شما باشد. نبايد شما تحت سلطه غير برويد. ما هم مي خواهيم نرويم زير سلطه»
ايشان برنامه سياست خارجي ايران را برنامه اسلام دانسته و مي فرمايد: «ما براي دفاع از اسلام و ممالک اسلامي و استقلال ممالک اسلامي در هر حال مهيا هستيم. برنامه ما برنامه اسلام است، وحدت کلمه مسلمين است، اتحاد ممالک اسلامي است...»
امام(ره) اسلام را براي همه و دلسوز براي بشر ذکر کرده و مي گويد: «ما با هيچ ملتي بد نيستيم، اسلام آمده بود براي تمام ملل، براي ناس،... ما اعلام مي کنيم که نظر تجاوز به هيچ يک از کشورهاي اسلامي و غير اسلامي نداريم...»




واکاوي ابعاد مختلف ادبيات رفتاري و گفتاري حضرت امام(ره) براي ترسيم استراتژي کشور در عرصه هاي مختلف از ضرورتهاست. در گفتگو با دکتر سيد صادق حقيقت، دانش آموخته علوم سياسي و عضو هيأت علمي دانشگاه مفيد، مباني انديشه سياسي امام خميني(ره) در حوزه سياست خارجي را بررسي مي کنيم.
وي اين بحث را در مبحث مسؤوليتهاي فراملي و سياست خارجي دولت اسلامي از ديدگاه امام خميني(ره) در جلد ششم کتاب امام خميني(ره) و حکومت اسلامي به طور مفصل توضيح داده است.
در ادامه مشروح گفتگو مي آيد:

* در ابتدا خواهشمند است، تحليلي از مباني نظري انديشه سياسي امام خميني(ره) در عرصه سياست خارجي بيان فرماييد؟
** سياست خارجي از ديدگاه امام(ره) مبتني بر ديدگاه ولايت فقيه انتصابي ايشان است. بر اساس اين ديدگاه، فقيه از جانب امام معصوم اختياراتي براي تشکيل حکومت دارد؛ و ارتباط حکومت اسلامي را با ديگر کشورها تعيين مي کند. محدوده اختيارات ولايت فقيه تأثير مستقيمي در شکل ارتباط با ديگر کشورهاي دنيا دارد. حضرت امام(ره) پس از پيروزي انقلاب اسلامي، که نتيجه نظريه ولايت فقيه و تحقق عملي و عيني آن بود، اعتقاد چنداني به ارتباط با «دولت ها» نداشتند، هرچند تأکيد ايشان بر ارتباط با ملتها بود. اما پس از چند ماه از پيروزي انقلاب اسلامي بر اين باور شدند که ارتباط ما با ديگر دولتها بايد بر اساس قوانين تعيين شده در روابط بين الملل باشد. بر اين اساس، به وزيران خارجه وقت توصيه مي کردند که ارتباط ما با سازمان هاي بين المللي و کشورهاي ديگر بر اساس قوانين روابط بين المللي مبتني شود.
سيره عملي امام(ره) حتي در نوفل لوشاتو نيز اين مسأله را نشان مي دهد. براي نمونه، در زمان تبعيد ايشان در فرانسه برخي اشخاص گوسفندي را براي قرباني آورده بودند. اما ايشان با توجه به مغايرت اين امر با قوانين بهداشتي فرانسه، آن را نهي کردند. در حوزه روابط بين الملل نيز، ايشان با تأکيد بر احترام به قوانين بين المللي به دنبال بر هم زدن نظم جهاني نبودند؛ و برعکس، سعي داشتند که اهداف اسلامي را در دل قوانين بين الملل محقق سازند.
* با توجه به التزام سياست خارجي انقلاب اسلامي به شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» و در ادامه، پايبندي به سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» اين آموزه ها را در انديشه سياست خارجي حضرت امام چگونه تبيين مي فرماييد؟
** به نظر مي رسد شعار «نه شرقي نه غربي» با قاعده «نفي سبيل» در ارتباط باشد. «نفي سبيل» يکي از اصول مهم فقه سياسي در حوزه سياست خارجي ماست، که مبناي آن آيه قرآن است. طبق اين قاعده، خداوند راه تسلط کفار بر مسلمانان را نهي کرده؛ و بر اين اساس، هر قراردادي که به ذلت و خواري مسلمانان مقابل کفار منجر شود، از نظر شرعي ممنوع است. يکي از استفاده هايي که حضرت امام(ره) از اصل نفي سبيل داشتند، مبارزه با قانون کاپيتولاسيون بود که به اتباع کشورهاي خارجي اختياراتي از جمله مصونيت قضايي را مي داد. از اين جهت، کاپيتولاسيون از نظر شرعي مورد اشکال بود و امام(ره) در سال 43 با اين قانون مبارزه کردند. اما در حوزه سياست خارجي، قاعده نفي سبيل مبناي اصل «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» قرار مي گيرد. مقصود از اين اصل آن است که شرق و غرب بر ما سلطه استعماري نداشته باشند. اما لازمه اين سخن عدم ارتباط با شرق و غرب نيست. به طور مثال جمهوري اسلامي طي سه دهه با شرق و غرب ارتباط اقتصادي و سياسي داشته، در حالي که تسلط آنان بر مسلمانان نفي شده است. از سوي ديگر، سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» که مقام معظم رهبري از فرمايشات امام(ره) استنباط کرده اند و به عنوان سه محور اساسي جمهوري اسلامي ايران در عرصه سياست خارجي ترسيم نموده اند، با قاعده نفي سبيل ارتباط دارد. عزت کشور اسلامي به اين است که زير بار سلطه شرق و غرب نباشد.
* آيا بحث «مصلحت نظام» قبلاً در فقه سياسي شيعه مطرح بوده است؟
** بحث «مصلحت نظام» را حضرت امام(ره) به عنوان يکي از نوآوري هاي خود در فقه سياسي شيعه مطرح کردند. مي توان ادعا کرد که هيچ فقيه سياسي شيعي قبل از امام خميني(ره) به بحث مصلحت دولت توجه نداشت. زيرا دولت به عنوان يک واحد سياسي، محور تحليل فقهاي سياسي نبود. در واقع، حضرت امام با طرح اين مسأله، ولايت فقيه را که يک نظريه فرد- محور بود، به نظريه اي نهاد- محور سوق دادند؛ زيرا «دولت» در اين تحليل يک «نهاد» است. به هر حال، ايشان با مطرح کردن اصل «مصلحت دولت» در واقع به چند موضوع اشاره کردند: اول اينکه دولت موجوديتي مستقل دارد، دوم آنکه داراي مصلحتي است؛ و سوم آنکه مصلحت دولت بر مصلحت افراد مقدم است. به اين معنا که اگر در جايي تزاحم(تضاد دو مصلحت در مورد يک مصداق در عمل) بين مصلحت دولت و مصلحت افراد به وجود آيد، قطعاً مصلحت دولت مقدم است. بر اين اساس، امام فرمودند دولت مي تواند در جايي که مصلحت تشخيص دهد قراردادهاي منعقد شده را يک طرفه با مردم فسخ کند.
* اين اصل در حوزه سياست خارجي هم قابل تعميم است؟
** خير، به نظر مي رسد امام خميني(ره) اين امر را در حوزه سياست خارجي مطرح نکردند. نمي توان قراردادهايي که با کشورهاي ديگر منعقد مي کنيم، بر اساس مصلحت يک جانبه، آنها را فسخ کنيم. براساس اصل عقلايي، اگر کشور اسلامي اعلام کند قراردادها را يک جانبه مي توانم فسخ کنم، سنگ روي سنگ بنا نمي شود؛ و هيچ اعتمادي براي آن در حوزه بين الملل و حقوق بين الملل براي آن به وجود نمي آيد.
* در مورد موضوع مصلحت در عرصه سياست خارجي گاه اين امر دستاويزي براي برخي رفتارها و حرکتها در اين حوزه مي شود، آيا مي توان چارچوب خاصي را از ديدگاه حضرت امام خميني(ره) درباره موضوع مصلحت قائل شد؟
** بايد توجه داشت که در عرصه سياست خارجي ملاک مصلحت چيست. به نظر مي رسد معيارهاي مشخصي در باب مصلحت ذکر نشده باشد. فقه سياسي اهل سنت زودتر از فقه سياسي شيعه با موضوع حکومت مرتبط شد؛ و به همين دليل، معيارهايي براي مصلحت تعريف کرده بودند. اما فقه سياسي شيعه اساساً پس از انقلاب اسلامي فربه شد. حضرت امام(ره) بحث مصلحت را مطرح کردند؛ و از ديگر فقها و محققين انتظار مي رفت که معيارهاي مصلحت را در طول زمان مشخص کنند. اما متأسفانه چارچوب ها و معيارهاي مصلحت چندان در فقه سياسي شيعه مشخص نشده است. در مقاله اي با عنوان «تحديد مصلحت» اين موضوع را توضيح داده ام که مصلحت در فقه سياسي شيعه مرزهاي مشخصي ندارد.
* در اين ميان، مقتضيات زماني و مکاني تا چه ميزان بر تعريف چارچوب ها و تحديد مرزهاي بحث مصلحت در عرصه سياست خارجي انقلاب اسلامي تأثيرگذار است؟
** به نظر مي رسد مصلحت از يک سو معيارهاي کلي و فرازماني همچون نفي سبيل، و از سوي ديگر، معيارهاي زماني و مکاني دارد که قابليت تغيير دارد. چه بسا موضوعي در زماني، مصلحت نبوده، و در زمان ديگري مصلحت داشته باشد. براي مثال، قطع ارتباط با يک کشور ممکن است زماني به مصلحت و زماني ديگر ضد مصلحت باشد؛ اما اين به معني عدول و برگشت از اصول سياست خارجي اسلامي نيست.
* اگر مايل باشيد به صورت مصداقي تدابير حضرت امام(ره) را در عرصه سياست خارجي با دو موضوع ضرورت صدور انقلاب و نيز نامه امام(ره) به گورباچف با پيش بيني سرنوشت کمونيسم و فروپاشي شوروي، که اين رفتارهاي امام(ره) در عرصه سياست خارجي انقلاب اسلامي ايران نقطه عطفي محسوب مي شد، را تحليل فرماييد؟
** يکي از تفاوت هاي دولتهاي ايدئولوژيک با دولتهاي سکولار در اين است که معيار دولت هاي سکولار فقط منافع ملي است و اقدامات آنان در عرصه سياست خارجي براي حفظ و ارتقاي منافع ملي است. اما دولتهاي ايدئولوژيک اعم از دولتهاي اسلامي همچون جمهوري اسلامي ايران و دولتهاي مارکسيستي همچون شوروي، علاوه بر منافع ملي، به دنبال مسؤوليتهاي فراملي هم هستند. به اين معنا که دولتهاي ايدئولوژيک، وظيفه خود مي دانند که خارج از مرزهاي کشورشان، اعمالي را انجام دهند که چه بسا با منافع ملي آنان تزاحم دارد. در برخي موارد بحثهاي فراملي و کارهايي که در وراي مرزهاي خود انجام مي دهد، حتي در راستاي منافع ملي خودش هم نيست. جمهوري اسلامي ايران از آنجا که دولتي مبتني بر آموزه هاي ديني، نظامي ايدئولوژيک و غير سکولار محسوب مي شود، داراي مسؤوليتهاي فراملي است.
حضرت امام(ره) در اين باره مي فرمايند «اسلام براي بشر آمده است، نه براي مسلمين و نه براي ايران». به اين معنا که معيار خدمت به بشريت و تمام مسلمانان جهان است، نه فقط براي ايرانيان. ايشان مي فرمايند «نهضت براي اسلام نمي تواند محصور باشد در يک کشور و نمي تواند محصور باشد حتي در کشورهاي اسلامي. با تمام وجود بايد تلاش کنيم و اين را از اصول سياست خارجي خود بدانيم. ما اعلام مي کنيم که جمهوري اسلامي ايران براي هميشه حامي و پناهگاه همه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ايران به عنوان يک دژ نظامي و آسيب ناپذير نياز سربازان اسلام را تأمين و آنان را به مباني تربيتي و عقيدتي اسلام و همچنين به اصول و روش هاي مبارزه عليه نظام هاي کفر و شرک آشنا مي سازد» پس تشکيل جمهوري اسلامي به معناي حمايت از مسلمانان و همه مستضعفان جهان است.
* موضوع اينجاست که آيا اين حمايت به معني دخالت ما در امور ديگر کشورهاست و آيا حمايت هاي نظامي را هم شامل مي شود؟
** امام(ره) تصريح مي کنند که مقصود ما حمايت فکري، معنوي، عقيدتي و تربيتي است و ما به هيچ وجه در امور داخلي کشورها دخالت نمي کنيم. برخي از افراد معتقدند که «هر نوع» کمک به نهضت هاي آزادي بخش را مجاز مي دانيم، اما در امور داخلي کشورهاي ديگر دخالت نمي کنيم. اما به نظر بنده، اين دو در تناقض با هم است؛ زيرا اگر ما «هر نوع» کمکي خواستيم بکنيم، برخي مواقع با موضوع حاکميت کشور و اصل عدم مداخله در امور کشورها، تنافي پيدا مي کند. مقصود امام(ره) اين است که ما از نهضت هاي آزادي بخش و همه مستضعفان حمايت عقيدتي و معنوي مي کنيم؛ اما چون خود را به قوانين و حقوق و اصول بين الملل متعهد کرده ايم، بر اساس اصل وفاي به قراردادهاي خود، شرعاً نمي توانيم در امور داخلي ديگر کشورها دخالت کنيم.
* در بحث صدور انديشه ها و پيام هاي انقلاب، گاه شاهد مخالفتهايي از سوي برخي کشورها هستيم. آيا دراين جا مي توان اصل برد- برد را در عرصه سياست خارجي براي آن تعريف کرد، در غير اين صورت در چنين حالتي چه شکل بازي را مي توان براي آن در نظر گرفت؟
** فکر نمي کنم اصل برد- برد در اين جا حاکم باشد، زيرا مقصود امام از صدور انقلاب به کشورهايي است که حاکمان آنها رضايت به اين امر ندارند و با صدور پيام هاي انقلاب به کشورشان مبارزه مي کنند. بنابر اين بعيد است که بازي برد- برد باشد. به نظر مي رسد که بازي برد- باخت باشد. يعني برد ما به معناي باخت آنهاست و برعکس. در اکثر موارد اين طور است که مقاومت هايي در برابر صدور پيام هاي انقلاب از برخي کشورها صورت مي گيرد.
* بخشي از اين صدور انقلاب طبيعي بوده و بخش ديگري اختياري، به نظر شما در عرصه دوم چه قدر موفق بوده ايم؟
** مقداري از ناکامي ها در اين عرصه، به ناپختگي سياست هاي بعد از انقلاب برمي گردد. ممکن است تندروي هايي وجود داشته باشد؛ اما در گذر زمان اصلاحاتي در اين عرصه انجام شده است.
* اگر مايل باشيد در بحث دوم به تحليل تدبير زيرکانه و مدبرانه امام(ره) درباره نامه گورباچف و پيش بيني فروپاشي کمونيسم در بلوک شرق بپردازيم؟
** بر اساس اصل دعوت، حضرت امام(ره) يک حرکت ديني و سياسي را نسبت به گورباچف در شوروي آغاز کردند که هم آثار ايدئولوژيک و عقيدتي داشت و در سست شدن پايه هاي مارکسيست موثر بود، و هم آثار و پيامدهاي سياسي داشت و امام(ره) به خوبي پيش بيني کردند که شوروي دچار فروپاشي مي شود. اما درباره دلايل فروپاشي شوروي تفسيرهاي متفاوتي وجود دارد. اصل پيش بيني امام(ره) پيش بيني داهيانه و زيرکانه اي بود که فروپاشي شوروي را تشخيص دادند. يکي از دلايل اين اتفاق، تکيه آنان به انديشه هاي مادي بود و از سوي ديگر در جنگ سرد بين شوروي و آمريکا تنشي به وجود آمد که شوروي نتوانست در اين تنش ها پايداري کند. اما به اعتقاد بنده هزينه کردن زياد در حوزه سلاح و نيروي زميني در شوروي موجب عقب افتادگي آن در مسأله اقتصاد نسبت به امريکا و اروپا شد و زمينه هاي فروپاشي آن را ايجاد کرد. البته تحليل هاي اين اتفاق نبايد يک جانبه باشد.
* در تحليل محتواي نامه امام(ره) به گورباچف بخش ديني آن را چگونه تبيين مي فرماييد؟
** اين نامه چند بعد داشت، يک بعد آن مسايل عقيدتي و ديني بود که امام(ره) به وجود خدا و غيرماده اشاره کرده بود و تأکيد داشت که کمونيستها هم بايد به اين مسايل توجه کنند. بخشي از نامه هم مباحث سياسي و اقتصادي شوروي و پيش بيني فروپاشي آن بود.
* واکنش و نگاه ساير ملل و دولتهاي جهان نسبت به اين تدبير داهيانه امام(ره) و پيش بيني دقيق ايشان در مورد سرنوشت شوروي چه بود؟
** ملتها بويژه ملل مسلمان، پيش بيني امام(ره) را جدي گرفتند اما دولت ها در آغاز امر توجهي به آن نداشتند. اما زماني که شوروي دچار فروپاشي شد، تحليلهايي از استادان روابط بين الملل در جهان وجود داشت که به نامه امام(ره) و پيش بيني ايشان رجوع مي کردند. خود آنها نيز دچار شگفتي بودند که امام خميني(ره) چگونه اين اتفاق را پيش بيني کردند.
* از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزارم.

  


کالج اسلامي لندن



کالج اسلامي لندن، شانزدهم شهريور ماه سال 1377 در منطقه برنت در شمال غربي لندن به همت سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از کشور و با همکاري رايزن فرهنگي ايران و تعدادي از مسلمانان مقيم انگلستان افتتاح شده و تاکنون فارغ التحصيلان بسياري را تحويل جامعه مسلمان انگلستان داده است. در اين کالج به نيازهاي معنوي و آکادميک دانشجويان توجه مي شود و خدمات آموزشي ارايه شده در سطح بالايي قرار دارد. رشته هايي که در کالج اسلامي لندن تدريس مي شوند عبارتند از: قانون اسلامي، قانون تطبيقي اسلامي، تاريخ قانون اسلامي، مطالعات حديث و قرآني، تاريخ اسلام، فلسفه و الهيات اسلام، مطالعات عربي و فرهنگي اجتماعي.
کالج اسلامي لندن علاوه بر فعاليتهاي آموزشي، توانسته است در راه نشر تعاليم اسلامي گامهاي ارزشمندي را بردارد و آثار متفکران و انديشمندان بزرگي همچون مرحوم علامه طباطبايي، استاد شهيد آيةا... مطهري، مقام معظم رهبري و شهيد آيةا... صدر را به زبان انگليسي ترجمه و در سطح جهان منتشر کند.
تحت پوشش قرار دادن حدود 300 دانش پژوه در هر سال، تأسيس دوره آموزش از راه دور و برگزاري دوره هاي دانشگاهي، توجه به قرائت، تجويد، حفظ و آشنايي با مفاهيم قرآن کريم و انتشار نخستين مجله تخصصي شيعه شناسي بخشي از فعاليتهاي کالج اسلامي لندن است. هر ساله حدود 300 نفر تحت پوشش آموزشهاي اين کالج قرار مي گيرند و تاکنون در دوره پيش دانشگاهي 500 نفر، دوره کارشناسي 50 نفر و دوره کارشناسي ارشد 10 نفر فارغ التحصيل شده اند.
کالج اسلامي لندن به دليل برخورداري از استانداردهاي آموزشي، مورد تأييد سازمان سنجش عالي انگلستان ( Ucas ) قرار گرفته و بر اين اساس از سال گذشته ميلادي مانند ساير دانشگاه هاي اين کشور از طريق اين سازمان دانشجو مي پذيرد. از آنجا که هر فعاليت مستمر، با ثبات و داراي استانداردهاي علمي، در جوامع غربي مورد توجه قرار مي گيرد، اکنون نيز کالج اسلامي با فراهم کردن زيرساختهاي فعاليتهاي رسمي خود به عنوان تنها کالج آموزشي اسلامي- شيعي در سطح اروپا شناخته شده است و توانسته با تشکيل دوره هاي آموزشي براي اساتيد بيش از 50 کالج و مؤسسه آموزشي ديگر، تأثير مثبتي در ارايه صحيح آموزشهاي اسلامي داشته باشد.
بخش آموزش عالي کالج در بدو تأسيس با ارايه رشته مطالعات اسلامي کار خود را آغاز کرد. دوره کارشناسي اين رشته هم اکنون با همکاري دانشگاه Middlesex انگلستان ارايه شده و مدارک فارغ التحصيلان آن با همکاري مشترک توسط کالج اسلامي و اين دانشگاه صادر مي شود.
شايان ذکر است، رشته مطالعات اسلامي در دانشگاه هاي انگلستان نظير آکسفورد، کمبريج، لندن، ادينبورگ و... داراي سابقه اي ديرينه و عمدتاً متأثر از ديدگاههاي خاص اسلام شناسان غربي است. کالج اسلامي لندن کوشيده است تا با ارتقاي سطح فعاليتهاي علمي خويش و احراز شرايط لازم به عنوان يک مؤسسه دانشگاهي معتبر اسلامي در دنياي غرب عرصه اي نوين را فراروي اسلام پژوهان بگشايد تا با انديشه هاي ناب اسلامي نشأت گرفته از سرچشمه هاي زلال آن آشنا شوند. همچنين کالج با ارايه دوره هاي کوتاه مدت و پاره وقت، اين امکان را براي دانشجويان ساير رشته ها که علاقه مند به آموختن علوم اسلامي هستند، فراهم کرده است تا در کنار تحصيلات خود اين مباحث را نيز فراگيرند.

  


در همايش «امام خميني(ره) احياگر هويت اسلامي- شيعي» مطرح شد:
انقلاب امام جهان را وارد عرصه اي جديد کرد



گروه فرهنگي: نخستين رسالت امام خميني(ره) نماياندن اسلام راستين به ملتها بود، آن هم در شرايطي که مبارزه انقلابي بدون اتکا به قدرتهاي بزرگ خارجي امري محال بود.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر که در همايش «امام خميني(ره) احياگر هويت اسلامي- شيعي» در دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي سخن مي گفت، با بيان اين مطلب و با اشاره به ايستادگي ايران بدون وابستگي به قدرتهاي شرق و غرب افزود: در ديدار با سران و رهبران مختلف براي رساندن پيام آزادي بخش انقلاب اسلامي، زماني که مي گفتيم به خدا و ملت تکيه داريم، مي گفتند از سياست چيزي نفهميده ايد.
وي ادامه داد: در مدتي که در عراق بوديم به دفاتر سازمانهاي آزاديبخش مي رفتيم زماني که پيام آزاديبخش انقلاب اسلامي را به آنان مي داديم اولين سؤالشان اين بود که ايران به کدام قدرت جهاني وابسته است؟ ما مي گفتيم به قدرت ملت و خدا تکيه داريم و آنان پوزخند مي زدند. در لبنان يکي از رهبران کمونيسم به من گفت که شما از سياست چيزي نفهميده ايد مگر مي شود بدون قدرت خارجي پيروز شد.
روحاني خاطرنشان کرد: ايشان زماني جمع ميان حکومت و ديانت را مطرح کردند که به زعم بسياري از فلاسفه دنيا اين امر شدني نبود. امام(ره) با حکومت بر قلبها، سياستي صادقانه و عالمانه را به مردم نشان داده و عزت و کرامت انساني را به اين ملت بخشيدند.
وي افزود: پس از نهضت فيضيه، يکي از امام(ره) پرسيد اکنون که رژيم نشان داد در مقابل انتقادات شما تحمل ناپذير است و اينگونه فيضيه را به خاک و خون کشيدند آيا سخنراني و پخش اعلاميه کاري عقلاني است؟ ايشان پاسخ دادند: اولاً ما با کسي سر جنگ نداريم، ما حرف حق داريم. ثانياً اگر ما بتوانيم ملتي را به وظايف اسلامي آشنا کنيم، شاه و ساواک نمي توانند در اين کشور زندگي کنند و بايد بروند.
رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر خاطرنشان کرد: راه امام(ره) راه قرآن و اسلام راستين است. ايشان با نگاهي ويژه به مسأله ولايت فقيه، ريشه هاي نظام جمهوري اسلامي ايران را در دل مردم تحکيم کردند.
دکتر جلال درخشه، رئيس دانشکده علوم سياسي و معارف اسلامي دانشکده امام صادق(ع) نيز در سخناني امام خميني(ره) را احياگر هويت شيعي و اسلامي در عصر حاضر و منادي رستاخيز معنويت و دين گرايي در جهان مدرن توصيف و تأکيد کرد: نبايد با گذر زمان غبار غفلت بر انديشه هاي ايشان بنشيند.
وي گفت: انقلاب اسلامي از حيث انديشه سياسي در جهان معاصر، انقلاب خاصي است به طوري که ميشل فوکو(نويسنده فرانسوي و نظريه پرداز پست مدرنيسم) از انقلاب اسلامي ايران به «انقلاب فرا مدرن» ياد کرده است.
دکتر درخشه با اشاره به تمدن شکل گرفته غرب بر اثر تلاقي سه بردار انقلاب صنعتي، انقلاب سياسي و انقلاب علمي خاطرنشان کرد: دو انقلاب اخير که حاکميت غيرخدايي را در ميان انسانها تثبيت کرد و تحولي در بنيان هاي معرفت شناسي بشر به وجود آورد، انسان را به سمت انحصار معرفت شناسي در حوزه علوم تجربي سوق داد.
وي با بيان اينکه جهان مدرن بر پايه بي باوريها نسبت به دين و ارزشها و اخلاقيات انساني بنا نهاده شده است، اظهار داشت: در جهاني که بر محور نفي باورهاي ديني استوار بود، انقلابي با بن مايه هاي ديني شکل گرفت و جهان را وارد عرصه اي جديد کرد.
درخشه با تأکيد بر اينکه ارج و ارزش امام خميني(ره) زماني نمايان مي شود که بررسي دقيقي نسبت به شرايط آن روز جهان داشته باشيم، افزود: اگر انقلاب اسلامي ايران را نقد آشکاري بر فرآيند مدرنيته بدانيم، انقلاب امام(ره) با ريشه هاي اسلامي و ديني در برابر تمام هويت غرب ايستادگي کرد.
رئيس دانشکده علوم سياسي و معارف اسلامي دانشکده امام صادق(ع) با اشاره به طرح نظريه ايجابي حکومت از درون ظرفيتهاي فقه ديني توسط امام خميني(ره) گفت: بسياري از فقها قبل از امام(ره) لا به لاي مباحث خود لزوم اين تحول را در پايه ريزي حکومت اسلامي مطرح مي کردند اما ايشان با بنا نهادن تئوري حکومت ولايت فقيه، مسأله ولايت را در جامعه استمرار بخشيدند.
وي در خصوص اوضاع و شرايط سياسي و اجتماعي ملل جهان در آن دوران تصريح کرد: در آن زمان ادبيات انقلابها، ادبيات مارکسيستي بود و آنها که به داعيه پيرايش دين، در عرصه ادبيات ضد ديني و مارکسيستي در کشورمان يکه تازي مي کردند در برابر ادبيات اسلامي امام(ره) شکست خوردند، زيرا ايشان با حفظ ارزشهاي ديني و انساني در جامعه و بازتعريف آن، کارکرد صحيح دين در حکومت را براي مردم نمايان کردند.
دکتر درخشه با تأکيد بر اينکه مهمترين شاخص انديشه هاي امام(ره) اين بود که نظريات ايشان از گفتمان درون ديني ناشي مي شد، اظهار کرد: ارايه تئوري انقلاب اسلامي در چارچوب ظرفيتهاي دين و تجهيز مباني درون ديني براي عملياتي کردن تئوري انقلاب، اقدامي شگرف در گشودن پنجره هاي معنويت گرايي و دين باوري در عصر بي ديني جهان بود.

  


12 خرداد، تجديد ميثاق جوانان و دانشگاهيان با آرمانهاي امام



همزمان با روز 12 خرداد که به نام «امام، جوانان و دانشگاهيان» نامگذاري شده، مراسم تجديد ميثاق جوانان و دانشگاهيان به همراه وزرا و رؤساي مراکز علمي و آموزشي با نثار تاج گل در حرم مطهر حضرت امام خميني برگزار مي شود.
رئيس کميته امور جوانان و دانشگاهيان اين ستاد، در کنفرانسي خبري با اعلام اين خبر افزود: همچنين در اين روز جمعي از دانشجويان و جوانان فرهيخته با حضور در حسينيه جماران با آرمانهاي امام(ره) تجديد بيعت مي کنند.
سيد احمد حسيني با اشاره به اينکه برنامه هاي کميته جوانان و دانشگاهيان ستاد ارتحال امام از 7 خرداد در دانشگاه هاي سراسر کشور اجرا مي شود، اين برنامه ها را شامل «برپايي نمايشگاه دور کامل آثار حضرت امام در دانشگاه هاي کشور، برپايي نمايشگاه «سلامي بر آفتاب»، توزيع نرم افزار امام(ره) و کودکان، برگزاري جشنواره وبلاگ نويسي جوانان و... دانست و اظهار اميدواري کرد: همه دانشگاه ها، مراکز علمي و مؤسسه هاي مرتبط با جوانان نهايت تلاش و همکاري را در برگزاري با شکوه تر بيستمين سالگرد ارتحال رهبر کبير انقلاب اسلامي داشته باشند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com