صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-01
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 11خرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاهي به برنامه هاي گفتگو محور در تلويزيون؛ فراموشي يک تجربه موفق
 * تحليلي بر پرفروش ترين هاي سينماي /87 بخش اول:
فيلمها؛ مسخره هاي پولساز!
 * خوانش شعري از « آذر کياني»؛ در سفيدي همين کاغذ
 * در پي پايان يافتن چند قرن دوري از وطن ؛
«شاهنامه شاه تهماسب» در ايران منتشر مي شود
 * همراه با نمايشگاه ؛ کارگاه «آشناسازي در طراحي» رضا عابديني در دوبلين برپا شد
 * طي مراسمي در فرهنگسراي کومش سمنان؛
نهمين دوسالانه سفال و سراميک ايران آغاز به کار کرد
 * «ماريو بارگاس يوسا» يک ساعت در ونزوئلا بازداشت شد
 * همايش هزاره سرايش فردوسي به سال آتي موکول شد
 * جشن بزرگ «اخراجي ها» برگزار مي شود

نگاهي به برنامه هاي گفتگو محور در تلويزيون؛ فراموشي يک تجربه موفق



*مازيار شيباني فر

برنامه هاي گفتگو محور يا همان «تاک شو»ها جزو برنامه هاي پرطرفدار تلويزيون در بيشتر کشورهاي جهان هستند. اين نوع برنامه





تا چندي پيش در تلويزيون در سطح وسيعي توليد و ارائه مي شد، اما مدتي است که توليد و ارائه آن کاهش بسيار چشمگيري يافته، با آنکه توليد آنها تجربه بسيار خوبي براي تلويزيون در بر داشته است.
تاک شوها به آثار تلويزيوني گفته مي شود که در يک سو مجري مي نشيند و در طرف ديگر سؤال شونده اي وجود دارد که بايد به پرسشهاي مجري پاسخ بدهد. اين نوع برنامه ها را به دو گروه سخت (هارد) و نرم (سافت) تقسيم بندي مي کنند. عنصر اصلي اين تقسيم بندي نيز مضمون برنامه است.
برنامه هاي گفتگو محور نرم در اصل آثاري هستند که مصاحبه شونده معمولاً براي مخاطب، جذابيت نسبي دارد و شناخته شده است. در اين نوع برنامه ها از اهالي سينما، تلويزيون و تئاتر و ورزشکاران مشهور بيش از همه دعوت مي شود. به خصوص بازيگران سرشناس که به طور ويژه مورد توجه عامه مردم هستند و به همين جهت برنامه از جذابيت بسيار زيادي برخوردار مي شود.
تاک شوهاي سخت، برنامه هايي هستند که شخصيت حقوقي مصاحبه شونده اهميت بسيار زيادي دارد. مهمان اين نوع برنامه معمولاً از مديران و دست اندرکاران ارگانها و سازمانهاي مختلف هستند که مردم به شکلهاي مختلف با آنها ارتباط و سرو کار دارند. به همين جهت حضور آنها براي مخاطبان از اهميت زيادي برخوردار است تا از پاسخهاي مختلف مصاحبه شونده در جريان مسايل و موضوعهاي مختلف سازمان مورد نظر قرار بگيرند.
هر کدام از اين نوع برنامه ها ويژگيهاي خود را دارند. برنامه هاي گفتگو محور نرم بيشتر جنبه سرگرم کننده بودن دارند. هر چند اطلاعاتي را در اختيار مخاطب قرار مي دهند، ولي اصولاً از جذابيتهاي عام پسند برخوردارند و بيننده به جهت ذهني بيشتر درگير حاشيه هايي است که در برنامه مطرح مي شود تا اينکه به دنبال يافتن پرسشي اساسي و قابل اعتنا باشد. برعکس، در برنامه هاي گفتگو محور سخت، مصاحبه شونده مي خواهد پاسخ سؤالهاي مختلف خود را درباره يک ارگان يا موضوع خاص بگيرد و به اين ترتيب بتواند ارتباط بين اخبار مختلف و پرسشهاي يک مدير را پيدا کند.
تاکنون نمونه هاي زيادي از اين نوع برنامه ها در تلويزيون ساخته شده است که از استقبال مخاطبان نيز برخوردار بوده اند. «صندلي داغ» يکي از اين دست برنامه ها بود که چند سال متوالي پخش شد و در اصل آغازگر اين نوع آثار در تلويزيون ما محسوب مي شود. «شب شيشه اي» با اجراي رضا رشيدپور يکي ديگر از اين دست برنامه ها محسوب مي شود که البته در آخرين سري ناکام ماند و برنامه قطع شد. اين برنامه ها در گروه تاک شوهاي نرم قرار مي گيرند.
برنامه «کوله پشتي» با اجراي فرزاد حسني که حد فاصل يک تاک شوي نرم و سخت بود، از ديگر آثار گفتگو محور تلويزيون محسوب مي شود که توانست با مخاطب ارتباط زيادي برقرار کند. برنامه «نگاه يک» با اجراي محمود احمدي افزادي جزو تاک شوهاي سخت بود که با جذابيت زيادي تهيه و پخش مي شد.
به طور کلي برنامه هاي گفتگو محور بايد از جذابيت مضموني و اجراي خوب برخوردار باشند. در وهله نخست بايد موضوعي براي برنامه انتخاب شود که مورد توجه بيشتر مردم باشد و در وهله بعد بايد اين موضوع چنان از سوي تهيه کنندگان برنامه ارائه شود و مجري از پس اجراي دقيق آن بر بيايد که مخاطب را جلوي تلويزيون ميخکوب کند.
نکته مهم ديگر درباره اين نوع برنامه ها تداوم آنها و ثابت بودن مجري است به نحوي که مخاطب بتواند در طولاني مدت تأثير لازم را از برنامه بگيرد و خط سير آن را به دقت بررسي کند. اين مسايل در مورد بيشتر برنامه هاي گفتگو محور تلويزيون رعايت شد و اتفاقاً مخاطب نيز اين نوع آثار را پسنديد، اما مشخص نيست به چه دليل پخش اين نوع برنامه ها از دستور کار تلويزيون خارج شد.
شبکه هاي مختلف تلويزيون طي چند سال متوالي توانستند به تجربه اي خوب و کامل از اين نوع برنامه ها دست پيدا کنند و به اصطلاح نبض مخاطب را در دست بگيرند. اهميت توليد و پخش اين نوع برنامه ها از آن جهت قابل توجه است که مخاطب عام و خاص را به خوبي جذب مي کند و به بيننده مي آموزد که بايد با دقت و نکته سنجي به برنامه ها نگاه کند و از نگاه سطحي دور شود.
برنامه هاي گفتگو محور برخلاف بيشتر فيلمها و سريالهاي تلويزيوني غذاي آماده نيستند که مخاطب را با بيان مفاهيم کم و بيش کليشه اي به دنبال ماجراهاي يک قصه بکشانند. اين نوع برنامه ها به بيننده نگاه تحليل گرايانه مي دهند و به طور غير مستقيم به مخاطب مي آموزند که بايد از جايگاه يک تماشاگر صرف خارج شوند و بتوانند نسبت به مطالبي که مي شنوند قضاوت مناسبي داشته باشند و به اين ترتيب با برنامه مشارکت کنند.
البته اين برنامه ها آفتهاي خاص خود را دارند که از جمله آن پرداختن بيش از اندازه به حاشيه است که مي تواند چنين برنامه اي را کاملاً تهي از مفهوم کند و از مقصود اصلي آن به طور کامل جدا نمايد يا گاهي چنين برنامه هايي دچار نوعي کليشه پردازي مي شوند و به سراغ افرادي مي روند که به دلايل مختلف به برنامه ها دعوت شده اند و حالا چهره و بيان آنها براي بينندگان کليشه اي و تکراري محسوب مي شود.
با همه اين مسايل، تلويزيون موظف به پخش چنين آثاري است. چون ديدگاه مخاطبان را ارتقا مي بخشد. وقتي يک بيننده با تماشاي برنامه هاي متنوع و جذاب بياموزد که تلويزيون يک وسيله ارتباطي به مفهوم واقعي کلمه است و سرگرمي بخشي از آن را تشکيل مي دهد، ديگر انتظار اينکه به طور مرتب فيلم و سريال ببيند و خود را از بسياري ويژگي هاي مثبت و قابل توجه اين رسانه فراگير و تأثيرگذار محروم کند، در ذهن مخاطب تغيير خواهد کرد و به سمت انتظارات عالي تر پيش مي رود.
همان طور که از تلويزيون انتظار آموزش عمومي يا به اصطلاح فرهنگ سازي مي رود، تغيير نگاه سنتي نسبت به اينکه تلويزيون فقط بايد سرگرمي هاي سطحي را گسترش دهد، با پخش برنامه هايي از جمله آثار گفتگو محور شکل عملي و جدي به خود مي گيرد.
نکته مهم ديگر اينکه وقتي تلويزيون در مدت زماني به نسبت کوتاه تعداد زيادي برنامه گفتگو محور پخش مي کند و مخاطبان زيادي را پاي تلويزيون مي کشاند و سپس به طور ناگهاني و کامل همه آنها را تعطيل مي کند، در وهله نخست به نظر مي رسد به مخاطب بي اعتنايي کرده است. چون دستور توليد برنامه اي مخاطب پسند و تأثيرگذار را از دستور کار خارج کرده است. در وهله بعد يک فرصت بسيار خوب و طلايي را از اين رسانه و دست اندرکاران آن مي گيرد.
برنامه هاي گفتگو محور مي توانند ويژگي بحث کردن و صداقت کامل هنگام صحبت را در جامعه گسترش بدهند. به خصوص که مساله پاسخگو بودن مسؤولان در جامعه ما هنوز به طور کامل جا نيفتاده است و به شکلهاي مختلف از آن پرهيز مي شود. اين نوع برنامه ها به مديران سطوح مختلف يادآور مي شود که بحث داشتن ارتباط با مخاطب نبايد منوط به زمانهاي خاصي از سال باشد، بلکه بايد اين فرصت در اختيار بينندگان به طور مرتب و روتين قرار بگيرد که در جريان تمامي اتفاقها و اخبار مهم جامعه قرار بگيرند.
به نظر مي رسد، لازم است تلويزيون رويکرد دوباره اي به برنامه هاي گفتگو محور جذاب و داغ داشته باشد تا بتواند اقشار مختلف جامعه به خصوص گروه هاي سني دانش آموز و دانشجو را که ذهني پرسشگر و جستجوگر دارند با جذابيتي واقعي به خود معطوف کند و کشش اين رسانه مهم نزد مخاطبان را افزايش بيشتري بدهد.

  


تحليلي بر پرفروش ترين هاي سينماي /87 بخش اول:
فيلمها؛ مسخره هاي پولساز!



* وحيد ضرابي نسب

اکران 87 هم مثل خيلي چيزهاي سينمايي سال گذشته، تمام شد تا باز وقتي جدول گيشه را مي بندي و با چرتکه، فروش فيلمها را



حساب مي کني، بتواني روي يک نظريه اثبات شده و فرمول هميشه جواب پس داده سينماي وطني انگشت بگذاري که: «کمدي مي فروشد». فقط بخندان، آن هم از هر طريقي و البته رژه چند چهره تلويزيوني و سينمايي امتحان پس داده و يک رابطه قوي در مافياي اکران فيلم هم يادت نرود! کار تمام است. تو مي شوي فاتح گيشه سينما!
معمولاً تعطيلات نوروز فرصت خوبي است تا فروش فيلمهاي سال گذشته را بگذارم روبه رويم و با جدول کشي و درآوردن آمار و ارقام، نکته هايي را بيرون بکشم. کاري که متأسفانه آنچنان بين سينماگران يا سينمايي نويسان ما رسم نيست. انگار کار همه، وقتي فيلم از اکران پايين مي آيد پايان مي يابد و نه مثل کشورهاي ديگر که با تمام شدن اکران يک فيلم، تازه آغاز تحليلهاي آماري و رفتاري و مخاطب شناسي است. به هرحال سعي کردم تحليلها و آمارهاي مختلف و همه جانبه اي را از فروش فيلمهاي سال 87 استخراج کنم و اميدوارم کمتر نکته اي از قلم افتاده باشد.
شايد اولين نکته اي که بايد در تحليل گيشه سال گذشته سينماي ايران به آن اشاره کرد اکران اول 46 فيلم سينمايي باشد(چندتايي از اين فيلمها در شهرستانها اکران نشد) که نسبت به سال 86 ، دو فيلم کمتر داشت. اما نکته اصلي، مجموع فروش وسوسه انگيز سال بود که ما را وادار مي کند 87 را پر رونق ترين سال سينمايي از نظر گيشه بخوانيم. فروشي حدود 21 ميليارد و 200 ميليون تومان که نسبت به فروش 15 ميليارد و 500 ميليوني سال قبل از آن 25 درصد افزايش نشان مي دهد. به عبارتي، متوسط فروش هر فيلم اکران شده در سال 87 مبلغي حدود 460 ميليون تومان را شامل شد که اين رقم در سال قبلش نزديک به 325 ميليون بود و البته که باز پاي کمدي ها در اين گيشه ميلياردي در ميان بود!
افزون بر اينکه هر 4 فيلم پرفروش سال که بالاي 1/6 ميليارد تومان فروختند کمدي بودند، تمام کمدي هاي اکران شده 87 هم در بين 15 فيلم بالاي جدول فروش جاي گرفتند. جالب تر اينکه مجموع فروش 8 فيلم کمدي اکران شده امسال 11/2 ميليارد تومان يعني بيش از نصف کل فروش سال بوده است. اين رقم گر چه در مقايسه با سال 86 ، دو ميليارد تومان بيشتر است اما سهم فروش 13 فيلم کمدي آن سال بيش از 60 درصد کل گيشه بوده است. (فروش عجيب و غريب «اخراجي ها» و «توفيق اجباري» و اکران تعداد تقريباً زياد فيلم کمدي سال 86 ، در اين سهم بالا نقش پررنگي داشت).
پرفروش ترين فيلم سال پيش، همان طور که در زمان اکران جشنواره پيش بيني کرديم، آخرين اثر کمال تبريزي بود. «هميشه پاي يک زن در ميان است» با توجه به انتخاب خوب بازيگرانش بويژه بازي فوق العاده رضا کيانيان و گلشيفته فراهاني و البته سوژه اي بفروش و ساختاري گيشه پسند، تمام ويژگيهاي اول شدن را داشت. البته در اينکه «هميشه پاي...» خوش ساخت ترين کمدي چند سال اخير بوده شکي نيست و همين مسأله، دست کم اندکي آرامش را به منتقدان و سينماروهاي جدي منتقل مي کند! فيلم تبريزي البته پرفروش ترين فيلم در اکران تهران نيست، بلکه به خاطر اقبال بالا در شهرستانها(حتي بيشتر از «اخراجي ها») موفق شد بالاتر از «دايره زنگي» و «چهارچنگولي» بايستد و 2/06 ميليارد تومان بفروشد.
سعيد سهيلي اين بار در مقام تهيه کننده اي گيشه شناس(پس از آن شکست هاي وحشتناک) از سوژه اي جالب و البته فيلمنامه اي نازل و شوخي هايي سخيف و با کمترين دردسر ممکن، از اين آب گل آلود حدود 2 ميليارد تومان پول جمع کرد! ترکيب شفيعي جم/ رضويان در قالب دوقلوهايي به هم چسبيده با چند چهره نام آشناي کناره و البته شوخي هاي متعدد پرفروشترين اکران تهران و دومين فيلم پرفروش سال با 1/95 ميليارد تومان شد. «دايره زنگي» فيلم اول و پر بازيگر پريسا بخت آور گر چه در شهرستانها با اقبال خوبي مواجه نشد، اما به لطف فروش بالا در تهران، توانست 1/82 ميلياردي شود. فيلمي که يک دوجين بازيگر کمدي و غيرکمدي سينما و تلويزيون را مي توانستي در آن پيدا کني و لحن بانمک و شوخي هاي خوشمزه و انتخاب خوب بازيگران و چند بازي فوق العاده(اميد روحاني، باران کوثري، صابر ابر، گوهر خيرانديش) اولين تجربه سينمايي بخت آور را شيرين کرده بود.
«زن ها فرشته اند» دومين ساخته شهرام شاه حسيني که سال گذشته فيلم پرفروش «کلاغ پر» را در گيشه داشت، با ترکيب جالبي از بازيگران زن و البته يک امين حيايي هميشه بفروش! نام کارگردان خود را در رأس فيلمسازان جوان پولساز سينماي وطني جاي داد. کمدي کليشه/ فرموله اي که 50 ميليون تومان از اثر جنجالي حاتمي کيا بيشتر فروخت. «دعوت» همان قدر که در بين منتقدان و سينماروهاي حرفه اي، مخالفان درجه يکي داشت، به خاطر فهرست بلند بالاي بازيگران و حواشي ساخت و البته نام کارگردانش توانست 1/6 ميليارد بفروشد و با پرفروشترين فيلم قبلي حاتمي کيا(به نام پدر) فاصله اي يک ميلياردي ايجاد کند.
«دلداده» صلح ميرزايي و «مجنون ليلي» قاسم جعفري با فروشهايي رؤيايي سال را تمام کردند که اولي بي شک به خاطر مثلث رضويان/ صالحي/ عبدي فروخت و دومي تنها به لطف حضور(هر چند کوتاه) محمدرضا گلزار.
اما به نظر من، برگ برنده اکران 87 همايون اسعديان و « 10 رقمي»اش بودند. تله فيلمي که با هزينه اي 60 ميليون توماني ساخته شد، اما دست اندرکاران شبکه 3 تصميم گرفتند بخت خود را در اکران هم بيازمايند و اين مسابقه بخت آزمايي، فروشي معادل 1/25 ميليارد تومان را نصيب تلويزيوني ها کرد. فروش 700 ميليوني «ده رقمي» در شهرستانها(همپاي «دعوت» و «دايره زنگي» و بالاتر از «مجنون ليلي» و «کنعان») ثابت کرد مردم، ستاره هاي تلويزيوني شان را بيشتر دوست دارند.
البته «انعکاس» هم برگ برنده اي براي رضا کريمي و حاجي ميري بود. فيلم به خاطر مهناز افشار و ترکيب جالبش با «کامبيز ديرباز» و چند چهره مطرح خوب فروخت و آخرين عضو گروه ميلياردي هاي 87 شد.
دو فيلم بعدي جدول فروش البته فيلمهاي سنگيني براي مخاطب بودند که به لطف حضور ستاره ها و تبليغات شفاهي پرفروش شدند. به هرحال حضور همزمان رادان و فروتن و ترانه عليدوستي يعني تضمين فروش «کنعان»، هر چند ماني حقيقي کارگردان باشد و مضمون فيلم، خاص. از آن طرف همبازي شدن نيکي کريمي و فروتن و البته اکران عيد، توانست تا حدودي ريتم کند و زمان طولاني و لحن سنگين «زن دوم» را جبران کند و آن را بالاتر از کمديهاي صرف(و حتماً نازل) «خواستگار محترم» و «تيغ زن» قرار دهد.
«حس پنهان» رزاق کريمي که اتفاقاً کم ستاره نداشت و «سه زن» دومين ساخته منيژه حکمت و «محيا»ي کم ادعا و خوب را کنار بگذاريد. «به همين سادگي» را هم همين طور و البته «فرزند خاک» (هر دو متعلق به سينماي خاص و يک جورهايي «ضد مخاطب» که اتفاقاً از سوي مخاطب مورد توجه قرار گرفت) بقيه فيلمها در اکران فاجعه به بار آوردند. «قرنطينه» با آن سوژه جالب و رضا عطاراني با آن گريم متفاوت، فقط 370 ميليون فروخت که مي توانيد با احتساب سهم سينمادار و درصد پخش کننده و باقي کسورات مرسوم، حساب کنيد که فيلم اول منوچهر هادي، حتي نيمي از خرجش را هم درنياورد. يا «تلافي» که يک فيلم صد در صد کليشه اي براي فتح گيشه ها بود و البته شکست سختي خورد. «ديوار» گرچه پرفروشترين فيلم محمدعلي طالبي تاکنون بوده، اما دست کم به خاطر داستان متفاوت و حضور گلشيفته فراهاني و نقدهاي مثبت، انتظار فروشي بسيار بيشتر از 220 ميليون برايش مي رفت.
سال 87 فيلمهاي پليسي و جنايي يا اکشن(اگر اصلاً چنين ژانري در ايران داشته باشيم! ) يا کودک(ياد دهه 60 و اوايل 70 بخير) نداشت و فاصله زياد بين توليد تا نمايش و زمان بد اکران باعث نابود شدن «ستاره مي شود» و «احضار شدگان» و «مخمصه» و «گناه من» و «خواب زمستاني» شد و آخرين حضورهاي مرحوم شکيبايي بر پرده سينما هم توفيقي نداشتند و تبليغات ضعيف و مافياي اکران و عدم شناخت مخاطب نيز، فروشهاي اندکي را براي خيلي از فيلمها رقم زد. گرچه قهر مخاطب با برخي فيلمها حقشان بود و فيلمهايي مثل «سربلند» و «پرچمهاي قلعه کاوه» و «پاپيتال» و... واقعاً هم نبايد مي فروختند!
بد نيست در اينجا نگاهي هم به دنياي پر حرف و حديث پخش کنندگان فيلمها بيندازيم. موفق ترين توزيع کننده سال شايد لقب «هدايت فيلم» باشد که هر 3 فيلمش پرفروش شد. شايسته ها با «چهارچنگولي» و «دايره زنگي» و «کنعان» سال خوبي را پشت سر گذاشتند(آنها سال 86 با «رئيس» و «قاعده بازي» شکست خورده بودند) و البته «نمايشگران» هم خيلي کم نياورد و از بابت «دعوت» و «دلداده» و « 10 رقمي» سود خوبي به جيب زد. «شکوفا فيلم» همان قدر که پرفروش هايي مثل «هميشه پاي...» و «خواستگار محترم» را داشت، اما «نسکافه داغ داغ» و «شبي در تهران» هم برايش شکست شمرده مي شدند. «پويا فيلم» که در سال 86 دو فيلم پرفروش داشت، سال پيش به «زنها فرشته اند» قناعت کرد و «فيلميران» به عنوان پرکارترين پخش کننده 87 جز «مجنون ليلي» بقيه 6 فيلمش شکست خوردند. «حوزه هنري» و «سبحان فيلم» هم مثل هر سال، در کنار يک فيلم پر مخاطب، فروشهاي نا اميد کننده اي داشتند.
در کل گرچه سال 86 همچنان به خاطر دو فيلم 2/4 ميلياردي در خاطره ها مي ماند، اما سال گذشته رؤيايي ترين گيشه را داشت و حضور 9 فيلم يک ميلياردي خبر خوبي براي سينما بود، گرچه نيمي از آنها را با صدها کيلو عسل هم نمي توان تحمل کرد!

  


خوانش شعري از « آذر کياني»؛ در سفيدي همين کاغذ



* حميدرضا شکارسري




مي دانم آدرسي در همين سي و دو حرف الفبا پنهان است
و در سفيدي همين کاغذ
و خالي همين دست ها
و همين چشم ها
که بر در و بام اين شهر سرگردان
رانندگان تاکسي همه بي کار
اداره پست تعطيل
و پاکت نامه ها پر از باد
اگر فقط اين آدرس
يافت مي نشود ( 1 )
***
هر متن بر اساس متن هايي که قبل از آن خوانده شده است معنا مي يابد و توجه خواننده را به متن هاي پيشين معطوف مي نمايد. متن هاي قبلي در حقيقت دانشي بنياد مي نهند که افق دلالتي، پيش روي خواننده مي گذارد.
بر اساس اين افق دلالتي رابطه بينامتني، هم بيانگر رابطه اثر با آثار ديگر و هم گوياي موقعيت اثر در يک قلمرو فرهنگي است. به اين ترتيب «فهميدن» يعني کشف رابطه متن با متن هاي پيش خوانده و لحظه اي بعد از عمل خواندن، همين متن به يک متن پيشين تبديل مي گردد و يک افق دلالتي تازه ايجاد مي کند.«رولان بارت» مي گويد: «خواننده سوژه اي نادان در برابر متن نيست، بلکه خود مجموعه اي است از متن هاي ديگر، مجموعه اي از رمزگان بي شمار»، رمزگاني برآمده از خواندنهاي قبلي.
«کياني» در سطر آخر شعر ما را به متني ديگر ارجاع مي دهد. آن جا که شيخ با چراغ گرد شهر مي گردد و نمي يابد. او آرزوي آن چه «يافت مي نشود» را دارد.
با اين بينامتن، آن چه بالقوه در سي و دو حرف الفبا، سفيدي همين / همان کاغذ، خالي همين / همان دستها، همين / همان چشمها و بر در و بام اين / آن شهر پنهان است، آشکار مي شود (يافته مي شود! )
بي او اما و بي نشاني او، چه نامه اي و چه اداره پستي؟!
شاعر، «جستجو» را امروزين مي کند و «من» امروزين «مولانا» را تصور و تصوير مي کند. اين هم اوست با همان گمشده هميشگي.بدون اين بينامتن، اين «گمشده» مي توانست هر چه باشد و نباشد! و بدين ترتيب مخاطب بين بي شمار انتخاب، سرگردان مي ماند و هيچ نمي يافت! آن وقت با شعري روبه رو بوديم مشابه آن چه امروزه تحت عنوان «متن باز» (با سؤ استفاده از «متن باز» مورد نظر «رولان بارت») خارج از هر قلمرو فرهنگي و بدون هيچ افق دلالتي، به مثابه محصولي بدون مشتري در ويترين شيک مجموعه هاي شعر معاصر (شعر آوانگارد و پيشرو امروز! ) خاک مي خورد.
( 1 ) چرا کفش هايت جفت نمي شود شعر من؟/ آذر کياني، نيم نگاه/ /1380 صفحه 53.

  


در پي پايان يافتن چند قرن دوري از وطن ؛
«شاهنامه شاه تهماسب» در ايران منتشر مي شود



گروه هنر - «شاهنامه شاه تهماسب» يکي از شاهکارهاي نگارگري ايران بعد از دو قرن دوري از وطن منتشر مي شود.




شرح، تحليل و تفسير اين شاهنامه توسط تيمي به سرپرستي زهرا رهنورد صورت مي گيرد و محققاني چون: آناهيتا مقبلي، آتوسا اعظم کثيري، زهرا موسوي خامنه، محبوبه رزم جو و مهدي ملکي نژاد، در اين کار همکاري دارند. مراحل روتوش و تفکيک و اصلاح نگاره ها نيز با نظارت دکتر محمدعلي رجبي صورت مي گيرد.
نگارگري «شاهنامه شاه تهماسب» که متن کامل آن شامل 258 نگاره است، از اواخر دوره شاه اسماعيل صفوي آغاز شده است و پس از حدود بيست سال، به کوشش گروهي از نگارگران معروف از جمله: سلطان محمد، دوست محمد و ميرمصور در دوره حکومت شاه تهماسب صفوي، به اتمام رسيده است.
اين کتاب، که به گفته برخي از نويسندگان، موزه سيار هنر ايران است، در نيمه دوم سده دهم هجري، به عنوان هديه اي رسمي، براي سلطان عثماني ارسال شد و تا سال 1800 ميلادي جزو کتابخانه سلطنتي عثماني بود. اين اثر نفيس در سال 1903 ميلادي در پاريس به نمايش درآمد. البته در اين دوره به «بارون ادموند ريچيلد» تعلق داشت. پس از آن توسط «آرتورهوتن» خريداري و به نام «شاهنامه هوتن» تغيير نام يافت. «هوتن» 78 صفحه از آن را به دليل فرار مالياتي، به موزه متروپوليتن بخشيد و هفت مجلس اين اثر را نيز، به قيمت 1/3 ميليون دلار در حراجي کريستي، به فروش رساند.
سرانجام در سال 1372 ، توسط حسن حبيبي 118 برگ از اين اثر با «تابلوي زن شماره 3 دکونينگ» که در اختيار «موزه هنرهاي معاصر» بود، معاوضه و به ايران بازگردانده شد.
اين اثر از سوي فرهنگستان هنر با همکاري موزه هنرهاي معاصر ايران، پس از 15 سال از بازگشت به ايران، در قطع سلطاني و تيراژ 5000 جلد چاپ و منتشر خواهد شد.

  


همراه با نمايشگاه ؛ کارگاه «آشناسازي در طراحي» رضا عابديني در دوبلين برپا شد



رضا عابديني هنرمند گرافيست، اين بار براي حضور در کارگاه آموزشي «آشناسازي در طراحي» به «دوبلين» سفر کرد.به گزارش ايسنا کارگاه يا آزمايشگاه «آشناسازي» با عنوان « orien + ation » ابتکاري از مجموعه طراحي گرافيکي لاواو رضا عابديني است که در تاريخ 26 مي (پنجم خرداد ماه) در شهر دوبلين ايرلند برگزار شد.
اين آزمايشگاه به نوعي حرکتي چند فرهنگي و تصويري براي ايجاد پلي ميان فرهنگ تصويري غرب و شرق است.
بعد از برگزاري آزمايشگاه «آشناسازي»،نمايشگاه آثار عابديني از 27 مي(ششم خرداد ماه) درشهر دوبلين برپا شد و تا 12 ژوئن ( 22 خرداد ماه) ادامه دارد.

  


طي مراسمي در فرهنگسراي کومش سمنان؛
نهمين دوسالانه سفال و سراميک ايران آغاز به کار کرد



دوسالانه نهم سفال و سراميک ايران با تأکيد هنرمندان شرکت کننده بر لزوم شکل گيري «خانه سفال ايران» و با نمايش آثار منتخب هنرمندان و استادان اين رشته عصر روز شنبه - نهم خرداد ماه - در سمنان گشايش يافت.به گزارش ايسنا در اين مراسم، منيژه آرمين - دبير نهمين دوسالانه سفال وسراميک از پيشکسوتان و دبيران دوسالانه هاي قبل ياد کرد و خود را ادامه دهنده راه آنها دانست.او سپس به کيفيت آثار دوسالانه اشاره کرد و از آنها به عنوان آثاري که داراي نگاه نو و ويژگيهاي شخصي هستند نام برد.
بر اساس اين گزارش، در نهمين دوسالانه سفال و سراميک 408 نفر با 1284 اثر شرکت کردند که در انتخاب اوليه آثار 159 نفر با 306 اثر پذيرفته شد و در مرحله نهايي نيز 173 اثر از 112 هنرمند براي نمايشگاه انتخاب شد.

  


«ماريو بارگاس يوسا» يک ساعت در ونزوئلا بازداشت شد



مقامهاي امور مهاجرت ونزوئلا «ماريو بارگاس يوسا» نويسنده مشهور پرويي را به محض ورود به فرودگاه «مايکيتيا» در کاراکاس پايتخت ونزوئلا به مدت يک ساعت بازداشت کردند.به گزارش ايبنا به نقل از سايت مصري محيط، وي براي شرکت در کنفرانس «آزادي و دموکراسي» به ونزوئلا سفر کرده است.
يوسا که 73 سال سن دارد يکي از مهمترين چهره هاي صاحب سبک ادبي در آمريکاي لاتين به شمار مي رود و يکي از منتقدان سرسخت «هوگو چاوز» رئيس جمهوري ونزوئلا به ويژه در زمينه سياست خارجي محسوب مي شود.

  


همايش هزاره سرايش فردوسي به سال آتي موکول شد



معاون همايشهاي سازمان ميراث فرهنگي با بيان اينکه يونسکو سال 2010 را به عنوان هزارمين سال سرايش شاهنامه پذيرفته است گفت: به دليل اينکه اوايل اين سال همزمان با دي ماه است و در فصل سرما نمي توان برنامه داشت همايش بين المللي هزاره سرايش شاهنامه را اوايل سال آتي برگزار مي کنيم.
محمد ميرسعيدي در گفتگو با مهر ضمن بيان اين مطلب عنوان کرد: ثبت يکهزارمين سالگرد پايان سرايش شاهنامه در فهرست مفاخر و رويدادهاي فرهنگي از طرف يونسکو تصويب شده که برنامه هاي داخلي اين رويداد بزرگ فرهنگي را اوايل سال آتي در تهران و توس برگزار مي کنيم.
مير سعيدي برگزاري همايش بين المللي هزاره سرايش شاهنامه را از جمله برنامه هاي داخلي خواند و تصريح کرد: دکتر ميرجلال الدين کزازي از طرف سازمان ميراث فرهنگي دبيري علمي اين همايش را به عهده خواهد داشت.

  


جشن بزرگ «اخراجي ها» برگزار مي شود



جشنواره بزرگ «اخراجي ها» به همت «مسعود ده نمکي» و با حضور مخاطبان فيلم برگزار مي شود.
به گزارش فارس، «مسعود ده نمکي» بعد از موفقيت چشمگير دومين فيلم بلند سينمايي اش، درصدد برپايي يک جشن بزرگ است.
بنا بر اين گزارش، وي با طراحي يک مسابقه با 12 پرسش، از مخاطبان «اخراجي ها 2 » خواسته است تا با پاسخ به سؤالها و ارسال اين پرسشنامه، در جشنواره بزرگ هواداران «اخراجي ها» که با حضور بازيگران و عوامل فيلم برگزار خواهد شد، شرکت کنند.در اين جشنواره، مخاطبان به قيد قرعه کشي برنده جوايز نفيس خواهند شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com