|
* مجيد نظافت
اشاره:
اگر چه در ساليان پيش اشعار رضوي اغلب در قالبهاي کلاسيک سروده شده اند، اما در دهه هاي اخير که نو سروده ها حرفهاي زيادي براي گفتن دارند و قالبي پذيرفته شده به شمار مي روند نيز حجم کارهاي نو و کلاسيک در مقوله شعر ديني، قابل مقايسه نيست. با اين همه، در اين سالها انگار کم کم قالبهاي نوين نيز در موضوع شعر ولايي مطرحند و محملي براي عرض ارادت شاعران ولايي معاصر محسوب مي شوند.
يکي از آخرين مجموعه هاي شعر رضوي در قالب شعر نو، مجموعه «آي همسايه ماه بايد شد»است.
در زمره اين آثار نوپديد که در قالبهايي نوين به وجود آمده اند مي توان به مجموعه اي از محمد هادي زاهدي اشاره کرد؛ کتابي که سراسر آن را شميم ارادت و خاکساري در پيشگاه حضرت شمس الشموس معطر کرده است.
شاعر اين مجموعه به دنبال تصويرسازي و تصويربازي نيست. وي سر بازگويي حرفهاي تکراري ديگران را ندارد. او در نهايت خاکساري و طلوع و شناختن حد و حدود خويش، چنان که بعضي سروده اند، دامان حضرت را دور از دسترس نمي شناسد. شعر از منظر او محمل بيان معناهاي شاعرانه است. شاعر اين کتاب تأثيرگذاري بر احساسات را وظيفه شعر مي داند و خلاصه اينکه تعريف او از شعر تعريفي از شعر امروز است و اگر چه بر تعريفهاي ديروزي شعر نيز گاهي گردن گذاشته است، ولي راحت و صميمي سخن گفتن را همواره ترجيح مي دهد. شاعر اين کتاب در لحظات بسياري با نگاه متفاوتش خواننده را متحير مي کند.
تو را نفهميدم:
مولا
آن را که نفهميده باشد.
غريب است
به راستي نگاه شاعرانه به لقب غريب الغربا تکان دهنده نيست؟
ذهن شاعر از لقب «شمس الشموس» به مضمون ذيل سوق پيدا مي کند و در ظل آفتاب حرکت در سايه را ممکن نمي داند که مي گويد:
اينجا همه چيز آفتابي است
حرکت در سايه ممکن نيست.
شاعر اين مجموعه با نگاهي کاونده، ناظر ابراز عشق و ارادت زائران عاشق است که هر يک به شکلي در پيشگاه امام علي(ع) به تمنا ايستاده اند.
او راوي بي ادعايي است که آنچه را مي بيند، آن گونه که در مي يابد باز مي نمايد و در ثبت اين لحظات دچار تکلف و پرگويي نمي شود و دغدغه ساختار و زبان را نيز در ثبت اين لحظات پشت سر مي گذارد.
مطلب شاعر در تمناي يک جرعه معرفت از امام علي(ع) نيز خواندني است:
سالها آهوي دلم در فلسفه بيابان
دويده است
آب نيست
چشمه ها سوختند
اي امام آبها
اين جگر سوخته سرگردان را
يک جرعه معرفت
کافي است
در اين مجموعه از اين دست سروده ها کم نيست؛ سروده هايي که منظري متفاوت دارند و کم و بيش مي توان ادعا کرد کمتر شاعري از اين منظر پيرامون زيارت و نعت امام(ع) چيزي سروده است.
زاهدي در اين مجموعه شاعري است که وامدار شاعران ديگر نيست و در بيشتر لحظات با شاعري مستقل رو به روييم و رسيدن به اين استقلال نگاه شاعرانه در وانفساي شعر تکراري امروز، توفيق کمي نيست. |