صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 17خرداد ماه 1388


آمريکا ؛ پنهان کاري با نقاب دموکراسي



* غلامرضا قلندريان

سخنراني رئيس جمهور آمريکا در مصر با وجود اعلام قبلي در خصوص سخن با جهان اسلام و با عنايت به شعار تغيير، جهت گيري جديد و ادبيات متفاوت از سلف جمهوريخواه خويش را نسبت به موضوعهاي جغرافياي اسلام در اذهان تقويت نمود و بر دفاع از اسرائيل غاصب و تکرار مواضع رئيس جمهور قبلي ايالات متحده صحه گذاشت.
وي در اظهارات خويش بر اساس رسالت تاريخي دولتمردان آمريکا، حمايت از رژيم صهيونيستي را شاه بيت سخنانش قرار داد و از مردم و گروه هاي فلسطيني درخواست نمود که اسرائيل را به رسميت بشناسند.
او در حالي خواستار به رسميت شناخته شدن رژيم جعلي گرديد که اين رژيم را به دليل ارتکاب جنايتهاي بي شمار در سرزمينهاي اشغالي مورد ملامت و شماتت قرار نداد. منتخب مردم آمريکا در دوران رقابتهاي انتخاباتي، تصويري آشکار از مردم تحت ستم فلسطين در سياست خارجي خود ترسيم نمود: «هيچ ملتي مظلومتر از مردم فلسطين در روي کره زمين نمي باشد، به اين دليل آنها مظلوم هستند که اسرائيل را به رسميت نمي شناسند.»
بر کسي پوشيده نيست که حمايت از رژيم اشغالگر قدس در بين دولتمردان آمريکا به فريضه اي تبديل گرديده که عدول از آن موجب از دست دادن جايگاه رياست بر کاخ سفيد مي گردد. قتل جان اف کندي رئيس جمهور اين کشور را مي توان به عنوان نمونه اي براي اثبات اين ادعا مطرح کرد.
وي در بخش ديگري از سخنانش موضوع تشکيل دو کشور فلسطيني و اسرائيلي را مطرح کرده است که اين سخن سوژه جديدي در زمينه روند به اصطلاح صلح خاورميانه نيست، بلکه ايشان با طرح مذکور تلاش دارد نه تنها مشکلات امنيتي اسرائيل را مرتفع کند، بلکه بتواند استمرار گفتگوها را به جريان بيندازد تا از اين رهگذر سياست خارجي آمريکا را راهگشاي حل و فصل منازعات در جهان معرفي نمايد.
اوباما با خشونت آميز خواندن اقدامهاي حماس در دفاع از مردم فلسطين در برابر حملات ارتش رژيم صهيونيستي افزود که «حماس بايد به خشونتها پايان دهد و اسرائيل و توافقنامه هاي پيشين را به رسميت بشناسد و براي اسرائيل حق موجوديت قائل باشد.»
اين سخن بيانگر پيش فرضي به نام پذيرش مسؤوليتهاي درگيريها در سرزمينهاي اشغالي به نام حماس است. در حالي که گروه ياد شده همواره از سوي اشغالگران در معرض تهديد و تهاجم مي باشد و براي دفاع از خويش اقدام مي نمايد، ولي در ادبيات اسرائيليها و حاميان آنها مفهوم دفاع به خشونت تعبير گرديده است تا از اين منظر مقاومت مردم فلسطين مخدوش گردد و اسرائيل بدون هيچ گونه مقاومتي بتواند هر لحظه اي که اراده نمود، مردم فلسطين را مورد تهاجم قرار دهد.
وي اعلام نمود ما از هر دولت منتخب و صلح طلبي که به همه ملتش احترام مي گذارد، استقبال مي کنيم.
اگر اين ادعا يک شعار براي ژست سياسي دولتمردان کنوني کاخ سفيد نباشد، بايد جنبش حماس که منتخب رسمي مردم فلسطين بود مورد حمايت قرار مي گرفت و با اين گروه نيز مانند ديگر بازيگران مستقل در مناسبات جهاني رفتار مي شد؛ اين در حالي است که نه تنها چنين اتفاقي رخ نداد، بلکه در اقدامي خلاف عرف سياسي و صرفاً بر اساس انگاره هاي نژاد پرستانه رژيم صهيونيستي، ديگر کشورها بويژه دولتهاي غربي در اقدامي همسو با تل آويو پس از تحريم دولت منتخب فلسطيني، از طريق مهره هاي وابسته داخلي، بستر کودتاي مدني در کرانه باختري عليه اسماعيل هنيه را فراهم کردند.
مقامهاي آمريکا تاکنون بر اين نکته صحه گذاشته اند که مقصود آنها از ترويج دموکراسي، حمايت از نظامهاي سياسي با شناسنامه مردمي نيست، بلکه مراد از مردم گروه هايي هستند که ترجمه همسو با دولتمردان کاخ سفيد از حقوق مردم و آموزه هاي دمکراتيک ارائه نمايند؛ به همين دليل امواج دموکراسي خواهي در جهان اسلام پس از به قدرت رسيدن گروه هاي مخالف آمريکا، متوقف گرديده است.
اوباما در سخنان خود به هولوکاست يهوديان به دست نازيها اشاره کرد، اما به حماس و ملت فلسطين اشاره اي نکرد و از هولوکاست غزه به دست اشغالگران صهيونيست چيزي نگفت و اين سرپوش گذاشتن بر تجاوزهاي مداوم اسرائيل بر ملت فلسطين بود.
وي نگراني خود را در خصوص تشديد اختلافها بين شيعه و سني پنهان نکرده است. در اين زمينه، بايد اذعان نمود که سني و شيعه با يکديگر اختلاف نداشته و دو گروه ياد شده حول محور وحدت اسلام در تعامل مي باشند. گفتني است، جريان وهابيت را بايد خارج از دايره تسنن بررسي نمود، زيرا اين گروه متحجر تا کنون شيعيان و سني هاي زيادي را به خاک و خون کشيده است.
بنابر اين، آنچه اوباما تحت عنوان سخن با جهان اسلام مطرح نمود، در حقيقت فضا سازي براي بهبود مناسبات با اسرائيل و شکستن بن بست صلح خاورميانه از يک سو و تطهير چهره آمريکا از ديگر سو مي باشد.
اوباما با برابر خواندن جلاد (رژيم صهيونيستي) و قربانيان آن (فلسطيني ها) جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) را عامل استمرار و طولاني شدن درگيريها معرفي نمود، به نحوي که با بيان اين موضع نه تنها حق ملت تحت اشغال را انکار کرد و حق مقاومت براي آن قائل نشد، بلکه از نژادپرستي يکجانبه حمايت کرد و بر ضرورت به رسميت شناختن «رؤياي وطن يهودي» پافشاري کرد و اين به معناي رد حق بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمينشان است.
آقاي اوباما اگر فارغ از شعار و تبليغات خواستار اعاده صلح به گستره جهان اسلام، بويژه حوزه خليج فارس و ديگر کشورهاي اسلامي مي باشد، در گام نخست بايد از عراق و افغانستان عقب نشيني کند و از تجهيز و گسترش پايگاه هاي نظامي خود در حاشيه خليج فارس اجتناب نمايد.به نظر مي رسد رئيس جمهور آمريکا با تغيير لحن و ادبيات تعاملي تلاش مي کند بتواند به نوعي اين نگاه نرم افزاري را جايگزين ايده ناکام سخت افزاري جرج بوش نمايد، البته الگوي جديد ضمن برخورداري از مؤلفه هاي نرم نوعي جهت گيري هوشمندانه نيز در آن تعبيه گرديده است که به اقتضاي زمان گزينه هاي سخت افزاري را منتفي نمي دانند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com