صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 17خرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * گزارشي از نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «پيرتر از خود» سروده «حميدرضا شکارسري»؛
نقد شاعرانه يا شعر نقادانه
 * نگاهي به مجموعه تلويزيوني «کارآگاه علوي 2 » ؛ صميميتي که فداي حرفه اي گري شد
 * برگزاري دومين سمپوزيوم بين المللي مجسمه سازي تهران به سال آينده موکول شد
 * اشيا در غياب انسان
 * مرور 50 سال موسيقي اصيل ايراني در فرانسه و سوئد
 * «پنالتي» و «کودک و فرشته» پروانه نمايش گرفتند
 * مدير شبکه سه سيما خبر داد؛
«مهران مديري» سريالش را با موضوع اصلاح الگوي مصرف کليد مي زند
 * کشف 2 مجموعه داستان منتشر نشده از آگاتا کريستي
 * با حضور هنرمندان ايراني؛ بي ينال ونيز امروز افتتاح مي شود
 * تعداد آثار ارسالي مستند، کوتاه و انيميشن جشن خانه سينما اعلام شد
 * منظومه «علي نامه» با مقدمه شفيعي کدکني تير ماه منتشر مي شود

گزارشي از نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «پيرتر از خود» سروده «حميدرضا شکارسري»؛
نقد شاعرانه يا شعر نقادانه



* محمدرضا شالبافان

«شکارسري در سالهاي اخير جايگاه قابل توجهي در نقد ادبي کشور دست و پا کرده است اما «پير تر از خود» نشان از آن دارد که حيثيت شاعري او نيز قاب تأمل و بررسي است.»






«دکتر بهروز ياسمي» در نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «پيرتر از خود» سروده «حميدرضا شکارسري» در کانون ادبيات ايران با بيان اين مطلب گفت: اگر بپذيريم که شعر شاعر متکي بر بينش شاعر نسبت به جهان است که عناصر شعرش را شکل مي دهد، بايد بپذيريم که زندگي شاعر خواه ناخواه، نوع زبان شاعرانه او را تعيين مي کند. به همين دليل است که مضمون اصلي کتاب؛ يعني نقد مدرنيسم و زندگي مدرن شهري برآمده از صداقت شاعر در پرداخت زباني شعرهاست و برآمده از دغدغه اي ناشي از تضاد تمدن امروز و فرهنگ انسان، بخصوص فرهنگ انسان شرقي.
وي افزود: نقد مدرنيسم در اين شعرها بسيار زيرپوستي و برخلاف روال حاکم بر اين گونه شعرها، بندرت بستري نوستالوژيک دارد.
ياسمي در بيان ويژگي هاي «پيرتر از خود» گفت: استفاده بسيار کم از قابليتهاي صوري زبان و آرايه هاي ادبي، بهره گيري از زبان ساده و بدون برجستگي و در عين حال شعريت آثار از ويژگي هاي اين کتاب است. در اين راه واژگان کليدي که صفاتي تازه، کنايات و ابهاماتي بديع و تأويلهايي متفاوت را باعث مي شوند، نقشي عمده دارند.
او همچنين گفت: مضامين شعرها از تمام لحظات دم دست زندگي گرفته شده است، لذا به نظر مي رسد شاعر به الهام با تعريف سنتي آن اصلاً وابسته نيست و حتي نوع دقت در چينش شعرها، نسبت او را با شوريدگي الهامي شعرها نقض مي کند. در اين شعرها به جاي اينکه احساسات دروني به بيرون از وجود شاعر نسبت داده شود، از تحرکهاي بيروني براي توصيف احساسات شاعر بهره برده شده است.
ياسمي يادآور شد: به خاطر نوع پرداخت زباني شعرها، قابليت ترجمه از مهم ترين ويژگي هاي شعرهاي کتاب به شمار مي رود. از سوي ديگر طنز تلخي در اين شعرها ديده مي شود که تنها طنز اجتماعي نيست و به طنز فلسفي پهلو مي زند.شاعر «همان گناه هميشه» افزود: تأکيد بسيار بر خود شعر و شاعري در شعرها (فاصله گذاري) که به نظر مي رسد، از شگردهاي رايج شعرهاي شکارسري است نيز در اين مجموعه به چشم مي خورد.
ياسمي در پايان گفت: اگر سه مؤلفه قدرت کلامي، ديد تخيلي و ديد آفرينشي را براي شعر خوب در نظر بگيريم، شعر شکارسري با استفاده از ديد عميق آفرينشي به موفقيت مي رسد و به گمان من «پيرتر از خود» از جمله آثار موفق شعري دهه اخير است.
در اين نشست همچنين «مهرنوش قربانعلي» گفت: شعر روايي بر خلاف انواع ديگر گفتمان، خود را در معرض گونه هاي زيادي از شگردهاي زباني قرار مي دهد.
وي افزود: اگر بر اساس اين رويکرد نگاهي به شعرهاي مجموعه «پيرتر از خود» داشته باشيم، با انواع مختلفي رو به رو مي شويم. نوع نخست، پاره اي از شعرها هستند که از آن مي شود به اصطلاح نعت و منقبت امروزي نام برد؛ يعني گرچه ويژگي هايي که در نعت و منقبت هاي کلاسيک ديده مي شود مانند: ذکر مستقيم فضايل، اشاره به کرامتي عيان و آشکار، ذکر همراه تاريخ برخي رخدادها و... به لحاظ ساختاري در آن ديده نمي شود ، اما جان مايه شعر همان تکريم کرامتهاي ائمه(ع) است که در آنها شيوه بياني نامتعارف شاعر در ارائه منقبت هاي ياد شده و بازتاب علقه هاي مذهبي، روند ديگرگوني را در شعر رقم زده است.
قربانعلي ادامه داد: شعرهاي اپيزوديک که درگير تعارضات و چالشهايي در زمينه واکنش به موقعيتي يا پاسخ به پرسشي يا انتخاب يک چيز از ميان شمار کثيري از فرصتهاي موجود هستند نيز بخش ديگري از شعرهاي اين مجموعه را رقم مي زند که مي توان بهترين نمونه هاي آن را در بخش « عصر پايان معجزات» سراغ گرفت که در قالب کتابي مستقل و دو زبانه نيز ارائه شده است.
اين شاعر و منتقد افزود: فانتزي از ديگر گونه هايي است که در مجموعه «پيرتر از خود» با آن رو به رو مي شويم؛ يعني شعرهايي که داراي عناصر خيالي است که در فضايي خود ساخته شکل مي گيرد و منطق و قوانين خاص خود را دارد که با منطق عادي متفاوت است. در هر اثر فانتزي، عناصر نه فقط بايد از قوانين پيروي کنند، بلکه به دليل انسجام طرح و توطئه، محدوديتهايي در آن اعمال مي شود.«قربانعلي» که مسؤوليت علمي جلسات شعر کانون ادبيات ايران را نيز برعهده دارد، در پايان گفت: مجموعه شعر «پيرتر از خود» حميدرضا شکارسري در سويه هايي که از خودآگاهي به سوي ناخودآگاهي پيش مي رود و رفتار پيش انديشيده با کلام را به روالي سيال و جاري مي سپرد، نمودهاي بارزي مي يابد که دعوت به تأملي مکرر در آن است.

  


نگاهي به مجموعه تلويزيوني «کارآگاه علوي 2 » ؛ صميميتي که فداي حرفه اي گري شد



* مازيار شيباني فر

هيچ فرمول يا قطعيت خاصي وجود ندارد، اما تجربه ثابت کرده است در بسياري از موارد کارگردانهاي تلويزيون (و گاهي سينما) در





ساخت سري دوم اثرشان يکدستي و جذابيت سري نخست اثرشان را از دست مي دهند و مخاطب معمولاً لذت تماشاي سري نخست را در سري دوم تجربه نمي کند. به نظر مي رسد اين مشکل گريبانگير مجموعه تلويزيوني «کارآگاه علوي» هم شده است و سري دوم اين مجموعه صميميت يا به اصطلاح نمک سري اول را نداشت.
صميميت در يک اثر تصويري جزو اصطلاح هايي است که نمي توان تعريف دقيقي از آن ارائه کرد، يا حتي آن را به عناصر خاصي وابسته دانست. يعني گاه يک اثر با همه کمبودها يا ضعف هاي تکنيکي که دارد امکان برقراري ارتباط با طيف وسيعي از مخاطبان را به دست مي آورد و چنان به دل مي نشيند که به اثر محبوب بيشتر تماشاگران تبديل مي شود و گاه يک اثر تصويري، با همه وسواسها و حرفه اي گريهايي که در مورد آن اعمال مي شود، نمي تواند دل مخاطب را به دست بياورد و بينندگان اندکي به آن توجه نشان مي دهند. اتفاقي که به طور دقيق در مورد «کارآگاه علوي» افتاده است.
«کارآگاه علوي 1 » به مخاطب اين امکان را مي داد که بتواند در فضاي تهران قديم نفس بکشد و همراه شخصيت هاي مختلف داستان به بررسي شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي بپردازد. اين مجموعه تلويزيوني، بيننده را از کوچه پس کوچه هاي تهران قديم به سمت شناخت لايه هاي پيدا و پنهان جامعه آن روزگار ايران مي برد و نسبت به شرايط آن دوران، آگاه سازي قابل قبولي داشت.
سري دوم مجموعه «کارآگاه علوي» با آنکه بسيار حرفه اي تر و با امکانات و بودجه بهتري تهيه و توليد شد و زمان و دقت بيشتري براي ارائه آن صرف گرديد ، از اين صميميت دوست داشتني و دلچسب برخوردار نبود. انگار توجه به حرفه اي گري از سوي سازندگان اثر، به مقابله مستقيم و مداوم با سادگي و جذابيت اثر برخاسته است و ديگر رنگ و بوي تهران قديم را به نمايش نمي گذارد.
شرايط ارائه «کارآگاه علوي 2 » به گونه اي است که انگار يک تصوير قديمي در قابي مدرن و امروزي قرار بگيرد. بدين ترتيب بخش قابل توجهي از جذابيت و هويت خود را از دست مي دهد و ديگر نمي شود آن را به عنوان يک اثر اصيل و ريشه دار بازشناسايي کرد. درست مثل عکسهاي قديمي و رنگ و رو رفته اي که به کمک فناوري نوين، اصلاح و رنگ آميزي مي شوند!
به طور کلي اين سريال به هيچ وجه در تحريک حس نوستالژي مخاطب موفق نبود. عنصري که بايد بدون شک به عنوان يکي از عناصر اصلي توليد اين سريال مد نظر سازندگان قرار مي گرفت، چون قرار است اين اثر تصويري، برشي از دوره گذشته را به مخاطب نشان دهد و خيلي طبيعي به نظر مي رسد که بايد بيننده خود را همراه اثر حس کند تا بتواند با آن همراه شود.
از بحث مسائل حسي و تأثيرهاي روحي - رواني اثر که بگذريم اين سريال به جهت فني نيز تغييراتي کرده بود که تأثير منفي بر سريال داشت . نخست اينکه تغيير اندام و سن احمد نجفي به عنوان بازيگر اصلي سريال تأثير مستقيمي بر اثر گذاشته است. وي که چالاکي و فرم سري نخست را از دست داده و گريم متفاوتي نيز بر صورتش نشسته است، ديگر ويژگيهاي يک کارآگاه مهربان و وظيفه شناس و در عين حال باهوش و نکته سنج را به بيننده منتقل نمي کند.
البته بدون شک بخشي از اين ايرادها را بايد در قصه و ديالوگهاي اين بازيگر جستجو کرد که از ظرافت بازي اين هنرمند بشدت کاسته است، اما بي گمان تغييرهاي فيزيکي و روحي که نقش پرداز داشته ، تاثير بسزا و انکارناپذير روي کاراکتر گذاشته است.
در سري نخست «کارآگاه علوي» سازندگان اثر به دنبال ارائه يک سريال جنايي - پليسي بودند که با توجه به امکانات و شرايط پليس جنايي آن زمان، نسبت به روشن شدن وضعيت پرونده هاي مختلف پيش مي رفت و در ضمن نمايي از آن زمان را به تصوير مي کشيد. در حالي که به نظر مي رسد اين بار، سازندگان به دنبال انعکاس شرايط سياسي - اقتصادي چند دهه قبل ايران هستند. اين رويکرد جديد، چون از عمق کافي برخوردار نيست و درعين حال با درونمايه اصلي سريال ناهماهنگي دارد، چندان به مذاق مخاطب عام خوش نمي آيد و به اصطلاح باعث پس زدن او مي شود.
اين سريال را به نوعي مي توان نمونه ايراني «پوآرو» قلمداد کرد. البته اين مقايسه به جهت ساختار کلي و مضمون اثر است. يعني در اين سريال با يک کارآگاه مواجه هستيم که بر اساس شواهد و قرائني که در دست دارد، به دنبال يافتن قاتل است. در سري نخست، «کارآگاه علوي» به عنوان کاراکتر محوري داستان، هرچند گرفتار چارچوبهاي دولتي و مسائل سياسي است، ولي بيشترين انرژي وي صرف انجام وظيفه مي شود و گاهي درگير مانع تراشي هاي دولتي هاي فاسد است.
اين در حالي است که در سري دوم سريال بيشترين بخش از انرژي کارآگاه علوي به جاي آنکه صرف کارش شود و براي دستگيري قاتلها و مجرمان به کار برود، به دنبال مسائل سياسي بود. بخصوص که سريال از جايي شروع مي شود که کارآگاه علوي به نوعي از تبعيد بيرون مي آيد و سر کار بر مي گردد و همين مساله باعث شده در ادامه روند داستان، روي سياسي بودن اين شخصيت تأکيد بيش از اندازه اي شود.
در سري جديد اين سريال، جزئيات تصويري، وسايل و ابزار مختلفي که به عنوان آکسسوار به کار گرفته مي شوند، بيش از اندازه شسته رفته و تميز است. اين موضوع که بيشتر حاصل ويژگيهاي طراحي صحنه و لباس است، تاثير مستقيم و به نسبت منفي بر اثر دارد. چون نوعي اغراق در اين شيوه طراحي مشاهده مي شود که عنصر تاريخي بودن اثر را تحت تاثير قرار مي دهد و در نتيجه ذهن مخاطب را از نزديک شدن به موضوع دور مي کند.ف
به عبارت ديگر، مخاطب به طور طبيعي انتظار دارد وقتي يک سريال تاريخي را تماشا مي کند با نوعي قدمت مواجه شود. طوري که انگار خاک يک اثر قديمي را پاک مي کنيم تا بهتر ديده شود؛ در حالي که در اين سريال شرايط برعکس است. براي نمونه، به اندازه اي در تصوير نور وجود دارد و همه جا روشن است که مخاطب به سختي مي تواند باور کند اين فضا مربوط به چند دهه قبل است. چون بدون شک استفاده از برق طي سالهاي اخير بسيار فراگير شده و در گذشته خانه ها، خيابانها و محل کار تا اين اندازه در استفاده از انرژي برق راحت نبودند و نمي توانستند محيط اطراف خود را هر اندازه که مي خواهند، روشن و نوراني کنند. ديگر وسايل به کار گرفته شده نيز به گونه اي است که انگار همين الان توليد شده اند و روي ميزها قرار گرفته اند.
نکته ديگري که در سري دوم «کارآگاه علوي» وجود داشت، نوع ارائه تصوير و صداگذاري است. به اين مفهوم که در سري نخست نوعي رنگ قهوه اي بر کل تصوير تسلط داشت که به خوبي، قديمي بودن را به مخاطب منتقل مي کرد و کنتراست ايجاد شده در فضا براي بيننده کاملاً دلچسب بود و باورپذير بودن زمان و مکان را به مخاطب انتقال مي داد. در حالي که سري دوم «کارآگاه علوي» در تمامي جنبه ها خيلي رنگ و بوي امروزي به خود گرفته است. هر چند سعي شده است در طراحي صحنه و لباس گاهي از رنگهاي تيره و روشن به جاي رنگهاي درخشان استفاده شود، اما به هر حال رنگي بودن اثر بر ذهن بيننده در فاصله گرفتن از اثر و باور نکردن زمان وقوع حوادث تاثير منفي مي گذارد.
با آنکه طي سالهاي اخير صدابرداري سر صحنه بسيار رايج شده و مخاطب با اين شيوه خو گرفته است، اما درچنين آثاري که مخاطب قصد دارد خود را در زمان و مکان ديگري ببيند، اتفاقاً صداگذاري و دوبله به وي کمک مي کند که حس نوستالژيک مخاطب تحريک شود و با انطباق ذهني بيننده نسبت به آثاري که در گذشته با صداهاي ماندگار و زيبا ديده و شنيده است، از اين اثر تلويزيوني نيز لذت بيشتري ببرد. نکته اي که در سري نخست «کارآگاه علوي» به آن توجه مناسبي شده بود و همين مساله بر عنصر ايجاد صميميت در اثر صحه مي گذارد.
مقايسه تأثير صداهاي دوبله شده بازيگران مجموعه «کارآگاه علوي» به خوبي مي تواند اين موضوع را نشان دهد که تا چه اندازه صداها تاثيرگذاري بسيار بيشتري بر مخاطب داشته اند. اگر بپذيريم که جنس صدا و هماهنگي آن با نقش، عنصر بسيار مهمي در برقراري ارتباط مخاطب با نقش و اثر شمرده مي شود، بايد در مورد يک سريال تاريخي، اين کار با دقت و وسواس بيشتري صورت بگيرد تا ذهن بيننده را به زمان و مکان وقوع اتفاقها نزديک کند.
در مجموع بايد گفت در سريال «کارآگاه علوي 2 » دقت زيادي در زمينه ارائه اثري با کيفيت و مخاطب پسند صورت گرفت ، اما تأکيد بر اينکه همه چيز حرفه اي باشد و دقيق و بي عيب به کار گرفته شود و کم توجهي به عناصري که باعث شده بود سري نخست اين سريال بر دل مخاطب بنشيند، اين سريال را با کاهش علاقه مندان به اين اثر تلويزيوني مواجه کرد.

  


برگزاري دومين سمپوزيوم بين المللي مجسمه سازي تهران به سال آينده موکول شد



برگزاري دومين سمپوزيوم بين المللي مجسمه سازي تهران به دليل عدم تأمين اعتبارات مالي، به سال آينده موکول شد. مجتبي آقايي- مدير مرکز هنرهاي تجسمي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با اعلام اين مطلب به ايسنا گفت: سال گذشته بودجه اين برنامه تأمين نشد و به همين دليل تخصيص اعتبار آن به سال جاري موکول شد، که ابتدا قرار بود تير ماه و بعد از آن در اواخر فصل تابستان برپا شود، ولي به دليل تأمين نشدن اعتبارات مالي برگزاري آن به سال آينده موکول شد.
آقايي پيش از اين گفته بود: اعتبارات اين سمپوزيوم در برنامه سال 88 مشخص مي شود و به دنبال آن دبير و فراخوان اين برنامه اعلام خواهد شد. حتي سه گزينه براي دبيري اين سمپوزيوم پيشنهاد شده بود، که با اين تأخير زماني احتمالاً تمام اين برنامه ها نيز لغو مي شود.
به گزارش ايسنا، بعد از برگزاري نخستين سمپوزيوم مجسمه که اسفند ماه سال 85 با موضوع «علم، هنر، معنويت» توسط سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و با حضور 22 هنرمند از سراسر دنيا در پارک چيتگر برپا شد، قرار است بعد از دو سال وقفه، دومين دوره از اين سمپوزيوم بين المللي توسط سازمان در سال 89 برگزار شود.

  


اشيا در غياب انسان



* محمد کاظم کاظمي
شايد از اوايل قرن حاضر بود که نوعي نمادگرايي در شعر فارسي رايج شد و اين همراه بود با پيدايش موج شعر سياسي و اجتماعي



بعد از مشروطيت. در آن زمان شاعران دو گروه بودند، گروهي که ساده و صريح سخن مي گفتند و بيشتر متکي به سنت کهن فارسي بودند و گروهي که مي کوشيدند به جاي افراد يا گروههاي خاص شعرشان، نمادهايي از طبيعت را برگزينند و آنگاه شعر را در سايه آن نمادها پيش ببرند. مثلاً شاعر تصويري از يک شب تيره مي آورد و آن شب تيره، نمادي بود از دولت استبدادي. آنگاه پاي يک ستاره به ميان مي آمد که مثلاً در پرده يک ابر سياه ناپديد مي شد و در نهايت نويدي از رسيدن خورشيد مي آمد که منظور از آن، يک حکومت آرماني و مردمي مي بود.
سخن درباره ويژگيهاي اين شعرها بسيار است، اما آنچه در اينجا مي خواهيم بر آن تأکيد کنيم، وفور نمادها و غيبت انسان در اين شعرهاست. اينجا عناصري مثل شب، ستاره، خورشيد، لاله، ابر، باد، درخت، رودخانه و امثال اينها جاي انسانهاي واقعي را گرفته اند و شاعر نيز در پي بيان مناسبات آنهاست تا بدين صورت به طور غيرمستقيم به وضعيت جامعه اشاره کند. اين نوع شعر، بيشتر محصول زمانه هاي استبداد و اختناق است که شاعر نمي تواند با شفافيت تمام سخن بگويد. از طرفي نيز شايد بعضي شاعران چنين مي پندارند که کلام فقط در اين صورت شاعرانه مي شود و اگر از انسان و تجربه هاي ملموس او سخن بگوييم، از شاعرانگي دور شده ايم.
اما بايد پذيرفت که نمادگرايي بسيار، حداقل دو عيب کلي دارد، يکي اينکه شعرها بدين وسيله سرشار از يک سلسله عناصر ثابت و هميشگي مي شود، همان چيزهايي که از آنها نام برديم. ديگر اين که بدين ترتيب صميميت و شفافيت از کلام گرفته مي شود. نمي توان حقايق اجتماعي و را به صورت ملموس و عيني بيان کرد و بدين وسيله به تأثير سخن خويش افزود.
تجربه هم نشان داده است که در هر دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامي، کساني بيشتر موفق بودند که از اين نمادپردازي شديد فاصله گرفتند و کوشيدند تا حدود زيادي تجربه ها و چشم ديدهاي عيني انسانها را دستمايه سرايش شعر سازند. از اين ميان مي توان به سهراب سپهري و فروغ فرخ زاد از شاعران پيش از انقلاب و قيصر امين پور، علي رضا قزوه و احمد عزيزي از شاعران پس از انقلاب اشاره کرد.
با اين وصف، مي توان شعر «اقتدا به لاله ها» از جناب احمد قربان نژاد را اثري نمادگرايانه ناميد، به گونه اي که تقريباً در همه شعر، اين اشياي پيرامون هستند که جايگزين انسانها شده اند و به جاي آنها نقش بازي مي کنند. با هم چند بند از شعرشان را مرور مي کنيم.
خواب ديدم، خواب سالي سرخ را
سال سرخي که بهاراني نداشت
سال رزم و سال پيکار و نبرد
سال شط هايي که باراني نداشت
*
خواب ديدم لحظه تلخ وداع
فصل کوچ نوبهاري سر رسيد
خون دل مي ريخت کز خورشيد عشق
چون پرستو در خزان پر مي کشيد
*
خواب مردان ظفرانگيز و يل
خواب آن دريادلان پرظفر
خواب جيحون و مريوان، خواب شوش
خواب شوق حمله در گاه خطر
*
چون که چشمم باز شد از خواب ناز
بوس گرم آفتاب بر خاک بود
شهر در آرامش خود مي تنيد
دشت سرخ لاله ها غمناک بود
*
حال تکليف است بر ما چون وضو
کز فرات عشق آن آلاله ها
جانماز سرخ همرزمان به پيش
اقتدا بر باور آن لاله ها
آنچه علاوه بر اين نمادپردازي در اين شعر به چشم مي زند، تکراري بودن اين نمادهاست. بهار، باران، خزان، لاله، پرستو و خورشيد آن قدر در شعر اين چند دهه تکرار شده اند که تأثير القايي خود را از دست داده اند، مگر اينکه در کسوتي تازه مطرح شوند و نماد چيزهاي تازه اي قرار گيرند. وقتي اين نمادپردازي يک شکل و طرز واحد و ثابت دارد، طبيعتاً آن تأثير القايي کافي را نخواهد داشت. من فکر مي کنم که مروري بر تجربه هاي شاعران دهه هاي هفتاد و هشتاد، به ويژه دهه اخير مي تواند براي جناب قربان نژاد و ديگر دوستاني که هنوز در همان حال و هواي چند دهه پيش کار مي کنند، بسيار راهگشا باشد.
اما از اينها که بگذريم، بايد به چند نکته فني در اين شعر هم اشاره کنم:تعبير «پرظفر» چندان فصيح نيست، چون «ظفر» به معني «پيروزي» است و مثل اين است که گفته باشيم «پرپيروزي». در مصراع «بوس گرم آفتاب بر خاک بود» کمي اضافه وزن به نظر مي رسد، يعني کلمات «آفتاب» و «بر» جاي همديگر را تنگ کرده اند. در بند آخر شعر نيز «آلاله» و «لاله» با هم قافيه شده اند که اين زيبا نيست، چون اين دو در واقع يک چيز هستند. اين نکته نيز جاي يادآوري دارد که رود «جيحون» در مناطق جنگ تحميلي واقع نشده است، بلکه در مرز افغانستان و تاجيکستان است و امروز به «آمو» شهرت دارد.

  


مرور 50 سال موسيقي اصيل ايراني در فرانسه و سوئد



50 سال موسيقي اصيل ايراني در فرانسه و سوئد مرور مي شود.
به گزارش ايسنا، محمود جاهد با همراهي گروه موسيقي «درويش خان» برگزيده اي از آثار خوانندگان موسيقي اصيل ايراني از مشروطه تا عصر حاضر را در فرانسه و سوئد اجرا خواهد کرد.
اين خواننده جوان با همراهي گروه «درويش خان» آثاري از عارف قزويني تا استاد محمدرضا شجريان را بازخواني خواهد کرد.

  


«پنالتي» و «کودک و فرشته» پروانه نمايش گرفتند



گروه هنر- شوراي صدور پروانه نمايش 35 ميلي متري در جلسه اخير خود براي دو پروژه سينمايي پروانه نمايش صادر کرد.
به گزارش روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد فيلم « پنالتي» به تهيه کنندگي سعيد سيدزاده و کارگرداني انسيه شاه حسيني و فيلم «کودک و فرشته» به تهيه کنندگي حسن کلامي و کارگرداني مسعود نقاش زاده عنوان دو پروژه اي است که از اين شورا پروانه نمايش دريافت کرده اند.

  


مدير شبکه سه سيما خبر داد؛
«مهران مديري» سريالش را با موضوع اصلاح الگوي مصرف کليد مي زند



مدير شبکه سه سيما گفت: مهران مديري سريال جديد خود را تا يک ماه آينده با موضوع اصلاح الگوي مصرف کليد مي زند.




«علي اصغر پورمحمدي» در گفتگو با فارس گفت: در راستاي نامگذاري امسال به نام اصلاح الگوي مصرف، شبکه سه سيما قصد دارد سريالي با توجه به اين مضمون بسازد.وي افزود: اين سريال که هنوز نامي براي آن مشخص نشده، در 90 قسمت و در قالب طنز ساخته خواهد شد. اين سريال در حال حاضر مرحله پيش توليد خود را مي گذراند و مهران مديري اين سريال را تا يک ماه آينده کليد مي زند.
بنابراين گزارش، داستانهاي سريال جديد «مهران مديري» را «خشايار الوند» و «اميرمهدي ژوله» مي نويسند و تا به حال فقط طرحي از اين سريال به شبکه سه سيما ارايه شده است.«سيامک انصاري» و «علي لک پوريان» نيز در اين مجموعه به مديري کمک مي کنند و در حال حاضر در لوکيشن اين سريال مستقر شده و مشغول آماده سازي آن هستند.
مهران مديري نيز در حال انتخاب بازيگران است و در نگارش متن ها نيز به نويسندگانش مشاوره مي دهد.

  


کشف 2 مجموعه داستان منتشر نشده از آگاتا کريستي



دو مجموعه داستان کوتاه منتشر نشده از «آگاتا مري کلاريسا» مشهور به «آگاتا کريستي» نويسنده داستانهاي جنايي و ادبيات کارآگاهي در منزل ييلاقي وي پيدا شد.به گزارش فارس، اين مجموعه داستانها که درباره شخصيت داستاني محبوب و کارآگاه بلژيکي «هرکول پوآرو» قلمي شده به دستخط نويسنده در منزل ييلاقي او پيدا شده است. اين دستنوشته ها روي 73 دفترچه يادداشت به رشته تحرير درآمده و حاوي دو مجموعه داستان کوتاه به صورت جداگانه است.
آگاتا کريستي از اين شخصيت در بيش از 50 داستان کوتاه و بالغ بر 30 داستان بلند به عنوان شخصيت اصلي استفاده کرده است که اين آمار با کشف دو مجموعه داستان کوتاه درباره اين شخصيت داستاني افزايش پيدا مي کند.

  


با حضور هنرمندان ايراني؛ بي ينال ونيز امروز افتتاح مي شود



پنجاه و سومين بي ينال ونيز امروز بعدازظهر با موضوع «ساختن دنياها» و با حضور 3 هنرمند ايراني در ونيز برگزار خواهد شد.به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، پنجاه و سومين بي ينال ونيز در حالي افتتاح مي شود که «دنيل بيرنبائوم»، رئيس سوئيسي اين بي ينال در کنفرانس مطبوعاتي خود، از مردم سراسر جهان براي حضور در جهاني وسيع و چند بعدي از آثار خلاقانه هنر معاصر دعوت کرد.

  


تعداد آثار ارسالي مستند، کوتاه و انيميشن جشن خانه سينما اعلام شد



گروه هنر- تعداد آثار رسيده در بخشهاي مستند، کوتاه و انيميشن جشن خانه سينما اعلام شد.
روابط عمومي سيزدهمين جشن بزرگ سينماي ايران ضمن اعلام اين خبر افزود: با پايان يافتن مهلت دريافت آثار جشن بزرگ سينماي ايران، تعداد 300 اثر مستند (کوتاه، بلند)، تعداد 321 اثر کوتاه داستاني و تجربي و همچنين تعداد 65 اثر انيميشن به دبيرخانه جشن واصل شده است.گفتني است؛ آيين گشايش نخستين مرحله داوري اعطاي تنديس شايستگي سيزدهمين جشن بزرگ سينماي ايران شامگاه چهارشنبه 20 خرداد ماه در ساختمان وصال برگزار مي شود.

  


منظومه «علي نامه» با مقدمه شفيعي کدکني تير ماه منتشر مي شود



منظومه «علي نامه» سروده شاعري گمنام با تخلص «ربيع» که آن را در اعتراض به «شاهنامه» فردوسي سروده است، ماه آينده منتشر مي شود.
به گزارش مهر، اکبر ايراني مدير مرکز پژوهشي ميراث مکتوب و تعدادي از اعضاي اين مرکز به همراه برخي نسخه پژوهان و کارشناساني که در تصحيح اثر مذکور سهمي داشته اند با محمدرضا شفيعي کدکني ديدار کرده اند و مجوز انتشار مقاله اي که وي آن را 10 سال پيش درباره اين اثر نوشته بود، به عنوان مقدمه کتاب «علي نامه» اخذ کرده اند.
«علي نامه» اثري است به سبک شاهنامه فردوسي مربوط به اواخر قرن پنجم هجري و درباره دلاوريهاي حضرت علي(ع) در جنگهاي صدر اسلام که به نظم در آمده است. نسخه اصلي اين اثر در موزه قونيه بوده و قرار است اوايل تير ماه با مقدمه دکتر محمدرضا شفيعي کدکني و مقاله اي ديگر (به زبان انگليسي) از دکتر محمود اميرسالار به صورت رنگي منتشر شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com