|
* عباسعلي سپاهي يونسي
1 ) اين روزها، مصادف با نودمين سالروز تولد عباس يميني شريف در سال 1298 است. مردي که عمر خود را وقف تلاش براي کودکان

اين سرزمين کرد، آن هم در روزگاري که کودکان و کودکي مقوله اي نبود که بزرگترها آن گونه که بايد و شايد دغدغه آن را داشته باشند.
کسي براي کودکان شعري نمي گفت و يا تعداد شعرهاي سروده شده آن قدر انگشت شمار بود که در ميان انبوه شعرهاي بزرگسالان ديده نمي شد. تاريخ ادبيات کودکان و نوجوانان، تک شعرهاي جبار باغچه بان،پروين اعتصامي، نيما يوشيج، يحيي دولت آبادي و... را به خاطر دارد، اما در اين ميان بايد سهم بيشتري از اين تاريخ را به عباس يميني شريف، پروين دولت آبادي و محمود کيانوش اختصاص داد که از اين سه چهره، حالا فقط محمود کيانوش مانده اگر خواسته باشيم خدمات فرهنگي عباس يميني شريف را تيتر وار هم بنويسيم، خارج از اين مجال خواهد بود، اما مي توان اهل تحقيق را به سايت اين شعر به نشاني com . yamisharif . www ارجاع داد.

2 ) «پسر کوندارد نشان از پدر...» حکايت هومن يميني شريف فرزند عباس يميني شريف است. او که تحصيل کرده رشته مهندسي مکانيک است، اما به راه پدر رفته است و پي گير کارهاي انتشارات روش نو است و در اين مسير از همراهي هاي خانم توراندخت مقومي تهراني «مادرش» سود مي برد گفتگو با هومن يميني شريف را بخوانيد.
***
* آقاي يميني شريف با سپاس از شما، بگوييد استاد يميني شريف چرا سراغ شعر کودک رفتند و اولين شعرهايشان را در چند سالگي سرودند؟
** اينکه زنده ياد پدرم به سرودن شعر براي کودکان پرداختند حاصل يک نياز بود و اشعار ايشان پاسخي بود به محروميتها و نيازهاي دوران کودکي شان.
ايشان کودکي بسيار سختي داشتند و از مواهب بسياري که کودکان برخوردار بودند محروم بودند. بسيار کم سن و سال بودند که خانواده ايشان دچار محروميتها و مشکلات فراوان شدند و به همين خاطر حتي در مقطعي از زندگي، از تحصيل دورماندند.
اين محروميتها و نيازها باعث شد تا استاد به بعضي از مسائل و چيزها دلبستگي پيدا کنند، از جمله به طبيعت علاقه مند شدند که سرگرمي خاص ايشان بود. غير از طبيعت و دوستي با حيوانات و بازيهاي کودکانه و دويدنها در باغ، بازي و دلبستگي ديگر ايشان بازي با کلمات بود، ساختن ابيات با معني و بي معني، اضافه کردن ابياتي به بيت شعري از ديگران و... که از ميان دلبستگي هاي کودکانه، بازي با کلمات در ايشان ماندگارتر شد.
* و سرودن شعر را از کي شروع کردند؟
** از حدود 16 سالگي سرودن شعر را با موضوعاتي برگرفته از اشياء اطرافش شروع کرد و وقتي اين شعرها در محيط مدرسه خوانده شد از طرف يکي از معلمان مورد تشويق قرار گرفت.
* اين اتفاقها در دوره دانشسراي مقدماتي يعني در حوالي سال 1317 اتفاق افتاد؟
** بله و ايشان بعدها در دانشسراي عالي با جديت بيشتري به سرودن شعر پرداختند.
در 20 سالگي يکي از استادان دانشسراي عالي هم به تشويق ايشان پرداخت و با کمک هم مجله «بازي کودکان» را راه انداختند. اين مجله جايگاهي شد تا شعرهاي پدرم به طور مرتب به چاپ برسد و موضوع اکثر شعرها، برگرفته از محيط اطراف بود. موضوعاتي مثل حيوانات، درختان و...
بعدها شعرهايشان در مجلات ديگر هم به چاپ مي رسيد، مثل مجله دانش آموز و...
* شاعران ديگري هم بودند که قبل از استاد براي کودکان شعر سروده اند، اما چرا ما ايشان را به عنوان يکي از اولين شاعران جدي براي کودکان مي شناسيم؟
** علت اينکه ايشان را به عنوان اولين شاعر کودک مي شناسند آن است که يميني شريف همه کارهايش يا بخش اعظم آن براي کودکان بود و از اين نظر است که زنده ياد پدرم اولين شاعر سرودهاي کودکانه شناخته مي شود. او مردي بود که همه زندگي اش، صرف نوشتن براي کودکان شد.
* ايشان را به عنوان شاعر کودکان مي شناسند، اما شعر بزرگسال هم سروده اند...
** با اينکه ايشان شعرهايي هم براي بزرگسالان سروده، اما اين بخش اعظم کار ايشان نيست، با اينکه شعرهاي بزرگسال پدرم حتي در مجلاتي مثل «سخن» هم چاپ شده است، اما همان طور که گفتم حجم شعرهاي کودک حدود 90 درصد کار ادبي ايشان است. يعني شما اگر تأملي داشته باشيد، متوجه مي شويد ايشان در موضوعات فراواني براي کودکان شعر سروده اند و خوشبختانه خيلي از اين شعرها هم ماندني شده اند که از آن جمله است:
به دست خود درختي مي نشانم
به پايش جوي آبي مي کشانم
و يا
من يار مهربانم
دانا و خوش بيانم
ويا:
ما گلهاي خندانيم
فرزندان ايرانيم
اين شعرها تأثيرگذاري بسيار خوبي بر بچه ها به عنوان مخاطب اصلي اين شعرها داشته اند که علت آن آشنايي استاد با دنياي کودکان بوده که باعث شده حتي به ايشان لقب «کودک پير» بدهند.
* منظورتان آقاي مرادي کرماني است؟!
** زنده باشي! بله، آقاي هوشنگ مرادي اين لقب را براي ايشان به کار مي برد.
از طرفي شعرهاي استاد براي چند دهه جزو شعرهاي کتابهاي درسي دانش آموزان هم بوده...
* اما گويا اکنون شعرهاي ايشان از کتابهاي درسي حذف شده اند؟
** تا جايي که اطلاع دارم بله و مشغول گفتگو با وزارت آموزش و پرورش هستيم تا علت اين کار را بدانيم.
* براي شما تا چه اندازه مهم است که اين شعرها باز هم در کتابهاي درسي باشند؟!
** اين شعرها در طول 6 دهه، واسط بين پدر بزرگها و مادربزرگها و پدرها و مادرها با بچه هاي خودشان بوده اند و اين شعرها به نوعي جزو ميراث فرهنگي ما شده بودند.
* با توجه به خدمات استاد به ادبيات کودک و نوجوان ايران دور از انتظار نيست که حتي به اندازه يک شعر در کتابهاي درسي کودکان ما سهم داشته باشند!
** بله، بي گمان درست است.
* از سؤال اصلي دور نشويم، يکي از علتهايي که ايشان را بيشتر به شعرشان مي شناسيم تفاوت اين نوع ادبي با نوع ديگر از جمله نمايش، ترجمه، داستان و... است. شعر به لحاظ بهره مندي از وزن و قافيه و موسيقي و عوامل ديگر اين قابليت را دارد که مخاطب، آن را حفظ کند...
** درست است. اکنون آنچه ما از گذشتگان در حافظه داريم بيشتر شعر است و حتي آنجا که مي توانيم نثر ديگران را از حفظ بخوانيم، نثر، سجع دارد و آهنگين است مثلاً «منت خداي را عزوجل که...»
* زماني که استاد به طور جدي به شعر و ادبيات کودکان پرداختند، وادي خالي از افراد ديگري بود که براي کودکان کار کنند. اين موضوع چه مشکلاتي را براي استاد به وجود مي آورد؟
** پرسش بسيار خوبي است، چون اين موضوع يکي از مسائل بسيار مهم است. در آن مقطع براي خيلي ها شعر گفتن و شاعر بودن حرفه يا دلمشغولي جدي به شمار نمي آمد و حتي گاهي به سخره گرفته مي شد.
حالا در اين اوضاع، شاعري آمده بود که مي خواست فقط براي کودکان شعر بگويد. پدرم گاهي از مشکلاتي که از سرگذرانده بود برايم تعريف مي کرد. حتي گاهي صحبت ها و خاطره ها از اين حکايت داشت که شعر سروده ايشان به جد گرفته نمي شد. مثلاً مي گفتند: «الان شعر کودک مي گويد، بزرگ که شد براي بزرگترها شعر خواهد گفت! »
* اين نگرش البته اکنون و بعد از 60 سال هم وجود دارد و هنوز بعضي ها گمان مي کنند حد و اندازه شعر کودک پايين تر از شعر بزرگسال است!
** متأسفانه بله که اگر شاعر بخواهد براي کودکان، شعر کودک خوب بگويد بايد کار بزرگتري انجام بدهد!
* گويا دلبستگي فراوان استاد به ادبيات کودکان باعث شد تا تحصيل در مقطع دکتري ادبيات را هم به پايان نرسانند؟!
** بله ايشان بايد براي رساله دکتري خود موضوعي را انتخاب مي کردند و يکي از استادان مطرح آن روزگار دانشگاه تهران به ايشان پيشنهاد مي دهد که موضوع رساله دکتري خود را يکي از شاعران کلاسيک قرار دهد و پيشنهاد پدرم ادبيات کودک بود که با مخالفت شديد آن استاد محترم (که نام نمي برم) روبه رو شد و البته در آن موضوع، رساله ننوشت و گفت: «من رساله و مدرکم را از بچه ها مي گيرم» که گرفت و دکتراي ايشان را بچه ها دادند!
* در بررسي تاريخي شعر کودک ما سه شخصيت مطرح داريم: عباس يميني شريف، پروين دولت آبادي و محمود کيانوش. به نظر شما تفاوت کار اين سه شاعر در چيست؟
** در پرسشهاي قبلي گفتم ايشان در چه شرايطي شعر کودک را شروع کردند، اما محمود کيانوش و پروين دولت آبادي بعد از دو دهه از شروع شعر کودک پدرم وارد اين عرصه شدند و روزگار آنها و شعر آنها هم تفاوتهايي با شعر پدرم دارد، اما در کتاب «نيم قرن در باغ شعر کودکان» پدرم از محمود کيانوش و خانم دولت آبادي به عنوان شاعران و نويسندگان خوب کودک نام مي برد و آنجا از نسل جوان امروز مثل آقاي کشاورز هم ياد مي شود که شعرش حال و هواي خود را دارد.
* مجال ما بيشتر از اين نيست که بيشتر در خدمت شما باشيم. اگر صحبت خاصي داريد بفرماييد...
** شعر و ادبيات ما، در پيوند دادن نسلها نقش فراواني دارد و شعر کودک هم از اين قاعده مستثنا نيست. يک شعر کودک را ممکن است در دهه هاي مختلف هم يک پدر و مادر بخواند و هم فرزندان آنها و اين باعث به وجود آمدن احساسهاي مشترک مي شود که متوليان اين شعر و ادبيات بايد به آن توجه کنند و در حفظ آن بکوشند. از اين منظر همان طور که گفتم تلاش مي کنيم شعرهاي يميني شريف دوباره به کتابهاي درسي برگردد. |