|
* زهره کهندل
در قرن بيست و يکم که عصر اطلاعات و ارتباطات است، رسانه ها به عنوان حلقه هاي واسط در اين جريان قرار مي گيرند. رسانه ها

از چنان قدرتي در عصر سرعت انتقال اطلاعات در جهان برخوردارند که مي توانند مديريت افکار عمومي را در سطوح مختلف داشته باشند. اين مديريت نه فقط در سطح خبررساني و گزارش نگاري، بلکه در عرصه نقادي، بررسي و تحليل رخدادها و اظهار نظرهاي مختلف مفهوم مي يابد.
در حالي که انتخابات به عنوان پاشنه آشيل نظام هاي دموکراتيک در جهان براي خيل عظيم مردم جامعه و نخبگان و روشنفکران آن جوامع در حوزه ها و منصب هاي مختلف با اهميت است، رسانه ها نيز نقش و سهم مديريتي خود را که گاه با التزام به اصول حرفه اي و گاه با جريانهاي سطحي و پوپوليستي همراه مي شود، در اين ميدان رقابتي ايفا کنند. پوپوليسم که واژه اي در ادبيات سياسي جوامع دموکراتيک است به معناي عوامفريبي بوده و گريبانگير کشورهايي که رأي مردم در آن شرط است، مي شود، برخي براي رسيدن به قدرت از اين نوع ادبيات و رفتارها که جرياني مخالف نخبه گرايي و کار کارشناسي است، بهره مي برند.
در خصوص ضرورت طرح بحث «بررسي پوپوليسم رسانه اي و نيز نقش رسانه ها براي از بين بردن فضاي پوپوليستي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري» با دکتر مسعود کوثري، مدير گروه ارتباطات دانشگاه تهران گفتگو کرده ايم تا اين بحث را از نگاه کارشناسي بررسي کنيم. در ادامه مشروح گفتگو مي آيد:
* آقاي دکتر کوثري! به شاخصه ها و رفتارهاي جريان پوپوليستي در رسانه ها اشاره مي فرماييد؟
** تشديد رفتار پوپوليستي رسانه ها تا حدودي بستگي به رابطه آنها با جريانهاي سياسي کشور دارد به عبارت ديگر در فضاي سياسي کشور روزنامه ها در مسير پوپوليست حرکت کرده و از اين شيوه برخورد به جاي گسترش نقد و منطق استفاده مي کنند. در واقع همين عملکرد در جريانهاي سياسي و رفتارهاي نخبگان آنان ديده مي شود. با اين تفسير مطبوعات از مسير ميانه خود دور مي شوند و آن را در جامعه تشديد مي کنند. در فضاهايي که هيجانات حاکم است براي شيوه جذب طرفدار چنين حرکتهايي مي شود، طبيعتاً مطبوعات هم به اين مسير کشيده مي شوند. به نظر من مطبوعاتي که تفکر پوپوليستي را ترويج مي دهند مطبوعاتي هستند که به شدت از تفکر، منطق و رعايت کدهاي اخلاقي دوري مي کنند. منافع جناحي را بر منافع مردم ترجيح مي دهند و حتي ممکن است دموکراسي را در پاي اين منافع قرباني کنند. اين مشخصات مطبوعات پوپولسيم است.
* قدرت و توانايي رسانه هاي مختلف ديداري، شنيداري، مکتوب و مجازي در مواجهه با اين جريان چگونه است؟
** از ميان رسانه هاي سنتي، تلويزيون قدرت پوپوليستي رسانه اي بيشتري نسبت به راديو و مطبوعات دارد به ويژه در جامعه سنتي ما، قدرت اين ابزار رسانه اي در ايجاد جريان پوپوليستي بيشتر است. اين نسبت را حتي مي توان در مقايسه با قدرت رسانه هاي مدرن هم بيان کرد. با اين حال از ميان رسانه هاي جديد، موبايل توانمندي و ويژگي ورود در حرکتهاي پوپوليستي را پيدا کرده است. به خاطر سهولت کاربرد، ضريب نفوذ بالا در جامعه، در دسترس بودن و تعداد بالاي کاربران، اين امکان براي موبايل بيشتر است و به قدرت تلويزيون نزديک مي شود. سايتهاي اينترنتي هم اگر قدرتي داشته باشند، به مطبوعات نزديکتر مي شوند.
* آيا رسانه ها قابليت کنترل جريانهاي پوپوليستي را در کشورهاي دموکراتيک که خواسته و ناخواسته دامنگير اين جريان مي شوند را دارند؟
** بايد بر روي التزام به کدهاي حرفه اي و اخلاقي رسانه ها تأکيد شود. از سوي ديگر در کشور ما بايد نقش رسانه و حرکت صحيح آنها در اين مسير مشخص گردد. از سوي ديگر بايد فرآيندهاي ارزيابي داشته باشيم. نقش رسانه ها بايد مورد بازبيني قرار بگيرند. مطبوعات بايد نقش خود را مشخص کنند اگر رفتار آنها پوپوليستي است گرايش آنها بايد واکاوي شود. لذا مي توان مانع رشد رفتارهاي پوپوليستي در جامعه شد. نکته دوم اينکه يک نظام حقوقي مستحکم و تعريف شده در برابر رسانه هاي جمعي بايد باشد. آيا کسي که از مطبوعات و رسانه ها شکايتي دارد مي تواند به راحتي اين انتقاد خود را وارد کند يا نمي تواند؟ اين امر تنها در گروي نظام حقوقي سالم رخ مي دهد که با نظام حقوقي روشن درباره رسانه ها بتوان نسبت به تخطي آنان از رفتار اصلي شان به مسير درست هدايتشان کرد. بار ديگر بعد از سه دهه از انقلاب اسلامي ايران بايد به تعريف مجدد رسانه ها بپردازيم. متأسفانه در شلوغي هاي انقلاب و فضاهاي سياسي بعد از آن فرصت نکرديم، صادقانه و شفاف نقش رسانه ها را مورد نقد و بازبيني قرار دهيم. اگر اين اتفاق نيفتد قطعاً جنبه هاي پوپوليستي در رسانه ها بيش از آنچه مشاهده مي کنيم، گسترش پيدا مي کند.
* با توجه به وجود جريانات پوپوليستي در کشورهايي چون آمريکا، رسانه هاي آن کشور چه قدر در دامن زدن و يا کنترل آن مؤثر بودند و ديگر کشورهاي دموکراتيک جهان در مواجهه با ورود پوپوليسم چه کردند؟ آيا کشور ما هم از تجربيات موفق رسانه ها در کنترل اين خطر در جامعه بهره برده است؟
** جريان پوپوليسم در غرب هم مشاهده مي شود. فرانسه بعد از جنگ جهاني دوم چنين شرايطي را داشت و شارل دوگل (رئيس جمهور پنجم فرانسه در سال 1958. م) و ديگران سعي مي کردند که راديو، تلويزيون و مطبوعات به نفع حکومت کردن خودشان استفاده کنند. طبيعتاً در آمريکا و ديگر کشورها هم اين تجربيات وجود داشته است اما همواره جريان غالبي سعي در متعادل کردن اين رفتارها در جامعه دارد. به عبارت ديگر سنت هاي ژورنالسيم در مطبوعات و راديو، تلويزيون مانع غلطيدن رسانه هاي آنان در پوپوليسم مي شود. از سوي ديگر مقاله نويسي و نقد مستمر رفتارها و ادبيات ژورناليستي در آن کشورها موجب مي شود که نخبگان و پژوهشگران آنها نسبت به تهديد خطر پوپوليسم در رسانه هايشان هشدار دهند. اما در کشور ما تعداد کتابهاي تحقيقي و نقد برنامه هاي صدا و سيما و مطبوعات کم است. کتابهاي تاريخچه مطبوعات در ايران بسيار است اما آثار تجربي و تحقيقي مستحکم راجع به برنامه هاي به روز رسانه ها انگشت شمارند، با اين تفاسير امکان نقد و اصلاح هم وجود ندارد. از سوي ديگر جريان اصلي رسانه اي کشور ما دچار اين مشکل شده است به نظر من هنوز پس از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي جريان رسانه اي در ايران، مورد بررسي علمي قرار نگرفته و اين تنگناها روشن نشده است. هنوز رابطه رسانه ها و جريان هاي سياسي به صورت علمي بررسي نشده تا ريشه هاي اين گرايش پوپوليستي روشن شود.
* اين معيارهاي دوگانه در تشخيص جريان هاي پوپوليستي چه قدر به بدنه مردمي جامعه ضربه مي زند و به انتخاب اشتباه آنان دامن مي زند؟
** دقيقاً همين فرآيند دوگانه مردم را وارد مسير پوپوليسم مي کند و قدرت تفکر عقلاني را از آنان مي گيرد. رسانه هاي ما به دلايل مختلف در جهت خاموش کردن اين شعله عقلانيت عمل مي کنند بنابراين نه تنها خود به دام پوپوليسم دچار مي شوند بلکه اين جريان را در کشور نيز تشويق و ترويج مي کنند. به نظر من بايد سهم روزنامه نگاري و ژورناليسم پژوهشي را در کشور بيشتر کرد تا با مستندات، کار علمي و مداوم، بسياري از امور روشن شود. ژورناليسم پژوهشي در کشورهاي غربي سهم مهمي دارد اما در کشورما اين مورد جايگاهي ندارد. در ساختار مطبوعاتي کشور ما، غيرحرفه اي ها زيادند و ناپخته ترين اين افراد به ميدان تهيه گزارش مي آيند در حالي که افراد با تجربه در تحريريه ها، کار اين افراد را تصحيح مي کنند اما کار اين افراد به لحاظ محتوايي و شکلي اشکالات بسياري دارد. اين افراد به دليل تجربه و اطلاعات کمي که دارند به دام هيجانات مي افتند و پوپوليسم را در رسانه ها ترويج مي کنند.
* در مقابل سخنان شما به کم توجهي رسانه ها به ژورناليسم پژوهشي، اين ادعا وجود دارد که مهمترين هدف رسانه، جذب مخاطب است که گاه اين امر توجيهي براي رفتارهاي پوپوليستي برخي رسانه ها مي شود. آيا مرز ميان اين جذابيت و ادبيات پوپوليستي در رسانه ها تفکيک شده است؟
** فقط تيتر روزنامه ها، آن را به سمت جريانات پوپوليستي نمي برد. به هر حال يکي از اصول اصلي ژورناليستي، ويژگيهاي برجسته و جذاب تيتر است که با نوآوري، بخش مهمي از مطلب را در خود داشته باشد. اما اين شاکله روزنامه هاست که به سمت روزنامه هاي زرد حرکت مي کند. گرچه روزنامه هاي رسمي هستند و يا نقش آن را بازي مي کنند اما در واقع به سوي نوعي روزنامه نگاري زرد پنهان در حرکتند. اگر روزنامه ها محتواي غني داشته باشند کمتر به اين سمت حرکت مي کنند، اما متأسفانه رسانه هاي ما در جهت مخالف محتواگرايي، به دور باطلي افتاده اند. روزنامه هاي ما محتوا ندارند بنابراين مخاطب هم ندارند و با تيترهاي جنجالي به دنبال جلب مخاطب هستند. تا زماني که اين روند تغيير نکند، رسانه هاي ما دامنگير پوپوليسم خواهند بود.
* آيا اين رسانه ها در اين روند اشتباه موفق هم بوده اند، زيرا گاه شاهد اقبال عمومي به تيترهاي جنجالي بوده ايم؟
** مردم از جنجال خوششان مي آيد بي آنکه متوجه شوند اين جذابيت متأثر از بي محتوايي رسانه هاست. بسيارند مخاطباني که پس از خواندن تيتر جنجالي به سراغ محتواي مطلب مي روند و بي محتوايي آن، موجب سرخوردگي شان مي شود. اين تجربه تلخ در روزنامه نگاري رسمي ايران، آن را به سمت روزنامه نگاري زرد مي برد. همين عملکرد را در اخبار نرم صدا و سيما هم شاهد هستيم که با تيترهاي ابهام زا و سؤال برانگيز سعي مي کند مسايل بسيار بزرگ را خرد و کوچک کند و مخاطب را در حالت بلاتکليفي بيندازد. اگر صدا و سيما مي خواهد تبليغي عمل کند بايد رپورتاژ حرفه اي بسازد و نه اينکه در بخش اخبار، براي مثال خبرنگاري در بازار با خوردن خرما در مورد موضوعي مهم قضاوت و اظهار نظر مي کند و پاسخ آن را به عهده خود مخاطب مي گذارد. در اين صورت بيننده مي ماند و هزاران سؤال و ابهامي که از رفتن خبرنگار به مغازه و خوردن خرما و اظهار نظر کردن درباره اقتصاد کشور و يا رئيس جمهور مي خواهد با مردم سخن بگويد. بنابراين هرگونه استفاده سياسي از اين برنامه ها به عدم شناخت و تجربه تهيه کنندگان آن بر مي گردد.
* با توجه به اينکه نرم خبر، اتفاقي بود که در رسانه هاي جهان رخ داد و کشور ما هم از آن بي تأثير نبود، آيا اساساً نرم خبر براي جريان هاي پوپوليستي در رسانه ها بستر توسعه ايجاد کرد يا پوپوليسم ظرفيتهاي آن را در اختيار خود گرفت؟
** اصلاً نرم خبر (صافت نيوز) در دنيا در جهت پوپوليسم کردن مطبوعات و کاربرد آن براي تجاري کردن رسانه هاست. زماني که خبر روايتي مي شود از دقت هاي آن کاسته شده و به مصرفي شدنش کمک مي کنيم. اين مصرف گرايي در راستاي نوعي پوپوليسم است که در دنيا دارد راه مي افتد اما در غرب، آنها پس از يک دوران کار و تلاش براي ژورناليسم حرفه اي به اين سمت آمدند و ما بدون داشتن چنين پيشينه اي از آن استفاده مي کنيم. به جاي آنکه گزارشهاي معتبر خود را در اخبار به صورت دقيق و به موقع بدهيم. گاه در بخش اخبار نرم صدا و سيما سؤالهاي بسيار پيچيده اي مطرح مي شود که مخاطب از پس پاسخ به آن برنمي آيد. لذا اين تهديد خطرناکي است. من با روايتي کردن خبر و نرم خبر مخالف نيستم اما متأسفانه گاه تمام ناتواني ها و محدوديتها در توليد رپورتاژ به اين سمت سوق داده مي شود.
* به اين معنا که صافت نيوز به سمت دم دستي شدن اخبار رفته است؟
** نه تنها دم دستي شدن بلکه انداختن بار اخبار رسمي به دوش نرم خبر، به عبارت ديگر از زير بار کار شانه خالي کردن است. براي مثال زماني که خبرنگار نمي تواند گزارش موضوع پژوهشي و يا حوزه هاي تخصصي را بدهد اين را به خبرهاي نرم منتقل مي کند تا فقط حرفي بزند. اما اين باعث ايجاد سؤال و ابهام در ذهن خواننده مي شود. اين مسأله مي تواند آثار و پيامدهاي بسيار بدي در حوزه سياسي و براي مردم و رسانه ها داشته باشد.
* آيا اين خطر، رسانه هاي تصويري را با توجه به قابليتهايي که دارد بيشتر تهديد مي کند؟
** در جامعه ما، هنوز تلويزيون بيشترين قدرت تأثيرگذاري بر مخاطب را دارد و بعد از آن مطبوعات و سپس رسانه هاي مجازي با توجه به ضريب نفوذ پايين اينترنت در جامعه مي توان اين ترتيب را براي آن قائل شد.
* آقاي دکتر کوثري! گاه کاربرد واژه پوپوليسم در رسانه هاي ما دچار نوساناتي شده و تبديل به چماقي براي کوبيدن رقيب يا به نوعي برچسب زني شده است، چه قدر اين خطر موجب شده که رسانه هاي ما از شفاف سازي دور شوند و به تحليلهاي درست بدنه مردمي ضربه بزنند؟
** جدي گرفتن اخلاق حرفه اي، گسترش رويه هاي حرفه اي توليد گزارش و خبر، به کارگيري خبرنگاران و روزنامه نگاران جدي و حرفه اي، رعايت کردن جانب انصاف و عدالت که به کدهاي اخلاقي و حرفه اي برمي گردد، بازنگري در اهداف روزنامه ها و کنترل و مراقبت دائم آنها مي تواند همواره رسانه ها را با هشدارهايي در جهت دور نشدن از مسير اصلي شان مواجه کند.
به نظر من همواره بايد به نقش گروه دانشگاهيان، نخبگان و روشنفکران قائل باشيم که آنها با مراقبت مانع از تشديد فضاهاي پوپوليستي در رسانه ها شوند. در حال حاضر اين نقش خيلي جدي نيست. به همين دليل رسانه ها که قرار است آموزگاران جامعه باشند از مسير خود دور مي شوند و به جريان هاي پوپوليستي دامن مي زنند.
* حضرتعالي به عنوان کارشناس رسانه، فضاي رسانه اي کشور را در آستانه انتخابات فرارو چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** در اين انتخابات فضا خيلي حرفه اي نبود. به عنوان کارشناس رسانه و خارج از گود رسانه ها احساس مي کنم، اينها با چراغ خاموش در جريان انتخابات جلو آمدند و در واقع اين حرکت مردم بود که آنها را شگفت زده کرد. رسانه ها در انتخابات فرارو به جاي نقد، بررسي و تحليل خوب از کانديداها و جريانات انتخابات، بيشتر به صورت يک تراکت تبليغاتي در انعکاس اظهار نظر کانديداها عمل کردند. حتي از مردم هم در جهت اهميت انتخابات عقب تر بودند. |