صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
سوسه
عشقستان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 21خرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگو با رامبد جوان بازيگر وکارگردان ؛ عاشق سينماي کمدي ام!
 * حال احمد عزيزي رو به بهبودي است
 * نگاهي به نمايش «عجيب ولي واقعي» به کارگرداني ياسر خاسب؛ تحرک هستي انسان
 * سينمايي هاي آخر هفته تلويزيون
 * دفتر طراحي هاي پيکاسو از موزه پاريس ربوده شد
 * کمتر از 2 هفته پس از انتشار در ژاپن؛
رمان جديد موراکامي به فروش نيم ميليون نسخه رسيد
 * تا هفتادمين روز نمايش؛ «آواز گنجشکها» در بازار بين المللي 100 هزار دلار فروخت
 * در سري جديد مجموعه « ديدار آشنا » ؛
قاسمعلي فراست به سراغ « محبت » و « تميم داري » مي رود

گفتگو با رامبد جوان بازيگر وکارگردان ؛ عاشق سينماي کمدي ام!



* تکتم بهار دوست

خودش مي گويد که فيلم دومش يعني همين فيلم «پسر آدم، دختر حوا» از اولين تجربه اش خيلي بهتر شده است. رامبد جوان





بازيگر پر انرژي وخوش ذوق سينما وتلويزيون در دومين تجربه کارگرداني اش بعد از«اسپاگتي در هشت دقيقه» اين روزها مراحل پاياني فيلم «پسر آدم، دختر حوا» را پشت سر مي گذارد. گفتگوي کوتاه ما با او را در اين خصوص بخوانيد:
***
*آن طور که در خبرها آمده بود اين فيلم هم در ژانر طنز ساخته شده. حتماً علاقه شخصي تان به اين ژانر باعث شده تا در دومين تجربه کارگرداني هم به سراغ چنين مضموني برويد؟
** اينکه مي گوييد علاقه شخصي ام بوده، بله .من به اين گونه ژانرها علاقه دارم و خب طبيعتا به سراغ همين ها هم مي روم، اما به نظر من، در هر ژانري که فيلمي ساخته مي شود بايد لذت بخش و سرگرم کننده باشد.
اين فيلم هم از آن جنس کارهاست که من دوست دارم. من معتقدم که فيلمهاي کمدي، فيلمهاي با ارزشي اند که حال خوب به تماشاگر تزريق مي کنند، بخصوص در جامعه ما که مردم خسته اند و فشار اقتصادي و روحي زيادي دارند. در نتيجه وقتي که به سينما مي روند، مي خواهند که لذت ببرند و دو ساعتي را به هيچ چيز ديگري فکر نکنند. در پاسخ به بخش دوم پرسش شما بايد بگويم که در فيلم «اسپاگتي در هشت دقيقه» فضاهاي فانتزي خيلي بيشتر بود، ولي اين کار فانتزي نيست و يک کار کمدي درفضاي رئال است که شوخي در ديالوگها، موقعيتها و بازي بازيگران اتفاق مي افتد و روند قصه را پيش مي برد.
*ظاهراً در اين کار خودتان هم بازي مي کنيد؟اين قضيه بر روي کارگرداني و تمرکزتان بر اين بخش تأثيري نداشت؟
** راستش از اول اصلاً قرار نبود در اين فيلم بازي کنم؛ چون هم انرژي زيادي را از من مي گرفت وهم گزينه هاي بهتري براي اين نقش وجود داشت، اما سعيد حاجي ميري (تهيه کننده فيلم) دوست داشت که من هم نقشي را بر عهده بگيرم، خب من هم قبول کردم!
*از نقشتان در اين فيلم بگوييد؟
**نقشي که من بر عهده دارم؛ يعني نقش «ناصر»، چندان عجيب و غريب نيست و اتفاقاً شخصيت جذابي دارد و دقيقاً به همين دليل بود که پذيرفتم آن را بازي کنم.
*آقاي جوان! اين فاصله چهار ساله ما بين فيلم اول و دومتان براي چه بود؟
** ببينيد! من دوست دارم ايده هاي خودم را بسازم، منتها مشکل عمده اي مثل «تنبلي» دارم و در نوشتن اين ايده ها تعلل مي کنم! با اين همه، در اين مدت چهار سال، دو سناريو با آقاي حميد گرشاسبي نوشتم که يکي از آنها را آقاي گرشاسبي اشتباهي داد به يک کارگردان ديگر، در صورتي که من مي خواستم آن را بسازم و از دست رفت! و يک فيلمنامه ديگر هم هست که ان شاء ا... بعد از اين فيلم قصد ساختنش را دارم.يکي ديگر از دلايل به وجود آمدن اين فاصله اين بود که چون فيلمنامه هايي را که پيشنهاد مي دادند و مي خواندم را خيلي دوست نداشتم که بخواهم آنها را بسازم. از اينها که بگذريم، من چون در آن واحد، مشغول چندين کار هستم گاهي تيزر مي سازم، زماني تئاتر بازي مي کنم و وقتي هم سريال تلويزيوني مي سازم (که يکي از آنها را هم که امسال ديديد). خب، طبيعي است که اين فاصله ايجاد شود.
*با توجه به اينکه فيلمنامه «پسر آدم، دختر حوا» مال خودتان نبود، براي ساختش، دست به تغييري در فيلمنامه نزديد؟
** به نظرم فيلمنامه آنقدر محکم ودقيق نوشته شده بود که به تغييرخاصي نياز نداشت. از آن جنس شوخي هايي داشت که من خيلي دوست داشتم، ولي يکي از مشکلاتي که داشت حجم و پرداخت زياد آن بود که در طول مسير ساخت يکسري از صحنه ها و موقعيتها کمترشد.
*از انتخاب حامد کميلي، با توجه به اينکه او تا به حال سابقه بازي در ژانر طنز را نداشته است، بگوييد؟
** حامد جواني بااستعداد، علاقه مند و باانگيزه است و خيلي زودتر از آنچه فکر مي کردم، با فضاي کار هماهنگ شد. به نظرم اين نقش، محک خوبي براي اوست تا قابليتهاي تازه او ديده شود. من به توانايي او اعتقاد دارم.
*با توجه به اينکه بخش اعظم کار در يک دفتر وکالت مي گذرد و فضا بسته است، به لحاظ فيلمبرداري در پلاتو و دکورهاي داخلي مشکلي نداشتيد ؟
** نه، اصلاً! آتوسا قلمفرسايي که مسؤوليت طراحي صحنه و دکور را بر عهده داشت، دقيقاً آن چيزي را که من نياز داشتم و سناريو حکم مي کرد، طراحي کرد.
*حالا اصلاً داستان «پسر آدم، دختر حوا» چيست؟
**«پسر آدم، دختر حوا» فيلمي کمدي- اجتماعي است که به لجبازي هاي دو وکيل تازه کار مي پردازد. وکلايي که براي اولين بار مي خواهند دفتري را براي کارشان بگيرند که اتفاقات از گرفتن اين دفتر شروع مي شود و يکسري کشمکش هايي بين او و ديگر شخصيت اصلي قصه (مهناز افشار) ادامه پيدا مي کند.

  


حال احمد عزيزي رو به بهبودي است



خواهر احمد عزيزي از پرداخت هزينه هاي درمان و مراقبت از او در بيمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه توسط کامران باقري لنکراني وزير





بهداشت، درمان و آموزش پزشکي خبر داد و گفت: خوشبختانه با همکاري مناسب مسؤولان وضعيت جسماني احمد رو به بهبود است.
زينب عزيزي - خواهر بزرگتر احمد عزيزي در گفتگو با مهر با اشاره به روند رو به بهبودي وي گفت: خوشبختانه در حال حاضر وضعيت جسمي احمد بسيار بهبود يافته است.
وي درباره شکستگي استخوان در ناحيه لگن خاصره عزيزي نيز افزود: اين شکستگي کاملاً جوش خورده است و پزشکان اين مورد را اميدوارکننده دانسته اند و احتمال داده اند روند هوشياري او نيز ادامه يابد چرا که احمد اکنون ديگر اکثر اتفاقاتي را که دور و برش مي افتد درک مي کند و به آنها واکنش نشان مي دهد و هنگامي که ما خبرهايي خوشحال کننده به او مي دهيم لبخند مي زند و با شنيدن خبرهاي بد هم آه مي کشد.
خواهر اين شاعر درباره احتمال انتقال وي به بيمارستان مسيح دانشوري تهران نيز گفت: ما با دکتر مسجدي که از متبحرين کشور داراي فوق تخصص در زمينه عمل جراحي گلو است صحبت کرده ايم و ايشان با ابراز رضايت از روند هوشياري احمد گفته که با بالا رفتن هوشياري احمد، مي توان عمل گلويش را انجام داد و اميدوار است اين عمل در آينده نزديک در تهران انجام شود.
وي در پاسخ به اين سؤال که «آيا احمد عزيزي از زماني که به کما رفته شعري سروده است يا با شنيدن شعرهايي از خود به آنها واکنش نشان مي دهد يا نه؟» گفت: يکي از پرستاران عزيزي به نام آقاي عزتي که ارتباط بسيار نزديکي با احمد دارد بعضي وقتها مي گفت که شعري از احمد برايش خوانده و او هم آن را لب خواني کرده است. احمد همچنين با شنيدن صداي شجريان بسيار شادمان مي شود.
احمد عزيزي از 15 اسفندماه 86 به دليل کاهش سطح هوشياري ناشي از تشنج، بيماري قلبي و کليوي در کما به سر مي برد.

  


نگاهي به نمايش «عجيب ولي واقعي» به کارگرداني ياسر خاسب؛ تحرک هستي انسان



* مهدي نصيري

ياسرخاسب در نمايش قبلي اش- هديه مرموز- با به کارگيري مناسب فنون بازيگري و اجراي آن در قالب يک کار هدفمند، توانست فرم





روايي نمايش مبتني بر زبان بدن را با حرکت از وجوه بيروني اجرا به مفاهيم دروني نمايش به تماشا بگذارد و حالا در پي تکرار موفقيت پيشين، نمايش- عجيب ولي واقعي- را در حال اجرا دارد که باز هم بر پايه ارتباط مستقيم بازيگر- تماشاگر طراحي شده و قصد دارد از جنبه هاي بيروني و ديداري حرکت بازيگر، به وجوه دروني معنا برسد.
در واقع، مي توان اين کارگردان و آثارش را پيرو سبکي دانست که پس از تطور ماهيت حضور و اهميت نقش بازيگر در نمايش و از نظريات استانيسلاوسکي به بعد در تئاتر مدرن جهان محوريت پيدا مي کند. اين شيوه به روياي تئاتري کريگ در دستيابي به احساس از طريق حرکت و شيوه ديداري مورد انتظار آپيا مي رسد و سپس در تئاتر بي چيز گروتفسکي ماهيتي متفاوت پيدا مي کند و به محوريت حرکت در آثار مارتاگراهام و آلوين نيکلائيس مي رسد.
هر چند متأسفانه در تئاتر ايران اشتياق به تقليد و تبديل بي واسطه تئوري به عمل، هيچ گاه اجازه رسيدن به توليدي مبتني بر قواعد سبک را به کارگردانهاي جوان تئاتر نداده است، اما علاقه به تجربه کردن اين شيوه ها همچنان در بسياري از جوانان تئاتري وجود دارد و از ميان آنها تاکنون «ياسر خاسب» با چند اجرا توانسته شيوه اش را به برخي اصول و معيارهاي قابل قبول تئاتر مدرن و متکي بر حرکت نزديک کند.
خاسب در «عجيب ولي واقعي» ظاهرا ساختار و شکل کلي نمايش را براساس يک ايده ساده اوليه به دست آورده است؛ دو اندامواره ناقص از بدن انسان به يکباره در صحنه ظاهر مي شوند.
نيم تنه بالا که با ماهيچه هاي قرمز رنگ نقاشي شده بر لباس بازيگر نشان داده شده و در سويي ديگر پاها که در نيم تنه رنگي بازيگري ديگر ديده مي شوند و در هر کدام از دو بازيگر، بخش ديگر بدن پوشيده در لباس سياه و ديده نمي شوند. انگار دو پا از يک سو و نيم تنه بدن از سوي ديگر بر صحنه پرتاب شده اند و حالا در تلاش براي اثبات جسميت وجودي شان مي خواهند به حرکت درآيند. به حرکت درآمدن و جنبشي که شايد بتوان آن را آغاز زندگي و تحرک هستي انسان دانست. اين دو اندامواره سرگردان پس از به حرکت درآمدن با يکديگر مواجه مي شوند و تقابل و چالشي ديگر را براي درک جسميت و وجود خود در ارتباط با جسميتي خارج از خود آغاز مي کنند و زماني که ماهيت جسمي شان را درک مي کنند، همچون دو قطعه گمشده در ترکيب با هم به وجد مي آيند و اين جسميت تکميل شده را در اندام کامل يک انسان مجسم مي سازند. حالا جسميت انسان در قالب يک اندام و با حضور دو بازيگر کامل شده است. بازيگران پس از اثبات و تکميل جسم انساني لباسها را از تن در مي آورند و به دو انسان کامل تبديل مي شوند و از تن درآوردن لباسهايي که با نقاشي رگها و ماهيچه ها تجسم ديداري جسم است، در واقع آغاز مرحله اي ديگر- يعني رسيدن به ماهيتي وجودي براي انسان است. از اين به بعد، انسان در صحنه نمايش به حرکت در مي آيد، سخن مي گويد، و البته مبارزه اي را براي حرکت دادن و از حرکت بازداشتن آغاز مي کند.
پايان اين مبارزه هم فروافتادن پرده بزرگ انتهاي صحنه است و «چون پرده در افتد...»
ياسر خاسب در «عجيب ولي واقعي» کاملا پيرو همان حرکت از وجود بيروني به درون بازيگر است و به خوبي توانسته گذر از ماهيت جسمي به ماهيت وجودي انسان را با تمرکز و توجه به ارتباط مستقيم و بي واسطه بازيگر و تماشاگر به اجرا درآورد. بنابراين، کارگردان با حذف تمام مؤلفه هاي ديگر اجرا، تمام توجه و تمرکز تماشاگر را به حضور بازيگر و حرکت او در صحنه معطوف ساخته و بازيگر همچون يک هدايتگر از طريق وجوه ديداري حرکت، اين تمرکز را از بيرون به درون هدايت مي کند.
از نظر پيشرو اين شيوه اجرايي- يرژي گروتوفسکي- هم بازيگر کشيشي است که يک مناجات دراماتيک مي آفريند و درعين حال تماشاگر را به تجربه هدايت مي کند. پس يک عنصر تازه در تئاتر به وجود مي آيد: تنش رواني بين بازيگر و تماشاگر.
در واقع، هدف از اجراي اين شيوه رسيدن به نوعي تجزيه و تحليل فعال در تماشاگر است.
ياسر خاسب هم در نمايش اش چنين رويکردي را با نشان دادن جسميت پريشان و آشفته کردن دروني مخاطب آغاز مي کند؛ سرو صداي برخورد دستها و پاها، پيش از تکميل اندام انسان، آغاز مرحله آشفتگي است. اما زماني که اندام انسان با در کنار هم قرار گرفتن دو قطعه گمشده کامل شد، اين آشفتگي به تجزيه و تحليل نزديک مي شود و در پي ارائه تعريف کامل از ماهيت جسمي و وجودي انسان است. انساني که حالا از آن خلاء جسمي و نقصان رهايي يافته و به دنبال دستيابي به ابزارهاي ديگر است و حالا مي خواهد سخن بگويد.
«عجيب ولي واقعي» را بايد در ادامه کارهاي پيشين کارگردان آن مورد بررسي و تحليل قرار داد و با توجه به اين رويکرد مي توان اضافه کرد که ياسر خاسب در پي رسيدن به سبک و شيوه کار خاص خودش است؛ اما مهمترين آسيبي که ممکن است او به عنوان يک کارگردان با آن مواجه شود، سقوط به ورطه تکرار است و بدتر از آن، اينکه در نتيجه تکرار نتواند حتي موفقيتهاي پيشين را در آثارش تکرار کند.
«هديه مرموز» به لحاظ يکدستي، هدفمندي و کامل بودن، از نمايش جديد ياسر خاسب کم نقص تر بود. به نظر مي رسد چند دليل اصلي شامل شتابزدگي در رسيدن به مرحله اجرا، تکرار صرف تجربه موفق گذشته و از همه مهمتر برخي ضعفهاي موجود در حوزه فعاليتهاي کارگرداني، از جمله دلايل اين ضعفها باشد.
در بررسي دقيق تر اين دو نمايش مي توان حوزه هاي توليد و اجرا را به دو گستره مهم بازيگري و کارگرداني تقسيم کرد؛ با توجه به اين تقسيم بندي هم مي توان گفت که ياسر خاسب با توجه به تجربيات گذشته و دانش و تسلطي که در حوزه بازيگري دارد، در اجراي حرکت و ارائه جزييات کار بازيگري، بسيار بهتر ازکارگرداني عمل کرده است.
«هديه مرموز» نمايش کاملي بود، به اين دليل که بازي کم نقص ياسر خاسب و تسلط او بر زبان بدن و حرکت به صورتي هدفمند و در راستاي فرم اجرايي، کارگرداني و تکميل شده بود. در واقع، اين نمايش به واسطه خلاقيتها، دانش و تسلط بازيگري به مرحله اجرا رسيده و نقطه اضافه، بي نظمي و بي هدفي در آن وجود ندارد.
اما در «عجيب ولي واقعي» بيشتر تسلط بازيگر و حرکت او در جهت هدف اجرايي است که ديده مي شود. بخشهايي از نمايش جديد ياسر خاسب به واسطه تسلط قدرت و اقتدار بازيگري بر کارگرداني، با بي نظمي ها و ناهماهنگي هاي اجرايي همراه شده و اين ويژگي بخصوص در اوايل اجرا زياد ديده مي شود.اين در حالي است که من اولين اجراي نمايش درکارگاه نمايش را ديدم و مسلما گروه پس از چند نوبت اجرا به يکدستي و هماهنگي بيشتري خواهند رسيد، اما درمجموع تسلط و اقتدار زياده از حد بازيگري در کارهاي خاسب را حتي اگر نه امروز، که بعد از اين مي توان پيش بيني کرد و انتظار داشت. بنابراين، به نظر مي رسد او براي بهترشدن اثر و جلوگيري از دخالت عناصر اضافه در اجرا و رسيدن به فرمي يکدست و هدفمند مي بايد اجازه دهد کارش از بيرون هم ديده شود و با کمک مديريتي همراه با خودش به مرحله نهايي برسد.
نکته ديگر اينکه، اگر چه در شيوه اجرايي نمايش، تمرکز و توجه به اهميت بازيگر و ارتباط موثر و مسلط او با تماشاگر مهم ترين اصل اجراست، اما با وجود اين نبايد مؤلفه هاي ديگر اجرايي را در سايه حضور ايده اجرايي و محوريت بازيگر از دست داد. ياسر خاسب، هم در«هديه مرموز» و هم در «عجيب ولي واقعي» از کارکرد بسيار مهم نور در اجراي نمايشش به خوبي استفاده نکرده و نورپردازي به عنوان مهم ترين مؤلفه پس از بازيگري، جايگاه و استفاده خوبي در آثارش ندارند.
شايد اگر اهميت و تأثير نور در به دست دادن وجوه ديداري و تمرکز ايجادکردن بر روي حرکت و حضور بازيگران در اين نمايش بيشتر مورد توجه قرار مي گرفت، تماشاگر شاهد نمايشي به مراتب زيباتر و جذاب تر مي شد. به طور مثال، او مي توانست با استفاده از نور و پنهان کردن نيمه دوم بازيگران(لباس سياه) در بخشهاي مربوط به اندامواره هاي ناقص، زيبايي حرکت بازيگران و خلق وجوه ديداري مناسب اجرا را دو چندان کند.

  


سينمايي هاي آخر هفته تلويزيون



گروه هنر- فيلمهاي صخره سرخ 2 ، تلافي، هنوز نرسيديم، خدمتکار، رنگ حقيقت و سه کارآگاه در تعطيلات آخر هفته از شبکه هاي مختلف تلويزيون روي آنتن مي رود.
* شبکه 1
فيلم سينمايي «صخره سرخ 2 » به نويسندگي و کارگرداني جان وو امشب ساعت 22 از شبکه يک پخش مي شود. در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: ژنرال سائو سائو از سوي امپراتور به مقام صدر اعظمي مي رسد. مخالفان عليه او وارد نبرد مي شوند، ولي سائو سائو با نيرنگ ارتش مخالفان را تضعيف مي کند.
اکشن تاريخي و جنگي «صخره سرخ 2 » با نام اصلي «رد کليف 2 » با بودجه 80 ميليون دلاري توليد شده و نخستين بار هشتم ژانويه 2009 در چين به نمايش عمومي درآمده است.
* شبکه 2
فيلم تلويزيوني «تلافي» به کارگرداني جواد مزدآبادي و تهيه کنندگي سيدرضا حبيبي امشب ساعت 23/30 از شبکه دو روي آنتن مي رود. در اين فيلم شهرام قائدي، شهره سلطاني، مهدي اميني خواه و امير غفارمنش بازي مي کنند. فيلم داستان اميد و پري است که در پي يک اتفاق و شوخي به ظاهر کم اهميت درگير حوادثي خطرناک مي شوند...
* شبکه 3




فيلم سينمايي «هنوز نرسيديم» به کارگرداني برايان لوانت امشب ساعت 55:20 از شبکه سه پخش مي شود. در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: مردي به دليل مجاورت محل کارش با محل کار يک زن با وي آشنا مي شود و از او خواستگاري مي کند. زن دو فرزند دارد و به ناچار در تعطيلات آخر سال مجبور است در محل کارش حاضر شود. بنابراين مراقبت از فرزندانش را به عهده مرد مي گذارد...
فيلم تلويزيوني «خدمتکار» به کارگرداني يان توينتن جمعه 22 خرداد ساعت 22/30 روي آنتن شبکه سه مي رود. داستان فيلم درباره يک کارمند موفق به نام آنتوني است که از طرف شرکت خارجي دعوت به کار مي شود. او خود را به جاي خدمتکار خانم نيکول جا مي زند و در خانه او مشغول کار مي شود...
* شبکه 4
فيلم سينمايي «به رنگ حقيقت» جمعه 22 خرداد ساعت 20/30 در قالب برنامه سينما چهار از شبکه چهار پخش مي شود. اين فيلم محصول سال 2003 هنگ کنگ به کارگرداني رماکو وواک ژينگ وانگ است و ماجراي کشته شدن يک پليس فاسد از سوي همکارانش را روايت مي کند.
* شبکه 5
فيلم سينمايي «سه کارآگاه» جمعه 22 خرداد ساعت 14/20 از شبکه تهران روي آنتن مي رود. اين فيلم به کارگرداني جونگ شائو شيونگ و بازي گوجي سينگ، اينگ شاي آي و فو خونگ تهيه شده و در خلاصه داستان آن آمده است: در شهري دو مرکز تئاتر به نامهاي شبنم شادان و زنبق طلايي وجود دارد که با هم رقابت دارند.

  


دفتر طراحي هاي پيکاسو از موزه پاريس ربوده شد



يک دفتر نقاشي شامل 32 طراحي از «پيکاسو» از موزه پاريس ربوده شد.




به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، اين دفتر نقاشي که «پيکاسو» در آن 32 طرح خود را به ثبت رسانده است، ارزشي بالغ بر 8 ميليون يورو (معادل 11 ميليون دلار) دارد.
به گزارش پليس فرانسه، ربايندگان اين دفتر را از محفظه اي شيشه اي که قفل نبوده از موزه ملي پيکاسو واقع در مرکز پاريس دزديده اند.
پليس فرانسه گفت: هيچ اثري از شکستگي در اين محفظه ديده نمي شود و دزدگير آن نيز کامل سالم بوده است.
در اين موزه بيش از 250 نقاشي، 160 مجسمه و 1500 طراحي خلق شده توسط اين هنرمند اسپانيايي نگهداري مي شود.
پليس فرانسه مي گويد: فعلاً هيچ اثري از شخص يا اشخاصي که کتاب طراحيهاي «پابلو پيکاسو» را از موزه اين نقاش در شهر پاريس ربوده اند، به دست نياورده است.
کتاب طراحيهاي «پابلو پيکاسو»، نقاش سرشناس اسپانيايي که ارزش آن چندين ميليون يورو برآورد شده است روز دوشنبه در پاريس به سرقت رفت.
کتاب طراحيهاي پابلو پيکاسو که روي آن با خط مطلا نوشته شده «آلبوم» در موزه پيکاسو در شهر پاريس نگهداري مي شده است.
پابلو پيکاسو، نقاش، مجسمه ساز، طراح و گرافيست اسپانيايي بود که در فرانسه زندگي مي کرد و سال 1973 درگذشت.او همراه با ژرژ براک، مکتب نقاشي کوبيسم را قبل از آغاز جنگ جهاني اول بنيان گذاشت. اما بعد از آن به سوررئاليسم روي آورد. پيکاسو يکي از پرکارترين هنرمندان قرن بيستم بود.حدود 1900 تابلوي نقاشي، 7 هزار طراحي، 1200 مجسمه و 30 هزار اثر گرافيکي از او به جا مانده است. «دوشيزگان آوينيون» و «گرنيکا» از آثار معروف او هستند. برخي از آثار او در موزه هنرهاي معاصر نگهداري مي شود که اين روزها به نمايش گذاشته شده اند.

  


کمتر از 2 هفته پس از انتشار در ژاپن؛
رمان جديد موراکامي به فروش نيم ميليون نسخه رسيد



جديدترين رمان هاروکي موراکامي در کمتر از دو هفته به فروش نيم ميليون نسخه در ژاپن دست يافت.
به گزارش ايسنا رمان « 1Q84 » که جديدترين رمان موراکامي در پنج سال گذشته در ژاپن است، در اين کشور با استقبال بي نظيري همراه بوده است.
در حالي که تنها 12 روز از انتشار اين کتاب مي گذرد؛ اما ناشر در تلاش است تا آن را براي هشتمين بار به زير چاپ بفرستد که اين سريع ترين رکورد فروش براي انتشارات شين چوشاست.
به گزارش فرانس پرس، اين کتاب اثري کلاسيک است که داستان سورئال و پيچيده آن حول دو شخصيت زن و مرد داستان استوار است و به مضاميني چون خشونت، روابط خانوادگي و مذهب پرداخته است.
آن چه موجب ايجاد بحث درباره اين کتاب شده، عنوان عجيب آن است. برخي با اين استدلال که عدد 9 در زبان ژاپني «کيو» تلفظ مي شود، معتقدند « 1Q84 » تأثيرگرفته از رمان « 1984 » جورج اورول است.
اما برخي ديگر بر اين باورند که کتاب جديد موراکامي تقدير از رمان « Ah Q » نوشته لو ژون - نويسنده چيني - است که موراکامي از او تأثير گرفته است.

  


تا هفتادمين روز نمايش؛ «آواز گنجشکها» در بازار بين المللي 100 هزار دلار فروخت



فيلم سينمايي «آواز گنجشکها» به کارگرداني مجيد مجيدي در هفتادمين روز نمايش بين المللي مرز فروش 100 هزار دلار را پشت سر گذاشت.
به گزارش مهر، آخرين ساخته مجيدي که خرس نقره اي بهترين بازيگر جشنواره فيلم برلين را براي رضا ناجي به ارمغان آورده، از حدود 70 روز پيش در يک سينماي آمريکا روي پرده رفته و در اين مدت به فروش 75 هزار دلاري دست يافته است. «آواز گنجشکها» در روزها و هفته هاي آينده در چهار سالن ديگر به نمايش درمي آيد.
فروش اين فيلم در ساير نقاط دنيا جز ايران هم تقريباً 25 هزار دلار بوده تا مجموع درآمد آن در بازارهاي بين المللي مرز 100 هزار دلار را پشت سر بگذارد. «آواز گنجشکها» پيشتر در کشورهاي اروپايي هلند، بلژيک، آلمان، نروژ و يونان به نمايش درآمده و نسخه DVD آن در بلژيک پخش شده است.

  


در سري جديد مجموعه « ديدار آشنا » ؛
قاسمعلي فراست به سراغ « محبت » و « تميم داري » مي رود



«قاسمعلي فراست» قرار است در مجموعه جديد «ديدار آشنا» از ميان اهالي ادبيات به سراغ «محمدجواد محبت» و «احمد تميم داري» برود.
«قاسمعلي فراست» داستان نويس و کارگردان مجموعه «ديدار آشنا» در گفتگو با فارس گفت: توليد سري هفتم مجموعه «ديدار آشنا» به تازگي آغاز شده است. در اين مجموعه قرار است به سراغ «احمد تميم داري» استاد ادبيات فارسي و اسطوره شناس، «محمدجواد محبت» شاعر و پژوهشگر ادبي، «خاتم گلريز» خاتم ساز، «اسماعيلي» ميناکار و «مرتضي نجومي» خوشنويس برويم و فيلمها و مصاحبه هايي با آنها درباره زندگي شخصي شان ترتيب دهيم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com