صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-15
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 25خرداد ماه 1388

[ اجتماعي ]
 * آرزويي که حالا حالاها برآورده نمي شود؛ خودرو برقي؛ خواب بي تعبير
 * بازنشستگان با مشکل جديدي مواجه شده اند؛
افزايش حقوق مستمري بگيران با 2 فيش حقوقي!
 * نگاهي به رواج پديده اسراف در زنان؛ تعارض فرهنگي به مصرف زدگي دامن مي زند
 * دکتر غلامعلي افروز، روانشناس: مادران، دختران را براي ايفاي نقش همسري تربيت کنند
 * بازارچه خودماني
 * حفظ حريم شخصي زن و شوهر
 * به مناسبت ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س)؛
زندگي مشترک 6 هزار زوج خانواده کميته امداد آغاز شد
 * برگزاري نخستين دوره طرح مدرسه ايروبيک و استپ دختران

آرزويي که حالا حالاها برآورده نمي شود؛ خودرو برقي؛ خواب بي تعبير



گروه جامعه- زهرا صابري: چند سالي است جمعي از کارشناسان بلاد فرنگ به صرافت افتاده اند که الا و بلا بايد خودروي برقي بسازيم، اما ظاهراً دلشان را عبث آب کرده اند.






البته نقل اين نيست که آنها بي اساس حرف مي زنند؛ چون هر چه باشد فکر بکري است، اگر از اين پس در کمرکش خيابانها و کوچه پس کوچه هاي شهرها ديگر احدي صداي موتور خيل عظيمي از ابوطياره ها را که سرو صدايشان گوش فلک را کر مي کند، نشنود، بلکه در ميان نعره هاي دلخراش گدايان مسکين و مستعين و کور و کر و عاجز کوچه و برزن، فقط صداي تاير خودروها در طبله گوشمان بپيچد تا خاصه آنهايي که ديگر چندي است بوي حلوايشان دارد بلند مي شود بتوانند در اين دم واپسين زندگي، رنگ هواي دلباز و روح افزا را ببينند، اما افسوس و صد افسوس که بي جهت شکم مان را صابون مي زنيم که بي مايه فطير است.
به نوشته روزنامه آلماني «دي ولت» براي عملي کردن اين فکر بکر نه تنها دم و دستگاه ساخت خودروي برقي موجود نيست که بخش زير ساختها نيز شلم شوربايي است که مسلمان نشنود و کافر نبيند.
حالا بايد ديد اصلاً امکانات عمومي براي شارژ کردن باتري اين خودروهاي کذايي چقدر است.
اين طور که بويش مي آيد بايد دور خودروهاي برقي را نقداً خط کشيد؛ چون حتي اگر از همين حالا هم به صرافت افتاده و به هر نفر يک ابوطياره برقي بدهند و در دم پريزهاي بي شمار برق را براي تأمين انرژي آنها سرپا کنند، باز هم نمي توان با سرنوشت سرشاخ شد؛ چون هنوز هيچي نشده متخصصان بدتر از شمر و حرمله باد در کرناي حنجره انداخته اند که تأمين اين حجم برق براي شبکه ها کار حضرت فيل است.
مؤسسه «سامانه انرژي در آينده» ( IZES ) هم که زير نظر « WWF » (سازمان بين المللي حمايت از طبيعت) فعاليت مي کند، آب پاکي را روي دستمان ريخته و براي خالي نبودن عريضه بناي «کار هر بز نيست خرمن کوفتن» نهاده است.
بنابر تحقيقات انجام شده، در « WWF » در همين مملکت آلمان ميزان مصرف برق و ظرفيت اضافي براي شارژ کردن باتري خودروهاي برقي که تعدادشان الي ماشاء ا... رو به ازدياد است، سر به فلک مي گذارد، تازه اگر هم بخواهند اين تقاضاي بالا به برق را از راه احداث نيروگاه هاي بزرگ و جديد تأمين کننده که مي شود عذر بدتر از گناه و اگر عنان خود را به دست همين خودروهاي برقي تميز و حاضر به يراق بدهيم، محيط زيست را بدانجا هدايت خواهند کرد که عرب ني مي اندازد.
بنابر نتايج تحقيقات، آنچه در ميزان تأثيرگذاري يک وسيله نقليه برقي بر اقليم اهميت دارد، اين است که اين برق از کدام خراب شده اي تأمين مي شود و نمونه اش همين مملکت آلمان که توليد وسايل نقليه برقي به قيمت احداث نيروگاه هاي زغال سنگ آلوده تري تمام خواهد شد. با اين حساب، کارشناسان اين يک دم را ديگر خوب نخوانده اند؛ چون يک خودرو برقي متوسط در هر کيلومتر 220 گرم گاز دي اکسيد کربن آزاد مي کند و حال آنکه اتحاديه اروپا عدل جفت پايش را در يک کفش کرده که تا سال 2002 بايد ميزان دي اکسيد کربن آزاد شده 95 گرم در کيلومتر باشد. با اين حساب افزايش انرژي بايد از منابع تر و تميزتري انجام شود.
خاصه که تاکنون هيچ گونه زيرساختي براي تأمين سطح برق وجود نداشته است. پمپهاي برق درست و حسابي هم در حال حاضر همگي غير بومي بوده و تعدادشان هم اندک است. از سويي هم براي حل اين مشکل که نمي توان دست توسل به دامن مردم دراز کرد که مثلاً مسافران هر روزه بين منزل و محل کار شبها بعد از بازگشت از کار خودروي شخصي خود را در پارکينگ به پريز برق بزنند.
به گفته «فرديناند دودن هوفر» اگر براي اين منظور در همه جا و به طور همزمان پريزهاي برق استعمال شود، در اين صورت شبکه هاي برق رساني به کلي کن فيکون مي شود.
اين استاد دانشگاه دوئيسبورگ معتقد است: گسترش زيرساختها در 2 سطح انجام مي شود: نخست ايستگاه هاي شارژ باتري نظير پارکينگ ها که مورد استفاده عموم است. البته در اين صورت نبايد فراموش کرد که وقتي هيچ کس بنزين و گازوئيل نخواهد؛ تراست هاي نفتي و پمپ بنزين ها که از همين ممر نان مي خورند، ساکت نمانده و چون و چراهاي بسيار مي آورند، اما در اين عالم وانفسا آنها هم چاره اي ندارند جز اينکه پمپ بنزين هاي خود را به پمپ برق هاي گل و گشادتر تبديل کنند.
تا زماني که در زمينه زيرساختهاي برق کاري انجام نشود، آرزومندان خودروي برقي حالا حالاها بايد سماق بمکند. اين طور هم که جناب «دودن هوفر» حساب و کتاب مي کند، حدود سال هاي 2012 يا 2013 طرح هاي آزمايشي اين خودروها راه اندازي خواهد شد.
به گفته وي، سال 2015 نيز به طور حتمي مي توان روي زيرساختهاي خودروي برقي در کلان شهرها حساب کرد. مخلص کلام آنکه تا اين کارشناسان بيايند برق را به طور کامل وارد خودروها کنند، زمانهاي زيادي لازم است.
تا آن زمان يک پرسش ديگر هم مطرح مي شود و آن اينکه درآينده خودروها چگونه استعمال خواهند شد؟ کارشناسان بر اين اعتقادند که برخورد آيندگان با خودرو؛ زمين تا آسمان با ما فرق خواهد داشت.
بنابر بررسي مشاوره مديريت، بازار خودرو در آينده به چنان بازار متحرکي تبديل خواهد شد که بازار کنوني انگشت کوچک آن هم نمي شود؛ يعني در آينده ديگر نقل داشتن و نداشتن يک وسيله نقليه درميان نخواهد بود، بلکه از قراري که نوشته اند اينکه چطور به مقاصد سفر دلخواه مان برسيم شرط است.
براي توليد کنندگان هم اين وضعيت بدين معني است که آنها مجبورند مدلهاي خريد و فروش جديدي را از چنته مهارت و تجربه به ميان آورده و به منصه ظهور برسانند که از توليد و فروش در نمايشگاه خودرو فراتر رود.

  


بازنشستگان با مشکل جديدي مواجه شده اند؛
افزايش حقوق مستمري بگيران با 2 فيش حقوقي!



سياست همسان سازي حقوق بازنشستگان تأمين اجتماعي با بازنشستگان کشوري و لشگري که باعث افزايش حقوقهاي





مستمري بگيران اين سازمان مي شود، در حالي از ماه جاري اجرا شده که مسؤولان سازمان تأمين اجتماعي با صدور «فيشهاي حقوقي جداگانه»، علاوه بر مستمري ماهانه، در حال پرداخت افزايشهاي حقوق ناشي از اجراي سياست همسان سازي حقوق ها و ماده 96 قانون تأمين اجتماعي (افزايش حقو قها بر اساس تورم سالانه) هستند .
به گزارش ايسنا، پرداخت حقوق بازنشستگان با شرايط جديد در حالي از ابتداي ماه جاري آغاز شد که در فيش حقوقي خرداد ماه، تنها افزايش 20 درصدي درج شده است و آيتم ديگري در مورد ميزان افزايش حقوق بر مبناي اجراي سياست همسان سازي حقوقها وجود ندارد و مبالغ محاسبه شده براي بيمه شدگان سازمان ناشي از اجراي سياست همسان سازي حقو قها و معوقات ناشي از آن در فيش جداگانه پرداخت شده و بازنشستگان بايد با مراجعه اي مجدد به شعب تأمين اجتماعي، فيش حقوقي مذکور را دريافت کنند.
در اين باره يک مقام مسؤول در سازمان تأمين اجتماعي گفت: دو فيش جداگانه ليست حقوق شامل مستمري ماهانه با در نظر گرفتن افزايش 20 درصدي آن براساس تورم و همچنين اجراي سياست همسان سازي حقوقها ارائه مي شود، اين در حالي است که بازنشستگان و مستمري بگيران تمامي افزايشهاي حقوقي خود را يک جا دريافت مي کنند، به طوري که هر فردي با مراجعه به شعب تأمين اجتماعي مي تواند درخواست دريافت دو فيش حقوقي را داشته باشد.
در عين حال علي اکبر خبازها رئيس کانون بازنشستگان و مستمري بگيران تأمين اجتماعي، با انتقاد از صدور دو فيش حقوقي جداگانه براي بازنشستگان، دليل اين امر را فقدان هماهنگيهاي لازم مديران تأمين اجتماعي با کانونهاي بازنشستگي مي داند که باعث ايجاد مشکل و دوباره کاري در مراجعات بازنشستگان شده است.
وي با اذعان بر اين که تعريفي از افزايش حقوقها در فيش صادره ماهانه بازنشستگان وجود ندارد، عنوان کرد: بازنشستگان براي اطلاع از افزايش حقوقهايشان بايد بار ديگر به شعب تأمين اجتماعي مراجعه و خواستار فيش حقوقي ديگر خود باشند.
به گزارش ايسنا، شنيده ها حاکي است، دليل صدور دو فيش حقوقي مشکل نقدينگي سازمان تأمين اجتماعي است به طوري که براساس خبرهاي منتشر شده توسط تأمين اجتماعي تهران بزرگ، يک سري از بازنشستگاني که همراه با مستمري ماهانه خود افزايش حقوقهايشان را دريافت نکرده اند، تا پايان ماه جاري اين افزايشها به حسابشان واريز خواهد شد.
در عين حال رئيس کانون بازنشستگان و مستمري بگيران تأمين اجتماعي با بيان اين که رقم افزايشهاي اعلامي از سوي تأمين اجتماعي در حال پرداخت است، تصريح کرد: کانونهاي بازنشستگان در صدد هستند تا با دريافت فيش حقوقي بازنشستگان، آنها را بين اين قشر توزيع کنند.
رئيس کانون بازنشستگان و مستمري بگيران تأمين اجتماعي، در ادامه با بيان اين که افزايشهاي حقوق فعلاً علي الحساب واريز شده است، دليل اين امر را ارسال نشدن سهام اختصاص يافته از سوي مجلس به سازمان تأمين اجتماعي دانست، زيراه به گفته وي، فروش و تبديل سهامها زمان بر است.
خبازها در عين حال بيان کرد: در مورد استفاده از کلمه «همسان سازي» در احکام حقوقي، جلسه اي با وزير رفاه داشتيم و اين موضوع را به وي اعلام کرديم که وزير رفاه فارغ از نام، اصل کار را تأييد کرد که افزايش حقوقهاست که در حال اجرايي شدن است. اين در حالي است که بر اساس بند 39 قانون بودجه کشور بايد در فيشهاي صادره از کلمه همسان سازي استفاده شود.
محسن ايزدخواه مشاور مديرعامل اسبق سازمان تأمين اجتماعي و پژوهشگر مسايل تأمين اجتماعي نيز در گفتگو با ايسنا، با اشاره به ناکافي بودن اعتبارات سازمان براي اجراي سياست همسان سازي و استقراض سازمان از چند بانک براي پرداخت حقوق و هزينه هاي جاري فروردين، گفت: مجلس در راستاي اجراي سياست همسان سازي دو هزار و 500 ميليارد تومان سهام به سازمان واگذار کرده است و مقرر شده تا سازمان تأمين اجتماعي از محل فروش و سود حاصل از اين سهام، افزايش حقوقهاي بازنشستگان را پرداخت کند.
اين پژوهشگر در عين حال گفت: به دليل آن که فروش سهامهاي ياد شده به درازا مي کشد، براي اولين بار در طول تاريخ تأمين اجتماعي حداقل اعتباري 600 ميليارد توماني توسط خزانه داري به صورت علي الحساب در اختيار سازمان تأمين اجتماعي قرار گرفت تا مسؤولان اين سازمان پس از واگذاري کارخانجات مربوطه و فروش آنها، اين اعتبار را بتدريج به خزانه داري باز گرداند.
اين موضوع پيش از اين نيز بدون اعلام مبلغ، از سوي مسؤولان سازمان اعلام شده بود.
ايزدخواه در عين حال با ناپايدار خواندن افزايشهاي حقوقهاي پرداختي کنوني تأمين اجتماعي، علت آن را وجود منابع ناپايدار مي داند که پيش از اين وزير رفاه گفته بود: منابع مالي لحاظ شده براي افزايش حقوق بازنشستگان تأمين اجتماعي 100 درصد تضمين شده، پايدار و پا برجاست، چرا که نمي توان حقوق قشري را افزايش و سپس کاهش داد، چنين چيزي در تاريخ سابقه ندارد. از طرف ديگر تا زماني که منابع پايدار براي اين امر تعريف نشود، نمي توانيم ريسکي در مورد افزايش حقوقها داشته باشيم.
اين پژوهشگر در اين باره نيز معتقد است: هر چند حقوقها کاهش نمي يابد، اما بار مالي ناشي از اين افزايش ها بر دوش سازمان تأمين اجتماعي قرار مي گيرد و اين بدان معناست که زماني که سازمان پولي نداشته باشد، نمي تواند در سالهاي بعد و متناسب با نرخ تورم، حقوق مستمري بگيرانش را افزايش دهد.
وي با پيش بيني بار مالي سالانه يک هزار ميليارد توماني سياست همسان سازي حقوقها به سازمان تأمين اجتماعي، مدعي شد: حقوق مستمري بگيران اين سازمان در حالي به صورت پلکاني افزايش يافته است که در مصوبه هيأت وزيران، پلکاني شدن حقوقها وجود ندارد.
در حالي که پيش از اين وزير رفاه با اذعان بر اينکه بيشترين درصد افزايش حقوقها شامل مستمري بگيران و بازنشستگاني مي شود که کمترين حقوق دريافتي را داشته اند و براي محاسبه درصد افزايش حقوقها، ميانگين دو سال آخر بيمه پردازي افراد مدنظر قرار گرفته است.
ايزدخواه در اين رابطه نيز اظهار کرد: کساني که امروزه در تأمين اجتماعي بيشترين حقوق را دريافت مي کنند، در زمان اشتغال، حق بيمه بيشتري پرداخت کرده اند؛ حال وقتي به افرادي که حق بيمه کمتري پرداخت کرده اند، کمک بيشتري مي کنيم، اين تصور به وجود مي آيد که لازم نيست افراد حق بيمه بيشتري براي برخورداري از مزاياي بازنشستگي بيشتر بپردازند زيرا حقوق آنها ترميم مي شود که اين تصور با چارچوب اصول بيمه اي مغايرت دارد.

  


نگاهي به رواج پديده اسراف در زنان؛ تعارض فرهنگي به مصرف زدگي دامن مي زند



* محبوبه علي پور
* مغازه لوکس فروشي هنوز باز نشده، اما زن پشت ويترين پر زرق و برق آن ايستاده است و هراز گاهي روي ظرف، قاب عکس يا





مجسمه اي دقيق مي شود، لبخندي از شعف مي زند، سپس با چشماني که از لذت کشف مي درخشد به خانم همراهش مي گويد: کاش پول داشتم و همه اينا رو مي خريدم! ...
بي گمان اين روزها تب خريد و مصرف زدگي مسأله اي نيست که بتوان آن را انکار يا کتمان کرد. حتي برخي از افراد با افتخار مي گويند: چه عيب دارد زندگي خوب حق ماست...
اما به راستي دليل رشد مصرف زدگي در جامعه ما چيست؟
***
* فضاي سبز محله با وجود کوچکي محيطي مناسب براي همراهي با نفسهاي بهار و کسب نشاط در اين فصل است. زنان زيادي را مي بينيم که به طور پراکنده روي نيمکتها نشسته اند و عده اي نيز قدم مي زنند.
* مريم 22 ساله، دانشجوي رياضي که خود را براي آخرين امتحانات دانشگاه آماده مي کند، مي گويد: مسأله مصرف زدگي دلايل متفاوت و حتي وسيعي دارد که به کارشناسي همه جانبه نياز دارد. اما به طور کلي بايد گفت: اصلي ترين علت مصرف زدگي ترغيب جامعه جهاني در اين جهت است. چنانکه در حال حاضر، جزو جدايي ناپذير رسانه ها، تبليغات کالاهاست و اين مسأله در تمام دنيا مشهود است. به عبارت ديگر، در سراسر جهان، افراد را به سوي مصرف بيشتر دعوت مي کنند. زيرا اگر مصرف کننده اي نباشد، توليد کنندگان و بخصوص سرمايه داران نمي توانند درآمد داشته باشند.
وي ادامه مي دهد: به نظرم مقوله دهکده جهاني تنها به مقوله ارتباطات و فناوري ختم نمي شود، بلکه در عرصه اقتصاد نيز امروز ما در دهکده جهاني قرارداريم. چون در واقع سرمايه گذاران و توليدکنندگان جهان امروز نيز محدود به چند مورد نظير مايکروسافت، تويوتا، سامسونگ و... هستند که محصولات خود را در اختيار همه مردم قرار مي دهند.
در حالي که مريم با ديدي کلان مصرف زدگي را معضلي جهاني مي داند، الهه حکيمي 29 ساله و کارمند معتقد است: بحث مصرف زدگي زنان در جامعه ما؛ علاوه بر آنکه مقوله اي متأثر از شرايط جهان امروز به شمار مي آيد، خود دلايل خاص فرهنگي نيز دارد. نمونه روشن اين دلايل مسايل فرهنگي در جامعه ماست که از ديرباز در ذهن ما نهادينه شده است، به اين ترتيب، در جامعه ما، افراد از جمله بانوان مغلوب ترفندهاي تبليغاتي و وسوسه مصرف مي شوند، زيرا اغلب ما توان کنترل هيجانها و نيازها را نداريم. از همين رو، معمولاً بيشترين خريدهاي ما احساسي و هيجاني است نه براساس نياز واقعي مان.
وي در ادامه مي افزايد: گرايش به مصرف و تجمل گرايي در حال حاضر دلايل ديگري نيز دارد که يکي از آنان تغيير نگرش در جامعه است. چنانکه امروزه همه تلاش مي کنند توان اقتصادي خود را عرضه کنند در واقع مفهوم انسان دگرگون شده است. در فرهنگ ارزشي ما هميشه انسان موجودي کمال گرا، متعالي و... بوده، يعني تمام صفات ارزشي را دارا بوده است، اما در حال حاضر اغلب ما انسان را ويتريني مي بينيم که غرق در رنگ و لعاب دنيايي است و براي همين ويترين نيز ارزش قايليم.
* زمان از ظهر گذشته اما هنوز خيابانها شلوغ است و برخي مغازه ها هنوز مشغول کار هستند. فريده 27 ساله و کارشناس علوم اجتماعي در لابه لاي قفسه هاي يک کتابفروشي در جستجوي هديه روز مادر است.
او درباره علل رواج مصرف زدگي در بين زنان مي گويد: به اعتقاد من يکي از تصاوير متناقض حضور زنان را مي توان در جامعه ما ديد آنها از يک سو با تلاش همه جانبه به دنبال رفع نيازهاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي خود هستند و از سوي ديگر چنان غرق در مصرف زدگي و تجمل مي شوند که نمي توان باور کرد.
به نظرم اين تصوير حاصل تعارضهاي موجود در جامعه ماست، زيرا با وجود اينکه برنامه ريزان و مسؤولان زنان را به سوي رشد و آموزش و... مي برند، ولي تلاشي براي بسترسازي فرهنگي و اجتماعي نمي کنند.
وي مي افزايد: همين تعارض ها در مناسبات خانوادگي نيز وجود دارد. از يک طرف خانواده ها علاقه مند هستند که توانايي دخترانشان را به ديگران نشان دهند اما خودشان متأثر از باورهاي نادرست سبب مي شوند تا دخترانشان فاقد اعتماد به نفس لازم و مهارتهاي کافي براي زندگي شخصي و اجتماعي باشند. از همين رو، فرزندان، تصور مي کنند اگر در ظاهر مطلوب جامعه امروزي باشند مي توانند افراد محترمي باشند. در حالي که اين اقدام سطحي و ظاهري است.
* ساعت شش بعدازظهر است. هجوم مشتريان به فروشگاه حکايت از رونق آنجا دارد.
زهرا- ش 67 ساله و خانه دار که براي خريد جهيزيه دخترش آمده درباره علل مصرف زدگي برخي خانمها به گزارشگر ما مي گويد: به نظر من اين مسأله به افزايش نيازهاي ما برمي گردد در گذشته خانواده ها با چند وسيله محدود احساس رضايت مي کردند ولي حالا براي رسيدن به اين رضايت خاطر بايد بيشتر هزينه کرد.
نفيسه، دختر جوان او نيز معتقد است: به نظرم رشد مصرف از ويژگيهاي اين دوران است. به هر حال نمي توان تنوع محصولات را ناديده گرفت.
او که به اعتقاد خودش از عبارت «قناعت کردن» ناخشنود است مي گويد: اگر خواستگارم بگويد: «من دوست دارم زنم قناعت کند» حتماً ردش مي کنم. زيرا معيار اصلي من براي ازدواج توان اقتصادي بالاي همسرم است.
* پيرمرد با لباس سرخابي اش ميان اتومبيلها مي چرخد و گل مي فروشد . خانمي چند شاخه رز مي خرد و از خيابان عبور مي کند.
آسيه در حاليکه چند شاخه گل در دست دارد. درباره شرايط مصرف در جامعه ما مي گويد: علاوه بر علل فرهنگي و اجتماعي که به گسترش مصرف زدگي در جامعه منجر مي شود نمي توان دلايل اقتصادي را ناديده گرفت که البته اين دلايل در روند سرمايه گذاري بانوان بيشتر مشاهده مي شود.
چنانکه زنان اغلب توان و دانش کافي را براي سرمايه گذاري ندارند.
اين در حالي است که اين قشر متأثر از شرايط اجتماعي و فرهنگي در کسب سرمايه موفق است. يکي از راههاي مرسوم سرمايه اندوزي اين زنان قناعت در زندگي است. زنان، براساس تجربه نسلها دريافتند که بايد درآمد داشته باشند، اما اغلب اين درآمدها از حد ناچيز فراتر نمي رود.
وي که کارشناس اقتصاد است، مي افزايد: فقدان تنوع خدمات بانکي و سرمايه گذاري از دلايل اين کاستي هاست. زيرا در حال حاضر براساس تغيير در الگوهاي زندگي افراد کمتر با نزديکان خود معاشرت دارند. بنابراين نمي توانند همانند گذشته با مشارکت يکديگر و در سايه مشاوره مردان امين و توانمند خانواده به کسب درآمد بيشتر بپردازند.
از همين رو سرمايه هاي اندک زنان در واقع فقط به اشکال مختلف دست به دست مي شود، بدون آنکه در توليد تأثيرگذار باشد.
بنابراين، توصيه مي شود خدمات بانکي ويژه اي براي زنان ايجاد شود.
آسيه در ادامه خاطرنشان مي کند: با توجه به حضور گسترده زنان و تأثير انکارناپذير آنان در جامعه ماناچاريم برخي تعابير اقتصادي را از نو تعريف کنيم و نسبت به برخي برنامه ها تأکيد بيشتري داشته باشيم، براي مثال، از آنجا که شرايط اشتغال براي تمام دختران تحصيلکرده وجود ندارد بهتر است مشاغل خانگي و مسأله ارزيابي اقتصادي کار خانگي جدي تر لحاظ شود.
همچنين بسترهاي مناسب را براي پيوند ميان سرمايه داران خرد و توليدکنندگان فراهم کنيم. زيرا در حال حاضر شواهد حاکي از آن است که به هيچ وجه اين سرمايه هاي ناچيز نمي توانند در بازار سرمايه، سودمند باشند. ناگفته نماند، هميشه نمي توان انتظار داشت که يک سرمايه دار خرد بتواند در توليد سرمايه ايفاي نقش کند.
اين کارشناس اقتصاد در ادامه تأکيد مي کند: در سالهاي اخير زنان به طور خود جوش در محافل خويش به ايجاد صندوقهاي خانوادگي پرداخته اند که منافع آني نيز داشته است. اما اگر اين سرمايه ها به صورت کلان در جامعه مورد توجه قرار گيرد مي تواند به طور زيربنايي و دايم سوددهي داشته باشد.

  


دکتر غلامعلي افروز، روانشناس: مادران، دختران را براي ايفاي نقش همسري تربيت کنند



گروه بانوان: ديروز که خودم را در آينه نگاه کردم، مادرم را ديدم که چند سال جوانتر شده بود. اما سالها قبل که من هنوز دختر جواني



بودم، هيچ وقت مادرم را با اين چهره نديده بودم. آن روزها من فقط مي خواستم به اندازه «او» در خانواده نفوذ داشته باشم. خواهر، برادرها و پدرم، حرفم را بشنوند.
مادرم؛ اجازه دهد تا به خانه دوستان بروم. لباس دلخواهم را بپوشم و... و امروز بعد از سالها؛ چهره جديدي از مادرم را در وجود خودم، مادر جواني ديگر، مي بينم. مادري که دخترک چهار ساله اش با لجبازي مي خواهد؛ موهاي عروسکش را قيچي کند، مشتي شکلات کاکائو بخورد و... در حالي که تب دارد دلش بستني مي خواهد... .
و امروز مي توانم درک کنم که مادربودن سخت ترين کار دنياست.
***
در خصوص رابطه مادر و دختر صاحبنظران و روان شناسان توصيه هاي گوناگوني دارند.




دکتر غلامعلي افروز در همين باره معتقد است: نقش مادر در تربيت فرزندان اهميت و حساسيت خاصي دارد و در سرنوشت فرزندان بسيار تعيين کننده است، به گونه اي که مادر در صفحه وجود دختر خردسال خود، خاطره ها و تجربيات خوشايند يا ناخوشايند زندگي گذشته خويش را مرور مي کند و با همه وجود مي کوشد تجارب ناگوار و ناکامي هاي احتمالي را از سر راه او بردارد البته همانندسازي دختر با مادر بسيار چشمگيرتر و عميق تر از پسر با پدر است. زيرا دختر در دوران رشد بويژه در سنين قبل از دبستان، در کانون خانواده فرصت تقليد و يادگيري از رفتارهاي کلامي و غيرکلامي الگوهاي همجنس بزرگسال را بيشتر از پسر دارد.
مادري که به برقراري روابط خوب اعتقاد دارد، با زبان تشويق و تأييد و منطق و تکريم با دخترش رفتار مي کند و در اين راه ثابت قدم است. دختر اين مادر در سنين نوجواني و آغاز جواني و نياز فراوان به دوستان همدل و همراه، مادر را به عنوان دوست و همدم و همراز خود انتخاب مي کند.
مادر مهم ترين و غني ترين الگوي رفتاري براي دختر است. مادري که با اعتماد به نفس، صلابت شفقت و صميميت موفق به جلب اعتماد دختر نوجوان خود مي شود، در جايگاه محرم ترين و شايسته ترين دوست براي وي قرار گرفته است. در اين رابطه، دختر از بالاترين سطح بهداشت رواني، احساس خود ارزشمندي و اعتماد به نفس بهره مند مي شود و از آسيبهاي رفتاري و کجروي اجتماعي مصون مي ماند.
در واقع در نتيجه وجود نظام تربيتي کارآمد مادر، وي به طور غيرمستقيم مسأله مهم همسرپروري و مادرپروري را مدنظر قرار مي دهد. وقتي مادر، به عنوان مرجع قابل اطمينان، دوستي قابل اعتماد، محرمي همراز و شخصيتي استوار براي دخترش مطرح مي شود، دختر آيين همسرداري، مرام مادري و فرزندپروري را به خوبي آموخته و حريم خانه، کلاس درس زندگي مي شود.
يک دختر همواره مي خواهد مادري با نشاط و با محبت، آرام، مطمئن، محکم و استوار، با اعتماد به نفس و فعال و پويا داشته باشد. وي هرگز دوست ندارد الگوي محبوبش تهي از اعتماد به نفس، مردد، دلواپس، پراضطراب، منفعل و حقير باشد. به همين دليل دختري که مي خواهد آينده روشن و اميدبخش داشته باشد و از زندگي فعال و پويا برخوردار شود، دوست دارد مادرش همواره در رابطه متقابل و مؤثر با پدر بوده و هرگز شاهد رابطه غالب و مغلوب و فعال و منفعل ميان آنها نباشد.
در نتيجه از پدران فهيم انتظار مي رود که در آشکارا و خلوت با تأييد و تکريم شخصيت مادر نزد فرزندان و اظهار تشکر و قدرداني از زحمات ارزشمند مادر، فرهنگ قدرداني و تشکر را به فرزند خود منتقل کنند.
بهتر است مادر نيز همواره با کلام مثبت و رفتار محبت آميز خود، قدردان زحمات همسر باشد و شخصيت وجودي همسر و فرزندان را مورد تکريم و تأييد قرار دهد. مادري که به جاي تأييد تلاشهاي ارزشمند پدر، در خلوت خود با دختر همواره زبان تکذيب و اعتراض مي گشايد و شخصيت پدر را در ذهن دختر تضعيف و تحقير مي کند، نه تنها فرزند خود را در تعارض رواني و دغدغه فکري قرار مي دهد، بلکه بطور مستقيم و غيرمستقيم زمينه بازخورد منفي و ناخوشايند نسبت به جنس مرد را در نظام فکري دختر فراهم مي کند. در نتيجه بدبيني و ترديد در تصميم گيري و طولاني شدن فرآيند انتخاب و پذيرش شخص واجد شرايط براي همسري و تأخير در ازدواج به موقع، از آثار رابطه نه چندان مطلوب مادر و دختر و گفته هاي ناخوشايند مادر به دختر در دوران تحول شخصيت اوست.
گاه مادر به لحاظ برخي ويژگيهاي شخصيتي و نيازهاي رواني ناشي از تجارب ناگوار، ناکامي ها و محروميت هاي حاصل از زندگي مشترک و احساس نياز فراوان به ترحم و دلسوزي، در رابطه خود با دختر زانوي غم بغل کرده و با حالتي غمگين قصه غصه هاي خود را بازگو مي کند. اين مادر در واقع براي حيات رواني خود احتياج به يک همدرد و حامي دارد و از اينکه دل دختر برايش بسوزد خشنود مي گردد. غافل از اينکه ادامه و استمرار اين رابطه که همواره فضاي دردمند و مملو از غم و ترحم بر آن حاکم است، غبار غم و افسردگي را بر چهره نيازمند نشاط دختري مي نشاند و افسردگي مادر را مضاعف مي کند. بهتر اين است که مادر با اعتقاد به نياز دختر به شادابي و نشاط، نگرش مثبت و انگيزه قوي براي توليد و تحول، با دختر رابطه برقرار کرده با او به گفتگو بنشيند. مادر انديشمند به خوبي آگاه است که شايسته ترين مشاور دختر در امر انتخاب همسر است.
بهتر است به دور از هر گونه تنگ نظري و حسادت و به عنوان مشاور دلسوز و آينده نگر مسؤوليت هاي همسري و رسالت مادري و فرزندپروري را مدنظر قرار دهد و با استعانت از پروردگار، دختر خود را راهنمايي، حمايت و پشتيباني کند.

  


بازارچه خودماني



خانه هاي بسياري از ما، اغلب به دليل انباشتگي وسايل بيشتر شبيه سمساري است. چنانکه گاه سالها حتي نگاهي به اين



وسايل نمي کنيم. اين مسأله براي خودم هم رخ داده غير از انباري خانه که مملو از وسايل شده بود، قفسه هاي آشپزخانه، کمدهاي بچه ها و... نيز از انبوه اين وسايل غرق شده بود.
وقتي اين مسأله را با چند نفر از دوستان و خويشاوندان درميان گذاشتم، آنها هم در اين باره مشکلاتي داشتند. دوستي مي گفت: لباس فرزندم را بيشتر از دوبار نتوانستم استفاده کنم، چون برايش کوچک شده بود.
ديگري مي گفت: يک سرويس عصرانه خوري برايم هديه آورده اند اما به دليل رنگش علاقه اي به آن ندارم. از همين رو چند سال است که گوشه آشپزخانه مانده است و... .
بنابراين تصميم گرفتيم در قالب معاشرتهاي دوستانه، با هم به تبادل وسايل اضافي بپردازيم. نوارهاي قصه بچه ها، لباسها، ظروف و... را که کنار هم گذاشتيم؛ شبيه بازارچه کوچکي شده بود. همانجا چند کتاب قصه، يک دست کارد ميوه خوري و همان سرويس عصرانه خوري را خريدم.به نظرم طرحش همخواني زيبايي با آشپزخانه ام داشت.
ديگران هم بنا بر نيازشان خريد کردند و در پايان همه شاد بودند. در حال حاضر، چند سالي است که از راه اندازي بازارچه ما مي گذرد. اما با اين تدبير ضمن آنکه به اقتصاد خانواده کمک مي کنيم، گنجه ها و کمدهايمان خلوت تر شده اند.

  


حفظ حريم شخصي زن و شوهر



* عاليه حجت زاده
يکي از مسايل مهم در زندگي زناشويي، بويژه در سالهاي نخست ازدواج، تعيين محدوده و حريم شخصي زن و مرد و رعايت آن توسط



طرف مقابل است که شامل نوع و کيفيت معاشرت همسران با خويشان، دوستان و همسايگان نيز مي شود.
گرچه مشخص کردن محدوده اي خاص و يا تعيين الگويي يکسان براي تمامي خانواده ها در اين مورد، غيرمنطقي و يا محال است، ولي در يک نگاه کلي مي توان به چند مسأله براي رسيدن به تفاهم دست يافت.
نخستين موضوع، «اعتمادسازي» زن و شوهر است تا در سايه آن هر دو نفر بتوانند با خيالي آسوده، با حفظ حريم و محدوده هاي مشترک خانوادگي از آزادي لازم و مشروع فردي نيز بهره مند شوند.
به نظر مي رسد، ايجاد حس اعتماد در طرفين بايد از همان گفتگوهاي اوليه و در مراحل خواستگاري آغاز شود، به طوري که دختر و پسر جوان بايد از همان ابتدا صادقانه بگويند تا چه حد اهل معاشرت با دوستان دوران تحصيل، همکاران اداري و يا در مورد پسر دوستان دوران سربازي هستند.
البته اين موضوع به مرور زمان و با برقراري ارتباط کلامي مؤثرتر هر دو نفر شکلي نهادينه و تثبيت شده خواهد يافت، در غير اين صورت مي تواند مسأله ساز شود؛ زيرا «حسن معاشرت» طرفين که به عنوان شروط ضمن عقد نيز آمده، يکي از زمينه هاي اصلي اعتمادسازي در زندگي مشترک است، به طوري که اگر زن يا مرد در اين باره دچار لغزش يا مشکلي شوند، امکان اختلاف يا حتي فروپاشي کانون خانواده وجود دارد.
اين در حالي است، اگر زوج جوان از همان ابتداي آشنايي و شروع زندگي، زمينه آشنايي تعدادي از دوستان قديمي خود را با طرف مقابل فراهم کنند و تعدادي را که صاحب صلاحيت تشخيص مي دهند، براي ادامه معاشرت مستمر خانوادگي برگزينند، اي بسا شبکه ارتباطي قوي و منسجمي از دوستي هاي سالم و صميمانه جديد شکل بگيرد و مايه رشد جمعي و خير و برکت طرفين شود.
البته آنچه در اين نوع رفت و آمدهاي دوستانه بايد مد نظر قرار گيرد، پرهيز از چشم و همچشمي و تجمل گرايي است که برخي از خانواده ها، بخصوص زوجهاي جوان، دچار آن مي شوند و در نتيجه معاشرتها را از سادگي و بي تکلفي خارج مي کند.
مسأله ديگري که بسيار حايز اهميت است، ولي کمتر مورد توجه زن و شوهر قرار مي گيرد، رعايت آزادي نسبي هر يک از آنان به منظور رفت و آمد جداگانه با دوستاني است که براي همسرشان شناخته شده بوده و از لحاظ اخلاقي و رفتاري هم مورد تأييد طرف مقابل هستند، اما به دليل تجرد يا قيود ديگر، معاشرت خانوادگي با آنان امکان پذير نيست.
در اين صورت زوجين مي توانند گاه گاهي با هماهنگي قبلي، ساعتي را با اين گونه دوستان قديمي خود سپري کنند و حتي در مراسمي نظير تولد يا عروسي اقوام نزديک آنان شرکت کنند و يا به کلاس ورزشي يا ديدن نمايشگاه هاي هنري بروند.
اين مسأله باعث خواهد شد تا استقلال عمل فردي نيز از زن و شوهر ساقط نشود. ضمن آنکه با حفظ حريم خانوادگي، حريم خصوصي آنان نيز محترم شمرده مي شود.
به ياد داشته باشيم، تشکيل زندگي مشترک به معناي ايجاد قيد و بند بي حد و حصر و يا محدوديت افراطي طرف مقابل نيست، بلکه زن و شوهر مي توانند با همدلي، همفکري و تعامل با يکديگر، زمينه رشد و بالندگي اجتماعي و فرهنگي خود و همسرشان را فراهم کنند.

  


به مناسبت ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س)؛
زندگي مشترک 6 هزار زوج خانواده کميته امداد آغاز شد



همزمان با ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س) و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره)، 6 هزار زوج از خانواده تحت پوشش کميته امداد زندگي مشترک خود را آغاز کردند.
به گزارش ايسنا، اين نهاد با هدف ترويج سنت حسنه نبوي و اشاعه فرهنگ ازدواج آسان با آموزش ديني، اجتماعي و فرهنگي پيش از ازدواج، امکان زندگي مناسب را براي دختران و خانواده هاي تحت حمايت فراهم کرده است.
اين گزارش حاکي است، 30 ميليارد ريال هزينه جهيزيه به خانواده هاي اين نوعروسان توسط کميته امداد امام خميني(ره) و نيکوکاران اهدا شده است.
گفتني است، طي دو دهه بيش از يک ميليون دختر خانواده کميته امداد امام خميني(ره) با همت و کمکهاي اين نهاد مقدس، دولت و مردم سخاوتمند به خانه بخت رفتند.

  


برگزاري نخستين دوره طرح مدرسه ايروبيک و استپ دختران



گروه بانوان: به منظور استعداديابي نيروهاي مناسب، اولين بار طرح مدرسه ايروبيک و استپ دختران در مشهد برگزار مي شود.
خانم بردبار، مسؤول طرح مزبور با اشاره به اينکه گرچه استان خراسان رضوي موفق به کسب عناوين برتر در اين زمينه شده است، اما هنوز جايگاه مشخصي ميان بانوان ندارد. از همين رو، سعي شده در قالب طرح ياد شده، به استعداديابي دختران سنين 12 تا 18 سال بپردازيم.
وي در ادامه گفت: اين افراد مي توانند در دوره سني 7 تا 12 سال و 12 تا 18 سال به مدت سه ماه در کلاسهاي ايروبيک و استپ شرکت کنند که هزينه ايروبيک 12 هزار تومان و استپ 15 هزار تومان مي باشد. البته ورزشکاراني که داراي مقامهاي استاني و کشوري هستند؛ مي توانند به طور رايگان از اين کلاسها بهره مند شوند.
گفتني است، اين کلاسها از اول تير برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com