صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-15
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 25خرداد ماه 1388


دکتر يحيي يثربي در گفتگو با «قدس» عنوان کرد:
« بندگي خدا » ؛ اوج عزت و عظمت حضرت فاطمه زهرا(س)



* زهره کهندل

به جاي اشاره:
در محضر حق، بنده اي بالاتر از او نمي توان يافت. او به اوج قله عبادت رسيده است. گويند وقتي آن بانو در محراب خود مي ايستاد،





نور حضرتش همچون نور ستارگان که بر زمينيان مي تابد، بر آسمانيان پرتو مي افکند. (بيت الاحزان، ص 48 )
فاطمه(س) آنقدر در دل شبهاي تار به عبادت مي ايستاد که پاهايش متورم مي شد و در اين ميان ابتدا براي ديگران دعا مي کرد و سپس براي خود و فرزندان.
ادعيه فراواني از آن حضرت نقل شده است که همواره مورد توجه بزرگان دين و علماي رباني بوده و جانهاي تشنه مناجات با پروردگار را سيراب کرده است.
از حسن بصري روايت شده که در امت رسول خدا هيچ کس مانند فاطمه بندگي خدا نکرد. آنقدر بر عبادت مي ايستاد که پاهاي مبارکش ورم مي کرد. (همان، ص 46 )
امام حسن مجتبي(ع) مي فرمايد: يک شب مادرم فاطمه را ديدم که در محراب خود ايستاده است. با او همراه شدم. مادرم پيوسته در رکوع و سجود بود تا آن که روشنايي صبح پديدار شد. شنيدم مردان و زنان مؤمن را دعا مي کند. يک به يک آنها را نام مي برد و بسيار برايشان دعا مي کند. (همان، ص 47 ، کشف الغمه، اربلي، ج 2 ، ص 25 )
رسول اکرم(ص) مقام عبوديت فاطمه(س) را اين گونه ذکر مي کنند: آن هنگام که فاطمه در محراب عبادت در برابر پروردگارش مي ايستد، نور وي براي ملائکه آسمان مي درخشد. آن گونه که نور ستارگان براي اهل زمين درخشندگي دارد. در آن هنگام پروردگار بلندمرتبه به فرشتگان خود مي فرمايد: اي فرشتگانم به بنده ام نظر افکنيد. فاطمه، بانو و سرور کنيزانم که در برابرم ايستاده است، اعضا و جوارحش از ترس من مي لرزد و با تمام قلب و وجود خويش، به عبادت من ايستاده است. شما را به شهادت مي گيرم که شيعيان وي را از آتش ايمن گردانم... . (فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد، ص 277 ، به نقل از بحارالانوار)
ميلاد خجسته بانوي زهد و بندگي، بهانه اي شد تا اين ويژگي ارزنده فاطمه(س) را در گفتگو با دکتر سيد يحيي يثربي، استاد فلسفه اسلامي در دانشگاه علامه طباطبايي «مقام بندگي و عبوديت حضرت فاطمه زهرا(س)» را واکاوي کنيم که در ادامه مشروح آن تقديم مي شود.

* جناب آقاي دکتر يثربي! با توجه به ابعاد الگويي مختلف حضرت فاطمه زهرا(س)، مقام عرفاني و عبادي اين بانوي مکرمه را چگونه تبيين مي فرماييد؟
** با توجه به حوزه مطالعاتي و پژوهشي بنده در عرصه فلسفه عرفاني درست نمي دانم، عنوان «عرفان» که داراي مصاديق گوناگوني است براي معصومين(ع) به کار برود. استفاده از مفهوم «بندگي» و «بنده مخلص خدا بودن» مناسب تر و بهتر است، چونانکه خود اين بزرگواران نيز، اين نوع ادبيات مفهومي را در خطاب و توصيف يکديگر به کار مي بردند. در نماز نيز از پيامبر اکرم(ص) با دو عنوان نام مي بريم «اشهد ان محمد عبده و رسوله» اين عبارتي بوده که ياران رسول خدا روزانه پنج نوبت آن را به کار مي بردند در جايي که حضرت رسول(ص) نيز آنجا حضور داشتند و «بندگي خدا» براي ايشان لقب نيست. «بندگي» عنوان بسيار بزرگي است که نبايد آن را دست کم گرفت. آنچه مسلم است حضرت زهرا(س) و پدر و همسر و فرزندانشان براي ما الگوهاي عمل هستند و اين موضوع بسيار مهمي است. يکي از آشفتگي هاي فرهنگي و مذهبي امروز ما، تبديل کردن اين بزرگان به منجي براي ما به وسيله افرادي بي غرض و حتي خوش قلب اما کم اطلاع است. در حالي که معصومين براي ما الگوي عمل هستند. آنچه ما را نجات مي دهد عمل و رفتار ماست و ائمه اطهار(ع) الگوهاي رفتاري و سرمشق عملي زندگي ما هستند.
* چطور مي توان اين رفتارها و گفتارها را الگوي عملي زندگي قرار داد؟
** اين بزرگان در تمام زمينه ها از بندگي خدا گرفته تا اصلاح و بهبود روابط خانوادگي و اجتماعي مي توانند براي ما سرمشق باشند. به جاي اينکه ما مشغول تجليل صرف و بدون شناخت از اين بزرگان باشيم بايد روشها و منش هاي آنان را بفهميم و عمل کنيم. بنده از حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان درس عملي (نه با اين ديدگاه که ايشان فقط منجي گناهان ما باشند) با توجه به قرار گرفتن در سال اصلاح الگوي مصرف به نکاتي اشاره مي کنم؛ معمولاً درآمدها تعيين کننده الگوي مصرف هستند. براي مثال اگر فردي ماهانه 1 ميليون تومان درآمد داشته باشد با زماني که 300 هزار تومان درآمد دارد، نوع مصرف در هر کدام متفاوت است. اما در يک نظام ايماني و آرماني، شرايط آرماني الگوي مصرف را رقم مي زند نه درآمد. الگوي مصرف ما بايد از سيره زندگاني حضرت فاطمه(س) طراحي و عملي شود. بشر مي خواهد که مصرف خود را با درآمدش تنظيم کند. اما يک مؤمن الگوي مصرف خود را بر اساس برنامه آرماني اش تنظيم مي کند. بنابراين حضرت فاطمه زهرا(س) و ائمه اطهار(ع) مي توانند الگوهاي آرماني ما در زندگي به ويژه درعرصه الگوي مصرف باشند. اين نوع گرايش بشر در تغيير الگوي مصرفي بر اساس درآمد در ميان همسران پيامبر(ص) وجود داشت. بعد از فتح مکه شرايط مسلمانان خوب شد و همسران پيامبر(ص) درخواست زندگي وسيعتري داشتند، آيه اي که خطاب به آنان آمد اين بود که اگر دنيا را مي خواهند پيامبر اکرم(ص) خواسته هاي آنان را برطرف کند اما اگر زندگي با پيامبر(ص) را مي خواهند بايد الگوهاي مصرفي خود را اصلاح کرده و همچون همسر رسول خدا زندگي کنند. هيچ کدام از همسران پيامبر در اين معامله به سمت ماديات دنيا نرفتند. مورد دوم مربوط به پرد ه اي است که حضرت فاطمه(س) به در خانه خود آويزان کرده بودند. در آن دوران آنها که وضعيت مالي بهتري داشتند پرده اي را به در خانه خود آويزان مي کردند. پيامبر زماني که به ديدن دخترش آمد و ديد که به در خانه پرده آويزان است، برگشت.
آيا مردم ما اينها را مي دانند و يا نمي دانند؟! اگر ما اين مؤلفه ها را زير پا بگذاريم و صرفاً به شاديهاي گذرا تکيه کنيم دستاوردهاي مؤثر و ماندگاري از اين روزهاي بزرگ تاريخ نداريم.
اصلاً ذات و نيات و اعمال ائمه اطهار(ع) آنچنان بزرگ و عظيم است که براي آنان «بندگي خدا» اوج عزت و عظمت است. شادماني و عزاداري هاي بي شناخت و معرفت کف روي آب است. بايد سيره رفتاري و زندگاني اين بزرگان را در عرصه هاي فردي و اجتماعي الگوي خود قرار دهيم. نمونه ديگر اينکه، در دوران کودکي فرزندان اين بانوي بزرگ، ايشان سختي هاي بسياري براي نگهداري آنان داشتند و دستانشان پينه بسته بود. سلمان و برخي ديگر از ياران پيامبر(ص) به ايشان مي گفتند که به پدرتان براي گرفتن کمک درخواستي بدهيد. حضرت فاطمه(س) همچنين خواسته اي را از پيامبر(ص) کردند وايشان فرمودند که دخترم کارت را ادامه بده و سختي ها را تحمل کن. با ذکر تسبيحات خودت را محکم و صبور کن.
امروز زنان ماهم بايد بسيار سخت کوش باشند و براي رفع خستگي تسبيحات فاطمه زهرا(س) را زير لب زمزمه کنند. نه اينکه در خانه هاي اشرافي خود را فربه کرده و ذکر تسبيحات فاطمه(س) را بگويند.
توصيه من اين است، تا آنجا که مي توانيم کارمان را انجام دهيم ما اگر فاطمه(س) را دوست داريم، بايد با قدمهاي درست و مستحکم خود به سيره زندگاني اين بانوي بزرگ اسلام نزديک شويم.
* شما به مقام بندگي اشاره کرديد، در تشريح اين مقام به تفاوتهاي آن با مقوله عرفان هم اشاراتي بفرماييد؟
** اين دو مقوله شايد از مواضعي با يکديگر تفاوتهاي چنداني نداشته باشند اما مقام عرفاني در هر خانقاهي يک معنا دارد براي مثال در هندوستان و يا در عرفان نوافلاطوني معاني مختلفي دارد. اما در اسلام «بندگي» به معناي زندگي آزاد و کسب معرفت آزادانه انسانها نسبت به جهان پيرامون و تکاليف الهي اوست که مؤمن با انجام آن رضايت خدا را به دست مي آورد و به بارگاه الهي نزديک مي شود. اين عالي ترين مقامي است که يک انسان مي تواند به آن نائل شود. اما در عرفان هندي رياضت انسان، محور است. اينها جنبه فردي دارند به اين معنا که فردي شب بيداري و گرسنگي مي کشد و خود را فاني مي داند در حالي که اسلام دين فردي و سياسي و اجتماعي توأمان با هم است. در اسلام هر حرکتي بايد مفهوم عقلاني داشته و با نقش اجتماعي خود تأثيرگذار باشد. براي نمونه ما از زندگاني حضرت فاطمه(س) الگوي مصرف بگيريم برايمان سازنده تر است يا فقط شب بيداري هاي ايشان را محور قرار دهيم و هيچ وقت هم توانمندي انجام آن را نداشته باشيم . امروز بسياري از آنها که دم از عرفان مي زنند غرق ترين افراد در دنيا و جاه و مال هستند. گاه اين امور در حصار زبان و در حد گفتار قرار مي گيرد در حالي که ائمه اطهار(ع) نمونه بارز عمل بود.
* به مصاديقي از تبلور مقام بندگي حضرت فاطمه زهرا(س) در عرصه هاي اجتماعي دوران ايشان اشاره مي فرماييد؟
** در عرصه هاي اجتماعي يکي از عوامل مزاحمت مال دوستي است انسانها سر يکديگر کلاه مي گذارند و با حسادت ورزي جنگ و درگيري ايجاد مي کنند. به مال دنيا مي توان دو نگاه داشت يکي نگاه مصرفي و ديگري نگاه اندوختن و خزانه کردن است. آنها که نگاهشان مورد دوم باشد هيچ گاه سير نمي شوند اما آنها که نگاه مصرفي دارند، نان خالي هم برايشان کافي است. درسي که ما از بندگان خدا در اين حوزه مي آموزيم اينکه آنان نگاه مصرفي به مال دنيا داشتند و اين همان مصداق زهد است به اين معنا که انسان براي بهره گيري محدود و مشروط از مال دنيا از افزودن بر مصرف خودش يا افتادن به دام مال اندوزي وسوسه شيطان نشده و به حرام خواري و گرفتاري گناه نيفتد. اين ديدگاه زاهدانه در زندگاني ائمه اطهار(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) نمايان و روشن است.
* ما در عرصه هاي اجتماعي شاهد حضور قاطعانه و مؤثر حضرت فاطمه زهرا(س) در بسياري از برهه ها براي پاسداري از مقام ولايت و امامت هستيم تسري نگاه بندگي را در اين عرصه ها چگونه تبيين مي فرماييد؟
** حضرت فاطمه(س) در کنار پدرش و همسرش تا جايي که لازم بود به فعاليتهاي اجتماعي و ديني و جهادي مي پرداخت. در جنگ احد که پدر بزرگوارشان مجروح شده بودند. زخمهاي ايشان را التيام بخشيده و با پيامبر همدردي کرده بود. ايشان تکيه گاه فعاليتهاي سياسي اجتماعي حضرت علي(ع) بودند که در بسياري از عرصه ها با همسرشان همراهي مي کردند. حضرت فاطمه(س) در رسيدگي به طبقات محروم و مستضعف جامعه بهترين الگوي امروز ما هستند، الگويي براي کاستن از دنيا دوستي.
اين تبلور رفتار و کردار بانوي بزرگ اسلام است که سه شب طعام خود را به مسکين و يتيم و اسير مي دهند. نکته قابل توجه اينکه ايشان با اسير که غيرمسلمان هم هست رأفت دارند، زيرا اسير را در دوران اسارت بخشي از افراد جامعه خود مي دانند که نبايد گرسنه باشد.
* آقاي دکتر يثربي! بندگي فردي چه ضرباتي را به جامعه وارد مي کند؟
** در اسلام عبادات فردي اعم از راز ونياز با خدا وجود دارد اما در برخي اديان اين نوع بندگي کاملاً فردي مي شود همچون مسيحيت و آيين هاي هندي که دين در مديريت جامعه کارآيي خوبي ندارند. نماز جماعت در اسلام حرکتي اجتماعي سياسي است.
پيامبر اکرم(ص) با اين امور که کسي سر به بيابان بگذارد و رهبانيت بکشد و درويش باشد، مخالفت مي کرد. حتي آيه آمد که رهبانيت بدعتي از سوي مسيحيت است و ايشان فرمودند که در دين اسلام رهبانيت نيست، بلکه رياضت در دين اسلام جهاد با نفس و دشمن داخلي و خارجي است.
* مي توان گفت که ابعاد مختلف شخصيتي حضرت فاطمه زهرا(س) در حوزه هاي اخلاقي، تربيتي، علمي، عبادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي برگرفته از چشمه جوشان بندگي و عبوديت ايشان بود؟
** همينطور است. اصلاً در اسلام، دين براي اداره جامعه آمده است بنابراين عبوديت در رديف جامعه قرار دارد. نکته قابل توجه اينکه در تفسيري که به قرآن مي نويسم بارها به اين موضوع برخورد کرده ام که خلاف هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي مسلمان را هم کفر مي نامند. دو نوع کفر و دو نوع ايمان داريم که اينها در اسلام از يکديگر جدا نيستند. ايمان فردي، ايمان اجتماعي، کفر فردي و کفر اجتماعي اين چهارتاست. اگر فردي در درون دل خود، خدا را قبول نکند کافر است اما اگر خدا را قبول داشته باشد و در جامعه اسلامي مثل مسلمان عمل نکند اينجا نيز آن فرد کافر است. بنابراين برخي از فرقه ها که گفتند خلاف انسان ايمان را از بين مي برد و او را به کفر ملحق مي کند، درست بوده که اين از راهنمايي هاي قرآن است، عمل مي تواند تابلوي اجتماعي سياسي ايمان انسانها باشد. در جامعه ما بايد روي ايمان اجتماعي افراد و اعمالش به عنوان يک شهروند مسلمان تکيه شود. اگر کسي، مستحبات اسلام هم انجام مي داد اما مال اندوزي و يا دزدي کرده بود، ما اين را بايد نشاني از ترديد در ايمان آن فرد بدانيم.
* چگونه مي توان نگاه حضرت فاطمه زهرا(س) را در عرصه هاي سياسي اجتماعي که متأثر از مقام بندگي و شاخصه عبوديت اين بانوي بزرگ اسلام بود را به عنوان الگويي عملي در جامعه گسترش داد؟
** اگر جامعه امروز ما دست از اين روش نادرستي که دارد، بردارد و به جاي اينکه صرفاً به مداحي بپردازد مؤلفه معرفت را در ميان مردم گسترش دهد، در اين مسير قرار مي گيريم. منتها ما اين امور را از هم جدا کرده ايم و صرفاً در مناسبتها به تجليل صرف پرداخته ايم نه ترويج آموزه هاي زندگاني اين بزرگان. اگر معرفت در جامعه نهادينه شود غيبت امام عصر(عج) را سرزنش رسمي جامعه مسلمانان از بي لياقتي آنان مي دانيم. جامعه براي ظهور بايد آماده شود. اما زماني که در چنين جامعه اي نگاه عمقي نباشد تنها تصور ما از زمينه سازي براي ظهور اشک و ناله است و در مناسبتها هم شادي و غم سطحي.
* نقش نخبگان و مسؤولين که خودشان بايد نمونه بارز عمل به الگوها و سيره ائمه اطهار(ع) باشند، چقدر در جامعه نمايان شده است؟
** توجه به اينکه موضوع بسيار با اهميت است من از مسؤولان و بزرگان جامعه مي خواهم که در مهندسي فرهنگ شيعه قدمهاي جدي برداند و فرهنگ شيعه را به دست عوامل کم اطلاع ندهند. راديو و تلويزيون ما حداقل سالانه ده نظريه خوب در خصوص عصمت، سيره زندگاني، الگو بودن و تعاليم علمي و عملي ائمه اطهار(ع) به مردم ارايه دهد. نبايد اينها را رها کرد به اميد چهار تا شعرخواني و مداحي دلخوش باشيم. هرچند اين برنامه ها هم خوب است که انجام شود اما در جاي خود و در حد محدود خود. بايد در عمق بخشي جامعه و ترويج گفتمان علمي و عملي ائمه اطهار(ع) بيش از اينها کار شود.
* راه انداختن اين گفتمان رفتاري در جامعه چقدر مي تواند در رفتار اجتماعي مردم جامعه نمود داشته باشد؟
** اصلاً بايد اينها در رفتار اجتماعي نمود يابد. اگر رفتار نشان دهنده خلوص نباشد، زبان دروغ است. عده اي مي گويند اگر کسي عملش درست نبود اصلاً ايمان ندارد و کافر است. اما در کلاممان اين را قبول نداريم که رفتار جزو شرايط ايمان است. اينطور نيست که اگر کسي شراب بخورد کافر شود. اما شراب نخوردن بخشي از ايمان است. در تعريف ايمان داريم که اقرار با زبان و اعتراف، باور در درون دل و عمل با جوارح. اين عمل را نمي توان ناديده گرفت. لذا آنجا که عمل مي لنگد مطمئن باشيد که ايمان هم مي لنگد زيرا کاستي هايي داشته که عمل درست نبوده است. اينها درسهايي است که از زندگاني ائمه اطهار(ع) و به ويژه از سيره پربرکت حضرت فاطمه(س) مي آموزيم.
* از حضورتان در اين گفتگو سپاسگزاريم.

  


معرفت فاطمي؛ شرط قرب الهي



* حجة الاسلام اديب يزدي
شناختن حضرت زهرا(س) و پي بردن به شخصيت والاي ايشان اهميت بسيار زيادي دارد، تا جايي که در تاريخ هم روايات بسياري در اين مورد نقل شده است.




اگر به بررسي تاريخ انبيا بپردازيم، مي بينيم که فرازي از زمان در تاريخ به قرون اولي مشهور است.
قرون اولي معطوف است به حضور گسترده و تکثر انبيا در زمين، جهت هدايت مردم و ترويج خداپرستي. حتي در تاريخ نقل شده که گاهي جمع عظيمي از انبياي الهي مقابل دشمنان مي ايستادند و در جنگ شرکت مي کردند.
نکته مهم در حضور اين انبيا و محور اصلي توجه همه اين بزرگواران معرفت الزهرا(س) و پي بردن به مقامهاي بلند حضرت صديقه کبري(س) بوده است.
امام صادق(ع) در اين مورد فرمود: دايره معارف در قرون اولي توسط حضرات انبيا، معرفت فاطمي بوده است. در روايات ديگري هم داريم که حتي ملائکه الهي هم که مي خواهند به مقام قرب الهي نايل شوند، شرط آن پي بردن به معرفت حضرت صديقه(س) و حتي در برخي روايات تمکين در پيشگاه فاطمه(س) است.
اين مسأله نشان از مقام بلند حضرت زهرا(س) دارد. پيامبر اکرم(ص) بزرگترين معرف حضرت فاطمه(س) است. تمام القاب و کنيه هايي که مربوط به حضرت فاطمه(س) است، همه از طرف پيامبر اکرم(ص) مطرح شده است. القابي چون: ام ابيها، ام القري، ام الکتاب، ام النجوم، ام الطرق، ام الائمه، ام الايتام، ام الحسنين، ام الفضائل، ام الشموس و...
لقب ام ابيها 9 بار در مجامع روايي اهل سنت و 6 مرتبه در مجامع روايي شيعي نقل شده است. پيامبر بارها به فاطمه فرمودند: فداها ابوها، پدرت به فدايت.
من در کتابهاي يکي از دانشمندان اهل سنت ديدم که نقل شده بود روزي پيامبر خدا(ص) دست حضرت فاطمه را گرفتند و در کوچه حرکت مي کردند و با هم راه مي رفتند و با صداي بلند اعلام مي کردند: «مردم، بدانيد اين فاطمه دختر محمد(ص) است.
دختر رسول خدا، مبادا کسي او را آزار دهد و خوشا به حال کسي که بتواند قلب مبارک او را مسرور کند که در واقع خدا را شاد کرده است.» ما الگويي شايسته مثل حضرت فاطمه(س) داريم و اگر ايشان را آن طور که بايد بشناسيم، به رشد و تعالي مي رسيم.
اگر بانوان جامعه، معرفت فاطمي را خوب درک کنند، در مسأله حجاب حساسيت و دقت بيشتري خواهند داشت. حجاب از نظر حضرت زهرا(س) يک اصل عدول ناپذير است.
حجاب در نگاه حضرت يک تمايل يا يک انتخاب نيست، بلکه يک حقيقت الهي در وجود فاطمه(س) است.
چرا از اين الگوي شايسته غافليم. ايام ميلاد و شهادت بزرگ بانوي اسلام نبايد با برگزاري يکسري مراسم تمام شود، بلکه بايد فرصتي براي درک و شناخت از حقيقت آن حضرت فراهم کند، زيرا اگر امروز زنده ايم و فرصت شرکت در اين مراسم مذهبي براي ما ايجاد مي شود، به يمن دعاي خير حضرت زهرا(س) است. قدر اين فرصت ها را بدانيم و براي شناخت معرفت فاطمي تلاش کنيم.

  


ليبراسيون



روزنامه فرانسوي زبان ليبراسيون پس از حرکتهاي اعتراضي سال 1968 در پاريس به وسيله ژان پل سارتر، بني لوي و سر ژولي از سال 1973 ميلادي، در اين شهر تأسيس شد. سارتر خود تا 24 مه 1974 سردبير روزنامه ليبراسيون بود. در ابتداي تأسيس اين روزنامه، سلسله مراتبي در آن وجود نداشت و همه کارکنان از سردبير تا دربان روزنامه حقوق يکسان دريافت مي کردند اما چندي بعد تشکيلات آن به صورت سازمانهاي متعارف ديگر درآمد. اوايل دهه 1980 اين روزنامه شروع به گرفتن آگهي کرد و به سازمانهاي خارجي اجازه داد تا در مالکيت آن سهيم شوند.
اين روزنامه که داراي جهت گيريهاي چپ گرايانه و باورهاي سوسياليستي است با تيراژ 140 هزار نسخه منتشر مي شود. البته ليبراسيون در ابتدا، چپ افراطي بود ولي هيأت تحريريه به سرعت گرايش به چپ سوسياليست ميانه روتر پيدا کرد. اين نشريه به خاطر ارايه برخي نقطه نظرات مخالف درباره رويدادهاي فرهنگي و اجتماعي معروف شده است. به طور مثال علاوه بر ارايه گزارش درباره جرايم و وقايع ديگر، جريان محاکمات آنها را نيز هر روز منتشر مي سازد و بينش انساني تري را از جرايم پيش پا افتاده به وجود مي آورد. ليبراسيون با ايجاد تلفيقي ميان مسايل ضد فرهنگ و اصلاح طلبي سياسي، تعادل خود را برقرار مي سازد.
ليبراسيون که در قطع کوچک منتشر مي شود حاوي مطالب سياسي، اقتصادي و اجتماعي است و براي اخبار روز اهميت بسياري قايل است به طوري که چند صفحه اول خود را به اينگونه وقايع اختصاص مي دهد.
ليبراسيون برخلاف آنکه ادعا مي کند مستقل است و به هيچ گروهي وابسته نيست ارگان حزب سوسياليست فرانسه است و از نظر موضع گيري سياسي وابسته به جناح چپ و ترقي خواه است.
اين نشريه حدود 350 کارمند اعم از روزنامه نگار، بخش فني، اداري و غيره دارد و کارکنان آن نيز بخشي از سهام اين روزنامه را در اختيار دارند. اواخر سال 2005 کارکنان ليبراسيون در اعتراض به برنامه اي که بر اساس آن ادوارد اتين دو روسشيلد، مالک 37 درصد از سهام روزنامه مي شد، اعتصاب کردند. در 13 نوامبر 2006 اين روزنامه درگير بحران تازه اي شد و سر ژولي سردبير روزنامه به عنوان يکي از سردمداران «شورش دانشجويي پاريس» در سال 1968 به خاطر واگذاري مسؤوليت خود به ادوارد دو روسشيلد، سهامدار اصلي، زير سؤال رفت.
آنها از اينکه اين امر موجب مي شود تا اين روزنامه تجاري شده و به حيثيت جناح چپ لطمه وارد شود، ابراز نگراني کردند. همچنين کارکنان اين روزنامه در 21 نوامبر سال 2006 پس از اعلام طرح مديريت براي حذف 52 شغل در اين روزنامه در جريان يک جلسه عمومي تصميم به اعتصاب گرفتند. به همين دليل روزنامه ليبراسيون روز 22 و 23 نوامبر 2006 منتشر نشد که اين تعطيلي در تاريخ اين روزنامه بي سابقه است، در اين جريان سايت اينترنتي روزنامه نيز تعطيل شد.

  


معتبرترين سند قدمت نام خليج فارس خريده شد



علي ططري از خريدهاي تازه کتابخانه مجلس شوراي اسلامي، مشتمل بر نقشه هاي تاريخي ايران عصر قاجار (چاپ انگلستان) خبر داد که يکي از اين نقشه ها معتبرترين سند درباره قدمت نام خليج فارس است.
رئيس مرکز اسناد کتابخانه مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با مهر ضمن اعلام اين خبر گفت: اين مجموعه اسناد تازه دو دسته هستند که يک دسته نقشه هاي تاريخي ايران عصر قاجار و دسته دوم شامل نگاتيوها و شيشه هاي رنگي مخصوص ظهور عکس است. نقشه هاي تاريخي مشتمل بر 8 نقشه است که يکي از مهمترين آنها که معتبرترين سند درباره قدمت نام خليج فارس نيز قلمداد مي شود نقشه خليج فارس و ممالک عربي است.
وي افزود: اين نقشه که در سال 1908 ميلادي (مطابق با 1278 خورشيدي) در انگستان چاپ شده از نظر سياسي اهميت فوق العاده اي دارد، چرا که در سالهاي اخير چالشها درباره نام خليج فارس شدت گرفته است و اين سند به عنوان يک سند قطعي مي تواند روشن کننده حقايق باشد.
به گفته ططري، دومين نقشه از اين مجموعه که در سال 1889 ميلادي توسط کمپاني هند شرقي در انگلستان ترسيم شده مربوط به نقشه سيستان و بلوچستان است. اين نقشه را زماني که انگليسيها بر اين منطقه سيطره داشتند ترسيم کرده اند.رئيس مرکز اسناد کتابخانه مجلس در ادامه يادآور شد. سومين نقشه، نقشه مرزي و سرحدات ميان ايران و روس است که متعلق به دوران ناصري است. اين نقشه بعد از جنگهاي ايران و روس با مهارت توسط دست ترسيم شده است. چهارمين نقشه نيز نقشه جهان است که در سال 1892 ميلادي چاپ شده است.وي همچنين اظهار داشت: چهار نقشه ديگر متعلق به اراضي و محدوده املاک ميرزا حسين خان فرمانفرما و خاندان وي در تهران است.
ططري، 41 نگاتيو و 36 شيشه رنگي مخصوص ظهور عکس را از ديگر خريدهاي اين کتابخانه برشمرد و عنوان کرد: اين نگاتيوها که برخي از آنها هنوز ظهور نشده اند متعلق به دوران قاجاري است که جزو اولين نگاتيوهاي رنگي در جهان به شمار مي رود. در ميان آنها عکسي از محمدعلي شاه نيز به جا مانده است که تاکنون در جايي منتشر نشده بود.
رئيس مرکز اسناد کتابخانه مجلس ادامه داد: 36 شيشه رنگي خريداري شده نيز جز اولين ابزارهايي هستند که پيش از اختراع نگاتيو در جهان براي چاپ عکس مورد استفاده قرار مي گرفتند.وي تأکيد کرد: شناسايي و خريد اين اسناد در راستاي تداوم سياستهاي کتابخانه مجلس براي جلوگيري از خروج اسناد تاريخي از کشور صورت گرفته است.

  


«قصص القرآن» منتشر شد



کتاب «قصص القرآن» به قلم جمعي از نويسندگان، قرآن پژوهان و علماي حوزه علميه قم از سوي انتشارات دارالکتب الاسلاميه منتشر شد.
به گزارش مهر، اين کتاب مجموعه کامل داستانهايي به روايت از قرآن کريم است که داستان زندگي پيامبران الهي بخش عمده آن را تشکيل مي دهد. اين داستانها حدود هشت سال پيش به کوشش سيدحسين حسيني و به قلم نويسندگان و علمايي چون آيةا... ناصر مکارم شيرازي، حجة الاسلام محسن قرائتي، مرحوم محمد محمدي اشتهاردي، محمدرضا آشتياني، محمدجعفر امامي و عبدالرسول حسني منتشر شده بود.
اين کتاب ترجمه عربي اين مجموعه داستانهاست که در قالب کتاب «قصص القرآن، مقبس تفسير الامثل» براي استفاده در مجامع علمي و حوزوي منتشر شده است. کتاب «قصص القرآن» در 608 صفحه و 3000 نسخه منتشر شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com