|
* آي سان نوروزي
«داوود فتحعلي بيگي» از هنرمندان پيشکسوت و باتجربه حوزه تئاتر سنتي ايران است که در زمينه هاي متعددي چون پژوهش و

تحقيق و توليدات نمايشهاي سنتي ايران فعاليتهاي ارزنده اي داشته است. با وي درباره جايگاه تئاتر در زندگي مردم به گفتگو نشسته ايم.
* جايگاه تئاتر در زندگي اجتماعي مردم ايران چگونه ارزيابي مي شود؟ آيا تئاتر در حال حاضر نقشي در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي ما دارد؟
** تئاتر و جامعه در جريان ارتباط ميان توليد و عرضه هنر در راستاي يکديگر قرار مي گيرند و ميزان استقبال و انتقال ميان آنها به واسطه مناسبات اجتماعي دورانهاي مختلف متفاوت است. در مورد ديدگاه و نياز جامعه به تئاتر هم همين طور است.

هر زمان مردم رفاه و آسايش پيدا کردند و درآمدهايشان مازاد بر هزينه هاي جاري زندگي بود و توانستند علاوه بر تأمين نيازهاي اوليه زندگي درآمد و فراغت ديگري داشته باشند، اينجاست که به فکر فوق برنامه و تفريح و سرگرمي هم مي افتند. وقتي به فکر سرگرمي افتادند، حالا مي توانند تئاتر هم ببينند و به سالنهاي نمايش بروند و تئاتر رفتن را به عنوان يک عادت فرهنگي ياد بگيرند. در اين صورت است که تئاتر به يک پديده دخيل در فرآيند مناسبات اجتماعي تبديل مي شود. اگر شما وقت و فرصت نداشته باشيد که به ديدن تئاتر برويد، خب طبيعتاً هر چقدر هم تئاتر وجود داشته باشد و اتفاق بيفتد، در سبد هزينه هاي خانواده تان جاي نمي گيرد و نقش و حضوري در زندگي تان نخواهد داشت.
* تئاتر اجتماعي که مشخصه ها و مؤلفه هاي مربوط به زندگي اجتماعي مخاطبان را در خود دارد، مي تواند به عنوان يک راهکار براي برون رفت از رکود رابطه ميان مردم و هنر تئاتر باشد؟
** بحث در مورد تئاتر اجتماعي بيشتر به اين مقولات و مباحث مربوط مي شود که تئاتر در مواجهه با مخاطبانش چه مناسبات و مؤلفه هايي را بايد مورد توجه قرار دهد. در يک سوي اين قضيه خود تئاتر و در سمت ديگر آن جامعه و مردم قرار مي گيرند.
اما اکنون بايد ديد که اصلاً «اجتماعي و مردمي بودن يعني چه؟» بسياري از هنرمندان تئاتر هستند که در آثارشان به موضوعات و مقولات اجتماعي و مردمي مي پردازند؛ اما اگر خواسته باشيم، يا نهاد و سازماني بخواهد سمت و سوي تئاتر را به سمت اين گونه آثار بکشاند خب اين امر مستلزم سفارش يکسري کارهاست که در آنها از مسائل مورد تحليل در جامعه و مردم بحث شود. نهادهاي مختلفي که با امر فرهنگ و جامعه در ارتباط هستند، مي توانند سفارش بدهند و گرنه اکثر کارهايي که در حال حاضر در ساختار و بدنه تئاتر ما توليد مي شوند به هر صورت بخشي از مسائل و ويژگي هاي اجتماعي را در خود به همراه دارند. تئاتر آيينه زندگي انساني است و زندگي انسان نمي تواند جدا از مسائل اجتماعي باشد.
* شما نقش و کارکرد تئاتر را در فرهنگ سازي اجتماعي چگونه ارزيابي مي کنيد؟
** تئاتر به خودي خود يک پديده فرهنگي است و نمي تواند جز اين باشد. وقتي هم به عنوان يک پديده فرهنگي به آن نگاه مي شود معلوم است که پيشبردش در فرهنگ جامعه نقش دارد و تأثيرگذار است. همان گونه که در بسياري از جوامع، خيلي ها معتقدند هر جامعه اي که تئاتر آن رشد قابل توجهي داشته باشد، از سطح فرهنگي بالايي هم برخوردار است. |