صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
گزارش
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ويژه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26خرداد ماه 1388


«قدس» در گفتگو با کارشناسان بررسي مي کند ؛
شکاف فرهنگي نسل ها نگران کننده نيست؟! هست؟!



*زهره کهندل

* برداشت يک
ما که بچه بوديم مگر جرأت داشتيم روي حرف بزرگتر حرف بزنيم. خطا مي کرديم از شرم آب مي شديم، حالا بچه هاي امروزي، خطا



مي کنند، زل مي زنند توي چشم آدم و هزار عذر بدتر از گناه مي آورند. مگر دستمان توي جيب پدرمان بود. 18 - 17 ساله بوديم، زن و زندگي راه مي برديم. توقعاتمان هم سر به فلک نمي کشيد. از مادر و پدرمان هم طلبکار نبوديم.
* برداشت سه
مي نشيند و تعريف مي کند از جواني هايش، از دوراني که مي رفته توي خيابانهاي بزرگ شهر و مشت هايش را گره مي کرده و همنوا با جمعيت براي سرنگوني رژيم فرياد مي زده.
همه اش سر تکان مي دهد و آه مي کشد. انگار نوار زبانش روي اين جمله که «واي از جووناي امروز» گير کرده است. فقط کافيست که در مقام پاسخگويي قرار بگيرند. از جاده اصلي بحث منحرف مي شوند و در حاشيه هر چه بخواهند ويراژمي دهند. اصلاً هم برايشان مهم نيست چه مي گويند. فکر کرده اند، دو تا گوش را اجاره کردن براي شنيدن، اگر هم لب بازکني، تا آب دهانت را قورت نداده اي دوباره همان غرزدن هاي هميشگي شروع مي شود. مي گويند مثلا دلمان خوش بود بچه بزرگ کرديم! اين جمله خيلي آزاردهنده است «واي از نسل امروز». مگر نسل خودشان چه کرده اند براي ما؟! مگر نه اينکه ما داريم در عصر ارتباطات اطلاعات نفس مي کشيم. آنها بايد سؤالات ما را جواب دهند؟!
* آرمانهاي فردي نسل سوم
بسياري از کارشناسان فرهنگي (نسل اول و دوم) معتقدند که اتفاقي با عنوان «گسست نسل ها» رخ نداده و آنچه بايد مورد بحث قرار گيرد، «فاصله» بين نسل هاست که موضوعي طبيعي بوده و متوجه هر دوراني است.
اين در حالي است، برخي ديگر از اين فاصله که به زعم آنان به شکاف تبديل مي شود، ابراز نگراني کرده اند.
سيد عباس صالحي، پژوهشگر با بيان اينکه آرمانهاي نسل سوم فردگرايانه شده است، مي گويد: ما در حوزه آرمانها به طور جدي شاهد اين موضوع هستيم که آرمانهاي جمعي به آرمانهاي فردي تبديل شده است، نسل سوم به جد آرمانهاي فرد گرايانه دارد و ديگر آن آرمانهاي عدالت خواهانه يا استقلال طلبانه آرمانهاي اصلي نيستند؛ نمي خواهم بگويم در آرمانهاي درجه دوم و سوم حضور دارند، اما در آرمانهاي نخستين تضعيف شده اند.
وي معتقد است که نسل اولي ها نسبت به تعهدات انقلابي و اخلاقي خود کم کار بوده اند، از اين رو تکليف از دوش نسل سومي ها به واسطه اين نبود تقصير، برداشته نمي شود و مي گويد: وقتي ما از نسل اول يا سوم حرف مي زنيم، منظورمان همان عده اي است که بيشتر ظهور و بروز اجتماعي دارند.
وي در خصوص تاثير حاکميت موجها و مدهاي مختلف در اين دودهه مي افزايد: مدهاي درون زا وبرون زاي متنوعي نمادهاي ما را تغيير داده اند؛ نمادهاي نسل سوم ستارگان ورزشي و سينمايي در قالب سمبل هاي اجتماعي اند.
* تغيير ارزش ها
صالحي ادامه مي دهد: ارزشهاي نسل اول انقلاب در ساده زيستي و کاستن از مخارج زندگي بود و اين شاخص يک نسل انقلابي به شمار مي رفت . اما اکنون تجمل گرايي در نسل سوم نه تنها بد نيست، بلکه خوب هم هست.
وي خاطرنشان مي کند: مورد ديگر کمرنگ شدن ارزشهاست، يعني ممکن است بگوييم هنوز ايثار و فداکاري بد نشده است، ولي اين طور نيست که به همان قوت باقي مانده باشد، هر چند در طيف ها و گروه هاي مختلف اين کم رنگ شدن متفاوت است.
اما دکتر عليرضا عصارنيا، معاون امور فرهنگي سازمان ملي جوانان درباره تغيير دغدغه هاي نسل جوان و تاثير آن بر ايجاد فاصله از باورها و ارزشهاي گذشتگان معتقد است: بايد به جوانان براي داشتن اين دغدغه ها حق داد، زيرا اين دغدغه ها متناسب با مسائل روزمره اوست. قطعا مدل زندگي آنان همراه با دغدغه هايشان نسبت به نسل گذشته خود تغيير کرده است. اينجاست که اگر خانواده هاي ما براي همزباني با جوان توانمند شوند، مي توانند ارتباط خوبي با آنان برقرار کنند و اگر نتوانيم با جوان ارتباط خوبي برقرار کنيم. اگر جوان احساس کند که والدين مسائل او را نمي فهمند، اين جا زنگ خطر است. قطعا يکي از مولفه هاي بسيار مهم در ارتقاي روابط بين نسلي توانمند شدن خانواده ها براي همزباني با جوان است که نقش رسانه ها در اين امر بسيار با اهميت است.
* تفاوت نسلي بزرگ در جهان




سيد عباس صالحي با بيان اينکه بخشي از فاصله بين نسل ها بسترهاي فراملي و منطقه اي دارد و تفاوت نسلي بزرگ در جهان پديد آمده عنوان مي کند: نسل هايي داريم که نه تنها تناسب ندارند، بلکه تشابه هم ندارند و اين به مجاري ارتباطي برمي گردد که در اين دو دهه شکل گرفته است. نسل هاي قبلي مجاري ارتباطي شبيه به هم داشتند و در نهايت ممکن بود شبکه دوستان متفاوتي داشته باشند، اما مجاري ارتباطي جديد در واقع يک زير شاخه جديد بين نسل اول و سوم نبودند بلکه هريک، دنياي جديد ارتباطي بودند.
صالحي خاطرنشان مي کند: بنابر اين وقتي نسل اول و سوم مجاري ارتباطي مشترکي نداشتند، طبيعي بود که مشابه هم نباشند، وقتي پدر بزرگ من در شرايط و دنياي شبيه پدرم مي زيسته است؛ طبيعي است که در انتقال فرهنگ و هويت چندان دغدغه اي نداشته باشد.
اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: در هنگام شکل گيري هويت؛ چندين دنياي ارتباطي متفاوت پيدا شدند، من از کتاب و مطبوعات و حداکثر راديو هويت يابي داشتم و او از اينترنت، تلويزيون و... طبيعي است که انتقال گفتمان و هويت دشوار باشد.
وي عامل ديگر اين گسست را به نبود موقعيتهاي انقلابي که مردم در آن انقلابي گري نسبت داده و مي افزايد: در شهود انقلاب موقعيتهايي وجود دارد که بعدها عينش قابل تکرار نيست، اين قضيه مانند کسي است که با تلاش سفره اي را پهن مي کند تا قوت لايموتي را سر سفره بياورد، ولي کسي که بر سفره مي رسد، تحت تاثير يک فضاي آماده است.
* راه گريز از شکاف فرهنگي بين نسل ها
صالحي در خصوص راه هاي گريز از شکاف فرهنگي بين نسل ها مي گويد: در دو دهه اخير توليداتي براي انتقال هويت انقلابي اتفاق افتاده که شکل نسل سومي دارند. تجميع سازي اين موارد به عنوان بانک انقلابي نسل سوم مي تواند کمک کند، ما يک ظرفيت متفرق داريم که موجوديتش هم براي ما معلوم نيست. ما به ازاي ذائقه هاي متنوع نسل سوم از همين موجوديت خودمان (بدون اينکه حتي نيازي به بازتوليد باشد) مي توانيم مجموعه هايي براي اين نسل آماده کنيم، اين موجوديت اگر سرجمع شود، چنين ظرفيتي را دارد لذا کار دوم پس از تجميع نوعي طبقه بندي است و نمره دهي به کارهاي متوسط به بالايي است که مي تواند براي نسل سوم جاذبه داشته باشد.
* شکاف بين لايه هاي هويتي جوانان




عماد افروغ در اين باره معتقد است: شکاف بين نسل ها را نمي توان به راحتي به کار برد، زيرا که ممکن است شکاف بين لايه هاي هويتي جوانان ايجاد شده باشد. به عنوان مثال اگر بين لايه نماد و لايه ارزشها و باورها و جهان بيني شکاف افتاده باشد، نمي توان گفت شکاف بين نسل جديد و قديم در لايه زيرين ايجاد شده است؛ تحقيقات هم اين موضوع را ثابت نمي کند.
وي ادامه مي دهد: نمي توان گفت جوان در جامعه امروز ما در جهان بيني و ارزشها به گونه اي مي انديشد و عمل مي کند و نسل قديم به شکل ديگر رفتار مي کند. شکافي که مي بينيم، بين لايه نمادين و لايه باورها است يعني لايه نمادين و لايه زيرين در جوانان چندان نسبتي با هم ندارند.
* تحقيقات خطر را جدي نشان نمي دهد
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه اگرچه تحقيقات خطر آن را جدي نشان نمي دهد، ولي به هر حال مي تواند زنگ خطري باشد، مي گويد: جوانان ما همچنان التزام به خدا، التزام به دين و تلفيق دين و سياست را باور دارند. بخشي از اين شکاف به نداشتن التزام اصحاب قدرت و نهادهاي اجتماعي به ارزشها و باورهايي که تبليغ مي کنند، برمي گردد. به عبارتي شاهد يک نوع آنومي هستيم، يعني شکافي که آنومي و شبه آنومي را رقم مي زند.
اين استاد دانشگاه تاکيد مي کند: واقعيت اين است که هيچ نهادي کارکرد خانواده را در پر کردن خلا عاطفي نمي تواند بر عهده بگيرد.
* برنامه هاي سازماني به نام جوانان
عصارنيا، معاون امور فرهنگي سازمان ملي جوانان کشور در خصوص برنامه هاي اين سازمان براي گريز از گسست نسل ها مي گويد: يکي از موضوعات دوازده گانه اي که در سازمان ملي جوانان دنبال مي شود، همين موضوع با تاکيد بر جايگاه خانوادگي براي تحکيم ارتباطات ميان نسلي است.
وي ادامه مي دهد: با تاکيدات سازمان بر روي برنامه نظام خانواده و سهمي که آنان در ارتباط با جوانانشان دارند و نقشي که خانواده ها در جهت ارتقاي هويت جوانان خود دارد و روابط متقابل با آن و ارتباطي که جوانان با پدر و مادر خود در خانواده دارند، يکي از بسترها براي تحکيم ارتباطات ميان نسلي خانواده است. در اين زمينه سازمان سندي را تهيه کرده که ويرايش اول آن به پايان رسيده و به بازنگري و اصلاح نياز دارد.

* به شکاف نسل ها قائل نيستيم
وي با اشاره به شاخص هاي سند ارتقاي نقش خانواده در هويت جوانان وتقويت ارتباطات ميان نسلي اظهار مي کند: بر اساس پژوهش هاي انجام شده، ما به شکاف نسلها قائل نيستيم، زيرا تصويري که از ارتباطات ميان نسلي و تعهدي که جوانها نسبت به خانواده دارند نشان مي دهد، در جامعه با اموري به نام شکاف و گسست نسلي مواجه نيستيم. بلکه فاصله نسلي در جامعه ما وجود دارد. اما اين امر موجب غفلت ما از اين موضوع نمي شود، هنوز بسياري از خانواده هاي ما در مورد آموزش ، اشتغال، ازدواج و تامين معاش فرزندان خود احساس وظيفه مي کنند.
* تبعيت جوانان از نسل قبل خود




عصارنيا مي افزايد: بسياري از جوانان ما با درصد هاي بالاي 70 تا 80 درصد به تحکيم خانواده اهميت مي دهند. بخش عمده اي از اوقات فراغت جوانان ما در خانواده گذرانده مي شود. تبعيت جوان از نسل قبل (پدر و مادر) در جامعه ما به نسبت ديگر جوامع در وضعيت خوبي قرار دارد. احترامي که جوانان ما به افراد سالمند و بزرگ فاميل خود مي گذارند. و ظيفه اي که بر دوش خود نسبت به پدر و مادر خود احساس مي کنند، در مقايسه با ديگر کشورها در وضعيت بسيار خوبي قرار دارد. البته در کنار اين امر، تفاوت نسلي وجود دارد، به هر حال جوانان هر نسل مي خواهند متفاوت باشند و جلوه هاي اين متفاوت بودن را در بين جوانان مي بينيم. متفاوت بودن ويژگي مقطع جواني است.
اين مسؤول با بيان اينکه در مورد تفاوت نسلها نبايد احساس هراس کرد مي گويد: بايد بتوانيم با زبان جوان اين متفاوت بودن را مديريت کرده و سعي کنيم، اين سرمايه اجتماعي مهم را بيش از پيش تقويت کنيم.
وي در خصوص اينکه پژوهشها شکاف يا گسست نسلي را نشان مي دهند، اظهار مي کند: نمي توان بر اساس هر آماري ادعا کرد که جامعه دچار گسست نسلي شده است.
وي اذعان مي کند: من به شکاف نسلي هم قائل نيستم، آنچه مهم است اينکه خانواده ها، متفاوت بودن جوانان را بپذيرند و سعي کنند با زبان آنها اين تعامل را برقرار کنند.
* تفاوت نسل ها عميق نيست
عصارنيا با تاکيد بر اينکه بايد با هر نسلي با زبان خودش صحبت کرد، يادآور مي شود: بسياري از مواقع زبان اين نسل سبک زندگي شده است. اگر خانواده ها نتوانند به زبان اين نسل مجهز شوند، نمي توانند ارتباط خوبي را با جوانان خود ايجاد کنند. تفاوت نسل جوان با نسلهاي گذشته در همه نسلها و جوانان وجود داشته و هنوز تعلقات جوانان به خانواده و متقابل آن در جامعه ما در حد قابل قبولي وجود دارد.
وي در پاسخ به اين سؤال که اگر اين تفاوت نسل ها عميق و به شکاف منجر شود، آيا احساس هراس نمي رود؟ مي گويد: من به تفاوت ميان نسل ها قائلم، اما در مورد بنيادين بودن آن چنين اعتقادي ندارم. بدين معنا که ارزشهاي بين جوانان و خانواده ها در حيطه هاي بسياري با هم مشترک است، هرچند جلوه هاي اين نسل با نسل قبل تفاوتهاي بسياري کرده است. صرفا روي ظاهر و جلوه ها نمي توان قضاوت کرد. به عنوان مثال در حوزه سبک زندگي، جوانان امروز سبک ديگري را براي خود مي پسندند و گذران اوقات فراغت آنان متفاوت است. اما زماني که به مباني اين نسل مراجعه مي کنيم، همچون مباني اعتقادي آنان و ارزشها و باورهاي آنان مي بينيم که بسيار شبيه نسل گذشته است. به تفاوت نسلها قائل هستم، اما اين تفاوتها هنوز بنيادين نشده است. اما اين امر بايد محل تامل و دقت باشد که شروع آن همين مباحث است و هنوز به جايي نرسيده ايم که بسياري از جوانان والدين خود را به خانه سالمندان ببرند، اما بايد مراقب اين امور باشيم.
* اين سند لازم الاجراست؟
وي درباره ضمانت اجرايي سند سازمان ملي جوانان خاطرنشان مي کند: اين برنامه ها به تفکيک هر دستگاهي در حال احصاء شدن است. ظرفيتي که آموزش و پرورش براي عملياتي کردن توانمندي والدين دارد، از اولويت هاست. ظرفيتي که صدا و سيما، رسانه هاي مکتوب، دانشگاه ها و ديگر مراکز فرهنگي و هنري دارند، تک تک اين موارد در حال احصاء شدن است . از سوي ديگر بايد براي آن توليد ادبيات و محتواي لازم را فراهم آورد. زيرا صرف گوشزد کردن وظايف دستگاه ها کفايت نمي کند. بلکه بايد در مواردي با آنان همراهي کرد. سندي که در حال تدوين و تصويب است، برمبناي يک نقشه عملياتي شکل گرفته است و نه صرف بيان کليات.
وي ادامه مي دهد: ويرايش اول آن آماده شده که اميدواريم طي چند ماه آينده به برنامه قابل قبولي که بتوانيم در شوراي عالي جوانان تصويب کنيم و معمولا يک بازه شش ماهه را زمان مي برد.
عصارنيا با اين ادعا که در موضوع ازدواج نشان داديم که اگر مصوبات خوبي تعريف شود، دستگاه ها مايل به اجراي آن هستند، يادآور مي شود: شوراي عالي جوانان زير مجموعه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و مصوبات آن براي دستگاه ها لازم الاتباع است. از سوي ديگر ما به تصويب مصوبات قناعت نمي کنيم، بلکه مورد به مورد با دستگاه ها، آن را با توافقنامه هايي عملياتي مي کنيم تا بتوانيم بودجه هاي آن را در برنامه ها بگنجانيم.
* فاصله فکري نه گسست فرهنگي!




بيژن نوباوه، نماينده مجلس به گسست نسلي اعتقادي ندارد و با بيان اينکه بين دو نسل «فاصله» وجود دارد، مي گويد: اين فاصله فکري در مورد مسائل کشور و هدفهايي که وجود دارد نيست. نسل سوم ما امروز پيشرفت هاي خوبي در عرصه رشد علوم و فناوري داشته است و اين ايستادگي در برابر استکبار با قدرت علمي بالاي جوانان ما نشانگر نزديکي فکري است. هرچند فاصله هاي سني وجود دارد.
وي با اشاره به دغدغه هاي جوانان نسل اول و نسل سوم خاطرنشان مي کند: نسل ها قطعا با هم تفاوت دارند، آن روزها دفاع از وطن براي ما اولويت داشت، امروز حاضر شدن در صحنه هاي علمي و جنبش نرم افزاري براي ما يک جنگ است و اهميت دارد. آنچه امروز وجود دارد، فاصله نيست، بلکه اولويت تغيير کرده است.
وي در خصوص انتظارات دو طرفه ميان نسل ها اذعان مي کند: من هيچ توقعي از نسل سوم ندارم، جز اينکه ايراني باشند و مسلمان و براي سربلندي کشورشان تلاش کنند. نسل سومي ها هم نبايد طلبکار از ديگر نسل ها باشند، زيرا بزودي آنها بايد پاسخگوي نسل چهارمي ها باشند.
* برداشت آزاد
تفاوت نسل ها، شکاف نسل ها يا گسست نسل ها. اين مماشات با واژه هاست يا نياز نسل ها؟!
با اين تفاسير اگر به تفاوت نسل ها قائل باشيم و در حالتي خوش بينانه شرايط را بحراني ندانيم. اگر اين تفاوت موجب فاصله شده و اين فاصله نسل ها کم نشود، موجب شکاف نخواهد شد؟ اهميت اين امر زماني نمايان مي شود که نسل سوم بايد ادامه دهنده مسير انقلابي باشد که برايش خون دلها خوردند. حالا مي خواهيم روي واژه ها مماشات کنيم يا آدم هاي نسل ها؟! به هر تفسير دودش به چشم خودمان مي رود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com