صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
گزارش
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ويژه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26خرداد ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * نماز و شيوه هاي تبليغي ناکارآمد
 * رئيس مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري خبر داد ؛ جديدترين آمار توليد علم در ايران
 * در گفتگو با حجة الاسلام فاطمي نيا تبيين شد؛ فاطمه(س)؛ الگوي سعادت و رستگاري
 * بوي بهشت را از او استشمام مي کنم...
 * مجمع جهاني فقه اسلامي
 * الگوي من کيست؟!
 * حجة الاسلام والمسلمين سيد کاظم ارفع:
مؤلفان قرآني از تکنولوژي روز براي بيان مفاهيم بهره گيرند
 * آيينه ماه!
 * در ايام ميلاد با سعادت حضرت زهرا(س) افتتاح شد؛
پژوهشکده علوم و معارف قرآني علامه طباطبايي
 * وزارت علوم منتشر کرد؛ کتاب حقوق نخبگان علمي و فرهنگي
 * گردهمايي معاونان دانشجويي و فرهنگي دانشگاه ها برگزار مي شود

نماز و شيوه هاي تبليغي ناکارآمد



* کامران شرفشاهي

فريضه مقدس نماز در آيين مبين اسلام امري واجب است، آن گونه که از آن با عنوان «ستون دين» ياد شده است و در آيات قرآن کريم،





احاديث نبوي و رواياتي که از اهل بيت(ع) به ما رسيده است، در اين باره سفارش و تأکيد فراواني ديده مي شود که بيانگر اهميت و عظمت اين فريضه الهي است.
با مطالعه در سيره رسول اکرم(ص) و پيشوايان عظيم الشان مکتب نوراني تشيع و اصحاب آن بزرگواران در مي يابيم که اصولاً روش تبليغي آن بزرگواران در اشاعه فرهنگ نماز مبتني بر جلب و جذب از طريق آگهي بخشيدن و رعايت شأن و منزلت و کرامت انساني اشخاص بوده است و هيچ گاه دراين مسير به اجبار و اکراه نه تنها متوسل نشده اند، بلکه جامعه را به سمت درک و فهم عميق تر نسبت به اين موضوع و بر پا داشتن نماز با نهايت اخلاص و توجه قلبي دعوت نموده اند.به عبارت ديگر در کنار احاديثي که درباره جايگاه و اهميت والاي نماز به ما رسيده است، بخشي نيز اختصاص به چگونه خواندن نماز و ايجاد عشق و دلبستگي به آن دارد که اين مهم در سيره آن حضرات کاملاً آشکار است، چنان که حضرت سيد الشهدا(ع) نماز را بسيار دوست مي داشت و در واپسين لحظات ديدار با خواهر ارجمندش حضرت زينب کبري(س) در روز عاشورا از ايشان درخواست کرد تا در نماز شب او را فراموش نکند.
گفتني ها در اين باره بسيار است و يقيناً مردم مسلمان و خداجوي اين سرزمين از خرد و کلان بسيار در اين خصوص شنيده اند و به سبب پيروي از خاندان پاک وحي(ع) نماز را گرامي داشته و نسبت به آن داراي انس و الفت عميقي هستند.به همين سبب انتظار مردم اين ديار نسبت به امر پسنديده اي مانند تبليغ و ترويج فرهنگ انسان ساز نماز، بسيار بالا و ژرف نگرانه است.
در جامعه ما که جامعه اي ديني است، همواره نسبت به ارايه طرحهايي که به نحو شايسته در زمينه نماز و موضوعات ديني به اجرا درآمده است، قدرداني و حق شناسي بسيار ابراز شده و بر عکس اگر در طرحي نقاط ضعفي هر چند کوچک و ناچيز وجود داشته، از نگاه نقادانه و موشکاف معتقدان ديني پنهان نمانده است که اين امر نشانگر عشق و علاقه و حساس بودن اين مهم در جامعه ماست. به همين اعتبار براي تبليغ نماز و دين هر شيوه و هر وسيله اي مجاز و مشروع نيست و جايگاه و اهميت چنين امر مهمي ايجاب مي کند که از بهترين، مؤثرترين و شايسته ترين روشها در اين طريق مقدس استفاده شود.
چندي است که طرحي با عنوان دوره آموزش غير حضوري ترويج نماز از سوي ستاد اقامه نماز کل کشور به طور الزامي در سطح ادارات برگزار مي شود که داراي نکاتي است که به نظر مي رسد چندان سنجيده و شايسته پرداختن به اين امر مهم نمي باشد. در دستورالعمل اين طرح آمده است:
- طول دوره 18 ساعت آموزشي در نظر گرفته شده است.
- گواهينامه معتبر پايان دوره به همکاراني که دوره را با موفقيت طي کنند اعطا خواهد شد.
- براي ارتقاي شغلي کارکنان در تمامي رسته هاي شغلي، ارايه گواهينامه قبولي در اين دوره الزامي است!
- موفقيت در اين دوره براي کسب شرايط احراز مشاغل مديريتي، ضروري مي باشد!
- کسب نمره 70 از 100 براي قبولي در اين آزمون الزامي است.
به يقين تبليغ به چنين شيوه اي و با چنين خط کش و معيارهايي نه تنها شيوه صوابي به نظر نمي رسد، بلکه اين طرح به نحو اعجاب آوري ضد تبليغ است و داراي ثمرات و برکات نيکويي به مفهوم عميق کلمه نخواهد بود.
کارکنان مشمول اين طرح ناگزيرند طي مدت معين و محدودي يک جلد کتاب، 2 عدد لوح فشرده نورالاحکام و 1 عد لوح فشرده ديگر با عنوان «نياز 2 » را مطالعه کرده و در امتحاني که در روز مقرر از آنان به عمل خواهد آمد، شرکت جويند.
در اينجا پرسشي که به ذهن متبادر مي شود اين است که آيا اين طرح با اين همه اجبار و اکراه و الزام، شايسته تبليغ زيباترين و عاليترين جلوه عبادت يعني «نماز» است؟ و آيا با ناچار کردن کارکنان به شرکت در چنين طرحي که از ظرايف و جاذبه تبليغ بي بهره است، انگيزه و دلبستگي آنان افزونتر خواهد شد؟ و آيا «ارتقاء شغلي» و «احراز مشاغل مديريتي» به عنوان دستاورد اين طرح، سبک شمردن جايگاه فريضه مقدس نماز نيست؟
براستي اين «گواهينامه معتبر» در پيشگاه خداوند تبارک و تعالي، خاندان پاک وحي(ع) و علما و انديشوران چقدر اعتبار دارد؟
آيا طرحي با چنين شيوه اجرا، دست اندازي به حريم معنوي آنان که براي خود عقيده و خلوتي خاص با خالق خويش دارند، محسوب نمي شود؟
آيا نمره دادن به ميزان عقيده و نيايش مسلمين جايز است؟ و آيا اين سؤالات امتحاني به درستي ميزان سنجش اطلاعات ديني شرکت کنندگان مي باشد؟
در اين طرح آيا براي سرخوردگي و شرمزدگي کساني که موفق به کسب حداقل نمره ( 70 ) در اين امتحان نمي شوند و به جاي ارتقاء معنوي و روحي، مي بايد نگران امنيت شغلي و دغدغه هاي دنيوي بشوند، فکري شده است؟
آيا تحميل اضطرابهاي گوناگون به خلق خدا که در طلب معاش، درگير هزاران گرفتاري روزمره هستند، رغبت آنان را به مطالعه ديني افزونتر خواهد کرد؟
چنانکه تجربه به اثبات رسانده است، طرحهاي خشک و خشن اگر نتايج زيانبار و جبران ناپذيري در پي نداشته باشد، قطعاً نتايج مطلوب و اميدبخشي نيز نخواهد داشت. چنانکه در سيره هيچ يک از بزرگان استفاده از چنين روشهايي ديده نمي شود و اين امر حکايت از دورانديشي، واقع بيني و در نظر گرفتن تمامي جوانب از ديدگاه آنان است.
بي گمان اگر به جاي صرف هزينه گزافي که اين طرح غيرحضوري با همه هول و هراس خود دارد، طرحي بر اساس جلسات حضوري و در قالب يک اردوي زيارتي طراحي مي شد، همين نکات مورد نظر در کتاب و سي دي ها را به نحو دلپذير و شوق برانگيزي مي شود که به کارکنان و حتي خانواده هاي آنان آموزش داد، و به جاي استرس، در ذهن آنان خاطره اي شيرين و دلنشين بر جاي نهاد. اما دريغ!
در عصري که داروهاي تلخ را با افزون شيريني خوش طعم مي کنند و بوي بد اين داروها را با اسانس هاي خوش بو و دل انگيز از بين مي برند، چرا در روشهاي تبليغي ما بخصوص در حوزه دين چنين رويکردي بايد مورد غفلت قرار گيرد؟
در عصري که سرمايه گذاري هاي هنگفتي براي رويگرداني مردم مسلمان ما از سوي دشمنان ما از اعتقاداتشان در جريان است و اين تبليغات با ظريف ترين و جذاب ترين شيوه هاي فرهنگي و هنري صورت مي پذيرد، آيا به کارگيري چنين روشهايي به طور ناخواسته همسويي با جريانات مذکور نيست؟
بنا به گفته يکي از بزرگان «براي صدمه زدن به يک حقيقت، خوب حمله کردن به آن کافي نيست، بلکه بد دفاع کردن مؤثرتر است.» و گاه ديده مي شود که برخي از طرحها با وجود اينکه ظاهري مدافع ديني دارند، عملاً با نواقص و کاستي هاي خود آب به آسياب طرف مقابل مي ريزد و به جاي دين پذيري مروج دين گريزي مي گردند.
متأسفانه در جامعه ما قبل از اجراي طرح به عوارض و پيامدهاي آن توجه چنداني نمي شود، حتي بر خلاف ساير جوامع هنگام اجراي طرح کنترلي بر ميزان ارزيابي انحراف طرح نسبت به اهداف و معيارها صورت نمي پذيرد، و برگزارکنندگان در صدد برآورد حقيقي و رضايتمندي واقعي مخاطبان نيستند.
در برخي از طرحها خطاهاي فاحشي ديده مي شود که از چشم عقلا در يک نظر آشکار است اما تلاشي در جهت اصلاح و يا توقف آن صورت نمي پذيرد. گاه اين طرحها از سوي سازمانها و نهادهايي به مورد اجرا مي آيد که در گذشته داراي سابقه خدمات ارزنده و درخشاني بوده اند، لذا سر درآوردن آنها بيش از آنکه مايه تأثر باشد اسباب تحير است. چنانکه ديدن شخصي که وارونه در شيپوري مي دمد و توقع شنيدن آوايي را نيز دارد!
اين مجال را با سخني از شيخ اجل سعدي شيرازي درکتاب گلستان به پايان مي آوريم که تأکيدي است بر حفظ رونق مسلماني:
ناخوش آوازي به بانگ بلند قرآن همي خواند. صاحبدلي برو بگذشت.گفت: تو را مشاجره چند است؟ گفت: هيچ. گفت: پس اين زحمت خود چندين چرا همي دهي؟ گفت: از بهر خدا مي خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بر اين نمط خواني
ببري رونق مسلماني

  


رئيس مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري خبر داد ؛ جديدترين آمار توليد علم در ايران



رئيس مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري با تشريح ميزان توليد علم در ايران گفت: کل توليد علم ايران تا روز 24 خرداد،





برابر با هفت هزار و 685 مدرک است که اين رقم 855 مورد بيشتر از کل عملي است که متخصصان ايراني در سال 2006 توليد کردند.
جعفر مهراد در گفتگو با مهر افزود: توليد علم در کشورهاي پيشرفته که عمدتاً با شمارش تعداد مقالات در نشريات معتبر بين المللي مورد توجه قرار مي گيرد به علت اينکه بخش قابل توجهي از دانشمندان و پژوهشگران برجسته در اين کشورها فعاليت مي کنند از وضعيت ممتازي برخوردار است.
وي اضافه کرد: در کشورهاي پيشرفته سرمايه و زيرساختها به گونه اي است که موجبات پيشرفتهاي علمي را فراهم مي آورد در حالي که به علت عدم سرمايه گذاري و نبود زيرساختهاي لازم در کشورهاي در حال توسعه، پيشرفتهاي علمي در اين کشورها قدري نگران کننده است.
رئيس مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري اضافه کرد: در بين کشورهاي در حال توسعه برخي کشورها تلاش کرده اند تا کميت و کيفيت آموزش عالي و تحقيقات علمي افزايش يابد که به عنوان مثال ايران، ترکيه، برزيل، آفريقاي جنوبي، کره جنوبي و مالزي در گروه کشورهايي قرار دارند که آموزش عالي در اين کشورها از سطح علمي نسبتاً برجسته اي برخوردار است.
مهراد با بيان اينکه بين توليد علم و توليد ناخالص ملي رابطه تنگاتنگي وجود دارد، گفت: با اين حال وقتي به تلاش مسؤولان آموزش عالي از يک سو و فعاليتهاي علمي چشمگير استادان و پژوهشگران از سوي ديگر نگاه مي کنيم، در مي يابيم که شکاف علمي که در سالهاي پيش نسبتاً عميق بود به تدريج از بين مي رود.
وي افزود: کل توليد علم ايران به صورت مقاله علمي که در نشريات معتبر بين المللي از سال 1990 به بعد انتشار يافته و توسط مؤسسه اطلاعات عملي ( ISI ) نمايه سازي شده اند به رقمي برابر با 60/979 مدرک مي رسد. رئيس مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري کل توليد علم ايران را تا روز 24 خرداد برابر با هفت هزار و 685 مدرک اعلام کرد.
به گفته مهراد، اين رقم 855 مورد بيشتر از کل توليد عملي است که متخصصان ايراني در سال 2006 ميلادي توليد کرده بودند.
وي با بيان اينکه افزايش توليد علم بر اثر توانايي هاي بالقوه علمي درخور توجه است، گفت: ميزان توليدات علمي ايران در سالهاي 2007 و 2008 ميلادي به ترتيب برابر 9 هزار و 158 و 13 هزار و 569 مدرک است.
رئيس مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري گفت: بدين ترتيب مشاهده مي کنيم که ايران برحسب توسعه علمي از الگوهاي رشد علمي پيروي مي کند و به دليل تحرک در دانشگاه ها و مراکز تحقيقاتي مي توانيم از وضع علم و توليدات علمي منظره و چشم انداز اميدوارکننده اي ارايه دهيم.
وي افزود: توليد علم چندين سال است که در دانشگاه ها و مراکز پژوهشي و فناوري ايران نهادينه شده و در واقع تلاش براي انتشار مقالات در نشريات معتبر عملي از حاشيه به کانون فعاليتهاي علمي تحقيقاتي و مؤسسات علمي رانده شده و اين فرايند راهي بس طولاني را پيموده که البته بسيار اميدوارکننده است.

  


در گفتگو با حجة الاسلام فاطمي نيا تبيين شد؛ فاطمه(س)؛ الگوي سعادت و رستگاري



* مليحه پژمان

شکوفه ها شگفت زده از طراوت نوزادي شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خيره در سيماي طفلي شدند که نور



آفريدگار در آن بازتابيده بود و خديجه شادمان از ولادت دختري که بوي عصمت مي داد و طعم بهشت. زنهاي مکه خديجه را در واپسين لحظه ها و با همه دردهايش وانهادند، تا انتقام همراهي اش را با رسول خدا(ص) از او بستانند؛ بي خبر از آن که زناني به رنگ خدا و به بوي بهشت، چشم به راه تولد نور آسمانها و زمين اند تا خود را به عطر او متبرک و دامان خويش را قنداقه اين نوزاد آسماني کنند. و اين گونه، فاطمه(س) بر روي فرشي از شکوفه هاي آسماني پا به عرصه گيتي گذاشت تا به هستي رونقي ديگر گونه بخشد و خاکيان را به ملکوت پيوند دهد...
همزمان با فرا رسيدن ميلاد پربرکت بزرگ بانوي هستي، شفيعه محشر و ام ابيها، حضرت فاطمه زهرا(س)، در گفتگو با حجة الاسلام فاطمي نيا، خطيب توانمند و پژوهشگر برجسته، به بررسي ابعاد شخصيتي حضرت صديقه طاهره(س) پرداخته ايم.






حجة الاسلام فاطمي نيا قبل از هر چيز به روح عبادت و پارسايي حضرت فاطمه(س) چنين اشاره مي کند: «تهجد و خداپرستي در وجود بي کران حضرت زهرا(س) موج مي زد و به فرموده پيامبر اکرم(ص): ايمان به خدا چنان در اعماق دل، باطن و روح فاطمه (س) نفوذ داشت که براي عبادت خدا، خود را از همه چيز فارغ مي کرد. زهرا(س) در سايه شناسايي خدا به او ايمان داشت و به ارتباط با حق تعالي عشق مي ورزيد. آن حضرت عبادت مي کرد، نه تنها در جهت رشد و تکامل معرفتي خويش، بلکه براي امت رسول خدا همواره دعا مي کرد. امام حسن مجتبي(ع) از دوران خردسالي اش ياد مي کند و مي فرمايد: «مادرم را هر شب در محراب عبادت و سرگرم دعا مي ديدم که همواره در حق مردم دعا مي کرد. پرسيدم: مادر! چرا اول براي ما که فرزندانت هستيم، دعا نمي کني؟! پاسخ داد: فرزندم! اول همسايه و سپس خانه.» زهراي اطهر(س) در هنگام عبادت همچون نور درخشنده اي مدينه را روشن مي کرد و وجود معصوم و زلالش سرشار از عشق خداوندي و ايمان بي نهايت بود. اين خطيب توانمند حضرت زهرا(س) را فردي فعال در عرصه اجتماع معرفي مي کند و مي افزايد: زندگي حضرت زهرا(س)، وقف مردم و اسلام بود. درست مثل مادر کريمه اش حضرت خديجه که از جان و مال در راه اسلام و گسترش آن گذشت.»
فاطمه (س) در راه خدمت به خلق ايثار بسيار داشت که از آن جمله مي توان به اين نمونه ها اشاره کرد: آن حضرت در شب عروسي لباس خود را به فقير مي دهد و با لباس کهنه به خانه علي(ع) مي رود. افطار خود را چون همسر و فرزندانش به مسکين، يتيم و اسير مي بخشد. درآمد فدک را صرف فقرا مي کند، در حالي که مي داند در خانه اش ذخيره غذايي نيست. سهم غذاي روزانه اش را به گرسنگان مي دهد و خود گرسنه مي ماند و... اين نمونه ها نشان از اين دارد که ايشان در عرصه خدمت به اجتماع و مردم، شخصيتي ويژه بود.
وي اضافه مي کند: حضرت با زيردستان هم با بزرگواري برخورد مي کند تا جايي که کار خانه را با خدمتکار خود تقسيم مي کند. آن حضرت برخود نمي پسنديد که کارها را به دوش او بگذارد، از اين روي يک روز فضه کارها را انجام مي داد و حضرت فاطمه(س) عبادت مي کرد و روز ديگر نوبت فاطمه(س) بود. اين همه بزرگواري در وجود مقدس حضرت زهرا در پرتو تربيت نبي اکرم(ص) به وجود آمده بود و به راستي اين شيوه تربيت و زندگي، الگوي تمامي دوران و اعصار بوده و خواهد بود.
از آنجا که ساده زيستي و پرهيز از تجملگرايي يکي از بزرگترين درسهاي مکتب فاطمه(س) است، از حجة الاسلام فاطمي نيا در اين مورد مي پرسم که مي گويد: فاطمه(س) با اين که جوان است، برخلاف ساير زنان، لذت را در ترک لذات دنيوي جستجو مي کند. از لباس عروسي مي گذرد و حتي دستبند و گردنبند را نيز انفاق مي کند. کانون خانه را از هم نمي پاشد و با دلبستگي به ماديات زندگي را بر شوهر تلخ نمي کند.
خانه زهرا(س) از زيور و ابزار خالي است، ولي از لطف و مهرباني، صداقت، خلوص، ايمان و نجابت لبريز، ظرف غذاي روح زهرا(س) و علي (ع) سرشار از رستگاري است و نيک بختي اش الگوي سعادت دنيا و آخرت زنان و مردان عالم. خوب است از ايشان درس بگيريم، فاطمه(س) افتخار خاندان وحي است و ما هم بر خود مي باليم که محب اين خاندانيم. اين پژوهشگر برجسته عشق به همسر را در کلام حضرت فاطمه(س) چنين تعريف مي کند: حضرت زهرا(س) سرشار از عشق به مولاي متقيان بود و بارها در نهايت احترام آن حضرت را ستايش مي کرد.
ايشان نمونه کامل همسرداري و تربيت فرزند است و دنيايي از وفاداري و محبت به مولاي متقيان را در اين جمله حضرت فاطمه خطاب به حضرت علي(ع) مي يابيم که: «اي اباالحسن! جان من فداي تو و نفس من سپر نفس تو. در خوشي ها و رنج ها شريک توأم...» به راستي درس بگيريم از اين مکتب الهي تا رستگار شويم و سعادتمند بمانيم.

  


بوي بهشت را از او استشمام مي کنم...



* سيد وحيد احمدي

حضرت فاطمه زهرا(س) دخت گرامي بزرگ زني چون خديجه کبري است که از نيکوترين و عفيف ترين زنان جهان و نخستين زني





است که به پيامبر ايمان آورد و هرآن چه از مال دنيا در اختيار داشت، در راه پيشرفت اسلام بذل کرد، فاطمه فرزند نيکو مردي چون محمد(ص) فرستاده رحمت و مغفرت است.

*فاطمه کيست؟
پرورش زهرا در کنار پدرش رسول خدا و در خانه نبوت بود، آنجا که منزلگاه زميني فرشتگان، و مرکز نزول وحي و آيه هاي قرآن است. زهرا همسر بزرگمردي است که بيش از 300 آيه از قرآن شريف درباره او نازل شده و بقاي اسلام وامدار تلاشهاي بي دريغ اوست. در دامن پاک فاطمه دو امام و دو شخصيت ممتاز عالم بشري امام حسن و امام حسين(ع) رشد يافته اند، عقيله بني هاشم زينب کبري(س) پيام رسان بزرگ حماسه عاشورا پرورش يافته چنين مادري است.

*فضايل فاطمي
زهراي اطهر(س) انساني چند بعدي و در تمام جنبه هاي انساني در اوج کمال بود. حضرت زهرا(س) بيشتر اوقات شب را به عبادت مشغول مي شد. حسن بصري مي گويد: «در اين امت، عابدتر از فاطمه(س) نيامده است، آنقدر نماز و عبادت را ادامه مي داد که پاهايش ورم مي کرد. رسول ا... درباره فاطمه(س) فرمود: اي سلمان به راستي که خداوند قلب و تمام اعضاي فاطمه تا استخوان هايش را از ايمان و يقين آکنده ساخته، به گونه اي که او غرق در اطاعت پروردگار است و يا در جايي ديگر مي فرمايد: وقتي دخترم فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد همچون ستاره اي براي ملائکه آسمان مي درخشيد. خدا به ملائکه مي گويد: اي ملائکه بنگريد به بهترين بنده من فاطمه، او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامي وجودش مي لرزد و با تمامي حضور قلبش به عبادت من روي آورده.
فاطمه به هنگام عبادت آنچنان در معشوق غرق مي شد که با گذشت ساعتها، گذر زمان را حس نمي کرد. اما در وقت حمايت از رهبري و ولايت، تو گويي جز سياست کار ديگري نداشت و تا پاي جان مي ايستاد و جوانمردانه افشاگري مي کرد.
امام صادق(ع) مي فرمايد: «وقتي در محراب عبادت به نماز مي ايستاد براي آسمانيان مي درخشيد، همان گونه که نور ستاره ها براي زمينيان.»(و به همين علت وي «زهرا» لقب داده اند). زهرا(ع) هرگز از انجام عمل خير دريغ نمي کرد.
روزي پيرمرد فقير و گرسنه اي نزد پيامبر اکرم(ص) آمد و درخواست کمک کرد. پيامبر فرمود: اکنون چيزي ندارم ولي «راهنماي خير چون انجام دهنده آن است.» سپس او را به منزل فاطمه(س) راهنمايي کرد. زهرا(س) فرمود: ما نيز اکنون در خانه چيزي نداريم، سپس گردن بندي را که دختر حمزَ بن عبدالمطلب به او هديه کرده بود از گردن باز کرد و به پيرمرد فقير داد و... . زهرا(ع) و خاندان ايشان به امر پيامبر(ص) براي شفاي حسنين(ع) سه روز روزه نذر کردند، واقعه اي که در نهايت به نزول آيات سوره دهر(و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما واسيرا. انما نطعمکم لوجه ا... لا نريد منکم جزاءا و لا شکورا) منتهي شد.
حضرت فاطمه(س) مي فرمايد: اي علي! من از پروردگارم شرم دارم که چيزي از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشي، ماجراي پيراهن شب عروسي که حضرت زهرا(س) آن را به زني مستمند بخشيد و يا گفتار ماندگار «الجار ثم الدار» وي و ... همه گوشه اي از ايثارگري هاي اين بانوي فرهيخته وبا عظمت است. براساس اسنادي که در دست و مورد قبول و اتفاق فريقين است، خداوند در قرآن او را کوثر يا خير کثير ناميد و اساس نزول آن کوتاه کردن شر سخن مشرکان از سر پيامبر(ص) بود. گل ياس پيامبر؛ مصداق آيه نسائنا، در داستان مباهله است که بين پيامبر(ص) و مسيحيان نجران پديد آمد. دختر معصوم روضه نبوي مصداق بارز آيه تطهير( انما يريد ا... ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيراً )در قرآن است.
در کتاب صواعق المحرقه، تفسير طبري، و کتب ديگر از رسول خدا نقل شد که اين آيه درباره من و علي(ع) و حسن و حسين(ع) و فاطمه(س) نازل شده است و طبري در تفسير خود 15 روايت به سندهاي مختلف در اين باره ذکر مي کند.دردانه رسول اکرم، مصداق ذي القربي در(قل لا اسالکم عليه اجرا الا المودَ في القربي) است، اومصداق همان ذي القربايي است که در قرآن مودت او درخواست شده، براستي از او خويشاوندتر به پيامبرکيست؟
به حقيقت بايد چشم بصيرت داشت تا گوشه اي از سراپرده جلال فاطمي را درک نمود. دختر وحي، آزاد ساختن بردگان در نظرش کاري بسيار ارزشمند بود، گردنبندي را که علي(ع ) برايش خريده بود، فروخت و با پول آن برده اي خريد و آزاد کرد. پيامبر اکرم(ص ) از اين کار دخترش بسيار شادمان شد و او را ستود.
فاطمه زهرا(س) فرمود: «هر کس عبادت خالص خود را به سوي پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترين مصلحت خود را به سوي او مي فرستد.»

*منزلت فاطمه از سخن بزرگان و در کلام وحي
فاطمه(س) را نزد پيامبر احترامي عظيم بود، بسي فراتر از احترام پدري به دخترش و اين به گونه اي بود که حيرت ديگران را بر مي انگيخت، او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مي بوسيد و به گفته عايشه هرگاه که فاطمه(س) بر پيامبر وارد مي شد، رسول خدا به احترامش از جاي بر مي خاست و پيشاني او را مي بوسيد، در هنگام ورود از او استقبال مي کرد و يا در هنگام خروج از محضرش مشايعتش مي فرمود.
پيامبر مي فرمايد:او برترين بانوي اسلام و سيده زنان عالم است. گاهي مي فرمود فاطمه(س) يک شاخه گل است(ريحانه)؛ زماني مي فرمود فاطمه(س) پاره تن من است(بضعة مني)، و گاهي مي فرمود فاطمه(س) عزيزترين مردم به نزد من است. مي فرمود دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند که خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مي دارد، يا مي فرمود هر که فاطمه(س) را شادمان کند، مرا شاد کرده است و هر که فاطمه را بيازارد، مرا آزرده است، با اين تذکر که شادي و غضب رسول خدا، همانند محبت و آزار خداوند است. رسول ا..(ص)، بارها و بارها فاطمه(س) را ستود و از او تجليل کرد.
در مواقع بسياري مي فرمود: «پدرش به فدايش باد» و گاه خم مي شد و دست او را مي بوسيد. به هنگام سفر از آخرين کسي که خداحافظي مي نمود، فاطمه(س) بود و به هنگام بازگشت به اولين محلي که وارد مي شد، خانه او بود. گاه در جواب خرده گيران، لب به سخن مي گشود که خداوند مرا به اين کار امر نموده و يا مي فرمود: «من بوي بهشت را از او استشمام مي کنم.» باز در جاي ديگر ميفرمايد: اي سلمان! کسي که دخترم فاطمه را دوست داشته باشد، در بهشت با من است و کسي که دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمه در صد مورد نافع است ]و مايه نجات [ که آسان ترينش مرگ، قبر، هنگام سنجش اعمال، و... مي باشد. امام صادق(ع) مي فرمايد:هر آن کس که فاطمه را آن گونه که بايد بشناسد، ليلة القدر را درک کرده و فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند که مردم از شناخت او عاجزند.
رسول خدا(ص)مي فرمايد: فاطمه فرشته اي در سيماي انسان است، هرگاه مشتاق بوي بهشت مي شوم دخترم فاطمه را مي بويم.
ريحانه نبي، گوهري تابناک در منظومه نسل پيامبر و فرشته اي است از ملکوت اعلي. او داراي درجه اي اعلي است که در عالم زنان همتايي و در عالم مردان کفوي جز علي(ع) برايش نيست.

*صبر فاطمه
کودکي ريحانه رسول(ص) با دوره نخست تبليغ دين در مکه توام بود. مشاهده پدر که به ضرب سنگباران زخمي شده، بخشي از سهم کودکي فاطمه(س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد(ص) بود.
اوج اين سختي، در سه سال محاصره در شعب ابي طالب به وقوع پيوست قضاي الهي، در همان سالهاي تبعيد ومحاصره اقتصادي در شعب، مادر وابوطالب را در يک سال از او جدا کرد، رحلت مادر و ابوطالب مسؤوليت فاطمه رادر قبال پدر، افزود وپيامبراو را(ام ابيها ) مام پدر ناميد. فاطمه زهرا(س) در آن روزها قد برافراشت و با دستهاي کوچک خود غبار محنت را از چهره پيغمبر زدود. دشمن شکمبه شتر يا گوسفند بر سر پدر مي ريزد و او با دستهاي کوچک خود آنها را از سر و روي پدر پاک مي کند. پدرش را کتک مي زنند و او از شدت تاثر مي گريد و پدر را نوازش مي کند.
بر بدن پدرش جراحات وارد مي کنند. او همچون پرستاري مهربان بر آن جراحات مرهم مي گذارد، آغاز نوجواني در مدينه با جنگهاي پي درپي عليه مسلمانان همراه شد. ياس نبي در غياب همسر خود که سردار بي بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين کارهاي خانه و رسيدگي به فرزندان خردسال را به دوش مي کشيد. فاطمه همدم رنجها و غصه هاي شوهر بود و او را پناه محسوب مي شد. علي(ع) مي فرمود: «وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه مي کردم، تمام غم و اندوهم برطرف مي شد. هرگز کاري نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نيز، هرگز مرا خشمناک نساخت. داستان دستان زهراي مرضيه(س) که از چرخاندن آسياب سنگي زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش که سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراي شبهاي خانه علي(ع) که فرزندان کوچکش گرسنه سر بر بالين مي گذاشتند، گوشه هايي از درد و رنج نوعروس آسماني اسلام است که همگي به پاي نونهال اسلام و براي جان گرفتن درخت رسالت بود، عزاي غمبار سيدالشهدا(ع) که بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش، خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
زهرا عصاره عصمت، آيينه پاکي و زلال کوثر است. فاطمه، ياس نبي است که شميم همه گلهاي عصمت را از او مي بوييم.
کلام آخر و پرسش نگارنده از خوانندگان اين نوشتار آن است که پاسخ شما به اين سوال چيست؟
تمامي ستارگان برخاک افتاده نام ونشاني برمزار خويش دارند، «مدينة النبي» «بقيع»، «نجف»، «مشهد الرضا»، «کربلا»، اما نام مزار مادر دلهاي بيقرار ما چيست که همچنان ناپيداست و با هزاران فانوس اشک هم نمي توانيم سراغ آن را بگيريم. آيا پنهان بودن قبر مبارک آن حضرت نشان ازآگاهي، درايت و آينده نگري آن حضرت و همسر مظلومش ندارد؟ علي و فاطمه اي که در امور دين به هيچ عنوان اهل مسامحه نيستند و به طور قطع از وصيت به تدفين پنهاني و ناشناخته ماندن قبور مطهرشان -که تا آن زمان شايد مرسوم نبوده است - هدفي سياسي را دنبال مي کرده اند، آيا اين عمل جز افشاي ستم غاصبان، نوعي اعلام نارضايتي از مردمان زمان و اعتراض به تنهايي حضرت علي(ع) مفهومي ديگر دارد.
آيا پنهان ماندن قبر پاره تن رسول خدا آن هم در شرايطي که کمتر از سه ماه از رحلت پيامبر اکرم مي گذرد، نوعي پيام رساني به تمامي اعصار براي بيان واقعيتي که اززمان درگذشت پيامبر تا پيوستن دختر گرانمايه اش به ايشان، رخ داده است نيست؟ واقعا چه اتفاقي افتاد که گل ياس پيامبر که همه مردم احترام پيامبر به اورا به کرات ديده بودند، به اين نتيجه مي رسد که وصيت کند پيکرش را شبانه غسل دهند و به خاک سپارند، آيا از اين تدبير قصدي غير از اين داشته اند که ظالماني که او را آزرده بودند، در مراسم دفن او حضور نيابند و از اين حضور، بهره برداري سياسي براي تطهير خود و توجيه کارهايشان نکنند.

منابع:
1 - فاطمه زهرا(س) تولد و لقبهاي او .
2 - رسول توده زارع، زندگينامه حضرت زهرا.
3 - مقدم نيا شاهرودي محمدحسن، زيبايي هاي معنوي در سيره فاطمي( به نقل از ir . articles . www )

  


مجمع جهاني فقه اسلامي



اين مرکز فرهنگي که وابسته به سازمان کنفرانس اسلامي است، در نهم ژوئن 1983 ( 28 شعبان 1403 ه . ق) در مکه معظمه با هدف تحقق وحدت اسلامي، تحکيم بنيادهاي عقيدتي امت اسلامي، بررسي مشکلات زندگي و اجتهاد اصيل پيرامون آنها و ارايه راه حل هاي برخاسته از شريعت اسلامي تأسيس شد.اين مجمع براي دستيابي به اين اهداف راهکارهايي همچون تدوين دائرَ المعارف اصطلاحات فقهي، تدوين فقه اسلامي به زبان ساده، همکاري با مراکز علمي و فقهي جهان اسلام، تدوين فقه اسلامي به صورت قوانين قابل عمل، تشويق بررسي هاي فقهي در دانشگاه ها و ساير مراکز علمي، راه اندازي مراکز بررسي موضوعات اسلامي در سراسر جهان و ... را پيگيري مي کند.
تمامي اعضاي سازمان کنفرانس اسلامي در اين مجمع نماينده دارند. اين اعضا از بين علما، متفکران و مجتهدان اسلامي برگزيده مي شوند.همراه اعضاي رسمي تعدادي کارشناس هم از هر کشور در جلسات مجمع حضور پيدا مي کنند.
مجمع جهاني فقه اسلامي تا کنون نوزده دوره علمي برگزار کرده و در آن به بررسي مسايل مستحدثه در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، مالي پزشکي و ..... پرداخته است. مجموعه مقالات، مذاکرات و مناقشات اين نشستها در چندين جلد کتاب منتشر شده و در دسترس فقهاي عالم اسلام قرار گرفته است.
شناخت ربا در معاملات اقتصادي رايج در عصر حاضر، بيمه، حق معنوي تأليف چاپ، نشر، اجراي عقود، تروريسم حقوق بشر، قراردادهاي تعمير و نگهداري، اجتهاد و تقليد، حکومت در اسلام و... برخي از موضوعات بررسي شده در 16 دوره گذشته مجمع را تشکيل مي دهند.
از آغاز تأسيس مجمع فقه اسلامي، ايران نماينده اي ثابت در آن داشته است . و کميته اي فقهي براي بررسي مسايل طرح شده و تدوين مقالات علمي در قم تشکيل شده و با برپايي جلسات هفتگي موضوعات را مورد دقت نظر و بررسي فقهي قرار مي دهند . حاصل تلاش علمي اين کميته به عنوان نظر فقهي مکتب اهل بيت در اجلاس سالانه مجمع مطرح شده و با استدلال علمي برگرفته از کتاب و سنت از آن دفاع مي شود .
نوزدهمين دوره همايشهاي مجمع جهاني فقه اسلامي وابسته به سازمان کنفرانس اسلامي 6 ارديبهشت( 26 آوريل) سال جاري در شارجه امارات برگزارشد. که در آن بيش از 100 مقاله در موضوعات: آزادي بيان در اسلام، بررسي سندهاي مالي و مشروعيت آنها، محيط زيست و حفظ آن از منظر اسلام، مبارزه با مواد مخدر، نقش نظارت شرعي در روند رشد بانکهاي اسلامي، آزادي ديني در شريعت اسلام؛ ابعاد و شرايط آن ارايه گرديد.
همايش هاي مجمع جهاني فقه اسلامي به عقيده بسياري از علماي برجسته و صاحب نظر در زمينه مذاهب اسلامي بويژه دو مذهب شيعه و سني، بزرگترين مرجع اسلامي محسوب مي شود.

  


الگوي من کيست؟!



زبان الگو، زباني رساتر از بيان است و خلاصه تر و گوياتر از زبان نوشته و کتاب است. آنچه را که چشم مي بيند بيشتر مورد اثر است،



تا آنچه را که گوش مي شنود. ما از راه چشم حتي حقايق را لمس مي کنيم و دل ما آنچه را که ديده است، ياد مي کند. اديان بيش از آنکه به سخن بپردازند به ارايه الگو پرداخته اند. مربيان نيز سعي دارند خواسته ها و اهداف تربيتي را از روي شاهدها و الگوها ارايه نمايند و با نشان دادن فرد مورد نظر به آدمي بفهمانند که چگونه بايد باشند. الگوها در ويراني يا سازندگي جامعه فوق العاده مؤثرند و در واقع هر کس مي کوشد قهرماني را براي خود بپذيرد که واجد صفات مثبت بيشتر و قابل قبول تري باشد.

* اسلام و الگوها
اسلام به عنوان يک مکتب مترقي در طريق پيشبرد اهداف و ايجاد زمينه سازندگي مي کوشد به عرضه و ارايه الگو بپردازد، زيرا مي داند راه ارايه الگو هموارتر و زودرس تر از ديگر راههاست.
توصيه قرآن اين است که مردم در امور حيات و جزييات زندگي بايد به رسول خدا(ص) تأسي داشته باشند.
توصيه هاي روايات هم اين است که مردم را از طريق ارايه الگو و عمل دعوت به حق کنند، نه تنها از طريق زبان، زيرا مردم از آن طريق بهتر و بيشتر به حقايق آشنا مي شوند. پيشوايان ما هر کدام اسلام مجسم و بلکه قرآن مجسم بودند. به هنگامي که از عايشه پرسش شد که اخلاق پيامبر چگونه بود، پاسخ داد: خلق و خويش قرآن بود. معصومان ما به تعبير خودشان ملاک و ميزان بودند. به هنگامي که از معصوم پرسش شد منظور از کلمه ميزان در قرآن چيست، فرمود: منظور ماييم، ما ميزان در قيامتيم و بر اساس ما شخصيتها سنجيده و بررسي مي شوند.
الگوها بايد موجبي براي ايجاد شور، احساس و عاطفه ديني باشند، ما را جذب بکنند، رهبري و هدايت کنند و زمينه را براي همانندي ما با آنان فراهم سازند. (دکتر علي قائمي، کتاب فاطمه برترين بانو، ص 20 ) اگر در مکاتب بشر ساخته الگوي عملي وجود ندارد و آنان ناگزيرند، ايدآليستي بينديشند، خوشبختانه در مکتب اسلام راستين يعني تشيع الگوهاي بسياري وجود دارد.

* الگوي زنان امروز کيست؟
آنچه را که مي گويند، انجام مي دهند، عمل مي کنند، به گفته و عمل چه کساني شبيه است. آيا زينبي عمل مي کنند و يا چون ديگران؟ آيا روش شان چون فاطمه(س) است يا فرد ديگر؟
بي شک گروهي هستند که به دنبال الگوهاي غربي مي باشند. فکرشان، روش زندگي شان، تجمل پرستي شان، نشأت گرفته از زنان به ظاهر متمدن و روشنفکر، ولي در واقع غربي است. (همان، ص 22 ) آن کس که دائماً در فکر رنگ و عوض کردن زيور و تجملات، زندگي طاووسي، عيش و خوشگذراني است، بي شک الگوي زندگي اش هنرپيشه هاي سينما، زنان اشراف، حجله نشينان و عروسان چمن است و او جز آن الگويي ندارد، اگرچه در لباس و چهره به ظاهر اسلامي باشد. شک نيست که برخي با ظاهرسازيهايي سعي دارند خود را به همين گونه که گفتيم، معرفي کنند، اما واقعيت اين است که ظاهرسازيها حقيقت را عوض نمي کنند.

* فاطمه(س)؛ الگوي سنت شکني
نقش فاطمه(س) در احياي زنان، عجيب بود. او وسيله و الگوي يک سنت شکني است. سنتي که به طور غلط در جامعه شايع شده و مردم را اسير و گرفتار خود کرده است.
پيامبر(ص) از طريق او نشان داد که زن در جهان بيني اسلام از چه دريچه اي بايد نگريسته شود. ارج و قيمت زن تا چه اندازه است و چگونه بايد او را در کنار خود داشت. هنگامي که پيامبر دست دختر خود را مي بوسد، نشانه اعتراض و عصيان عليه طرز فکر جامعه زمان اوست. انقلابي است عليه زنده به گور کردن دختران و نشان مي دهد که نه تنها نبايد به او اهانت کرد، بلکه بايد او را پذيرفت و دست او را هم از آن بابت که نعمتي از خداست، بوسيد. دختران و زنان را در عصر او به حساب نمي آوردند، حتي آنان را به شخم کردن زمين وا مي داشتند. دختران را جزو حسب و نسب نمي شمردند. حتي از ارث محرومشان مي کردند. در عوض قصاص را درباره او به سختي اجرا مي نمودند. بي پسر را اگرچه داراي چندين دختر بود ابتر مي شمردند. (همان، ص 35 ) پيامبر(ص) از طريق فاطمه(س) نشان داد که بي پسر ابتر نيست. مقام و رتبه زن آن چنان نيست که کوته نظران مي پندارند. او حتي مي تواند خير کثير باشد. مايه نعمت و عزتي براي خانواده باشد. او الگوي سنت شکني حتي درباره ازدواج بود. در آن عصر بزرگ زادگان جز با بزرگان و ثروتمندان ازدواج نمي کردند. اما او اين سنت را شکست و با علي پسرعم خود که فقير بود و حتي خرج عروسي را از محل فروش زره تهيه کرده بود، ازدواج کرد.
راستي اگر فاطمه نبود، اين سنت هاي غلط چگونه مي شکست و اين همه الگوهاي عملي در زندگي و رسالت پيامبر چگونه حاصل مي شد؟ اگر فاطمه نبود و اين همه عقده ها، حقارتها، نابساماني ها که روح ايمان زنان را سست مي سازد چگونه از ميان مي رفت.

  


حجة الاسلام والمسلمين سيد کاظم ارفع:
مؤلفان قرآني از تکنولوژي روز براي بيان مفاهيم بهره گيرند



نويسندگان بايد براي پاسخگويي به نياز مخاطب همگام با رشد تکنولوژيهاي جهاني حرکت کنند و از ظرفيتهايي مانند توليد نرم افزار، امکان دانلود و استفاده از ظرفيت موبايل در اين زمينه بهره گيرند.




حجةالاسلام والمسلمين سيد کاظم ارفع، نويسنده و قرآن پژوه در گفتگو با ايکنا، با بيان اين مطلب افزود: اغلب کساني که در زمينه معارف قرآني و ديني قلم مي زنند، در حال حاضر اين احساس مسؤوليت را دارند که بر اساس نياز جامعه به توليد محتوا بپردازند؛ به اين معنا که نياز جامعه اعم از نسل جوان يا ميانسال و... را در نظر گرفته، سپس به توليد محتوا در زمينه هاي مختلف اصول و عقايد، تفسير، ترجمه و ساير علوم قرآني مي پردازند.
وي ادامه داد: البته برخي از نويسندگان نيز به توليد آثاري مي پردازند که تنها به مخاطبان خاص اختصاص دارد، نويسندگان در اين گونه تأليفات آموخته هاي چندين ساله خود را منتشر مي کنند. بدون اينکه توجهي به نياز مخاطبان داشته باشند.
ارفع تصريح کرد: نويسندگان برجسته ابتدا نياز جامعه را در نظر مي گيرند و سپس به توليد محتوا بر طبق آن نياز مي پردازند، اين نويسندگان گروه هدف خود را شناخته و بر اساس نياز هر مقطعي از زمان به انتخاب موضوع، نثر و بيان مي پردازند.
وي ادامه داد: امروزه تهاجم فرهنگي و ضد ارزشي دشمن به نسل جوان موجب شده، انسان کمتر به معنويات توجه داشته باشد، بنابراين بسيار سخت است که بتوان گرايش هاي مذهبي در مخاطب به وجود آورد و تلاش دشمنان در تسخير اذهان جوانان احساس خطري جدي در اين زمينه به وجود آورده است.ارفع گفت: مسؤولان فرهنگي بايد با استفاده از ظرفيتهاي موجود در فناوريهاي روز دنيا به سمت تعالي سطح مخاطب گام بردارند. مي توان از ظرفيت فناوريها براي ارايه مفاهيم والاي انسا ني و قرآني بهره گرفت.

  


آيينه ماه!



* جواد نعيمي
هيچ ترديدي ندارم که چشم فلک هرگز مانند او را نديده و نخواهد ديد! همسرم را مي گويم، فاطمه عزيز را! از وقتي قدم به خانه شوهر گذاشته، هر چه از او مي بينم، لياقت و کارداني و مهرباني و خوبي و پاکي است. همواره به خودم مي گويم: يا علي! تو به راستي خوش بختي! ببين دختر پيامبر(ص) چه خانه اي پر از اميد و آرامش و بسيار دوست داشتني برايت به وجود آورده است.
به نظر من، فاطمه پاره اي از پيکر ماه است. نه! او تکه اي از خورشيد است: نوراني و پاکيزه و زندگي بخش. از همان آغاز زندگي ما، کارهاي خانه را در ميان خودمان تقسيم کرديم. تهيه غذا و لباس و آب کشيدن و جارو کردن را من بر عهده گرفتم و دستاس- آسياب- کردن گندم و جو، خمير کردن و نان پختن را فاطمه عهده دار شد. همچنان که در تربيت فرزندان نيز نقشي اساسي و مهم داشت.
همسرم، آن قدر براي انجام کارهاي خانه تلاش مي کرد و آن قدر، دستاس را چرخانده بود که دست هايش پينه بسته و پر از آبله شده بود.
زهراي من، شنبه ها به زيارت مزار شهيدان مي رفت. بويژه در برابر مزار حمزه مي ايستاد و براي آن شهيد بزرگوار، از خداوند طلب رحمت مي کرد و بدين ترتيب، ياد و راه شهيدان را زنده نگه مي داشت.
با وجود فاطمه، خانه ما با همه سادگي اش سرشار از رايحه، ايمان، عطر محبت و فداکاري و شميم پاکي و معنويت شده بود...
***
بچه ها که به دنيا آمدند، وظيفه سنگين مادري هم به مسؤوليت همسرداري فاطمه ام افزوده شد. با اين همه، او از تلاش و کوشش دست بر نداشت و هم چنان مهربانانه و فداکارانه با من همکاري کرد. تربيت فرزندان و پرورش آنان کار و وقت زيادي مي طلبيد. فاطمه پس از مشورت با من، نزد پيامبر(ص) رفت و از آن حضرت مي خواست که خدمتکاري برايش در نظر بگيرد، تا او بهتر بتواند به بچه ها رسيدگي کند. رسول خدا هم دعايي به دخترش ياد داد تا با خواندن آن، از خداوند مدد بجويد و از او بخواهد که دشواري ها را برايش آسان کند. چند روز پس از آن هم، کنيزکي به نام «فضه» را براي دخترش فرستاد و به او سفارش کرد که بر فضه سخت نگيرد و هوايش را داشته باشد!
سلمان فارسي مي گفت: يک روز به خانه شما رفتم، ديدم که دختر پيامبر مشغول آرد کردن جو مي باشد. در حالي که دسته آسياب بر اثر خون آلوده شدن پينه هاي دست فاطمه، پر از خون شده بود. فرزند خردسال شما حسين(ع) هم در گوشه اتاق گريه مي کرد. به حضرت زهرا(س) گفتم: اي دختر پيامبر خدا! دستهاي شما زخمي و خونين شده، خدمت کارتان فضه هم که هست. چرا اين کار را به او واگذار نمي کنيد؟! همسر شما گفت: سلمان! بر اساس پيشنهاد پدرم، کارها را ميان خودم و فضه تقسيم کرده ام. يک روز من و يک روز فضه، کارهاي خانه را انجام مي دهيم. امروز نوبت من است. گفتم: پس به من اجازه بدهيد يا پسرتان حسين(ع) را آرام کنم يا آسياب کردن جوها را به عهده بگيرم. فاطمه زهرا(س) فرمود: نه! من خودم بهتر مي توانم بچه ام را آرام کنم. اگر مي خواهي برو دستاس را بچرخان!
***
در بستر بيماري افتاده بود. بر بالينش نشستم و گفتم:
- زهرا جان! هر چه دوست داري بگو تا برايت آماده کنم.
قفل سکوت را شکست و چيزي نگفت. اصرار کردم، چيزي نخواست. گفتم: جان من، هر چه مي خواهي بگو! پاسخ داد:
- پدرم به من سفارش کرده که از شوهرت علي، چيزي طلب نکن. زيرا ممکن است تهيه آن برايش ممکن نباشد و نزد تو شرمنده شود. اين است که من چيزي از تو نمي خواهم. اما حالا که سوگندم دادي، ناچارم بگويم که اگر مي تواني برايم اناري تهيه کن.
در جستجوي انار، از خانه بيرون آمدم. زماني بود که انارهاي مکه تمام شده بود. گفتند براي فلان شخص، مقداري انار از طائف آورده اند. نزد او رفتم. گفت: يا علي! همه انارها را فروخته ام. گفتم: حالا همه جا را بگرد، شايد چيزي باقي مانده باشد. همسر آن مرد به شوهرش گفت: من يک دانه انار، ذخيره کرده ام. رفت و آن را آورد. مبلغي بيش از قيمت انار به او پرداختم و انار را برداشتم و راهي شدم. در ميان راه، صداي ناله اي را ازداخل خرابه اي شنيدم. به آن جا رفتم. بيماري در گوشه اي افتاده بود. نوازشش کردم و پرسيدم: «آيا چيزي مي خواهي؟» گفت: «اگر اناري بود، خيلي خوب مي شد! »
اناري را که براي بيمار خودم خريده بودم، با دستم دو نيمه کردم و نيمي از آن را به او دادم. باز هم مي خواست، نتوانستم خواهشش را نپذيرم! بقيه انار را هم به او دادم و دست خالي به خانه رفتم. پيش از ورود از روزنه در نگاه کردم، با شگفتي ديدم ظرفي پر از انار، در کنار فاطمه قرار دارد و او مشغول خوردن انار است. با خوشحالي به داخل اتاق رفتم و پرسيدم: «انار، از کجا؟» همسرم گفت: ساعتي پس از رفتن تو، در زدند. فضه بلند شد، در را باز کرد. شخصي اين ظرف انار را به دست او داده و گفته: «اميرمؤمنان، اين را براي فاطمه فرستاده است.»
***
يک بار، زني نزد همسر دانا و بردبارم آمد و مسأله اي از او پرسيد. پاسخ اش را داد: چيز ديگري پرسيد. فاطمه با خوش رويي و با بياني دلنشين جواب داد. باز هم سؤال ديگري داشت. همسرم پاسخ آن را هم داد. آن زن به قدري پرسش کرد که خودش خجالت کشيد ادامه بدهد. اما فاطمه من به او گفت:
- شرمنده مباش. هر چه مي خواهي بپرس. من خسته نمي شوم. تازه، خداوند در برابر هر پاسخي که به تو مي دهم، آن قدر ثواب به من مي دهد که اگر فاصله زمين تا آسمان را پر از مرواريد کنند، به آن نمي رسد!
***
روزي ديگر از فاطمه پرسيدم: «در خانه چيزي براي خوردن داريم؟» همسرم گفت: «به خدا سه روز است که چيزي نداريم! » پرسيدم: «پس چرا نگفتي؟» پاسخ داد: «به دستور پدرم عمل کردم. آن حضرت به من فرموده اند: سعي کن چيزي از شوهرت نخواهي. اگر او چيزي به خانه آورد، چه بهتر. اما اگر نياورد، هرگز از او درخواست نکن! »
***
از همسرم فاطمه چه بگويم؟ هرچه بگويم کم گفته ام. از عفاف و حجابش بگويم؟ از مبارزاتش سخني به ميان بياورم؟ از زهد و عبادتش صحبت کنم؟ از وفاداري به همسر يا رسيدگي به فرزندانش کلامي بگويم؟ از علاقه اش به پدر يا از دوستي و محبتش نسبت به مردم مثال بياورم ... فقط اين را بدانيد که فاطمه، يگانه هستي است. فاطمه راز آفرينش است و مادر همه رهبران الهي. فاطمه جوشش چشمه عشق ازلي است! فاطمه، اسوه و الگوي همه مردم دنياست.

  


در ايام ميلاد با سعادت حضرت زهرا(س) افتتاح شد؛
پژوهشکده علوم و معارف قرآني علامه طباطبايي



پژوهشکده علوم و معارف قرآني علامه طباطبايي (ره) در ايام ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) افتتاح شد.
به گزارش رسا، پژوهشکده علوم و معارف قرآني علامه طباطبايي (ره) به همت آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س) افتتاح شد.
در اين مراسم که آيات عظام عبدا... جوادي آملي، جعفر سبحاني، ابراهيم اميني، سيد احمد خاتمي و حجج اسلام کريمي جهرمي، مسعودي خميني، حسيني بوشهري و آقاي عبدالباقي طباطبايي،( فرزند علامه طباطبايي) و جمعي از اساتيد، طلاب و پژوهشگران حوزه علميه قم حضور داشتند، آيةا... سبحاني و حجة الاسلام والمسلمين مسعودي خميني به سخنراني پرداختند.
آيةا... جعفر سبحاني از مراجع تقليد در اين مراسم با بيان اينکه قرآن علاوه بر قرائت بيان هم لازم دارد، خاطرنشان کرد: حقايق قرآني حتماً بايد به وسيله پيغمبر اکرم(ص) يا خلفاي معصومش بيان شود.
وي در ادامه افزود: فهم قرآن دو پايه دارد؛ يکي بيان الهي به وسيله پيغمبر اکرم(ص) و يکي تعقل و نمي توانيم قرآن را از تعقل جدا کنيم.
استاد درس خارج فقه حوزه علميه قم با بيان اينکه اگر بخواهيم به آثار و روايات اکتفا کنيم و عقل خود را به کار نبريم، به مقصد نمي رسيم، تصريح کرد: قرآن از روز نخست پرچم تعقل را به دست گرفته و جهان را بر تعقل دعوت مي کند.
همچنين در ابتداي اين مراسم، حجة الاسلام والمسلمين مسعودي خميني، توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با اشاره به تحولاتي که علامه طباطبايي در حوزه علميه به وجود آورد، گفت: يکي از تحولاتي که علامه طباطبايي (ره) در حوزه به وجود آورد جامعيت قرآن نسبت به همه امور بود.
وي در ادامه با بيان اينکه برخي از افراد اشکال مي کردند که علامه طباطبايي (ره) فلسفه را در قرآن آورده است، اظهار داشت: مگر علامه مي خواهد قرآن را با فلسفه تفسير کند. علامه قرآن را با قرآن تفسير کرد.

  


وزارت علوم منتشر کرد؛ کتاب حقوق نخبگان علمي و فرهنگي



اداره کل امور فرهنگي وزارت علوم در راستاي ارج نهادن به حقوق دانشجو و فرهنگ سازي و فضاسازي لازم جهت ارتقاي جايگاه



نخبگان علمي و فرهنگي دانشگاه ها با انتشار کتابي در مورد حقوق نخبگان مجموعه قوانين و مقررات مورد نياز آنها را در اختيارشان قرار داده است.
کتاب «حقوق نخبگان علمي و فرهنگي» در آينه قوانين و مقررات با نگاه به توجه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بر تقويت روحيه ابتکار و تتبع و همچنين درخشش جوانان و نخبگان علمي ايران اسلامي در عرصه هاي جهاني علم و دانش و رويکرد دانش محور به برنامه هاي توسعه، سند چشم انداز و ديدگاه مسؤولين عالي رتبه مجموعه اي از قوانين مورد نياز اين گروه از نخبگان و فرهيختگان را گردآوري کرده است.
در اين کتاب شناسايي استعدادهاي درخشان و هدايت و حمايت معنوي و مادي، جذب و بکارگيري نخبگان در راستاي ارتقاي توليد علم و فناوري و توسعه علمي متوازن کشور بر اساس هدف نهايي دانشگاه تمدن ساز از گام هايي برشمرده شده که بايد در اين راه برداشته شود و در نهايت نخبه را با قوانيني که با آنها در ارتباط است، آشنا کند.
کتاب «حقوق نخبگان علمي و فرهنگي» در آينه قوانين و مقررات در ابتدا مصاديق نخبگي و استعداد درخشان را تعريف کرده و در ادامه در فصول متعدد به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي هدايت استعداد درخشان، شوراي هدايت استعداد درخشان وزارت بهداشت و انجمن هاي علمي و اساسنامه ها و ساير قوانين از جمله دستورالعمل شرکت در جشنواره هايي از جمله فارابي، تحقيقات علوم پزشکي رازي پرداخته است.
در اين کتاب همچنين مقرراتي که براي آشنايي نخبگان با برگزاري کرسي هاي نظريه پردازي، نقد و مناظره، جشنواره جوان خوارزمي و کانون هاي فرهنگي دانشجويان مورد نياز است، در اختيار آنها قرار گرفته است.
کتاب «حقوق نخبگان علمي و فرهنگي» در آينه قوانين و مقررات در باشگاه خردورزان تهيه شده و از سوي اداره کل امور فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري منتشر شد.

  


گردهمايي معاونان دانشجويي و فرهنگي دانشگاه ها برگزار مي شود



چهل و پنجمين گردهمايي معاونان دانشجويي و فرهنگي دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي کشور در دانشگاه بوعلي سينا همدان برگزار مي شود.
بودجه، مسايل صنفي و تغذيه، خوابگاهها و وامهاي دانشجويي محورهاي مورد بحث اين گردهمايي به شمار مي روند.اين گردهمايي با حضور مسؤولان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري 13 تا 15 تيرماه در دانشگاه بوعلي سينا همدان برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com