صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
گزارش
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ويژه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26خرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * همه چيز درباره کاريکلماتور ؛ کوتاه، مثل آه!
 * نگاهي به فيلم «بيست» ساخته عبدالرضا کاهاني؛ ساده و بدون ادعا
 * گپي با شهرام عبدلي/ بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون؛
مثبت يا منفي بودن نقش، مهم نيست
 * پيکر «مهين بزرگي» به خاک سپرده شد
 * «هريسون فورد» پردرآمدترين هنرپيشه هاليوود
 * حاصل 20 سال مقاله هاي ادبي صالح حسيني منتشر شد
 * پس از گذشت بيش از 20 سال؛ تصحيح هاي مظاهر مصفا با تجديدنظر چاپ مي شوند
 * نمايشگاه ديجيتال آرت «تهي» در گالري گلستان برپا مي شود

همه چيز درباره کاريکلماتور ؛ کوتاه، مثل آه!



* خديجه زمانيان

وقتي مادر پرويز شاپور مي گفت: « 60 سال بچه بزرگ کردم، اما يک کلمه حرف حسابي از دهانش نشنيدم! »






نمي دانست زماني همين حرفهاي ناحساب شاپور با عنوان «کاريکلماتور» به عنوان يک گونه ادبي ايراني شناخته مي شود و پسرش با نوشتن اين جملات در ستون يک نشريه، پايه گذار اين نوع ادبي مي شود.
چيزهايي مثل اين جمله که: «به عقيده گيوتين، سر آدمي زيادي است! »
***
«دلم براي ماهي ها مي سوزد که در ايام کودکي نمي توانند خاک بازي کنند.»
«قفس بزرگ منش، روحي به بزرگي زندان دارد.»
«شيشه عمر ماهي، همان تنگ آبش است.»
«کله پايم کردند. در نوار مغزي ام «رد پا» ديده شد.»
«در خشکسالي، آب از آب تکان نمي خورد.»
شايد نظير اين جمله ها را بارها در ستون روزنامه ها، در پيامک ها و يا کتابها ديده باشيد. اسم اين جمله ها «کاريکلماتور» است و کاريکلماتور يعني کاريکاتوري که با کلمات به ثبت مي رسد. اين عنوان را «احمد شاملو» در سال 1347 بر نوشته هاي «پرويز شاپور» گذاشت و عنوان آن اولين بار در همان سال در مجله «خوشه» به کار برده شد که حاصل پيوند دو کلمه «کاريکاتور» و «کلمه» است.
به نظر شاملو نوشته هاي «پرويز شاپور» کاريکاتورهايي بود که با کلمه بيان مي شوند:
«قلبم، پرجمعيت ترين شهر دنياست»
«غم، کلکسيون خنده ام را به سرقت برد.»
***
« کاريکلماتور» نوعي طنز جملات است که در آن انواع آرايه هاي تشبيه، استعاره، تشخيص، آشنايي زدايي، ايهام، کنايه و حسن تعليل توسط کاريکلماتور نويس مورد استفاده قرار مي گيرد.
تشبيه: «تا چشمت را نبندي، پرنده نگاهم به آشيانه باز نمي گردد.»
استعاره: «ستاره ها دکمه هاي تن پوش سياه شب اند.»
تشخيص: «آب تنبل به دنبال چاله مي گردد.»
ايهام: «روي قبرم سنگ تمام گذاشتم.»
آشنايي زدايي: «از همه چيز سير شدم به استثناي صبحانه و نهار و شام.»
ضرب المثل: «صورت سيب را با سيلي سرخ نگه مي دارم.»
کنايه: «حتي مهربانترين قلب ها هم خون آشامند.»
حسن تعليل: «پرنده آنچنان عاشق ديدن آسمان است که روي آشيانه اش سقف نمي سازد.»
***
به طور کلي « کاريکلماتور» يک نوع ادبي نوپاست و هنوز نمي توان براي آن تعريف خاصي ارايه کرد و بيشتر با بيان نمونه ها شنونده و خواننده را متوجه گونه آن مي کنند:
«خط و نشان کشيدن را از معلم خط و نقاشي آموختم! »
« کاريکلماتور» از امکانات ادبي مثل: بازي با کلمات، تصويرسازي و انتقاد از رفتار و وضعيت استفاده مي کند.
1 - بازي با کلمات: در اين شيوه نويسنده از معاني گوناگون يک کلمه براي ساختن تصاوير چند معني استفاده مي کند: «خوار، يک عمر نشست و برخاست مي کند.»
2 - تصويرسازي فيلسوفانه: «بشر در شبانه روز زنداني است.»
3 - انتقاد از رفتار و وضعيت: «تکان نخوردن مجسمه آزادي مرا به شک انداخته است که نکند آزادي نباشد.»
***
در يک مقاله خواندم که شاپور و ساير نويسندگاني که در سبک کاريکلماتور قلم مي زنند، تحت تأثير «سيبرون»؛ نويسنده فرانسوي هستند. در اواخر سال 1346 ، بخشهايي از کتاب دو جلدي اين نويسنده، با عنوان «دفتر خاطرات بدون تاريخ» با ترجمه «پرويز نقيبي» در مجله «فردوسي» چاپ شد. کتاب «سيبرون» سرشار از انديشه ها و تصاوير فلسفي و طنز بود. نويسنده کتاب معتقد بود اين نوع نوشته ها مثل شکلات درون جعبه مي ماند که يکي، بعدي را به دنبال مي آورد و آدمي متوجه نمي شود، فقط موقعي دست از کار خواندن مي کشد که به سر حد دل به هم خوردگي برسد. بررسي نمونه هايي از کتاب «ژيلبرت سيبرون» نشان مي دهد شباهت زيادي بين کاريکلماتورهاي نويسندگان ما و نوشته هاي «ژيلبرت سيبرون» وجود دارد. نمونه هاي «سيبرون» را بخوانيد:
«کسي که آخر از همه مي خندد، تنها مي خندد.»
«در حال حاضر، جنگل، درختان را پنهان مي کند.»
***
«پرويز شاپور» آغازگر راهي بود که به سرعت در ادبيات جاي خود را باز و پيروان زيادي پيدا کرد. نويسندگاني مثل عمران صلاحي، فريدون تنکابني، جواد مجابي، يدا... رؤيايي، کامبيز درم بخش و نسل جديدي که در يک گشت اينترنتي آنها را شناختم. نسلي که بعضي از آنها آثارشان را در ويترين کتابفروشي ها در معرض ديد مخاطبان گذاشته اند و بعضي ديگر، آنها را در روزنامه ها، نشريات و سايتها منتشر کرده اند.
هدف اين نسل از نوشتن « کاريکلماتور» چيست و اصلاً چرا اين نوع ادبي در روزگار فعلي بيشتر مورد اقبال قرار گرفته است؟
***
«زن آدم نيست، حواست.» اين عنوان کتاب کاريکلماتور «سعيد نژاد سليماني» است. اين آقاي نويسنده معتقد است: «با توجه به اينکه چهار دهه از عمر کاريکلماتور مي گذرد اما اين نوع ادبي نسبت به ساير انواع ادبي رشد چشمگيري نداشته و اين مسأله به خاطر اين بوده است که نوشتن کاريکلماتور به توان و تخصص بيشتري نياز دارد، به همين دليل نويسندگان کمتر سراغ اين نوع ادبي رفته اند و زواياي بسياري از اين نوع ادبي بايد توسط نويسندگان کشف شود.»
اين نويسنده به مغفول ماندن اين نوع ادبي در سالهاي پس از آفريده شدن کاريکلماتور توسط شاپور اشاره مي کند و مي گويد: « دهه انقلاب، دهه جنگ و دهه سوم که جامعه با نابهنجاريهاي بعد از جنگ مواجه بود، نويسندگان امکان ورود به عرصه هاي نگارشي در زمينه طنز، خنده و شادي را نداشتند. اين مسأله فقط مربوط به ادبيات نيست بلکه در سينما و موسيقي هم طنز مغفول ماند، اما بعد از سالها با توجه به فراغت و البته شرايط خاص اجتماعي، قالب کاريکلماتور بيشتر مورد توجه و اقبال نويسندگان قرار گرفت.»
نژاد سليماني ادامه مي دهد: «اگر نگاهي به تاريخ ادبيات و هنر کشورمان بيندازيم، مي بينيم هر زماني که مشکلات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي گريبانگير مردم جامعه اي بوده، هنرمندان در قالب شعر، طنز، قصه کوتاه و... اين مسايل را طرح مي کردند و من فکر مي کردم اصلي ترين عاملي که باعث شده به قالب کاريکلماتور توجه شود، نوع و ساختار اين قالب است. کاريکلماتور براي بيان فريادها و نکته بيني هاي هنرمند مناسب است. کاريکلماتوريست ها مي دانند که هر واژه اي دنيايي از انرژي را به همراه دارد. نويسنده با کنار هم گذاشتن واژگان به يک ترکيب تأثيرگذار دست پيدا کرده و انرژي نهفته در کلمات را براي مخاطب آشکار مي کند و دليل اقبال مردم از اين نوع ادبي هم به دليل همين تأثيرگذاري است. چون در کاريکلماتور هنرمند به چنان ايجازي مي رسد که به جادوگر کلمات تبديل مي شود. شايد به همين دليل است که به «مارکز» و «پائولوکوئليو» هم «جادوگران ادبيات» لقب داده اند، چون اين دو نويسنده در رمان و پرداختن به مسائل عرفاني، توانسته اند به کشف انرژي کلمات برسند.»
***
«ماه نگران زمين است.» عنوان اولين کتاب عباس گلکار در عرصه کاريکلماتور است.
گلکار سرچشمه پيدايش کاريکلماتور را داستانهاي «صادق هدايت» و اشعار «نيمايوشيج» مي داند و مي گويد: « کاريکلماتور چيزي جدا از ادبيات و هنر نيست و کسي که مي خواهد تجربه اين نوع ادبي را داشته باشد، بايد خواننده حرفه اي ادبيات و هنر باشد چون اگر ادبيات را نشناسد، نمي تواند در اين قالب بنويسد. کسي که امثال و حکم، شطحيات صوفيه، خيام، حافظ و... را نخوانده باشد، نمي تواند کاريکلماتور بنويسد.»
اين نويسنده در خصوص روند تغييرات کاريکلماتور از ابتداي شکل گيري تا به الان مي گويد: «همه انواع ادبي در طول زمان تغيير مي کنند، چون اگر با تغيير همراه نباشند، ادامه پيدا نمي کنند و مي ميرند و وظيفه منتقدهاست که انواع ادبي را بررسي و ترفندهاي نوشتن و تحولات را کشف و معرفي کنند.»
گلکار يک کاريکلماتور را براي ما مي گويد: «نوآوري، اعتبار هنر را تمديد مي کند.»
***
«طنز آب رفته، لبخند مدرنيته» هم عنوان کتاب خانم «حوريه نيکدست» است.
اين نويسنده تا به حال دو کتاب کاريکلماتور چاپ کرده است. او کاريکلماتور را بيان هنرمندانه کژي هاي جامعه مي داند که به قصد اصلاح جامعه بيان مي شوند نه تخريب. او مي گويد: « کاريکلماتور وارد لايه هاي زيرين مفاهيم و کلمات مي شود و از عنصر زيبايي شناسي و ايجاز به بهترين وجه استفاده مي کند. در عصر حاضر که مردم فرصت و حوصله رمان خواندن ندارند، بيشتر به سمت مطالعه جملات کوتاه رغبت پيدا کرده اند و نويسنده هم وقتي مي بيند مي تواند هدفش را در يک جمله کوتاه به خواننده منتقل کند، بيشتر به اين شيوه نوشتن علاقه مند مي شود.»
به نظر اين خانم نويسنده، کاريکلماتور از زمان ابداعش تا به حال با تغييرات زيادي همراه بوده است.
«پرويز شاپور از کليشه هاي ذهني خاص خودش استفاده مي کرد؛ گربه، موش، سنجاق، ماهي و... اما نسل جديد مفاهيم انتزاعي، احساسات آدمها نسبت به هم، تفکر و بينش را در کاريکلماتور مورد استفاده قرار مي دهد و سعي مي کند کاريکلماتورهايي بنويسد که براي نسلهاي مختلف مورد استفاده باشد و به يک کاريکلماتورنويس بازاري تبديل نشود.»
به نظر «نيکدست» خواندن کاريکلماتور باعث رشد و خلاقيت مخاطبان مي شود.»
«کسي نمي تواند يک جوجه تيغي را تيغ بزند.»
«قلبم سالهاست خونبهاي افکارم را مي پردازد.»
اينها دو نمونه از کاريکلماتورهاي خانم «حوريه نيکدست» است.
***
« کاريکلماتور» جمله هاي شعر گونه اي است که با طنز ملايمي همراه است.
« کاريکلماتور» جملاتي است که بين شعر و جمله قصار معلق است.
«کاريکلماتور» به دليل جوان بودنش، هنوز نمي توان عنوان ژانر را بر آن گذاشت.
به نظر من، فقط «پرويز شاپور» توانسته در اين نوع ادبي آثار خوبي پديد آورد.
اينها نظرات «هادي خورشاهيان» در خصوص کاريکلماتور بود.
***
عنوان کتابهاي (غير از آثاري که در متن گزارش ذکر شد) کاريکلماتور را اين جا مي آوريم تا به شما کمک کند اين نوع ادبي نوپا را بهتر بشناسيد.
«کاريکلماتور جلد 1 تا 8 و فانتزي سنجاق قفلي» آثار پرويز شاپور، «پرسيدن، راه را دورتر مي کند» اثر ابوالفضل ابراهيم شاهي، «سماقستان» اثر مجيد باقرپور، «من حرف مي زنم» اثر هانيبال الخاص، «وقتي که واژه ها مي انديشند...! » اثر محمدتقي آبادي فراهاني، «حلواي عروس» اثر اسماعيل جوکار، «دو سه خطي ها» اثر عباس دانشي، «دفتر خاطرات فرشته ها» و «ميازار موري که دانه کش است» اثر کامبيز درم بخش، «چشم زخم يا دنياي زندوني راه راهه» اثر رها ابراهيم، «قلبم را با قلبت ميزان مي کنم» اثر عمران صلاحي و... تعدادي از کتابهايي که در زمينه کاريکلماتور هستند.

  


نگاهي به فيلم «بيست» ساخته عبدالرضا کاهاني؛ ساده و بدون ادعا



* آي سان نوروزي

کارگردان: عبدالرضا کاهاني
بازيگران: پرويز پرستويي، مهتاب کرامتي، فرشته صدر عرفايي، حبيب رضايي و...






مدير يک تالار غذاخوري به توصيه پزشک روان شناس خود و براي بهبود بيماري عصبي و افسردگي اش تصميم مي گيرد تا تالار را بفروشد. کارکنان و کارگران تالار که آدمهاي خوب و دوست داشتني، اما فقيري هستند و هيچ منبع درآمدي جز اين تالار ندارند، تلاش مي کنند تا او را از فروش تالار منصرف کنند...
***
عبدالرضا کاهاني، چند سال پيش با فيلم «آدم»، ورودش را به سينماي ايران به صورت حرفه اي اعلام کرد. «آدم» ساختاري منسجم و ريتم هماهنگ و گيرايي داشت و در زمان اکران بسياري آن را به عنوان اثري يک دست و خوش پرداخت پذيرفتند. فيلم بعدي کاهاني با نام «آنجا» کمي مهجورتر ماند و سرانجام امسال «بيست» با داستاني ساده و موضوعي پايين شهري توليد و تکميل شد. به نظر مي رسد، اکران فيلم «بيست» واکنشهاي مثبت و منفي بسياري را با خود به همراه داشته باشد. جذابيت و تازگي نسبي سوژه داستان يکي از مهمترين عوامل رويکردهاي مثبت به فيلم کاهاني خواهد بود.
در واقع، واقعي بودن ماجراي فروش تالار، بيکار شدن کارگران و زندگي فقيرانه آنهاست که قرار است چالشهاي موضوعي فيلم را به وجود بياورد و شکل دهنده درام «بيست» باشد.
در اين مسير، انتخاب شخصيتها نخستين قدم مهم است و کاهاني با کمک فيلمنامه نويس ديگر «بيست» - حسين مهکام- گزينه هاي خوبي را برگزيده است. زن بيوه و فرزند او، مرد جوان و عاشق بازيگري شهرستاني، جوان عاشق تهراني و زن و شوهر غمگين و شکست خورده به همراه پسر جوان مرموز و نوع حضورش در کنار آدمهاي داستان، مجموعه موفقي از چند گانگي رفتار و روابط آدمها را به وجود آورده اند که مسلماً گزينه ها و رويدادهاي بسياري را براي ايجاد چالش و مواجهه دراماتيک با خود به همراه خواهند آورد.
ضمن اينکه شراکت اين آدمها در سرنوشت و زندگي يکديگر نيز بخش ديگري از روابط و رويدادها را شامل مي شود که در حوزه پرداخت ساختار داستان مؤثر و مهم هستند.
کاهاني و مهکام در بستر فيلمنامه «بيست» رويکردهاي درستي در استفاده از ابزارها و مؤلفه هاي موجود داستان دارند و اين شخصيتها و روابط آنها را به درستي و در راستاي همگرايي هدفمند دراماتيک و حرکت به سوي تقويت غلبه بر قدرت چالشها و از ميان برداشتن مشکلات (تعليق و گره گشايي) مورد پرداخت قرار داده اند.
اما نکته مهم ديگر در مورد فيلم کاهاني پرداختن به جزئيات است که بايد آن را در حوزه واقعگرايي اثر مورد بحث قرار داد. جزئياتي مثل مرتب کردن کفشها هنگام خواب که نشانه آشفتگي و بيماري روحي و رواني سليماني است، وسواس او، اتفاقات آشپزخانه، بچه هميشه در آغوش زن بيوه، شب خوابي ها و... همه و همه جزئياتي اند که در فيلم عبدالرضا کاهاني به دفعات مورد تأکيد و توجه قرار گرفته اند و عمداً تکرار مي شوند. اين توجه و تکرار البته توجيه منطقي دارد و در گستره سبک و شيوه درست به نظر مي رسد، اما مسأله مهمتر اين است که به کارگيري و نمايش جزئيات آن هم در قالب تأکيد و با ايجاد جلب توجه نيازمند دقت و وسواس مطلوبي در زمينه پرداختن به آنهاست. اين جزئيات و مؤلفه هاي واقعي در فيلم کاهاني وجود دارند، اما وجودشان در برخي مواقع فصول، کمي آزاردهنده است تا قابل پذيرش! نمونه اي از اين پرداخت را در دست به دست شدن دختر کوچک در آغوش مادر و همسر آشپز مي توان مورد توجه قرار داد.
نکته ديگر ريتم فيلم است. «بيست» روايت کند و بسته اي که البته بر اساس مضمون و داستان آن منطقي هم به نظر مي رسد. آدمها به واسطه نوع ارتباطشان و به دليل چالش بزرگي که در حال رويارويي با آن هستند، در تالاري که بشدت از سوي يک مدير يا رئيس عصبي کنترل مي شود نيازمند برقراري ارتباطي دروني اند. اين ارتباط از ديگر سو در حوزه اي ديگر و به واسطه لحن و محتواي انساني داستان در خارج از محدوده ارتباطات شغلي و در گستره روابط انساني هم مطرح مي شود و لحن روايي آرامي را مي طلبد. همين ويژگي در ساختار اجرايي باعث شده تا کاهاني ريتمي کند و شايد تأثيرگذار را براي فيلمش انتخاب کند.
تمرکز و تأکيد قابهاي دوربين بر روي چهره و توجه به جزئيات رفتار شخصيتها در کنار هم در پلانهاي تقريباً طولاني و حرکتهاي نرم و کات هاي کم تعداد و نامحسوس باعث شده که ريتم در فيلم کاهاني کند و آرام باشد و روايت لحني تأکيددار و با حوصله پيدا کند.هر چند «بيست» سوژه بهتري نسبت به پرداخت و حاصل کار دارد، اما کاهاني با اين تجربه تازه نشان مي دهد، شناخت خوب و کاملي از ابزارها و عناصر سينماي مورد علاقه اش دارد. کاهاني در اين فيلم توانسته بخوبي همه مؤلفه ها و امکانات موجود را در اختيار مضمون و سبک مورد نظرش قرار دهد و به نظر مي رسد، در ارتباط با مخاطب نيز - اگر هدف آن جذب به موضوع و تحريک احساسات بوده- موفق عمل کرده است.فيلم عبدالرضا کاهاني را مي توان در زمينه جذب مخاطب به واسطه سه حوزه متفاوت مورد بررسي قرار داد؛ نخست آنکه سوژه فيلم و جذابيتهاي آن عده اي از مخاطبان (البته کمتر) را جذب مي کند.
دوم، سادگي و نشانه گرفتن احساسات است که تعداد تقريباً بيشتري را تحت تأثير قرار مي دهد و سومين حوزه، تبليغاتي است که حضور بازيگران فيلم، پرستويي، کرامتي، صدر عرفايي، خمسه و...براي «بيست» انجام خواهند داد اما با وجود همه اينها به نظر نمي رسد، «بيست» به لحاظ اقتصادي بتواند به يک فيلم موفق در سينما تبديل شود.

  


گپي با شهرام عبدلي/ بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون؛
مثبت يا منفي بودن نقش، مهم نيست



* مليحه پژمان
شهرام عبدلي از آن دست بازيگراني است که با وجود بازي در چند نقش مثبت، نقش منفي هايش، او را بيشتر به مردم معرفي



کرده است. در کارنامه هنري اش مجموعه هايي چون خونمردگي، شکر تلخ، آدمخوار، خط قرمز، طفلان مسلم، آخرين دعوت و چند تله فيلم ديگر ديده مي شود. عبدلي نقشي هم در سريال مختارنامه (کاري از داوود ميرباقري) ايفا کرده است که به قول خودش دنيايي از تجربه بوده است.
از آنجايي که بيشتر، چهره او را در نقش آدمهاي منفي ديده ايم، از عبدلي در اين مورد مي پرسم که مي گويد: «البته اول من بايد بپرسم که کدام يک از کارهايم به نظر شما منفي بوده است؟! من نزديک به 70 کار تصويري انجام داده ام که 60 درصد آنها خاکستري- منفي بوده اند؛ يعني منفي کامل نبوده اند. بعد از اين مسأله بايد بگويم که من در بازيگري عقيده اي به مثبت و منفي ندارم! من به دنبال نقش هاي جدي هستم، حالا هر چه مي خواهد باشد. به طور مثال، همين سريال آخرين دعوت که سال گذشته پخش شد، با وجود اينکه شهرام در کنار قهرمان داستان «عماد» قرار گرفته و تا حدودي مثبت است، اما مخاطب او را به عنوان يک نقش مثبت نمي پذيرد و من در سريال «خونمردگي» که هنوز پخش نشده يک نقش کاملاً مثبت دارم، اما سؤالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که مثلاً در نمايش تعزيه اگر نقش «شمر» را کسي بازي نکند، تکليف آن نمايش مذهبي چه مي شود؟! پس اين ديدگاه غلطي است که يک بازيگر اگر در نقش منفي بازي کرده، نتواند مثبت باشد. سرانجام اين نقش ها که واقعيت شخصيت يک بازيگر نيستند، بلکه مقطعي و زودگذرند و البته يک تجربه کاري متفاوت.»
اما شهرام عبدلي در سريال مختارنامه هم يک نقش متفاوت دارد. از او در اين مورد هم سؤال مي کنم که اين طور ادامه مي دهد: «من چند سکانس در اين قصه بازي کرده ام. البته قرار بود در هشت قسمت اين مجموعه حضور داشته باشم، اما به دليل تداخل با يک کار ديگر نتوانستم بيشتر از چند سکانس همراه مختارنامه باشم و همان چند سکانس همکاري با اين گروه حرفه اي به خصوص آقاي ميرباقري برايم سرشار از تجربه هاي خوب بود که از اين بابت بسيار خوشحالم. درست مثل «آخرين دعوت» که آن هم يک کار مناسبتي قابل توجه بود. به عقيده من، تجربه کار کردن در آثار تاريخي تا مدتها ذهن هر بازيگري را دگرگون مي کند.»
مي پرسم دوست دارد پس از اين در چه نقشهايي ظاهر شود و او مي گويد: «گفتم که برايم تفاوتي ندارد، فقط اميدوارم خوب از پس کار برآيم، حالا چه مثبت و چه منفي! »
اما تجربه حضور عبدلي در بيش از 60 کار گوناگون در تلويزيون، سينما و تئاتر کارنامه هنري اين بازيگر را بسيار متفاوت کرده است. مي پرسم براي او کار در تلويزيون با سينما يا تئاتر تفاوت دارد؟ که در ادامه مي گويد: «البته اين فضاها با هم بسيار تفاوت دارند؛ تئاتر، سينما و تلويزيون با هم قابل مقايسه نيستند. به نظرم اين روزها تلويزيون جايگاه بهتري براي کار کردن دارد، چرا که امکان ارتباط مخاطبان بيشتري با اين رسانه فراهم مي شود و مجموعه هاي تلويزيوني هم تا مدتها هر هفته بيننده ها را مقابل تلويزيون نگه مي دارند. سينما هم جايگاه متفاوتي دارد، اما تئاتر مورد توجه عده اي خاص است. به عقيده من، بايد شرايطي ايجاد کنيم که مردم، سينما و تئاتر را هم دنبال کنند و اميدوارم سياستگذاريها در اين دو عرصه منجر به علاقه مردم و استقبال از سينما و تئاتر شود.»

  


پيکر «مهين بزرگي» به خاک سپرده شد



صبح ديروزپيکر شادروان «مهين بزرگي» در ميان جمع هنرمندان دوبله و ديگر اهالي هنر از مقابل مسجد بلال صداوسيما به سمت قطعه هنرمندان تشييع شد.
به گزارش ايسنا، به خواست ناصر ممدوح، زهره شکوفنده طي سخناني درباره بزرگي گفت: خانم بزرگي مادر دوبله ايران و مادر همه بود، واقعاً تحمل فوت او دشوار است. همه ما از او خاطرات خوب داريم؛ از محبت، معرفت و کمکهايش.
اين مراسم با حضور جمعي از اهالي دوبله و خانواده شادروان بزرگي از جمله منوچهر اسماعيلي رئيس انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم و ديگر اعضاي هيأت مديره انجمن گويندگان چون علي همت موميوند، ناصر ممدوح، منوچهر زنده دل، کسري کياني، بيژن علي محمدي، افشين زينوري، امير عطرچي، شهراد بانکي و اسفنديار مهرتاش برگزار شد.
پيشکسوتان و فعالان ديگر دوبله و راديو، مانند محمود قنبري، منوچهر والي زاده، زهره شکوفنده، اکبر مناني، پرويز ربيعي، رضا عبدي، مرضيه صفي خاني، فاطمه برزويي، مريم رادپور، حسن کاخي ، عليرضا باشکندي و کامران ملکي مشاور رسانه اي و ارتباطات مديرعامل خانه سينما نيز به نمايندگي از خانه سينما، حاضر بودند.

  


«هريسون فورد» پردرآمدترين هنرپيشه هاليوود



«هريسون فورد»، بازيگر سرشناس سينماي آمريکا پردرآمدترين هنرپيشه هاليوود طي يک سال گذشته بوده است.




به گزارش ايسنا «هريسون فورد» در 9 سال گذشته تنها در چهار فيلم بازي کرده است که آنها نيز چندان موفقيتي در گيشه نداشته اند، اما سال گذشته به واسطه حضور در چهارمين قسمت از فيلم «اينديانا جونز» توانست دستمزد 65 ميليون دلاري کسب کند تا پردرآمدترين بازيگر هاليوود طي يک سال منتهي به ژوئن 2009 نام بگيرد.
«آدام سندلر»، چهره محبوب هاليوود با 55 ميليون دلار، در رتبه دوم اين فهرست قرار دارد.
«ويل اسميت» باحضور در دو فيلم پرفروش «هنکاک» و «هفت پوند» در مکان سوم قرار دارد.
به گزارش مجله اقتصادي «فوريس»، «ادي مورفي»، «نيکولاس کيج»، «جاني دپ» و «ويل فرل» ديگر بازيگران پردرآمد هاليوود طي يک سال اخير بوده اند.

  


حاصل 20 سال مقاله هاي ادبي صالح حسيني منتشر شد



مجموعه مقالات بيش از 20 سال صالح حسيني منتشر شد.
به گزارش ايسنا اين کتاب با نام «تحرير کارگاه خيال» شامل 32 مقاله از جمله: مقالات ادبي، نقد رمانهاي مختلف و همچنين ترجمه است.
حسيني مقالات اين اثر را از سال 1360 نوشته که بعضي از آنها ترجمه و بعضي ديگر تأليف است.
در اين اثر، علاوه بر نقد رمانها و مقالاتي درباره ترجمه، چهار گفتار درباره حافظ نيز آمده است.
صالح حسيني متولد 15 دي ماه 1325 در سنقر کرمانشاه است. او سال 1378 ، از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مترجم و منتقد نمونه شد و سال 1382 نيز به عنوان «خادم برگزيده نشر» معرفي شد. همچنين مدت 12 سال در فاصله سالهاي 1370 تا 1384 از داوران جايزه کتاب سال بوده است.
او سال 1352 به استخدام دانشگاه اهواز درآمد و در سال 1354 از طرف دانشگاه به دانشگاه جرج واشنگتن در آمريکا رفت و در زمينه ادبيات آمريکا تخصص گرفت تا سال 1358. از آن زمان تا امروز، در دانشگاه اهواز به تدريس مشغول است.
«برخيز اي موسي» از ويليام فاکنر، «به سوي فانوس دريايي» نوشته ويرجينيا وولف، «برادران کارامازوف» و «قمارباز» فئودورميخائيلوويچ داستايوفسکي، «مرگ ايوان ايليچ» لئو تولستوي، «آخرين وسوسه مسيح» نيکوس کازانتزاکيس و «لرد جيم» جوزف کنراد از جمله ترجمه هاي او هستند.

  


پس از گذشت بيش از 20 سال؛ تصحيح هاي مظاهر مصفا با تجديدنظر چاپ مي شوند



تعدادي از تصحيح هاي مظاهر مصفا تجديد چاپ مي شوند.
مصفا به ايسنا گفت: تصحيح او از «کليات سنايي غزنوي» و «کليات سعدي» پس از گذشت بيش از 20 سال با تجديدنظر و نگاهي دوباره به متن ها براي نوبت دوم منتشر خواهند شد.
همچنين به گفته اين شاعر و استاد زبان و ادبيات فارسي، تصحيح شش جلدي «مجمع الفصحاء» رضاقلي خان هدايت پس از مدتها براي نوبت دوم تجديد چاپ مي شود.
آثار يادشده از سوي نشر اميرکبير تجديد چاپ مي شوند.
پيشتر از مصفا، گزينه شعري نيز توسط انتشارات مرواريد منتشر شده است.
مظاهر مصفا متولد اول شهريورماه 1311 در اراک است. سال 1343 در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران دکتري گرفته و بيش از 40 اثر در حوزه هاي تأليف ، تصحيح و شعر به چاپ رسانده است.مجموعه هاي شعر او عبارت اند از: «شبهاي شيراز»، «ده فرياد»، «سي پاره»، «سي سخن»، «چهل چکامه»، « سپيدنامه »، «سوگ دهخدا»، «سوگ معين» «سوگنامه هادي رنجي، شاعر سبک هندي» و «سوگنامه معدل شيرازي».

  


نمايشگاه ديجيتال آرت «تهي» در گالري گلستان برپا مي شود



نمايشگاه «ديجيتال آرت» افسون کتابچي با عنوان «تهي» از اين هفته در گالري گلستان برپا مي شود.
به گزارش ايسنا اين هنرمند مدرنيست که اسفند ماه سال گذشته نمايشگاه هنر مفهومي و ويدئو اينستاليشن «کابوسهاي ماندگار کودکي من» را به نفع کودکان غزه در باغي خصوصي برپا کرده بود، اين بار قصد دارد در گالري گلستان نمايشگاهي با عنوان «تهي» برپا کند.
اين نمايشگاه،مجموعه اي دو بعدي در حوزه ديجيتال آرت است و در آن 10 اثر ارائه شده، که ترکيبي از کارهاي کامپيوتري و چاپ محسوب مي شود.
اين نمايشگاه از روز 29 خرداد آغاز مي شود و تا چهارم تير ماه ادامه دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com