صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
گزارش
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ويژه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 26خرداد ماه 1388


گزارش قدس از دادسراي جنايي تهران ؛ کشف جنين 2 سر و وقوع 2 قتل در پايتخت



گروه حوادث- مصدق: بازپرس دادسراي جنايي مرکز از وقوع دو فقره قتل و کشف جنين دو سر در تهران خبر داد.
* پايان زندگي نوجوان 17 ساله با شليک گلوله






به گزارش خبرنگار ما، محمد حسين احمدي شاملو بازپرس ويژه قتل از شعبه اول دادسراي جنايي تهران در خصوص اين حادثه گفت: ساعت 19 و 30 دقيقه عصر روز يکشنبه بيست و چهارم خردادماه جاري از طريق مسؤولان بيمارستان جواهري گزارشي دريافت شد که نشان مي داد نوجوان 17 ساله اي به نام «ميثم» بر اثر اصابت يک گلوله به قتل رسيده است.
اين مقام قضايي افزود: به دنبال اعلام اين گزارش و حضور تيم جنايي در بيمارستان جواهري تحقيقات اوليه آغاز و حسب اظهارات افرادي که مرحوم را به بيمارستان ياد شده انتقال داده بودند، روشن شد وي در جريان درگيريهاي عصر روز يکشنبه گذشته در محدوده ميدان تختي از سوي افراد ناشناسي مورد حمله قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحيه شکمش بشدت مجروح شد که پس از انتقال به بيمارستان بر اثر شدت جراحت وارده و خونريزي زياد روي تخت جراحي جان سپرد.
قاضي تحقيق پرونده در ادامه بدون اشاره به نوع اسلحه و گلوله اي که مرحوم با آن مورد هدف قرار گرفته، گفت: هنوز معلوم نيست اين نوجوان 17 ساله به انگيزه شخصي انتقام جويي و در جريان دعوا به قتل رسيده يا اينکه در جريان درگيري عصر روز يکشنبه از پاي در آمده است.
«احمدي شاملو» با بيان اينکه پرونده در دست بررسي است، اضافه کرد: اگر محرز شود «ميثم» در جريان نزاع دسته جمعي به قتل رسيده است تحقيقات پليسي و قضايي در دادسراي جنايي و پليس آگاهي مرکز دنبال مي شود و در غير اين صورت اگر موضوع امنيتي باشد و مشخص شود نامبرده در جريان درگيريها به قتل رسيده پرونده براي ادامه رسيدگي به دادسراي انقلاب ارجاع خواهد شد.
* مرد رواني برادرش را کشت
بازپرس شعبه يک دادسراي جنايي مرکز در ادامه از قتل مرد 38 ساله اي به دست برادرش خبرداد و در تشريح آن گفت: در اين حادثه که ساعت 16 و 30 دقيقه عصر روز يکشنبه بيست و چهارم خردادماه جاري در محدوده حوزه استحفاظي کلانتري 127 نارمک رخ داد مردي به نام «مهدي» از سوي برادرش مورد حمله قرار گرفت و براثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسيد.
اين مقام قضايي با اشاره به اينکه عامل جنايت که «حميد» نام دارد و 42 ساله است پس از قتل برادرش به سوي مادر خود حمله ور شد و او را نيز بشدت مجروح کرد.
وي افزود: با انتقال مصدوم حادثه به بيمارستان تلاش تيم پزشکي براي نجات جان اين زن 60 ساله ادامه دارد.
محمد حسين محمدي شاملو در خصوص علت درگيري و انگيزه جنايت گفت: حسب اظهارات متهم که دقايقي پس از ارتکاب قتل از سوي کارآگاهان اداره دهم مبارزه با قتل دستگير شد به نظر مي رسد وي دچار مشکل عصبي و رواني است.
به گفته قاضي شاملو تحقيقات درخصوص اين پرونده با صدور قرار بازداشت متهم از سوي کارآگاهان جنايي ادامه دارد.
* جنين دو سر در آکواريوم
بازپرس شعبه يک ويژه قتل دادسراي جنايي ناحيه 27 تهران در پايان به کشف جنين دو سر اشاره کرد و گفت: اين جنين که داخل آکواريومي از الکل قرار داشت ساعت 19 عصر روز يکشنبه گذشته از سوي يکي از ساکنان محدوده ميدان ونک کشف شد.
وي با اشاره به اينکه از اين جنين دو سر مدت زيادي نگهداري مي شده، اظهار داشت: دستور انتقال جنين ياد شده به پزشکي قانوني جهت بررسي هاي لازم صادر شد.
اين مقام قضايي در پايان گفت: شناسايي فرد و يا مرکزي که اقدام به چنين کاري کرده جهت پيگيري هاي قضايي در دستور کار پليس جنايي تهران قرار گرفت.

  


عامل تهيه و توزيع عکس و فيلم از مجالس عروسي دستگير شد



گروه حوادث- ماني قرباني: مرد شيادي که پس از تهيه عکس و فيلم از مجالس عروسي و جشنهاي تولد، اقدام به تکثير و توزيع آنها مي کرد، با هوشياري پليس ورامين شناسايي و دستگير شد.






به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ قاسم آبادي، فرمانده انتظامي ورامين با اعلام اين خبر در جمع خبرنگاران گفت: از آنجا که عکس و فيلمهاي خانوادگي با حيثيت و آبروي مردم در ارتباط است و هر گونه سؤاستفاده از آنها موجب واردآمدن ضربات جبران ناپذيري به نظام خانواده مي شود، مأموران پليس اطلاعات و امنيت عمومي شهرستان ورامين با توجه به حساسيت موضوع، بازديد از صنف عکاسان و فيلمبرداران در سطح شهرستان ورامين را در دستور کار خود قرار دادند.
با انجام تحقيقات و بررسيهاي انجام شده در اين خصوص مأموران دريافتند، مرد شيادي به نام «علي اکبر- ع» با راه اندازي آتليه عکاسي و فيلمبرداري و با جلب اعتماد مردم، اقدام به توزيع عکسهاي مجالس مختلف مي کند.
متهم به عنوان عکاس و فيلمبردار با حضور در مجالس عروسي، تولد و... پس از تهيه و عکس و فيلم از مراسم اقدام به مونتاژ آنها کرده و پس از تحويل يک کپي از آن به مشتريان و دادن اطمينان از حذف تمامي فايلها، با استفاده از ابزارهاي مختلف، آنها را براي تکثير و توزيع به مکان ديگري منتقل مي کرد.
فرمانده انتظامي ورامين ادامه داد: مأموران پس از تحقيقات لازم متهم را شناسايي و دستگير کردند که در بازرسي از مغازه وي يک دستگاه کپي رايانه اي کشف و ضبط شد.
قاسم آبادي افزود: متهم دستگيرشده در بازجوييها اعتراف کرد که پس از ميکس فيلم و چاپ عکسهاي عروسي و جشن تولد مشتريان، به آنها مي گفته که تمامي فايلها را از سامانه رايانه اي حذف کرده است. اين در حالي بود که قطعاتي از عکس و فيلمها را در فايلهاي ديگر ذخيره کرده و پس از مدتي اقدام به توزيع آنها مي کرده است.
رئيس پليس ورامين با بيان اينکه متهم دستگير شده براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شده، به شهروندان هشدار داد پيش از عقد قرارداد براي عکاسي و فيلمبرداري از مجالس خود، به مراکز مورد اطمينان و اعتماد مراجعه کنند.

  


«دوست يابي اينترنتي» در نگاهي جرم شناختي



* دکتر محمد جعفر ساعد - جرم شناس

چند صباحي است که تأثير رايانه و شبکه هاي اينترنتي در فضاي ارتباطي ميان قشر جوان کشورمان به انحاي مثبت و منفي هلهله





اي به پا نموده و در اين ميان، نقض بارز و رنگين منفي اين فناوري، جامعه ما را در سطحي کلان با بيم و واهمه اي غيرقابل وصف مواجه کرده و اجتماع نوجوانان و جوانان ما را در خطر سقوط در منجلاب دوستي هاي نامبارک و اعتياد سرسام آور آن قرار داده است. نوشتار حاضر بر اين مسأله از نظرگاهي جرم شناسانه تمرکز دارد.
نوجواني و ورود به دوران جواني، مراحل رشد رواني و عاطفي در کنار نمو جسماني است که به واسطه ورود به وادي نوين «انديشه» و «خرد» و به واقع بلوغ آرام و کند رواني، نوجوان را در مسير اجتماعي اش روياروي بسياري مسايل و گزاره هاي جديد قرار مي دهد که مايل است به هر دري، انگشتي و به هر گذري، نگاهي بيفکند تا از کنه و سرشت واقعي و راستين آن مطلع شود.
چنين دوراني که دوران تنوير تعقل و تشويش انديشه است، هر آن اين نوجوان را به سمت و سوي مواردي مي تواند بکشاند که در نگاه خرد و تجربه، به ترکستان است. اين باور راسخ است که حس کنجکاوي نوجوان و گاه جوان در اين دوران بيداد مي کند و مضاف بر اين، بروز انگيزه هاي جنسي ناشي از بلوغ جسماني و درک حداقلي از پيرامون و دست کم، جنس مخالف، مسير کنجکاوي اش را به سمت مسايل جنسي بيش از ساير گزاره هاي پيراموني مي کشاند.
اين حس اطلاع يابي همه جانبه و افزون بر اين، گرايش تاب وي به قلمرو جنسي و دستيازي به آن از رهگذر «تجربه گرايي»اش براي يافتن هم صحبتي مهربان و هم نشيني محبوب، باعث مي شود بدون مجال تأمل در پيامدهاي آن، دست به کار شود و به واقع راه را از چاه بازنشناسد و گاه چاه را بر چاله ترجيح دهد. گرچه نگارنده به هيچ روي بر اين باور نيست که «اينترنت»، «چاه يا چاله» است، اما آن زمان که بازيگر اجتماعي از آن به سود خويشتن بهره نمي برد، اين رهگذر براي وي جز چاه يا چاله نمي تواند باشد.
رغبت بي پايان نوجوان درمانده به هم صحبتي با محبوب و مطلوب خويش، وي را روانه درون اجتماع مي سازد که شايد در يک آن تقي به طوقي بخورد و از آن رهگذر، محبوبي براي خويش بيابد. اما موانع فرهنگي و اجتماعي، به درست يا غلط، سد راه وي قرار مي گيرد و وي را از خواسته غريزي اش محروم مي کند؛ خواسته اي که نه تعقل و خرد مي تواند آن را توجيه کند و نه احساس و عاطفه آن را سير.
با اين حال، زماني که از طريق روابط واقعي و حقيقي در فراگرد اجتماعي، به اين مهم دست نيافت، چاره اي جز يافتن محلي ديگر براي انجام «جرقه آغازين» اين واقعه ندارد. در اين ميان، بهترين وسيله را ورود به فضاي مجازي و شبکه هاي اينترنتي دوست يابي و اتاق هاي گفتگو مي بيند. ورود به اين فضاها همانا و يادگيري فرهنگي انحرافي، ارزش ها و هنجارهاي ضد ارزش و هنجار اجتماعي و در نتيجه، بزهکار و بزه ديده شدن در اثر جرايم جنسي، کلاهبرداري، اخاذي، جاسوسي و از اين قبيل همانا. آن زمان که در قالب يک «بزهکار» رخ مي نمايد، دست به جرايم آزار جنسي، رابطه نامشروع، کلاهبرداري، اخاذي و از اين دست جرايم مي زند و زماني هم در قالب «بزه ديده»اي نمودار مي شود که پيامد ناگوار رواني آن بعضاً به مانند عقده اي رواني در آينده خود را بروز مي دهد و از وي «بزه ديده اي بزهکار» مي سازد.
در حال حاضر، ترديدي نيست گروهي که به اين وادي، يعني دوست يابي اينترنتي روي مي آورند، تنها آن دست از نوجوانان و جواناني هستند که در تلاش اوليه براي دوست يابي در درون اجتماع، ناکام مانده و حسب «شخصيت» و «وضعيت» خويشتن به مراد نرسيده اند.
از اين رو، نوجوانان که وارد گردونه فضاي مجازي مي شوند، شماري خاص با ويژگي هاي رواني و عاطفي خاص اند که براستي از نظرگاه روان شناختي و روان پزشکي نيازمند کمک و مساعدت هستند.
در اين بحبوحه فکري نوجوان و در وهله نخست، اين «خانواده» است که بايد آستين همت و ياري بالا زده و فرزند نوجوان و جوان خويش را با جامعه آشتي دهد. اما تا چه اندازه خانواده هاي ما بر اين معضل رواني و عاطفي فرزندان نوجوان و جوان خويش اطلاع داشته و با فرض آگاهي، تا چه حد در مسير رفع آن به فرزند خود مساعدت فکري و رواني - عاطفي مي دهند؟ چه بسا در اغلب اوقات، پدران و مادران ما تمام دغدغه خود را معطوف پوشش مرتب ما و تغذيه اي آنچناني مي دارند و غافل از اينکه، روح و روان اين فرزند به مانند آرايش ظاهري و پذيرايي معده اي، نيازمند آرايشي رواني - عاطفي اند تا با قرار گرفتن اين دو در کنار هم، وي را در حد «شخصيتي متعادل» و «بهنجار» در درون و متن اجتماع نمودار سازد، بويژه اينکه در اين ميان، همواره نگاه «طولي و رياستي» آنها بر فرزند درمانده، راهي جز «اطاعت ظاهري» و «مرئوسي کاذب» براي وي نمي گذارند.
بدون شک، «حمايت» و «نظارت» خانواده ها بر فرزندان خود در اين مقطع سني به منزله «حلقه گمشده» جهت دهي اين قشر خاص اجتماعي است که با نبود آن، نوجوانان و جوانان به راحتي مي توانند راه هاي در رو و گذرهاي خلاصي از «خواسته هاي والدين» و دستيابي به «خواسته هاي خود» را بيابند و ناخواسته به مسيرهاي نامبارک سوق يابند. به نظر مي رسد يکي از مشکلات بارز در اين وضعيت، طرز تلقي متفاوت خانواده و والدين از واژه «نظارت» بر فرزندان در اين مقطع سني است و بدون ترديد، نيازمند توجه و در نتيجه اصلاح. با اين توضيح که نظارت و کنترل فرزند به مفهوم «نگاه رياست گونه والدين» بر فرزند نيست، بلکه «ايجاد ارتباطي رواني - عاطفي» با فرزند براي وقوف بر خواسته هاي مادي و رواني او و مساعدت فکري و مادي به وي براي رفع اين خواسته هاست.
متأسفانه نبود چنين نگرشي نوجوان مزبور را در بعد رواني به منجلاب هاي فراواني مي کشاند که هيچ افسوس و آهي، آن را خاموش و بي اثر نمي سازد.
از ديگر سو، حس جامعه در قبال فرزندان خود در اين مقطع سني حايز اهميت فراوان و دو صد چندان تأثيرگذار است. آيا مي توان در وقوع اين پديده، براي جامعه هم نقشي تعريف کنيم؟ آيا جامعه به منزله «بازيگر نقش اصلي و اول» اين سناريوي نامبارک است با اينکه بازيگر نقش دوم و فرعي بوده که چندان تأثيرگذار نيست. بي ترديد اگر مقوله دوست يابي اينترنتي را به منزله يک سناريو در نظر بگيريم، بازيگر نقش اول را «نوجوان يا جوان دوست ياب» بازي مي کند و در اين ميان، خانواده و نيز جامعه نه بازيگر بلکه نقش کارگردان و تهيه کننده اي را بازي مي کنند که اگر خواسته ها و اهداف نخستين خود را به موقع به اين بازيگر انتقال ندهند، بدون شک، نمي توانند از اين بازيگر، نقشي زيبا و مردم پسند انتظار داشته باشند.
با اين حال، جامعه به عنوان کارگردان، براي پايان دادن به اين سناريوي ناخوشايند چه گام هايي برداشته است. با اوضاع و احوال امروزي که کشورمان در ارتباط با اين مشکل، جامعه نقش کارگرداني خود را به دست عوامل پشت صحنه، يعني اشخاص ترغيب کننده بازيگر درمانده براي غرق شدن در اين نقش داده و خود به مانند «نظاره گر» اين سناريو را به تماشا نشسته است.
به هر حال، در اين گير و دار قاصر و قصور و تقصير، مقصر کيست؟ آيا مي توان در ميان جوانان و جامعه و خانواده که در اين ميان کوچکترين واحد اجتماعي بوده و جزيي از جامعه تلقي مي گردد، يکي را به مثابه مقصر شناسايي کرد؟
شايد به جرأت بتوان گفت که هر يک از اين گزينه ها به سهم خويش در اين راستا مقصرند. زيرا مجموعه اين گزاره ها با هم، تشکيل دهنده جامعه در مفهوم عام بوده، چندان که جامعه در مفهوم خاص بدون بازيگران خلاق و فعالي موضوعيت نمي يابد و اين بازيگران نيز بدون جامعه حياتشان چندان دوام نيافته و مستحق منطقي سياسي نخواهند بود.
در فضايي که يک جوان به دنبال حس «غريزي» خود بوده و جز دستيابي به آن پيرامون خود را نمي بيند و در اين راستا، کسي نيست که راه را از چاه به او بياموزد، چه جاي سرزنش اين قشر اجتماعي است؟ زماني که خانواده، جداي از داعيه و آرزوي فرزنددار شدن، درکي از تربيت درست اين فرزند خدا داد ندارد، چه جاي اميد داشتن جواني خلاق و مبتکر براي اعتلاي آينده جامعه است؟
زماني که جامعه در چارچوب سياسي آن، سياست خاموش و سکوت را در اين راستا پيشه مي کند، چه جاي اظهار تأسف و نگراني نسبت به رواج اين پديده در ميان قشر جوان است.

  


پسر جوان به خاطر حرف دروغ دايي اش را کشت



گروه حوادث: پسر جواني که به خاطر مسائل ناموسي، دايي خود را به قتل رسانده بود،در جريان عمليات سايه به سايه کارآگاهان پليس ورامين دستگير شد.






به گزارش خبرنگار ما، ساعت 2 بامداد 18 فروردين امسال مرگ مشکوک مرد جواني در يکي از بيمارستانهاي ورامين به پليس اطلاع داده شد. بلافاصله گروهي از کارآگاهان جنايي با حضور در محل، تحقيقات در اين خصوص را آغاز کردند.نخستين بررسي ها نشان مي داد، حسين 29 ساله بر اثر اصابت ضربه کارد به سينه اش و خونريزي شديد از پا در آمده است.
در ادامه کارآگاهان به تحقيق از همسر مقتول پرداختند که او اظهار داشت: ساعتي پيش خواهرزاده حسين به نام جواد به خانه ما آمد که پس از درگيري با دايي خود، او را به يک ضربه کارد مجروح کرد.
بلافاصله شوهرم را به بيمارستان رسانديم که به دليل خونريزي شديد در ميان راه جان سپرد.
با شناسايي هويت ضارب، تيمي از کارآگاهان تحقيقات خود را براي شناسايي او آغاز کردند که در جريان تجسسها مشخص شد، او بلافاصله پس از جنايت از ورامين گريخته است.در ادامه محلهايي که احتمال داشت، جواد در آنجا مخفي شده باشد در شهرهاي تهران و رفسنجان شناسايي و به صورت نامحسوس از سوي پليس تحت نظر قرار گرفت.با گذشت يک ماه از جنايت، کارآگاهان رد پاي متهم را در شهرستان رفسنجان شناسايي و براي دستگيري او راهي آنجا شدند، اما متهم پيش از حضور پليس از آنجا فرار کرد.
تحقيقات پليسي در اين خصوص ادامه داشت تا اينکه هفته گذشته رد پاي متهم در حوالي خانه مادربزرگش در منطقه 13 آبان تهران شناسايي شد.
بلافاصله خانه مورد نظر تحت کنترل درآمد تا اينکه ساعت 11 جواد در حالي که از بالاي ديوار قصد ورود به خانه را داشت، از سوي مأموران شناسايي شد.
کارآگاهان که از حضور قاتل فراري در خانه مطمئن بودند، سريع وارد خانه شده و به جستجوي آنجا پرداختند، اما هيچ اثري از متهم به دست نيامد.
پس از دقايقي يکي از مأموران که در حال جستجوي زيرزمين خانه بود متوجه تکان خوردن غيرعادي رختخوابها شد که با کنار زدن آنها توانست جواد را که در زير رختخوابها مخفي شده بود، دستگير کند.
متهم پس از انتقال به اداره آگاهي با اعتراف به اين جنايت اظهار داشت: مقتول پشت سر من و خواهرانم حرفهاي دروغي زده بود که اين موضوع باعث خشم من شد. شب حادثه با برداشتن کاردي به سوي خانه او رفته و پس از اينکه در را گشود، او را مجروح کرده و به سمت تهران گريختم.متهم پس از اعتراف به اين جنايت با قرار بازداشت روانه زندان شد.

  


مرگ يک کارگر بر اثر سقوط از ساختمان 5 طبقه



رشت- خبرنگار قدس: کارگر 28 ساله اي بر اثر سقوط از ساختمان پنج طبقه جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي وقوع اين حادثه کارگر مجروح براي مداوا به بيمارستان منتقل شد، ولي بر اثر شدت صدمات وارده جان باخت.

  


جعبه سياه هواپيماي مرگ 2 هفته ديگر از کار مي افتد



جعبه سياه هواپيماي مسافربري فرانسه که در اقيانوس «اطلس» سرنگون شد، کمتر از دو هفته ديگر از کار مي افتد.






به گزارش ايسکانيوز، با گذشت افزون بر دو هفته از سرنگوني مرگبار هواپيماي شرکت «ايرفرانس» در اقيانوس «اطلس» هنوز جعبه سياه آن پيدا نشده است.
نيروي دريايي برزيل اعلام کرد: حرارت آب منطقه اي که قربانگاه سرنشينان «ايرباس» لقب گرفته 28 درجه است و جنازه هاي شناور پس از دو يا سه هفته به اعماق آب خواهند رفت.
از سوي ديگر، مسؤولان تجسس تصريح کردند ممکن است هفته آينده، عمليات متوقف شود.
انتظار مي رود سامانه پيشرفته ضبط صداي زيردريايي ايالات متحده آمريکا، فردا به منطقه برسد.
«ايرباس» E 330 شرکت «ايرفرانس» يازدهم خرداد 88 با 216 مسافر و 12 خدمه، فرودگاه «ريو دوژانيرو» برزيل را به مقصد «پاريس» فرانسه ترک کرده بود که چهار ساعت بعد از صفحه رادار محو شد و هرگز به قلب اروپا نرسيد. اين هواپيما که فقط چهار سال از توليد آن مي گذشت، آخرين بار بر فراز جزاير «دماغه سبز» ديده شد و با مرگ تمامي سرنشينان آن، بدترين فاجعه هوايي تاريخ فرانسه رقم خورد. تاکنون پيکرهاي 50 مسافر از آب گرفته شده است.
جعبه سياه هواپيما تا کمتر از دو هفته ديگر سيگنال مي فرستد و بعد از کار مي افتد، بنابراين اگر اين دستگاه در زمان مناسب کشف نشود، آخرين گفته هاي خلبان پرنده آهنين در اعماق اقيانوس مي ماند و هرگز فاش نخواهد شد.

  


حمله به کشتي سازمان ملل با 40 کشته



حمله به يک کشتي باري سازمان ملل متحد در جنوب سودان، دهها کشته بر جا گذاشت.
به گزارش ايسکانيوز، ديروز در حمله مردان مسلح به کشتي حامل مواد غذايي، پوشاک و دارو که سازمان ملل متحد براي نيازمندان آفريقايي فرستاده بود 40 نفر با شليک گلوله و خمپاره کشته شدند.
تمامي قربانيان، سربازان ارتش آزادي بخش سودان بودند که وظيفه حفاظت از اين محموله را بر عهده داشتند.
گفته مي شود علت اصلي حمله به کشتي باربري، هراس از وجود سلاح در ميان اين محموله و تحويل آن به قبايل دشمن بوده است.

  


خانواده مهندس آلماني را در بيمارستان ربودند



پليس يمن مي گويد 9 خارجي از يک بيمارستان دولتي در شمال اين کشور ربوده شدند.
به گزارش ايسکانيوز، پليس «سعده» يمن اعلام کرد: يک مهندس آلماني که سالهاست براي بيمارستان مرکزي اين ايالت کار مي کند، به همراه همسر و سه فرزندش از جمله ربوده شدگان هستند. دو زن پرستار، يک آموزگار تبعه کره جنوبي و يک مهندس بريتانيايي نيز در اين حمله به گروگان گرفته شده اند.
شواهد نشان مي دهد آدم ربايان از اعضاي گروه «زيدي الحوثي» هستند که از سال 2004 به زد و خورد با پليس يمن پرداخته اند. اين گروه اما هر گونه دخالت در گروگانگيري را رد کرده و اين اتهام را توطئه براي خدشه دار کردن وجهه «حوثي» خوانده است. طي 15 سال اخير بيش از 200 خارجي در يمن به گروگان گرفته شدند و بيشترشان بدون اينکه آسيبي ببينند، با رايزني آزاد شدند.ابتداي زمستان سال گذشته نيز سه شهروند آلماني که در قلب يمن ربوده شده بودند، آزاد شدند.
اعضاي قبيله اي به نام «بني تبيان» خانواده اي آلماني را در نزديکي صنعا (پايتخت يمن) ربودند و رهايي آنان را به آزادي دو زنداني مشروط کردند.
گفته مي شود يکي از ربوده شدگان، با سازمان ملل متحد همکاري مي کرد و دو نفر ديگر پدر و مادر او هستند که براي ديدن فرزند خود به يمن رفته بودند.
ربايندگان تأکيد کرده بودند هدف از اين اقدام فقط فشار به دولت يمن براي آزادکردن دو نفر از اعضاي قبيله شان است که در جريان دعوا بر سرزمينهاي کشاورزي دستگير شدند.

  


بايگاني



شماره 161 روزنامه وقايع اتفاقيه دوم جمادي الثاني 1270 ه ق برابر با 1232 ه ش
اموال تاجري را به سرقت برده بودند عاليجاه ميرزا کوچک خان پيشکار، حسب الحکم مقرب الخاقان هفتاد تومان قيمت اموال مسروقه را از خود به تاجر داده است و از داروغه و کد خدا الزام گرفته که اموال مسروقه را پيدا کنند، بعد از آن دو سارق که اهل قزوين بودند، بدست آمدند و مال تاجر را استرداد و به صاحبش تسليم کردند آنها را در حبس انداخته اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com