صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
دوربين
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 27خرداد ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * فاطمه(س) ؛ الگوي زندگي زيبا
 * پير خراسان پژوهي از فعاليتها يش مي گويد؛ مردتحقيق ، تأليف و نشر
 * چند قدم تا رستگاري
 * نگاهي به سيره تربيتي امام رضا(ع) ؛ رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان
 * رسيدگي به امور گمشدگان از طريق سيستم هاي رايانه اي
 * گنجينه اي از تفسيري با 1500 نسخه کتاب
 * پايگاههاي فوريتهاي پزشکي در بارگاه رضوي
 * اسناد خانوادگي بيشترين اسناد اهدايي به مجموعه آستان قدس رضوي است
 * تابستان امسال در بارگاه رضوي برگزار مي شود؛ دين، نشاط، زندگي
 * تابلو فرش شجره طيبه در گنجينه موزه ها
 * مادرمان گل است!
 * آن خواب شيرين
 * آلبوم يادگاري

فاطمه(س) ؛ الگوي زندگي زيبا



درودهاي خداوند و فرشتگان و حاملان عرش او و همه آفريدگان زميني و آسماني بر آن گوهر قدسي باد که قالب انساني يافت. آن



صورت نفس کلي، فيض بخش عوالم عقلاني، پاره حقيقت نبوي، سرآمد نگاه انوار علوي، سرچشمه هاي اسرار فاطمي، رهايي يافته و رهايي دهنده دوستدارانش از آتش دوزخ، ميوه درخت يقين، بانوي بانوان دو عالم، شناخته ارج و ناشناخته مزار، روشنيِ چشم رسول و زهراي پاک بتول.
( صلوات کبير، محي الدين ابن عربي)

* سيره رفتاري حضرت زهرا (س)
گاهي شکوه بانوي بزرگ جهان، چنان دل و جان را لبريز مي سازد که توان سخن گفتن را از انسان مي گيرد. جايگاه رفيع فاطمه اطهر (س) خيره کننده ديدگان هر بيناست. در شأن فاطمه (س) آيات بسياري نازل گشته و روايات نيز همچون دريايي مواج و متلاطم طراوت بخش ساحل انديشه ها و کرانه هاي معرفت است.
اما در اين ميان، راه ديگري نيز وجود دارد که ما را با ژرفاي کمالات و جلوه فضيلتهاي اين بانو آشنا مي سازد، آن هم نگريستن به سيره عملي و شيوه رفتاري آن بزرگوار است. در واقع، زندگينامه زيبا و پرنکته و آموزنده او در ابعاد گوناگون، آينه اي است که نوري از بزرگي ها و فضيلتهاي او را بر رواق دلمان مي تاباند و شبستان جان را همچون روز، روشن مي سازد.
نگارنده در اين نوشته مروري دارد بر چند فراز برجسته از زندگي حضرت زهرا (س) که بيشتر کاربردي و عملي است؛ زيرا فاطمه (س) «اسوه» و «الگو» است.
1. معنويت در خانه فاطمه (س)
زندگي حضرت فاطمه (س) سراسر نور و پر از معنويت بود. او توانست در خانه کوچک خود، با تمام مشکلات، به عرفان کامل برسد. وي به جايي رسيد که جبرئيل امين بر او نازل مي شد.
فاطمه (س) عاشق عبادت بود. او در تسليم و اطاعت و در استقبال از عبادت، چنان به پيش رفت که حتي سلامت خويش را از ياد برد.
روزي رسول خدا (ص) به او فرمود: «دخترم از خدا چيزي بخواه که جبرئيل از جانب خدا وعده اجابت داده است.»، فاطمه (س) عرض کرد: «حاجتي جز توفيق در بندگي خدا ندارم. آرزويم اين است ناظر جمال او باشم و به وجه کريمش نظاره کنم» و خود در مناجاتش مي فرمود: «أسالک لذه النظر الي وجهک».
همسر و فرزندان او، عاشق معبود يگانه بودند. خانه اي که پر از نور و نماز و قرآن و عبادت است، ارزشمند است. حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا (س) هر دو عاشقانه و خالصانه عبادت مي کردند. اين طور نبود که فقط علي (ع) در نماز غرق شود؛ بلکه فاطمه زهرا (س) نيز چنان در محراب به عبادت مي ايستاد که از شدت ترس، نفسش به شماره مي افتاد.
علامه مجلسي در مورد خانه علي و فاطمه(ع) از انس بن مالک و بريره نقل مي کند:
هنگامي که رسول خدا (ص) اين آيه شريفه را خواند: « در خانه هايي (مانند معابد، مساجد و منازل انبيا و اوليا) خدا رخصت داده که آنجا رفعت يابد و در آن، ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاک او کنند. مردي برخاست و سؤال کرد: اي رسول خدا! اين خانه ها کدامند؟
حضرت فرمود: خانه هاي انبيا. سپس ابوبکر برخاست و پرسيد: اي رسول خدا! آيا اين خانه (اشاره به خانه علي و فاطمه) نيز از همان خانه هاست؟ حضرت فرمود: آري و از برترين آنان است.
2. ايمان فاطمه (س)
امام باقر (ع) مي فرمايد: روزي پيامبر (ص) سلمان را براي رساندن پيامي به خانه فاطمه (س) فرستاد. سلمان مي گويد: پس از درنگ کوتاهي در پشت در خانه آن حضرت، سلام گفتم، صداي فاطمه (س) را از داخل خانه شنيدم که قرآن مي خواند و در بيرون اتاق، دستاس در حال چرخيدن بود. ماجرا را به پيامبر (ص) خبر دادم. آن حضرت تبسمي کرده و فرمود: « اي سلمان! خداوند قلب، اعضا و جوارح دخترم فاطمه را تا فرق سرش مملو از ايمان کرده است. دخترم خود را در اطاعت و عبادت خدا قرار داده. پس خداوند فرشته اي را به نام زوقابيل (جبرئيل) فرستاده تا به جاي او دستاس را بگرداند.»
3. در محراب عبادت
پيامبر اکرم (ص) فرمود: دخترم فاطمه، سرور زنان جهان از اولين و آخرين است. هنگامي که او در محراب عبادت مي ايستد، 70 هزار فرشته از فرشتگان مقربين بر او سلام گفته و همان ندايي را که به مريم مي گفتند، به فاطمه (س) مي گويند.
4. انس با قرآن کريم
توجه ويژه حضرت زهرا (س) به قرآن کريم، درس ديگري به شيفتگان اين کتاب آسماني مي دهد. حضرت فاطمه (س) فرمود: « سه چيز از دنياي شما را دوست دارم: تلاوت قرآن کريم، نگاه به چهره مقدس پيامبر (ص) ؛ انفاق در راه خدا.»
فاطمه زهرا (س)، با قرآن مأنوس بود و پيوسته از خانه کوچکش آواي خوش قرآن به گوش مي رسيد. گفته هاي ياران و اصحاب رسول خدا (ص) مؤيد اين سيره و شيوه آن بانوي باعظمت است.
حضرت فاطمه (س) به قرآن اهميت مي داد، به گونه اي که وصيت کرد در شب اول قبر، علي (ع) بر مزارش بسيار قرآن بخواند. حتي خادمه اش فضه نيز تا 20 سال به غير قرآن لب نگشود و جز با قرآن پاسخ نداد.
5. دعا براي ديگران
فاطمه (س) چگونه سخن گفتن با خدا و دعا کردن را به آيندگان آموخت. او در دعا نيز همه را بر خود مقدم مي داشت. امام حسن (ع) مي فرمايد: مادرم فاطمه (س) را در شب جمعه اي ديدم که پيوسته در حال رکوع و سجود بود تا اينکه صبح دميد و شنيدم که مردان و زنان با ايمان را نام مي برد و بسيار براي آنان دعا مي کرد؛ اما نديدم حتي يک بار براي خود دعا کند. از روي تعجب گفتم: مادر! چرا براي خودت دعا نمي کني و از خدا چيزي نمي خواهي؛ همان گونه که براي ديگران دعا مي کني؟ مادرم در پاسخ فرمود: «فرزندم! اول همسايه سپس اهل خانه.»
6. سبقت گرفتن در سلام
آن حضرت به پيروي از رسول خدا (ص) به سلام کردن بسيار اهميت مي داد. در روايت آمده است که شخصي گفت: نزد حضرت فاطمه (س) آمدم، تا مرا ديد، سلام کرد و در اين امرِ نيکو بر من پيشي گرفت. سپس فرمود: چه چيز تو را به اينجا آورده است؟ عرض کردم: به جهت به دست آوردن خير و برکت. فاطمه (س) فرمود: پدرم مرا خبر داد که هرکس سه روز نزد من و يا پدرم آيد و سلام کند، خداوند بهشت را بر وي واجب مي گرداند.
7. تحمل سختي ها
در روزهاي نخست شکل گيري حکومت اسلامي در مدينه، مسلمانان با مشکلات بسياري مواجه بودند. بسياري از مهاجران و انصار، با تنگدستي روزگار مي گذراندند. در اين حال علي (ع) نيز همانند ساير مسلمانان زندگي مي کرد و هنگام توانمندي، ديگران را برخود مقدم مي داشت. تا چند سال، وضع به همين منوال سپري شد. علي (ع) و فاطمه (س) در خانه زيراندازي جز يک پوست گوسفند نداشتند. فاطمه (س) صبر کرد و سختي هاي زندگي را به خاطر رضاي خدا و خشنودي پدر و شوهر خويش تحمل نمود. پيامبر(ص) ضمن باخبر بودن از وضع زندگي علي (ع) و فاطمه (س)، پيوسته دختر خود را به صبر و شکيبايي در برابر مشکلات زندگي فرامي خواند.
انس مي گويد: روزي فاطمه (س) خدمت پدر آمد و عرض کرد: يا رسول ا...! من و پسر عمويم زيراندازي جز يک پوست گوسفند نداريم. شبها خودمان از آن استفاده مي کنيم و روزها علف شترمان را روي آن پهن مي نماييم. پيامبر (ص) فرمود: دخترم! صبر کن؛ زيرا موسي بن عمران تا 10 سال از روزهاي زندگي خود را سپري کرد، در حالي که چيزي جز يک عباي قطوانيه نداشت.
فاطمه (س) هنگام سختي ها مي فرمود: «يا رسول ا...! خداوند را در برابر نعمت هايش ستايش مي کنم و بر نعمتهاي ظاهري اش شکر گزارم.» او ساده زندگي مي کرد و از تحمل مشکلات زندگي پرهيز نداشت تا به شيريني هاي آخرت برسد. وسايل زندگي حضرت ساده و مهريه اش اندک بود. او آيين خانه داري و همسرداري را به خوبي مراعات مي کرد و در زندگي، واقعاً شريک همسرش بود. گاهي که در خانه غذايي نبود و کودکان گرسنه بودند، فاطمه (س) به علي (ع) چيزي نمي گفت و چيزي از او درخواست نمي کرد. او بيم داشت از اينکه همسرش نتواند خواسته او را برآورده کند و شرمنده شود. فاطمه (س) در جواب علي(ع) که مي فرمود: چرا به من خبر ندادي تا غذايي براي شما تهيه کنم؟ مي گفت: اي ابوالحسن! من از خدايم شرم مي کنم که تو را به چيزي که بر آن قدرت نداري، تکليف کنم!
آري، فاطمه (س) در تمام عرصه ها نمونه و الگوست. در خانواده، همدم رنج ها و غصه هاي شوهر بود و پناه او. علي(ع) مي فرمود: وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه مي کردم، تمام غم و اندوهم برطرف مي شد. هرگز کاري نکردم که فاطمه از من خشمناک و ناراحت شود. فاطمه نيز هرگز مرا خشمناک نساخت.
8. حجاب و عفاف
حضرت زهرا (س) هم در سخن، معلم حجاب بود، هم در رفتار، اسوه عفاف. وي عقيده داشت: « براي زن،بهتر آن است که نه مردان نامحرم او را ببينند و نه او مردان نامحرم را.» علي (ع) مي فرمايد: روزي با گروهي از اصحاب، خدمت رسول خدا (ص) بوديم. آن حضرت به اصحاب فرمود: صلاح و مصلحت زن در چيست؟ هيچ کس نتوانست پاسخ صحيحي بدهد، وقتي اصحاب متفرق شدند، من به خانه رفتم و موضوع سؤال رسول خدا (ص) را به فاطمه (س) گفتم. فرمود: من جوابش را مي دانم:
«صلاح زن در آن است که مردان بيگانه را نبيند و مردان بيگانه هم او را نبينند.»
من هنگامي که خدمت رسول خدا (ص) رسيدم، عرض کردم: فاطمه (س) در پاسخ سؤال شما چنين فرموده است. پيامبر (ص) سخنِ پخته و منطقي زهرا (س) را پسنديد و فرمود: «فاطمه (س) پاره تن من است.»
البته در توضيح فرموده حضرت زهرا (س) مي توان گفت که رعايت نکردن پوشش از طرف زنان در جامعه، مي تواند فساد مردان را به دنبال داشته باشد که سرانجام اين بي مبالاتي، به سستي بنيان خانواده و اجتماع خواهد انجاميد.پس بهترين، زيباترين و با صفاترين زندگي براي زنان در پرتو سخن پرمحتواي زهرا(س) خلاصه مي شود که: «صلاح زن در آن است که نه او مرد بيگانه را ببيند و نه مرد بيگانه او را.»
از وصيتهاي فاطمه (س) اين بود که: «پس از مرگ، بدن مرا داخل تابوتي بگذاريد، تا حجم بدنم پيدا نشود.» اين شيوه تا آن زمان مرسوم نبود و اين وصيت، درسي از عفاف و حجاب و حيا بود که بانوان بايد آن را مورد توجه قرار دهند.
9. انفاق و ايثار
نمونه بارز انفاق و ايثار آن بزرگوار، بخشش «لباس عروسي» به زن فقير، آن هم در شب عروسي است.
هنگامي که موکب عروس رهسپار خانه علي (ع) بود، زن سائلي پيش آمد و در برابر عروس اظهار احتياج به لباس نمود. فاطمه (س) مظهر تقوا و ايثار، همراهان را به دور خود جمع کرد، و بي درنگ «لباس عروسي» را از تن در آورد و به آن زن فقير بخشيد. حضرت با اين عمل، ديگري را برخود مقدم داشت. اين عمل وي به قدري جالب و اين فداکاري، به اندازه اي بزرگ است که تاکنون تاريخ نتوانسته نمونه اي از آن را در خاطره خود ثبت نمايد. آري، زهراي اطهر با همان لباس معمولي به خانه شوهر رفت و سند ايثار در چهره درخشان زندگي اش ثبت گرديد.فاطمه (س) و خانواده اش، مأواي بيچارگان و نيازمندان بودند. علي(ع) و زهرا(س) سه روز روزه نذر گرفتند و هر سه روز، غذاي افطار خود را به يتيم، مسکين و اسير دادند. خداي متعال در تقدير از اين ايثار خالصانه، که جز به خاطر خدا انگيزه ديگري نداشت، سوره «هل أتي» را نازل فرمود.
10. فعاليتهاي سياسي اجتماعي
فاطمه (س) در برابر مسائل سياسي و اجتماعي جامعه اسلامي، بي تفاوت نبود و پيوسته جبهه حق را ياري مي کرد. در صحنه هاي اجتماعي و دفاع از دين و رهبر، حاضر بود. حضرت در جنگ اُحُد شرکت داشت و به امدادگري و مداواي زخمهاي رسول خدا (ص) مشغول بود. پس از رحلت رسول اکرم (ص) همراه زنان بني هاشم به مسجد آمد و در جمع مسلمانان حاضر، در خطبه اي غرا که پشت پرده خواند، از بدعت ها، ستم ها، حق کشي ها، فراموش کردن وصيت پيامبر(ص) و احياي سنت هاي جاهلي انتقاد کرد.
فاطمه (س) در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبري امت اسلامي، از هيچ کوششي فروگذار نکرد و اين امر را تکليف خود دانست. گاهي شب ها همراه علي (ع) به در خانه مهاجرين و انصار مي رفت و حمايت از ولايت و وصيت رسول را در يادها زنده مي کرد.
فاطمه (س) عنايت ويژه اي به موضوع دفاع از امامت و ولايت امام علي (ع) داشت و به عنوان يک وظيفه اجتماعي در قالب هاي مختلف، روي آن اهتمام و جديت مي ورزيد.
حتي آخرين وصيت او يعني تشييع، به خاکسپاري و مخفي نگه داشتن قبر هم در واقع تداوم حضور سياسي و اجتماعي حضرت زهرا (س) بود. اين وصيت، ميزان هدفداري و بزرگواري ايشان را نشان مي دهد. تا حضرت زنده بود، علي (ع) حامي نيرومندي داشت. به تعبير بعضي از بزرگان: «به خاطر فاطمه (س)، حرمت حضرت اميرمؤمنان (ع) را تا حدي پاس مي داشتند؛ اما پس از شهادت آن مظلومه، علي (ع) تنها و بي پناه و مظلوم تر شد.» در يک جمله، فاطمه، فداي امامت و رهبريت شد.
* کريم عسکري اسلام پور
منابع:
1. فاطمه در کلام اهل سنت
2. مناقب آل ابي طالب، ج 3.
3. ربيع الابرار، ج 2.
4. بحارالانوار، ج 42.
5. اخلاق حضرت فاطمه(س).
6. علل الشرايع.
7. سفينة البحار، ج 1.
8. کشف الغمه، ج 2.
9. ارشاد القلوب، ديلمي.
10. کوثر/85

  


پير خراسان پژوهي از فعاليتها يش مي گويد؛ مردتحقيق ، تأليف و نشر



* معصومه فرماني کيا
خودش گوشي را برمي دارد، صداي آرامي دارد، گرم و صميمي سلام مي کند و احترام. او در حال نوشتن است مثل هميشه. مي





دانم در اطرافش بيش از هر چيز کتاب است، حتي چند باري که شاگردانش پاسخگوي تلفن بوده اند، يادآور شده اند آن جا کتابخانه شخصي استاد است. با آنکه در حوزه آستان قدس تقريباً تمام عرصه را رصد کرده است، تواضع علمي و دوري از شهرت طلبي اش سبب شده که شخصيت اين پير خراسان شناسي براي برخي صاحب نظران و متخصصان ناآشنا بماند.
عزيزا... عطاردي آن قدر صميمي و خونگرم برخورد مي کند که ما اصلاً احساس نمي کنيم استاد همين چند سال گذشته به پاس پنجاه سال مطالعه، پژوهش و تأليف در عرصه خراسان پژوهي و تدوين آثاري ارزشمند درباره امام رضا(ع) و آستان قدس رضوي مفتخر به دريافت «نشان رضوي» از دست وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي شده است.او مي گويد: کار تحقيقي روي متون مربوط به خراسان و انتشار و حمايت از اين گونه آثار عمده هدف ام در طي سالها بوده است. من جديت و پشتکاري که کاراکتر اصلي وجودي اش است مي بينم، آن جا که به دوراز همه هياهو و دغدغه هاي بيروني به کار ميداني در حرم مي پرداخته، به تجزيه و تحليل کتيبه ها به شناخت درها، تاريخچه و قدمت آنها به جمع آوري اطلاعات تاريخي ساعتها، نقاره خانه، سقاخانه و... خيلي سخت حاضر مي شود درباره حيات علمي و تأليفات بسيار ارزنده اش با هم همکلام شويم.




مي گويد: از سال 1340 ش به طور مستقل پژوهش و تحقيق بر روي قول تاريخي حديث و رجال را آغاز کرده است، مي گويد، سکوت مي کند و ما مي رويم سراغ علاقمندي اش به موضوع خراسان و تأليفات آستان قدس رضوي تا شايد مجالي شود تا گوشه اي کوچک از فعاليتهاي گسترده اش روشن شود.
مي پرسم چه شد که به پژوهش و تأليف در موضوع خراسان علاقمند شديد مي گويد: در ضمن مطالعات خود متوجه شدم که منطقه خراسان در تاريخ اسلام به لحاظ فرهنگي، علمي نقش و سهم بسيار بالايي دارد، چنانچه اکثر علما، فضلا و دانشمندان و شخصيتها در علوم مختلف و فنون گوناگون و علوم عقلي و نقلي و عرفاني و هنر از اين خطه بوده و هميشه حرف اول را مي زدند و همين امر انگيزه اي براي کار کردن روي خراسان شد.
در گفته ها و کلامش هم به وضوح وسواس و دقت وقت نوشتنش پيداست، وقتي تعريف مي کند براي مشخص تر شدن محدوده موضوع ابتدا حدود جغرافيايي خراسان را از کتب جغرافيايي قديم به دست آورده و بعد شهرها، قصبات و آباديها را از متون جغرافيايي درآورده با محل هايي که دانشمندان از آن جا بيرون آمده بودند. وقتي اين محدوده جغرافيايي استخراج شد، بعد رجال منسوب به اين مناطق را شناسايي کردم، بيهقي، بدخشاني، خوارزمي، ابيوردي، نيشابوري و... .
مي دانم او هنوز حرفهاي زيادي براي گفتن دارد، مثل تلاشي که هيچ وقت اقناعش نکرده است. شواهد و کلامش بيانگر اين قضيه است، آن جا که توضيح مي دهد: بايد به همه آثار و تأليفات نگارش يافته چه چاپي و چه خطي مراجعه مي کردم و اين امر مستلزم آن بود که کمر همت را ببندم و علاوه بر کتابخانه هاي داخلي با مسافرت به کشورهاي مختلف جهان بويژه بلاد مشهور اسلامي و ديدن کتابخانه هاي آنها اثري جامع و کامل تدوين کنم.
از او مي پرسم، شما در اين سفرها فقط اطلاعات جمع آوري مي کرديد؟ او در پاسخ مي گويد: «عمده کار من در اين سفرها جمع آوري اطلاعات در محدوده پژوهش بود که در ذهن براي خود تصور کرده بودم، هر چند در اين مطالعه مستلزم به اين امر نبودم که اگر نسخه خوبي براي تحقيق و تصحيح پيدا کردم بگويم که به کارم مربوط نمي شود، حتي برخي از متون اسلامي را هم به زبان فارسي ترجمه مي کردم.
پس مي شود گفت انگيزه اصلي مسافرت شما يافتن و پيدا کردن ردي از کتابهاي مورد نيازتان بوده است؟
هر چه پيشتر مي رويم، استاد هم مشتاق تر مي شود، حرفهايش هم شنيدني... باز هم تعريف مي کند: نخستين سفر علمي من به مکه معظمه بود و استفاده از کتابخانه حرمين شريفين بويژه مدينه منوره که به مدت 2 ماه در اين کتابخانه که از مهمترين کتابخانه هاي جهان اسلام است و چندين هزار نسخه خطي دارد به جستجو و تحقيق مشغول شدم. پس از بازگشت به ايران در آذر ماه ( 1345 ه.ش) به هندوستان رفتم.در اين سفر هم با بررسي بيش از 50 کتابخانه در نقاط مختلف هند و پاکستان اطلاعات زيادي به دست آوردم.
بهتر مي بينم از تأليف و تدوين آثار خود درباره خراسان بگويد و امام رضا(ع). صحبت را به اين سمت مي کشانم خودش تعريف مي کند: از سال 1370 شمسي شروع به تنظيم کارها کردم، آن جا که با شنيدن نداي دروني دست از مسافرتهاي علمي و به اصطلاح طولاني کشيدم و يک پرونده نشر کتاب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گرفتم و روي همين اصل تصميم گرفتم در کنج خانه نشسته به تأليف، تدوين و انتشار آثار بپردازم، به تنهايي هم همه مراحل تدوين و انتشار يک اثر را انجام مي دهم.
او در حال صحبت کردن است و من به اين فکر مي کنم، چطور مي شود يک محل هم دارالتحقيق باشد، هم دارالتأليف و هم دارالنشر، بويژه وقتي مي گويد تا امروز يکصد جلد کتاب چاپ کرده ام که عمدتاً در هشت شاخه است؛ حديث، رجال، تاريخ، جغرافيا، نسخه شناسي، کتاب شناسي، تاريخ سياسي اسلام و سير علوم در اسلام که البته همه اين موضوعات با محدوديت موضوعي خراسان انجام مي گيرد. اصلاً عادت استاد است که در هنگام تدوين به تحقيقات ميداني و منطقه اي هم بپردازد.
خودش تعريف مي کند: از کارهاي اصلي من به ويژه در تاريخ آستان قدس رضوي اين بوده است که وقتي چيزي مي نويسم خود منطقه را هم ببينم از بخشهاي مختلف اماکن متبرکه در حرم رضوي تا کوههاي هزارمسجد، قبرستانهاي قديمي، غارها و... که همه و همه را از نزديک ديده و عکس گرفته ام، حتي با تمام کارشناسان و متخصصان در مشهد مصاحبه کرده ام، چنانچه اکنون مي دانم قديمي ترين کتيبه در آستان قدس رضوي کجاست يا قديمي ترين زيارتگاه مشهد مقدس... . اينها را مي گويد و تأکيد مي کند اصولاً کار در مورد خراسان و آستان قدس رضوي تحقيقات محلي است، من در خانه نمي نشينم و به تأليف مي پردازم. تمام حدود را ديده ام حتي پل خاتون در 70 کيلومتري سرخس که بر روي رودخانه تجن بسته شده است.
شايد اطلاعات کتابخانه اي من محدود به همين حدود شود، اما اگر روي پل بايستيد، مي بينيد هريرود از طرف افغانستان و کشف رود از طرف مشهد آمده و اين دو رودخانه با هم تجن رود را تشکيل مي دهد، من براي نوشتن «فرهنگ خراسان» هم همه جا را ديده ام.
با توجه به شناختي که از عزيزا... عطاردي و آثارش در رابطه با آستان قدس رضوي و امام رضا(ع) دارم مي خواهم درباره تأليفاتش پيرامون اين موضوع بگويد که تعريف مي کند: در جريان خراسان پژوهي موضوع امام رضا(ع) جايگاهي ويژه براي من داشته است، به همين خاطر به اين موضوع به طور مستقل پرداخته ام، اثر اصلي من در اين باره کتاب «مسند الامام رضا(ع)» است که در دو جلد به عربي منتشر شده است، تاريخ آستان قدس رضوي در دو جلد و يکهزار صفحه اثر ديگر من است که با توجه به تغيير و تحولات اماکن متبرکه در طي سالهاي اخير جلد ديگري نيز به اين مجموعه اضافه شده است. «کلمات قصار امام رضا(ع)» نيز گزيده اي از سخنان حکمت آميز امام رضا(ع) است که در کتاب مسند الامام رضا(ع) آمده است.
از شنيده هاي خود در ارتباط با تأليف ديگر آثارش پيرامون معصومين مي پرسم و منتظر پاسخ مي مانم مي گويد: براي ديگر معصومين نيز اثري چون «مسند الامام الرضا(ع)» داشته ام، جمعاً شايد بشود 45 جلد، سند الزهرا(س) در يک جلد، مسند الامام علي(ع) در 25 جلد، مسند الامام حسن(ع) در يک جلد، مسند الامام حسين(ع) در 3 جلد، مسند الامام سجاد(ع) در دو جلد، مسند الامام باقر(ع) در شش جلد، مسند الامام صادق(ع) در 22 جلد، امام جواد(ع) در يک جلد، امام هادي(ع) در يک جلد، امام عسگري(ع) در يک جلد، مسند الامام الکاظم(ع) در سه جلد و مسند الامام الرضا(ع) در دو جلد و...
استاد هنوز هم روزانه بيش از 15 ساعت به مطالعه، پژوهش و نگارش مشغول است با آنکه در آستانه 80 سالگي قرار دارد. اين مرام هميشگي پير خراسان پژوهي بوده است.

  


چند قدم تا رستگاري



نگاهي به مراسم صفه و قرآن خواني در حرم مطهر






موبايل ها روشن است، مردم دارند عکس مي گيرند، از ديوارها، صحن ها، از دستهاي قفل شده بر ضريح و ... اين کار را چنان با شتاب انجام مي دهند که انگار فقط براي همين کار آمده اند و مي خواهند تا وقت تمام نشده کاري بکنند.
در دارالسلام هم موبايل ها روشن است و چشمهاي مشتاق روي مراسمي نمادين و کهن که هر صبح و شام برگزار مي شود خيره مي ماند.
صفه از مراسم خاص حرم است. «صفه» به معناي ايوان و غرفه است که ساخت آن در رواق هاي حرم پيداست.
شواهد تاريخي قدمت اين مراسم را به قرن هشتم مي رسانند. عبارات و واژه هايي چون صفه، حفاظ، نايب الحفاظ که بعضي هايشان به عهد صفويه مي رسد مؤيد اين ادعاست.از طرف ديگر نام دارالحفاظ که از مکانهاي برگزاري مراسم و از بناهاي احداث شده در نيمه اول قرن 9 ه.ق دليل ديگري بر قدمت اين مراسم است.
محمدرضا قصابيان با توجه به برخي از منابع و وقفنامه ها به تاريخچه اين مراسم اشاره کرده و از برگزاري محافل قرآني در عهد صفويه خبر مي دهد و مي گويد: اين مراسم علاوه بر بالا سر در داخل حرم مطهر نيز برگزار مي شده است.
وي به استناد اخبار و اسناد تاريخي دوره افشاريه توضيح مي دهد: محافل قرآني در اين عصر بر در پايين پاي مبارک انجام مي گرفته است.
قصابيان با اشاره به اينکه در عهد قاجاريه هم مراسم به نوعي خاص در رواق توحيد خانه اجرا مي شده مي گويد: از اواخر اين دوره به دارالحفاظ انتقال يافته و تا اوايل عصر پهلوي هم در همين دارالحفاظ پا بر جا بود، و هر چند از سال 1331 ش به رواق دارالشکر و بعد مسجد بالاسر و پيش روي مبارک انتقال يافته و نهايت به همان رواق دارالحفاظ ختم شده است.
قصابيان از شيوه تغيير يافته مراسم در طول قرون مي گويد: اينکه با پيدايش و گسترش تشکيلات اداري دستورالعملهاي خاص براي برپايي مراسم بوده و مراسم از عهد قاجار به شيوه مدون درآمده است. صفه در عهد صفويه تحت نظر خادم باشي بوده، در دوره افشاريه مطابق با نظمي خاص و به سرپرستي صدرالحفاظ انجام مي شده است، در حالي که تعداد حفاظ شرکت کننده در مراسم هم متفاوت بوده اند. در طومار عضدالملک در عهد قاجار از چهل نفر و در عصر پهلوي از 150 نفر از حفاظ ياد شده است در حالي که تعداد آنها در حال حاضر به 14 نفر مي رسد.
صفه تماماً قرائت قرآن نبوده و شامل برنامه هاي ديگر هم مي شده است، چنانچه فضل ا... خنجي در مهمان نامه بخارا از موضوعاتي چون قرائت شعر در منقبت امام رضا(ع) و نقل احاديث در پايان مراسم ياد مي کند.
*آموزش هاي قرآني
قصابيان به قدمت آموزشهاي قرآني از گذشته هاي دور اشاره کرده و مي گويد: سلطان القراء يا قاري اعظم در هر دوره مسؤول آموزش بوده در حالي که در صدر مجلس قرار گرفته و با گوش کردن قرائت قاريان به اصلاح قرائت آنها مي پرداخته است.
او توضيح مي دهد: رياست حفاظ با صدرالحفاظ بوده چنانچه علاوه بر نظارت و نظم بخشيدن به اجراي مراسم به حفاظ و قاريان و افرادي که نياز به آموزش داشتند قرآن تعليم مي داد. وي با توجه به اسناد و منابع تاريخي از برخي از فضلا، قاريان و حفاظ نظير سيدمحمد حسين حسيني تبريزي ملقب به سلطان القراء ياد مي کند که ماندگاري بيشتري در تاريخ داشته اند.
قصابيان با اشاره به مکتب خانه کودکان در صحن عتيق مي گويد: اين مکتب خانه که از سال 1284 ه.ق به صحن جديد منتقل شده، محل آموزش قرآن به کودکان بوده که بعدها توسعه يافته و به خارج از حرم منتقل شده است.
قصابيان به آموزش گسترده قرآن در سالهاي اخير در دارالقرآن اشاره کرده و مي گويد: اين آموزش در دوره جديد از رونق و اهميت بيشتري برخوردار است. مفاهيم قرآني نيز مورد توجه قرار گرفته است.
*شروعي براي مراسم
ترجيح مي دهم براي مراسم صفه راهي دارالسلام شوم. رواق آماده است. فراشان در تب و تاب کارند. کار هر روزه شان است، صبح و شام. 30 دقيقه بعد از طلوع آفتاب و به محض اقامه نماز مغرب و عشاء.
سر تا سر دارالسلام رحل هاي قرآن است و نور شمعدان ها. قرآنها دست به دست شده و در جايگاه مخصوص قرار مي گيرد. شروع مراسم به طور رسمي با حضور سر کشيک است و تلاوت يک جزء از قرآن که به نوبت توسط حفاظ قرائت مي شود.
توسل به چهارده معصوم و ذکر نام علي بن موسي الرضا(ع) به محفل حالتي خاص مي دهد. آدم دلش مي خواهد ريه هايش را از عطر هوا پر کند. مديحه که تمام مي شود خطيب حفاظ، خطبه مخصوصي مشتمل بر حمد باري تعالي مي خواند و همه چيز با سجده شکر تمام مي شود قرآنها و رحل ها با همان تشريفات به اتاق مخصوص خود انتقال مي يابد.
با پايان مراسم شروعي است براي تحويل کشيک و يک آغاز دوباره ...

  


نگاهي به سيره تربيتي امام رضا(ع) ؛ رعايت عدالت و مساوات ميان فرزندان



* براتعلي چگيني
يکي از وظايف پدران و مادران که نقش مهمي در تربيت آنها دارند رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان خود است. به طوري که نبايد





هيچ کدام از فرزندان، اعم از دختر و پسر را بر ديگري بدون دليل مقدم داشت.
رعايت نکردن عدالت ميان آنها و رواج تبعيض، ضربات جبران ناپذيري را بر آنها وارد کرده، که آثار آن ساليان دراز و شايد تا آخر عمر در زندگي آنها پابرجاست. جامعه متشکل از چندين خانواده است و خانواده اي هم که عدالت در آن رعايت نشود، مقدمه اي براي رواج تبعيض و بي عدالتي در جامعه خواهد بود. در اين هنگام چگونه مي توان به برقراري عدالت اجتماعي اميدوار بود؟ با آنکه مأموريت پيامبران الهي براي برقراري عدالت در جهان بشريت بوده و همين طور قوام و دوام حکومتها نيز به عدالت وابسته است.
در آموزه هاي اسلامي نيز به اين مهم توجه شاياني شده و هر کدام از حضرات معصومين(ع) نيز به آن سفارش و بر اجراي صحيح آن اصرار داشته اند. در اين ميان هم، حضرت رضا(ع)، آن را سرلوحه زندگي خود قرار داده و به طور خاص و عام به آن اشاره فرموده که سخن آن حضرت(ع) را مورد بررسي قرار مي دهيم:
امام رضا(ع) فرمودند: «تن (انسان) مثل زمين پاک است، هرگاه آباد گردد و آبياري شود، به طوري که در آب غرق نگردد و با آب دادن اندک تشنه نشود (اگر چنين شد) همواره آباد مي ماند و محصول آن افزايش مي يابد و زراعتش خوب مي شود. و اگر از رسيدگي به آن غفلت شود، تباه مي گردد و سبزه در آن نمي رويد؛ پس تن آدمي نيز چنين است.» (بحارالانوار / ج /62 ص 310 )
عدالت عبارت است از اينکه هر چيزي در جاي خودش قرار بگيرد و اهميت آن تا جايي است که پيامبران الهي در مأموريت آسماني خودشان، خواهان برقراري عدالت در جهان بشريت و در بين تمام انسانها بوده اند. قرآن کريم هم بدان اشاره نموده و مي فرمايد: «ما پيامبران را با ادله و براهين مبعوث کرديم و براي آنها کتاب و ميزان فرو فرستاديم تا مردم در پرتو تعليم و تربيت آنان به عدل قيام کنند و خود عملاً مجري آن باشند.» (حديد / 25 )
حضرت علي(ع) مي فرمايند: «عدالت شالوده اي است که جهان هستي بر آن استوار مي باشد». (بحار/ ج /75 ص 83 )
اما پدران و مادران گرامي، نبايد در ميان فرزندانشان تبعيض قائل شده و بدون جهت و دليل يکي را بر ديگري ترجيح دهند و بدانند که اين فرق گذاشتن باعث به وجود آمدن مشکلاتي در کانون گرم خانواده شان خواهد شد که زمينه به وجود آوردن آتش حسادت و کينه توزي در ميان فرزندان را شده و همچنين باعث کاهش اعتماد فرزندان به والدين خود مي شود. از طرف ديگر، شخصيت فرزندان را ضعيف کرده، به طوري که آنها در مراحل مختلف زندگي احساس حقارت و کوچکي نموده و همواره از آن رنج خواهند برد.پيامبر فرمودند: «در ميان فرزندان خود به عدالت و مساوات رفتار کنيد، همان طوري که شما دوست داريد ديگران در مورد شما به عدالت و محبت رفتار کنند.» (سفينة البحار / ج /2 ص 684 )
با اين همه توصيه که به رعايت عدالت در همه جا بخصوص در ميان فرزندان شده، اما مي بينيم بسياري از خانواده ها هنوز از بي عدالتي رنج مي برند و خود والدين نيز دانسته يا ندانسته آن را به وجود آورده و ثمره تلخ آن را خود مي چشند.
يکي ديگر از نشانه هاي بي عدالتي و تبعيض در ميان خانواده ها، ارزش و اهتمام بيشتر خانواده ها نسبت به پسران خود است در حالي که در بسياري از موارد رشد و تعالي مردان، مرهون زحمات زنان آنهاست. امام خميني(ره) فرمودند: از دامن زن مرد به معراج مي رود. اما چرا اين همه ظلم و تبعيض به اين قشر مي شود؟ آيا دختران مانند پسران حق استفاده از امکانات مالي پدران خود را ندارند؟
رسول خدا(ص) نسبت به تبعيض قائل شدن ميان پسران و دختران بسيار حساس بودند، که به نمونه اي از آن اشاره مي کنيم: روزي پيامبر(ص) در حال سخن گفتن با ياران خود بودند؛ پسر بچه اي آمد و نزد پدر خود - که در گوشه اي از مجلس نشسته بود - رفت پدرش دستي به سر او کشيد و او را بر زانوي راست خود نشانيد. اندکي بدين حال بود که دختر خردسال آن مرد هم آمد و به طرف پدرش رفت، چون نزديک او رسيد، مرد دستي به سرش کشيد و در کنار خود بر زمين نشانيد. پيامبر(ص) (که اين تبعيض و بي عدالتي او را مشاهده کرد) به او فرمود: چرا او را بر زانوي چپ خود نشاندي! آن مرد (که به رفتار نادرست خود پي برده بود، به دستور پيامبر اکرم(ص) عمل کرد) و دخترش را بر زانوي ديگر نشانيد. رسول خدا(ص) فرمودند: ال؛ن عدالت را رعايت کردي.
بنابراين، بايد از افراط و تفريط در محبت و دوستي، سخن گفتن و... پرهيز کرد و همواره خداي تعالي را ناظر بر اعمال خود بدانيم که در اين هنگام است که آسايش و راحتي در ميان ما رواج پيدا خواهد کرد.

  


رسيدگي به امور گمشدگان از طريق سيستم هاي رايانه اي



سيستم هاي رايانه اي مجهز در صحن هاي مختلف حرم مطهر اطلاعات راجع به گمشدگان را در اختيار زائران قرار مي دهد.
به گزارش خبرنگار ما، با توسعه فضاهاي زيارتي و افزايش تعداد زائران دفاتر پيدا شدگان و رسيدگي به امور گمشدگان از يک دفتر مرکزي در صحن انقلاب به 6 دفتر در صحن آزادي، مسجد گوهرشاد، بست شيخ طبرسي، بست شيخ طوسي و دفتر باب الرضا(ع) در صحن جامع رضوي رسيده است.
برپايه اين خبر، بستگان و نزديکان افراد گمشده مي توانند با مراجعه به اين دفاتر و در اختيار قرار دادن اطلاعات به پيدا شدن سريعتر افراد کمک کنند.
گفتني است، از تمام افراد پيدا شده در تمام گروههاي سني تا بازگشت بستگانشان نگهداري خواهد شد، در حالي که از خدمات پرستاري و مددکاري بهره مند خواهند شد.

  


گنجينه اي از تفسيري با 1500 نسخه کتاب



بيش از هزار و پانصد نسخه کتاب خطي و چاپ سنگي مرتبط با تفاسير شيعه در گنجينه مخطوطات کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي نگهداري مي شود.
برپايه اين خبر، قديمي ترين کتاب اين مجموعه، تفسير قوارع القرآن است که در سال 429 هجري قمري کتابت شده است. گفتني است، علاوه بر کتابهاي خطي و چاپ سنگي مرتبط با تفاسير شيعه، منابع ديگري نيز در قالب لوح فشرده و نوارهاي ويدئو و کاست و پايان نامه و رساله دانشجويي از ديگر منابع مرتبط با تفاسير شيعه در کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي است.

  


پايگاههاي فوريتهاي پزشکي در بارگاه رضوي



پايگاه هاي فوريت هاي پزشکي به وضعيت بيماران اورژانس در بارگاه رضوي رسيدگي مي کند.
برپايه اين خبر، علاوه بر مؤسسه درماني مرکزي، بخشهاي مختلف در خارج از بارگاه رضوي، 6 مرکز درماني رسيدگي به امور بيماران و مصدومين در اين مجموعه را برعهده دارند.
گفتني است، پايگاه شماره يک در صحن انقلاب اسلامي، شماره 3 در ايوان شرقي صحن گوهرشاد، شماره 4 در صحن جمهوري اسلامي، شماره 5 در رواق گنبد حاتم خاني ويژه خواهران، شماره 6 در رواق دارالاجابه ويژه خواهران اين امر را عهده دارند، در حالي که پايگاهي هم به صورت سيار در سطح مجموعه مستقر است.

  


اسناد خانوادگي بيشترين اسناد اهدايي به مجموعه آستان قدس رضوي است



بيشتر اسناد اهدايي به مجموعه آستان قدس رضوي اسناد خانوادگي و تخصصي است.
علي سوزنچي، کارشناس مسؤول بخش مخزن اسناد آستان قدس رضوي با بيان اين مطلب افزود: اسناد خانواده علم شامل 180 هزار برگ سند و پنج هزار قطعه عکس از اين جمله است که مربوط به تاريخ شرق ايران، سيستان، قاينات و خراسان از دوره صفوي تا پهلوي است.وي يادآور شد: اين مجموعه نمادي از حکومتهاي محلي و اوضاع اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي منطقه است.وي خاطرنشان کرد: اسناد موقوفه شاهورديخان با اسناد بزرگ نيا تاجر، خراسان، اسناد حاج حسين آقا ملک و خانواده شجاع، نمونه هاي ديگري از اين اسناد هستند که روايتگر مکاتبات شخصي، تجاري، حقوقي، فرمان ها و احکام سلاطين است.
گفتني است، در اين ميان سازمانها و نهادها هم به اهداي اسناد در اختيار خود به مجموعه اقدام مي کنند که در اين ميان اسناد اهدايي بنياد شهيد انقلاب اسلامي قابل ذکر است.

  


تابستان امسال در بارگاه رضوي برگزار مي شود؛ دين، نشاط، زندگي



با آغاز فصل تابستان و به منظور ارتقاي فرهنگ اسلامي در تربيت خانوادگي سلسله جلسات «دين، نشاط، زندگي» برگزار مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، اداره پاسخگويي به سؤالات ديني و اطلاع رساني سلسله جلساتي را با موضوعات ازدواج، تربيت فرزندان، مهدويت، روابط اجتماعي در آموزه هاي ديني، آسيب شناسي روشهاي تربيتي همه روزه از ساعت 17/30 تا 19/30 بعدازظهر در صحن جمهوري بارگاه منور رضوي برگزار مي کند.گفتني است، سابقه شروع اين جلسات به سال 1382 برمي گردد، در حالي که شروع برنامه هاي تابستان امسال از 30 خرداد تا 30 مرداد خواهد بود.

  


تابلو فرش شجره طيبه در گنجينه موزه ها



تابلو فرش شجره طيبه با طرح محرابي در گنجينه آستان قدس رضوي نگهداري مي شود. برپايه اين خبر، سيده فريده موسوي 63 نام از نامهاي مبارک خداوند را به طرز زيبا و ظريفي در تار و پود نخ ها تنيده است، در حالي که گل آفتابگردان که نماد 14 معصوم است، در ميان برگ درختان گنجانده شده است و دور محراب با سه آيه معروف تبليغ، اکمال دين و تطهير تزئين شده و حاشيه آن مزين به شعر استاد شهريار درباره عدالت علي(ع) است.
گفتني است، در دو طرف طاق محراب دو روايت از امام محمدباقر(ع) بافته شده و در بالاي آن صلوات و سلام خاص حضرت زهرا(س) نقش بسته است.

  


مادرمان گل است!



* جواد نعيمي

شما با دامني پر از مهر به زيارت من مي آييد، عاشقانه سلامم مي دهيد و عارفانه سخن مي گوييد. مرا غريب مي ناميد و از شوق ديدارم سرشاريد! من هم البته زائرانم را دوست مي دارم و به محبان و پيروان خويش عشق مي ورزم.
شما به من سلام مي دهيد و من با احترام فراوان، سبد سبد سلام خويش را به پيشگاه مادرمان زهراي اطهر نثار مي کنم. شايد اين روزها شما براي گفتن شادباش ميلاد خجسته مادرم فاطمه زهرا(س) به حرم من در مشهد بياييد تا عشق و محبت خويش را به خاندان پيامبر ابراز کنيد. ما هم رهروان راه حق را بسيار دوست مي داريم.
من به مادرمان حضرت صديقه طاهره، بشدت علاقه مندم و آن بزرگ بانو را به نيکي مي شناسم. مادر ما، گلي بي نظير در پهنه گيتي است. او يار و غمخوار پدرش بود. بزرگ زني که مي گفت: من از دنياي شما سه چيز را دوست مي دارم: تلاوت قرآن، نگريستن به چهره پيامبر و دستگيري از مستمندان را در راه خدا.
مادر عزيز ما، پاره تن رسول خدا(ص) بود. آن عزيز غريب، خلاصه و عصاره فضيلت ها و کرامتها به شمار مي رود و به گفته پيام آور حق: اگر خداوند علي بن ابي طالب(ع) را نمي آفريد، هيچ شبيه و نظيري در عالم براي فاطمه پيدا نمي شد. مادر گل ما، سري از اسرار الهي است. آيتي از آيات حق است. رمزي از رموز هستي است. نشانه اي از بزرگي و عظمت اسلام است.فاطمه زهرا(س)، مادر ما، بيانگر صداي رساي محمدي و عدالت گستري علي(ع) است. فاطمه يکي از زنان بهشتي و سرور آنان است.
مادر بزرگوارم، يار و ياور پدرم بود و همراه و همگام شوهر. زهراي مرضيه معناي پايداري و استقامت بود و امداد رسان جبهه هاي نبرد حق عليه باطل. بزرگ زني که گوشت و پوست و استخوانش آکنده از ايمان و عشق به خداوند بود. بدان سان که هر زمان در محراب عبادت مي ايستاد، نور وجودش، آسمان و آسمانيان را روشن و متبرک مي ساخت. او گل پيوسته شکوفاي بخشش و مهرورزي و ايثار بود. آن گونه که پيراهن عروسي خويش را به سائل بخشيد.
مادر نيکان و پاکان، زهره زهراي ايمان، نمونه اي بي نظير در تربيت فرزندان و شايستگان بود و زندگي آنان را سرشار از محبت و معنويت و مهر و صفا و وفا کرده بود.
مادر محبوب ما، مظهر عفت و عصمت و حياست. درياي وجودش چندان از گوهرها و صدف ها و مرواريدهاي معنا و کمال سرشار است که هيچ کس جز خدا، پيامبر و امامان را توان و ياراي شناختن و شناساندنش نيست.به راستي کيست که بتواند والايي ها و نيکويي هاي برترين زن جهان و هستي را بازشناسد و بازشناساند.؟جد ما، رسول خدا- که از زبان همه پاکان بر او درودي بي انتها- به دخت گرامي اش مي فرمود: «فاطمه جان! مهر تو جواز بهشت است و قهر تو قعر جهنم به شمار مي رود. مهر تو، مهر خداوند است و قهر تو، قهر خداي سبحان تلقي مي شود! »
مادر ما، زهرا (س)، زاهده اي بود والا که دلي داشت سرشار از اخلاص و پاکي و تقوا. او فداکاري بزرگ بود که هماره ديگران را برخويشتن مقدم مي داشت. با زيردستانش به مهر و عدل و دوستي رفتار مي کرد. عاشق لقاء ا... بود. علم و حلم آن عصاره جان رسول نيز مثال زدني است.
وي مبارزي بزرگ و مجاهدي نستوه در راه احقاق حق بود و پيوسته از حقوق مادي و معنوي شوي خويش دفاع مي کرد.باري، مادر ما، زلال نور است و زمزم سرور. کوثر شور است و شعور. همه خوبي ها پرتوي از حسن اوست. پروانه هاي صداقت و صفا و صميميت پيوسته بر گرد شمع وجودش مي چرخند و آيه هاي ايثار از کتاب شخصيتش مي تراود.
تن پوش مادر، فلق است و فرش زيرپايش سپيده. خورشيد از نگاهش مي تراود. آفتاب برج عصمت است و آيت والاي عظمت. آيينه تمام کمالات است و روشناي زلال ايمان. مظهر اطاعت حق است و شکوه هستي. پاره تن خورشيد است و گل خوش بوي بوستان محمدي. کوثر است و خير کثير.درود بر آن بانوي آفتاب و آب و درود بر آن يگانه ناب! شما هم هر وقت به ديدار من مي آييد، هرگاه به حرم مي شتابيد، هر گاه دل به مهر من مي سپاريد و هر گاه مي گوييد السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا» به ياد مادر مهرباني ها هم باشيد. به راه او هم بينديشيد و همگان از او الگو بگيريد!

  


آن خواب شيرين



*عباسعلي سپاهي يونسي

آخرين بار پنج سال پيش بود که با مادر و پدر پيرو خانواده برادرش به مشهد رفت. روز دوم سفرشان بود که حال مادرش خراب شد. با برادرش مادرش را به درمانگاه کوچکي رساندند. اما بيمارستان آنها را به دکتر متخصص فرستاد و همه چيز از همان جا شروع شد.
دکتر مادرشان را که چهل و پنج بهار و زمستان را از سر گذرانده بود معاينه کرد و آزمايشهايي نوشت تا فردا برسد و آن خبر بد را به او و برادرش بدهد. خبر چيزي نبود که آنها منتظر آن باشند، اما چه مي شد کرد؟ دختر وقتي خبر را شنيد دنيا بر سرش آوار شد، اما سعي کرد مادر روستايي اش چيزي نفهمد. سفر چند روزه يک ماهه شد به روستا رفتند و برگشتند تا پيگير درمان مادرشان باشند و درست سه ماه بعد مادر پرواز کرد و دختر ماند و گريه هايش.
آمده بودند تا امام را زيارت کنند و دو سه روزي ميهمان مشهد باشند و بعد هم برگردند به روستا و دنبال کار و زندگي، اما وقتي برگشتند مادر ديگر لبخند نمي زد. بعد از آن ماجرا دختر ديگر مشهد را دوست نداشت مشهد براي او خاطره بدي شده بود که نمي توانست آن را از ذهنش پاک کند ديگر نمي خواست به مشهد برود، با خوش فکر مي کرد شايد اگر آن سفر پيش نمي آمد حالا باز هم مادرشان در کنار او و پدر و برادرش بود، اما حالا مادرش رفته بود و مشهد براي او خاطره آن روزهاي غمگين شده بود. يک سال بعد برادرش از او خواسته بود تا با آنها به مشهد برود، اما او قبول نکرده بود و اين نرفتن پنج سال طول کشيد. اما او تا کي مي توانست خود را از زيارت امام محروم کند؟
آن شب خواب ديده بود، خواب ديده بود مادرش روبه روي ضريح امام ايستاده است و با امام گفتگو مي کند با همان لهجه روستايي اش، با همان شال گل گلي اش، با همان نگاه مهربانش او هم کنار مادرش بود و دعا مي خواند. ناگهان از خواب پريد براي مادرش فاتحه اي خواند. خروس داشت آمدن صبح را خبر مي داد. بيدار شد و نماز خواند و ديگر نخوابيد. حالا فکر مشهد لحظه اي رهايش نمي کرد، احساس کرد مادرش از اين که او به مشهد نمي رود خوشحال نيست احساس کرد مادرش از او مي خواهد به مشهد برود به زيارت امام و براي او هم زيارت کند، احساس کرد مادرش حالا در مشهد منتظر اوست درست کنار ضريح آقا. آفتاب که روستا را روشن کرد به سمت خانه برادرش راه افتاد دلش هواي مشهد کرده بود...

  


آلبوم يادگاري



نمايي از سنگفرش قديم وايوان شمالي صحن عتيق(انقلاب فعلي)در اواخر دوره قاجار(در آن زمان کل فضاي صحن سنگ مزار درگذشتگان بوده است که به منظور قداست حرم امام رضا(ع) در فضاي داخل صحن دفن مي شده است).
محل نگهداري: مديريت امور اسناد ومطبوعات آستان قدس رضوي.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com