صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
دوربين
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 27خرداد ماه 1388


اعتراف عاملان قتل جوان 25 ساله در دادگاه کيفري



گروه حوادث- مصدق: عاملان جنايتي که در آن چهار جوان سابقه دار يک متهم به قتل را با ضربات چاقو به قتل رسانده بودند در برابر هيأت قضايي جرم خود را پذيرفتند.






يکي از متهمان اصلي پرونده جنايت «اصفهانک» دقايقي پس از شروع دادگاه در پاسخ به اظهارات پدر مقتول که مي گفت در صورت دريافت 500 ميليون تومان وجه نقد رضايت مي دهد، گفت: من پولي نمي دهم. تسليم رأي دادگاه مي شوم و اعتراضي نمي کنم اولياي دم را نيز به روح فرزند مرحومشان قسم مي دهم اگر مي توانند حکم صادره را اجرا کنند.
به گزارش خبرنگار ما؛ شامگاه بيست و چهارم آذرماه سال 85 نزاعي خونين بين چند جوان 25 تا 30 ساله در منطقه «اصفهانک» تهران رخ داد و در جريان آن يکي از آنان به نام «ميثم» بر اثر اصابت ضربات چاقو جان سپرد و «فرشاد» دوست وي بشدت مجروح شد.
ساعاتي بعد و در حالي که تحقيقات پليس و قضايي در خصوص قتل اين جوان 27 ساله که خود متهم به قتل (از نوع شبه عمد) شخص ديگري در سال 84 بود، اما با سپردن وثيقه 100 ميليون توماني از زندان آزاد شده بود «مهدي» يکي از متهمان اصلي پرونده خود را تسليم پليس کرد و پذيرفت به اتفاق «حميد» برادر خود و دو تن از دوستان مشترکشان «ميثم» را به قتل رسانده است.
بدين ترتيب و با دستگيري «حميد»، عليرضا معروف به انگشتي و اسماعيل، آنان تحت بازجويي پليسي و قضايي قرار گرفتند و ضمن اعتراف به جرمشان صحنه قتل را بازسازي کردند.با اين اعترفها پرونده اين چهار جوان که طبق تحقيقات پليسي و جنايي به علت اختلافهاي ميان گروهي و برسر توزيع مواد مخدر مرتکب قتل شدند براي رسيدگي به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد.
صبح ديروز با دستور قاضي نورالدين عزيز محمدي رياست شعبه 71 دادگاه کيفري استان جلسه رسيدگي به متهمان جنايت اصفهانک (جنوب شرق تهران) رسميت يافت.
در ابتداي اين جلسه شادابي نماينده دادستان با قرائت کيفرخواست صادره جرم متهمان را محرز دانست و از هيأت قضايي خواستار مجازات قانوني آنان شد.
در ادامه پدر و مادر مقتول با اعلام شکايت و تقاضاي قصاص براي «مهدي» و برادرش «حميد» رضايتشان را از دو متهم ديگر پرونده اعلام نمودند.
سپس «فرشاد» مصدوم حادثه به شرح ماجرا پرداخت و با اشاره به اينکه اختلاف و درگيري مهدي و ميثم به دو ماه قبل از حادثه برمي گردد، گفت: آنان قبلاً چندين بار با هم درگير شده بودند و در اين نزاعها با چاقو يکديگر را زخمي کرده بودند، تا اينکه آن شب در حالي که من و ميثم و دو نفر ديگر از دوستان مشترکمان با يک دستگاه نيسان وانت از خياباني در اصفهانک عبور مي کرديم «مهدي» که سوار بر موتورسيکلت بود ما را ديد. لحظاتي بعد او با مرحوم درگير شد و با چاقو ضرباتي به پشت «ميثم» زد، در همين حال حميد برادر مهدي و دو تن از دوستانش سر رسيدند. در حالي که حميد روي سينه مرحوم نشسته بود و با دو چاقويي که در دست داشت به صورت، سينه و پاي مقتول مي زد. «مهدي» به سراغ من آمد و با چاقو چند ضربه به پهلو و شکمم زد. اين در حالي بود که دو متهم ديگر پرونده نيز مرحوم را با چاقو مي زدند.
بعد از اظهارات مصدوم حادثه، مهدي متهم به قتل و نزاع دسته جمعي پس از تفهيم اتهام گفت: قبول دارم که دو ضربه چاقو به ميثم زدم.
وي در شرح ماجرا گفت: ما از دوستان قديمي هم بوديم تا اينکه در خيابان عارف او و دوستم با هم جرو بحث کردند. ميثم در آن ماجرا وقتي مرا ديد گفت: «داش مهدي هميشه از ما بالاتر است» که من در جوابش گفتم نه شما همواره از ما بالاتري. به هر حال آن موضوع تمام شد تا اينکه او چند روز بعد به در خانه ما آمد و در جريان درگيري من با چاقو دست او را زخمي کردم. اما اين پايان ماجرا نبود، زيرا يک هفته بعد در خيابان پيروزي ميثم با نيسان به عقب موتورسيکلتم زد و او حتي با گرفتن دنده عقب قصد داشت مرا از بين ببرد که چنين نکرد.
متهم با اشاره به اينکه پس از اين ما بار ديگر با هم درگير شديم که در اين نزاع او با چاقو ضربه اي به صورتم زد، گفت: چون در اين درگيري او به طور ناگهاني به من حمله کرد و صورتم را زخمي نمود خيلي ناراحت بودم تا اينکه شب حادثه او و دوستانش را ديدم، بنابراين با ميثم درگير شدم و دو ضربه به کتف راستش زدم. البته قصد کشتن او را نداشتم و گرنه ضربات را به کتف سمت چپش مي زدم.
«مهدي» ادامه داد: در حالي که با هم درگير بوديم برادر و دوستانم نيز آمدند. در همين لحظه وقتي از ميثم شنيدم که به فرشاد مي گفت اسلحه را از زير داشبورد دربيار به سمت مصدوم حادثه رفتم و او را با چاقو زدم.
اين جوان 30 ساله برخلاف ابتداي جلسه که گفته بود اگر اولياي دم مي توانند قصاصم کنند در آخرين دفاع از خود گفت: قصاص حق مسلم پدر و مادر ميثم است، اما از آنان تقاضاي عفو دارم.
سپس حميد برادر اين جوان 30 ساله به دفاع از خود پرداخت و گفت: ما با هم بزرگ شده بوديم. با هم زندگي مي کرديم من حتي به خاطر ميثم دعوا کردم و بيني ام را از دست دادم، اما سرانجام اين اتفاق افتاد.
وي با اشاره به اينکه ميثم چند بار با برادرم درگير شده بود و حتي صورت او را زخمي کرده بود، گفت: پس از اين ماجرا ديگر نتوانستم تحمل کنم، بنابراين وقتي ديدم که با برادرم درگير است به سراغ او رفتم و با چاقو ضرباتي به او زدم.
متهم به شرکت در قتل در پاسخ به سوال قاضي، دادگاه مبني بر اينکه شهود ادعا کردند که در حالي که روي سينه مرحوم نشسته بودي با دو چاقو به پا و صورت وي مي زدي، در اين خصوص چه مي گويي، اظهار داشت: من فقط يک چاقو داشتم و ضرباتي زدم. البته اگر مي دانستم برادرم او را با چاقو زده است چنين نمي کردم.
پس از اظهارات وي دو متهم ديگر با قبول اتهامهاي خود ماجرا را تشريح کردند.
گفتني است با اخذ آخرين دفاع از متهمان، هيات قضايي مهدي و حميد را به قصاص نفس و عليرضا معروف به علي انگشتي و اسماعيل را از جنبه عمومي جرم به حبس محکوم کردند.

  


سقوط از ساختمان در حال احداث يک کشته و دو مجروح بر جاي گذاشت



گروه حوادث: بر اثر سقوط سه کارگر از اسکلت فلزي يک ساختمان پنج طبقه يک نفر کشته و دو نفر مجروح شدند.






به گزارش خبرنگار ما، حادثه هنگامي رخ داد که سه کارگر مشغول کار روي اسکلت فلزي يک ساختمان پنج طبقه در حال احداث در منطقه الهيه قاسم آباد مشهد بودند که بر اثر رعايت نکردن مسايل ايمني و ريزش آهن هر سه نفر از روي اسکلت فلزي ساختمان به پايين سقوط کردند.
بر پايه اين خبر در جريان اين سانحه يک نفر در صحنه کشته شد و دو کارگر به طور سطحي مجروح شدند.
با اعلام حادثه به ستاد آتش نشاني « 125 » امدادگران آتش نشاني، اورژانس و پليس در صحنه حاضر شدند و پس از بررسيهاي اوليه جسد متوفي از محل خارج گرديد.
* هشدار کارشناسان آتش نشاني
کارشناس آتش نشاني ضمن توصيه شهروندان به رعايت نکات ايمني از کارگران ساختماني خواست با رعايت نکات ايمني زير از بروز حوادث ناگوار جلوگيري کنند.
- هنگام کار در ارتفاع بيش از سه متر که احتمال سقوط افراد وجود دارد از کمربند حفاظتي و طناب نجات براي جلوگيري از سقوط استفاده شود.
- کارگران از ايمني محل اتصال قلاب کمربند و يا ساير تجهيزات خود اطمينان داشته باشند.
- کارگران از کار در ارتفاع ترس نداشته باشند و از لحاظ جسمي و روحي آمادگي لازم را داشته باشند.
- شرايط جوي نظير باد شديد، شرجي، گرم و يا سرد بودن هوا توسط مدير ايمني مورد بررسي قرار گيرد.
- زاويه مناسب نردبان، نور کافي، استفاده از علايم هشدار دهنده و نيز سالم بودن طناب و سيم بکسل دستگاه بالابر رعايت شود.

  


سؤظن، عامل قتل خواهرزاده



گروه حوادث: راز قتل دختر جواني که قرباني سؤظن دايي خود شده بود در جريان تحقيقات کارآگاهان پليس شهرستان خاش فاش شد.






به گزارش خبرنگار ما، بيست و هشتم ارديبهشت ماه امسال زني با مراجعه به مأموران کلانتري 11 شهرستان خاش از ناپديدشدن مرموز دخترش به نام «ساعده» خبر داد.
پس از اين شکايت گروهي از مأموران تحقيقات خود را آغاز کردند تا اينکه هفتم خردادماه کشف جسد دختر جواني در پانزده کيلومتري خاش به پليس اطلاع داده شد.
مأموران پس از حضور در محل و انجام تحقيقات دريافتند حدود دو هفته از زمان قتل مي گذرد و عامل جنايت پس از کشتن قرباني خود در محل ديگري جسدش را به آنجا انتقال داده است.
در ادامه جسد براي تعيين علت اصلي مرگ به پزشکي قانوني منتقل شد و کارآگاهان با بررسي پرونده افراد ناپديد شده متوجه شدند جسد متعلق به «ساعده» است.
کارآگاهان که با جنايتي هولناک روبه رو بودند به تحقيقات در اين ارتباط پرداخته و به دايي مقتول به نام «عوض» مشکوک شده و او را دستگير کردند.
متهم در بازجوييهاي ابتدايي منکر ارتکاب هر گونه جنايتي شد، اما در ادامه لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: به رفتارهاي «ساعده» مشکوک شده بودم و احتمال مي دادم او با مردان غريبه ارتباط دارد، به همين خاطر شب حادثه او را به بهانه رفتن به ميهماني سوار موتورسيکلت کرده و به بيابانهاي اطراف شهر بردم و در آنجا او را با ضربه کاردي از پا در آوردم.
مرد جنايتکار با اعتراف به اين جنايت با قرار بازداشت روانه زندان شد.

  


خماري از من يک جنايتکار ساخت



* فرزانه عمادي
* نام جواد * سن 16 سال - جرم ارتکابي: معاونت در قتل






* حوزه قضايي نظارت بر زندان
جواد پسر 16 ساله در حالي که به شدت اشک مي ريخت، عکس پدرش را از جيبش بيرون آورد و آن را بوسيد و گفت: مواد مخدر وجدان آدم را نابود مي کند.
او که هم اکنون در زندان به سر مي برد، در برابر سؤال خبرنگار ما مبني بر چگونگي وقوع اين حادثه، به شرح ماجرا مي پردازد.
* به چه جرمي دستگير شدي؟
** معاونت در قتل عمد پدرم.
* چرا دست به اين کار زدي؟
** من معتاد بودم و پدرم از دادن پول به من امتناع کرد.
* درباره قتل پدرت توضيح بده؟
** رضا از دوستان هم محلي من بود. او هم معتاد بود، اما خرج مواد خود را در مي آورد. رضا هميشه شاهد بود که پدرم حاضر به دادن پول به من براي تهيه مواد نيست، براي همين مي خواست به من کمک کند.
* رضا قرار بود چه کاري انجام بدهد؟
** او گفت از من 20 هزار تومان مي گيرد و پدرم را ادب مي کند تا هر وقت احتياج به پول داشتم، در اختيارم بگذارد. فقط من بايد پدرم را به محلي که رضا مي گفت، ببرم.
* پدرت را به کجا بردي؟
** به خانه مجردي رضا، به بهانه درست کردن آبگرمکن.
* شغل پدرت چي بود؟
** تعميرات وسايل منزل.
وقتي با پدرم به خانه رضا رفتيم، من توي حياط ماندم و رضا به اتفاق پدرم به آشپزخانه رفت تا آبگرمکن را تعمير کند که بعد از شنيدن سر و صداهاي زياد، پدرم تقاضاي کمک مي کرد. چند دقيقه بعد رضا از خانه خارج شد، در حالي که لباسهايش آغشته به خون بود.
* وقتي سر و صداي پدرت را شنيدي، به او کمک نکردي؟
** نه فکر نمي کردم رضا پدرم را بکشد. او به من گفت اگر پدرم در حين صحبت خواست سر و صدا کند، من دخالت نکنم، براي همين من داخل حياط ماندم.
* در مورد چگونگي قتل پدرت اطلاعي داري؟
** رضا گفت داشتم با پدرت در مورد تو صحبت مي کردم، او چاقوي روي کابينت را برداشت که به من حمله کند من هم او را هل دادم، مي خواست دوباره به من حمله کند که در موقع دفاع از خودم چاقو به پاي پدرت خورد. با چوب دستي ضربه اي به سر پدرت زدم که با اين ضربه پدرم به قتل رسيد.
* تو که پول مواد نداشتي، 20 هزار تومان را از کجا آوردي؟
** رضا قول داد که بعد از ادب پدرم به من جنس مي دهد. از خود رضا پول را قرض گرفتم.
* الان رضا کجاست؟
** متواري است، از او خبري ندارم.
* فکر نمي کني رضا با پدرت خصومتي داشته است؟
** نه، فکر نمي کنم.
* از خانواده ات خبر داري؟
** خواهر و برادرهايم خيلي عصباني هستند و مدام مرا تهديد مي کنند، فقط مادرم به ديدنم آمد، او هم خيلي ناراحت است. مي گويند بايد رضا اعدام شود.
* از کاري که کردي پشيمان نيستي؟
** خيلي، نمي دانم چرا دست به اين کار زدم. پدرم را خيلي دوست داشتم، خماري عقلم را از من گرفت.
* چه صحبتي براي همسن و سالهايت داري؟
** خودشان را آلوده مواد نکنند، چون عقل آدم را از بين مي برد و چيزي جز پشيماني باقي نمي گذارد.

  


کلاهبرداران 1/5 ميلياردي به بن بست رسيدند



اعضاي يک گروه بزرگ کلاهبرداري که عمده فعاليت مجرمانه خود را روي اجاره و رهن خودروهاي مدل بالا به شهروندان متمرکز کرده بودند، در استان آذربايجان غربي شناسايي و دستگير شدند.
به گزارش ايسنا، سرهنگ عظيمي رئيس پليس آگاهي استان آذربايجان غربي با بيان اين خبر درباره شگرد کلاهبرداران و عمليات دستگيري آنها، گفت: دريافت شکايت تعداد زيادي از شهروندان به پليس آگاهي، کارآگاهان اين اداره را در برابر پرونده پيچيده اي با مضمون کلاهبرداري قرار داد.
وي افزود: اظهارات شاکيان حاکي از آن بود که اشخاصي ناشناس و با هويت واهي با تأسيس شرکت کاغذي تحت عنوان شرکت تعاوني گردشگران جوان با کرايه خودروهاي مدل بالا در تهران و تنظيم قرارداد با صاحبان خودروها و در حالي که اندکي از مبلغ قرارداد را به آنها مي پرداختند، خودروها را تحويل گرفته و پس از انتقال به استان آذربايجان غربي و با احداث شرکت تعاوني ذکر شده اقدام به واگذاري خودروها به صورت رهن در قبال دريافت 70 تا 75 درصد قيمت خودرو به شهروندان اروميه و ديگر شهرستانهاي استان مي کردند، ولي ناگهان با واگذاري بيش از 85 دستگاه از خودروهاي مدل بالا به مردم و اخذ مبلغي بيش از 1/5 ميليارد تومان متواري شدند.
رئيس پليس آگاهي استان آذربايجان غربي بيان کرد: با توجه به اظهارات شاکيان درباره حرفه اي بودن افراد و گستردگي اقدامهاي مجرمانه کلاهبرداران اکيپ زبده اي از کارآگاهان پليس آگاهي رسيدگي به پرونده را در دست گرفتند و با بررسيهاي دقيق و استفاده از بانکهاي اطلاعاتي و چهره نگاري از کلاهبرداران سردسته گروه به نام «س- ب» را شناسايي کردند، اما از آنجا که دستگيري اين فرد باعث فرار ديگر افراد باند مي شد و با توجه به اطلاعات به دست آمده مبني بر اينکه اعضاي گروه به صورت متناوب براي طرح ريزي نقشه هاي خود در يک پاتوق از قبل مشخص شده جمع مي شوند، کارآگاهان به صورت شبانه روزي رفت و آمد اين متهم و دو همدست ديگرش را زير نظر گرفته تا اينکه سرانجام در روزي که همه اعضاي گروه در محل قرار گرد آمده بودند، کارآگاهان پليس با برنامه ريزي قبلي و هماهنگي کامل، در يک عمليات ضربتي تمام متهمان را قبل از اين که فرصت گريختن از مخفيگاه را پيدا کنند، به دام انداختند.
وي بيان کرد: متهمان پس از انتقال به پليس آگاهي ضمن اعتراف به جرم خود هدف خود از اين کار را کلاهبرداري از طرفهاي تهراني و همچنين شهروندان اروميه عنوان کردند.

  


حوادث جهان



مرگ 7 معدنچي در اندونزي






پيکرهاي گروهي از کارگران يک معدن در اندونزي که زنده به گور شده بودند پيدا شد.
به گزارش ايسکانيوز، ديروز يک معدن در جزيره سوماتراي اندونزي منفجر شد دست کم هفت معدنچي کشته و 24 نفر ناپديد شدند.
به دنبال اين رخداد دلخراش، کمک رسانان به آنجا رفتند و پيکرهاي قربانيان را از زير خروارها خاک بيرون کشيدند.آواربرداري براي کشف پيکرهاي ساير قربانيان احتمالي ادامه دارد. ادامه خبر حاکي است، هنوز علت اصلي انفجار مرگبار معلوم نيست.

سارق لباس زنان به 9 سال حبس محکوم شد
يک مرد اهل «لوهايو» در آمريکا به اتهام سرقت لباس زنان توسط دادگاه اين ايالت، به 9 سال حبس محکوم شد.
به گزارش ايسنا، سخنگوي پليس منطقه «آليانس» در ايالت «اوهايو» در مصاحبه اي با خبرگزاري آسوشيتدپرس، يادآور شد: اين مرد که براساس دلايل امنيتي نامش فاش نشده است، تاکنون به سرقت 300 دست لباس زنانه در مناطق مختلف ايالت «اوهايو» اعتراف کرده است.
وي افزود: اين جوان 25 ساله در آخرين سرقت خود، توسط يکي از عابران پياده شناسايي و به مأموران پليس تحويل داده شد.
گفته مي شود، مقامهاي دادگاه ايالتي «اوهايو» اين مرد جوان را به اتهام سرقت لباسهاي زنانه به 9 سال حبس و پرداخت جريمه 200 هزار دلاري جريمه کردند.

اخبار ضد و نقيض از کشته شدگان خارجيان در يمن
پليس يمن اعلام کرد، چند نفر از خارجياني که از يک بيمارستان دولتي شمال اين کشور ربوده شده بودند، کشته شدند.
به گزارش ايسکانيوز، اواخر هفته گذشته يک مهندس آلماني که سالهاست براي بيمارستان مرکزي «سعده» يمن کار مي کند به همراه همسر، سه فرزندش، سه زن پرستار آلماني و تبعه کره جنوبي و يک مهندس بريتانيايي در اين ايالت به گروگان گرفته شدند.
پليس «سعده» تصريح کرد: شواهد نشان مي دهد آدم ربايان از اعضاي گروه «زيدي الحوثي» هستند که از سال 2004 به زد و خورد با پليس يمن پرداخته اند. اين گروه اما هر گونه دخالت در گروگانگيري را رد کرد و اتهام گروگانگيري را توطئه اي براي خدشه دار کردن وجهه «حوثي» خواند.اکنون در اينکه شماري از گروگانان کشته شده اند شکي نيست، اما درباره آمار قربانيان اتفاق نظر وجود ندارد. خبرگزاريهاي آلمان و رويترز شمار کشته شدگان را سه نفر اعلام کرده اند، اما خبرگزاري فرانسه از پيدا شدن هفت جنازه خبر مي دهد و آسوشيتدپرس مي نويسد، تمامي 9 گروگان، در يمن سر به نيست شده اند.
گروگانان با سازمان بين المللي Worldwide Services همکاري مي کردند.
پليس يمن مي گويد: هفت نفر از گروگانان کشته شدند و دو نفر از آنها که کودک هستند آزاد شده اند.

موتور هواپيما در آسمان آتش گرفت





موتور يک فروند هواپيماي مسافربري عربستان در آسمان آتش گرفت و وحشت به جان سرنشينان آن افتاد.
به گزارش ايسکانيوز، ديروز موتور سمت چپ هواپيمايي که از «استانبول» ترکيه رهسپار «جده» عربستان بود، به خاطر نقص فني از کار افتاد و آتش گرفت.
به دنبال اين رخداد که وحشت 27 مسافر ترکيه اي را به همراه داشت، خلبان ماهر، هواپيما را فقط با يک موتور به زمين نشاند.آتش سوزي با تلاش مأموران مستقر در فرودگاه مهار شد و گفته مي شود به هيچ کدام از سرنشينان، آسيب جاني نرسيد.گزارش ايسکانيوز مي افزايد، مسافران با يک هواپيماي ديگر به مقصد رسيدند.

  


عامل نزاع منجر به قتل به اعدام محکوم شد



گروه حوادث- زنجاني: مرد 44 ساله اي که در جريان درگيري مرد 36 ساله اي را به ضرب چاقو به قتل رسانده بود به قصاص نفس(اعدام) محکوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، آذر ماه سال 85 در جريان نزاعي در محدوده ميدان بار نوغان مشهد، دو مرد 44 ساله و 36 ساله با يکديگر درگير شدند که در جريان اين نزاع مرد 44 ساله با ضربه چاقو طرف مقابل را از ناحيه سينه مجروح و به قتل رساند.
در پي وقوع اين حادثه متهم دستگير و در بازجويي اوليه در حضور بازپرس ويژه قتل عمد به جرم خود اعتراف کرد.
پرونده اين ماجرا براي رسيدگي به شعبه پنجم دادگاه کيفري خراسان رضوي ارجاع شد و متهم در حضور پنج قاضي با تجربه دادگاه بار ديگر جرم خود را به گردن گرفت و گفت: با مقتول از مدتها قبل اختلاف داشتم و روز حادثه او را با چاقوي آشپزخانه مجروح و به قتل رساندم.
گزارش خبرنگار ما حاکي است، در پي چندين جلسه رسيدگي به اين پرونده دادگاه با توجه به اعتراف متهم و محتويات پرونده وي را به قصاص نفس(اعدام) محکوم کرد.

  


قتل داماد به دست پدر زن



گروه حوادث- ماني قرباني: مرد جنايتکار که دامادش را با ضربه کارد از پا در آورده بود از سوي مردم در محل جنايت دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما، ساعت 9 شب دوشنبه وقوع درگيري مرگباري در جاده ملارد به مأموران پليس اطلاع داده شد. دقايقي بعد گروهي از کارآگاهان جنايي همراه يوسف رضايي بازپرس ويژه قتل کرج در محل جنايت حاضر شدند.در بررسيهاي اوليه مشخص شد مقتول مرد 21 ساله اي به نام «امير» است که با ضربه کارد پدرزنش از پا در آمده است.
عامل جنايت پس از کشتن داماد خود قصد داشت از محل بگريزد که از سوي اهالي دستگير شده بود.
بازپرس ويژه قتل در ادامه به تحقيق از قاتل 51 ساله پرداخت که او درباره انگيزه اش از جنايت گفت: «امير» چندي قبل به خواستگاري دخترم آمد و آنها به عقد همديگر در آمدند و قرار بود خيلي زود با همديگر عروسي کنند، اما دامادم هر بار به بهانه اي مراسم را به آينده موکول مي کرد.
روز حادثه از کرمانشاه به کرج آمدم تا تکليف دخترم را مشخص کنم که «امير» ادعا کرد ديگر علاقه اي به ازدواج با دخترم ندارد. با شنيدن اين جمله عصباني شدم و با کاردي که همراه داشتم او را کشتم.
متهم پس از بازجويي براي تحقيقات بيشتر در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي استان تهران قرار گرفت.

  


نجات معجزه آساي 3 پيکان سوار



يک دستگاه خودرو سواري با سرعت سرسام آور در جنوب کشور به محوطه گودبرداري شده افتاد اما سرنشينان، معجزه آسا زنده ماندند.به گزارش ايسکانيوز، روز گذشته يک دستگاه پيکان که با سرعت غير مجاز در ميدان «صادقيه» بندرعباس در حرکت بود ناگهان از مسير اصلي منحرف شد و با يک دستگاه پرايد برخورد کرد که بر اثر آن پيکان به پرواز درآمد و به محوطه گودبرداري شده يک ساختمان افتاد، اما خوشبختانه هر سه سرنشين آن، معجزه آسا جان به در بردند.
اين خبر حاکي است، سامانه سوخت اين خودرو به صورت غيراستاندارد به گاز LPG ارتقا يافته بود و هر لحظه بيم انفجار مي رفت که با تلاش گروه عمليات ايستگاه شماره 3 آتش نشاني، رفع خطر شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com