صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-24
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 3تیر ماه 1388

[ هنري ]
 * بررسي جايگاه جهاني«مولانا» در گفتگو با دکتر کاظم محمدي، پژوهشگر و استاد فلسفه و عرفان؛
شناخت غرب از مولانا سطحي است
 * چند نگاه رسانه اي به مستند سينمايي «مردي روي سيم»؛ يک مستند چهار ستاره اي
 * و در اين نزديکي...
 * مهلت شرکت در دوسالانه نقاشي جهان اسلام تمديد شد
 * پرونده احمد رضا احمدي براي ارسال به جايزه جهاني اندرسن 2010 تهيه شد
 * عمل به وصيت فيلمساز فقيد ؛ خانه و يادگاريهاي شخصي «برگمان» حراج مي شود
 * رمان «وصيت» جان گريشام سرانجام به سينما مي رود
 * انيميشن «تنهايي» به چهار جشنواره جهاني مي رود

بررسي جايگاه جهاني«مولانا» در گفتگو با دکتر کاظم محمدي، پژوهشگر و استاد فلسفه و عرفان؛
شناخت غرب از مولانا سطحي است



*مليحه پژمان

براي شروع...
چندي پيش به تاريخ قمري، سالگرد وفات مولانا جلال الدين محمد بلخي بود. بي گمان از گوشه و کنار با اين شاعر و عارف نامدار





ايراني آشنايي داريد. جالب است بگويم که براي موضوع ديگري پيگير گفتگو بودم که به طور اتفاقي با مرکز انتشاراتي فرهنگي «نجم کبري» آشنا شدم. اين مرکز سالهاست به صورت مستقل همايشهايي را در جهت معرفي شخصيتهايي ارزشمند و مفاخر ملي کشورمان برگزار مي کند و يکي از اين همايشها، برگزاري برنامه هاي تخصصي در جهت مولوي شناسي است.
دکتر«کاظم محمدي» پژوهشگر و دنبال کننده ثابت اين همايشها در ايران و برخي از کشوهاي خارجي است. او کارنامه تأليفي- پژوهشي جالبي دارد. نزديک به 70 کتاب را به رشته تحرير درآورده است که در بسياري از اين کتابها به جنبه هاي مختلف فکري و شخصيتي مولانا پرداخته است که از جمله اين کتابها مي توان به فهم زبان مولانا، مولانا و شعر، مولانا و شنيدن، حسام الدين خالق مثنوي، مولانا و دفاع از عقل، مولانا و ترجمه آيات قرآن، گزيده مثنوي مولانا، مصحف خاموشان و .... اشاره کرد.
اما از جمله ديگر آثار اين مولوي پژوه مي توان به آثاري درباره محمد غزالي، شبلي، ابن عربي، بايزيد بسطامي، ابوسعيد ابوالخير، سهروردي شيخ اشراق، مکتب عرفاني تبريز، گلشن راز، سيماي اهل تقوي و ... اشاره کرد که شخصيتهاي ادبي- عرفاني ديگر را نيز مورد بررسي قرار داده است. به همين بهانه گفتگويي داشته ايم با دکتر محمدي تا شخصيت ارزشمند و خالق دو شاهکار بزرگ ادبي يعني، مثنوي معنوي و ديوان کبير، مولانا جلال الدين محمد بلخي را از منظر ديگري مورد واکاوي قرار دهيم.
*آقاي دکتر! براي مردم ما حتماً جالب است که بدانند چرا و چگونه در قرن بيست و يکم و در زمانه غلبه سرعت و فناوري، شاعري مثل «مولانا» مورد توجه مردم جهان قرار مي گيرد. تصور مي کنيد چه ابعاد و شاخصه هايي در شعر مولانا موجب اين توجه جهاني شده است؟
**ببينيد، مولانا يک شخصيت استثنايي است و اين مسأله بيشتر به اين دليل است که او فرا زمان ديده، فرا زمان فکر کرده و فرا مکان بوده است. مولانا شايد هزارها سال جلوتر از خودش را ديده است. يعني هر چيزي که امروزه ما در فناوري، علم و پيشرفتهاي بشر مي بينيم، موردي نيست که مولانا به آن اشاره نکرده باشد. شايد بزرگترين کار بشر امروز شناختن اتم و شکافتن آن باشد که ما در جاي جاي مثنوي و ديوان کبير، شواهد زيادي را مي بينيم که در اين مورد صحبت شده است. مولانا يک شخصيت جامع الاطراف است که هر کس با هر رويکردي به نوعي حرفهاي خودش را به شکل کامل يا دست کم در حد عالي در آثار مولانا پيدا مي کند. او يک فيلسوف، روان شناس، اديب و عارف است. يعني چيزي نيست که در ذهن انسان بگنجد و شمه اي از آن در آثار مولانا نباشد. به همين دليل است که در قرن بيست و يکم هنوز هم مولانا حرف براي گفتن دارد و بايد بگويم زماني خالي از مولانا نخواهد بود.
*آقاي دکتر، در سالهاي اخير در مورد مولانا بيشتر مي شنويم. بويژه برگزاري همايشهايي در کشورهاي خارجي. اين حرکت جهاني براي شناخت و بزرگداشت شخصيت مولانا، از کجا شروع شد و شکل گرفت؟
**مولانا تفکر خاصي دارد و به تعبير من خودش را با يک واژه ساحرانه«بشنو» آغاز کرده؛ همه انسانها هم با شنيدن، تعريف مي شوند و خواهي نخواهي هر که هر جا باشد. مخاطب مولاناست. اين مسأله هم به هوشمندي اين شاعر نامدار برمي گردد. بنابراين دور نيست که از هر جاي دنيا، گروهي به هواي شنيدن افکار و انديشه هاي مولانا و حتي به اشتياق آراء او دور هم جمع شوند. به همين دليل تا آنجا که من مي دانم، کم و بيش از سه قرن پيش به اين طرف، در اروپا، فرانسه، آلمان، انگلستان و آمريکا، کارهايي براي گسترش و ترجمه آثار مولانا صورت گرفته و بخشهايي از ديوان کبير، غزليات و بخشهايي از مثنوي ترجمه شده است. مشهورترين آنها«نيکلسون» است که مثنوي را به طور کامل ترجمه کرده و امروزه هم اين ترجمه به عنوان يک مأخذ مورد توجه است.
سال 2007 هم از طريق سازمان يونسکو، سال مولانا اعلام شد و در همين راستا در اقصي نقاط جهان، براي مولانا بزرگداشت گرفتند. ايران هم سال 1386 را سال مولانا نامگذاري کرد و همايشهايي هم در شهرهاي مختلف برگزار شد. نکته جالب اينکه در سال 1998 مثنوي مولانا به عنوان پرفروش ترين کتاب در تمامي قاره آمريکا مطرح شد و در حقيقت اين موارد استقبال جهاني از مولانا را نشان مي دهد، که هم بايد آن را به فال نيک گرفت و هم احساس خطر کرد.
احساس خطر از اين بابت که وقتي موضوعي انتشار پيدا مي کند، ممکن است دچار مشکل عوام زدگي شود. يعني آنها که مولانا را نمي شناسند و از او تأثيري نگرفته اند، براي اينکه از بازار داغ موجود عقب نمانند و سري در سرها بلند کنند، به گونه اي خودشان را به مولانا منتسب مي کنند. اين در حالي است که حتي مثنوي را شايد نتوانند از رو بخوانند!
*و در کشور ما چطور؟ آيا با توجه به اينکه مولانا يک شاعر ايراني است، ما در عرصه جهاني و در جهت شناخت مولانا کارهاي قابل توجهي انجام داده ايم؟
**شايد طرح اين مسأله خوشايند نباشد، ولي بايد بگويم کشور ما«دقيقه نودي» است. يعني زماني که ديگران حرکت مي کنند و مي خواهند شخصيتها و مفاخر ما را مال خود کنند، پس از يکسري انتقادها، فشارها و نقدهاي تند، تازه برخي از آقايان از خواب بيدار مي شوند! در مورد مولانا هم متأسفانه اين اتفاق افتاده است. يعني در بين کشورهايي که در مورد اين شخصيت اقدام کرده اند. نه تنها جلو نيستيم بلکه شايد از آخرين ها باشيم که به استقبال مولانا بلند شده ايم! آن هم به اين دليل که دولت ترکيه تلاش زيادي براي اثبات و استدلال اين مسأله داشته که مولانا فارس نيست، بلکه ترک است! من گفتگوهاي متعددي در صدا و سيما داشته ام که در اين زمينه اقدام عاجلي از طرف مسؤولان صورت بگيرد و پيرو اين برنامه ها هم تا حدودي حرکتهايي صورت گرفت. حتي تعدادي از نمايندگان مجلس، مسؤولان فرهنگي کشور را بازخواست کرده اند که چرا تاکنون اقدامي صورت نگرفته است. همايشهايي هم که از سوي وزارت ارشاد، دانشگاه ها و انجمن حکمت و فلسفه صورت گرفت پيامد اين مسأله بود.
*شما اشاره کرديد به اين مسأله که کشور ترکيه تلاش مي کند مولانا را از خودش بداند. چندي پيش دولت ترکيه در يک اقدام ابتکاري تعداد زيادي از چاپهاي نفيس آثار مولانا را براي شخصيتهاي فرهنگي جهان و حتي پارلمانهاي ساير کشورها فرستاد. چنين اقدامهايي چه تأثيري در شناساندن شخصيتهاي بزرگ ادبي به جهان دارد.
**ببينيد، وقتي بحث يک انديشمند و ارائه انديشه هاي او مطرح است بايد کار علمي صورت بگيرد و هزينه شود. دولت ترکيه هم براي جذب جهانگرد، امروزه تنها چيزي که در دست دارد، مولاناست و از طريق اين شخصيت برجسته به خواسته هاي مالي اش مي رسد. حالا از طراحي جاسويچي بگيريد تا خودکار و انواع وسايل تزييني با عکس مولانا، مزار مولانا و اشعار اين شاعر تا بگويد که مولانا از ماست و جذب جهانگرد کند. حال آنکه در کشور ما اين اتفاق نمي افتد و سرمايه گذاري صورت نمي گيرد.
من تعارف ندارم و بايد بگويم که حتي با وزارت فرهنگ و ارشاد هم هماهنگي شده تا هزينه اي را صرف اين مقوله کنند، ولي متأسفانه تاکنون حرکتي انجام نشده است! به عقيده من براي بزرگداشت مولانا، تا وقتي که بخواهيم از فرهنگسراها استفاده کنيم، جنبه کاسب کارانه آن مطرح است و اول مي گويند اين سالن فلان قدر هزينه دارد و تا زماني که هيچ نهاد رسمي در کشور به اين مسأله نپردازد، نه تنها مولانا که ساير شخصيتهاي ادبي و فرهنگي هم مهجور مي مانند شخصيتهايي مثل بايزيد بسطامي، شيخ ابوالحسن خرقاني، شيخ احمد غزالي و ... که در ايران مدفون هستند و از آنها هرگز يادي نمي شود. اين جنجالي هم که سر مولانا شده است و ايراني ها وارد اين معرکه شده اند، به خاطر خارجي هاست نه مولانا! و اين مسأله باعث تأسف بسيار است.
*آيا کشورهايي که درباره برخي از چهره هاي فراملي مثل مولانا داراي منافع و ادعاهاي مشترک هستند، نمي توانند با نزديک تر شدن به هم و تشکيل کار گروه هاي مشترک فعاليتهاي جدي تري در اين زمينه انجام دهند؟
**ببينيد، افرادي مثل مولانا، درست است ايراني هستند، ولي جنبه فراملي پيدا مي کنند. من در همه جا اعلام کرده ام که مولانا ايراني است و دليل آن هم آثار اوست که به زبان فارسي ارائه شده است. مولانا و تمامي افرادي که داراي انديشه هاي گسترده انساني و الهي هستند، به ادراک هر کسي که برسد متعلق به اوست. حالا ديگر ايران و خارج ندارد. افرادي مثل مولانا مي توانند ايران را به همه جهان و همه جهان را به ايران ضميمه کنند. در همين راستا مي شود يک تعامل مشترک در بين اين کشورها ايجاد کرد تا جهانيان مولانا و ساير شخصيتهاي مطرح جهاني را درست بشناسند.
*به نظر شما نوع و زاويه نگاه مردم در کشورهايي مثل آمريکا به آثار مولوي چيست و تصور مي کنيد آنها با چه برداشت و ديدي به سراغ آثار مولانا رفته اند؟ برخي عقيده دارند آنها به اشتباه جذب ابعاد ظاهري و نمادين اشعار مولانا شده اند؟
**به نکته خوبي اشاره کرديد. چون دقيقاً در بيشتر کشورها همين عقيده مطرح است. دقت لازم و تأمل جديد در آثار مولانا در غرب وجود ندارد و بيشتر نگاه سطحي در اين زمينه ديده مي شود. توجه غربي ها به سماع مولانا و واژگان عاشقانه اش معطوف است. تصور مي کنند عشق، همين چيزي است که بين دختر و پسرها شايع است و اين در حالي است که مولانا در حقيقت عشق قايل به اين مسأله است که:
هر چه جز عشق خداي احسن است
گر شکرخواري است، آن جان کندن است
مولانا عشق را سزاوار ذات خداوند مي داند و در گستره زمين فقط و فقط در پيامبر. بقيه، کساني هستند که سلسله مراتبي از عشق را ادراک مي کنند که تعيين و تشخيص اين مسأله هم دشوار است.
*و مولانا با توجه به اينکه«مثنوي معنوي» را سرشار از عبارات و اشارات قرآني سروده است، چه جايگاهي در ميان اعراب دارد؟
**کشورهاي عربي در مورد مولانا چندان کار نکرده اند. حالا چند و چون آن را نمي دانم اما تا حدي که غربي ها به اين شخصيت گرايش دارند، اعراب اين تحرک را ندارند. شايد مهم ترين دليل اين مسأله به اين برمي گردد که عرب ها به خاطر حس ناسيوناليستي، هيچ وقت با عجم ها يا ايراني ها کنار نيامده اند. هر چند بدشان نمي آيد آنها هم از اين اوضاع بي نصيب نباشند و گاهي دست روي شخصيت هايي مثل ابن سينا و فارابي مي گذارند و مي گويند آنها عرب هستند!
و البته سندي هم در اين زمينه ندارند. اما دو گروه دنبال قضيه مولانا هستند، ترک ها و افغاني ها و اعراب نمي توانند رقيب سوم باشند! ترکها هم سندي مبني بر تعلق مولانا به خودشان ندارند و فقط به مزار او در قونيه دلخوشند!
*آقاي دکتر! حالا که به رغم کوتاهي هاي ما، مولانا با جاذبه شخصيتي اش در حال جهاني شدن است، آيا لازم نيست با توجه به مزيتي که برايمان به وجود آورده فصل تازه اي را در معرفي شخصيت هاي ديگر ادبي و فرهنگي کشورمان در عرصه جهاني آغاز کنيم؟
**بله! ما هم بايد به اين مسائل توجه کنيم، ولي اعتقاد من اين است که وقتي مسأله اي شيوع عام پيدا مي کند، از يک جنبه خوب است و از وجه ديگر خطرناک. عوام زدگي مهم ترين خطر در اين زمينه است. يعني کساني از اين قضيه استقبال مي کنند که فهمي از آن ندارند. مولانا، فقيه، فيلسوف، عارف، اديب و شاعر است. پس بايد هيأتي از انديشمندان صاحبنظر جمع شوند و زواياي زندگي اش را تحليل کنند. برخي حتي در همين قرن بيست و يکم، مولانا را به عنوان يک منحرف ديني مي شناسند!
*آقاي دکتر، آيا اطلاعاتي هم از کرسي هاي علمي مولوي شناسي در دانشگاه هاي معتبر جهان داريد؟
**تا آنجا که من اطلاع دارم، در خيلي از کشورها تحقيقات وسيعي درباره مولانا انجام مي شود و دانشکده اي با عنوان شرق شناسي دارند و در اين دانشکده ها واحدي به عنوان مولوي شناسي و مولوي پژوهي ارائه شده است. در فرانسه، انگلستان، آلمان، آمريکا و اين طرف هم ترکيه که رشته عرفان و تصوف را هم تدريس مي کند. البته در ساير کشورهاي آسيايي هم اين پديده دنبال مي شود.
*و با اين اوصاف، وظيفه دولت و نهادهاي آکادميک ما براي شناساندن شخصيت و جايگاه حقيقي مولانا به جهانيان چطور تعريف مي شود؟
**کشور ما در اين مسأله مهم وظيفه سنگيني را بر عهده دارد. ما خيلي از شخصيتهاي بزرگ را در ايران داريم که هر کدام به دنيايي مي ارزند، ولي مشکل اصلي اين است که ناشناخته مانده اند. در کنار اين مسأله مراکز آکادميک و دانشگاه هاي ما هم شناخت درستي از اين افراد ندارند. نخست بايد همايشهاي داخلي تخصصي داشته باشيم و آرا و انديشه هاي اين بزرگان را درک کنيم. در اين صورت است که مي توانيم پيام مولانا و ساير شخصيتهاي بزرگ را به دنيا عرضه کنيم. متأسفانه بسياري از استادان دانشگاه، امروزه مدعي مولوي شناسي هستند، در حالي که افکار و انديشه هاي مولانا را به خوبي نمي شناسند. مولانا يک شخصيت چند وجهي است، حال آنکه اين قضيه بسيار مغفول مانده است. من بارها گفته ام مولوي، مثنوي را در دوران پختگي اش سروده يعني 14 سال آخر عمرش که اوج افکار و انديشه هاي او را در فقه، شريعت، حديث، قرآن، ترجمه، تفسير و ... در اين اثر مي بينيم.
*و سخن پاياني...
**مولانا را شايد با اين عنوان بايد يک بار ديگر مورد بررسي قرار داد و او را از نو شناخت. مولانا شخصيتي جامع است و اگر افرادي مثل او درست به نسل جوان معرفي شوند، بچه ها هرگز به سمت دانشمندان و فيلسوفان غربي گرايش پيدا نمي کنند. اميدوارم اشتياق به شناختن شخصيتها و مفاخر ملي در ميان همه ما روز به روز گسترش پيدا کند.

  


چند نگاه رسانه اي به مستند سينمايي «مردي روي سيم»؛ يک مستند چهار ستاره اي



* کميل سهيلي
«مردي روي سيم» چيزي داشت که آن را برايم سخت و دشوار مي کرد. کار فيليپ غيرقانوني بود، اما از طرفي از ديد عموم کار بسيار



ارزشمندي بود و من نيز آن را از اين نظر دوست داشتم. ترکيب خوبي داشت. گروه اين هنرمندان عجيب در نيويورک طرح چنين چيزي را ريخته بودند که کاملاً غيرقانوني بود و البته کاري که مي خواستند بکنند، واقعاً زيبا و هنرمندانه هم بود.
و اين ترکيب انگيزه اي شد تا «جيمز مارش» دست به ساخت مستند سينمايي اي بزند که يکي از بهترين فيلمهاي سال، شناخته شده است و يکي از ارزشمندترين مستندهايي است که تاکنون ديده شده است.
فيلم همانطور که اشاره شد به زندگي مردي مي پردازد که مي خواهد فاصله بين دو برج تجارت جهاني را از روي يک سيم طي کند. فيلم به حواشي قبل از اين اقدام مي پردازد که چطور فيليپ و همکارانش فضا را براي انجام چنين عملياتي آماده مي کنند، چطور از سد پليسها و موانع مختلفي که سر راهشان قرار دارد، مي گذرند، خود را به بالاي برج رسانده و آنگاه سيمي را بين دو برج محکم مي کنند و در نهايت عمليات 45 دقيقه اي پاياني که تحقق روياي فيليپ جوان است...
از جمله حواشي اين فيلم، اکران انيميشن کوتاهي در رابطه با همين اتفاق به صورت همزمان با اين فيلم است. ايده اصلي براي ساخت و اکران چنين انيميشني ترغيب خانواده ها به تماشاي فيلم مستند در سينماها ذکر شده است. اين مسأله خود نشان از اهميتي دارد که سينماي امروز به تغيير و ارتقاي سليقه مخاطبان مي دهد. چندي پيش نيز در همين ستون در مورد مستند تحسين شده «زمين» نوشتيم که آن نيز با تمهيدات مختلف سعي در کشاندن مردم به سالنهاي سينما داشت. عليرغم اينکه اين دست فيلمها همچنان آنطور که بايد و شايد بين مردم جا نيفتاده است و فروش آنها نسبت به فيلمهاي کم ارزش همچنان بسيار پايين تر است، با اين حال گويا اين حرکت قرار است ادامه پيدا کند.
«مردي روي سيم» با واکنش بسيار خوب منتقدان مواجه شد و ضمن اينکه موفق به کسب جوايز باارزش مختلفي شد، از رسانه ها نيز امتياز بسيار خوبي گرفت که در اينجا به چند مورد از آنها اشاره مي کنيم:
***
* گاردين : فکر مي کنم بهترين شکار تصويري فيلم، صحنه اي است که از گوشه طناب بسته شده، گرفته اند. پتي روي طناب خوابيده و يک هواپيماي مسافربري از روي سرش عبور مي کند. خيلي تصادفي اين دو اتفاق در کنار هم قرار گرفته اند، اتفاقي کمال گرا و حادثه اي سهمگين به طرز عجيبي ترکيب شده اند.
* نقد فيلم : اين فيلم ترکيبي است يکپارچه از عکسها و فيلمهاي آرشيوي و همين طور سبکهاي کلاسيک و جديد.
* وال استريت ژورنال : مستندي فوق العاده.
* پيونير پرس : يک مستند چهار ستاره اي.
* بوستون گلاب : چيزي که در ابتدا شاد به نظر مي آيد، در ادامه حالت شعر گونه اي به خود مي گيرد و در انتها به يک دعا تبديل مي شود.
* سي ان ان : يک فيلم باشکوه که مانند يک اثر حادثه اي، هيجان انگيز است.
* سايت سالون : فيلمي لذت بخش و يک مستند برتر.
* هاليوود ريپورتر : دستاوردي در سينماي مستند.
* لس آنجلس تايمز : مي گويند آنچه را مي بينيد باور مي کنيد، اما مردي روي سيم شما را به اطلاعاتي که چشمانتان به شما مي دهند، مشکوک مي کند. واقعاً اين اتفاق مي افتد و شما با تحير به تصاوير خيره خواهيد شد.
* سينماتيکال : يک جور زيبايي فراطبيعي در اين تصاوير وجود دارد، تصاويري که بيشتر آنها از عکسهاي آرشيو شده بسيار زيبا و فيلمهايي که در آن زمان توسط همکاران پتي از او تصويربرداري شده اند، گرفته شده است. در بطن همه اين تصاوير گاهي انعکاسهاي دراماتيک و به نوعي شرم يا حتي پشيماني ديده مي شود، مثل آنکه به تمام جريانات و فضاها، روحي مذهبي تزريق کرده اند، طوري که وقتي فيلم را مي بينيم حس مي کنيم در حال دنبال کردن داستان مردي هستيم که مي خواهد کاري فرا زميني انجام دهد.

  


و در اين نزديکي...



اشتياق
* حافظ ايماني
به لطف وصل تو از فصل خويش مهجورم
شبي خمارم و هفتاد سال مخمورم
نه بايزيد، نه شبلي، نه بوالحسن، نه جنيد
در اين نبرد، نه مغلوبم و نه منصورم
گهي معبر گل بوسه هاي کشميرم
گهي مکبر گلدسته هاي لاهورم
جهاز حجله ابرم، عروس بستر صبر
سوار مرکب شطح مرکب و نورم
در آستين تماشاپرستي ام رازي است
که استجابت آتش سرايي طورم






تو سحر آينه گرداني هزار بتي !
در اختيار پرستيدن تو مجبورم
چهار زخمهً چگور از سه تار موي توأم
دو دفعه دف بزن از اشتياق تنبورم
تو بي ملاحظه مستي، خداي را دستي!
که من نشانه آيات سرخ انگورم
شرنگ نام مرا با شراب مي شويند
اگر شبي بپرد مستي از سر گورم!
***

هيچکس
* محمد حسين نعمتي
چادر شب را سرت کن همسفر تا هيچکس
روي ماهت را نبيند آخر اينجا هيچکس...
مثل رودي راه افتاديم و نجوا مي کنيم
زير لب: ما عاشقيم و غير دريا هيچکس...
آسمانها را به دنبال تو مي گشتيم عشق
در زمين پيدا شدي... جايي که حتي هيچ کس...
زندگي کشف است ورنه سيبهايي سرخ تر
سالها از شاخه مي افتاد اما هيچکس...
کوله بارت را مهيا کن که فصل رفتن است
مرگ شوخي نيست مي داني که او با هيچکس...
****
دو بيتي هاي هجران
* حيدرمنصوري
آسمان از ابر چشمان تو باران را نوشت
آدم(ع) آمد صفحه صفحه نام انسان را نوشت
آدم(ع) آمد هشت وادي دور چشمت چرخ زد
رو به گنبد کرد و آن حال پريشان را نوشت
نوح(ع) در کشتي ميان موج هاي خشمگين
گوشه دستار خود نام خراسان را نوشت
کاسه اي از آب سقاخانه با خود داشتي
تا که ابراهيم(ع) در آتش گلستان را نوشت
حسن رويت ماه را در چاه پنهان کرده است
يوسف(ع) گمگشته حسب الحال کنعان را نوشت
گفت جبريل امين از هشتمين نور خدا
تا محمد(ص) با علي(ع) آيات قرآن را نوشت
شاعر از سمت جنوبي خسته با نذر و نياز
آمد و شرح دو بيتي هاي هجران را نوشت
****
به عشق تو
* حسين شيردل
مي خواستم براي تو بيچاره تر شوم
آجر برات پرت کنم کارگر شوم
يا لااقل به عشق تو در چاي هاي تلخ
يک حبه قند يا نه دو قاشق شکر شوم
اي کاش پا به روي سرم مي گذاشتي
مصداق عاشقانه قرآن به سر شوم
اما هنوز گريه من در نيامده
... حتي کلاغ باشم و اين بار پر شوم
خير تو که به من نرسيده است لااقل
اين بار من براي تو يک ذره شر شوم

  


مهلت شرکت در دوسالانه نقاشي جهان اسلام تمديد شد



گروه هنر- دبيرخانه پنجمين دوسالانه بين المللي نقاشي معاصر جهان اسلام مهلت ارسال آثار متقاضيان شرکت در دوسالانه را تا دهم تيرماه تمديد کرد.
روابط عمومي اين دوسالانه اعلام کرد براي شرکت کليه متقاضيان و هنرمندان در اين دوسالانه مهلت ارسال آثار تا دهم تيرماه تمديد شده و علاقمندان مي توانند حداکثر پنج اثر خود را بدون هيچگونه محدوديت موضوعي به اين دبيرخانه ارسال کنند.
تاکنون 38 کشور حضور و مشارکت خود را در پنجمين دوسالانه نقاشي جهان اسلام قطعي کرده اند تا گسترده ترين عرصه هم انديشي نقاشان مسلمان سراسر دنيا در آذرماه 88 شکل بگيرد.
چهارمين دوسالانه نقاشي معاصر جهان اسلام پائيز 85 با حضور 35 کشور و نقاشان ايراني از سوي فرهنگستان هنر و مؤسسه فرهنگي هنري صبا برگزار شد.

  


پرونده احمد رضا احمدي براي ارسال به جايزه جهاني اندرسن 2010 تهيه شد



دبير شوراي کتاب کودک از آماده شدن پرونده نهايي احمد رضا احمدي شاعر و نويسنده و کانديداي ايراني جايزه هانس کريستين



اندرسن در سال 2010 و ارسال آن به اين جايزه جهاني در آينده نزديک خبر داد.
نوش آفرين انصاري دبير شوراي کتاب کودک در گفتگو با مهر با يادآوري معرفي احمد رضا احمدي به عنوان کانديداي ايراني جايزه هانس کريستين اندرسن سال 2010 به اقدامات اين شورا براي معرفي آثار اشاره کرد و گفت: در حال حاضر سرگرم بستن پرونده نهايي اين نويسنده عرصه کودک و نوجوان و ارسال آن به جايزه اندرسن هستيم.
وي افزود: براي اين کار بايد تعداد زيادي از آثار داستاني که وي براي کودکان و نوجوان نوشته است به زبان انگليسي ترجمه شود.
انصاري اضافه کرد: اين شاعر و نويسنده مجموعاً 32 اثر براي کودکان و نوجوانان نوشته است که طبق دستور العمل بين المللي جايزه هانس کريستين اندرسن ما حداکثر مي توانيم 10 اثر از اين نويسنده و يا 5 اثر ويژه او را به جايزه معرفي کنيم که اين کار انجام شده و به زودي پرونده نهايي اين نويسنده به جايزه اندرسن ارسال مي شود.

  


عمل به وصيت فيلمساز فقيد ؛ خانه و يادگاريهاي شخصي «برگمان» حراج مي شود



منزل مسکوني اينگمار برگمان در جزيره فارو و برخي اشياي شخصي فيلمساز فقيد سوئدي از جمله يک فلوت جادويي بر طبق آخرين وصيت او حراج مي شود.
به گزارش مهر، پايگاه اطلاع رساني سينماي اروپا اعلام کرد برگمان که 30 ژوئيه 2007 در 89 سالگي در جزيره فارو از دنيا رفت در بخشي از وصيتنامه خود نوشته است: اين ] حراج خانه و وسايل شخصي [ خواسته من است و هيچ بحث يا پريشاني عاطفي نبايد مانع تحقق و انجام آن شود.
حراجي کريستي خانه فيلمساز شهير سوئدي - که 9 بار نامزد جايزه اسکار شد - را از 18 مه به حراج گذاشته و خريداران مي توانند تا 20 اوت پيشنهادهاي خود را براي خريدن اين خانه چهار ميليون يورويي ارائه دهند. حراجي بوکووسکي هم از 28 سپتامبر در استکهلم سوئد به وسايل شخصي برگمان چوب حراج مي زند.

  


رمان «وصيت» جان گريشام سرانجام به سينما مي رود



رمان پرفروش و معروف «وصيت» نوشته جان گريشام به پرده ي سينماهاي جهان مي رود.
به گزارش ايسنا سرانجام پس از يک دهه مخالفت، جان گريشام - نويسنده معروف آمريکايي - موافقت کرد تا رمان معروف «وصيت» که در سال 1999 بسيار پرفروش بود، به سينما برود.
اين کتاب داستان مرد ثروتمندي است که با ناديده گرفتن اقوام و خانواده اش، 11 ميليارد دلار ثروت خود را به دختر غيرقانوني اش که در برزيل زندگي مي کند، مي بخشد.
به گزارش ورايتي، گريشام در سال 1996 با قراردادي شش ميليون دلاري موافقت کرده بود تا کمپاني برادران وارنر اولين کتاب او يعني «زماني براي کشتن» را اقتباس سينمايي کند.
تاکنون 11 رمان از جان گريشام به سينما رفته که «موکل»، «مرد معصوم» و «بازي براي پيتزا» از جمله آنها هستند.

  


انيميشن «تنهايي» به چهار جشنواره جهاني مي رود



انيميشن کوتاه «تنهايي» به تهيه کنندگي و کارگرداني مهرداد شيخان به بخش مسابقه جشنواره هاي «کراتکوفيل»، «نيکل»، «فرمولا ماندي» و «نف» راه يافت.
به گزارش مهر، جشنواره بين المللي فيلم کوتاه «کراتکوفيل» در روزهاي 26 تا 30 خرداد در شهر بانجالوکا کشور بوسني هرزگوين و نهمين جشنواره فيلم مستقل «نيکل» در روزهاي 2 تا 6 تير در شهر نيو فاند لند کانادا برگزار مي شود.
چهارمين جشنواره بين المللي «فرمولا ماندي» در روز هاي 5 تا 7 تير در شوايبيش هال آلمان و چهارمين جشنواره بين المللي انيميشن «نف» در روز هاي 6 تا 11 تير در شهرنئوم بوسني و هرزگوين برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com