|
* کميل سهيلي
«مردي روي سيم» چيزي داشت که آن را برايم سخت و دشوار مي کرد. کار فيليپ غيرقانوني بود، اما از طرفي از ديد عموم کار بسيار

ارزشمندي بود و من نيز آن را از اين نظر دوست داشتم. ترکيب خوبي داشت. گروه اين هنرمندان عجيب در نيويورک طرح چنين چيزي را ريخته بودند که کاملاً غيرقانوني بود و البته کاري که مي خواستند بکنند، واقعاً زيبا و هنرمندانه هم بود.
و اين ترکيب انگيزه اي شد تا «جيمز مارش» دست به ساخت مستند سينمايي اي بزند که يکي از بهترين فيلمهاي سال، شناخته شده است و يکي از ارزشمندترين مستندهايي است که تاکنون ديده شده است.
فيلم همانطور که اشاره شد به زندگي مردي مي پردازد که مي خواهد فاصله بين دو برج تجارت جهاني را از روي يک سيم طي کند. فيلم به حواشي قبل از اين اقدام مي پردازد که چطور فيليپ و همکارانش فضا را براي انجام چنين عملياتي آماده مي کنند، چطور از سد پليسها و موانع مختلفي که سر راهشان قرار دارد، مي گذرند، خود را به بالاي برج رسانده و آنگاه سيمي را بين دو برج محکم مي کنند و در نهايت عمليات 45 دقيقه اي پاياني که تحقق روياي فيليپ جوان است...
از جمله حواشي اين فيلم، اکران انيميشن کوتاهي در رابطه با همين اتفاق به صورت همزمان با اين فيلم است. ايده اصلي براي ساخت و اکران چنين انيميشني ترغيب خانواده ها به تماشاي فيلم مستند در سينماها ذکر شده است. اين مسأله خود نشان از اهميتي دارد که سينماي امروز به تغيير و ارتقاي سليقه مخاطبان مي دهد. چندي پيش نيز در همين ستون در مورد مستند تحسين شده «زمين» نوشتيم که آن نيز با تمهيدات مختلف سعي در کشاندن مردم به سالنهاي سينما داشت. عليرغم اينکه اين دست فيلمها همچنان آنطور که بايد و شايد بين مردم جا نيفتاده است و فروش آنها نسبت به فيلمهاي کم ارزش همچنان بسيار پايين تر است، با اين حال گويا اين حرکت قرار است ادامه پيدا کند.
«مردي روي سيم» با واکنش بسيار خوب منتقدان مواجه شد و ضمن اينکه موفق به کسب جوايز باارزش مختلفي شد، از رسانه ها نيز امتياز بسيار خوبي گرفت که در اينجا به چند مورد از آنها اشاره مي کنيم:
***
* گاردين : فکر مي کنم بهترين شکار تصويري فيلم، صحنه اي است که از گوشه طناب بسته شده، گرفته اند. پتي روي طناب خوابيده و يک هواپيماي مسافربري از روي سرش عبور مي کند. خيلي تصادفي اين دو اتفاق در کنار هم قرار گرفته اند، اتفاقي کمال گرا و حادثه اي سهمگين به طرز عجيبي ترکيب شده اند.
* نقد فيلم : اين فيلم ترکيبي است يکپارچه از عکسها و فيلمهاي آرشيوي و همين طور سبکهاي کلاسيک و جديد.
* وال استريت ژورنال : مستندي فوق العاده.
* پيونير پرس : يک مستند چهار ستاره اي.
* بوستون گلاب : چيزي که در ابتدا شاد به نظر مي آيد، در ادامه حالت شعر گونه اي به خود مي گيرد و در انتها به يک دعا تبديل مي شود.
* سي ان ان : يک فيلم باشکوه که مانند يک اثر حادثه اي، هيجان انگيز است.
* سايت سالون : فيلمي لذت بخش و يک مستند برتر.
* هاليوود ريپورتر : دستاوردي در سينماي مستند.
* لس آنجلس تايمز : مي گويند آنچه را مي بينيد باور مي کنيد، اما مردي روي سيم شما را به اطلاعاتي که چشمانتان به شما مي دهند، مشکوک مي کند. واقعاً اين اتفاق مي افتد و شما با تحير به تصاوير خيره خواهيد شد.
* سينماتيکال : يک جور زيبايي فراطبيعي در اين تصاوير وجود دارد، تصاويري که بيشتر آنها از عکسهاي آرشيو شده بسيار زيبا و فيلمهايي که در آن زمان توسط همکاران پتي از او تصويربرداري شده اند، گرفته شده است. در بطن همه اين تصاوير گاهي انعکاسهاي دراماتيک و به نوعي شرم يا حتي پشيماني ديده مي شود، مثل آنکه به تمام جريانات و فضاها، روحي مذهبي تزريق کرده اند، طوري که وقتي فيلم را مي بينيم حس مي کنيم در حال دنبال کردن داستان مردي هستيم که مي خواهد کاري فرا زميني انجام دهد. |