صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 6تیر ماه 1388

[ هنري ]
 * گزارشي از نقد و بررسي کتاب «از کافکا تا گراس» در کانون ادبيات ايران داستانهاي انديشه محور
 * سفري به سرزمين تاريخ و هنر- ارمنستان ؛ ايروان، موزه اي باز زير آبي آسمان
 * کارگاه داستان؛ نه همه چيز را!
 * دومين جشنواره طراحي معاصر ايران به کار خود پايان داد
 * ساخت فيلم زندگي «شهيد کاوه» آغاز شد
 * تغيير شگفت انگيز در مراسم اسکار
 * «مايکل جکسون» در 50 سالگي درگذشت
 * همزمان با حضور در هيأت داوران ؛ نيکي کريمي دوره آموزش فيلم سازي را در جشنواره کالووي واري برگزار مي کند
 * فيلم «هيت من 2 » جلوي دوربين مي رود

گزارشي از نقد و بررسي کتاب «از کافکا تا گراس» در کانون ادبيات ايران داستانهاي انديشه محور



* محمدرضا شالبافان

دويست و چهل و ششمين نشست هفته کانون ادبيات ايران با بررسي مجموعه داستان «از کافکا تا گراس» حاوي«آثاري از نويسندگان آلماني زبان سده بيست» برگزار شد.




مجموعه «از کافکا تا گراس» پژوهشي است فشرده و در عين حال جامع با ويژگيهاي داستان معاصرآلماني زبان، با ترجمه و تأليف رضا نجفي و پريسا رضايي.
مؤلفان تلاش کرده اند در اين گلچين، برخي از پرسشهاي اساسي علاقه مندان ادبيات آلماني را پاسخ دهند؛ پرسشهايي همانند: پيشينه ادبيات آلماني، دوره هاي ادبيات آلماني، سنتهاي ادبي در ادبيات آلمان و مضامين مهم در ادبيات امروز آلمان.
نشست بررسي اين کتاب با حضور محمود حسيني زاد و محمد رضا گودرزي به عنوان منتقد، برگزار شد.
* در جستجوي صداهاي تازه
در ابتداي اين نشست «رضا نجفي»، مترجم و مؤلف «از کافکا تا گراس» گفت: نازي ها در زمان جنگ، سنتها، زبان و ادبيات آلماني را نابود کردند و به قولي پس از جنگ جهاني دوم سخت ترين کار در آلمان نوشتن يک صفحه نثر بود.
وي همچنين با اشاره به ادبيات آلماني پس از جنگ جهاني دوم، درباره اين کتاب گفت: اين کتاب 10 سال پيش آماده چاپ بود، اما به دليل مشکلاتي که بر سر راه چاپ آن قرار گرفت، نتوانست به موقع چاپ شود، به همين دليل فعلاً يکي از اشکالات اين کتاب آن است که داستان نويسان امروز آلمان در آن حضور ندارند.
وي افزود: پس از جنگ، آلماني ها سعي مي کنند از اول شروع کنند و ساعت صفري که درباره آلمان معروف است مربوط به همين قضاياست. البته نويسنده هاي قديمي چون توماس مان، هرمان هسه و ... حضور داشتند، ولي در آلمان مخاطبان، دنبال صداهاي تازه تري مي گشتند و چون مردم تجربه هاي تلخ زمان جنگ را پشت سر گذاشته بودند دنبال کساني بودند که به اين مسائل بپردازند، نه کساني که به بحثهاي کلي و مسائل فلسفي و ... مي پرداختند.
نجفي ادامه داد: به اين ترتيب يک چرخش اساسي در ادبيات آلماني ايجاد شد. در اين بين نخست ادبيات آلمان پس از جنگ دوم جهاني به سمت رئاليزم اقبال داشت و ديگر اينکه الگوي نويسندگان آلماني، نويسندگان آمريکايي و انگليسي شد و پيامد اين مسأله آن بود که نثر آنها ساده تر و جملاتشان کوتاه تر شد و به جاي مسائل فلسفي، مسائل روز در آثارشان بيشتر مطرح شد. مسائلي از قبيل آسيبهاي جنگ، بيکاري، گرسنگي و ... .
البته نويسندگان مدرن تري مثل گراس هم بودند، ولي اقبال عموم خواننده ها به نويسندگان رئال بود. اين بخش آن چيزي بود که من سعي کردم در اين کتاب به تصوير بکشم و همچنين مقايسه اي کردم بين داستانهاي پيش و پس از جنگ.
* معرفي نويسندگان شاخص سده 20 آلمان
محمود حسيني زاد ( منتقد و کارشناس ادبيات آلماني) نخستين منتقد اين جلسه بود که درباره «از کافکا تا گراس» گفت : پيش از اين در تهران، کتاب فروشي هايي بود که ما تازه ترين آثار آلماني را توسط آنها تهيه مي کرديم، اما حالا با گسترش اينترنت خلاء نبود اين کتابها کمتر حس مي شود. يکي از حسن هاي اين کتاب آن است که آثار نويسندگان شاخص سده 20 آلمان را مي توانيم يکجا در آن ببينيم.
حسيني زاد در ادامه درباره کورک روزنبرگ و داستان خريد بزرگ او که به شکل رئال نوشته شده است، گفت: اين داستان مصرف گرايي جامعه آن روز آلمان را به تصوير مي کشد. روزنبرگ در اين داستان، جامعه مصرف گراي آلماني را پيشگويي مي کند.وي افزود: جمعي از منتقدان بر اين اعتقادند که روزنبرگ همچنين درباره به وجود آمدن اتحاديه اروپا هم نظريه هايي ارائه مي دهد که بعدها اين اتفاق مي افتد. يکي از شگردهاي روزنبرگ آن است که در داستانهايش مرز بين واقعيت و تخيل را از بين مي برد و اين کار را به بهترين شکل انجام مي دهد.
* داستانهاي آلماني، داستانهاي انديشه محور
«محمدرضا گودرزي» منتقد بعدي نشست بود که درباره کتاب «از کافکا تا گراس» گفت: اين کتاب 27 داستان دارد که 9 داستان از آنها تأمل برانگيزتر است. به نظر من اغلب داستانهاي آلماني انديشه محور هستند. بعد فلسفي- اجتماعي و تمثيل در بيشتر داستانها نقش محوري دارند و شايد اين به دليل سنت فلسفي نيرومند آلمان است، اما به نظرم مثل داستانهاي ديگر زبانها مثل آمريکاي لاتين، خوش خوان نيستند.
وي افزود: در اين مجموعه هر چقدر به اواخر داستانها نزديک مي شويم، جذابيتهاي داستاني بيشتر مي شود .
گودرزي در پايان، داستان «نگاه تحقيرآميز» کورک روزنبرگ را به طور اجمال نقد و بررسي کرد و گفت : اولين نکته اي که در اين داستان نظر ما را جلب مي کند استوار بودن سيستمي خودکامه بر اوهام و تصورات است. نکته اين است که سيستم، پليسي است، اما چگونه مي شود نگاه تحقيرآميز را تفسير کرد؟ ظاهراً جان مايه داستان، بيشتر طنز است تا واقعيت. شگردي که در اين داستان به کار رفته آن است، که نويسنده، مجاز جزء به کل را وارد جامعه شناسي سياسي کرده است و به طور مثال چون متهم ريش قرمز دارد، اداره پليس به اين واسطه کل کساني که اين نشاني را دارند، دستگير مي کند.

  


سفري به سرزمين تاريخ و هنر- ارمنستان ؛ ايروان، موزه اي باز زير آبي آسمان



* مهدي نصيري

ارمنستان، سرزمين باستاني هنرهاي زيباست که با فرهنگ و ادبيات غني خود، امروز در گلوگاه غرب و شرق قرار دارد. اين کشور





نخستين سرزميني است که در سال 301 ميلادي دين مسيحيت را به عنوان دين رسمي پذيرفت و همين ويژگي به عامل پيشرفت آن در طول تاريخ و بقاي ملت ارمني مبدل شد.
امروزه بسياري ارمنستان را يک موزه باز در زير آسمان آبي مي دانند، سرزميني که در آن معبدها و قلعه هايي مربوط به دوره هاي قبل از ميلاد و کليساهاي مربوط به قرن چهارم ميلادي در شهرها و روستاها و مناطق مختلف خودنمايي مي کنند.
مهمان نوازي شرقي و برخورد مؤدب و توأم با احترام اروپايي ارامنه به همراه نزديکي فرهنگي با ايرانيان نخستين برخوردها را صميمي و دوست داشتني در اذهان ثبت مي کند.
اما آنچه بيش از هر چيز براي اولين بار توجه را به خود جلب مي کند، معماري زيبا، ساختمانها و عمارتهاي متعددي است که به مشخصات ساختار معماري اروپايي در اطراف خيابانهاي خلوت و زيباي شهر 2800 ساله «ايروان» خودنمايي مي کنند.
از خيابانهاي مرکز شهر ايروان که مي گذريم انگار وارد موزه اي از تاريخ شده ايم و ساختمانها و غرفه هاي باشکوه و قديمي شهر از برابرمان مي گذرند؛ مجموعه ارزشمند اين موزه بزرگ، ميدان اصلي شهر ايروان است که محوطه وسيعي را محصور در پنج عمارت عظيم تاريخي به نمايش گذاشته است. در ميانه اين محوطه وسيع که قرار مي گيري، انگار تاريخ چند هزار ساله ارمنستان را به تماشا نشسته اي! خيابانهاي خلوت و عابراني آرام که از مقابل اين عظمت خاموش مي گذرند، بيشتر آرامت مي کنند.
يکي از مهمترين ويژگي هاي ساختار شهري ايروان در کنار بناهاي تاريخي و معماري زيباي آن، تعداد بسيار زياد مجسمه هايي است که در گوشه و کنار شهر، ميدانها و پارکها آرام گرفته اند و با نگاهي هميشگي در سکوت و آرامش محض به آدمهاي شهر نگاه مي کنند.
تقريباً در هر گوشه اي از پارکها و در بيشتر نقاط خيابانها و کوچه هاي شهر ايروان مي توان مجسمه هاي متعددي از چهره هاي سرشناس ارمني را ديد که بيشتر آنها شاعران، نويسندگان، آهنگسازان و معماران هستند. يکي از معروفترين اين مناطق پارک اپراست که تالار بزرگ و باشکوه اپراي شهر ايروان در آن واقع شده است. دو مجسمه بزرگ از موزيسينهاي معروف ارمنستان- آرام خاپاطوريان و آلکساندر اسپانداريان- در ابعادي بزرگ برسکويي درست مقابل بناي عظيم اپرا قرار گرفته اند و دور تا دور ساختمان مدور اپرا را نيز صورتکهاي متعدد و چهره هاي مختلف اساطيري از شکلهاي ارمني تزئين کرده اند.
سالن اپرا با عظمت و زيبايي شرقي- غربي اش ميزبان يکي از معروفترين گروههاي موسيقي ارمنستان است؛ اما نمي دانم چه گروهي و چه برنامه اي. مسؤول گيشه اپرا روزهاي شلوغي را پشت سر مي گذارد و از کسي مي شنوم که اين برنامه از محبوبترين و معتبرترينهاي موسيقي است که امسال در ايروان اجرا مي شود.
به يکي از معروفترين سالنهاي سينما و تئاتر شهر ايروان مي روم. سينما مسکووا در خيابان نالبنديان يکي از مراکز قديمي معتبر هنري است که حوض زيبايي با وجود يازده مجسمه از اساطير ارمني در مقابل آن قرار گرفته است. سينما مسکووا در کنار تئاتر فرانسوي سوندوکيان مهمترين مراکز اجراي تئاتر در ارمنستان هستند. اجراي نمايش مکبث توسط گروه نمايشي ارمني برنامه اي است که در تئاتر سوندوکيان اجرا مي شود. گروه ارمني با برداشتي متفاوت مکبث را معاصرسازي کرده اند و داستان آن را با اجرايي امروزي روايت مي کنند، هر چند که اين معاصرسازي بيشتر در قالب اجراي نمايش خودنمايي مي کند و کليت اثر به متن معروف شکسپير وفادار نشان مي دهد.
«شايد مشکل بتوان وقايع نگاري دقيقي از تئاتر معاصر ارمنستان به دست داد، اما تاريخ تئاتر ] معاصر [ ارمنستان شوروي را از سال 1921 درنظر مي گيرند، يعني سالي که اولين تئاتر دولتي ارمنستان تأسيس شده است».
تئاتر ارمنستان که زمينه ساز شکل گيري تئاتر معاصر کشورهايي نظير گرجستان، آذربايجان و حتي ايران است، اما، آن چنان که انتظار مي رود، در ايروان رونق ندارد.
البته در گوشه و کنار شهر مي توان بيلبوردها و پوسترهاي متعددي از اجراي نمايشهاي مختلف در سالنهاي تئاتر را مشاهده کرد، اما آنچه دور از تصور است، اينکه استقبال تماشاگران و مردم ايروان به گفته خود آنها و آنگونه که مشاهده مي شود، چندان اميدوار کننده به نظر نمي رسد. شايد مهمترين دليل اين امر هم مسأله اقتصاد تئاتر در کشور ارمنستان باشد.
در شهر ايروان که پايتخت جمهوري ارمنستان است حدود هشت سالن استاندارد و رسمي تئاتر و چندين سالن خصوصي و چند منظوره وجود دارد که تقريباً در تمام مدت سال در آنها تئاتر اجرا مي شود و با وجود قيمت مناسب بليت اين نمايشها، استقبال از تئاتر در اين کشور در حال کاهش است و اين در حالي است که ارمنستان مثل ساير زمينه هاي هنر (موسيقي، مجسمه سازي و...) صاحب يکي از معتبرترين دانشگاهها و آکادمي هاي تئاتر منطقه است.
آکادمي هنرهاي زيباي ايروان، انستيتو سينما تئاتر و کنسرواتوار هنر ايروان از معتبرترين دستگاهها و آکادمي هاي منطقه هستند که به ويژه در زمينه هنرهاي پلاستيک، دانشجويان بسياري را آموزش داده و فارغ التحصيل کرده اند. کرسي هاي معتبر هنر در آکادمي ها و دانشگاههاي ارمنستان دانشجويان زيادي را از کشورهاي مختلف منطقه و حتي از کشورهايي نظير فرانسه، هند، کويت و... به ايروان کشانده است و بيشتر اين دانشجويان از شرايط علمي مطلوب و هزينه هاي مناسب زندگي و تحصيل در ارمنستان رضايت دارند.
به گفته برخي از دانشجويان ايراني، يکي از مهمترين منابع درآمد ارمنستان با توجه به شرايط نامناسب اقتصادي اين کشور کوچک و تحميل محدوديتهاي مختلف از کشورهاي همسايه (ترکيه و آذربايجان) همين موقعيت علمي و دانشگاهي ارمنستان است، به گونه اي که طي سالهاي اخير تعداد بسيار زيادي از دانشجويان خارجي رونق اقتصادي شهر ايروان و همچنين دانشگاههاي ايروان را افزايش داده اند.
موسيقي، از ديگر هنرهاي مهم، معتبر و محبوب ارامنه است، به گونه اي که جايگاه مهمي را در ميان فستيوالهاي مختلف جهاني موسيقي براي مردم ارمنستان به وجود آورده و موسيقي اين کشور را در رديفهاي نخست منطقه قرارداده است. ارمنستان در ميان کشورهاي تازه استقلال يافته، پس از مسکو که بزرگترين کرسي هاي موسيقي را در اختيار دارد، دومين مراکز موسيقي را داراست و به همين جهت يکي از معتبرترين دانشگاههاي منطقه را نيز در خود دارد. مجسمه ها و تنديسهاي متعدد موزيسينهاي معروف هم بيانگر ميزان وابستگي و علاقه مردم اين کشوربه هنر موسيقي است. همچنين از ميان 27 موزه مهم و بزرگ شهر ايروان سه موزه بزرگ به موسيقي و آهنگسازان شناخته شده ارمني اختصاص داده شده است.
به جزاين موزه هاي متعدد «شاعر و نويسنده آوديک ايسناهاکيان»، «مجسمه ساز آرا سارگسيان»، «نقاش هاکوپ کوجويان»، «آرام خاپاطوريان»، «نويسنده درنيک دميرچيان»، «موزه شاعر و نويسنده يقيشه چارتس»، «نويسنده خاچاطور آبوويان»، «موزه نسخ قديمي خطي ماتناداران»، «موزه يادبود نقاش ميناس آوتيسيان»، «موزه سرگئي پاراجانف»، «موزه تاريخ ارمنستان»، «موزه نقاش مارتيروس ساريان»، «موزه شاعر و نويسنده هووهانس تومانيان»، «موزه خاورميانه»، «موزه نقاش يرواند کوچار»، «موزه ادبيات و هنر»، «موزه تاريخ ايروان»، موزه هنرهاي بومي ارمنستان، موزه هنرهاي معاصر، موزه قتل عام ارامنه، گالري ملي ارمنستان و موزه ملي معماري و... نيز در گوشه و کنار شهر پذيراي حضور تاريخ و تمدن و هنر سرزمين زيباي ارامنه هستند.
در کنار همه اين ظرافتها و زيبايي هاي هنري، مردم ارمنستان در هفته ها و ماههاي گوناگون و به مناسبتهاي مختلف جشنواره ها و جشنهايي در شهر ايروان دارند که همگي از علاقه و اشتياق آنها به هنرهاي مختلف و ارزش و اعتبار هنر در ميان اين مردم خبر مي دهند.
جشنواره «يک ملت يک فرهنگ» در مردادماه، روز استقلال ارمنستان در آخرين روز شهريور، جشنواره شهر ايروان با نام «اربوني»، جشنواره «هاي فست» که يک جشنواره بين المللي تئاتر است در ماه مهر، جشنهاي سال نو ميلادي، جشنواره بين المللي فيلم «زردآلوي طلايي»، جشنواره آب پاشي «وارتاوار» و مسابقات المپيک ارامنه جهان و... از جمله اين جشنواره ها و جشن هاست که موسيقي، نقاشي، نمايش و فيلم جزو جدايي ناپذير آنها محسوب مي شوند.
از خيابانها و کوچه هاي زيباي شهر که مي گذرم، هر لحظه آشنايي بيشتر فرهنگ شرقي اين مردم با فرهنگ ايراني را احساس مي کنم. رستورانهاي ايراني و آشنايي اندک بسياري از ارامنه به زبان فارسي نشان دهنده علاقه زياد اين مردم به همسايه ديرينه ارمنستان- ايران- است ضمن اينکه در ميان مردم ارمنستان تعداد قابل توجهي از ايراني ها نيز ديده مي شوند. چه آنهايي که براي تحصيل به ارمنستان آمده اند، چه آنهايي که براي بازديد از ارمنستان مسافر ايروان شده اند و چه آنهايي که در اين موزه زيباي تاريخ زندگي مي کنند.

  


کارگاه داستان؛ نه همه چيز را!



* ناهيد هاشميان
صداي دکتر توي سرش پيچيد:
- سيگاري هستي؟
نه.
اما تو سيگاري هستي! به جز آن هم مشکلي در ريه هايت نيست...
آن چه در جيبش بود را فشرد. بوي بادام تلخ را به يادآورد و حسرت ماسکي که نداشت، دلش را سخت فشرد.
دوباره به پشتي صندلي تکيه داد. ساعدش را روي پيشاني گذاشت و سرخي چشمهايش را زير آستين کت نيمدارش مخفي کرد.
دو روز بود که رعنا هم رفته بود و پرستوي کوچکشان را هم برده بود. هميشه مي دانست که او تقصيري ندارد. از وقتي که داروها و اسپري هايش را درست و حسابي نمي دادند، کلافه شده بود. وقتي دکتر به او گفت سيگاري است، نتوانست تحمل کند و هر چه داشت نثار دکتر کرد. اين ور و آن ور حرفهاي زيادي زده بود تا اينکه براي کارش هم مشکل پيش آمد. ريه هايش را براي کساني داده بود که حالا راحت روي داروهايش را قلم مي گرفتند و برايش آقايي مي کردند. دلش را سر رعنا خالي کرد. زورش به او مي رسيد.
اما او رفت. حق داشت. يک مرد بي پول و بداخلاق و مريض براي رعناي جوان و زيبا قابل تحمل نبود .
دستش را از روي چشمش برداشت. رو به خورشيد کرد. دست ديگرش را هم از جيب کتش درآورد و به هم قلاب کرد. افق قرمز، رنگ دل او بود. خوشش آمد. به آن خيره شد. لبهايش که به لبخندي بي تفاوت کشيده شد، اشکش از هر دو گونه تا چانه اش را گرفت. صندلي محکم تکان خورد. مرد تنومندي کنارش نشسته بود. حالا ميني بوس پر شده بود. با حرکت ميني بوس دوباره سرفه هايش شروع شد. تا روستا يک ساعت راه بود، اما او زودتر به مقصد مي رسيد. خورشيد آخرين پرتوهايش را از بيابان مي چيد که او از راننده خواست نگه دارد.
حالا بيابان بود و او و شب که برايش آرام آرام آغوش مي گشود.
اينجا را خوب مي شناخت. با رعنا زياد مي آمدند. هر موقع دلش مي گرفت هم مي آمد.
دستش را در جيبش فروبرد. کافي بود ضامن آن را بکشد تا رنجهايش پايان يابد. سرش را که به آسمان بلند کرد، دوباره به سرفه افتاد. ستاره ها تک تک ديده مي شدند. چه قدر دور به نظر مي رسيدند. همان ستاره هايي که در آسمان جبهه گمان مي کرد، مي تواند آنها را بچيند. نمي فهميد ستاره ها دور شده اند يا او پايين افتاده است. ضامن را رها کرد. سر به سجده گذاشت. اشکهايش مثل خون گرم روي خاک جاري شد.

* فشردگي و ايجاز روايي
دوست گرامي؛
داستان شما از شروع خوبي برخوردار است. فشردگي و ايجاز روايي موجود در ابتداي نوشته نويد نوشته اي قابل تأمل و چند لايه را مي دهد، اما در ادامه با کمي سهل انگاري از اين مهم دور افتاده ايد. شايد اگر کمي با تأمل و صبر بيشتري سراغ داستان ناهيد و زندگي گذشته رزمنده مي رفتيد، داستان را از جذابيت و ايهام بيشتري برخوردار مي ساختيد و تا حدودي غيرقابل پيش بيني مي نموديد، اما در صورت فعلي با تکيه بر تعريف از توضيح گذشته، ماجرا را کاملاً قابل پيش بيني مي نماييد.البته نوشته از توصيفات خوبي برخوردار است و گمان مي کنم چنانچه به طور مداوم بنويسيد، توانايي توصيفي دقيق تري پيدا خواهيد کرد. از جمله ديگر نکات مثبت نوشته شما در انتهاي داستان است، آنجا که مرد دستش را در جيب فرو مي برد و نارنجک را لمس مي کند. فارغ از منطق وجودي نارنجک، چينش چنين پايان بندي هوشمندانه بوده و توصيه مي شود همواره در جهت غافلگيري مخاطب حرکت نماييد.
منتظر مکاتبات بعدي شما هستيم.
موفق باشيد.
* رضا خسروزاد

  


دومين جشنواره طراحي معاصر ايران به کار خود پايان داد



دومين جشنواره طراحي معاصر ايران با موضوع «شهر» شامگاه سوم تير ماه در موزه امام علي (ع) به کار خود پايان داد.




به گزارش ايسنا، مجتبي آقايي دبير دومين جشنواره طراحي معاصر ايران گزارشي از اين دوره جشنواره داد و افزود: در اين دوره 300 اثر از 650 هنرمند به دست ما رسيد که اگر به لحاظ تعداد، رشد چنداني نداشت، اما به تأييد هيأت داوران اين آثار به لحاظ کيفيت کم نظير بود و نشان مي دهد که بعد از دو دوره جشنواره ما به مرحله قابل توجهي رسيده ايم.
به گفته آقايي در اين نمايشگاه 150 اثر از 120 هنرمند به نمايش درآمده و در کنار آن 170 اثر به انتخاب هيأت داوران در مجموعه نگاه دوم در پرديس سينمايي ملت نمايش داده شد و اين نمايشگاهها تا دهم تيرماه در موزه هنرهاي ديني امام علي(ع) و تا 12 تيرماه در پرديس سينمايي ملت ادامه دارد.
به گزارش ايسنا، در بخش پاياني اين مراسم برگزيدگان دومين جشنواره طراحي معاصر ايران بدون رتبه به شرح زير اعلام شدند:
الهه نظري، حميده صالحي، شيوا صادق اسدي، الميرا روزبه، سپيده سحر، الهام يزدانيان، ويدا رباني حقيقي، عليرضا جهرمي، لطيف شکري و الناز مصطفايي لوح تقدير و مبلغ 100 ميليون ريال را دريافت کردند.

  


ساخت فيلم زندگي «شهيد کاوه» آغاز شد



پيش توليد جدي فيلم «زمهرير» به کارگرداني جواد اردکاني بر اساس زندگي «شهيد کاوه» شروع شد تا اين فيلم در مهرماه وارد مرحله فيلمبرداري شود.
«ابراهيم اصغري» تهيه کننده اين فيلم در گفتگو با فارس، در اين باره گفت: مراحل تحقيقاتي فيلم به پايان رسيده است و نگارش فيلمنامه توسط «جواد اردکاني» آغاز شده است.

  


تغيير شگفت انگيز در مراسم اسکار



تعداد نامزدهاي بهترين فيلم اسکار به 10 مي رسد.
مراسم اسکار در يک اقدام شگفت انگيز و غير منتظره جديد، خبر از يک تغيير و تحول بزرگ در نحوه برگزاري اين مراسم قديمي سينمايي داد.
به گزارش فارس، آکادمي اسکار امسال برخلاف روش معمول خود در سالهاي گذشته، تعداد 10 فيلم را به عنوان نامزدهاي دريافت اسکار بهترين فيلم سال معرفي خواهد کرد.تا قبل از اين آکادمي اسکار در تمام رشته هاي هنري نام 5 نامزد را براي دريافت جوايز اعلام مي کرد و در بخش رشته بهترين فيلم سال هم از اين قانون تبعيت مي کرد. اما امسال در هشتاد و دومين دوره برپايي مراسم، رقم نامزدهاي رشته بهترين فيلم تا دو برابر افزايش پيدا مي کند.مسؤولان آکادمي اسکار هدف از اين اقدام را فراهم کردن شانس بيشتر براي تعداد بيشتري فيلم سينمايي اعلام کرده اند و عقيده دارند با اين کار، توجه مردم عادي و علاقه مند بيشتر به اين مراسم پرزرق و برق جلب خواهد شد.
اما افزايش تعداد نامزدها فقط به بخش بهترين فيلم سال مربوط و خلاصه مي شود و در بقيه بخش ها و رشته ها، آکادمي اسکار هم چنان فقط 5 فيلم را به عنوان نامزد دريافت جايزه معرفي خواهد کرد.

  


«مايکل جکسون» در 50 سالگي درگذشت



«مايکل جکسون» سلطان پاپ دنياي موسيقي در 50 سالگي درگذشت.
به گزارش ايسنا، وي روز پنجشنبه گذشته در وضعيت ايست قلبي به بيمارستان لس آنجلس رسانده شده است، اما اعلام دقيق علت مرگ او نياز به بررسي بيشتر دارد و قرار است کالبدشکافي بروي جسد وي انجام گيرد.

  


همزمان با حضور در هيأت داوران ؛ نيکي کريمي دوره آموزش فيلم سازي را در جشنواره کالووي واري برگزار مي کند



نيکي کريمي، که بزودي براي حضور در هيأت داوران بخش اصلي چهل وچهارمين جشنواره فيلم کالووي واري رهسپار جمهوري چک مي شود، دوره آموزش فيلمسازي را براي دانشجويان و علاقه مندان حاضر در اين جشنواره برگزار مي کند.به گزارش ايسنا، اين بازيگر و کارگردان ايراني هم زمان با حضور در هيأت داوران اين دوره از جشنواره کالووي واري، همراه با مدعوين ديگري، دوره آموزش فيلم سازي را برگزار مي کند و قرار است ساخته هاي سينمايي اين هنرمند به نمايش دربيايند.
به گزارش ايسنا، اين هنرمند ايراني همراه با گروهي مرکب از ماريا بونوي از نروژ، ايوان زاچارياس از جمهوري چک، رود ريگو پلا از اروگوئه و سرگئي دورستووي از روسيه، داوري آثار راه يافته به بخش اصلي جشنواره فيلم کالووي واري را انجام خواهد داد. رياست هيأت نيز برعهده کلودي اوسارد، تهيه کننده فرانسوي است.
اين جشنواره که جزو جشنواره هاي گروه A دسته بندي مي شود از 3 تا 11 جولاي ( 10 تا 17 تيرماه) برگزار مي شود.

  


فيلم «هيت من 2 » جلوي دوربين مي رود



ماجراجويي هاي مأمور 47 در قصه فيلم «هيت من» در قسمت دوم آن ادامه پيدا مي کند. تهيه کنندگان اين فيلم موفق، پيش توليد قسمت جديد آن را شروع کرده اند.به گزارش فارس، «کايل وارد» فيلم نامه نويس از سوي کمپاني «فوکس قرن بيستم» استخدام شده تا فيلمنامه قسمت دوم فيلم را بنويسد.
وارد فيلمنامه خود را بر اساس قصه بازي ويدئويي «هيت من 5 » مي نويسدکه قرار است اواخر سال 2010 وارد بازار بازيهاي کامپيوتري شود.
مامور 47 کاراکتر اصلي ماجراهاي فيلم در قسمت دوم بايد خود را از نظر روحي و بدني دوباره تقويت کند تا وارد دنياي مرموز سياست و جامعه شود

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com