|
اجلاس جي 8 و ديپلماسي هوشمندانه ايران
اجلاس جي 8 روز گذشته در حالي به کار خود پايان داد که بيانيه سياسي آن از محور رسمي اجلاس انحراف زيادي پيدا کرد.
موضوع اجلاس جي 8 در خصوص مسائل امنيتي افغانستان و پاکستان بود، اما بخش عمده اجلاس تحت تأثير حاشيه آن يعني مسأله ايران قرار گرفت.
خوشبختانه جمهوري اسلامي ايران نيز با درک درست شرايط در اين اجلاس شرکت نکرد، زيرا به يکباره پس از انتخابات در ايران، فضاي منفي بر اجلاس جي 8 حاکم شد.
تا پيش از اين، براساس نيازي که مشخصاً آمريکايي ها و برخي کشورهاي اروپايي به نقش ايران در منطقه داشتند، از کشور ما براي حضور در اين اجلاس دعوت شده بود.حضور نيافتن ايران در اجلاس مذکور، يک اقدام منطقي در راستاي اتفاقهاي چند هفته اخير بود، زيرا اگر با حضور ايران فضاي ضد ايراني شکل مي گرفت، اصل حضور ما قابل توجيه نبود و تنها مي توانستيم به عنوان عضو ناظر، بيانيه هاي تند عليه خودمان را ناظر باشيم.
موضوع ديگري که در اين بين بايد مد نظر قرار بگيرد، بحث بحران موجود بين ايران و غرب است که به نظر مي رسد در حال گسترش است.
لازمه ديپلماسي اين است که دو طرف مانع تصاعد بيش از حد بحران شوند، زيرا هم غربيها به نقش ايران در تحولات منطقه اي نياز دارند و هم ما در معادلات سياسي و اقتصادي خود روابطي را با اروپا تعريف کرده ايم.
واقعيت آن است که تداوم اين سلسله مواضع تند و منفي دو طرف عليه يکديگر در راستاي منافع طرفين نيست و به هر حال به گونه اي بايد مانع گسترش آن شد.
اکنون بخش عمده اي از مشکلات از طرف غرب شکل گرفته و ادامه سياست مداخله آنها در امور داخلي ايران، کار را براي بهبود شرايط دشوار کرده است.
جالب آنکه آنها همزمان که بحث خشونتها را در ايران مطرح مي کنند، بلافاصله موضوع هسته اي را هم به ميان کشيده و مي گويند ما خواستار ايراني هستيم که بحث هسته اي خود را تعليق کند.
لذا کاملاً مشهود است که آنها در کنار شعار طرفداري از دموکراسي و مردم، منافع خود را دنبال مي کنند. اين نکته ظريفي است که بايد در داخل کشور مورد توجه ويژه گروه ها و شخصيتهاي فعال سياسي قرار گيرد.
تشکيل هيأت ويژه انتخاباتي نيز بيشتر براي اين هدف است که با اتخاذ يک نتيجه اقناعي، مردم در داخل نسبت به روند انجام شده قانع شوند و بتوانيم مانع از نقش آفريني کشورهاي غربي در امور داخلي خودمان شويم.
واقعيت آن است که نگاه آنها به جمهوري اسلامي ايران فرايندي نبوده و مقطعي است. غربيها نمي خواهند ايران به عنوان يک بازيگر بزرگ در تعاملات منطقه جاي خود را باز کند، ولي در مقاطع خاص هم تلاش مي کنند از نفوذ خاص ايران استفاده و هدفهاي خود را دنبال کنند و اين روندي است که آمريکاييها از زمان حمله بوش به منطقه در پيش گرفتند، لذا اقدامهاي اخير آنها را نيز بايد در همين راستا ارزيابي کرد.
غربيها يک فرايند را دنبال نمي کنند و داراي يک راهبرد مشخص سياسي در مورد ايران نيستند، لذا هر جا نياز باشد حقوق ايرانيها را به رسميت بشناسند و نقش ايران را در تحولات منطقه در نظر بگيرند، سعي مي کنند، ما را در يک چرخه اتهام زني وارد کرده و از حقوق مسلم ما صرف نظر مي کنند. |