صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 7تیر ماه 1388

[ هنري ]
 * کنکاشي در ترجمه کتابهاي کودک به ديگر زبان ها ؛ در سرزمين ديگران...
 * چرا اين روزها، فيلمها ديگر مزه نمي دهند؟ حلقه مفقوده!
 * فرهاد توحيدي: 27 شهريور تاريخ قطعي برگزاري جشن خانه سينماست
 * محمود شالويي خبر داد: «خوشنويسي» به جمع ساير دوسالانه هاي تجسمي پيوست
 * کارگاه شعر: در ستايش مادر
 * نمايشگاه هنرمندان معاصر در لندن برپا شد
 * موراکامي: از « 1984 » جرج اورول الهام گرفتم
 * جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره «کراتکوفيل» براي انيميشن «تنهايي»

کنکاشي در ترجمه کتابهاي کودک به ديگر زبان ها ؛ در سرزمين ديگران...



* عباسعلي سپاهي يونسي
هر کتابي که متولد مي شود، وقتي به هدف اصلي و نهايي خود مي رسد که مخاطب آن را به دست گيرد و بخواند که اگر جز اين باشد، اتفاقي نيفتاده است. در اين فرآيند، هر چه مخاطب کتاب بيشتر باشد،



مطمئناً کتاب خوشحال تر خواهد شد و اگر کتابي بتواند از مرزهاي جغرافيايي سرزمين خود عبور کند و در اين سفر تعداد مخاطب بيشتري را از خواندن خود راضي کند موفق تر خواهد بود. اين اتفاق براي کتابهايي از زبانهاي انگليسي، آلماني، فرانسه و... بسيار افتاده است و اگر گذرتان به کتابفروشي ها افتاده باشد و بخش کتابهاي کودک را از نظر گذرانده باشيد، بدون شک با اين نظر موافق خواهيد بود که کتابهاي ترجمه شده بسياري مي آيند تا کودکان و نوجوانان ايراني آنها را بخوانند و اين يعني موفقيت کتابهاي فراواني که در آن سوي مرزها نوشته مي شوند.
* مخاطبان آن سوي مرزها
نمي دانم تاکنون اين پرسش را هم از خود پرسيده ايد که از کتابهاي کودک و نوجوان ما چه تعداد به ديگر زبانها ترجمه شده و کتابهاي نويسندگان و شاعران کودک و نوجوان ما تا چه اندازه توانسته اند از ديگر ملل مخاطباني براي خود پيدا کنند تا بتوانند بخشي از ادبيات امروز ما را صادر کنند؟
اين پرسش مي تواند پرسش مهمي باشد که: «وضعيت ترجمه کتابهاي کودک و نوجوان ما به ديگر زبانها در چه شرايطي است و براي بهتر شدن اين وضعيت چه بايد کرد؟»
مي توان با اندکي تأمل در اين موضوع، به اين نتيجه ناخوشايند رسيد که نسبت ترجمه کتابهاي کودک و نوجوان کشور ما به ديگر زبانها خيلي کمتر از ترجمه ادبيات کودک از ديگر زبانها به فارسي است.
* ارتباط، فقط يک طرفه!
کتابهاي کودک و نوجوان فراواني در کشور ما ترجمه مي شوند و بسياري از ناشران هم از چاپ آنها بي نهايت استقبال مي کنند، چون براي ترجمه و چاپ کتاب، حق کپي رايت را نمي پردازند، کتاب را با کيفيت عالي از نظر تصويرگري به دست مي آورند و براي تصويرگري کتاب هزينه اي پرداخت نمي کنند، جداي از آنکه بسياري از کتابهاي ترجمه و چاپ شده به اين شکل، به صورت مجموعه اي است که در فروش بيشتر کتاب سهم به سزايي دارد و دلايل ديگري که خارج از حوصله اين نوشته است. البته هستند در اين ميان، مترجمان حرفه اي که با صاحب اثر در ديگر کشورها تماس مي گيرند و براي ترجمه و چاپ اثر اجازه مي گيرند، اما اين يک استثناست. اما برگرديم به بحث اصلي.
* راهبردي براي ترجمه نداشته ايم
شهرام اقبال زاده مترجم، منتقد و دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان، اولين فردي است که درباره وضعيت ترجمه ادبيات کودک و نوجوانمان به ديگر زبانها مي گويد: تقريباً ما از اول انقلاب تاکنون هيچ راهبردي در اين زمينه نداشته ايم و هنوز هم نداريم. ترجمه ها به صورت اتفاقي، ذوقي و سليقه اي و فردي انجام شده و گاهي هم اگر نهادهاي دولتي در اين زمينه کاري انجام داده اند، براساس بينش خاص و محدود خودشان، دست به انتخاب آثار زده اند و در انتخابهاي آنها چيزي که ديده نشده، بحث «ادبيت» آثار است.
وي مي افزايد: در اين ميان علاوه بر اينکه ترويج فرهنگ نشده و بودجه اي مصرف شده، نتوانسته ايم شاهد گفتگويي ادبي با ديگر کشورها باشيم، چه غرب و چه کشورهاي همسايه. ما حتي نتوانسته ايم آثارمان را براي کشورهاي عربي ترجمه کنيم و اگر کارهايي در اين زمينه شده، فقط به همت بعضي اشخاص بوده است. ما بودجه اي مناسب براي اين کار اختصاص نمي دهيم و اگر هم بودجه اي در نظر گرفته مي شود، چون کار، توسط افراد کاردان انجام نمي گيرد، نتيجه اي نيز حاصل نمي شود.
اقبال زاده در ادامه تأکيد مي کند: در اين مدت کاري که من ديدم و قابل تأمل بود، چکيده 102 کتاب بود که «خانه ترجمه» زير نظر زنده ياد حسين ابراهيمي الوند آن را انجام داد و قرار بود اين بروشور که به انگليسي بود، به زبانهاي ديگر هم چاپ شود که بودجه آن قطع شد و خانه ترجمه هم عملاً تعطيل گرديد.
اقبال زاده راه خروج از اين بن بست را شکل گيري نهادي ملي مي داند که شامل کارشناسان خبره باشد. کساني که براساس مباني علمي کار کنند و بينش دقيق ادبي داشته باشند و چندان سليقه شخصي خود را در کار دخيل نکنند. بايد تقسيم بندي حوزه اي بشود، تا دانست کدام کتاب را براي چه حوزه اي بايد انتخاب و ترجمه کرد.
اين مترجم و منتقد در پايان مي گويد: در حال حاضر نهادهايي مثل انجمن نويسندگان کودک و نوجوان وجود دارد که کارشناسان، پژوهشگران، مترجمان و نويسنده ها در آن عضو هستند و اين نهاد مي تواند در نهادي ملي که براي ترجمه اينگونه آثار راه اندازي مي شود دخيل باشد تا بتوان قدمهاي محکم و بلندي در راه ترجمه و بازاريابي آثار کودک به ديگر زبانها برداشت.
* به برنامه ريزي احتياج داريم
حميدرضا شاه آبادي نويسنده و از مديران کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان نيز معتقد است که: در طي سالهاي گذشته شاهد ترجمه کتابهاي مختلفي از ادبيات کودک ايران به ديگر زبانها بوده ايم و جريان قابل اعتنايي در اين زمينه اتفاق افتاده، اما براي اينکه اين جريان گسترش پيدا کند و ادامه دار باشد، بايد برنامه ريزي هاي بيشتري داشته باشيم.
وي مي افزايد: آنچه ما شاهد آنيم حاصل حضور محدود ما در نمايشگاه هاي جهاني بوده و اين محدوديت بيشتر ناشي از محدوديت امکانات و بودجه است. بايد امکانات بيشتري فراهم شود تا بتوانيم ارتباطات بيشتري فراهم کنيم و اگر اين گونه شود قطعاً موفق تر خواهيم شد. آنچه مهم است اين است که ادبيات ما را ناشران به ديگر کشورها معرفي مي کنند. پس بايد امکاناتي بيشتر براي ناشران فراهم شود.
شاه آبادي در پايان تأکيد مي کند: دولت در زمينه صادرات کالاهاي مختلف به خارج کشور امکاناتي فراهم کرده و از صادر کنندگان حمايت مي کند، حالا اگر اين اتفاق براي کتاب هم بيفتد، نتيجه بخش تر خواهد بود.
* ترجمه شعر مظلوم واقع شده است
افسانه شعبان نژاد شاعر و نويسنده اي است که از او به تازگي کتابي به انگليسي ترجمه شده است. شعبان نژاد مي گويد: در زمينه ترجمه کتابهاي داستان ما وضعيت بهتري ديده مي شود و شعر در اين ميان مظلوم واقع شده است. هر چند مي دانم ترجمه شعر به نسبت مشکل تر است.
اما هستند افرادي که توانايي اين کار را دارند، ولي باز هم تأکيد مي کنم که ترجمه شعر آن گونه که بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است.
شعبان نژاد درباره ترجمه کتابش مي گويد: کتابي که از بنده ترجمه شده با خواست خودم بوده که در نشر «توکا» انجام شده. کار ديگري هم که از بنده ترجمه شده کتاب «ماه تي تي، کلاه تي تي» است که به زبان ايتاليايي به چاپ رسيده، اما خودم آن را نديده ام و متأسفانه اصلاً در جريان نيستم که چگونه و تحت چه شرايطي به چاپ رسيده و فقط تصويرگر کتاب يعني خانم «راشين خيريه» کتاب چاپ شده را در نمايشگاه «بلونياي» ايتاليا ديده بود، اما من نسخه اي از کتاب را هم نديده ام !
شعبان نژاد در پاسخ اين سؤال که چه بايد کرد تا کتابهاي بيشتري از ما ترجمه شود، مي گويد: وظيفه دو بخش خصوصي و دولتي است که در جهت ترجمه کتاب به ديگر زبانها تلاش کنند و البته شايد بخش دولتي بتواند کارهاي بيشتري انجام دهد، چون امکانات بيشتري را در اختيار دارد و بايد از ناشر و صاحب اثر حمايت شود و اين توانايي در دولت است.
* وضعيت ترجمه اصلاً خوب نيست
تهمينه حدادي از ديگر نويسندگاني است که از او کتابي به زبان چيني ترجمه شده، اين کتاب که «شهرهاي بدون نردبان» نام دارد، اولين کتاب اين نويسنده بوده است. حدادي درباره وضعيت ترجمه ادبيات کودک ما به ديگر زبانها مي گويد: گاهي شنيده مي شود که خارجي ها مي گويند کارهاي ايراني کيفيت ندارد، اما تحقيقي در اين زمينه انجام نشده که آيا داستانهاي ما کيفيت دارد يا خير؟! کتابهاي ما آنگونه که بايد به ديگر کشورها نرفته تا بازتابي از اين اتفاق داشته باشيم و در مقابل، کتابهاي فراواني به فارسي ترجمه مي شود، بنابراين وضعيت ترجمه کتابهاي کودک ما اصلاً خوب نيست و اگر کتابي هم ترجمه مي شود، انحصاري و اتفاقي است.
مثلاً کتاب من به ناشري خارجي فروخته مي شود، بدون اينکه من مطلع باشم و سودي مادي برده باشم و متأسفانه در فرآيند ترجمه کتابهاي ما، بيشتر ناشر شناخته مي شود نه صاحب اثر.حدادي درباره راه هاي خروج از اين وضعيت اعتقاد دارد که وزارت ارشاد بايد در بهتر شدن اين وضعيت نقش داشته باشد تا صاحبان آثار بتوانند کتابهايشان را به ناشران ديگر کشورها عرضه کنند و سودي هم براي صاحب اثر داشته باشد.وي مي گويد: دست و پاي نويسندگان ما بسته است و وقتي نويسنده هاي ما به خارج سفر نمي کنند و تبادل نظري بين نويسنده ايراني با ناشران خارجي نيست، طبيعتاً تغييري در اين وضعيت رخ نمي دهد. کمترين کاري که وزارت فرهنگ و ارشاد که امکانات لازم را دارد بايد براي نويسندگان ايراني انجام بدهد اين است که آدرس و شماره ناشران ديگر کشورها را در اختيار نويسندگان و ناشران ايراني قرار دهد تا خود نويسنده ها بتوانند با ناشران ديگر کشورها ارتباط برقرار کنند.
* فرصت را از دست ندهيم
آنچه خوانديد نشان از دغدغه جدي نويسندگان حوزه کودک و نوجوان در موضوع ترجمه آثارشان به ديگر زبانهاست. دغدغه اي که مي توان اين ادعا را داشت که تاکنون از سوي متوليان امور فرهنگي ما جدي گرفته نشده است.
و اين يعني از دست دادن فرصتهاي درخشان براي فرهنگ ايراني و ادبيات کودک و نوجوان ما. راه چاره را مي توان در گفته هاي پرسش شوندگان در اين گزارش ديد. آنها که دلشان به عشق ادبيات کودک مي تپد و ادبيات کودک را چون جان عزيز مي دارند. اگر سازمانهاي فرهنگي ما مي خواهند ادبيات کودک ما به جهان شناسانده شود، هيچ چاره اي نيست جز حمايت درست و اصولي دستگاه هاي دولتي مرتبط و استفاده از خرد جمعي اهالي ادبيات کودک و نوجوان و آنهايي که ادبيات را خارج از مرزبندي ها، تنها در قالب ادبيات مي بينند.

  


چرا اين روزها، فيلمها ديگر مزه نمي دهند؟ حلقه مفقوده!



* رضا خسروزاد
امروزه وقتي از سالن سينما خارج مي شويم، کمتر به مفاهيم دروني و زير متن هايي که تحليل و تفسير ذهني را بعد از ديدن فيلم به همراه دارد و گاه وادارت مي کند که مسافتي نامشخص را پياده طي کني تا نم نمک اتفاقي را که ديده اي مرور و هضم نمايي فکر مي کنم و اگر راستش را بخواهيد مي توانم بصراحت بگويم که اصلاً فکر نمي کنيم!




گويي بيننده امروز، نيازي به کندوکاو ندارد. او نوعي نگرش، انديشه و ذهنيت همواره ثابت را با خود حمل مي کند که قرار نيست تحت تأثير چيزي قرار بگيرد و معلوم نيست اصلاً قابليت تأثيرگذاري داشته باشد يا نه! در حقيقت مثل آنکه درگذشته، مفهوم فيلم به بينش هنرمند يعني نحوه جهان بيني او، احساسش در مورد ارزشهاي اخلاقي يا زيباشناسي، ظرفيت او در واکنش عاطفي نسبت به اوضاع و احوال و حساسيتش در مورد دقايق زبان بستگي داشت، اما امروزه انگار اين توجه بشدت رو به کاستي نهاده است.
امروزه وقتي «نقدي» بر فيلمي نوشته مي شود، اغلب به صورتي غرض ورزانه، آن را با «يافتن اشتباهات» يا «قضاوت جدي و مخالف» با فيلم مترادف مي دانند، در حالي که تو کوشيده اي تا با تکيه بر انتظار، هوش، تجربه، احساس و معلومات و بيش از همه چرايي ساخت فيلم در اين زمان، محاسن يا معايب يک اثر هنري را ارزيابي کني، نه آنکه نظري کوتاه و ارزيابي شتابزده و عجولانه داشته باشي!
مسأله اينجاست که خوانندگان، امروزه از تو نمي خواهند که در عمق فرو روي، بلکه آنها تنها اشاره هايي مبني بر شکل هنري و يا مزيت هنري را ترجيح مي دهند و اجباري در خود، در خصوص بررسي و ارزيابي زيرمتن ها نمي يابند. اين درست مانند آن است که پوستر يک فيلم را براي گروهي تماشاگر توضيح دهي!
اين نکته بزرگترين توهين نقد امروز به سينما و بزرگترين اشکال در نوع نگاه، انتظار و قضاوت جمعي سينما دوستان است.
فيلم يک تجربه احساسي است و ارزش هنري فيلم تا حدي مديون پيوند موفقيت آميز صداي ذهن و فضاي ذهني تصوير است. در اين اشتراک ناديده است که فيلمساز مي تواند تجربه خود را انتقال دهد. معنايي ضمني که هر دو طرف قرارداد بر آن واقف هستند اما با استعاره، نماد، تمثيل و تشبيه و تجسم، آن را براي يکديگر قابل لمس مي سازند و به شکلي، به بيدار ساختن يک خاطره حسي مشترک دست مي يابند. البته ممکن است نويسندگان يا منتقداني کار خود را با ارزيابي واکنش هاي عاطفي و فکري آغاز کنند و از شدت احساسات يکه خورده خود تحت تأثير روحيه سرشار از حيات فيلم قرار گيرند، اما از سويي ممکن است دريابند که بيشتر به لحاظ فکري مجذوب فيلم شده اند تا از نظر احساسي. فيلمهايي هستند که تلاش دارند با طرح ديدگاه، لحن و يا سبک خود، تماشاگر را از بازي دور نگه دارند، (فيلم هاي بيضايي) و درگيري عاطفي را بعداً از راه بازتاب آن کنش ها در بيننده ظاهر کنند. بنابراين مي توان گفت اين غرابت احساسي الزاماً نتيجه موفقيت فيلم و فيلمساز نيست اما در اکثر آثار فيلمسازي همچون «کيميايي» بدين گونه عمل شده و مي شود. او سعي مي کند راه حلي ولو نچندان فلسفي براي مسائل مطرح شده در فيلمهايش ارايه دهد. ممکن است فيلمي فساد اخلاقي و فکري يک جامعه را مورد استناد قرار دهد و نتيجه بگيرد که چون جامعه نسبت به تغيير يا تحول پاسخگو نيست، محکوم به تباهي است.
آنچه در اکثر آثار فيلمسازان هنري امروزي مي بينيم، آيا چيزي غير از القاء چنين مفهومي است؟!
اما منتقدي که مي خواهد اثري را ارزيابي کند، مطمئناً مي خواهد اين نتيجه گيري را با استفاده از آگاهي هاي خود بسنجد. او مي خواهد دريابد که تصوير گران جامعه توسط فيلم چقدر به حقيقت نزديک است و به طور يقين مايل است اعتبار و شايد نتيجه نهايي اثر را نيز مورد پرسشي، پرسش برانگيز قرار دهد.
بدون شک در وضعيت فعلي، نيازي اصولي به نقد هنري فيلم ها احساس مي شود. اين حقيقت که متأسفانه در حال حاضر نقد با ارزشي نوشته نمي شود، تأثيري آشکارا و اثري منفي بر کيفيت هنري ساخته هاي جديد داشته است، تا جايي که فيلمي همچون «پدر» مجيد مجيدي به اشتباه اثري شاخص و در خور اسکار دانسته مي شود و آن طرف تر تريلرولوژي «اخراجي ها» ساخته مي شود.
طبعاً بالا بردن کميت و کيفيت نقد فيلم مي تواند شناخت جامعه نسبت به فيلم و سينما و همچنين انتظار مخاطبان از سينما را بالا ببرد. اين طرز تلقي هاي متفاوت البته موجب دلگرمي است، اما قبل از آنکه فيلمي بتواند به مقام هنري شايسته «سينما» دست يابد، مسلماً بايد مانند هر هنر ديگري متکي بر اجزائي باشد که با هوشمندي، درايت، فهم و آينده نگري در کنار هم چيده شده اند. و در اين ميان بينندگان و بخصوص نويسندگان و منتقدان سينما، در برابر نقايص، دستاوردها و آينده فرهنگ بصري به مفهوم واقعي مسؤول هستند، حتي اگر در اوضاع کنوني، واژه مسؤوليت، معنايي متفاوت از آنچه که بايد، به خود گرفته باشد!

  


فرهاد توحيدي: 27 شهريور تاريخ قطعي برگزاري جشن خانه سينماست



دبير سيزدهمين جشن بزرگ سينماي ايران از برگزاري قطعي اين جشن در روز 27 شهريورماه خبر داد.
فرهاد توحيدي درباره جشن امسال خانه سينما به مهر گفت: روز يکشنبه هفتم تيرماه جلسه اعضاي هيأت مديره خانه سينما براي تعيين تاريخ شروع داوريهاي جشن برگزار مي شود. اميدواريم بتوانيم هفته آينده داوري و ارزيابي آثار را آغاز کنيم.
وي در ادامه افزود: تاريخ 27 شهريورماه براي برگزاري مراسم سيزدهمين جشن بزرگ سينماي ايران قطعي است و تغييري در آن داده نمي شود. يکي از گزينه هاي احتمالي براي برگزاري اين مراسم هتل استقلال است، اما هنوز قطعي نشده است.
پيش از اين قرار بود 25 خردادماه در مراسمي داوري آثار شرکت کننده در جشن امسال سينماي ايران در سالن شماره يک خانه سينما آغاز شود، اما به خاطر شرايط اجتماعي پس از انتخابات اين امر به تأخير افتاد.

  


محمود شالويي خبر داد: «خوشنويسي» به جمع ساير دوسالانه هاي تجسمي پيوست



«محمود شالويي» مدير کل دفتر امور هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد از برگزاري نخستين دوسالانه خوشنويسي در قزوين خبر داد.«محمود شالويي» مديرکل دفتر امور هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: دوسالانه خوشنويسي با همکاري اداره کل ارشاد و همچنين استانداري قزوين پاييز امسال در قزوين برگزار مي شود.
شالويي گفت: براي برگزاري اين دوسالانه و برنامه ريزيهاي لازم در اين زمينه، جلساتي را با اعضاي انجمن خوشنويسان ايران خواهيم داشت و به زودي فراخوان شرکت در اين دوسالانه نيز منتشر خواهد شد.بنا بر اين گزارش جاي دوسالانه خوشنويسي در ميان دوسالانه هاي هنرهاي تجسمي بسيار خالي بود و اکنون با پيوستن اين هنر به جمع ساير دوسالانه هاي هنرهاي تجسمي، تعداد اين دوسالانه ها به 10 عدد مي رسد.دوسالانه هاي هنرهاي تجسمي هر دو سال يک بار البته با کمي پس و پيش در بخشهاي مختلف نقاشي، نگارگري، کاريکاتور، گرافيک، پوستر، مجسمه سازي، سفال و سراميک، عکس، تصويرگري برگزار مي شود که برخي از آنها در سطح بين المللي و برخي در سطح ملي است.

  


کارگاه شعر: در ستايش مادر



* محمد کاظم کاظمي
ما هميشه يکي دو هفته از مناسبتها عقب هستيم؛ يعني مثلاً امروز شعري در ستايش مادر را نقد مي کنيم، در حالي که حدود دو هفته از روز مادر سپري شده است.





علت اين تأخير هميشگي هم اين است که دوستان يکي دو روز مانده به مناسبتها شعرهايشان را به نيت چاپ مي فرستند، غافل از اينکه ممکن است اين شعر روانه کارگاه ما شود و در اين مسير يکي دو هفته در نوبت بماند تا نقد شود. ولي خوب چه باکي است؟ همه روزها روز مادر است و بهتر اينکه تجليل از مادر فقط به يک روز خلاصه نشود.
1 ) شعري با عنوان «در ستايش مادر» داريم که در ذيل آن نام «استاد فراز اصفهاني» درج شده است، ولي وضعيت ظاهري و باطني شعر نشان مي دهد که کار از يک جايي مي لنگد؛ يا شعر اشتباهي ارسال شده است، يا نام اشتباهي درج شده است و يا مشکلي ديگر در کار است؛ چون اين اثر به سروده يک استاد شباهت به هم نمي رساند. وزن شعر تا حدودي مشوش است و مي دانيم که براي يک غزل، آن هم غزلي با لحن و طرز قديم، رعايت وزن اولين شرط لازم به شمار مي آيد، هرچند اين شرط نيز کافي نيست. اين چند بيت از اين غزل را مي خوانيم:
امروز، روز فاطمه و روز مادر است
فرخنده روز عالم يکدانه گوهر است
روزي که عصمت گيتي فزون گرفت
اين موهبت هويدا زآيات کوثر است
زن؛ جلال و جاه و منزلت، منشأ
طلوع نورپرور زهراي اطهر است
همت کنيد مادران! به راهش قدم نهيد
تنها چو بدين ره سعادت ميسر است
جدا از مشکل وزن، در حوزه تخيل و هنرمندي هاي زباني نيز کاستي هايي به نظر مي رسد، چنان که در بيت سوم مي بينيم که عبارت نارساست و بيت چهارم تقريباً نثري است که به ياري قافيه، ظاهر نظم يافته است.
در هر حال من گمان مي کنم که سراينده اين اثر، چه استاد باشد و چه شخصي معمولي تا حدود بسياري نيازمند آشنايي با مقدمات سرايش شعر است. اگر بحث شعر کلاسيک در ميان است، اين مقدمات وزن و قافيه اند و اگر قصد سرايش شعر نو در کار است، آن گاه بايد به تخيل و هنرمندي هاي زباني و تناسبهاي لفظي و معنوي و ساختار کلي شعر و اين طور چيزها انديشيد که البته خود جاي بحث مفصل دارد.
2 ) شعر دوم، باز هم در ستايش مادر، از خانم فاطمه قدس است که البته لقب استاد ندارد، ولي شعرش از مشکلات وزن و قافيه نيز به دور مانده است. مثنوي اي است کوتاه و نسبتاً پراحساس که چند بيتش را مي خوانيم.
مادرم! گلواژه مهر و وفا
مادرم! اسطوره صبر و صفا
مادرم، اي حوري باغ بهشت!
زندگي با نام تو بايد نوشت
مادرم! راز پرستاري تويي
اسوه عشق و وفاداري تويي
شمع و پروانه و گل قاموس توست
گرمي دلهايمان مأنوس توست
مهمترين چيزي که در مورد اين شعر مي توان گفت، اين است که اينجا بيشتر يک تعريف کلي از مادر ديده مي شود، نه توصيف لحظات و صحنه هايي که به صورت عيني اين حقيقت را نشان دهد. اگر شما آن شعر زيباي ايرج ميرزا درباره مادر را ديده باشيد، ملاحظه مي کنيد که آنجا شاعر به طور کلي نمي گويد «مادرم فداکار است و مهربان است» بلکه خود آن مظاهر فداکاري و مهرباني را ترسيم مي کند.
شبها بر گاهواره من
بيدار نشست و خفتن آموخت
يک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شيوه راه رفتن آموخت
در شعر خانم فاطمه قدس البته گفته مي شود که «اسوه عشق و وفاداري تويي» ولي صحنه اي از اين وفاداري ها ترسيم نمي شود تا خواننده شعر خودش به اين نتيجه برسد. کار شاعر نبايد اين باشد که نتيجه را بگويد. او بايد صحنه را به طرزي شاعرانه ترسيم کند و نتيجه گيري را به خواننده بگذارد.
از اينکه بگذريم، به نظر مي رسد که بعضي از واژه ها خوب استفاده نشده اند، مثلاً در مصرع «شمع و پروانه و گل قاموس توست» بايد در نظر داشت که «قاموس» به معني «فرهنگ لغت» است و در اين معني مناسبتي با مصرع ندارد. همچنين در مصرع «مادرم راز پرستاري تويي» واژه «راز» که به معني «مطلب پوشيده و پنهان» است به معني «اسوه» يا «نماد» به کار رفته است. اين يک کاربرد نادرست از واژه «راز» است که متأسفانه در مطبوعات نيز بسيار رايج شده است، چنان که مثلا مي گويند «شجاعت، راز سرافرازي است» و منظورشان اين است که «شجاعت مايه سرافرازي است».
شاعران بايد بکوشند که واژگان را به معني دقيق شان به کار برند و اين يکي از وسايل حفظ اصالت زبان است. تاکنون نيز در طول تاريخ زبان فارسي، بيشتر بار اين حفظ اصالت بر عهده اهل قلم بوده است.

  


نمايشگاه هنرمندان معاصر در لندن برپا شد



نمايشگاهي از آثار هفت هنرمند معاصر ايراني با عنوان «ميد اين ايران» اين روزها در لندن برپاست.
به گزارش ايسنا، نمايشگاه «ميد اين ايران» که از روز 23 ژوئن( مصادف با دوم تيرماه) در خانه آسيايي ( asia house ) شهر لندن آغاز به کار کرده است، در برگيرنده آثار عکاسي، نقاشي، طراحي و ديجيتال آرت از هنرمنداني همچون شيرين علي آبادي، وحيد شريفيان، بهروز رائي، پيمان هوشمندزاده، آرش حنايي، سيمين کرامتي و نازگل انصارنيا است.
اين نمايشگاه مجموعه اي از تجربه هاي اين هنرمندان جوان در ارتباط با ايران مدرن است که با زباني طنز و در فضايي سوررئال تصوير شده است.
اين نمايشگاه تا دوم مردادماه در لندن برپاست.

  


موراکامي: از « 1984 » جرج اورول الهام گرفتم



هاروکي موراکامي- نويسنده سرشناس ژاپني- اعلام کرد، رمان « 1984 » جورج اورول الهام بخش او در نگارش جديد ترين کتابش بوده است.




به گزارش ايسنا، رمان « 1Q84 » جديدترين اثر موراکامي ماه گذشته در ژاپن منتشر شد و در مدت دو هفته، به فروش بيش از نيم ميليون نسخه رسيد.
اين نويسنده سرشناس به گمانه زني ها در باره عنوان عجيب کتابش پايان داد و اعلام کرد: مدتهاي طولاني مي خواستم رماني شبيه رمان « 1984 » جورج اورول بنويسم و اين يکي از الهامهاي من براي کتاب جديدم بوده است.
خالق اثر «کافکا در کرانه» اظهار کرد: مصاحبه هاي انجام شده با قربانيان سال 2005 حملات گازي در مترو توکيو که در قالب کتاب «زيرزمين» منتشر شد، ديگر الهام بخش من براي کتاب « 1Q84 » بوده است.
موراکامي همچنين درباره افزايش فروش کتابش به مرز يک و نيم ميليون نسخه در ژاپن گفت: تعداد نسخه هاي فروخته شده مهم نيست؛ بلکه انتقال پيام نويسنده به خواننده اهميت دارد.او همچنين زمان آغاز نگارش اين کتاب را پاييز 2006 در هاوايي اعلام کرد که دو سال به طول انجاميده است.به گزارش روزنامه گاردين، اين کتاب يک هزار صفحه اي داستان يک معلم مدرسه که آرزوي نويسندگي دارد و يک زن تنهاست مي باشد.

  


جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره «کراتکوفيل» براي انيميشن «تنهايي»



جايزه ويژه هيأت داوران جشنواره بين المللي فيلم کوتاه «کراتکوفيل» به انيميشن «تنهايي» به تهيه کنندگي و کارگرداني مهرداد شيخان تعلق گرفت.
به گزارش ايسنا، جشنواره بين المللي فيلم کوتاه «کراتکوفيل» 16 تا 20 ژوئن ( 26 تا 30 خرداد) در شهر «بانجاکوکا» بوسني و هرزگوين برگزار شد.
در بيانيه هيأت داوران اين جشنواره آمده است: جايزه ويژه هيأت داوران به اتفاق تمام آرا به فيلم ايراني «تنهايي» ساخته مهرداد شيخان تعلق مي گيرد. اين فيلم داراي تصوري نيرومند و تکنيکي شگرف در استفاده از تصوير و صدا مي باشد.انيميشن کوتاه و مستقل «تنهايي» در حال حاضر در چندين مسابقه معتبر حضور دارد و چندين جايزه در بخشهاي مختلف از جشنواره هاي جهاني دريافت کرده است.
«تنهايي» کانديد دريافت سيمرغ بهترين فيلم کوتاه جشنواره فجر 1387 و نيز کانديد مقام نخست جشنواره هاي «ازمير» ترکيه 2008 و «سفتون» انگلستان 2008 نيز بوده است. موسيقي فيلم «تنهايي» اثر استاد حسين عليزاده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com