صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-06-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 8تیر ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگو با بيژن شکرريز کارگردان سريال «سايه هاي تنهايي»؛ نه سياه و نه سفيد؛ خاکستري!
 * پيش بيني ها آغاز شد؛ رقابت سنگين 15 فيلم براي قرار گرفتن در ميان 10 نامزد اسکار
 * با «لويي فردينان سلين» به بهانه ترجمه رمان «معرکه»؛ به دنيا بگوييد ذاتش را عوض کند!
 * به ياد «ايرج زند» ؛ نمايشگاه «از گذشته تا ... فردا» از 12 تير برپا مي شود
 * محمد حقوقي از بي هوشي بيرون آمد
 * منتخب آثار هنرمندان نقاش در باغ موزه هنر ايراني
 * کاهش استقبال از آثار هنري حراجي ساتبي در لندن
 * خوانش شعري از ابراهيم اکبري ديزگاه؛ در خلوت برف
 * کمپاني «برادران وارنر» فهرست فيلمهاي آينده اش را اعلام کرد
 * شجاعي طباطبايي دبير جشنواره هنرهاي تجسمي جوان شد

گفتگو با بيژن شکرريز کارگردان سريال «سايه هاي تنهايي»؛ نه سياه و نه سفيد؛ خاکستري!



* تکتم بهاردوست
بينندگان تلويزيون چند هفته اي است که بيننده سريال «سايه تنهايي» از شبکه يک سيما هستند.
سريالي که به معضلات پزشکي و روابط انساني ميان پزشکان و بيماران آنها مي پردازد.




فيلمنامه را مينو فرشچي در 26 قسمت نوشته است و بيژن شکرريز کارگرداني آن را برعهده دارد. به اين بهانه با شکرريز پيرامون شرايط توليد اين سريال گفتگويي انجام داده ايم که مي خوانيد.
* آقاي شکرريز، تا جايي که من مي دانم اين سريال حدود 2 سال پيش ساخته شد ولي امسال شرايط پخش آن فراهم آمد. اين تأخير دليل خاصي داشت؟
** متأسفانه اين کار وقتي آماده پخش شد که همزمان شده بود با پخش سريالهايي چون «حلقه سبز»، «اغماء» و... و هر بار به دليلي پخش آن به تأخير مي افتاد. ديگر اينکه مديريت پخش شبکه اعتقاد داشت قصه هايي که توسط خانم مينو فرشچي نوشته شده، بسيار تلخ است. دقيقاً يکي از دلايل ترديد مديريت شبکه براي پخش اين سريال، همين قضيه بود!
* من در مصاحبه اي ازشما خوانده بودم که گفته بوديد به خاطر اين فاصله دو ساله، موضوع داستانهايتان تاريخ گذشته شده است، در حالي که هنوز سريالهايي مثل «پزشک دهکده» با اين موضوعات ساخته و پخش مي شود.
** بله، شايد اين موضوعات هيچ وقت کهنه نشود و هميشه بيننده خود را داشته باشد ولي منظور من اين بوده که اين سريال بايد به موقع پخش مي شد. من از نگاه موضوعي با شما موافقم. تمام مسائلي که در اين سريال بيان مي شود، تازه و به روز است و بسياري از مخاطبان با آن درگيرند.
* در اين سريال، دو محور داستاني بيشتر به چشم مي آيد: يکي زندگي حرفه اي و ديگري زندگي شخصي پزشکان. بيشتر کدام محور مد نظرتان بوده است؟
** در نوع نگاهي که اين سريال نسبت به پزشکان دارد، بيشتر موقعيتهاي دراماتيک از درون زندگي شخصي، رفتارها و ديالوگ هاي آنان به وجود مي آيد. من در اين کار سعي کردم که شخصيتهاي تک بعدي و تک رنگ نداشته باشم. در اين سريال شما پزشک سياه نمي بينيد، پزشکها، همه يا سفيدند يا خاکستري.
* ولي پزشکان شما در اين سريال زياد خوب به نظر مي رسند؟
** شايد! ولي بيشتر مي خواستم پزشکاني را به تصوير بکشم که معتقدند بيمار تنها نيازمند به دارو و درمان نيست، بلکه رفتارهاي شخصي يک پزشک و نوع ارتباطش با بيمار هم نقش بسيار مهمي در سلامت و بهبود او دارد. درواقع مي خواستم از بار دراماتيکي موقعيت پزشکي براي بيان قصه ها استفاده کنم و آن را صرفاً به سلامت بيمار محدود نکنم.
* ولي در قسمتهايي از سريال، وارد زندگي شخصي پزشکها هم مي شويد!
** بله، دقيقاً! مثل زندگي دکتر اردلان، دکتر هاتفي و دکتر سرشار، اما اين ورود، بهانه اي است تا به طرح مسائل اجتماعي و جامعه اي که اين پزشکان در آن زندگي مي کنند، بپردازيم. هدف من بيشتر اين بوده که در عين اين که به زندگي پزشکان و مسائل آنان پرداخته مي شود، از موقعيت حرفه اي آنان هم براي طرح و بيان آسيبهاي اجتماعي استفاده شود.
* آيا مي توان اين سريال را نقدي بر جامعه پزشکان دانست؟
** بله، من مي خواستم در عين نگه داشتن احترام اين قشر جامعه، به نقد آن هم بپردازم. البته به نظر من براي نقد اين سريال زود است و بيننده به زمان نياز دارد تا خاکستري بودن شخصيت ها برايش مشخص شود. البته نگاه من به اين شخصيتها از منظر تفکيک ايدئولوژيکي انسانها نبوده است.
* در خصوص بازي نسرين مقانلو بگوييد. او دراين سريال نقش متفاوتي دارد.
** بله، همانطور که گفتيد نسرين مقانلو در اينجا نقش زني را بازي مي کند که مخالف رفتارهاي اجتماعي جامعه فعلي اش است. اين آدم متناسب با تفکرش لباس مي پوشد و حرف مي زند. او يک شخصيت منفي نيست، چون يک شخصيت منفي خود را فقط در حرفهايش نشان نمي دهد، بلکه در نوع رفتار و پوشش هم خود را نشان مي دهد، در حالي که ما بارها خانم مقانلو را با اين نوع پوشش و گريم ديده ايم. در حالي که اصلاً نقش منفي نداشته است !
* در تيتراژ پاياني سريال از تعدادي از پزشکان به عنوان مشاور نام برده ايد. نحوه همکاري اين پزشکان با اين سريال چگونه بوده؟
** اين پزشکان، اکثراً کار مشاوره در امور پزشکي سريال را بر عهده داشته اند. مثلاً فيلمنامه را مي خواندند و در نحوه تلفظ درست اصطلاحات پزشکي، داروها و چگونگي انجام برخي امور پزشکي نظر و در مورد برخي رفتارها تذکر مي دادند.
* يکي از ويژگي هاي اين سريال، توجه به فضاي بيمارستان و نشان دادن امور پزشکي است...
** درست است، چون مي خواستم بيننده با جغرافياي محيط هم ارتباط برقرار کند. من در خصوص شغل پزشکي يک سريال ساخته ام، پس بايد فضاي جغرافيايي سريال به گونه اي باشد که مخاطب بتواند آن را باور کند و بپذيريد.
* و آخرين سؤال، چرا ساختار اپيزوديک را براي روايت قصه خود انتخاب کرديد؟
** شايد يکي از دلايل اين شيوه، وجود چند شخصيت اصلي در داستان است که بايد در طول سريال به آنها پرداخته شود. مي خواستم در اين اپيزود، يکي از مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه را مطرح کنم و لازمه چنين کاري اين بود که نه با يک قصه، که داستان هاي متعددي را به تصوير بکشيم، لذا بهترين فرم براي اين کار ساختار اپيزوديک بود.

  


پيش بيني ها آغاز شد؛ رقابت سنگين 15 فيلم براي قرار گرفتن در ميان 10 نامزد اسکار



دو برابر شدن تعداد نامزدهاي اسکار بهترين فيلم، تمام معيارها براي حدس زدن نام نامزدهاي احتمالي اين رشته در هشتاد و دومين دوره مراسم اسکار را دگرگون کرده است.




به گزارش مهر، لس آنجلس تايمز اعلام کرد امروز ديگر گفتن اينکه اعضاي آکادمي اسکار از فرصت و امکان انتخاب 10 فيلم براي بخش بهترين فيلم چگونه استفاده مي کنند بسيار سخت شده است؛ آيا آنها مثل چند سال اخير انگشت روي فيلمهاي جدي و بزرگ مي گذارند يا امکان درخشش به فيلمهاي کمدي، مستقل انيميشن يا کمتر ديده شده مي دهند.
تا زمان برگزاري مراسم اسکار در ماه مارس سال 2010 ماهها وقت باقي است و پيش بيني فيلمهاي برتر امسال براي قرار گرفتن در فهرست 10 نامزد اسکار بهترين فيلم هنوز زود به نظر مي رسد. اما آنچه در پي مي آيد فهرستي احتمالي از پنج فيلم خوب تا فوق العاده، پنج فيلم مستقل و مهجور و پنج فيلم مورد پسند تماشاگران است:
* رقباي اصلي اسکار 2010
خبرچين: استيون سودربرگ با بازي مت ديمن فيلمي کارگرداني کرده که چند فيلم نامزد اسکار مانند «نفوذي» مايکل مان و «مايکل کليتن» توني گيلروي را به ياد همه مي آورد.
شکست ناپذير: تنها چيزي که اعضاي آکادمي اسکار از خود کلينت ايستوود بيشتر دوست مي دارند، يک فيلم زندگينامه اي است و چه بهتر که اين فيلم درباره نلسون ماندلا با بازي مورگان فريمن باشد.
استخوان هاي دوست داشتني: همه پيتر جکسن را با سه گانه «ارباب حلقه ها» مي شناسند. او اين بار چرخشي در نوع فيلمسازي خود به وجود آورده و کتاب بسيار پرفروش آليس سيبولد را فيلم کرده که محبوب اعضاي آکادمي اسکار است.
دانيل دي لوئيس، جودي دنچ، نيکول کيدمن بازيگران، هاروي وينستين تهيه کننده و راب مارشال کارگردان موزيکال «شيکاگو». همه اين ستارگان برنده اسکار در يک فيلم جمع شده اند.
شاتر آيلند: مارتين اسکورسيزي با لئوناردو دي کاپريو ستاره «مردگان» دوباره در يک فيلم همکاري کرده است. به توضيح بيشتر که نياز نيست؟
* ستارگان در حال ظهور
آمليا: هيلاري سوانک ستاره اي که دو بار برنده جايزه اسکار شده نقش آمليا ارهارت را در اين فيلم زندگينامه اي بازي مي کند. کارگردان هم کسي نيست جز ميرا ناير تحسين شده.
برادران: جيم شرايدن فيلمساز ايرلندي خالق «پاي چپ من» در تازه ترين ساخته خود از بازي جيک گيلنهال، توبي مگواير و ناتالي پورتمن بهره برده است در يک روايت امروز از داستاني جنگي.
آغوشهاي شکسته: پدرو آلمودوار هواداران بسياري در هاليوود دارد، اما هنوز يکبار هم نامزدي اسکار بهترين فيلم را تجربه نکرده است. شايد امسال طلسم با فيلم تازه پنه لوپه کروز بشکند.
ارزشمند: برنده سه جايزه اصلي از جشنواره فيلم ساندنس از جمله جايزه بزرگ هيأت داوران. درامي بسيار تلخ و جدي که در محافل رسمي فراوان تحسين شده است.
بالا در آسمان: جيسن ريتمن که با «جونو» نامزد دريافت اسکار بهترين فيلم شد، اين بار با يک کمدي ديگر بازگشته است. بازيگر فيلم هم جرج کلوني است که يکي از بازيگران محبوب اسکار به شمار مي رود.
* خارج از قاب
آواتار: اين بيشتر استثناست تا قانون که فيلمهايي نظير «تايتانيک» و «ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه» جوائز اسکار را درو کنند. اما تازه ترين تجربه سه بعدي جيمز کامرون بسيار مهمتر از آن است که بتوان ناديده اش گرفت.
جولي و جوليا: کمديهاي عاشقانه نورا افرون معمولاً چندان باب طبع اعضاي آکادمي اسکار نيست. اما ستاره هايي مثل مريل استريپ و ايمي آدامز چرا. نخستين نشانه هاي فيلم هم بسيار قوي بوده است.
مستند بدون نام مايکل مور: اين مستندساز چپگرا يکي از چهره هاي محبوب هاليوود است و سابقه بردن جايزه اسکار را هم در کارنامه دارد. او اين بار روي بحران اقتصادي تمرکز کرده که شايد به مذاق اسکاري ها خوش بيايد.
سفر ستاره اي: تا جايي که بتوانيد تصور کنيد از سنتهاي مورد پسند اسکار فاصله دارد. اما نمي توان تأييد منتقدان و استقبال خوب تماشاگران را ناديده گرفت.
بالا: انيميشن هاي پيکسار معمولاً از فهرست اسکار بهترين فيلم جا مي مانند. اما امسال با افزايش تعداد نامزدهاي اين بخش ديگر آکادمي توجيهي براي گذشتن از کنار نام فيلمهاي بهترين استوديوي انيميشن سازي ندارد.

  


با «لويي فردينان سلين» به بهانه ترجمه رمان «معرکه»؛ به دنيا بگوييد ذاتش را عوض کند!



* خديجه زمانيان
«لويي فردينان سلين» را خيلي از ايراني ها مي شناسند. «سفربه انتهاي شب» او را اکثر کساني که به داستانهاي جنگ جهاني اول علاقه دارند، خوانده اند و اگر از آن دسته مخاطباني باشند که به سبکهاي جديد داستان نويسي علاقه مند هستند، حتماً از نثر «سلين» خوششان آمده و کتابهاي ديگر او را هم پيگيري مي کنند!




رمان کم حجم «معرکه» آخرين اثر اين نويسنده فرانسوي است که به زبان فارسي ترجمه شده است که در کنار «سفر به انتهاي شب» و «مرگ قسطي» سه گانه او را کامل کرده است.
«معرکه» هم مثل ساير آثار «سلين» اثري درباره جنگ است؛ البته يک اثر مستند. اين رمان، ماجراي سربازي است که داوطلبانه در قشون هفدهم سواره نظام ثبت نام کرده است که نيمه شب و زمان گشت زني شبانه به قرارگاه مي رسد. داستان در يک نيمه شب باراني شروع مي شود و با سپيده دم به پايان مي رسد.
«سلين» در طول داستانش، تصاوير دردناکي را از دويدن سربازها در شب باراني با سرجوخه مستي که اسم شب را فراموش کرده است و دايم بددهني مي کند، ارايه مي دهد. او در کتابش از سربازهايي مي نويسد که در اصطبل پناه مي گيرند يا اسبهايي که به جان هم مي افتند.
***
«سلين» در رمان «معرکه» با استفاده از گفتگوهايي که بين شخصيتهاي داستان رد و بدل مي شود، به طور غير مستقيم جنگ جهاني اول را بيهوده مي شمارد و آن را به تمسخر مي گيرد. او مسؤولان پادگان را که در رأس آنها يک سرجوخه احمق و بي منطق است، نمادي از سردرگمي و بي هدفي جنگ معرفي کرده است. سربازان، اسم شب را فراموش کرده اند، سرجوخه از تنبيه آنها در هواي باراني لذت مي برد و به آنها فحش و ناسزا مي دهد.
«دست کم مي دوني که اسمت چيه؟ با توام، نکبت زندگي تو گرفته، اسمتم يادت رفته؟ مطمئني که کردو نکومي؟ يکي ديگه نيستي؟ پس تو چي مي دوني کثافت احمق؟ خب ديگه! خفه خون بگير! صد رحمت به جوون ترا، افتضاح اينه که همچين اشتباهي از يک کهنه کار سر زده! خودم بهت مي گم اسم شب چيه! »
همه سراشونو آوردن نزديک. منم وايستاده بودم پشت همه تا اسم شبو بشنوم. توهم توهم، زار و نزار، دور فانوس، تو گودي سياه شب مي لرزيدم.
- اَه! چه بدشانسي ! مي دونستم چيه ها! دو تا کلمه عين هم. داشتيم مي اومديم به کوئف گفتم: «بيا بگير، کوئف، اسم شب اينه...» گندش بزنه! همه چي رو به راه بود، مثه آدم اسم شبو گرفتم. اَه! بگو ديگه، چيز، اين بود! ...»
***
«سلين» در داستانهايش از ادبيات نوشتاري خارج شده و با زبان محاوره داستانش را تعريف مي کند. او با وارد کردن زبان عاميانه و محاوره به ادبيات شوکي به زبان فرانسه وارد کرد و آن را دچار دگرگوني کرد. سبکي با نام «سبک سليني» را ابداع کرد و صاحب سبک شد. به زبان کوچه و بازار مي نوشت. از کش مکشهاي دروني، رنج وعذاب زندگي حرف مي زد و تا آن جا پيش مي رفت که گاهي با خواننده کتابش دعوا مي کرد. بارها به خاطر اين نوع نوشتن به او انتقاد کرده اند، اما او در مقدمه رمان «معرکه» با اين جمله پاسخ آنها را مي دهد: «من همان طور مي نويسم که حس مي کنم. از من ايراد مي گيريد که بددهنم و بي ادبانه مي نويسم يا از خشونت کتابهايم انتقاد مي کنيد. چه کنم؟ به دنيا بگوييد ذاتش را عوض کند تا من سبکم را عوض کنم.»
عاميانه نوشتن «سلين» او را صاحب سبک کرد، اما از طرفي خوانندگانش را کمتر کرد. چون آدمهاي زيادي نمي توانند با نثر و نوع روايت اين آقاي نويسنده ارتباط برقرار کنند. به خصوص نوع روايت او در رمان «معرکه» که توصيف را رها کرده و گفتگوي شخصيتهاي داستان، ماجرا را پيش مي برد.
***
«لويي فردينان دتوش» نام اصلي «لويي فردينان سلين» است. «سلين» نام فاميلي مادرش است که او آن را به عنوان مستعار به اسمش اضافه کرد تا در ذيل عنوان کتابهايش به چاپ برساند.
«فردينان سلين» در سال 1894 در پاريس متولد شد. در 18 سالگي در دوازدهمين قشون سواره نظام ثبت نام کرد و به يک پادگان اعزام شد. او در جنگ دچار جراحت و معلوليت 70 درصدي شد. بعد از جراحتش، ادامه تحصيل داد و پس از فارغ التحصيلي در رشته پزشکي به عنوان پزشک در جنگهاي جهاني اول شرکت کرد و کتابهايش را تحت تأثير جنگ نوشت.
«سلين» زندگي پر فراز و نشيبي داشت. به خاطر روحيه يهودي ستيزي بارها تبعيد شد و به زندان رفت و به عنوان نويسنده خائن به کشورش به جهان معرفي شد.
سالهاي زندان و تبعيد او را از پا انداخت و به انزوا کشاند. اگر چه از ابتدا مي نوشت، اما از زمان بيماري اش از فعاليتهاي سياسي فاصله گرفت و افکارش را در قالب کتاب منتشر کرد. در سال 1961 در سن 68 سالگي درگذشت.
«سفر به انتهاي شب»، «گروه آدمکها»، «اوضاع وخيم»، «دسته دلقکها»، «معرکه»، «از اين قصر به آن قصر»، «شمال» و «ريگودون» بعضي از آثار او هستند.
«سفر به انتهاي شب» جزو شاهکارهاي او به شمار مي رود که بعد از «مارسل پروست» عنوان بزرگترين نويسنده فرانسه را از آن او کرد. رمان «معرکه» توسط «سميه نوروزي» ترجمه شده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. اين رمان از سال 87 تا به حال به سه چاپ رسيده است.
***
«غريبه، بدان که من هستم! عصر، عصر جاه طلبي است! »
«من بزرگترين نويسنده روي زمينم! اين طور نيست؟»
«لويي فردينان سلين»

  


به ياد «ايرج زند» ؛ نمايشگاه «از گذشته تا ... فردا» از 12 تير برپا مي شود



نمايشگاه «از گذشته تا ... فردا» با آثار هنرمندان معاصر ايران، با خاطره زنده ياد «ايرج زند» در گالري دي برپا مي شود.




به گزارش ايسنا نمايشگاه «از گذشته تا ... فردا» به کوشش فريال سلحشور - مدير گالري دي - و با حضور نزديک به صد هنرمند برجسته هنرهاي تجسمي به ياد زنده ياد ايرج زند برگزار مي شود.
در اين نمايشگاه آثار متعددي از هنرمنداني همچون محمد احصايي، سهراب سپهري، منير فرمانفرمانيان، ناصر عصار، بهجت صدر، بهمن محصص، مسعود عربشاهي، محسن وزيري مقدم، عليرضا اسپهبد، حسين زنده رودي، فرشيد مثقالي، گيزلا سينايي، ابراهيم حقيقي، مکرمه قنبري و ... به نمايش درمي آيد.
همچنين در بخش ديگري از اين نمايشگاه، تعدادي از نقاشي و مجسمه هاي زنده ياد زند که از همسر او به امانت گرفته شده است، نمايش داده مي شود.
اين نمايشگاه روز جمعه - 12 تير ماه 88 از ساعت 16 تا 21 در گالري دي افتتاح مي شود و تا 31 تير ماه ادامه دارد.گالري دي در خيابان نياوران،ابتداي پاسداران،تنگستان چهارم، کوچه ناز 1 ، بن بست ترانه، پلاک 3 واقع شده است.

  


محمد حقوقي از بي هوشي بيرون آمد



محمد حقوقي از يک بي هوشي 24 ساعته بيرون آمده و وضعيت جسماني اش بهتر شده است.
همسر اين شاعر و منتقد ادبي با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: روز پنج شنبه (چهارم تير)، حقوقي به دليل ناراحتي قلبي و کليه به حالت نيمه بي هوش به بيمارستان خورشيد اصفهان منتقل شد که بعد از يک بي هوشي 24 ساعته دوباره به هوش آمد و مي تواند با اطرافيانش صحبت کند.
او در ادامه افزود: حقوقي فعلاً در بخش مراقبتهاي ويژه بستري است و معلوم نيست چه زماني از بيمارستان مرخص شود. او به دليل ناراحتي هايي که داشت، از پيش از عيد دو بار در بيمارستان بستري شده است.
محمد حقوقي - شاعر و منتقد ادبي - سال 1316 در اصفهان متولد شده است و آثاري از جمله دفترهاي شعر: «گنجشکها و گيلاسها» (شعرهاي عاشقانه)، «زوايا و مدارات»، «فصلهاي زمستاني»، «شرقي ها»، «با شب با زخم با گرگ»، «گريزهاي ناگريز»، و نيز «شعر و شاعران» ( بررسي و تحقيقي درباره شعر شاعران معاصر) از او منتشر شده اند.

  


منتخب آثار هنرمندان نقاش در باغ موزه هنر ايراني



نمايشگاه گروهي نقاشي با مرور آثار تعدادي از هنرمنداني که طي يکسال اخير در باغ موزه هنر ايراني نمايشگاه داشته اند، اين روزها در اين مجموعه به نمايش درآمده است.قديري- مسؤول نگارخانه باغ موزه به ايسنا گفت: کافه گالري باغ موزه براي حمايت از هنرمنداني که در اين مجموعه نمايشگاه برگزار مي کنند و در جهت جمع آوري آثار هنري، در هر دوره اقدام به خريد تعدادي از آثار اين هنرمندان مي کنند.او ادامه داد: اين نمايشگاه گروهي که از 6 تير ماه در باغ موزه برپا شده است، شامل آثار برگزيده هنرمنداني مي شود که دوره هاي قبل در نگارخانه پرديس اين مجموعه نمايشگاه برگزار کرده اند و باغ موزه آثار آنها را خريداري کرده است. گفتني است: اين نمايشگاه که دربرگيرنده 17 اثر نقاشي از هنرمنداني همچون ابراهيم حقيقي، سپيده سحر، لاله اردستاني، علي سلطاني، شراره صالحيان و ... مي شود تا 21 تير ماه برپاست و علاقه مندان مي توانند از ساعت 10 تا 20 از اين آثار ديدن کنند.

  


کاهش استقبال از آثار هنري حراجي ساتبي در لندن



حراجي بزرگ ساتبي در فروش بهارانه خود موفق به فروش آثار هنري مدرن و اَمپرسيونيستي تنها با قيمت 33 ميليون پوند شد که نسبت به سال گذشته حدود سه برابر کاهش داشته است.به گزارش فارس به نقل از رويترز، کارشناسان حراجي ساتبي، قيمت تقريبي اين آثار را حدود 26 تا 37 ميليون پوند تخمين زده بودند.
اين در حالي است که حراجي ساتبي سال گذشته در برنامه حراجي همين فصل خود، بيش از 102 ميليون پوند فروش داشته بود.

  


خوانش شعري از ابراهيم اکبري ديزگاه؛ در خلوت برف



* حميدرضا شکارسري
«روي تک قبر
نيم متر برف
فاتحه مع الصلواَ» ( 1 )
اين تک تک اشياء نيستند که به فضا معني مي دهند، بلکه اين فضاست که به تک تک اشياء معنا مي بخشد. حتي اين اشياء نيستند که فضاسازي مي کنند بلکه فضا، امکان حضور اشياء را فراهم مي سازد.




بنابراين، «فضا» در آثار هنري، حاصل حضور اشياء نيست، بلکه يک مفهوم مجرد و غيرمادي است که حاصل نوع نگرش هنرمند به جهان و به مقوله هنر است.
پس معناي يک واژه واحد، بسته به اينکه در چه فضايي حاضر شده است و نيز بسته به اينکه آن فضا چه واژه هاي ديگري را به خود فراخوانده است، متفاوت خواهد بود. گاهي اما فضاي اثر معناي واژه را تغيير نمي دهد بلکه با تغيير نوع بيان، لحن و حتي نوع چينش کلمات و تقطيع سطرها، مسير خوانش و تأويل مخاطب را تغيير مي دهد.
فضاي شعر «اکبري» فضاي غربت است و درست به همين دليل تنها يک «تک قبر» به شعر احضار مي شود و نه يک قبرستان و باز درست به همين دليل «نيم متر برف» بر روي اين تک قبر جمع شده و دستي نبوده تا آنها را کنار بزند. و باز، درست به همين دليل شاعر از سر ترحم، همدلي يا هر حس ديگري از اين دست، فاتحه و صلواتي نثار غريبه خفته در اين قبر مي نمايد.
اما حالا بياييد، لحن خود را هنگام قرائت آخرين سطر عوض کنيم! فضا با تغيير لحن، نوع خوانش و تأويل ما را تغيير خواهد داد. مخاطب مي تواند به جاي لحن متأثر و غمگنانه، سطر سوم را تمسخرآميز، لاقيد يا سرخوش بخواند. آنگاه اثر به هجو زندگي و مرگ پرداخته است و در واقع فضايي پوچ انگار را بر شعر مسلط مي يابيم.
پس حتي بدون حضور مقتدر شاعر، مخاطب با نوع قرائتش، فضايي خاص مي سازد و اشياء را به ضرورت اين فضا به شعر فرا مي خواند و معنا مي بخشد. فضاي «اکبري» و معنا بخشي آن به متن هرگز از فضاي من و شماي مخاطب اصيل تر نيست. مؤلف نيز يکي از خوانندگان بي شمار متن محسوب مي شود. کنجکاوم که بدانم «اکبري» اين سه سطر را چگونه مي خواند؟!
( 1 ) قابيل توبه مي کند- ابراهيم اکبري ديزگاه- هنر رسانه ارديبهشت- 1387

  


کمپاني «برادران وارنر» فهرست فيلمهاي آينده اش را اعلام کرد



کمپاني فيلم سازي «برادران وارنر» در گردهمايي سالانه «کاميک - کان» فهرست فيلمها و پروژه هاي آينده اش را اعلام کرد.
به گزارش ايسنا، پروژه سينمايي «مقصد نهايي» به تهيه کنندگي «گريگ پري» از جمله آثار مطرح «وارنرها» در آينده است که 23 جولاي (اوايل مرداد) روانه اکران خواهد شد.
بنابراين گزارش از 24 جولاي نيز به ترتيب بزرگترين پروژه هاي اين شرکت فيلمسازي با عناوين «عناصر وحشي کجا هستند» اثر «اسپايک جونز»، «کتاب لي» با بازي «دنزل واشنگتن»، «کابوسي در خيابان الم»، فيلم «دوني دارکو»، پروژه «جعبه» با حضور «کامرون دياز»، «شرلوک هولمز» با بازي «جود لاو» و «رابرت جونيور» از ديگر فيلمهاي وارنرها به شمار مي روند، که به زودي در معرض تماشاي مخاطبان جهاني قرار مي گيرند.
همچنين فيلم خانوادگي «کوتاه ها» به کارگرداني «رابرت رودريگوئز» از ديگر آثار اين کمپاني است که از جمعه آينده اکران خود را آغاز مي کند.

  


شجاعي طباطبايي دبير جشنواره هنرهاي تجسمي جوان شد



گروه هنر- مرتضي گودرزي ديباج، مدير مرکز هنرهاي تجسمي حوزه هنري، سيد مسعود شجاعي طباطبايي را به عنوان دبير پنجمين جشنواره هنرهاي تجسمي جوان، منصوب کرد.
گفتني است، تاکنون چهار دوره اين جشنواره به همت مرکز هنرهاي تجسمي حوزه هنري با همکاري نهادها و سازمانهاي فرهنگي و هنري کشور، با هدف کلي بسط و گسترش فعاليتهاي هنري و تشويق و معرفي استعدادهاي هنري جوان برگزار شده است و فراخوان پنجمين دوره اين جشنواره بزودي اعلام خواهد شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com