|
* غلامرضا قلندريان
سازمان عفو بين الملل در گزارشي مستند و جامع تأکيد کرد، رژيم صهيونيستي در جنگ اخير غزه موارد متعددي از نقض قوانين بين المللي از جمله کشتار غيرنظاميان و ويراني هاي «عمدي» مرتکب شده و جنايتکار جنگي محسوب مي شود.
رژيم صهيونيستي از بدو تأسيس، بنيان رفتارهاي ضد انساني را بنا نهاد تا از اين رهگذر بتواند با استفاده از شيوه قهرآميز، فرصت ايستادگي را از ملت مظلوم فلسطين سلب نمايد. اکنون سير برخوردهاي خشن رژيم اشغالگر قدس بيانگر اين موضوع است که گذشت زمان و افشاگري سازمانهاي بين المللي نتوانسته روند رو به تزايد نسل کشي فلسطينيان را متوقف نمايد.
هنوز حافظه تاريخ قتل عام «دير ياسين» در سال 1948 که 240 مرد، زن و کودک بي گناه را کشتند؛ فراموش نکرده است. قتل عام «کفر قاسم» در سال 1965 جنايت ديگري در پرونده اين رژيم است که 49 فلسطيني که از حملات اسرائيل بي خبر بودند، کشته شدند و اجساد آنان در بوته زارها رها گرديد. همچنين کشتار صبرا و شتيلا جايي که رژيم صهيونيستي حدود 1800 فلسطيني را به قتل رساندند.
از ديگر جنايتهاي اسرائيل مي توان به قتل عام «قانا» در سال 1994 اشاره کرد؛ در اين تهاجم 100 غيرنظامي لبناني که در دفتر سازمان ملل پناه گرفته بودند، کشته شدند. در تحقيقات به عمل آمده توسط سازمان ملل مشخص گرديد که بعيد است اين حمله اشتباهي از سوي اسرائيل انجام شده باشد.
طي جنگ لبنان در سال 2006 خشونت طلب ترين ارتش دنيا مراکز غيرنظامي را بمباران کرد، از بمبهاي خوشه اي استفاده نمود و از دادن نقشه مکانهاي مين گذاري شده به مقامهاي لبناني براي نجات جان غيرنظاميان امتناع کرد.
اکنون که اين رژيم به عنوان جنايتکار جنگي از سوي سازمان عفو بين الملل معرفي شده است، مي توان برخي از مستندهاي حقوقي را که بدانها اشاره مي گردد، به عنوان دلايل محکوميت تل آويو مطرح کرد.
ارتش اشغالگر بدون رعايت اصل تمايز بين نظاميان و غيرنظاميان و اصل تفکيک اموال نظامي و غيرنظامي با نقض مواد 53 و 147 کنوانسيون چهارم ژنو، اموال غيرنظامي از جمله حدود 4000 واحد مسکوني، 300 واحد تجاري خصوصي، 30 مسجد، 10 مؤسسه خيريه، چندين مرکز بهداشتي و بيمارستاني و مراکز رسانه ها را تخريب نمود.
مقامهاي تل آويو در اين جنايت جنگي استفاده از سلاحهاي ممنوعه و غيرمتعارف نظير بمبهاي آتش زا حاوي فسفر سفيد را در دستور کار قرار دادند. اين در حالي است که استفاده از بمبهاي فسفري آتش زا مطابق پروتکل سوم کنوانسيون ممنوعيت و محدوديت سلاحهاي متعارف سال 1980 ممنوع شده است.
مطابق مواد 55 و 56 کنوانسيون چهارم ژنو، اشغالگران موظف به تأمين بهداشت، خوار بار و وسايل و تجهيزات پزشکي مورد نياز مردم در زمان اشغال بوده اند. عاملان اين جنايتها در زمان محاصره غزه نه تنها به اين تعهد عمل ننموده، بلکه در خلال جنگ، آمبولانسها و اماکن درماني را هدف قرار دادند؛ در حالي که اين عمل، مطابق ماده 8 اساسنامه ديوان بين المللي کيفري مصداق جنايتهاي جنگي است.
همچنين اسرائيل زيرساختها و تأسيسات زيربنايي شهر غزه را هدف حملات گسترده خود قرار داد. به گفته آقاي «آنتواين گراند» رئيس دفتر کميته بين المللي صليب سرخ در غزه، به علت بمباران نيروگاه هاي برق غزه، 90 درصد کل ظرفيت توليد اين شهر از بين رفت و در زمان درگيري فقط چند نانوايي در اين شهر فعال بود. در محاصره غزه 460 نفر از مردمي که بشدت مجروح و مصدوم بودند، در بيمارستان شفاي اين شهر بستري شدند و اين بيمارستان به دليل قطع برق از ژنراتور استفاده مي کرد و با اتمام سوخت ژنراتورهاي آن، در خاموشي فرو رفت و جان بيماران زيادي به مخاطره افتاد.
بر اساس گزارش سازمانهاي مستقل حقوق بشري طي 22 روز حمله و تجاوز حدود 1285 نفر از مردم مظلوم فلسطين به شهادت رسيدند که بيشتر آنان زنان و کودکان هستند و حدود نيمي از کل پنج هزار مجروح فلسطيني نيز زنان و کودکان بودند. اين اقدام جنايتکاران اسرائيل نقض ماده 48 پروتکل اول الحاقي است که جنبه عرفي و آمره دارد.
به هر روي اين نهاد بين المللي، رژيم غاصب اسرائيل را به علت جنايتهاي ضد بشري اش -که به برخي از آنها اشاره گرديد- محکوم کرده است. اما موضوعي که نمي توان از ذکر آن غفلت نمود؛ موضع برخي کشورهاي اسلامي در خلال جنگ 22 روزه غزه بود. دولت مصر -که حمايتهاي بي دريغ آن بر کسي پوشيده نيست- در حمايت از رژيم صهيونيستي به استنادهاي واهي آنها اشاره مي کرد و از بازگشايي گذرگاه رفح که اقدامي انساني محسوب مي گرديد، طفره مي رفت. اکنون ملت مصر و ديگر ملتهاي مسلمان بايد پاسخگوي رفتارهاي خويش باشند.
افزون بر کشور ياد شده، برخي دولتهاي اسلامي نيز در طول جنگ 22 روزه، نه تنها از هر گونه مساعدت انساني دريغ نمودند، بلکه با دلايل بدون وجاهت حقوقي و منطقي، ملت مظلوم فلسطين را در مقابل سلاحهاي آتشين اشغالگران رها کردند.برخي دولتهاي اسلامي متأسفانه تحليلهاي مقامهاي تل آويو را مبناي واکنشهاي خود قرار مي دادند و از واقعيتهاي موجود استنکاف مي ورزيدند.بر کسي پوشيده نيست سابقه ارتش اسرائيل همراه با خشونت محض، بي توجهي به جان غيرنظاميان و استفاده بيش از حد از اهرم نظامي است، بويژه دولت افراطي نتانياهو و دستياران راديکال وي، همچون ليبرمن که با برخي اظهارات در نخستين روزهاي حضورش حتي اتحاديه اروپا و کشورهاي محافظه کار عرب را نيز به واکنش وادار نمود.
به هر حال بايد به کشورهاي اسلامي و عربي که با بي تحرکي سياسي در تشديد اقدامهاي ضد انساني رژيم صهيونيستي شريک مي باشند؛ متذکر شد که اين سکوت، لکه ننگي بر دامن دولتهاي اسلامي و عربي است که به دليل ملاحظات سياسي و مصلحت انديشي، انفعال را بر هر گونه حمايت عملي ترجيح داده اند. امام راحل(ره) که همواره يکي از مدافعان و حاميان فلسطين بودند و هشدارهاي فراواني نسبت به ملتها و دولتهاي اسلامي در ارتباط با حمايت از ملت فلسطين داده اند، در فرازي از فرمايشاتشان نسبت به پشتيباني از مردم فلسطين مي فرمايند: «چه دردناک است براي مسلمانان جهان در عصر حاضر که با داشتن آن همه امکانات مادي و معنوي، در منظر آنان به پيشگاه خداوند متعال و رسولان عاليقدرش اين چنين جسارت [ به ملت مظلوم فلسطين ] واقع شود، آن هم از يک مشت اوباش جنايتکار و چه ننگ است براي دولتهاي اسلامي که با در دست داشتن شريان حياتي ابرقدرتهاي جهان بنشينند و تماشاگر باشند.»
بنابراين، گزارش ياد شده مسؤوليت دولتهاي اسلامي را در صف بندي آنها با رژيم غاصب اسرائيل از جايگاه قابل اعتنايي برخوردار مي نمايد تا کشورهاي اسلامي با صراحت در موضع گيريهاي شان و برخي با پيوستن به جرگه جهان اسلام، بيش از اين خود را در معرض اتهامهاي همراهي با جنايتکاران جنگي قرار ندهند تا بتوانند از مذمت و ملامت تاريخ رهايي يابند. |