صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
گزارش
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-04
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 13تیر ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * دراجلاس سراسري اعتکاف عنوان شد؛
امسال نيم ميليون نفر در مساجد سراسر کشور معتکف مي شوند
 * فلسفه هنر هايدگر
 * اعتکاف، سياحتي عرفاني و ضيافتي رحماني
 * قدس «تأثير اعتکاف بر بهداشت رواني معتکفين» را بررسي مي کند؛
غبارروبي جان و دل با آيين اعتکاف
 * دکتر سنگري : ادب؛ زيباترين جلوه زندگاني امام حسين(ع)
 * عدالت به مثابه برابري
 * کتاب «علي(ع) موحد بود و بس» منتشر شد
 * مدير دانشنامه قرآن پژوهي: ارتباط با خالق عامل رفع بحرانهاي امروز است
 * قائمي نيا: ارتباط با حقيقت ناب هستي عامل رفع خ³هاي انسان امروز است

دراجلاس سراسري اعتکاف عنوان شد؛
امسال نيم ميليون نفر در مساجد سراسر کشور معتکف مي شوند



گروه فرهنگي: اولين نشست هم انديشي مسؤولان اعتکاف سراسر کشور در بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي برگزار گرديد.






به گزارش خبرنگار ما، سيد احمد علوي، قائم مقام توليت آستان قدس رضوي با اشاره به ضرورت برگزاري اين اجلاس از سوي آستان قدس رضوي، آن را در جهت تحقق پيشنهاد رهبري اعلام کرد و گفت: ايشان سال گذشته در زمان اعتکاف در مشهد حضور داشتند و از جزئيات برگزاري اين آيين در مسجد گوهرشاد آگاهي داشتند. وي ادامه داد: مقام معظم رهبري برنامه هاي اعتکاف در حرم مطهر را موثر و خوب ارزيابي کرده و فرمودند خوب است مسؤلان اعتکاف سراسر کشور در اجلاسي، تجربيات موفق و موثر در راستاي برگزاري مراسمي اثربخش، با هم تبادل کنند.
علوي با تأکيد بر توجه اسلام به تربيت و تزکيه نفس براي تمرين خويشتنداري خاطرنشان کرد: انسان در اعتکاف با خلوت گزيني صداي درون فطرت خود را مي شنود و با تسلط بر خويشتن به درگاه الهي مقرب مي شود. وي اعتکاف را بهترين نماد پرداختن به خويشتن دانست و گفت: اسلام، دين عقلانيت و معنويت و اساس عقلانيت و توجه به تربيت است و تربيت، فرايندي مستمر در پرداختن به خود و خويشتن است.
سيد احمد علوي افزود: سکوت در تنهايي و شنيدن نداي دورن، ارزيابي و پردازش نفس، خودسازي و تسلط بر تمايلات و نيز استغفار به درگاه الهي از بزرگ ترين جلوه هاي اعتکاف هستند.
وي با اشاره به تشرف 250 ميليون زائر در سال به حرم مطهر رضوي اين حضور گسترده را، ظرفيتي بالا براي خود سازي واصلاح درون در اين مکان مقدس دانست.
قائم مقام توليت آستان قدس رضوي گفت: در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، آستان قدس رضوي با مديريت شايسته آيةا...طبسي، نماينده ولي فقيه در خراسان و توليت آستان قدس رضوي به توفيقات چشمگير و برجسته اي در عرصه هاي فرهنگي، عمراني، توليدي، خدماتي و احياي موقوفات و نيز به نيازهاي معنوي و فرهنگي و ايجاد فضاهاي زيارتي و مذهبي مورد نياز زائران پرداخته و آنچه امروز محقق شده حاصل مديريت موفق اسلامي و روحانيت است و به مدد همين مديريت امروز مي توان به طور همزمان از بيش از يک ميليون زائر در اماکن متبرکه رضوي پذيرايي کرد.
در ادامه اين نشست، حجة الاسلام روحاني نژاد بر اهميت اثربخشي اين مراسم در ابعاد فردي و اجتماعي تأکيد کرد.
وي با بيان اينکه سال گذشته بيش از 450 هزار نفر در 2 هزار و 148 مسجد معتکف شدند، گفت: اماکن مذهبي ظرفيت هاي بالايي براي توسعه معنويت و تصفيه روحاني معتکفين دارند.
روحاني نژاد با اشاره به لازم الاجرا بودن دستورالعمل هاي ابلاغ شده به ستادهاي اعتکاف سازمان تبليغات اسلامي سراسر کشور تصريح کرد: هزينه هاي اعتکاف مردمي است و استفاده از اعتبارات بيت المال در اين حوزه مجاز نيست مگر در عرصه هاي توسعه فرهنگي.
معاون امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي کشور با تأکيد بر نوآوري و خلاقيت در برنامه هاي اعتکاف، حضور نيم ميليون نفر در اين مراسم عبادي را فرصتي بزرگ در تحولات اجتماعي عنوان کرد و افزود: بايد مراقب نفوذ عرفان هاي نوظهور در ميان معتکفين بود تا اين مراسم به رهبانيت کشيده نشود.
وي برگزاري همايش هاي توجيهي براي معتکفين را قبل از مراسم اعتکاف ضروري دانست و خواستار پيگيري موضوعاتي همچون اعتکاف صنفي براي اقشار مختلف جامعه و بررسي دقيق اين پيشنهاد شد.
* ضرورت تشکيل حلقه هاي معرفت در اعتکاف
حجةالاسلام والمسلمين محسن قرائتي نيز در سخناني با تأکيد بر تشکيل و توسعه حلقه هاي معرفت و پرسش و پاسخ در اعتکاف گفت: اين آيين بايد فرصتي براي آگاهي بخشي و شبهه زدايي از معتکفتي باشد زيرا عبادت صرف موجب تعالي باورهاي ديني در فرد نمي شود.
رئيس ستاد اقامه نماز سراسر کشور افزود: بايد بر اساس نيازهاي مخاطبين به آنان خوراک فکري و فرهنگي داد لذا پيشنهاد مي شود ازسخنراني هاي طولاني در برنامه هاي اين مراسم پرهيز شود و با تنوع بخشي به بخش تفسيرهاي قرآني، شيريني و لذت تفاسير دعا و قرآن را در دل معتکفين ماندگار کنيم.
وي خاطرنشان کرد: تهيه و توزيع کتب جيبي با محتواي غني در آيين اعتکاف بسيار ضروري است.
* برنامه هاي اعتکاف در مسجد گوهرشاد
امير خوراکيان، معاون تبليغات و ارتباطات اسلامي آستان قدس رضوي در خصوص برنامه هاي فرهنگي و محتوايي اعتکاف مسجد گوهرشاد اظهار داشت: برگزاري حلقه هاي معرفت و پرسش و پاسخ، مراسم سخنراني با حضور حجج اسلام حائري شيرازي، علم الهدي، پناهيان، ماندگاري و قرائتي با موضوعات متنوع، برگزاري برنامه قرائت مناجات، ادعيه و زيارت و مراسم ويژه وفات حضرت زينب(س) از برنامه هاي فرهنگي آستان قدس رضوي در اين مراسم است.
وي افزود: امسال براي نخستين بار با معتکف شدن 20 نفر از اساتيد و روحانيون و حضور آنان در ميان معتکفين، شرايط مساعدي براي ارتباط صميمانه با جوانان معتکف ايجاد مي شود.
محمود ممتاز، معاون اماکن متبرکه و امور زائران آستان قدس رضوي نيز با اشاره به ثبت نام بيش از 40 هزار نفر در مراسم اعتکاف مسجد گوهرشاد از انتخاب 4 هزار نفر از داوطلبين در قرعه کشي انتخابي اين آيين خبر داد و عنوان کرد: ايجاد نظم و آرامش و خدمت رساني شبانه روزي براي رفاه و آسايش معتکفين اولويت برنامه هاي خادمان در اين سه روز است.
در اين اجلاس سراسري آيةا...سيد احمد علم الهدي، امام جمعه مشهد در سخناني اعتکاف را علاوه بر جلوه هاي عبادي و فردي، حرکتي الهي و سياسي در برابر جريان هاي لائيک دانست و گفت: فضاي اعتکاف با حاکميت معنوي بايد به سمت همگوني سياسي و اجتماعي پيش رود.
همچنين آيةا...حائري شيرازي، امام جمعه شيراز نيز در سخناني اعتکاف را نقطه عطف تحول انسان عنوان کرد و افزود: اين مراسم فلسفه عشق را به فطرت هاي پاک و آماده دريافت پيام هاي الهي مي آموزد.
يادآور مي شود نماينده ستاد اعتکاف قم در اين مراسم خواستار برگزاري دومين دوره اين اجلاس در جوار بارگاه ملکوتي حضرت معصومه(س) شد.

  


فلسفه هنر هايدگر



*حسين فرزانه

هايدگر و تغيير پرسش فلسفي
هوسرل تأمل در مورد نسبت عين و ذهن را به چنان نقطه اوجي رساند که بايد منتظر فرود آن مي مانديم که اين کار با هايدگر صورت



مي گيرد. هايدگر بود که با توجه به کارهاي پيش از خود به خصوص کارهاي هوسرل از خود پرسيد که آيا رابطه ذهن و عين به راستي نسبت ما با جهان را نشان مي دهد يا نه؟ هايدگر مي ديد که برخورد و مواجهه انسانها با جهان، نسبت ذهن با عين نيست و معرفت نقشي کليدي در اين زمينه ندارد. (بر خلاف سنت دکارتي که اساس رابطه انسان با جهان را رابطه ذهن و عين مي داند).
مثالي که هايدگر در اين زمينه مي زند، مثال چکش زدن است، نجاري که مشغول چکش زدن است، اگر چکش درست کار کند، چکش از فرط وضوح برايش نامحسوس است. ديگر او ذهن شناسنده اي نيست که به سوي عين يعني چکش، مانند نظر هوسرل، جهت پيدا کرده باشد. وقتي مي بينيم که چگونه انسانها با اشيا برخورد مي کنند مي بينيم که اين رابطه به هيچ وجه مانند ذهن يا فاعل شناسايي خودآگاهي نيست که به سوي عين جهت پيدا کرده باشد.






از دکارت به بعد، فلاسفه هميشه درگير رابطه ذهن و عين بودند، اما هايدگر مي گويد اينها پرسش اصلي را اشتباه متوجه شده اند. به نظر وي، ما انسانها در وهله اول نه فاعل شناسايي هستيم و نه ناظر که از جهان جدا شده باشيم. ما بخشي از جهانيم و اين دوگانگي که در فلسفه غرب به وجود آمده، پرسش اصلي فلسفه را به صورت اشتباهي مطرح نموده است.
هايدگر منکر اين نکته نبود که تفکر و انديشه، مقامي مهم در زندگي بشري بر عهده دارند. او صرفاً تأکيد مي کرد که ما در مرتبه نخست موجوداتي هستيم که در جهان قرار داريم. تنها وقتي که مشکلي پيش مي آيد، براي مثال در چکش زدن، از جهان جدا مي شويم و نقش يک نظاره گر را ايفا مي کنيم.
ما در بيشتر موارد در زندگي فقط وقتي توجهمان را آگاهانه به چيزي معطوف مي کنيم که مشکل و گرفتاري پيش آيد، اما در اغلب اوقات وضع اين گونه نيست. در بيشتر اوقات جريان زندگي و مايي که در جهان قرار داريم، به صورت ناخودآگاه به جلو مي رويم. هايدگر در کتاب «هستي و زمان»، که مرحله اول زندگي او را نشان مي دهد، با مدد گرفتن از کارهايي که استادش هوسرل صورت داده و همچنين کمک گرفتن از آثار هرمنوتيک، اين تغيير جهت را در فلسفه غرب به وجود مي آورد. بدين ترتيب، هايدگر پرسش و جهت فکري ما را عوض مي کند.
*مسأله زبان در انديشه هايدگر
فلسفه هايدگر بسيار ديرفهم است. او در آثار مختلف خود بخصوص در کتاب اصلي اش «هستي و زمان» يا «وجود و زمان» اصطلاحات زيادي چون: دازاين، دم دستي، دم سازي، مراقبه و... را ابداع کرده است. دلايل اتخاذ اين زبان مبهم به چند نکته بر مي گردد: نخست آنکه زبان فلسفي آلماني در کل زبان ديرفهم تر نسبت به زبان انگليسي است. کافي است نگاهي به کتابهاي فيلسوفي که در فلسفه تحليلي هم بسيار طرفدار دارد، يعني کانت بيندازيم تا صدق اين نکته را دريابيم.
از سوي ديگر، همان طور که گفتيم، هايدگر عليه يک سنت يعني سنت افلاطوني و سنت دکارتي قيام کرده است. چون براي وي زبان خانه وجود است. بدين جهت، براي آنکه اين شورش خود را به خوبي نشان دهد، بايد زباني را اتخاذ کند که با زبان اين سنت تفاوت دارد. از سوي ديگر، هايدگر متفکر دوران بحران است.
متفکران دوران بحران عموماً به جاي آنکه با ذهني منطقي و تحليلي به سراغ موضوعات بروند، معمولاً با گونه اي شور و شوق و درد به سراغ موضوعات مختلف مي روند و همين فلسفه آنها را از مباني شسته و رفته و انضباط فکري دور مي کند.
هايدگر کتاب هستي و زمان را نيمه کاره رها کرد. به نظر مي رسد او دريافته بود که شورشش عليه فلسفه زمانه در دام همين فلسفه افتاده است! يعني او با اين زبان و اصطلاحات توان و ياراي آن را ندارد که از روح زمانه خود فراتر رود.
* هايدگر متأخر
در اينکه ويژگي هايدگر متأخر يا مرحله دوم زندگي فکري وي چيست، وحدت نظر وجود ندارد. عده اي مي گويند او در اين مرحله به جاي برخورد فعال با جهان، گونه اي پذيرش آن را توصيه مي کند. برخي پژوهشگران ديگر توجه وي به مباحث فرهنگي چون علم و فناوري را در اين مرحله پررنگ کرده اند. عده اي ديگر گفته اند او در اين مرحله جديد از هرمنوتيک بيشتر فاصله مي گيرد و به وجودشناسي نزديک مي شود.
اما در يک نکته ترديدي نيست. هايدگر متأخر توجه بسياري به تفکر تاريخي روا مي دارد. او مي فهمد که اين اضطرابي که وي صفت عام بشر مي داند صبغه تاريخي دارد و در برخي فرهنگها بيش از فرهنگهاي ديگر موجود است.
هايدگر متأخر مي بيند که درک غربي ما از وجود داراي سوابق تاريخي است. مي بيند که در مرحله اول بدون آنکه متوجه باشد، فقط درباره دوران مدرن سخن گفته و يونانيان پيشاسقراطي را که احساس بي معنايي نمي کردند، فراموش کرده است. هر فرهنگي درکي از بودن و هستي دارد و اين درک از يونان پيش از سقراط تا يونان پس از سقراط و تا غرب قرون وسطا و غرب جديد، متفاوت است.
با اين تغيير رويکرد، مي توان گفت که اضطراب ديگر جزو بنيادين زندگي بشر نيست و درک بي ريشه بودن آدمي، محصول درک تکنولوژيک از عالم است که جهان را همچون منبع انرژي در نظر مي گيرد. اين تلقي به ديد هگلي نزديک مي شود، اما با اين تفاوت که بر خلاف ديد هگلي، او منحني تاريخي را با شيب منفي ارزيابي مي کند و نه شيب مثبت.

  


اعتکاف، سياحتي عرفاني و ضيافتي رحماني



*آية ا... ناصر مکارم شيرازي




اعتکاف موجب رسيدن به قرب الهي است؛ يعني همان رستگاري که انسان به وسيله آن به سوي کمال راه مي جويد. يکي از آثار برجسته اعتکاف، حب خداوند است.
از آثار حتمي اعتکاف در زندگي فردي انسان، تقويت اراده است. کسي که مدتي برخلاف خواست دروني خويش، خود را در محلي حبس و از بسياري امور چون صحبت کردن در غير امور عبادي که به طور طبيعي، به آنها تمايل دارد، پرهيز نمايد، خود به خود تمريني است براي اجتناب از بسياري خواهشهاي نفساني ديگر. برخورداري انسان از اراده قوي، نه تنها در مسائل اخلاقي و ديني بسيار اهميت دارد، بلکه نقش آن در امور روزمره هم بر کسي پوشيده نيست.
انسان در پرتو عملي چون(اعتکاف)، کم کم ارتباط رواني خاصي با مسجد، قرآن، نماز و ادعيه برقرار مي کند به گونه اي که مشتاق ارتباط با اين امور شده و دوري از آنها برايش دشوار مي شود. انسان معتکف، تلاش مي کند محيط پيرامون زندگي اش را به گونه اي ترتيب دهد تا بهترين بهره را از خدا ببرد. لذا دوري از غفلت را جوهر کار خويش قرار مي دهد و همه چيز در پيرامونش به گونه اي نشان دهنده معبود او خواهد بود. اگر انسان بتواند در طول اعتکاف، خود را به دروازه هاي معرفت الهي برساند و خود را در دايره بيکران هستي، کوچک ببيند، غرور از او رخت مي بندد و پس از آن فروتني را پيشه خواهد کرد.به عقيده بسياري از محققان جرم شناس، بسط و گسترش مسائل معنوي در جامعه، موجب پايين آمدن سطح جرم خواهد شد و اعتکاف، از آنجا که يک عبادت چند بعدي است، تأثير ويژه اي در حذف گناه خواهد داشت.
حضور چند روزه مؤمنان در مساجد، مجالي است تا همديگر را بهتر بشناسند و از آثار برادري اسلامي برخوردار شوند.
اما مهمترين اثر انسان ساز و درس آموز اعتکاف، توبه است که موجب جلب رضايت خدا و غفران الهي و ورود در صف رستگاران است، چنانکه خداوند در سوره زمر آيه 53 مي فرمايد:«بگو اي بندگان من، اي کساني که بر نفس هاي خويش اسراف نموديد! مأيوس از رحمت خدا نشويد؛ به راستي که خداوند همه گناهان را مي بخشد که او غفور و رحيم است.» پس بکوشيم در اين روزهاي متبرک رجب، ما هم از رستگاران واقعي و درآميختگان به شاخه هاي طوبي در بهشت باشيم.

  


قدس «تأثير اعتکاف بر بهداشت رواني معتکفين» را بررسي مي کند؛
غبارروبي جان و دل با آيين اعتکاف



*زهره کهندل
«آرامش گهواره اي ست بر دامن خاک و سنگ پله هايي به جانب افلاک» اين سخن جبران خليل جبران در شرايطي که مي رود روح





انسان لا به لاي زندگي ماشيني، فولاد شود، تجلي آن در ذهن، روان را تازه مي کند. حلاوت اين تازگي روح در ماه رجب که به واقع از شورانگيزترين ماه هاي قمري خداست، بيشتر بر رگهاي وجودي جان مي نشيند. «ايام البيض» از آن جهت که فرصتي براي يافتن آرامش در هياهوي زندگي پر دغدغه امروز است، مي بايد با بازشناسي دوباره آن بتوان روحي دوباره را در کالبد جسم ببخشد تا در فرصتي حداقل سه روزه، روان را از تمام آلودگي هاي بشري تصفيه کند.
معتکف درعبادتي که محور آن راز و نياز با خداوند و تهذيب نفس و تقويت روح به مدت طولاني در نقطه اي معين است، مجالي مي يابد تا به دور از زندگي مادي به خود بازگردد.
چه زيبا سخن گفته اند مولايمان اميرالمؤمنين (ع) که «براستي هر که خود را شناخت، خدا را شناخت» اعتکاف فرصتي را به انسان مي دهد که در مسير خود شناسي به خداشناسي برسد.
بناي رواني و روحاني اعتکاف که بر چهار پايه نيت، توقف در مسجد جامع شهر، کمتر از سه روز نبودن اعتکاف و روزه دار بودن معتکف استوار است، آثار فردي و اجتماعي بسياري دارد. اما تا کنون چه قدر شاهد اين آثار پايدار فردي واجتماعي در جامعه بوده ايم؟ البته از آثار آن درجامعه نمي توان چشم پوشي کرد اما آيا ميزان اين تأثيرات مورد انتظار بوده است؟ آيا در شرايط کنوني که جامعه ما از بحرانهاي هويتي و اجتماعي رنج مي برد، فرصت اين نيست که با واکاوي ابعاد مختلف آيين اعتکاف و يافتن راه هاي اثربخشي آن، غبار غفلت از وجوه مختلف آن زدوده شود؟
دکتر باقر غباري بناب، استاد دانشکده علوم تربيتي دانشگاه تهران در خصوص تأثير اعتکاف بر بهداشت رواني معتکفين مي گويد: مسائل معنوي روي مسائل مادي اثرگذار هستند و بالعکس. وي آداب اعتکاف را يک الگوي کهن دانسته که در ناخودآگاه جمعي ما ايرانيان وجود دارد و موجب حفاظت از روان و معنويت مي شود. وي ادامه مي دهد: پيشينه اين آيين در تاريخ مذهبي ما بسيار قديمي است و به کشتي نوح، ماجراي يونس پيامبر در شکم نهنگ و اصحاب غار کهف بر مي گردد.
* اعتکاف فرصتي براي پختگي رواني و معنوي
دکتر غباري با بيان اينکه فردي که از استرس هاي بيروني و آسيبهاي رواني اجتماعي در رنج است، اعتکاف حفاظي براي مراقبت روح و روان اوست، عنوان مي کند: علاوه بر منافع معنوي، اعتکاف نمادي از سالم سازي روح و روان است. محل اعتکاف و شرايط آن فرد را از آسيبهاي بيروني نگه مي دارد تا به پختگي رواني و معنوي برسد و بتواند در بيرون از محل اعتکاف بدون آسيبهاي خارجي به زندگي ادامه دهد. اين استاد دانشگاه با اشاره به نزديکي معناي اعتکاف به معناي تقوا، آن را فرآيندي مي داند که انسان را از آسيبهاي بيروني محافظت کرده و مي گويد: تقوا، مراقبت نفس از آسيبها و تقويت سيستم ايمني رواني انسان است و فرآيند اعتکاف، تقوا را در فرد بيشتر مي کند.
وي تصريح مي کند: معتکفين در محل اعتکاف، روح خود را تصفيه کرده و در همه حالات از خود مراقبت مي کنند. اعتکاف، علاوه براينکه معتکف را به اصل خود پيوند مي زند، فرآيند تقوا را نيز در او تسهيل مي کند، زيرا فرد در آن محيط، سيستم رواني و معنوي خود را ترميم مي کند.
دکتر غباري با بيان اينکه فرد در جريان اعتکاف، «خود واقعي» خويش را پيدا مي کند، مي افزايد: معتکف خود را از سموم معنوي، رواني و جسماني پاک مي کند. در حقيقت اعتکاف تمريني براي خود سازي و نوسازي وجود است. زماني که انسان خود را از اين سموم آزاد مي کند، دلش شفاف مي شود. با افکار سنجي و رفتار سنجي افراد، قبل و بعد از اعتکاف مي توان تفاوت در شرايط روحي آنان را ديد.
* پالايش روح و روان از آلودگي هاي مادي
استاد دانشگاه تهران، اعتکاف را سيستم پالايش و تصفيه روح و روان از آلودگي هاي مادي عنوان کرده و مي گويد: در جريان اعتکاف شعر مولوي اتفاق مي افتد که مي گويد «رو سينه را چون سينه ها/ هفت آب شو از کينه ها/ وانگه شراب عشق را/ پيمانه شو، پيمانه شو»
وي ادامه مي دهد: بعد از تصفيه از آسيبهاي بيرون، دل معتکف هم به تبع تقواهاي درون، آيينه شده و دل براي عشق به خدا و خدمت به مردم آماده مي شود. اکنون اين قلب پذيراي بينش، دانش و خوبي هاست. غباري اظهار مي کند: مطالعات نشان مي دهد که معتکفين در زمان اعتکاف بسيار با هم رئوف و سازگار هستند، زيرا قلب آنها شفاف شده و آمادگي روحي بالايي پيدا کرده اند.
وي تخليه روان از سموم بيروني و پر شدن از عشق خدا را دو مرحله اساسي در اعتکاف دانسته و تصريح مي کند: زماني که عشق خدا در دل انسان تعبيه شود، زندگي او عوض مي شود و به گفته روان شناسان انسان تولدي دوباره مي يابد.
در اين شرايط که انسان مصون از آسيبها شده است، مي تواند زندگي خودش را بسازد. اين مرحله خودسازي است. غباري اظهار مي کند: در اين شرايط فرد در نماز خود، معراج را حس مي کند، رابطه او با ديگران بهبود مي يابد، روحش بالاتر مي رود و ارتباط بهتري با مردم دارد. زماني که درون انسان تلطيف شود، او از زيبايي هاي بيروني لذت مي برد و آن را تحسين مي کند.
اين استاد دانشگاه با تأکيد بر اهميت نحوه اجراي آداب اعتکاف، از نوع ذکرها گرفته تا تدبر در آنها، بيان مي کند: هر اندازه معتکف، آداب را به درستي انجام دهد و پيوندي ميان اين ذکرها و قلب خود ايجاد کند قطعاً تأثير پايدارتري بر روح و روانش مي گذارد.
وي در خصوص برکات و تأثيرات اعتکاف در عرصه هاي اجتماعي خاطرنشان مي کند: به اعتقاد من بايد بر روي آيين اعتکاف مطالعات و تحقيقات علمي انجام شود. فقها، عرفا و روان شناسان بايد مجموعه اي داشته باشند و بر روي اثر بخشي بيشتر اعتکاف و کارکردهاي اجتماعي آن کار علمي انجام دهند. قطعاً بايد کيفيت و کميت اين امر جدي گرفته شود. اعتکاف در مجموع تأثيرات فردي و اجتماعي دارد، اما ميزان تأثير آن به عمق و تعداد اعتکاف کنندگان بستگي دارد.
* ضرورت علمي شدن آيين اعتکاف
دکتر غباري با تأکيد بر اصلاح ديدگاه افراد در مورد اعتکاف عنوان مي کند: هدف اصلي اين آيين بايد ساخته شدن افراد باشد. ماندگاري آثار اعتکاف هم تابع انتظارات فرد و جامعه است وعمق اعتکاف و تعداد افراد معتکف هم بر تأثيرگذاري آن بسيار مهم بوده که اين امر وابسته به متغيرهاي کيفي و کمي است.
وي با اشاره به رخ دادن اتفاق دروني در معتکفين آن را به معناي پايداري تغييرات دانسته و مي گويد: با پاک شدن سموم رواني و جسمي از معتکف، بدن او تمايلي براي گناه نشان نمي دهد. البته اگر آداب اعتکاف تأثيرگذار باشد، معتکف لذت سبک شدن و شيريني ارتباط با خدا را خواهند چشيد. اين لذت مي تواند پايدار هم باشد اما اگر معتکف لذتي از اين آيين نبرده باشد، سموم در روح و روان او هنوز وجود دارد، ضربه پذير بوده و روان او دوباره به آلودگي هاي جامعه آغشته مي شود.
عضو هيأت علمي دانشگاه تهران ادامه مي دهد: تحقق اين امر به سيستم هاي اجراي اعتکاف برمي گردد تا تأثير محافظت نفس در افراد بيشتر شود.
* پژوهش هاي پراکنده و کلي
در حالي انجام پژوهشهاي علمي درباره تأثيرات اعتکاف ضروري است که دکتر غباري مي گويد: پژوهش هايي که دراين زمينه وجود داشته، تمرکز ندارد و به لحاظ کمي و کيفي چندان چشمگير نيست. اعتکاف، مجموعه اي پيچيده از تمرين روح و روان است لذا اين امر بهترين زمينه هاي تحقيقي را دارد. قبل از اعتکاف مجموعه شاخص هاي ارتباط با خدا و مردم را بايد براي معتکفين تعريف کرده که قبل و بعد از اعتکاف بر روي گروه آزمايشي اين تحقيقات انجام شود.
وي ادامه مي دهد: فقها و روان شناسان بايد بسته اي علمي و کاربردي مؤثر در نحوه اجراي آيين اعتکاف آماده کنند. زيرا بررسي ارتباط معتکفين با خدا و کارکردهاي اجتماعي آن بسيار با اهميت است.اين استاد دانشگاه درباره دلايل عدم اقبال پژوهشگران به اين نوع از پژوهش ها و محدوديتهاي تحقيقاتي در اين عرصه، دشواري در تعيين شاخص هاي اين نوع از تحقيق ها را يکي از اين دلايل دانسته و خاطر نشان مي کند: به نظر من، مسأله «تولدي دوباره» که بعد از اعتکاف صورت مي گيرد، بايد مورد توجه جدي باشد. اعتکاف ذهن را از سموم بيروني آزاد کرده و انسان را بيدار مي کند. لذا دانشمندان علوم انساني در حوزه روان شناسي و جامعه شناسي بايد در اين مسير تحقيقات مؤثر داشته باشند و بهره هاي بسياري را ببرند.
از سوي ديگر دکتر مسعود آذربايجاني درباره جديت اين موضوع به عنوان دغدغه پژوهشي در بين محققان معتقد است: متأسفانه آثار پژوهشي در اين باره بسيار کم و ناچيز بوده و تا کنون در حد کليات به آن اکتفا شده است. البته بخشي از آن به دليل نبود تقاضا جدي است. اين تقاضا بايد از سوي معتکفين، مسؤولان برنامه ريز و مديران اجرايي وجود داشته باشد. در اين صورت پژوهشگران با بررسي ابعاد مختلف اعتکاف مي توانند ميزان اثر بخشي آن را زير ذره بين قرار دهند. در اين خصوص بايد بر روي آداب و ساز و کارهاي تعميق آن که از سوي جوانان از آن استقبال مي شود، کار جدي شود.
* تأثير اعتکاف بر سلامت و بهداشت رواني معتکفين
عضو انجمن روان شناسان حوزه علميه قم، در تعريف آيين اعتکاف، آن را عبادت ويژه اي مي داند که آداب خاص خود را براي تصفيه روحاني معتکفين دارد و تصريح مي کند: سه روز فرد در مسجد جامع محل خود توقف مي کند و از جامعه و افراد ديگر جدا مي شود و با اعمال زيارتي، خود را آماده مي کند. اعتکاف در برگيرنده عبادتهاي مختلف نماز خواندن، ياد خدا و تفکر و مراقبه است و حتي بخشي از محرمات حج هم در آن وجود دارد. آثار اعتکاف به ماهيت و حقيقت اين آيين برمي گردد. وي با بيان دو دسته از آلايش هاي روحي که يکي گناه و ديگري غفلت است، عنوان مي کند: اين غبارها موجب مي شود که انسان از مراتب معنوي و ياد خدا غافل شود. دلبستگي هاي مختلف هم از صفاي روحاني انسان مي کاهد. دلبستگي به دنيا، ثروت، مقام و خانواده، سير انسان و سفر او به سوي تعالي را با مشکل مواجه مي کند.
آذربايجاني اظهار مي کند: اعتکاف فرصت مناسبي براي سفر معنوي است و با زمينه هايي که دارد زنگار از روح مي زدايد، زيرا معتکف نگاهي به گذشته خود و اعمال پيشين خود مي کند. ايام اعتکاف فرصتي براي بازگشت به خود و ديدن خدا در آيينه وجود است. اعتقاد ما اين است که حقيقت بهداشت رواني انسان در پرتوي صفا و زلال وجودي دل اوست. انسان به دليل اينکه درايام زندگي خود با ناکامي هاي مختلف مواجه مي شود، دچار اضطراب و افسردگي شده و احساس بي قراري و ناآرامي مي کند.
*جويباري براي تصفيه گل ولاي گناه از روح
آذربايجاني ايام اعتکاف را فرصتي براي بازگشت به خود عنوان کرده و مي افزايد: اين آيين مانند جويباري در حرکت است که گل و لاي خود را مشاهده نمي کند، اما اگر مدتي در برکه اي توقف کند، اين گل و لاي ته نشين مي شود. از اين رو سکونت در مسجد در ايام اعتکاف موجب مي شود فرد تأملي در رفتار و کردار خود داشته باشد و آلودگي هايي که موجب اضطراب او شده ته نشين شود تا بهتر بتواند منشأ اين اضطراب هاي دروني را در خود ببيند.
اين عضو هيأت علمي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اضافه مي کند: بخش عمده اي از ناراحتي هاي ما به دليل دلبستگي به مظاهر زندگي است. ايام اعتکاف فرد را از اين ها جدا مي کند. اعتکاف فرصتي براي توجه به خود و خداست که موجب بهداشت رواني در فرد مي شود.
وي در خصوص تأثيرات اجتماعي اعتکاف و راهکارهاي افزايش ميزان پايداري آثار آن خاطر نشان مي کند: از نظر وجودي داراي سه رده هستيم سطحي ترين لايه وجودي ما رفتارهاي ماست. اگر در ايام اعتکاف صرفاً به انجام مجموعه اي از اعمال و رفتارها اکتفا کنيم، ميزان ماندگاري آن به حداقل مي رسد. مرتبه بالاتر آن صفات است که از رفتار به ويژگي هاي شخصيتي مي رسد و پايداري بيشتري دارد. عميق ترين مرحله هم تحول در باورهاي شناختي است که عاليترين سطوح شخصيتي فرد را تشکيل مي دهد و تأثير در اين رده، موجب تضمين ماندگاري مي شود.
* ضرورت وجود ساز و کارهايي براي خود شناسي
عضو انجمن روان شناسان حوزه علميه قم تأکيد مي کند: بايد ساز و کارهايي را در ايام اعتکاف ايجاد کرد تا افراد را به تأثيرات ماندگار اعتکاف متوجه کنيم. با تفکر و تأمل در فرصت اعتکاف مي توان به درجه خودشناسي و به تبع آن خداشناسي رسيد. تفکر موجب مي شود که انسان متوجه لايه هاي عميق تر وجودي خود شود. اگر لذت و شيريني ارتباط با خداوند براي معتکف به باور تبديل شود، تأثيرات آن ادامه مي يابد.وي در خصوص آثار اعتکاف در جامعه عنوان مي کند: بايد کاري کرد که آثار اعتکاف در جامعه تعميق و گسترش يابد. آثار فردي و اجتماعي اعتکاف در جامعه وجود دارد اما عمدتاً اين آثار در سطح لايه رفتاري محدود شده و در رده هاي عميق تر روي آن کار نمي شود. لذا اعتکاف زمينه مناسبي است که اگر دقيق تر و علمي تر کار شود، از همين وسيله مي توان ثمرات عميق تري را شاهد باشيم.آذربايجاني در پايان تأکيد مي کند: ما يقين داريم افرادي که از نظر فردي کنترل بر نفس خود را داشته باشند، زماني هم که وارد جامعه مي شوند آسيبهاي کمتري مي بينند. مي توان از اين باب راهي را براي تعميق آثار اجتماعي اعتکاف در جامعه باز کرد و اينکه حتي اگر آثار اجتماعي مستقيم آن کم باشد اما با توجه به تقويت خود کنترلي در افراد قطعاً شاهد بازخورد آن در سطح جامعه خواهيم بود.

  


دکتر سنگري : ادب؛ زيباترين جلوه زندگاني امام حسين(ع)



گروه فرهنگي- کهندل: دکتر محمدرضا سنگري در سلسله نشستهاي «تا چشمه رضوان» با تشريح دوران جواني امام حسين(ع)، ادب و احترام را از زيباترين جلوه هاي زندگاني اين امام بزرگوار توصيف کرد.
به گزارش خبرنگار ما، اين نويسنده و پژوهشگر نام آشناي کشورمان در نخستين همايش از سلسله نشستهاي «تا چشمه رضوان» در بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي در سخناني افزود: از ديدگاه امام حسين(ع) ادب يعني زماني از خانه بيرون مي آيي، هر که را مي بيني، برتر از خود بداني و نگاه تحقيرآميز به او نداشته باشي زيرا که همه داراي کرامت انساني هستند.
وي تصريح کرد: دوران امام حسين(ع) عصري دردناک براي ايشان است به طوري که با وجود خفقان حاکم در جامعه، کسي جرأت سؤال کردن از حضرت را هم ندارد.
وي، اباعبدا...(ع) را آقاي جوانان بهشت عنوان کرد و افزود: امام حسين(ع) نمادي از صبر و مقاومت در تمام دوران زندگي شان به ويژه در جواني بودند.
وي با بيان اينکه امام حسين(ع) به سخاوت و بخشندگي معروف بودند، گفت: بسياري از مردم آن دوران، ايشان را فردي امين و عالم مي شناختند و براي مشورت و بيان مشکلاتشان به ايشان رجوع مي کردند.
دکتر سنگري ادامه داد: روح بزرگي چنان در وجود اين فرزند علي(ع) تجلي يافته بود که تلاش مي کرد هيچ کس در برابر مردم شرمنده نباشد و با مساعدتهاي مالي و معنوي راه شرمندگي را بر مؤمنين مي بست.
وي در خصوص ديگر ويژگيهاي شخصيتي امام حسين(ع) در دوران جواني خاطرنشان کرد: ايشان تأکيد داشتند که مؤمن بايد منظم و خوش لباس باشد. حتي در واقعه کربلا به ياران خود توصيه کردند خود را بياراييد تا دشمن بفهمد که ياران ما جواناني هستند که براي ديدار با خداوند با بهترين ظاهر مي روند.
دکتر سنگري با اشاره به روايات و احاديث بسياري که از جزئيات زندگاني حضرت حسين(ع) در منابع تاريخي وجود دارد، آن را امتيازي براي شناخت بيشتر و عميق تر دوران زندگي اين امام بزرگوار دانست و گفت: با واکاوي جلوه هاي مختلف زندگاني ايشان مي توان نقشه جامعي براي حرکت جوانان امروز به سوي تعالي و کمالي طراحي کرد.
وي يادآور مي شود، سلسله نشستهاي تخصصي «تا چشمه رضوان» ويژه جوانان از سوي معاونت تبليغات و ارتباطات اسلامي آستان قدس رضوي با محوريت «جواني ائمه اطهار(ع)» با حضور اساتيد برجسته حوزه و دانشگاه به طور مستمر در تابستان جاري برگزار مي شود.

  


عدالت به مثابه برابري



*حسين کاجي
انديشه برابري با انديشه عدالت متفاوت است. در خوشبينانه ترين حالت، برابري يک تقرير خاص از عدالت است و بدين جهت ميان



اين دو مفهوم نبايد خلط و خبط صورت داد. متأسفانه در طول تاريخ بشري ميان اين دو مفهوم بسيار خلط صورت گرفته و همين موضوع به جاي آنکه به ايضاح مفهومي عدالت مدد رساند، رهزن انديشه در باب اين مفهوم مهم تاريخ بشري بوده است.
عدالت توزيعي يکي از مهمترين رويه هاي بحث عدالت است. عدالت توزيعي، تقسيم رياضي مزايا و محروميتهاست؛ در حالي که عدالت تصحيحي بر آن است که کم و کاست عدالت توزيعي را جبران کند و با توسل به انصاف تعادل را برقرار سازد. اصول عدالت توزيعي، اصولي هنجاري هستند که بر مبناي آنها تخصيص سود و زيانهاي فعاليتهاي اقتصادي مشخص مي شوند. در اين مقال، رويکرد برابري را که با تکيه بسيار بر توزيع کاملاً برابر شناخته مي شود، بسط مي دهيم.
يکي از ساده ترين اصول عدالت توزيعي، اصل برابري است. اين اصل تصريح مي کند که هر انساني بايد سطح مشابهي از امکانات و ثروت را داشته باشد. اين اصل بر اين پيش فرض استوار است که انسانها داراي حرمت برابر هستند و برابري ثروت و خدمات، راهي براي نشان دادن اين حرمت است.
حتي در اين اصل ساده، مشکلات و مسائل بسياري در قبال عدالت توزيعي مطرح مي شود. دو مشکل اصلي، يکي ساختار شاخصهاي مناسب براي اندازه گيري و ديگري تعريف چارچوبهاي زماني. از آنجا که راه حلهاي زيادي براي اين مشکلات وجود دارند، اصل برابري اصلي واحد نيست بلکه نامي براي گروهي از اصول به هم پيوسته است. اين طيف از راه حلها با اصول مشترک عدالت توزيعي وحدت مي يابند و در يک دسته جاي مي گيرند.
در اين ميان، مسأله شاخص مهمتر است، چون امکاناتي که بايد تقسيم شوند بايد اندازه گيري گردند تا تقسيم و توزيع بتواند به درستي صورت گيرد. اصل برابري تصريح مي کند که بايد سطح مشترکي از امکانات مادي و خدمات وجود داشته باشد. مسأله اين است که چگونه اين سطوح را تعريف و اندازه گيري کنيم. يک روش براي حل مشکل شاخص در رويکرد برابري اين است که هر فرد بايد امکانات و خدمات مشابهي را در آن سطح دريافت کند.
مشکل اصلي اين راه حل اين است که تخصيصهاي ديگري از امکانات مادي و خدمات وجود خواهند داشت که سطح زندگي افرادي را بهبود مي بخشند، بدون آنکه سطح زندگي افرادي ديگر تقليل يابد. به طور مثال، فردي سيب را بر پرتقال ترجيح مي دهد و در اين صورت اگر پرتقالش را با کسي که پرتقال را بر سيب ترجيح مي دهد عوض کند، سود کرده است بدين ترتيب، محتمل است هر کس آرزوي مبادله اي را داشته باشد تا به کالاهاي مورد علاقه اش دسترسي يابد، بدون آنکه با اصول و قوانيني ناگزير باشيم گونه اي برابري را بر جامعه تحميل کنيم.
در نتيجه، در برابري اين امکان وجود دارد که توجه به دسته اي از شاخصها در واقع وضعيت فرد را بدتر از تخصيصهاي غيربرابرانه سازد. بنابراين، به نظر نمي رسد اينکه هر فردي بايد مجموعه مشابهي از کالاها را داشته باشد، روشي رضايت بخش براي حل مسأله شاخص باشد. در واقع، شاخصي براي اندازه گيري ارزش کالاها و خدمات مورد نياز است.
پول، شاخصي براي ارزش اموال و خدمات است. البته، پول شاخصي ناقص است و معايب آن را متون علم اقتصاد بسيار بسيط يافته اند. علاوه براين، زماني که کالاها تخصيص مي يابند و به همه موقعيتها و نه صرفاً اجناس مادي نظر دارند، شاخص پول بايد با شاخصهاي ديگر همراه شود. با اين همه، به کار بردن پول به عنوان يک شاخص براي کالاها و خدمات، جوابي مناسب به مشکل شاخص است و نقشي مؤثر را براي عدالت توزيعي ايفا مي کند.
مسأله دوم با چارچوبهاي زماني گره مي خورد. بسياري از اصول عدالت تصريح مي کنند که يک الگوي مشخص از توزيع بايد تحقق يابد، اما آنها نياز دارند مشخص کنند که چه زماني اين الگو مورد نياز است. يک نوع از اين اصول برابري، مستلزم آن است که همه افراد بايد ثروت يکساني در لحظه اول داشته باشند. پس از آن، انسانها آزادند که ثروتشان را در هر راه که مي خواهند به کار ببرند. اصولي که اين توزيعهاي اوليه را تعريف مي کنند به اصول « دروازه آغازين» معروفند.
از آنجا که اين اشکال توزيع ممکن است در طول زمان به نابرابريهايي جدي منجر شود، معمول و رايج نيستند. معمول ترين شکل برابري تصريح مي کند که درآمد ( که بر حسب پول اندازه گيري مي شود) بايد در هر چارچوب زماني برابر باشد. گرچه اگر پس اندازها متفاوت باشند، اين امر مي تواند به تفاوتهايي چشمگير منجر شود. بنابراين، برابري با تخصيص رفتار پس انداز نيز ارتباط برقرار مي کند.
برخي، نقدهايي اخلاقي به اصول برابري وارد کرده اند. از جمله اينکه آنها بي جهت آزادي را محدود مي کنند و يا اينکه اثرات بهينه اي بر احترام متقابل انسانها ندارند. همچنين، نقدي تصريح مي کند که اين اصول با شايستگي انسانها در تعارض قرار مي گيرد . با اين همه، معروفترين و رايجترين نقد به اين رويکرد، رويکرد مبتني بر رفاه است.
بر طبق اين رويکرد، انسانها مي توانند در صورت برابر نبودن هم زندگي بهتري نسبت به برابر بودن داشته باشند و همين محرک «جان رالز» در ارائه اصل تفاوت محسوب مي شود که بايد در مجال مستقلي بدان بپردازيم.

  


کتاب «علي(ع) موحد بود و بس» منتشر شد



گفته هاي امام موسي صدر درباره حضرت علي(ع) در کتاب «علي(ع) موحد بود و بس» گردآوري و از سوي مؤسسه نشر شهر در 43 صفحه منتشر شده است.




به گزارش مهر، کتاب «علي(ع) موحد بود و بس» يکي از سخنرانيهاي فارسي امام موسي صدر است که از آرشيو صداي جمهوري اسلامي گرفته شده است.
امام موسي صدر در اين سخنراني ديدگاه جديدي را در پيوند با ضرورت و شناخت حضرت علي(ع) مطرح مي کند که پس از 37 سال تازگي آن هنوز حفظ شده است.اگر امروز دنيا بخواهد علي(ع) را بشناسد، دو راه دارد؛ يک راه از تاريخ مي رود و کتابها را مي بيند و علي(ع) را از راه تاريخ مي شناسد، يک راه ديگر هم امروز براي شناختن علي(ع) هست. اگر آمدند و گفتند که علي(ع) را چگونه مي توان شناخت، مي گويند مي رويم از پيروانش مي شناسيم.
فرض کنيم کسي مي خواهد علي(ع) را بشناسد، مي خواهد پيروان علي(ع)، دنباله روهاي علي(ع)، شيعيان علي(ع) را بشناسد تا علي(ع) را بشناسد، چه مي بيند؟ آيا علم مي بيند؟ آيا تقوا مي بيند؟ آيا علاقه به يتيمي که در علي(ع) بود، مي بيند؟

  


مدير دانشنامه قرآن پژوهي: ارتباط با خالق عامل رفع بحرانهاي امروز است



مدير دانشنامه قرآن پژوهي يکي از راههاي رفع مشکلات و بحرانهاي امروز را ارتباط معنوي با خالق هستي خواند و تأکيد کرد: مهمترين عنصر دعا و نيايش «اخلاص» است.
حجةالاسلام حسين علوي مهر، مدير دانشنامه قرآن پژوهي با اشاره به اينکه نيايش يکي از بهترين راههاي ارتباط انسان با خالق و منعم است، اظهار داشت: در اين ارتباط انسان مشکلات خود را با خالق مطرح مي کند و يک ارتباط مالک و مملوکي و رابطه فقر و غنا ايجاد مي شود که انسان احساس مي کند خدا ناظر او است. وي با اشاره به اينکه ساير اديان نيز مانند يهوديت و مسيحيت به اين مسأله اشاره دارند، تصريح کرد: يکي از راههاي رفع مشکلات ارتباط با خالق است که رابطه اي عاشقانه است. وقتي مشکل انسان حل نمي شود به خداوند متوسل مي شود تا مشکل او را رفع کند. در قرآن، انجيل و تورات به اين مسأله پرداخته شده است.
علوي مهر با تأکيد بر اينکه يکي از مهمترين عناصر دعا و نيايش اخلاص است، يادآور شد: يکي از راههاي مبارزه با بحرانهاي دنياي معاصر و خروج از بحرانها مسأله نيايش است که آرامش بخشي رواني به دنبال دارد. در نيايش اگرچه گاهي اجابت دعا و مسأله حل شدن يک بحران مطرح نيست، بلکه همين اندازه که خود را واگذار به يک خالق مي کنيم، اين آرامش رواني براي انسان دارد.
مدير دانشنامه قرآن پژوهي با تأکيد بر اينکه آثار تربيتي نيايش سکوت آور بودن آن است و انسان در برابر خالق سکوت مي کند، افزود: در نيايش انسان به يک پايگاه محکم و وثيقي تکيه مي کند و به گونه اي بر افراد خانواده و فرزند خانواده تأثيرگذار خواهد بود و باعث آرامش خانواده و ديگران خواهد شد که نمي توان آثار ارزشمند اجتماعي و تربيتي آن را از نظر دور داشت.

  


قائمي نيا: ارتباط با حقيقت ناب هستي عامل رفع خ³هاي انسان امروز است



عضو هيأت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با تأکيد بر اينکه انسان امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند ارتباط عميق با



خالق است، گفت: انسان محدوديتهاي وجودي خويش را از طريق ارتباط با حقيقت ناب مرتفع کرده و احساس خلا را در خود از بين مي برد.
حجةالاسلام عليرضا قائمي نيا عضو هيأت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و سردبير نشريه «ذهن» اظهار داشت: نيايش به ارتباط انسان با عالم بالا و همچنين ظرفيتهاي وجودي او برمي گردد.وي با اشاره به اينکه انسان همواره نوعي تعلق وجودي به عالم بالا احساس و در پي دستيابي به کمالات الهي است، گفت: به طور طبيعي اين گرايش متناسب با سنت ديني انسان است.
قائمي نيا تصريح کرد: انسان محدوديتهاي وجودي خويش را از طريق ارتباط برقرار کردن با يک حقيقت ناب مرتفع کرده و احساس خلا را در خود از بين مي برد.
عضو هيأت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با يادآوري اينکه نيايش عامل ارتباط نزديک و صميمي مخلوق با خالق خويش است که به انسان احساس امنيت و آرامش مي دهد، گفت: وقتي اين ارتباط قطع مي شود محدوديتهاي وجودي انسان نمايان مي شو د.
وي افزود: دنياي صنعتي امروز مشکلات بيشتري نسبت به قديم دارد، زيرا فراغت و آسودگي خيال سلب شده، با پيشرفت صنعت محروميتها و محدوديتها بيشتر مي شود، به همين دليل انسان بيش از هر زمان ديگري نيازمند آرامش است.
قائمي نيا با اشاره به اينکه امروز بشر در خدمت تکنولوژي است، گفت: امروز بيش از هر زمان ديگري انسان نيازمند ارتباط با ساحت لامتناهي است.
عضو هيأت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي تأکيد کرد: انسانهايي که نيايش عميقي دارند برخورد انساني عميقي داشته، با نگاهي فراتر از دنيايي صرف، به انسانهاي ديگر و هستي مي نگرند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com