|
* جواد نعيمي
اين روزها، دل ايران زمين شادمان است و گوهر لبخند بر چهره اش مي درخشد! اين روزها به يُمن مقدم نخستين امام ايمان، همه

فرزندان پرمهر ايران، پاس احترام پدران را مي دارند و دل به نيکي و شادي مي سپارند.
خوشا، خوشا آنان که از هيچ تلاشي براي خدمت به مادران خويش فروگذار نيستند و هماره دست بوس پدران خويشند...
ما شهيدزادگان، اما، به ظاهر از نعمت وجود پدران قهرمان خود، محروميم. هر چند که حضور آنان را در جاي جاي قلب و ديده و احساس خويش داريم. ما فرزندان افتخارآفرينان اين آب و خاکيم.
در روز گرامي داشت پدر، ديده هاي ظاهربين ما، نظاره گر روي پدران مان نيستند، حال آن که روي دل و انديشه هاي نوراني آن عاشقان و جلوه هاي راه والاي شان، پيوسته لبخند مهر و تبسم نيروافزا، نثار ما مي کند. جسم آن پدران نمونه، هم اينک در جمع ما نيست! اما روان خجسته، انديشه هاي تابناک، ايده هاي روشن و ستاره هاي معرفت آسمان وجودشان، همواره زندگاني ما را نورباران مي کند!
پدران شهيد ما، فرزانه هاي شگفتي آفرين اين سرزمينند. آنان که با دستي قرآن و با دست ديگر پرچم ايران را بر فراز بام جهان، به همگان نشان دادند. آنان که به مهر ميهن و به عشق ايمان، سر و جان را فدا کردند. آنان که حسرت پيروزي را بر دل دشمنان آب و خاک و عقيده ما، گذاشتند و ننگ و داغ تجاوزگري و ستم پيشه گي را بر پيشاني و چهره دشمنان نگاشتند! آنان که تير و ترکش و زخم و گلوله را بر بي دردي و عافيت طلبي و سکوت در برابر ناروايي ترجيح داده و جان شيرين خويشتن خويش را براي سرافرازي و پايداري دين و وطن نثار کردند. آنان که خشکسالي هدف مندي را با جريان خون زنده ساز خود به بهاراني پر شکوفه و سرشار از شکوه، بدل ساختند.
حالا، آيا در اين فرخنده ايام، در اين برهه خوش فام و در اين روز موسوم به «روز پدر» و سرشار از برکت ميلاد مولاي جان و جهان، حضرت اميرمؤمنان(ع)، ذکر و ياد آن گونه پدران، نبايد در اولويت زمان و گنجينه سينه مان، شوري سرشار و عشقي بي شمار و ارادتي پربار بيافريند؟!
پدران شهيد ما، حق پدري را نه تنها درباره فرزندان صلب خويش که در حق همه زاده هاي ايران عزيز، به نيکي ادا کردند و بر سر پيمان سرخي که با خداوندگار بسته بودند، پاي فشردند و سبز و بالنده و ماندگار شدند.
پس دستي به دعا بر آريم و با آرزوي علو درجه براي آن سرفرازان، دعا کنيم که در دايره استجابت دعاي آن فرزانگان مهاجر قرار گيريم و پرتويي از نورانيت خورشيد گونه آنان، بر گونه ها و دلهاي مان، بتابد، چهره و جان مان را به نور عشق به ايمان و مهر به ميهن، روشن و تابنده سازد و گامهامان را براي پيمودن راه روشن و طريق جاويدان آن فرهيختگان، پرتوان تر سازد.
اينک، اي پدران گران قدر! اي شهيدان شاهد! نه تنها يک روز، که همه روزهاي سال ما، روز شماست! روزهاي تان را پاس مي داريم و بزرگ مي شماريم و ياد و انديشه و راهتان را بوسه باران مي کنيم!
و اما اي شمع هاي شبستان زندگي! به ياد مي آوريم که شما عزيزان، از فروغ چلچراغي روشنايي يافته ايد که در تاريک زاري مطلق، درخشيدن آغازيد و تجلي بخش همه آزادگان شد. مردي که ايران را به مردستان بدل ساخت و عطر و بوي اين گلستان را در سرتاسر جهان پخش کرد. مردي که به همه فرزندان ايران زمين، عزت و سربلندي بخشيد. امام راحل عظيم الشأني که به مثابه پدر معنوي اين سرزمين، ما و همه ايرانيان را بر کشيد و شرافت و قدرت و بزرگي و افتخارآفريني را براي ملت ما به ارمغان آورد. خميني عزيز، بزرگ پدري بود که به فرزندانش عشق مي ورزيد و براي آنان سرافرازي و پيروزمندي و شکوه و شادماني آرزو مي کرد.
خميني کبير، نه تنها- بنابر آنچه مشهور است- پدر فرزندان شهيد است که به راستي پدر معنوي همه ملت هوشمند و فرزانه و سربلند ايران اسلامي است. با آرزوي برخورداري آن بزرگمرد از فزون ترين رحمت ها و نعمت هاي جاودانه بهشتي، ياد و راه پرافتخار آن پدر بزرگوار را نيز گرامي مي داريم. |