صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 14تیر ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * حجةالاسلام والمسلمين خسروپناه از زيباشناسي کلام امام علي(ع) مي گويد؛
پيوند ابدي زبان و انديشه در کلام امير کلام
 * به ياد پدران آسماني؛ پروانه هاي شمع پدران خويشتنيم!
 * چکاد بيکرانه دريا
 * زاهدي در جمع اصحاب رسانه:
آستان قدس رضوي آمادگي خريد و نگهداري اسناد و نسخ خطي نفيس را دارد
 * در مشهد آغاز به کار کرد؛
هفتمين هم انديشي سراسري دبيران ستاد اقامه نماز مراکز صدا و سيماي استانها
 * باباي عدالت
 * تاريخ هم نفسي تازه کرده است
 * به بهانه روز قلم؛ غزل قلم زني!

حجةالاسلام والمسلمين خسروپناه از زيباشناسي کلام امام علي(ع) مي گويد؛
پيوند ابدي زبان و انديشه در کلام امير کلام



* زهره کهندل
اشاره:
جرج جرداق مسيحي نويسنده لبناني کتاب شناخته شده «امام علي(ع)؛ صداي عدالت انساني» چنان شيفته سخنان امير کلام





شده است که در اين زمينه مي نگارد: «علي بن ابي طالب، از ذوق سرشار هنر و بيان زيباي سخن، آنچنان بهره اي دارد که او را در روزگاران از ديگران ممتاز ساخته است. شکل سخن با مفهوم آن به هم آميخته است؛ بمانند گرمي با آتش و نور با خورشيد و هوا با جو؛ و تو در برابر اين سخن، چناني که گويي در برابر سيل خروشاني که مي جوشد و دريايي که مي توفد و تندبادي که مي وزد و چون از روشني هستي و زيبايي آفرينش سخن مي گويد، چنان است که گويي بر صفحه جانت با قلم هايي از اختران آسمان مي نگارد. گفتارش چون شراره برق و خنده آسمان در شبهاي تاريک زمستان است.»
اوج اين بلاغت و فصاحت در کلمات قصار امير زيبا کلام، حضرت علي(ع) چنان تجلي مي يابد که ذهن مغشوش انسان قرن بيست و يکم را مدتها لا به لاي خطوط به هم پيوسته متروي شلوغ شهر درگير مي کند و او را به جايگاهي مي رساند که اين واژگان زباني در عمق روحاني مطلب ذوب شده و انديشه انسان در پهناي اقيانوس کلام امير غرق مي شود. زماني که خداوند در معجزه فرستاده اش به قلم سوگند مي خورد، به قداست قلمي گواه مي دهد که از انديشه سرچشمه مي گيرد، از دل عبور مي کند و بر زبان جاري مي شود. پروردگار به قلمي سوگند مي خورد که منجي انسان در روزگار دردمندي هاي روح است. کلام علي(ع)، در روزگاراني که تاريخ به خود احوالات گوناگون ديد، چنان عميق بر دلها نفوذ کرد و انديشه ها را به تعظيم واداشت که هر آنکه روشني فطرت در قلبش قلمرويي مي يافت، به پادشاهي کلام فصيح و بليغ علي(ع) اعتراف مي کرد. اعترافي که تاريخ پير قرن هاست با ورود ماشين صنعت و



تکنولوژي هنوز سر تکريم و تعظيم در برابر آن فرود مي آورد. حقيقتي در کلام امير کلام نهفته که قلبها را به خشوع وا مي دارد و رشته هاي افکار بشري را به سوي نردبان فتح قله هاي انساني رهنمون مي شود.کلام زيباي اميرالمؤمنين(ع) در ساختار زبان شناختي از جلوه هاي ممتاز بسياري برخوردار است که در اين مجال، خوشه اي ناچيز از دشت نامحدود آن تقديم مي شود.در ادامه، مشروح گفتگوي «قدس» با حجةالاسلام والمسلمين دکتر عبدالحسين خسروپناه، محقق و نويسنده که پژوهشي را در باب «زيباشناسي کلام امام علي(ع)» داشته اند، از نظر مي گذرد:
* جناب آقاي دکتر خسروپناه! در خصوص واکاوي بحث زيباشناسي در کلام حضرت علي(ع) در ابتدا بفرماييد تبلور زيبايي در کلام ايشان چه جلوه هايي داشت که بر مخاطب قرن چهاردهم هجري قمري چنان تأثيري دارد که بر شنونده عصر اوليه اسلام هم همان تأثير معنوي و انساني را داشته است؟
** در ابتدا بايد تعريفي از زيبايي داشت تا زيبايي کلام اميرالمؤمنين(ع) روشن شود. درباره چيستي زيبايي، سخن هاي بسيار رانده شده است. برخي زيبايي را تناسب و هماهنگي اجزا با کل و هماهنگي اجزا با يکديگر و عده اي آن را به سودمندي يا توانايي يا لذت و يا عشق تعريف کرده اند. افلاطون در مجموعه آثار خود، گفتگوي سقراط با هيپياس را بيان مي کند و در اين رساله به بررسي تعاريف گوناگون زيبايي مي پردازد. آنگاه سقراط از هيپياس، سوفيست و حقوقدان معروف آن روزگار، درباره چيستي زيبايي مي پرسد او سعي مي کند تعاريف گوناگوني را بيان کند، اما سقراط تک تک آنها را نقد مي کند. به هر حال، تعريف حقيقت زيبايي بسيار دشوار است. از سوي ديگر برخي زيبايي را با زيبا يکي دانسته اند و بين ش„ زيبا و مفهوم زيبايي تفکيک قائل نشدند. اما بي شک، زيبايي يک کيفيت نگارين نمادي است که از سه ويژگي برخوردار است و موجب انبساط روح و روان آدمي مي شود. اولاً ملازم با لذت است و اصولاً انبساط رواني، همان لذت است؛ براي نمونه زماني که زيبايي تحقق مي يابد و شخص آن را درک مي کند، لذت رواني را با تمام وجود مي چشد. ثانياً ملازم با مطلوبيت است، يعني چيز زيبا براي شخص مدرک، مطلوبيت و ارزش مي نمايد؛ در واقع زيبايي همراه با ارزشمندي است. ثالثاً شگفت انگيزي و تعجب آوري را براي مخاطب به ارمغان مي آورد. بنابراين زيبايي کيفيتي است که حداقل داراي سه ويژگي لذت، مطلوبيت و شگفت انگيزي باشد. به اعتقاد من کلام اميرالمؤمنين(ع) از آن جهت که امير کلام است، ويژگيهاي زيبايي را داراست. البته بايد توجه داشت که زيبايي در سه رده زيبايي حسي، خيالي و عقلي نمود مي يابد. کلام اميرالمؤمنين(ع) به لحاظ ساختار و بافتار و فصاحت و بلاغت از زيبايي ظاهري برخودار است. قطعاً زماني که شخص عبارات امير کلام را تخيل مي کند تجلي زيبايي خيالي را هم در آن مي بيند. مفاهيم بلند و عقلاني امام علي(ع)، زيبايي عقلاني را هم در کلام ايشان به ارمغان مي آورد. به اين معنا که زيبايي در سه ساحت زيبايي حسي، خيالي و عقلي در سخنان ايشان وجود دارد.
* مفهوم زيبايي در کلام، از منظر حضرت علي(ع) چه بود؟
** امير کلام و هنر در حکمت 65 نهج البلاغه و هم در غررالحکم به اين نکته اشاره کردند که «زينت باطن ها، زيباتر از زينت ظاهر است» و لذا در مقايسه انواع زيبايي ها، زينت باطن را بر زينت ظاهر ترجيح مي دهند. برخي ممکن است که فقط به زينت هاي ظاهري توجه داشته باشند اما زينت هاي باطن زيباتر از زينت هاي ظاهر است. مي توان گفت که زيبايي عقلاني ارزشمندتر از زيبايي خيالي است و زيبايي خيالي هم ارزشمندتر از زيبايي حسي. امام علي(ع) تأکيد مي کنند که «زينت به زيبايي و نيکويي صواب و حقيقت است، نه به نيکويي لباس.» برخي ممکن است زيبايي را به نيکويي لباس معنا کنند در حالي که هر چه شخص به حقيقت نزديکتر شود درک زيبايي براي او لذت بخش تر است.
حضرت در نهج البلاغه زيبايي مرد را حلم، وقار، حسن دروني، زينت اخلاق و رفتار، عبادت و خشوع، صدق و راستي معرفي کرده اند. ايشان مي فرمايند زينت عبادت، خشوع؛ زينت رياست، بخشش و بزرگواري؛ زينت علم، حلم و بردباري و زينت حکومت، عدالت است. به اين معنا که زيبايي حکومت را در عادلانه بودن آن جستجو کنيد. پس زيبايي در مکتب علوي به زينت هاي صوري و حسي محدود نمي شود و زيبايي هاي معقول و فرا حسي را نيز در بر مي گيرد.
* تلفيق زينت هاي حسي با زيبايي هاي فرا حسي در کلام اميرالمؤمنين(ع) چگونه تجلي مي يابد؟
** گفتار و نوشتار و ادبيات زيبا، جذاب و همراه با ضوابط فصاحت و بلاغت، از مصاديق زيبايي است که امير بيان و پيشواي بلاغت، سرچشمه آن است. در واقع از زيبايي محتوايي و عقلاني هم برخوردار مي باشد. ايشان به عنوان سرآمد فصاحت در غررالحکم مي فرمايند: زيباترين و بهترين سخن آن است که نظام نيکو آن را آراسته باشد و خواص و عوام مردم آن را بفهمند. اين سخن بسيار زيباست، از آن جهت که اگر سخني نظام مند نباشد زيبا نيست. اگر از سخني فقط خواص بهره ببرند و عوام از آن استفاده نکنند و يا بالعکس، اين کلام زيبا نيست بلکه زيباترين و برترين سخن آن است که علاوه بر داشتن ساختار و بافتار عقلاني، خواص و عوام قادر به درک آن باشند.
* قطعاً يکي از مهمترين ويژگيهاي کلام حضرت علي(ع) بهره هاي خواص و عوام از سخنان ايشان است به گونه اي که خواص در عمق درياي کلام حضرت شناور مي شوند و عوام هم به مقدار درک و فهم خود تا هر کجاي اين اقيانوس پهناور که قدرت درکشان باشد، بهره مي برند. اين ويژگي مهم را در کلام حضرت چگونه تبيين مي کنيد؟
** قطعاً بهره مندي خواص و عوام از سخنان حضرت، محور پايداري آن است. اصلاً يکي از ويژگيهاي کلام زيبا، گزيده گويي است. بهره مندي و عبرت آموزي از گذشتگان، يادآوري مرگ و قيامت، توجه به کارکردهاي مثبت و منفي و جاذبه هاي لفظي و تعبيري، از هنرهاي کلامي است که مخاطبان را شيفته خود مي سازد. اميرمؤمنان(ع) در نهج البلاغه، اين تابلوي هنر و زيبايي، از اين هنرهاي کلامي بهره جسته است. بخش پاياني نهج البلاغه به کلمات قصار اختصاص دارد که در بردارنده سخنان کوتاه، جذاب، پرمعنا و قابل فهم است. حتي خطبه هاي طولاني حضرت هم از چنان کشش و جذابيتي برخوردار است که مخاطب در پايان خطبه احساس سودمندي و بهره مندي را دارد. ايشان در سخنانشان به دنيا و آخرت توجه داشته و جامع نگر هستند. در واقع به ابعاد مختلف ساحت هاي بشري توجه دارند. ايشان در نهج البلاغه از کارکردهاي مختلف زباني استفاده کرده اند. در مباحث زبان شناسي به حکايت گري به عنوان يکي از کارکردهاي زبان اشاره شده اما کلام حضرت کارکردهاي انشايي را همراه با کارکردهاي اخباري دارد.
زماني که مخاطب نهج البلاغه را مي خواند انبساط روحي و رواني را با چشيدن لذت و مطلوبيت پيدا مي کند.
ابن ابي الحديد، شارح نهج البلاغه در وصف خطبه 116 نهج البلاغه مي نويسد: «سوگند به کسي که همه امتها به او سوگند مي خورند، من اين خطبه را در مدت پنجاه سال تاکنون بيش از هزاربار خوانده ام. هيچ بار در آن تأمل نکردم، مگر آن که در من خشيت و خوف و پندي ايجاد کرد و در دلم تأثير نهاد و مرا به لرزه آورد. هيچ بار در آن تأمل نکردم، مگر آن که به ياد مردگان از خويشاوندان و نزديکان و دوستانم افتادم و چنين تصور کردم که آن را که حضرت به توصيف حالش پرداخته، خود من هستم. در اين زمينه بسياري از خطبا و فصحا داد سخن داده اند و من آنها را مکرر خوانده ام، ولي هيچ کدام تأثير کلام اميرالمؤمنين را بر من نداشته است.» اين را ابن ابي الحديد در جلد 11 شرح نهج البلاغه بيان مي کند. خيلي عجيب است، ابن ابي الحديد اهل سنت، اينچنين در وصف تأثير کلام امام علي(ع) مي نويسد.
همام، صحابي عابد اميرالمؤمنين آن گاه که از امام خواست؛ پارسايان را براي او توصيف کند که گويي آنان را با چشم مي بيند، امام(ع) به اختصار فرمود: «اي همام، پرواي از خدا داشته باش و نيکوکاري کن که همانا خداوند با کساني است که تقوا بورزند و اهل نيکوکاري باشند.» همام به اين مقدار از سخن قانع نشد و امام را سوگند داد که توصيف بيشتري بنمايد و امام اوصاف پارسايان را شرح داد تا وقتي که سخن امام(ع) بدين جا رسيد که دوري اهل تقوا از سر کبر و خودبزرگ بيني و نزديکي اش از روي مکر و خديعت نيست، در آن هنگام، همام فريادي کشيد که جان به جان تسليم آفرين کرد. امام فرمود: «به خدا سوگند که بر او از همين مي ترسيدم. موعظه هاي بليغ با اهلش چنين مي کند.» مطالب در اين عرصه بسيار است. کلام امام علي(ع) علاوه بر بهره مندي از واژگان متناسب و بليغ از آهنگ و موسيقي خاصي برخوردار است که در روح مخاطبان نفوذ مي کند. جرج جرداق، نويسنده لبناني مسيحي در کتاب شگفتي هاي نهج البلاغه نيز به اين امر معترف است.
* مرحوم استاد دکتر سيد جعفر شهيدي از مترجمان موفق نهج البلاغه به زيورها و محسنات لفظي همچون استعاره، تشبيه، جناس، موازنه سجع و مراعات النظير در کلام حضرت(ع) بسيار تأکيد دارند، حضرتعالي بروز و ظهور صناعات ادبي را با اشاره به زيبايي هاي حسي در وجوه کلامي امام علي(ع) چگونه تبيين مي فرماييد؟
** امام علي(ع) در کلام خود از صناعات ادبي، زيبايي ها و شگفتي هاي طبيعت بهره مي گرفت. ايشان زماني که مي خواستند واقعيتهاي عالم را توصيف کنند به گونه اي سخن مي گويند که شعر با تمام توانايي هايش قدرت بيان حقايق را به آن شکل ندارد. حضرت با استفاده از تمثيل، موضوعات و مباحث عقلي سنگين را تفهيم مي کرد و با تشبيه معقول به محسوس، مردم عوام را نيز به حقيقت نزديک مي ساخت، اما فقط استعاره گونه و کنايه گونه سخن نمي گفت که حقيقت را بر مردم پنهان کند. شعر، ابزار ديگري است که امام(ع) در توصيف حقايق از آن استفاده مي کرد. امام در پاسخ به اين پرسش که سرآمد همه شاعران کيست، فرمود: «هر چند شاعران، همه در يک وادي راه نپيموده اند که بتوان پيشتاز راه را شناخت، ليکن اگر از تعيين شاعرترين شاعران چاره اي نباشد، سرآمد آنان آن پادشاه گمراه (يعني امرالقيس) است.» شعر مطلوب امام علي(ع)، سروده اي است که از نظر محتوا و نظر و فکر ارزشمند و صحيح و حق باشد و عقيده مردم را به انحراف نکشاند.
* آقاي خسروپناه! در آن دوران عرب به توانايي در شاعري مشهور بود و از هنرهاي عرب آن دوران هم همين فن سخنوري نيکو بود اما نکته اي که وجود دارد اينکه کلام حضرت علي(ع) چه ويژگيهاي منحصر به فردي نسبت به شعر عرب آن دوران داشت که همچنان شاهد ماندگاري و استواري اين کلام پس از 1400 سال هستيم؟
** براي تشريح اين موضوع اشاره مي کنم به بخشي از مباحث هايدگر و برخي هرمونيست ها که آن را مطرح کرده اند. به تعبير آنها زبان با فکر در هم آميخته است، بر خلاف آنچه در گذشته مي گفتند منطقي را بحث در الفاظ نيست. هرمونيست هاي معاصر معتقدند که زبان و انديشه در هم تنيده اند. شعراي عصر اوليه اسلام از فصاحت و بلاغت فوق العاده اي برخوردار بودند و از زينت هاي صوري و حسي زبان شناختي بهره مي بردند. اما کلام اميرالمؤمنين(ع) علاوه بر زيبايي هاي زباني و کلامي همراه با زيبايي هاي فکري و انديشه اي بود. جمع اين دو مؤلفه، کلام امام علي(ع) را ابدي کرده است. لذا انسانها در هر دوره اي از خواندن نهج البلاغه بهره مي برند. حتي نهج البلاغه به زبانهاي مختلف که ترجمه شده، مي بينيد که با ترجمه هاي متنوع و متعدد که مي نويسند بر مخاطب غيرمسلمان چنان تأثير مي گذارد که شيفته و عاشق اميرالمؤمنين(ع) مي شوند. بسياري اول شيفته کلام علي(ع) مي شوند و از اين مسير به علي(ع) ايمان مي آورند. به نظر من ويژگي سخنان ايشان در جامعيت عقلاني و آميختگي زيبايي زباني با زيبايي محتوايي است که در کلام امام(ع) کاملاً هويدا و آشکار است.
* آيا ترجمه ها لطمه اي به زيبايي محتوايي نزده است؟
** خير. غيرمسلماناني که به زبان عربي آشنا نيستند بعد از اينکه زيبايي محتوايي کلام ايشان را مي بينند، علاقه مند به آموختن زبان عربي براي کشف و درک زيبايي هاي صوري و کلامي حضرت مي شوند.
* پس با اين اوصاف تبلور انديشه حضرت علي(ع) را در کلام زيباي ايشان شاهد هستيم؟
** يقيناً همينطور است. از اين رو اهل بيت(ع) تأکيد دارند که زيبايي هاي کلام ما را به مردم بگوييد، آنها ايمان مي آورند. از آنجا که فطرت انسان زيباگراست، به سمت زيبايي سير مي کند. کسي که با زيبايي کلام حضرت علي(ع) انس بگيرد و به زيبايي محتوايي کلام ايشان هم آشنايي يابد، به تعبير جرج جرداق اين آميختگي، گرما با آتش، نور با خورشيد و هوا با جو، براي مخاطب لذت بخش است و کلام هماهنگ و ساختارمند امام(ع) هارموني زبان و محتوا را در قالبي زيبا متجلي مي شود. به عقيده بنده، اين زيبايي از آن جهت در هر دوره اي از تاريخ جلوه گر است و کهنه نمي شود که زيبايي زبان و فکر هر دو با هم در کلان آميخته شده است. اين هارموني هماهنگ با فطرت انساني است فطرتي که بر اساس آيه قرآن حقيقتي ثابت و تغييرناپذير است. اميدوارم که در توسعه کلام حضرت و بيان زيبايي هاي کلامي و معرفتي ايشان بيشتر کار و تلاش شود.

  


به ياد پدران آسماني؛ پروانه هاي شمع پدران خويشتنيم!



* جواد نعيمي
اين روزها، دل ايران زمين شادمان است و گوهر لبخند بر چهره اش مي درخشد! اين روزها به يُمن مقدم نخستين امام ايمان، همه



فرزندان پرمهر ايران، پاس احترام پدران را مي دارند و دل به نيکي و شادي مي سپارند.
خوشا، خوشا آنان که از هيچ تلاشي براي خدمت به مادران خويش فروگذار نيستند و هماره دست بوس پدران خويشند...
ما شهيدزادگان، اما، به ظاهر از نعمت وجود پدران قهرمان خود، محروميم. هر چند که حضور آنان را در جاي جاي قلب و ديده و احساس خويش داريم. ما فرزندان افتخارآفرينان اين آب و خاکيم.
در روز گرامي داشت پدر، ديده هاي ظاهربين ما، نظاره گر روي پدران مان نيستند، حال آن که روي دل و انديشه هاي نوراني آن عاشقان و جلوه هاي راه والاي شان، پيوسته لبخند مهر و تبسم نيروافزا، نثار ما مي کند. جسم آن پدران نمونه، هم اينک در جمع ما نيست! اما روان خجسته، انديشه هاي تابناک، ايده هاي روشن و ستاره هاي معرفت آسمان وجودشان، همواره زندگاني ما را نورباران مي کند!
پدران شهيد ما، فرزانه هاي شگفتي آفرين اين سرزمينند. آنان که با دستي قرآن و با دست ديگر پرچم ايران را بر فراز بام جهان، به همگان نشان دادند. آنان که به مهر ميهن و به عشق ايمان، سر و جان را فدا کردند. آنان که حسرت پيروزي را بر دل دشمنان آب و خاک و عقيده ما، گذاشتند و ننگ و داغ تجاوزگري و ستم پيشه گي را بر پيشاني و چهره دشمنان نگاشتند! آنان که تير و ترکش و زخم و گلوله را بر بي دردي و عافيت طلبي و سکوت در برابر ناروايي ترجيح داده و جان شيرين خويشتن خويش را براي سرافرازي و پايداري دين و وطن نثار کردند. آنان که خشکسالي هدف مندي را با جريان خون زنده ساز خود به بهاراني پر شکوفه و سرشار از شکوه، بدل ساختند.
حالا، آيا در اين فرخنده ايام، در اين برهه خوش فام و در اين روز موسوم به «روز پدر» و سرشار از برکت ميلاد مولاي جان و جهان، حضرت اميرمؤمنان(ع)، ذکر و ياد آن گونه پدران، نبايد در اولويت زمان و گنجينه سينه مان، شوري سرشار و عشقي بي شمار و ارادتي پربار بيافريند؟!
پدران شهيد ما، حق پدري را نه تنها درباره فرزندان صلب خويش که در حق همه زاده هاي ايران عزيز، به نيکي ادا کردند و بر سر پيمان سرخي که با خداوندگار بسته بودند، پاي فشردند و سبز و بالنده و ماندگار شدند.
پس دستي به دعا بر آريم و با آرزوي علو درجه براي آن سرفرازان، دعا کنيم که در دايره استجابت دعاي آن فرزانگان مهاجر قرار گيريم و پرتويي از نورانيت خورشيد گونه آنان، بر گونه ها و دلهاي مان، بتابد، چهره و جان مان را به نور عشق به ايمان و مهر به ميهن، روشن و تابنده سازد و گامهامان را براي پيمودن راه روشن و طريق جاويدان آن فرهيختگان، پرتوان تر سازد.
اينک، اي پدران گران قدر! اي شهيدان شاهد! نه تنها يک روز، که همه روزهاي سال ما، روز شماست! روزهاي تان را پاس مي داريم و بزرگ مي شماريم و ياد و انديشه و راهتان را بوسه باران مي کنيم!
و اما اي شمع هاي شبستان زندگي! به ياد مي آوريم که شما عزيزان، از فروغ چلچراغي روشنايي يافته ايد که در تاريک زاري مطلق، درخشيدن آغازيد و تجلي بخش همه آزادگان شد. مردي که ايران را به مردستان بدل ساخت و عطر و بوي اين گلستان را در سرتاسر جهان پخش کرد. مردي که به همه فرزندان ايران زمين، عزت و سربلندي بخشيد. امام راحل عظيم الشأني که به مثابه پدر معنوي اين سرزمين، ما و همه ايرانيان را بر کشيد و شرافت و قدرت و بزرگي و افتخارآفريني را براي ملت ما به ارمغان آورد. خميني عزيز، بزرگ پدري بود که به فرزندانش عشق مي ورزيد و براي آنان سرافرازي و پيروزمندي و شکوه و شادماني آرزو مي کرد.
خميني کبير، نه تنها- بنابر آنچه مشهور است- پدر فرزندان شهيد است که به راستي پدر معنوي همه ملت هوشمند و فرزانه و سربلند ايران اسلامي است. با آرزوي برخورداري آن بزرگمرد از فزون ترين رحمت ها و نعمت هاي جاودانه بهشتي، ياد و راه پرافتخار آن پدر بزرگوار را نيز گرامي مي داريم.

  


چکاد بيکرانه دريا



مي خواهم از «او» بگويم:




گوهري در صدف کعبه، برادر جان جهان! جانشين و وصي خورشيد، شبان رمه هاي بيداري، جاودانه ترين حماسه رهبري، آسماني ترين عاشق حق، شرافت مکه، افتخار مدينه، گلبرگ درشت گل معنا، اولين مدار ايمان، محور هميشه حق، گل هميشه بهار باغستانهاي توحيد، آواز خوش حقيقت، شير بيشه عدالت، غريبي در تاريخ، خداگونه اي در زمين، بلنداي ستيغ سخاوت، اسلام مجسم، روح دين، شارح کتاب مبين، برترين نور زمان، برجسته ترين چهره ضد ستم،
گستره عظيم دريا، روح والاي عالم معنا، سري نهان و هويدا! عقد ثريا، محشر برپا، کعبه دلها، رهبر والا، ماه تولا! پژواک آفتاب، نورانيت ساقه هاي سبز نيايش، قامت بلند تراواي نور، فرياد شورگستر حماسي، مظلوميت ستاره هاي فروزان، بوسه اي بزرگ بر لبان حقيقت، گلخنده اي بر چهره غدير، برکت برکه هاي آزادي، روان سبز بيداري، حقيقتي جلي، پا نهاده مردي بر دوش نبي! سرداده بزرگي به راه ازلي! پلک بيدار درستي، چشم چشمه هاي هستي، زلال معنويت،زمزمه زمزم خلوص، يگانه قدرت بي بديل ايمان، افتتاح خط سبز امامت، امتداد راه رسالت، گوهر تابناک ولايت، زيور دفتر سرخ شهادت، نخستين موج درياي امامت، راهدار بزرگراههاي حماسه، فرزانه يگانه، افق گسترده پرستاره، يادواره تلاشهاي جاودانه، شعر بلند مقاومت و مردي، چلچله سقف آشيانه دلها، پرچم هماره در اهتزاز تقوا، دريچه باز الهام، سپيده روشن تاريخ،مشعل فروزنده حيات، پروانه نگين بال کمال، عرشه پرواز کبوتران ملکوت! رويش شبنم بر بالهاي عروج، پايگاه نسيمهاي زندگي بخش، طنين آبي ايمان، شور حماسي عشق، گلبانگ اذان آزادي، زبان تکلم گلها، خاستگاه شيدايي، راز مظلوميت صخره ها، آيينه اي با ساقه هاي زخمي! تپش قلب قرنها، ياور غنچه هاي شکوفا، شانه بلند دريا، چکاد مزرعه صداقت، دستان آفتابين گيتي، شط خروشان خاطرات خطير،
يادگار بزرگ سفر آفتاب، نورانيتي به توان بي نهايت، امتداد صداي لاله و شقايق، بزرگ رهبر لايق، راز لحظه ها و دقايق، شکوفه زار شهامت، جوانه ساز فضيلت، زادگاه ايثار، معناي حيات، کمال دين، جمال يقين، ميوه شيرين درخت اتمام نعمت! نخل تنومند تنها! فرزند کعبه، پدر صفا و وفا، کرامت دستان سبز تاريخ، حاصل جمع عشق و ايمان و استقامت و پيروزي، حديث بيکرانگي، ناي آواز دهندگان خدا! اولين چکاوک چکامه خوان ايمان، بهاي هر چه بهاران، روح سبز باران،
پاسدار همه عظمتها، حامي گلبوته سرخ محمدي، راه پيماي کوشنده هجرت، اقيانوس مواج فداکاري، گوهرتابناک ايثار ، سازنده سکوت سازندگي، منهج فصاحت و بلاغت، فرمان بالندگي، امامت مظلوم تاريخ، مرد تنهاي صحنه هاي نبرد، حماسه ساز هر چه پيروزي، کشتي رهايي امت، وارث دانش پيامبر، کان حکمت نبي، سرآمد مردمان گيتي، دارنده پرچم پرافتخار ظفر، امين کوثر، کليددار بهشت برين، برترين انسان روي زمين، قرآن ناطق، داناي بي نظير امت، شفيع روز قيامت، گل خوشبوي پرطراوت، داماد رسول(ص)، ستاره اي بي افول، فروغ فواره هاي رحمت، زمامدار دادگر، حلاوت ادراکهاي سبز، سروي تناور، داوري دلاور، فراتر از هر واژه، مردي که برکت دستان مبارکش، پايگاه توحيد را از لوث اصنام پاکيزه کرد، «خيبر» کفر را بازوان او شکست، خوارج و انديشه هاي آنان را او از صحنه روزگار خارج کرد، صفير او در صفين، صفهاي باطل را درهم شکست و فرو پاشيد، و ذوالفقارش فقرات ستون عشق و ايمان را راست نگه داشت.
«مظلومي گمشده در سقيفه»، تفسير آيه هاي شريفه، خانه زاد خدا، يار و همکار و همراه مصطفي(ص)، همسر شفيعه روز جزا، سرور اوصيا، عطر سوسن و ياس و اقاقيا، جلوه جمال خدا، شهيد ماه ولا، انساني فراتر از همه هستي...
و ديگر چه بگويم؟! : «علي(ع)»
مولا! شکفتن گل وجودت، براي ما و براي همه انسان ها، مبارک است!

  


زاهدي در جمع اصحاب رسانه:
آستان قدس رضوي آمادگي خريد و نگهداري اسناد و نسخ خطي نفيس را دارد



گروه فرهنگي: رئيس سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوي با اشاره به آمادگي اين سازمان براي خريد و نگهداري از اسناد و نسخ خطي نفيس از افراد حقيقي و حقوقي، با حفظ مالکيت معنوي و مادي آن تأکيد کرد: شايسته است مردم براي حفظ مواريث ارزشمند تاريخي کشورمان اسناد و نفايس خود را در قالب وقف و يا فروش به گنجينه هاي آستان قدس رضوي بسپارند.
به گزارش خبرنگار ما، محمد هادي زاهدي در جمع اصحاب رسانه به بهانه بهره برداري از کتابخانه و موزه وزيري يزد در پاسخ به پرسش قدس در خصوص ميزان افزايش کمي اسناد و نسخ خطي در سالهاي اخير اظهار داشت: در حال حاضر 80 هزار جلد کتب خطي که برخي، از بي نظيرترين آثار خطي جهان اسلام است در بهترين شرايط محيطي در موزه ها و مخازن آستان قدس رضوي نگهداري شده و برخي از آنها براي علاقه مندان سراسر جهان به نمايش در مي آيد.
وي افزود: اسناد و نسخ خطي ما روز به روز با اهدا و وقف از سوي ارادتمندان اين آستان مقدس در حال افزايش است که بيشترين وقف را با اهداي 10 هزار عنوان کتاب خطي مقام معظم رهبري داشته اند.
زاهدي با اشاره به چاپ دو جلد از مجموعه فهرست نويسي کتب خطي از افزايش اين تعداد به 13 جلد و چاپ آن تا پايان سال جاري خبر داد.رئيس سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوي اظهار داشت: 15 هزار قرآن از قرآنهاي خطي در بهترين شرايط محيطي در گنجينه قرآن که از قديمي ترين مراکز قرآن خطي جهان است، نگهداري مي شود.
وي با بيان اينکه در حال حاضر روزانه 5 هزار مراجعه کننده از خدمات کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي بهره مند مي شوند، گفت: اين کتابخانه 2 ميليون و 500 هزار کتاب چاپي با عناوين گوناگون در اختيار مراجعان قرار مي دهد.
زاهدي با اشاره به نگهداري 7 ميليون سند در مجموعه کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي خاطرنشان کرد: برنامه توسعه در کتابخانه هاي وابسته سراسر کشور را در دستور کار داريم که کتابخانه و موزه وزيري يزد در بازسازي جديدي که داشته شرايط محيطي مناسبي را به جهت نگهداري بر اساس استانداردهاي مرسوم جهاني دارد.
يادآور مي شود، کتابخانه وزيري يزد در سال 1348 توسط مرحوم وزيري از علماي بزرگ يزد وقف آستان قدس رضوي شد و ساختمان بازسازي شده کتابخانه و موزه آن روز پنج شنبه 18 تيرماه با حضور قائم مقام توليت و جمعي از مسؤولان آستان قدس رضوي به بهره برداري مي رسد.

  


در مشهد آغاز به کار کرد؛
هفتمين هم انديشي سراسري دبيران ستاد اقامه نماز مراکز صدا و سيماي استانها



گروه فرهنگي: هفتمين هم انديشي سراسري دبيران ستاد اقامه نماز و احياي زکات مراکز صدا و سيماي استانها در مشهد آغاز شد.
به گزارش خبرنگار ما، اين گردهمايي سراسري با هدف ارتقاي کيفيت برنامه هاي صدا و سيما در عرصه ترويج فرهنگ نماز و زکات، ارايه خط مشي و معيار و شاخص هاي برنامه هاي نماز در تلويزيون، مخاطب شناسي در برنامه هاي نماز، تبيين نقش صدا و سيما در احياي زکات و ترويج فرهنگ اقامه نماز براي هفتمين دوره پياپي در مشهد آغاز به کار کرد.
در مراسم افتتاحيه اين هم انديشي دکتر عليرضا تقي پور، رئيس ستاد اقامه نماز و احياي زکات سازمان صدا و سيما برگزاري اين نشست را ضروري دانست و بر تبادل تجربيات موفق در عرصه برنامه سازي اقامه نماز و احياي زکات با مؤلفه هاي ارزشمند هنري و مؤثر بر مخاطب تأکيد کرد.
وي نقش رسانه ملي را ترويج فرهنگ نماز و احياي زکات در جامعه بي بديل عنوان کرد.
در اين مراسم حسين هراتي، کارشناس رسانه با تشريح موضوع مخاطب شناسي در برنامه هاي نماز صدا و سيما گفت: نيازها و سلايق مردم در برنامه سازي مراکز صدا و سيما بايد در اولويت باشد.
يادآور مي شود هفتمين هم انديشي سراسري دبيران ستاد اقامه نماز صدا و سيماي مراکز استانها به مدت دو روز 13 و 14 تيرماه در مشهد در حال برگزاري است.

  


باباي عدالت



علي يعني الفباي عدالت...
و يعني، رسم زيباي عدالت
علي يعني که دستي بر سر عدل
علي يعني که، باباي عدالت
دم دلدادگي، گرم
علي، جداً که يعني يک دل نرم
و يعني، همدلي هيبت و شرم
علي يعني دمادم همدم حق
علي يعني، دم دلدادگي گرم
علي يعني «عين» هر عبادت
علي يعني که آقايي،... سيادت
گمانم باز کم آورده ام من
براي گفتن عرض ارادت ...

* زينب رز ثمالي

  


تاريخ هم نفسي تازه کرده است



* حميدرضا پديدار
با طنين گامهاي امروز، تحولي فراتر از نوروز رسيده است. همه ساعتها به رايحه اي از پرنده دعوت شده اند. غزلهاي شاد شاعران، ترجمه اي رسا از (سيزدهم رجب) است و نگاهها به سمت رويش نهج البلاغه چرخيده. روزي چنين، خورشيدش بي نظير است و ثانيه هايش، قيمتي.
امروز، چند درجه سپيدتر از آينه هاست. علي(ع) آمده و فقط کعبه مي تواند به گنجايش چنين نوري ببالد.
پيامي بر لب امروز است که لهجه بيداري، آن را به قرائت نشسته: «ها علي بشر کيف بشر». دلها به کعبه اي درخشان اقتدا کرده اند تا از قبله گاه يقين تصنيف سبز ولايت را ديگر گونه بشنوند.
علي(ع) به دنيا، دنياي ديگري از شگفتي و معنا معرفي کرده است. امروز، روز يگانه اي است. امروز حتي اگر به شب هم برسد، باز احساس مي کني در حوالي صبح قدم مي زني. نگاه کن که چگونه در ميان بهت و حيرت و در ميان هواي خورشيدي بر کوير تلخ جهالت، باران گرفته است! در اين هواي تازه و دلپذير، تاريخ هم نفسي تازه کرده و مردي از تبار روشني و نور، بزم زمين را آراسته است.
امروز نسيم تازه شعر مي وزد و از حس طلايي (سيزدهم رجب) رنگ مي گيريم، همه سهم داريم از اين بهار بي پايان، چرا که درختان چهارفصل - حتي- سرزنده تر از اين واقعه را تاکنون نديده اند و تو آمده اي تا زمين را به نور ولايت و امامت به آسمان و عرش خدا پيوندي تازه باشي، مقدمت نورباران...

  


به بهانه روز قلم؛ غزل قلم زني!



اي خداوند!
تو که در کتابت به «قلم» و به سطر سطر آنچه بدان مي نويسند، سوگند ياد کرده اي؛ مرا توان آن ده که پاس حرمت قلم را به تمامي نگاه دارم و شرف و روشناي نوشته هايش را به قير اندودي «تحريف» نيالايم.
کاربرد اين «سلاح» را به خوبي درک و لمس کرده و از آن، درست در همان راه بهره بر گيرم که بايد و شايد!
اي آفريدگار!
تو که انسان را به امانت داري خوانده اي، مرا نيز ياري کن تا امانت «دين» تو را بازيچه هوس ها و خواسته هاي دروني خود نگيرم و پا به پاي آنچه در اين راه قلم مي زنم، گوهر «حقيقت» را هر چه تابناک تر، در پيش چشم داشته باشم.
قلم آفرينا!
هرگز مباد که با نوشته اي نادرست و انديشه اي ناصواب، حقيقتي را دگرگون ساخته، مغزهايي را آلوده کرده و قلب هايي را بميرانم و يا جهت انديشه ها و اعمال را از سمتي مقدس به سويي نامقدس سوق دهم و هماره اي «ا...»، «رسالت قلم» و «تعهد و مسؤوليت» نويسندگي را از يادم مبر!
اللهم احفظني من الزلل و الخطأ والنسيان والتحريف و لاحول ولاقوَ الا بک

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com