|
* تکتم بهاردوست
«نردبامي بر آسمان» نام جديدترين سريالي است که در فروردين 87 در شهرک سينمايي غزالي (لوکيشن اکثر سريالهاي تاريخي

تلويزيون) به کارگرداني محمد حسين لطيفي کليد خورد. سريالي تاريخي که پيش از اين قرار بود ادامه فيلم «شهر آشوب» به کارگرداني يدا... صمدي باشد، اما سرانجام با توافق تهيه کننده اين سريال، در قالب پروژه اي جداگانه به نام «نردبامي بر آسمان» در 15 قسمت 45 دقيقه اي تهيه و توليد شد.
* خلاصه داستان ...
مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» با حمله تيمور و سپاهيانش به شهرهاي ايران آغاز مي شود. در ميانه آتش و خون، درشهر کاشان، فرزندي به دنيا مي آيد که نامش را جمشيد مي گذارند. پس از گذشت سالها و در زمانه اي که حکام تيموري روز به روز تحت تأثير علم و هنر معماري اصيل و اسلامي ايرانيان قرار مي گيرند، غياث الدين جمشيد کاشاني، منجم، مبدع و محاسب بزرگي که سراسر دوران زندگي اش سرشار از اتفاقات و رويدادهاي مهم علمي است، به دعوت ميرزا الغ بيگ، حاکم سمرقند راهي سفر مي شود تا بسيار دورتر از زادگاهش دست به کار ساخت رصدخانه اي عظيم شود. دانشمندان و هنرمندان بسياري از سراسر جهان در سمرقند گرد هم آمده اند، اما نظريات و ايده هاي منحصر به فرد غياث الدين همه را حيرت زده مي کند و بزرگي علم او بهانه اي براي عداوت کوردلان و فرومايه گان حکومت مي شود. رصدخانه ساخته مي شود، اما در نهايت حاسدان درباري عليه جانش توطئه مي کنند و ... .
* زندگي و مرگ غياث الدين
علي اکبري تهيه کننده اين پروژه در رابطه با شروع چگونگي شکل گيري آن به خبرنگار ما گفت: مراحل پيش توليد اين سريال از دي ماه 86 شروع و تصوير برداري آن در فروردين 87 آغاز شد. «نردبامي برآسمان» سير زندگي «غياث الدين جمشيد کاشاني» را از کودکي تا زمان مرگش به تصوير مي کشد.
علي اکبري مي گويد: بعد از اينکه تصميم گرفتيم سريالي مجزا از «شهر آشوب» بسازيم، قرار بر اين شد که « نردبامي بر آسمان» در دو مرحله توليد شود. مرحله اول دوران تولد و کودکي غياث الدين و در مرحله دوم، ادوار زندگي غياث الدين در سنين کودکي، 20 ، 33 و 45 سالگي تا لحظه مرگش که نقش او در اين سنين توسط دو بازيگر(عليرضا مظفري و وحيد جليلوند) بازي شد. «نردبامي بر آسمان «سومين سريال تاريخي بعد از بوعلي سينا و ملاصدراست که به زندگي بزرگان علم مي پردازد. شخصيت غياث الدين جمشيد کاشاني رياضيدان و منجمي که هم عدد پي را کشف کرد و تا 19 رقم توانسته آن را محاسبه کند، براي اکثر بينندگان تلويزيون ناشناخته بود و ما هم به همين دليل تصميم گرفتيم شخصيت، ويژگي هاي رفتاري، اخلاقي و زندگي اين آدم را به بينندگان بشناسانيم.
وي در خصوص تصوير برداري بخشي از اين سريال که در کشور ازبکستان انجام شده نيز گفت: بعد از اتمام مرحله اول سريال و مونتاژ نيمي از آن، گروه تصميم گرفت که براي تصويربرداري مرحله دوم و با توجه به اقتضائات موضوع و مکان فيلمنامه براي انجام ادامه کار به کشور ازبکستان و شهر سمرقند سفر کنيم. هر چند بخش اعظم دکورهاي سمرقند را در شهرک سينمايي ساختيم، اما فقط نيمي از لوکيشنهاي مورد نياز اين پروژه ساخته شدند و نزديک به نيمي از لوکيشنهاي مجموعه هم علاوه بر شهرهاي کاشان، قشم، بندر ترکمن، اصفهان بايد در سمرقند و بخارا هم تصوير برداري مي شدند، اما با همه اينها و چون ساخت برخي دکورها امکانپذير نبود، ما مجبور شديم که از جلوه هاي رايانه اي استفاده کنيم. تصويربرداري بخشهاي مربوط به شهر سمرقند حدود 6 ماه و تصوير برداري مرحله دوم سريال در شهر سمرقند کشور ازبکستان و در منطقه اي دست نخورده به نام ريگستان( که متعلق به همان دوره تاريخي است) هم در 45 روزانجام شد.
* تدوين همزمان
فريور رضايي تدوينگر اين پروژه در خصوص تدوين همزمان اين سريال و مشکلات و مزاياي آن مي گويد: اين اتفاق از يک نظر خوب است، چرا که هنگام تدوين، اگر پلاني از لحاظ نور، صدا و ديگر موارد اشکالي داشته باشد، مي توان همان موقع با تجديد پلان موردنظر، مشکل را حل کرد، اما از طرفي ديگر هم ممکن است اين اشکال را به وجود آورد که به خاطر سرعت کار، در شکل و شيوه تدوين سهل انگاري شود و البته چون در اين کار، لطيفي هيچ عجله اي براي رساندن سريال براي پخش نداشت، تدوين به بهترين شکل انجام شد، چون وقتي محدوديتي نداشته باشي، مي تواني چند بار حاصل کار را ببيني تا به ايده هاي تازه تري برسي.
*کارگردان يا بازيگر؟!
محمدحسين لطيفي که در کارهاي سينمايي و تلويزيوني اش هميشه سراغ ژانرهاي متفاوت رفته، اين بار سر از يک پروژه تاريخي درآورده است. او در باره پذيرفتن اين پروژه سنگين مي گويد: من تا کنون يک چنين ژانري را تجربه نکرده بودم. گاهي با خودم مي گويم که شايد انجام يک کار تاريخي برايم زود بوده، اما اين را هم مي گذارم به حساب خواست خدا، چون شرايط به گونه اي رقم خورد که بتوانم اين کار را انجام دهم. «نردبامي بر آسمان» براي من تجربه ديگري است. من هميشه از ديدن و ساختن سريالها و مجموعه هاي تاريخي لذت برده ام و از اين کار هم، با همه سختي هايي که داشت، لذت بردم.
وقتي که قرار شد کارگرداني اين سريال را به عهده بگيرم و بعد از مطالعه فيلمنامه اوليه، با همکاري حامد عنقا و سيد سعيد رحماني، طرح قصه را تکميل و بازنويسي اش کردم.
فيلمنامه اوليه که ادامه سريال «شهر آشوب «بود، از تولد و حمله تيمور لنگ آغاز مي شد و تا مرگ غياث الدين ادامه پيدا مي کرد و ما در فيلمنامه تازه، فقط شخصيتها و مسائل تاريخي مشترک را حفظ کرديم و فيلمنامه تازه اي نوشتيم. از امتيازات ويژه اين مجموعه تلويزيوني هم، استفاده از دوربين پيشرفته H . D است که با توجه به حجم بالاي تروکاژ و ايجاد جلوه هاي بصري خاص، مناسب ترين وسيله جهت انجام ضبط تصاوير اين مجموعه تلويزيوني است.
از قرار معلوم «نردبامي بر آسمان» پر است از صحنه هاي عظيم و جلوه هاي تصويري ديدني و چشمنواز و لطيفي در توضيح اين اتفاق مي گويد: متأسفانه يکي از مشکلات پروژه هاي تاريخي، هزينه بالاي توليد به خاطر لوکيشنهاي زياد اين گونه پروژه هاست. در اين کار براي اينکه هزينه دکورها را کاهش بدهيم و بازدهي کار را بالا ببريم، از جلوه هاي ويژه تصويري در اين کار استفاده کرديم. جلوه هاي ويژه اي که براي اولين بار در ايران به کار رفته است، هر چند دوستان ديگري چون شهريار بحراني در «ملک سليمان» هم براي خلق جن و پري و پرواز قاليچه پرنده، تکنيکهايي را به کار گرفته، اما کليت «نردبامي بر آسمان» با آن کار فرق دارد.
وي در باره تمهيداتي که براي متفاوت بودن اين سريال با ديگر کارهاي تاريخي به کار گرفته است، مي گويد: من در اين سريال سعي کردم تجربه هايي را که در کارهاي تاريخي ديده ام ، تکرار نکنم. مثلاً سعي نکردم زبان محاوره اي را براي شخصيتي که در قرن 8 و 9 مي زيسته، در نظر بگيرم. در همه سريالها تلاش مي شود تا ديالوگها بر اساس کتابهاي گذشته نوشته شود و اين به نظر من اشتباه است و من دوست ندارم از زبان و لغات 60 50 سال قبل استفاده کنم، چون هرچه داستان به پيش مي رود، پاي مسائل علمي به ميان مي آيد و درباره جدول ضرب و محاسبه محيط دايره و ... گفتگو مي شود و اين مسأله، خيلي براي عموم جامعه جذاب نيست. متأسفانه در کارهاي تاريخي اين اشتباه به طور مداوم تکرار شده اما در «نردبامي بر آسمان» زمينه اي فراهم شده تا بيننده فکر کند، اوست که به تاريخ سفر کرده، نه اينکه تاريخ به خانه او آمده! به همين دليل از ديالوگهايي که به بازي بازيگران لطمه مي زده، پرهيز کرده ايم.
از بازيگرها هم بازي خاصي نخواستم و سعي کردم بازيها طبيعي تر باشد. وقتي بازيگر «عصا قورت داده» ديالوگ مي گويد، طبيعي است که بازي اش به هم بريزد، براي همين در اين کار ديالوگها به گونه اي تنظيم شده که بازيگر در بيان آنها راحت باشد و طبيعي تر بازي کند.
اگرمن در اين پروژه به خطا رفته باشم، ديگر تکرارش نمي کنم، اما اگر راه را درست رفته باشم، اميدوارم اين شيوه، به عنوان يک الگو باقي بماند.
اما در باره مشکلات کارگرداني يک سريال تاريخي بايد بگويم که مي دانم تجربه يک سريال تاريخي، آن هم با اين حجم، برايم زود بود. شايد بايد تجربيات بيشتري کسب مي کردم و بعد وارد کار تاريخي مي شدم. پروژه تاريخي سکانسهاي سنگين دارد و نيازمند حضور پيرمردي است که بنشيند و با آرامش کار را پيش ببرد، اما من آدم نشستن نيستم و درونم ولوله اي است، به همين دليل ممکن است در بعضي جاها اين مسأله خودش را نشان داده باشد.
لطيفي در باره داستان اين سريال مي گويد: درام اين کار به غير از عشق، همه چيز است. از جذابيت يک کودک پر از سؤال بگيريد تا موقعي که زماني که فرصت عاشق شدن اين آدم مي رسد، تا حرکت غياث الدين به سمرقند، حتي سعايتهايي که عليه او مي شود و اتفاقاتي که پيش مي آيد و اين شخصيت را پخته مي کند و درنهايت، انتقام سنگين دختري به نام «آي بانو» که به خونخواهي از پدرش کمر به قتل غياث الدين مي بندد. درامي زيبا که اين دفعه هم، بار عشقي سريال با فتنه يک زن شکل مي گيرد. مثل تجربه اي که «قطام» در سريال «امام علي (ع)» داشت.
لطيفي براي اولين بار در کنار کار کارگرداني سريال، در نقش يکي از شخصيتهاي مهم تاريخي اين سريال، يعني شخصيت «تيمور لنگ» هم ظاهر شده. او در اين باره مي گويد: از سر بدشانسي، پس از تست گريم بر روي تعداد زيادي از کانديداهاي ايفاي اين نقش، سرانجام به اين نتيجه رسيديم که خود من بيشتر از همه به چهره اي که از تيمور لنگ در تاريخ به ثبت رسيده ، شبيه هستم! البته بازي من در اين کار چندان زياد نيست و فقط در 34 دقيقه از اين سريال بازي مي کنم. با «وحيد جليلوند» هم در سفر حج آشنا شدم و معاشرت با اين آدم به مرور من را متقاعد کرد که کسي جز او نمي تواند نقش «غياث الدين» را بازي کند. دوست داشتم نقش غياث الدين را کسي بازي کند که چهره اش براي بيننده نا آشنا باشد و هيچ تصور و قضاوتي در خصوص بازي او نداشته باشد.
*نويسندگان جوان و تحقيقات گسترده
حامد عنقا و سيد سعيد رحماني، هر دو از نويسندگان جواني هستند که با پروژه تاريخي «نردبامي بر آسمان» همکاري دارند. حامد عنقا يکي از نويسندگان اين سريال در خصوص تحقيقات گسترده اي که درباره اين شخصيت براي نوشتن فيلمنامه داشته، مي گويد: فيلمنامه اوليه سريال اگر چه تحقيقات مفصلي در خصوص شخصيت غياث الدين داشت، اما در واقع تنها يک تعريف موضوعي درباره اين آدم بود و به عنوان يک فيلمنامه، شکل مناسبي نداشت. به نظرمن، جنس پژوهش براي نوشتن فيلمنامه با شيوه هاي مرسوم پژوهش فرق دارد. با کليات يک موضوع، نمي شود فيلمنامه نوشت، اين جزئيات تحقيق است که فيلمنامه را مي سازد و متأسفانه ما در بحث پروژه هاي تاريخي، با مشکل و کمبود منابع مواجهيم. به نظر من، تاريخ بايد از فيلتر نگاه نويسنده و کارگردان عبورکند و واقعاً اين حرف اشتباه است که نويسنده و کارگردان بايد براي بيان داستان (مخصوصاً داستانهاي تاريخي) در باره آن قضاوت نکرده و سليقه اش را اعمال نکند. اصلاً اين غير واقعي است! به جهت فلسفي، در نگارش چنين متني، اصلاً مفهوم بي طرفي نمي تواند درست باشد. طبيعي است که من وقتي «غياث الدين جمشيد کاشاني» را مي نويسم، او را بيشتر دوست دارم تا داروغه شهر را! ممکن است در يک مسأله، حتي حق با داروغه باشد، اما من ناخودآگاه، چهره اي از او خلق مي کنم که غياث الدين جمشيد کاشاني در برابر او دوست داشتني تر به نظر برسد !
من با توجه به منابعي که موجود بود، فيلمنامه را نوشتم و خوشبختانه منابعي که ما از غياث الدين داريم از بين نرفته، اما فقط تنها دو کتاب درباره اين شخصيت وجود داشت و همانطور که گفتم، بقيه فيلمنامه براساس قرائن من به عنوان نويسنده فيلمنامه و يا تخيل محمد حسين لطيفي به عنوان کارگردان شکل گرفت.
در باره مقوله «وفاداري به تاريخ» هم بگويم که به نظرمن، امروزه ما اصلاً تاريخ محض نداريم و من فکر مي کنم براي هنرمند اين حق وجود دارد که تاريخ را آن طور که فکر مي کند، روايت کند!
*گوينده اي در نقش غياث الدين
شخصيت غياث الدين اين سريال، بايد شخصيت جالبي باشد که با بازي «وحيد جليلوند» گوينده راديو و با توجه به صدايي که دارد، شکل مي گيرد. جليلوند با آن که تحصيلکرده سينماست، تاکنون فقط به مجري گري در راديو و تلويزيون پرداخته و مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان»،اولين حضور جدي او به عنوان يک بازيگر است: در طول اين سالها، پيشنهاد بازي در چند فيلم تلويزيوني و يک مجموعه را رد کردم. در موقعيت من، پرداختن به يک حرفه جديد ريسک است، چون شايد خوب از کار در نيايد. آنچه من را براي بازي در مجموعه «نردبامي بر آسمان» ترغيب کرد، حضور محمدحسين لطيفي به عنوان کارگردان بود. اين حس خوب نسبت به او، بيشتر از خود نقش برايم اهميت داشت و فيلمنامه را نخوانده، قبول کردم. قبل از سريال، فقط اسم غياث الدين جمشيد کاشاني را شنيده بودم، اما درباره اينکه چه خصوصيات و ويژگي هايي داشته، چه کرده، آثارش چه بوده و چه تأثير و تأثري بر روي رياضي و نجوم داشته، چيزي نمي دانستم. زماني که اين پيشنهاد شد، براي شناخت بيشتر او به چند کتاب رجوع کردم و سري به سايتهاي اينترنتي زدم، اما بايد بگويم که متأسفانه اطلاعات ما در باره او بسيار اندک است. غياث الدين شمشير مي زند، سوار کار حرفه اي است، نجوم مي داند، فلسفه، رياضيات و علوم غريبه را مي داند، اما در عين حال مانند يک بچه است و تأکيد فيلمنامه بر روي اين ويژگي غياث الدين، باعث تلطيف اين شخصيت شده است.
* ويس، همسر غياث الدين
شبنم قلي خاني در اين سريال نقش «ويس» همسر غياث الدين را بازي مي کند. او که پيش از اين هم تجربه بازي در چهار سريال تاريخي را داشته، در باره پذيرش اين نقش مي گويد: صبر و تحمل شخصيت ويس با وجود شرايط سخت زندگي برايم جذاب بود. او با وجود تمام سختي ها براي همسرش همچون مادر است. از سوي ديگر، کار با لطيفي تجربه اي خوب است، چرا که او جزو معدود کارگرداناني است که به بازيگرانش استرس نمي دهد و دنبال آرامش است.
وي درباره سختي هاي بازي در يک پروژه تاريخي گفت: مسلماً دشواري هاي کار در اينگونه سريالها، بيشتر از يک کار معمولي است و اين نکته را تنها بازيگراني درک مي کنند که تجربه حضور در پروژه تاريخي را داشته اند. گريم، لباس هاي سنگين و ... من در اين پروژه چند بار هم از اسب افتادم! |