صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 14تیر ماه 1388


گزارشي ازتوليد سريال «نردبامي بر آسمان» به کارگرداني محمد حسين لطيفي ؛
پله پله تا آسمان



* تکتم بهاردوست
«نردبامي بر آسمان» نام جديدترين سريالي است که در فروردين 87 در شهرک سينمايي غزالي (لوکيشن اکثر سريالهاي تاريخي



تلويزيون) به کارگرداني محمد حسين لطيفي کليد خورد. سريالي تاريخي که پيش از اين قرار بود ادامه فيلم «شهر آشوب» به کارگرداني يدا... صمدي باشد، اما سرانجام با توافق تهيه کننده اين سريال، در قالب پروژه اي جداگانه به نام «نردبامي بر آسمان» در 15 قسمت 45 دقيقه اي تهيه و توليد شد.
* خلاصه داستان ...
مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» با حمله تيمور و سپاهيانش به شهرهاي ايران آغاز مي شود. در ميانه آتش و خون، درشهر کاشان، فرزندي به دنيا مي آيد که نامش را جمشيد مي گذارند. پس از گذشت سالها و در زمانه اي که حکام تيموري روز به روز تحت تأثير علم و هنر معماري اصيل و اسلامي ايرانيان قرار مي گيرند، غياث الدين جمشيد کاشاني، منجم، مبدع و محاسب بزرگي که سراسر دوران زندگي اش سرشار از اتفاقات و رويدادهاي مهم علمي است، به دعوت ميرزا الغ بيگ، حاکم سمرقند راهي سفر مي شود تا بسيار دورتر از زادگاهش دست به کار ساخت رصدخانه اي عظيم شود. دانشمندان و هنرمندان بسياري از سراسر جهان در سمرقند گرد هم آمده اند، اما نظريات و ايده هاي منحصر به فرد غياث الدين همه را حيرت زده مي کند و بزرگي علم او بهانه اي براي عداوت کوردلان و فرومايه گان حکومت مي شود. رصدخانه ساخته مي شود، اما در نهايت حاسدان درباري عليه جانش توطئه مي کنند و ... .

* زندگي و مرگ غياث الدين
علي اکبري تهيه کننده اين پروژه در رابطه با شروع چگونگي شکل گيري آن به خبرنگار ما گفت: مراحل پيش توليد اين سريال از دي ماه 86 شروع و تصوير برداري آن در فروردين 87 آغاز شد. «نردبامي برآسمان» سير زندگي «غياث الدين جمشيد کاشاني» را از کودکي تا زمان مرگش به تصوير مي کشد.
علي اکبري مي گويد: بعد از اينکه تصميم گرفتيم سريالي مجزا از «شهر آشوب» بسازيم، قرار بر اين شد که « نردبامي بر آسمان» در دو مرحله توليد شود. مرحله اول دوران تولد و کودکي غياث الدين و در مرحله دوم، ادوار زندگي غياث الدين در سنين کودکي، 20 ، 33 و 45 سالگي تا لحظه مرگش که نقش او در اين سنين توسط دو بازيگر(عليرضا مظفري و وحيد جليلوند) بازي شد. «نردبامي بر آسمان «سومين سريال تاريخي بعد از بوعلي سينا و ملاصدراست که به زندگي بزرگان علم مي پردازد. شخصيت غياث الدين جمشيد کاشاني رياضيدان و منجمي که هم عدد پي را کشف کرد و تا 19 رقم توانسته آن را محاسبه کند، براي اکثر بينندگان تلويزيون ناشناخته بود و ما هم به همين دليل تصميم گرفتيم شخصيت، ويژگي هاي رفتاري، اخلاقي و زندگي اين آدم را به بينندگان بشناسانيم.
وي در خصوص تصوير برداري بخشي از اين سريال که در کشور ازبکستان انجام شده نيز گفت: بعد از اتمام مرحله اول سريال و مونتاژ نيمي از آن، گروه تصميم گرفت که براي تصويربرداري مرحله دوم و با توجه به اقتضائات موضوع و مکان فيلمنامه براي انجام ادامه کار به کشور ازبکستان و شهر سمرقند سفر کنيم. هر چند بخش اعظم دکورهاي سمرقند را در شهرک سينمايي ساختيم، اما فقط نيمي از لوکيشنهاي مورد نياز اين پروژه ساخته شدند و نزديک به نيمي از لوکيشنهاي مجموعه هم علاوه بر شهرهاي کاشان، قشم، بندر ترکمن، اصفهان بايد در سمرقند و بخارا هم تصوير برداري مي شدند، اما با همه اينها و چون ساخت برخي دکورها امکانپذير نبود، ما مجبور شديم که از جلوه هاي رايانه اي استفاده کنيم. تصويربرداري بخشهاي مربوط به شهر سمرقند حدود 6 ماه و تصوير برداري مرحله دوم سريال در شهر سمرقند کشور ازبکستان و در منطقه اي دست نخورده به نام ريگستان( که متعلق به همان دوره تاريخي است) هم در 45 روزانجام شد.

* تدوين همزمان
فريور رضايي تدوينگر اين پروژه در خصوص تدوين همزمان اين سريال و مشکلات و مزاياي آن مي گويد: اين اتفاق از يک نظر خوب است، چرا که هنگام تدوين، اگر پلاني از لحاظ نور، صدا و ديگر موارد اشکالي داشته باشد، مي توان همان موقع با تجديد پلان موردنظر، مشکل را حل کرد، اما از طرفي ديگر هم ممکن است اين اشکال را به وجود آورد که به خاطر سرعت کار، در شکل و شيوه تدوين سهل انگاري شود و البته چون در اين کار، لطيفي هيچ عجله اي براي رساندن سريال براي پخش نداشت، تدوين به بهترين شکل انجام شد، چون وقتي محدوديتي نداشته باشي، مي تواني چند بار حاصل کار را ببيني تا به ايده هاي تازه تري برسي.

*کارگردان يا بازيگر؟!
محمدحسين لطيفي که در کارهاي سينمايي و تلويزيوني اش هميشه سراغ ژانرهاي متفاوت رفته، اين بار سر از يک پروژه تاريخي درآورده است. او در باره پذيرفتن اين پروژه سنگين مي گويد: من تا کنون يک چنين ژانري را تجربه نکرده بودم. گاهي با خودم مي گويم که شايد انجام يک کار تاريخي برايم زود بوده، اما اين را هم مي گذارم به حساب خواست خدا، چون شرايط به گونه اي رقم خورد که بتوانم اين کار را انجام دهم. «نردبامي بر آسمان» براي من تجربه ديگري است. من هميشه از ديدن و ساختن سريالها و مجموعه هاي تاريخي لذت برده ام و از اين کار هم، با همه سختي هايي که داشت، لذت بردم.
وقتي که قرار شد کارگرداني اين سريال را به عهده بگيرم و بعد از مطالعه فيلمنامه اوليه، با همکاري حامد عنقا و سيد سعيد رحماني، طرح قصه را تکميل و بازنويسي اش کردم.
فيلمنامه اوليه که ادامه سريال «شهر آشوب «بود، از تولد و حمله تيمور لنگ آغاز مي شد و تا مرگ غياث الدين ادامه پيدا مي کرد و ما در فيلمنامه تازه، فقط شخصيتها و مسائل تاريخي مشترک را حفظ کرديم و فيلمنامه تازه اي نوشتيم. از امتيازات ويژه اين مجموعه تلويزيوني هم، استفاده از دوربين پيشرفته H . D است که با توجه به حجم بالاي تروکاژ و ايجاد جلوه هاي بصري خاص، مناسب ترين وسيله جهت انجام ضبط تصاوير اين مجموعه تلويزيوني است.
از قرار معلوم «نردبامي بر آسمان» پر است از صحنه هاي عظيم و جلوه هاي تصويري ديدني و چشمنواز و لطيفي در توضيح اين اتفاق مي گويد: متأسفانه يکي از مشکلات پروژه هاي تاريخي، هزينه بالاي توليد به خاطر لوکيشنهاي زياد اين گونه پروژه هاست. در اين کار براي اينکه هزينه دکورها را کاهش بدهيم و بازدهي کار را بالا ببريم، از جلوه هاي ويژه تصويري در اين کار استفاده کرديم. جلوه هاي ويژه اي که براي اولين بار در ايران به کار رفته است، هر چند دوستان ديگري چون شهريار بحراني در «ملک سليمان» هم براي خلق جن و پري و پرواز قاليچه پرنده، تکنيکهايي را به کار گرفته، اما کليت «نردبامي بر آسمان» با آن کار فرق دارد.
وي در باره تمهيداتي که براي متفاوت بودن اين سريال با ديگر کارهاي تاريخي به کار گرفته است، مي گويد: من در اين سريال سعي کردم تجربه هايي را که در کارهاي تاريخي ديده ام ، تکرار نکنم. مثلاً سعي نکردم زبان محاوره اي را براي شخصيتي که در قرن 8 و 9 مي زيسته، در نظر بگيرم. در همه سريالها تلاش مي شود تا ديالوگها بر اساس کتابهاي گذشته نوشته شود و اين به نظر من اشتباه است و من دوست ندارم از زبان و لغات 60 50 سال قبل استفاده کنم، چون هرچه داستان به پيش مي رود، پاي مسائل علمي به ميان مي آيد و درباره جدول ضرب و محاسبه محيط دايره و ... گفتگو مي شود و اين مسأله، خيلي براي عموم جامعه جذاب نيست. متأسفانه در کارهاي تاريخي اين اشتباه به طور مداوم تکرار شده اما در «نردبامي بر آسمان» زمينه اي فراهم شده تا بيننده فکر کند، اوست که به تاريخ سفر کرده، نه اينکه تاريخ به خانه او آمده! به همين دليل از ديالوگهايي که به بازي بازيگران لطمه مي زده، پرهيز کرده ايم.
از بازيگرها هم بازي خاصي نخواستم و سعي کردم بازيها طبيعي تر باشد. وقتي بازيگر «عصا قورت داده» ديالوگ مي گويد، طبيعي است که بازي اش به هم بريزد، براي همين در اين کار ديالوگها به گونه اي تنظيم شده که بازيگر در بيان آنها راحت باشد و طبيعي تر بازي کند.
اگرمن در اين پروژه به خطا رفته باشم، ديگر تکرارش نمي کنم، اما اگر راه را درست رفته باشم، اميدوارم اين شيوه، به عنوان يک الگو باقي بماند.
اما در باره مشکلات کارگرداني يک سريال تاريخي بايد بگويم که مي دانم تجربه يک سريال تاريخي، آن هم با اين حجم، برايم زود بود. شايد بايد تجربيات بيشتري کسب مي کردم و بعد وارد کار تاريخي مي شدم. پروژه تاريخي سکانسهاي سنگين دارد و نيازمند حضور پيرمردي است که بنشيند و با آرامش کار را پيش ببرد، اما من آدم نشستن نيستم و درونم ولوله اي است، به همين دليل ممکن است در بعضي جاها اين مسأله خودش را نشان داده باشد.
لطيفي در باره داستان اين سريال مي گويد: درام اين کار به غير از عشق، همه چيز است. از جذابيت يک کودک پر از سؤال بگيريد تا موقعي که زماني که فرصت عاشق شدن اين آدم مي رسد، تا حرکت غياث الدين به سمرقند، حتي سعايتهايي که عليه او مي شود و اتفاقاتي که پيش مي آيد و اين شخصيت را پخته مي کند و درنهايت، انتقام سنگين دختري به نام «آي بانو» که به خونخواهي از پدرش کمر به قتل غياث الدين مي بندد. درامي زيبا که اين دفعه هم، بار عشقي سريال با فتنه يک زن شکل مي گيرد. مثل تجربه اي که «قطام» در سريال «امام علي (ع)» داشت.
لطيفي براي اولين بار در کنار کار کارگرداني سريال، در نقش يکي از شخصيتهاي مهم تاريخي اين سريال، يعني شخصيت «تيمور لنگ» هم ظاهر شده. او در اين باره مي گويد: از سر بدشانسي، پس از تست گريم بر روي تعداد زيادي از کانديداهاي ايفاي اين نقش، سرانجام به اين نتيجه رسيديم که خود من بيشتر از همه به چهره اي که از تيمور لنگ در تاريخ به ثبت رسيده ، شبيه هستم! البته بازي من در اين کار چندان زياد نيست و فقط در 34 دقيقه از اين سريال بازي مي کنم. با «وحيد جليلوند» هم در سفر حج آشنا شدم و معاشرت با اين آدم به مرور من را متقاعد کرد که کسي جز او نمي تواند نقش «غياث الدين» را بازي کند. دوست داشتم نقش غياث الدين را کسي بازي کند که چهره اش براي بيننده نا آشنا باشد و هيچ تصور و قضاوتي در خصوص بازي او نداشته باشد.

*نويسندگان جوان و تحقيقات گسترده
حامد عنقا و سيد سعيد رحماني، هر دو از نويسندگان جواني هستند که با پروژه تاريخي «نردبامي بر آسمان» همکاري دارند. حامد عنقا يکي از نويسندگان اين سريال در خصوص تحقيقات گسترده اي که درباره اين شخصيت براي نوشتن فيلمنامه داشته، مي گويد: فيلمنامه اوليه سريال اگر چه تحقيقات مفصلي در خصوص شخصيت غياث الدين داشت، اما در واقع تنها يک تعريف موضوعي درباره اين آدم بود و به عنوان يک فيلمنامه، شکل مناسبي نداشت. به نظرمن، جنس پژوهش براي نوشتن فيلمنامه با شيوه هاي مرسوم پژوهش فرق دارد. با کليات يک موضوع، نمي شود فيلمنامه نوشت، اين جزئيات تحقيق است که فيلمنامه را مي سازد و متأسفانه ما در بحث پروژه هاي تاريخي، با مشکل و کمبود منابع مواجهيم. به نظر من، تاريخ بايد از فيلتر نگاه نويسنده و کارگردان عبورکند و واقعاً اين حرف اشتباه است که نويسنده و کارگردان بايد براي بيان داستان (مخصوصاً داستانهاي تاريخي) در باره آن قضاوت نکرده و سليقه اش را اعمال نکند. اصلاً اين غير واقعي است! به جهت فلسفي، در نگارش چنين متني، اصلاً مفهوم بي طرفي نمي تواند درست باشد. طبيعي است که من وقتي «غياث الدين جمشيد کاشاني» را مي نويسم، او را بيشتر دوست دارم تا داروغه شهر را! ممکن است در يک مسأله، حتي حق با داروغه باشد، اما من ناخودآگاه، چهره اي از او خلق مي کنم که غياث الدين جمشيد کاشاني در برابر او دوست داشتني تر به نظر برسد !
من با توجه به منابعي که موجود بود، فيلمنامه را نوشتم و خوشبختانه منابعي که ما از غياث الدين داريم از بين نرفته، اما فقط تنها دو کتاب درباره اين شخصيت وجود داشت و همانطور که گفتم، بقيه فيلمنامه براساس قرائن من به عنوان نويسنده فيلمنامه و يا تخيل محمد حسين لطيفي به عنوان کارگردان شکل گرفت.
در باره مقوله «وفاداري به تاريخ» هم بگويم که به نظرمن، امروزه ما اصلاً تاريخ محض نداريم و من فکر مي کنم براي هنرمند اين حق وجود دارد که تاريخ را آن طور که فکر مي کند، روايت کند!

*گوينده اي در نقش غياث الدين
شخصيت غياث الدين اين سريال، بايد شخصيت جالبي باشد که با بازي «وحيد جليلوند» گوينده راديو و با توجه به صدايي که دارد، شکل مي گيرد. جليلوند با آن که تحصيلکرده سينماست، تاکنون فقط به مجري گري در راديو و تلويزيون پرداخته و مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان»،اولين حضور جدي او به عنوان يک بازيگر است: در طول اين سالها، پيشنهاد بازي در چند فيلم تلويزيوني و يک مجموعه را رد کردم. در موقعيت من، پرداختن به يک حرفه جديد ريسک است، چون شايد خوب از کار در نيايد. آنچه من را براي بازي در مجموعه «نردبامي بر آسمان» ترغيب کرد، حضور محمدحسين لطيفي به عنوان کارگردان بود. اين حس خوب نسبت به او، بيشتر از خود نقش برايم اهميت داشت و فيلمنامه را نخوانده، قبول کردم. قبل از سريال، فقط اسم غياث الدين جمشيد کاشاني را شنيده بودم، اما درباره اينکه چه خصوصيات و ويژگي هايي داشته، چه کرده، آثارش چه بوده و چه تأثير و تأثري بر روي رياضي و نجوم داشته، چيزي نمي دانستم. زماني که اين پيشنهاد شد، براي شناخت بيشتر او به چند کتاب رجوع کردم و سري به سايتهاي اينترنتي زدم، اما بايد بگويم که متأسفانه اطلاعات ما در باره او بسيار اندک است. غياث الدين شمشير مي زند، سوار کار حرفه اي است، نجوم مي داند، فلسفه، رياضيات و علوم غريبه را مي داند، اما در عين حال مانند يک بچه است و تأکيد فيلمنامه بر روي اين ويژگي غياث الدين، باعث تلطيف اين شخصيت شده است.

* ويس، همسر غياث الدين
شبنم قلي خاني در اين سريال نقش «ويس» همسر غياث الدين را بازي مي کند. او که پيش از اين هم تجربه بازي در چهار سريال تاريخي را داشته، در باره پذيرش اين نقش مي گويد: صبر و تحمل شخصيت ويس با وجود شرايط سخت زندگي برايم جذاب بود. او با وجود تمام سختي ها براي همسرش همچون مادر است. از سوي ديگر، کار با لطيفي تجربه اي خوب است، چرا که او جزو معدود کارگرداناني است که به بازيگرانش استرس نمي دهد و دنبال آرامش است.
وي درباره سختي هاي بازي در يک پروژه تاريخي گفت: مسلماً دشواري هاي کار در اينگونه سريالها، بيشتر از يک کار معمولي است و اين نکته را تنها بازيگراني درک مي کنند که تجربه حضور در پروژه تاريخي را داشته اند. گريم، لباس هاي سنگين و ... من در اين پروژه چند بار هم از اسب افتادم!

  


نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «اتاق سي ان جي شرح ماوقع» سروده «حبيب محمدزاده» ؛
تجربه اي تازه به نام شعر نثر



* محمدرضا شالبافان
نشست نقد و بررسي هفتگي کانون ادبيات ايران، هفته گذشته مجموعه شعر جنگ «حبيب محمدزاده» با عنوان «اتاق سي ان جي شرح ماوقع» را در دستور کار قرار داد.




«حبيب محمدزاده» پيش از اين مجموعه سه گانه اي را با عنوان «پ»، «ث» و «پ و ث» منتشر کرده بود که با توجه به هنجارشکني خاص خود در نوع تقطيع آثار، محل اختلاف نظر بسياري از منتقدان قرار گرفت، زيرا آثار وي ضمن بهره گيري از مولفه هاي شعري، از ساختار جمله بندي و شکل نوشتاري نثر پيروي مي کردند.کتاب «اتاق سي ان جي شرح ماوقع» نيز در ادامه همين سنت ادبي، به چنين شکلي دست زده بود و همين مسأله نيز محور اصلي سخنان اين نشست را شکل داد.
* شعر نثر را به فال نيک بگيريم
«سيداحمد نادمي» شاعر، مترجم و منتقد ادبي، نخستين سخنران اين نشست بود که درباره اين کتاب گفت: «اتاق سي ان جي شرح ماوقع»، نمونه موفق يک شکل بين المللي شعري به نام prose poem است که من آن را «شعر نثر» مي نامم و اين شکل شعري، در کنار هايکو، جزو معدود شکلهاي شعري است که تقريباً با همه فرهنگهاي جهان هماهنگ شده است. شروع اين شکل شعري را اگرچه به دوران سمبوليست هاي فرانسه و به طور خاص «برتران» و «بودلر» مربوط مي دانند، حتي در شعرهاي يونان قديم و ترجمه هاي اوليه انجيل نيز قابل پيگيري است.
او افزود: البته اين شکل شعري در قرنهاي اخير به شدت فراگير شده است و هم اکنون کمتر شاعر مهمي است که در غرب، از اين تجربه بي بهره مانده باشد.
عملاً «شعر نثر» را شعري مي دانند که در اعتراض به تقطيع، شکل گرفته و اين متن، توجه خود را به گفتمان شعر معطوف مي کند و نه گفتمان داستان و ساير انواع ادبي.»
نادمي همچنين گفت: شعرهاي حبيب محمدزاده، همان گونه که خود نيز در صفحه دوم کتاب اشاره کرده، دقيقاً همان هدفي را پيگيري مي کند که در شعرهاي معروف «شعر نثر» ديده مي شود و آن وجه توجه به زبان است. لحن اين کتاب هم دقيقاً بر همان توصيفي که براي کتاب اول «برتران» (شاعر سمبوليست فرانسه) يعني «گاسپارسب» به کار برده شده، يعني لحن «گروتک وار رؤياها» منطبق است.
اين مترجم در پايان گفت: من چاپ اين کتاب را به فال نيک مي گيرم که توجه جامعه ادبي را به اين شکل شعري، جلب بکند و فکر مي کنم که براي آينده شعري شعر فارسي، چنين تجربه هايي بسيار مفيد باشد.
* راوي پرسشگر
«مهرنوش قربانعلي» ديگر منتقد اين نشست، که اجراي جلسات شعر کانون ادبيات را نيز برعهده دارد، در نقد خود بر اين کتاب خاطرنشان کرد: «نماي آغازين کتاب که نقش تقديم نامه يا گفتگويي با مخاطب را نيز ايفا مي کند، براساس تواردهاي پياپي و تصاويري سيال شکل مي گيرد. ناآگاه نمايي راوي که لحن انتخابي اش اين طور نشان مي دهد که بر ماجرايي که روايت مي شود اشراف ندارد، او را قادر مي سازد در جايگاهي متضاد يا متفاوت با واقعيت قرار گيرد، آن را به پرسش بکشد يا پارودي ( parody ) آن را ارائه دهد. از اين رو، طنزي همه سويه را مي تواند پديد بياورد. همين زاويه روايت است که باعث مي شود تغزلهاي اين کتاب نيز، گونه اي ديگر باشد.او افزود: چرايي هاي زيست بشري، افسانه ها و روايتهاي آفرينش و تأملي بزرگ و پرسشهايي در اين شمار نيز بخشهاي عمده اي از کتاب را رقم مي زنند.قربانعلي همچنين گفت: گاه در اين مجموعه با شعرهايي رو به رو مي شويم که فرآيندي هذياني دارند؛ يعني انگار اتصالهاي بين تصاوير يا گره خوردگي هاي حداقلي بين آنچه به گونه اي سيال در ذهن راوي مي گذرد نيز از دست رفته اند. اين درست جايگاهي است که (هر چه انديشيده است) مي تواند پاشنه آشيل اين مجموعه باشد.
در اين نشست همچنين «سمند عارف» نيز در سخناني با بهره گيري از نظريات گوناگون فلسفي، به بررسي کتاب «اتاق سي ان جي شرح ماوقع» پرداخت.

  


کارگاه شعر ؛ يک نقد کارگاهي



* محمد کاظم کاظمي
من از وقتي کارگاه شعر را تحويل گرفتم، بيشتر دوست داشتم که بر روي شعرها به شيوه بيت به بيت و کارگاهي کار کنيم، نه با چند اشاره کلي. ولي حقيقت اين است که بسياري از شعرهايي که به دست ما مي رسد، ظرفيت يک نقد جدي را ندارد و فقط بايد شاعرش را به آشنايي با اصول و مباني شعر توصيه کرد. بسيار نيست شعرهايي همچون غزل «براي پدر» از جناب عيسي عبداللهي که مي توان چند و چوني منتقدانه و کارگاهي بر آنها روا داشت. پس سخن را کوتاه مي کنيم و بيت به بيت مي رويم به سراغ غزل:
زخم دست پدر پر از نان بود
پر ز آيات سبز قرآن بود






و چروکي که روي صورت داشت
معبر کوچک خيابان بود
به طور مقدمه بايد گفت، متأسفانه در شعر فارسي سالهاي اخير، مضاميني همچون ستايش از پدر و مادر و ديگر موضوعات عاطفي تربيتي بسيار ديده نمي شود. ستايشها اغلب به بزرگان دين(آن هم به صورت کلي و تجليل آميز و بدون بار تعليمي) خلاصه مي شود و بسياري از ديگر کساني که قابل ستودن هستند، غريب مانده اند. از اين نظر بايد اين شعر را شايسته تحسين دانست.
در دو بيتي که ديديم، توصيف شاعر نسبتاً عيني است و با صفاتي سر و کار دارد که خاص پدر است. با اينها مي توان به طور شفاف و بي واسطه فداکاري و رنج توأم با معنويت پدر را حس کرد. ارتباط «زخم دست» و «نان» خوب است. البته مي شد گفت «دستهاي پدر پر از نان بود» ولي ديگر آن رنج و سختي چندان حس نمي شد. ولي به نظر من مصرع دوم تناسب خوبي با اولي ندارد. مي شد چيزي در راستاي همان نان بيايد و «قرآن» را براي جاي ديگري گذاشت و مثلاً آن را با «دل» ارتباط داد.
در دلش غصه هاي پنهاني
در دو چشمش خدا نمايان بود
سفره با دست او پر از نعمت
پونه بود، آب بود، کمي نان بود
بيت اول نسبتاً خوب است، هرچند بار تصويري بسياري ندارد. بيت دوم هم کاملاً عيني است، ولي قدري اضافه وزن دارد، يعني «بود» دوم در وزن نمي گنجد و ناچاريم آن را «بُد» بخوانيم. من براي رفع اين مشکل و اين که قافيه «نان» هم تکرار نشود، اين مصرع را پيشنهاد مي کنم: «پونه بود، آب بود، ايمان بود»
با سياهي هميشه دشمن بود
پدرم مثل ماه تابان بود
پدرم در بهار گل مي داد
فصل سرسبز نوبهاران بود
من کويري بدون آب و علف
پدرم قطره هاي پاک باران بود
اينجا شعر قدري از عينيت و جزيي نگري فاصله گرفته و کلي شده است. بهتر بود در همان فضاي خانواده مي مانديد و از ديگر جلوه هاي ملموس وجود پدر صحبت مي کرديد. اين که کسي دشمن سياهي است و فصل نوبهار است، چندان تأثير القايي براي مخاطب ندارد. شاعر بهتر است يک فضا يا صحنه را توصيف کند و نتيجه گيري را به خواننده بگذارد.
از اين گذشته، به نظر من تشبيه «پدر» به «ماه» خيلي رسا نيست. معمولاً زنان را به ماه تشبيه مي کنند، به واسطه زيبايي و لطافت نور آن.
از اين گذشته، در مصرع دوم بيت دوم، پدر خودش فصل بهار دانسته شده است، ولي در مصرع اول گفته شده است که او در بهار گل مي داد. اينها با هم سازگار نيست.در بيت سوم پاي تضاد هميشگي و تکراري «کوير» و «باران» به ميان آمده است که شايد هزاران بار در اين يک قرن اخير در شعر فارسي تکرار شده باشد. در مصرع دوم اين بيت، واژه «پاک» هم در وزن نمي گنجد؛ يعني بايد گفت «پدرم قطره هاي باران بود»
ياد آن مرد بي تکلف سبز
او که تنديس آبشاران بود
مصرع اول خوب است و دوباره به شخصيت پدر نزديک شده ايد، ولي در دومي هم بيان کلي و معمولي است و هم مشکلي در واژه تنديس هست. توضيح اين که تنديس (تن+ ديس) به معني مجسمه است. مسلماً نمي توان گفت «او مجسمه آبشاران است». اينکه مثلاً مي گوييم «تنديس ايثار» يا «تنديس عاطفه»؛ يعني کسي که از فرط ايثارگري يا عطوفت، خودش به نماد اين مفاهيم تبديل شده است. پس در چنين موردي بايد يک مفهوم آورد، نه نام يک پديده طبيعي. مي توانستيد بگوييد «او که مانند آبشاران بود» و البته در آن صورت هم عيب کلي گويي و بسنده کردن به مضامين عام و در دسترس همگان، در جاي خودش برقرار بود.در مجموع مي توان گفت، اگر مي توانستيد آن فضاي اوايل شعر را حفظ کنيد و کلام را به سمت توصيف عيني ارتباط پدر با خانواده ببريد، بهتر بود؛ مثلاً مي شد از نماز خواندن او گفت، از دعايي که براي فرزندان مي کرد، از اينکه سهم خودش از نعمات مادي را به ديگر اعضاي خانواده مي بخشيد و بسيار چيزهاي ديگري که در پدران مهربان و ايثارگر ديده مي شود. اينها از تشبيه پدر به ماه تابان و بهاران و باران و آبشاران مؤثرتر مي بود.

  


گزارش سينمايي هاي تلويزيون در روز عيد



گروه هنر- تلويزيون براي روز دوشنبه 15 تيرماه به مناسبت ميلاد امام علي (ع) پخش چند فيلم سينمايي را در نظر گرفته است.
*شبکه 1: فيلم تلويزيوني«نقطه سرخط» ساعت 16 / کارگردان: ميثم کزازي /خلاصه داستان: فيلم داستان مردي است که از پرواز تهران - مشهد جا مي ماند و در سفر با خودرو با اتفاق هايي مواجه مي شود.
*شبکه 2: انيميشن سينمايي «هورتن» ساعت /14/30 محصول 2008 آمريکا/کارگردان: جيمي هيوارد و استيو مارتينو /خلاصه داستان: داستان درباره فيلي بازيگوش است که متوجه صدايي از درون يک گرده گل مي شود؛ صدايي که درخواست کمک مي کند...




«اسلپي و وروجک ها» و «آدلا هنوز شام نخورده» /ساعت 17/30 و 23/40 /فيلم 102 دقيقه اي «آدلا هنوز شام نخورده» محصول 1977 چکسلواکي به کارگرداني اولدريچ ليپسکي و داستان درباره گلي گوشتخوار به نام آدلا است. يک گياهشناس دنبال آدلا مي گردد تا به واسطه آن از استادش انتقام بگيرد.
* شبکه 3: «هوو» ساعت /11 کارگردان: عليرضا داودنژاد / خلاصه داستان: عطا مردي خوشگذران است که همه امور اداري و مالي کارش را به همسرش سپيده واگذار کرده است.
بازيگران: رضا عطاران، رعنا آزادي ور، علي صادقي و...
*شبکه تهران: «مدرسه ووشو» محصول 2008 هنگ کنگ ساعت /14/20 کارگردان: آنتوني سزتو / ژانر: اکشن، درام و خانوادگي

  


آغاز گمانه زني ها براي ونيز؛ ريوت با « 36 نما از قله سن لو» براي شير طلايي ونيز رقابت مي کند



يک ماه پيش از آنکه مارکو مولر فيلم هاي بخش مسابقه شصت و ششمين دوره جشنواره بين المللي فيلم ونيز را معرفي کند، ژاک ريوت با « 36 نما از قله سن لو» براي بردن شير طلايي دورخيز کرده است.
به گزارش مهر، پايگاه اطلاع رساني سينماي اروپا اعلام کرد اگر حضور ريوت در جشنواره امسال ونيز قطعي شود، اين نخستين باري خواهد بود که فيلمساز 81 ساله فرانسوي پا به بخش مسابقه سومين رويداد معتبر سينماي اروپا مي گذارد. او پيش از اين سه بار در جشنواره کن و يکبار در جشنواره برلين رقابت کرده و سال 1991 برنده جايزه بزرگ هيات داوران شده است.
فيلم 84 دقيقه اي « 36 نما از قله سن لو» توليد مشترک ايتاليا و فرانسه با بودجه 3/5 ميليون يورواي از نهم سپتامبر در فرانسه روي پرده مي رود. از ديگر فيلم هاي فرانسوي که احتمال حضور آنها در بخش مسابقه شصت و ششمين دوره جشنواره ونيز مي رود مي توان به فيلم تازه پاتريس شرو با نام «آزار» اشاره کرد که شارلوت گينزبورگ بهترين بازيگر زن جشنواره کن 2009 و رومن دوريس در آن بازي کرده اند. شرو آخرين بار سال 2005 با «گابريله» در بخش مسابقه ونيز شرکت کرده بود.
برخي شايعه ها در پاريس حاکي از آن است که فيلم جديد کريستف اونوره هم براي حضور در جشنواره ونيز امسال آماده مي شود. جشنواره فيلم ونيز براي نخستين بار در 20 سال اخير با فيلم ايتاليايي «باريا» آغاز مي شود و تازه ترين ساخته جوزپه تورناتوره در شب اول دوره شصت و ششم روي پرده مي رود.

  


برگزيدگان ششمين جايزه «قلم زرين» معرفي شدند



گروه هنر- برگزيدگان ششمين دوره جايزه «قلم زرين» در آستانه روز قلم معرفي شدند.
بنا به گزارش رسيده در بخش شعر اين جايزه با داوري پرويز بيگي حبيب آبادي و سيد اکبر ميرجعفري، مجموعه هاي شعر «خاک نغمه ها» سروده عباس باقري و «دري بر پاشنه اندوه» سروده جواد گنجعلي به طور مشترک برگزيده شدند.
«چيزي نمانده است بگويم براي تو»، «توفان واژه ها»، «دالان حاج مختار پلاک 9 » و «سنگچين» ديگر نامزدهاي اين بخش بودند.
اما در بخش ادبيات داستاني با داوري احمد شاکري، راضيه تجار، فيروز زنوزي جلالي، حسين فتاحي و محمدعلي گوديني از بين «شماس شامي» مجيد قيصري، «بيوتن» رضا اميرخاني و «آواي نهنگ» احمد بيگدلي هيچ کدام برگزيده نشدند.
در بخش نقد و پژوهش ادبي نيز با داوري سهيلا عبدالحسيني، عباسعلي وفايي، حسن ذوالفقاري و محمدرضا سنگري، از ميان سه کتاب «نظريه تاريخ ادبيات»، «مکتبهاي داستان نويسي در ايران» و «ريخت شناسي افسانه هاي جادويي»، کتاب «نظريه تاريخ ادبيات» نوشته محمود فتوحي برگزيده شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com