|
* رضا خدادادي
رئيس سازمان ورزش چه کسي خواهد بود؟ اين پرسش مهم ترين چالش پيش روي اهالي ورزش تا قبل از تشکيل کابينه دوم محمود احمدي نژاد است.

آنچه که محمد علي آبادي براي رئيس آينده سازمان تربيت بدني به ارث مي گذارد مجموعه اي از مشکلات و فرصتهاست که سنگيني کفه ترازو در سمت مشکلات احتمال عبور از وي در اين سازمان را قوت مي بخشد.
آقاي رئيس که تمرکزش در دوران زمامداري ورزش به ساخت و سازهاي سخت افزاري معطوف بوده است توسط منتقدان خود متهم شده که از نرم افزار هدايت ورزش غافل شده است و نتيجه آن در المپيک چين خود رانشان داد و کاروان ايران با ضعيف ترين آمار از حيث مدال به وطن بازگشت.

علي آبادي که 4 سال پيش هم ترجيح مي داد در حوزهايي که به تخصص اش نزديکتر است مثل وزارت صنايع يا راه و ترابري فعاليت کند چه بسا که در کابينه بعد به آرزويش برسد و ورزش هم مديري به خود ببيند که رگ خواب اهالي ورزش را بهتر از او درک کند. گمانه زنيها در مورد اين گزينه از همان فرداي روز انتخابات آغاز شد و چند نفري هم به خيابان پاستور تهران فراخوانده شدند تا برنامه هاي خود را در زمينه ورزش به رئيس جمهور ارائه کنند. شنيده ها از شش يا هفت گزينه حکايت دارد. آنها که طبق روال معمول در چيدمان هيأت دولت دستشان از وزارتخانه کوتاه مي ماند و بايد به معاونت رئيس جمهور قناعت کنند. آيا سياست رئيس جمهور در اين انتخاب بخصوص تغيير خواهد کرد و يا باز هم تتمه مردان نزديکش براي ورزش باقي خواهند ماند؟
گزينه ها را يکبار مرور کنيد تا مشخص شود آيا آنها از چنين ويژگي اي برخوردارند يا نه.

1 ) شاخص ترين عضو اين کلوپ بذرپاش رئيس سابق کارخانجات سايپا است. مشاور جوان و امين رئيس جمهور که علاقه اش به ورزش را در همان دوره مديريتي اش در سايپا نشان داد. فاکتور جواني هم مي تواند در کنار ورزش همخواني بيشتري داشته باشد و امتياز ويژه اي براي او. در مورد پذرپاش گفته مي شود کافي است لب تر کند تا اين پست به نام او سند زده شود، بخصوص که او به خاطر ارتباط با بدنه صنعتي کشور امکان ورود اسپانسرها به ورزش را هم فراهم مي کند.
2) محمدرضا يزداني خرم هفته گذشته در گفتگو با يکي از روزنامه هاي ورزشي گفت «تعارف که نداريم با من در اين مورد صحبت شده است» رئيس فدراسيون کشتي که پس از المپيک زير فشار فراواني بوده است و بسياري سياستهاي او را علت ناکامي کشتي ايران مي دانند از ياران قديمي رئيس جمهور است و گفته مي شود برنامه مدوني را براي ورزش ارائه کرده است، البته سابقه او در واليبال و کشتي و مقايسه آنها نشان مي دهد مديريت او در طولاني مدت جواب مي دهد و نه در يک دوره چهار ساله.
3) اسفنديار رحيم مشايي از ديگر گزينه هاي مطرح شده است. رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري که در پست خود بشدت مورد فشار است.

البته نام او براي وزارت ارشاد هم مطرح شده است، اما شايد با جنجالهايي که در دوره تصدي گري او در سازمان ميراث فرهنگي به وجود آمد ترجيح اين باشد که چند صباحي وي در پستي دور از انظار افکار عمومي و رسانه اي به فعاليت مشغول باشد.
4) محمد دادکان از معدود چهره هاي دانش آموخته ورزشي است که سابقه مديريتي مثبتي هم دارد. از دادکان هم به عنوان يکي از گزينه هاي سازمان تربيت بدني نام برده مي شود. او قبل از انتخابات دعوت سازمان تربيت بدني را رد کرد تا وارد بازيهاي سياسي نشود و شايد همين عدم حمايت در لحظه حساس شانس او را کم کند. دادکان بي سر و صدا در گوشه اي نشسته و اوضاع را رصد مي کند. بدنه مديريتي فعلي سازمان هيچ علاقه اي به مطرح شدن او ندارد. بي گمان دعواي آنها را بعد از برکناري دادکان از فدراسيون فوتبال به ياد داريد.
با وجود اين او هنوز هم مورد احترام رئيس جمهور است و به عنوان يکي از گزينه هاي بالقوه روي او حساب مي کند.
5) حبيب کاشاني بر خلاف دادکان در جنگهاي تبليغاتي قبل از انتخابات کنار احمدي نژاد قرار گرفت و محبوبيت حاصل شده در پرسپوليس را خرج او کرد. نزديکان او از قولش شنيده اند که فعلاً دعوت براي هدايت پرسپوليس يا عضويت در هيأت مديره استيل آذين را رد مي کند، زيرا در انتظار پيشنهادي بهتر است. پيشنهادي که مي تواند رياست بر سازمان تربيت بدني باشد. کاشاني امتياز کم ندارد.
در کارنامه او يک قهرماني با مديريتي يکساله ديده مي شود و محبوبيت و وجاهت نزد اهالي ورزش. مشکل اصلي او دو شغله بودن به خاطر عضويت در شوراي شهر است که قابل پيش بيني است کاشاني معاونت رئيس جمهور را به آن ترجيح مي دهد. |