صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 30تیر ماه 1388


توصيه هاي اولين رئيس موساد به اولين رئيس ساواک



در سند ساواک راجع به گزارش نشست مشترک اولين رؤساي موساد و ساواک چنين مي خوانيم:
نخست وزيري






سازمان اطلاعات و امنيت کشور
س.ا.و.ا.ک
موضوع: گزارش
طبق تصميمات متخذه قبلي روز دوشنبه 24 مرداد جلسه کميته هماهنگي رؤساي سازمانهاي اطلاعات ايران و اسرائيل با حضور سپهبد بختيار- آقايان هارل- کاروز- سرتيپ پاکروان- سرتيپ علوي کيا منعقد شد.
آقاي هارل اظهارات زير را نمود:
با توجه به موضع حساس دو کشور و شرايط بحراني جهان چنانچه در سياست عالي و در فعاليت بين المللي دو کشور هماهنگي ايجاد شود و درباره هدفهاي کلي که بين دو کشور مي باشد تبادل نظر- مشورت و توافق به عمل آيد بدون شک خواهيم توانست در صحنه بين المللي نقش مؤثري بازي کنيم و خطراتي که توجه ما مي باشد رفع سازيم.
در اينجا آقاي هارل تذکر داد که وضع جهان و خاورميانه طوري است که پشتيباني و حفظ منافع ايران از لحاظ اسرائيل جنبه حياتي دارد و هر عملي که دولت اسرائيل به نفع ايران انجام مي دهد در حقيقت قدمي است که به نفع خود اسرائيل برداشته شده است و بنابراين بايد تصريح کرد که هر نوع کمک اسرائيل به ايران بدون توقع هيچ گونه عمل متقابلي از طرف دولت شاهنشاهي است و ما اکنون اصراري درباره مبادله نمايندگان سياسي بين دو کشور نداريم. البته دولت اسرائيل اميدوار است که در آتيه اين منظور عملي بشود ولي موضوع مزبور فعلاً مطرح نيست.
1. هدفهاي کلي:




آقاي هارل متذکر شد که هدفهاي کلي کار در مرحله حاضر عبارت است از:
- جلوگيري از هرگونه افزايش قدرت ناصر
- دفع حمله تبليغاتي که جمال عبدالناصر با تشريک مساعي روسها عليه ايران آغاز کرده است. در اين خصوص اقدام عمومي در فاش کردن ماهيت حقيقي عبدالناصر و سياست او لازم است.
- تقويت ايران از نقطه نظر سياسي و اقتصادي تا مباني ثبات و پايداري ايران مستحکم تر شود.
دولت اسرائيل حاضر است که تمام امکانات خود را بدون هيچ گونه قيد و شرط و با تمام قدرت و با رعايت تمام شرايطي که فعلاً بايد دولت ايران ملاحظه نمايد در اختيار ايران بگذارد.
2. نحوه همکاري:
همکاري مي تواند در حيطه هاي زير به طور مؤثري صورت گيرد:
1 - حيطه سياسي
2 - حيطه تبليغاتي
3. حيطه اجتماعي:
در حيطه سياسي، چنانچه در کشورهاي مهم دنيا بين نمايندگي هاي سياسي دو کشور طبق دستورات مرکز تبادل نظر و مشورت به عمل آيد و براي حل مسايل جاري راه مشترکي آغاز شود زودتر و مؤثرتر به منظور خود نائل خواهيم شد و شايد بعضي مسايل که به تنهايي قابل حل نبودند به آساني راه حل پيدا کنند. نمايندگي هاي دولت اسرائيل تمام تجربيات و معلومات خود را در اختيار نمايندگان ايران خواهند گذاشت.
«لوبي» هاي موجود را به کار خواهيم برد و به نمايندگان ايراني در ادامه عمل «لوبي» راهنمايي خواهيم کرد. شرط موفقيت اين است که نمايندگي هاي خارجي ايران که به طور کلي ضعيف مي باشند به طور شايسته اي تقويت شوند و بايد به طور قطع براي اين منظور در سفارتخانه هاي مهم تعداد کارمندان ورزيده و شايسته افزايش يابد زيرا در وضع حاضر امکانات اغلب سفارتخانه ها به قدري محدود است که قادر به انجام وظايف محوله نمي باشند.
در حيطه تبليغاتي: با در نظر گرفتن حمله تبليغاتي بي سابقه اي که عليه ايران جريان دارد بايد تمام وسايل را به کار برد تا از شدت اين حمله کاسته شود. براي اين منظور بايد آشنايي کامل با محيط مطبوعاتي کشورهاي مختلف داشت و با شخصيتهاي متنفذ اين محافل تماس نزديکي برقرار شود و در محيط هر کشور طبق مختصات رواني آن کشور عمل نمود تا به نتيجه برسيم- نمايندگان دولت اسرائيل در خارج در اين خصوص معلومات خيلي وسيعي دارند که تماماً در اختيار نمايندگان ايراني گذاشته خواهد شد. ضمناً براي اعمال نفوذ در ساير رشته هاي تبليغاتي مانند راديو- تلويزيون و غيره مي توان اقدامات مؤثري را در نظر گرفت.

حيطه اجتماعي و روابط عمومي و اقتصادي:
چنانچه با طرق عمل مناسب فعاليتهاي دامنه داري براي برقراري تماس با شخصيتهاي مؤثر در طبقات مختلف انجام شود مي توان از خيلي امکانات که تا به حال دست نخورده مانده اند استفاده نموده به عبارت ديگر بايد سازمانهاي روابط عمومي مجهز و منظمي (که تاکنون يا وجود داشته و يا به نحو غلطي اداره مي شد) تأسيس کرد. در اين مورد آقاي هارل گفت که دولت اسرائيل از مؤسسات خصوصي موجود تجربه بدي دارد و به اين نتيجه رسيده که آنها از مقتضيات و اوضاع حقيقي کشورهاي ما بيش از حد بي ا طلاع هستند و بالنتيجه نمي توانند عمل مفيدي انجام دهند و با در نظر گرفتن اين تجربه دولت اسرائيل تصميم گرفت که عمل روابط عمومي را رأساً انجام دهد و تا به حال نتيجه رضايت بخشي حاصل شده است.
اسرائيل نه فقط حاضر است دستگاه خود را در اختيار ايران بگذارد، بلکه نمايندگي هاي ايراني را کمک خواهد کرد تا دستگاه مشابهي برپا کنند. وقتي دستگاه مؤثري ايجاد شد به خودي خود خيلي از مسايل تبليغاتي و اقتصادي راه حل مناسبي پيدا خواهد کرد.
3. پيشنهادات براي اقدامات اوليه:
آقاي هارل پيشنهاد نمود هر چه زودتر بين وزراي امور خارجه دو کشور ملاقاتي به عمل آيد تا مسايل فوري همکاري و هماهنگي مطرح گردد. چنانچه در آتيه نزديک چنين ملاقاتي ميسر نباشد اجازه داده شود که وزير امور خارجه اسرائيل نماينده تام الاختياري نزد آقاي آرام اعزام دارد تا مذاکرات لازم را به عمل آورند. سپس بايد به نمايندگي هاي سياسي دو کشور در نقاط مهم دنيا دستورات لازم صادر شود و به اين منظور پيشنهاد مي شود گروه کار که از يک نفر ايراني و يک نفر اسرائيلي مرکب خواهد بود تشکيل و به نقاط مورد نظر اعزام شوند تا در محل ترتيبات لازم همکاري دو جانبه را بدهند.
* * *
سپهبد بختيار در اينجا اظهار داشت پس از اينکه مطالب بالا به شرف عرض رسيد و مورد تصويب واقع شد ترتيب لازم براي همکاري دو کشور داده خواهد شد. در قسمت دوم مذاکرات ترتيبات همکاري بين مأمورين دو سرويس مورد مطالعه واقع شد و عملياتي که تا به حال انجام گرفته مرور شد و اصلاحات لازم براي پيشرفت کار مطرح گرديد.

  


قيام سي تير



قيام سي تير 1331 نقطه عطفي در مبارزات نهضت ملي شدن صنعت نفت، يکي از جنبش هاي اصيل سياسي- اجتماعي تاريخ معاصر ايران و اوج تجلي اراده مستقيم مردم در تأسيس دولت مبتني بر خواست ملت بود. اين قيام يک سال و 4 ماه پس از به ثمرنشستن نهضت ملي صنعت نفت رخ داد.






پس از برگزاري انتخابات دوره هفدهم و افتتاح مجلس شوراي ملي و بازگشت دکتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحه مبارزات نهضت ملي شدن نفت ، با وجود اظهار تمايل اکثريت نمايندگان مجلس جديد به نخست وزيري مجدد دکتر مصدق ، ناگهان وي از سمت خود استعفا داد. علت اين امر کارشکني هاي اقليت مجلس ، تحت رهبري سيد حسن امامي ؛ عدم ابراز تمايل مجلس سنا به زمامداري دکتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختيارات بيشتر براي نخست وزير بود.
سيد حسن امامي با اکثريت آرا توانست به عنوان رئيس مجلس شوراي ملي انتخاب شود. بر اساس سنت پارلماني ، پس از انتخاب هيأت رئيسه مجلس ، نخست وزير قبلي مي بايست از سمت خود کناره گيري کند تا مجلس جديد رأي تمايل خود را در حفظ دولت قبلي يا معرفي دولت جديد اعلام دارد. با وجود مخالفت جمعي از نمايندگان ، اکثريت مجلس يعني 52 نفر از 65 نفر نماينده حاضر در جلسه ، در روز پانزدهم تيرماه 1331 به نخست وزيري دکتر محمد مصدق اظهار تمايل کردند، اما روز بعد، مجلس سنا ابراز تمايل خود را به ارايه برنامه هاي دولت و ملاحظه و بررسي آن برنامه ها موکول کرد.
دکتر مصدق روز شانزدهم تير به دليل عدم اظهار تمايل مجلس سنا از قبول پست نخست وزيري خودداري کرد. روز هجدهم تير از ميان نمايندگان حاضر در مجلس سنا تنها 14 نفر به زمامداري دکتر مصدق ابراز تمايل کردند. آيةا... کاشاني در واکنش به مخالفت مجلس سنا در تأييد ادامه زمامداري دکتر مصدق ، اعلاميه شديداللحني صادر کرد. از طرف احزاب ، گروهها، اصناف ، پيشه وران و بازاريان نيز تلگرافها و نامه هاي فراواني در حمايت از مصدق به مرکز ارسال شد.
تحت فشار گروههاي سياسي و درخواستهاي مکرر مردم و اظهار تمايل مجلس شوراي ملي ، شاه به رغم مخالفت مجلس سنا، فرمان نخست وزيري دکتر مصدق را صادر کرد. مصدق اين بار اعطاي اختيارات شش ماهه و درخواست مقام وزارت جنگ را پيش شرط پذيرش مقام نخست وزيري قرار داد.




شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخست وزير امتناع کرد و دکتر مصدق استعفا داد. وي طي نامه اي در 25 تير به شاه نوشت : «چون در نتيجه تجربياتي که در دولت سابق به دست آمده پيشرفت کار در اين موقع حساس ايجاب مي کند که پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده دار شود و اين کار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است که دولت آينده را کسي تشکيل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا کند. با وضع فعلي ممکن نيست مبارزاتي را که ملت ايران شروع کرده است پيروزمندانه خاتمه دهد.»
پس از استعفاي دکتر مصدق ، در جلسه غيرعلني ، اکثريت مجلس به زمامداري احمد قوام ابراز تمايل کرد و شاه فرمان نخست وزيري او را صادر نمود. قوام نيز در روز بيست و هفتم تير اعلاميه شديداللحني با عنوان «کشتيبان را سياستي دگر آمد» صادر کرد که از راديو پخش شد.
وي در اعلاميه خود پس از ادعاها و وعده هاي بسيار ، مخالفان خود يعني مردم را چنين تهديد کرد: «... من با اتکاي شما و نمايندگان شما اين مقام را قبول کرده ام و هدف نهائيم رفاه و سعادت شماست . سوگند ياد مي کنم که شما را خوشبخت خواهم کرد. بگذاريد من با فراغ بال شروع به کار کنم . واي به حال کساني که در اقدامات مصلحانه من اخلال کنند و در راهي که در پيش دارم مانع بتراشند يا نظم عمومي را به هم بزنند.
اينگونه آشوبگران با شديدترين عکس العمل از طرف من روبرو خواهند شد و چنانکه در گذشته نشان داده ام بدون ملاحظه از احدي و بدون توجه به مقام و موقعيت مخالفين ، کيفر اعمالشان را در کنارشان مي گذارم . حتي ممکن است تا جايي بروم که با تصويب اکثريت پارلمان دست به تشکيل محاکم انقلابي زده ، روزي صدها تبهکار را از هر طبقه به موجب حکم خشک و بي شفقت قانون قرين تيره روزي سازم . به عموم اخطار مي کنم که دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواهي حکومت فرا رسيده است . کشتيبان را سياستي دگر آمد...»
در اين هنگام آيةا... کاشاني به مخالفت شديد با حکومت قوام پرداخت و مردم را به مبارزه دعوت کرد. آيةا... کاشاني طي اعلاميه اي خطاب به قوام چنين گفت : «احمد قوام بايد بداند در سرزميني که مردم رنجديده آن پس از سالها رنج و تعب شانه از زير بار ديکتاتوري بيرون کشيده اند، نبايد اختناق افکار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دسته جمعي تهديد نمايد.
من صريحاً مي گويم که بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد کمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماري ثابت کنند تلاش آنان در به دست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچيک از بيگانگان اجازه نخواهد داد که به دست مزدوران آزمايش شده ، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاري که ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود به دست آورده است ، مبدل به ذلت و سرشکستگي شود.»
آيةا... کاشاني سپس در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي صراحتاً اعلام کرد: «اگر قوام ظرف 48 ساعت نرود اعلام جهاد خواهم کرد و شخصاً کفن پوشيده پيشاپيش مردم به مبارزه خواهم پرداخت .» پس از اين موضعگيري قاطع آيةا... کاشاني و تعطيل بازار و مغازه ها، مردم روز 30 تير به خيابانها آمدند و خواستار سرنگوني قوام شدند.
دولت براي مقابله با مخالفتهاي مردمي دستورات اکيدي به نيروهاي شهرباني و ارتش صادر کرد ولي با وجود سرکوب شديد، نارضايتي مردمي از دولت قوام و حمايت از دکتر مصدق به اوج خود رسيد. اعتصابات ، تظاهرات خياباني و درگيريهاي مردمي با پليس و ارتش گسترش يافت و با اعلام تعطيلي روز سي ام تير از سوي گروهها، احزاب ، جمعيت هاي ديني و سياسي هوادار دکتر مصدق، درگيري به اوج رسيد.
در اين روز نيروهاي انتظامي و نظامي ، مردم را به گلوله بستند و عده اي را به شهادت رساندند. سرلشکر وثوق فرمانده ژاندارمري نيز کفن پوشان باختران، همدان و قزوين را در کاروانسرا سنگي به گلوله بست و از حرکت آنان به تهران جلوگيري کرد.
نمايندگان دولت و شاه با عجله به ملاقات آيةا... کاشاني رفتند تا ايشان را به آرام کردن مردم راضي کنند. اما وي با صراحت درخواست آنان را رد کرده و تأکيد کرد که اگر قوام کنار نرود، اعلام جهاد خواهد کرد. شاه که موقعيت خويش را در خطر مي ديد دولت قوام را در غروب روز سي تير برکنار کرد و در همان روز از 64 نماينده مجلس 61 نفر به زمامداري دکتر مصدق اظهار تمايل کردند و شاه نيز مجبور به صدور فرمان نخست وزيري مصدق در سي و يکم تير شد. بدين صورت جنبش مردمي توانست با حمايت از دکتر مصدق دولت مورد درخواست خود را تعيين کند.
* موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي

  


خاطرات سفير آمريکا از رضاشاه؛ مردي را ملاقات کردم که با توحش فاصله اي نداشت



در اواخر 1929 ، وزارت امور خارجه آمريکا، انتصاب «چارلز کالمرهارت»، وزير مختار آمريکا در آلباني را به عنوان وزيرمختار جديد اين



کشور در تهران، اعلام نمود. «هارت» و خانواده اش در اوايل ژانويه 1930 وارد تهران شد و به مدت 4 سال، گزارشهاي بسيار سودمندي را در موضوعات سياسي و مالي تهيه کرد. «هارت» اولين ملاقات با شاه را به هنگام ارايه اعتبارنامه خود به عنوان وزيرمختار آمريکا چنين توصيف مي کند:با اينکه اعلام شده بود اتومبيلها در 6 فوريه خواهند آمد ] تا مرا به حضور شاه ببرند [ ، اما شاه سه روز بعد، يکشنبه نهم، در کاخ گلستان مرا به حضور پذيرفت.
تشريفات با دقت انجام شد، اما شاه ظاهري مشوش و مضطرب از خود ارايه داد. او سخنان جوابيه اش را با لکنت قرائت کرد و با لبخندي تصنعي همچنان که دستش را دراز مي کرد به من خوش آمد گفت. احتمالاً از آن بيم داشت که من با سؤ استفاده از موقعيت پيش آمده مسأله راه آهن را پيش بکشم. از طرف ديگر پيشاپيش به من توصيه شده بود که آمادگي لازم را داشته باشم تا در صورت طرح، اين امر به اولين معامله ما تبديل شود. اما هيچ يک رخ نداد. او آشکارا در مورد مطالبي که مي گفت، نامطمئن نشان مي داد و معلوم بود که حرفي براي گفتن ندارد و به سواد و هوش وزير دربارش تکيه دارد.




طبق تشريفات از برخي افراد تشکر کردم. قدري بي تکلف تر از اينکه مجبور باشم اتاق بزرگ را تعظيم کنان ترک کنم. هنگامي که شاه با عجله آنجا را ترک کرد، تيمورتاش وزير، به دنبالش شتافت و خواست در را براي او باز کند؛ سپس حرکت کرد تا رئيس اش را تا در بعدي همراهي کند. اما مانند موجي برگشت. به نظر مي رسيد به شدت طرد شده باشد. اين را بعداً سفير ترکيه براي من توضيح داد که چيزي بيش از بي ادبي مرسوم شده شاه نسبت به درباريان و ساير مقامات نيست.
بعد از ملاقات يک پادشاه جديد، يا يک مقام ارشد ملي، متداول است تا گزارش نسبتاً مسرت بخشي از ماجرا ارايه گردد. امکان دارد ] که بعدها [ تغيير عقيده دهم. اما ] فعلا [ ً با اين عقيده راسخ از نزد رضاشاه بازگشتم که مردي را ملاقات کردم که با توحش فاصله اي نداشت. او با نوعي هوش وحشي و ذکاوتي بدوي بر ارتش تسلط پيدا کرد و از همين طريق به سلطنت رسيد. همه اينها را براي اهداف و منافع شخصي خود به کار گرفت. لازم است بگويم که اهداف و منافع او چندان به نفع کشور و ملتش نيست؛ بلکه براي تقديس و تمجيد و عظمت شخصي اوست. تحکيم پادشاهي او فقط يک چيز به دنبال داشت و آن هم املاک نامحدودي که وي خريده يا مصادره کرده است. اين املاک در مناطقي واقعي است که شاه انتظار دارد براثر کشيدن خط آهن به سرعت ترقي کند.
بي فرهنگي و سطح پايين معلومات، او را از مطالبي که چند روز پيش همکار آلماني ام مي گفت، مي شود فهميد. همتاي آلماني من هفت سال است که در اينجاست. او درباره خصوصيات اخلاقي و رفتاري شاه مي گفت که اگر شاه با اتومبيل به جايي برود و در راه چرخ اتومبيل پنچر بشود، ] با توجه به شخصيت بي فرهنگ شاه [ هيچ تعجبي ندارد که به سوي راننده هفت تير بکشد. «آ. دوبيوس» مدير کمپاني «اولن و شرکا» تعريف مي کرد که همين اخيراً شاه در سرکشي به راه آهن جنوب به نظرش رسيد کارگرها خوب کار نمي کنند به همين دليل دستور داد با شلاق به جانشان بيفتند و پس از آنکه چند کارگر آش و لاش شدند، اظهار رضايت کرد.
به نقل از
خبخک بلجق ثسب سدبعدطپ عبجطح
اين کتاب از سوي مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي ترجمه شده و در دست چاپ و انتشار است.

  


ارتشبد غلامرضا ازهاري



* فاطمه معزي
غلامرضا ازهاري در سال 1288 ش، در شيراز متولد شد. پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه در سال 1312 به دانشکده افسري



راه يافت. يک سال بعد با درجه ستوان دومي وارد ارتش شاهنشاهي شد و در 1316 با ارتقا به درجه سرهنگي به معاونت فرماندهي دژبان مرکز منصوب شد. ازهاري در 1328 براي گذراندن يک دوره آموزش عالي به آمريکا اعزام شد پس از بازگشت در سال 1330 دوره يک ساله فرماندهي ستاد را در دانشگاه جنگ طي کرد و به درجه سرتيپي ارتقا يافت.
دو سال بعد مجدداً براي طي دوره کوتاه مدت عالي ستاد به آمريکا رفت. او در سال 1336 به فرماندهي گردان 11 پياده نظام و در 1338 به فرماندهي دانشکده جنگ منصوب شد. پس از چندي در 1341 به ستاد فرماندهي نيروي زميني منتقل شد و سال بعد به فرماندهي ارتش يکم ارتقا يافت. ازهاري در سال 1345 نماينده نظامي ايران در گروه نمايندگان پيمان نظامي سنتو بود، به مدت دو سال از 1348 تا 1350 جانشين رئيس ستاد بزرگ ارتشتاران شد و از 1350 به مدت شش سال با درجه ارتشبدي به رياست اين ستاد منصوب شد.
با شکست دولتهاي متعدد در مقابله با انقلاب، محمدرضا شاه تصميم گرفت با انتصاب يک نظامي به رياست دولت جريان انقلاب را متوقف کند به همين منظور ارتشبد غلامرضا ازهاري را برگزيد. نخست وزير جديد در 15 آبان 1357 منصوب شد و همان روز کابينه نظامي خود را معرفي کرد. در اين دولت غلامعلي اويسي به سرپرستي وزارت کار و امور اجتماعي، سپهبد اميرحسين ربيعي به سرپرستي وزارت مسکن و شهرسازي و ارتشبد قره باغي به وزارت کشور منصوب شدند. از اقدامات دولت نظامي ازهاري دستيگري نويسندگان جرائد و مطبوعات، بازداشت دولتمرداني چون ارتشبد نعمت ا... نصيري، منوچهر آزمون، عبدالعظيم وليان، داريوش همايون غلامرضا نيک پي، اميرعباس هويدا بود.
ازهاري چون ديگر رجال پهلوي انقلاب را باور نداشت چنانچه در 15 آذر 1357 در مجلس سنا اظهار داشت که سر و صداي شبهاي تهران واقعي نيست بلکه صداي نوار است اين اظهار او را مردم در تظاهرات بعدي با اين شعار پاسخ دادند: «ازهاري بيچاره بازم بگو نواره، نوار که پا نداره». بي ثمر ماندن تلاشهاي دولت نظامي منجر به تمايل ازهاري براي برکناري از اين پست حساس شد و سرانجام با اين عنوان که سکته کرده و بيمار است از نخست وزيري کناره گرفت و بلافاصله کشور را ترک و به آمريکا رفت. او در واشنگتن اقامت کرد و با هژبر يزداني در تأسيس بانکي در کاستاريکا همکاري نمود، ولي فعاليت سياسي نداشت. غلامرضا ازهاري در آبان 1380 در ايالات متحده آمريکا درگذشت.

  


دردسر فرح پهلوي!



روزنامه ديلي اکسپرس در صفحه سوم شماره 11 دسامبر 1975 ( 21 آذر 1354 ) در گزارشي به بررسي مشکل خاندان سلطنتي از جمله فرح پهلوي در تهيه هديه براي جشن پانزدهمين سال تولد رضا پهلوي پرداخته است. اين روزنامه در گزارش خود تحت عنوان «پسري که همه چيز دارد» چنين مي نويسد:






مشکل چه چيز خريدن براي نزديکترين و عزيزترين افراد به عنوان هديه ايده آل انسان را به آشفتگي سوق مي دهد. اما بياييد در اين فصل شادي بخش درباره خانواده شاهزاده اي که در هر جشن تولد و يا عيد با مشکل بزرگي روبروست بيانديشيم. ولايتعهد رضا پهلوي پانزده ساله پسر شاه ثروتمند ايران کسي است که راضي نگاه داشتن وي کار مشکلي است. وي از هنگامي که در گاهواره بود تاکنون هداياي زيادي دريافت داشته است.
علياحضرت فرح مادر وليعهد ايران ابروان خود را در هم کشيده و با کشيدن آه گفت من نمي دانم ديگر چه هديه اي به او بدهم.» شهبانو دستهاي خود را به نشانه ناراحتي بالا برده و گفت به پسري که همه چيز دارد چه مي توان هديه کرد؟ بديهي است انتخاب يک هديه صحيح براي جواني که روزي شاهنشاه يا شاه شاهان و ظل ا... و مرکز عالم خواهد شد کار بس دشواري است. دادن هديه طلا و برليان به وزن خود او تلف کردن وقت است. زيرا شمش هاي طلا و ساير اشياي قيمتي در گاوصندوقهاي بانک به نام او گذارده شده است و نيازي به پول نقد هم ندارد. نوجوانان آرزوي کاخ براي خود مي نمايند ولي وليعهد رضا پهلوي کاخ شاهنشاهي دارد و اين کاخ مرمر در وسط کاخ نياوران، آنجايي که والدينش زندگي مي کنند واقع گرديده است.
وي داراي يک سگ از نژاد اسپانيايي است که هنگام ورود به کاخ از او استقبال مي نمايد و يک اتاق ناهارخوري با نور شمع دارد که از دوستان خود در آن پذيرايي مي کند و آخرين مدل وسايل موسيقي استريو دارد که موزيکهاي مدرن از آن پخش کند و در باغ کاخ يک استخر دارد و اين کاخ براي هر جوان تنها ايده آل محسوب مي گردد. صد سال قبل پسر شاه ايران براي خود در کاخ حرم تشکيل مي داد ولي در ايران مدرن امروزي ديگر اين طور نيست ولي با وجود اين ولايتعهد از داشتن دوستان مؤنث برخوردار است. وي در مدرسه اي مي رود که دختر و پسر با هم هستند و دختران اين مدرسه جزو قشنگ ترين دختران ايران محسوب مي شوند.
والاحضرت علاقه مند به داشتن اتومبيل شخصي هستند. علياحضرت فرمودند گرچه وي هنوز بسيار جوان است، در سيزدهمين جشن تولد خود از مادربزرگ خود يک اتومبيل «مي ني» هديه گرفت. والاحضرت در باغ کاخ مثل قهرمان، اتومبيلراني مي فرمايند و گاهي از دوچرخه و موتورسيکلت استفاده مي کنند والاحضرت علاقه وافري به پرواز داشتند و در سن 14 سالگي تنها هدايت هواپيمايي را به عهده گرفتند.
لندن، خبرگزاري پارس، 20 آذر

  


خاطره اي از محصلين دوره پهلوي



طرف عصر براي عيادت رفتن به خانه خليلي؛ از خيابان علاءالدوله عبور مي کردم و در فکر کلاس صبح و بي تربيتي و بي علاقه گي شاگردان کلاس سوم بودم؛ از اين صحبتها و طرز رفتار و فضولي ها و تنبلي هاي کلاس سوم خيلي پکر بودم و فکر مي کردم زياد هم نبايد از شاگردان توقع داشت. همه جا همين طور است و شاگرد اساساً از درس و معلم بيزار است.
بالاخره به منزل خليلي رسيدم و برگشتم. در مراجعت هنوز به خيابان شاهرضا نرسيده بودم؛ که يک عده محصل از فيشرآباد به سمت پايين سرازير مي شدند. بعداً فهميدم شاگردان دبيرستان دارايي هستند. يکي از آنها که معلوم شد نامش شهميرزادي است؛ قوطي سيگاري از جيب درآورده و خواست سيگار آتش بزند. رفيق پهلويي که قيافه باريک و وضع نسبتاً شيکي داشت؛ گفت: چرا سيگار مي کشي؟ تو که خوب هستي اين کار را نکن! شهميرزادي جواب داد: چرا نکنم؟ من اصلاً عقيده ام اين است که هر چه آدم دلش بخواهد بايد بکند.
همين که رفيق ناصح خواست رد حرف او را بياورد؛ جوان سيگارکش مطلب خود را دنبال نموده، گفت: مگر چه مي شود؟ تازه تفاوت ده سال است يا يک رتبه عقب افتادن است. اصلاً مگر در اين ادارات چه خبر است؟ من اگر مافوقم ولو وزير بگويد: سيگار نکش فردا با قاطر به اداره مي آيم. تو که به اداره مي روي؛ جز آن که صبح تا غروب بايد بيکار بنشيني و با مداد کپيه بازي کني؛ کار ديگري داري؟ رفقاي ديگر خنده کنان و شوخي کنان هر کدام اظهاراتي مي کردند و او جواب حسابي و ايده آلي در مقابل آقاي رجزخوان؛ شجاع منفي باف نداشتند و از هر دري صحبت مي شد و اسم يکي از معلمين در بين آمد که موقع درس دادن هميشه مست است و نمونه و شاهدي بود براي شهميرزادي؛ که اصلاً مدارس در ايران کشکي است و مقصود درس خواندن نيست؛ بلکه ديپلم گرفتن و تابلو زينت اتاق کردن است. و چون در ضمن راه گذرمان از پهلوي دکان عرق فروشي افتاد؛ به آنجا اشاره کرده بخود وعده مي داد که روز امتحان درس همان آقاي معلم بيايد اينجا خود را براي جواب دادن آماده با حرارت کند!
ديگر چون به چهارراه سفارت انگليس نزديک شده بوديم و جمعيت مانع تعقيب کردن و شنيدن بيانات فلسفي آقايان محصلين بود؛ تند کردم و جدا شدم ولي تا مدتي در اين فکر بودم که حقيقتاً افکار ملت و جوان هاي محصل تا چه اندازه پوچ و بي بنياد شده و آتيه مملکت چه خواهد شد!
مهندس مهدي بازرگان- کتاب يادداشت هاي روزانه- ص 36 و 53

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com