صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 31تیر ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاهي به مجموعه تلويزيوني «رستگاران» ؛ برخورد در يک قصه متقاطع
 * يادداشتي درباره اکران نامنظم فيلم ها در شهرستانها؛ خواهران غريب!
 * گزارش فروش فيلم ها ؛ کمدي ها مي خواهند ميلياردي شوند!
 * ناگفته هاي بازيگر «ميليونر زاغه نشين» درباره «نيکول کيدمن»
 * همزمان با سالگرد ترجمه فيتزجرالد برپا شد ؛
کنفرانس «ميراث حکيم عمر خيام» در هلند و انگليس
 * آخرين خبرها از «اخراجي ها 3»؛
همکاري طنزنويسان با ده نمکي در نگارش ديالوگ هاي «اخراجي ها3»
 * 63 سال پس از مرگ «بروس لي»؛ زندگي واقعي ستاره فيلم هاي رزمي به سينما مي آيد
 * تلاش براي نبش قبر فدريکو گارسيا لورکا
 * تمديد مهلت جشنواره «سينما حقيقت» تا 01 مردادماه
 * چند نگاه رسانه اي به فيلم «گرفتن پلهام 1 2 3»؛ فقط نامها عوض مي شوند

نگاهي به مجموعه تلويزيوني «رستگاران» ؛ برخورد در يک قصه متقاطع



* مازيار شيباني فر
وجه کلي فيلمنامه هاي تلويزيوني ارايه قصه هايي سر راست با پيچيدگي هاي اندک و بيان ساده است تا همه مخاطبان بتوانند با





آن ارتباط برقرار کنند. در اين ميان سريالهايي که قصه هاي متقاطع و پيچيده دارند مي توانند مخاطب را تحت تأثير قرار بدهند و مخاطبان ويژه خود را داشته باشند. در اين ميان سريال «رستگاران» مي تواند يک نمونه خوب و مناسب باشد.
مجموعه تلويزيوني «رستگاران» در اصل اثري است با چند قصه که از يک بستر مشترک برخوردار است. در اصل آنچه اين آدمها را به هم ارتباط مي دهد، شهر و ساختمان مشترکي است که در آن زندگي مي کنند. هر چند آنها گاهي در زندگي شان دچار نقاط اشتراک و دردهاي مشترکي هستند که ارتباط معنايي اين افراد را بيشتر نشان مي دهد.
اين اثر داستان چندين شخصيت مختلف و متمايز است که هر کدام به دنبال سرنوشت خود هستند، اما دست روزگار حضور و فعاليت آنها را به هم گره زده است. آنچه قصه را بيشتر جذاب مي کند، همين موضوع است که انگار سازندگان اثر تلاش دارند به مخاطبان اعلام کنند همه ما سوار بر يک کشتي هستيم و کسي نمي تواند خود را از ديگران کنار بکشد، هر چند سرنوشتش را با ديگران همراه و همسو احساس نکند.
قصه از جايي شروع مي شود که «خجسته» به تهران مي آيد تا شوهرش را پيدا کند و از يک سو مي شنود همسرش مرده است و از طرف ديگر به او مي گويند که با مبلغ کلاني پول فرار کرده است. در اين بين شخصي به نام «شايسته» که از پول و قدرت زيادي برخوردار است، به دنبال يافتن کسي است که پول او را دزديده است. دو دختر جوان هم در همين سريال هستند که يکي از آنها دست به دزدي مي زند و اين موضوع براي همخانه اش به يک دردسر جدي و دنباله دار تبديل مي شود.
همه اتفاقها در بستر يک قصه واحد مي افتد، هر چند سازندگان اثر مجبورند هر از چندي قصه يک گروه از شخصيت ها را دنبال کنند تا به مقصود نهايي برسند. البته اين اتفاق به شکل مناسبي مي افتد و همين موضوع نقطه قوت و متمايز کننده سريال است. چون سازندگان اثر در راه بسيار دشواري پا گذاشته اند و بايد به فکر انتهاي اثر باشند تا همانند برخي از سريالهاي ايراني مجبور به سر هم بندي انتهاي اثر وادار نشوند.
در «رستگاران» براي مخاطب مشخص نشده است که منظور از افراد رستگار شده شخصيت هاي داستان هستند يا افراد ديگري که بايد تا انتها به انتظار نشست و اين عنوان را برازنده آنها ديد، قصه ها در اين سريال، رنگ و بوي امروزي دارند. کلکسيوني از افراد جامعه هستند که در کنار هم زندگي مي کنند، اما هيچ توجهي به يکديگر ندارند، در صورتي که داشتن دردهاي مشترک مهم ترين وجه تشابه آنهاست.
داستانهاي متقاطع، اين ويژگي بسيار مثبت را دارند که اثر را از ريتم بسيار بالايي برخوردار مي سازند. به عبارت ديگر، داستان بايد مرتب بين شخصيت ها و اتفاقهايي که برايشان مي افتد در حرکت باشد و ذهن بيننده را آگاه نگه دارد تا نتواند چشم از اثر بگيرد. در عين حال اين موضوع مي تواند شرايطي را ايجاد کند که بيننده، مشتاق ديدن همه قسمت هاي سريال باشد و امکان پيش بيني انتهاي داستان را نداشته باشد.
اين گونه آثار در عين حال مي توانند همزمان چند موضوع يا چند شاخه مختلف از اتفاقها را پيگيري کنند. طوري که بيننده را هر لحظه در درون اتفاقي عجيب و متفاوت قرار بدهند و فرصت خستگي يا بي حوصلگي را از مخاطب مي گيرند. در عين حال اين موضوع نيز اهميت زيادي دارد که از ميان اين همه اتفاق، مخاطب بايد به حرف و مطلب مورد نظر سازندگان نيز راه يابد.
در سريال «رستگاران» از تحرک دروني قصه به خوبي استفاده شده است و براي هر بخش سعي شده از بازيگراني استفاده شود که هماهنگي شخصيتي و ظاهري زيادي با نقش داشته باشند تا بدين وسيله مخاطب بتواند نزديکي بيشتري با کاراکترها پيدا کند. استفاده از اين تحرک و متفاوت بودن در تصويربرداري نيز به خوبي رعايت شده است و مخاطب با نماهايي بسته و متفاوت از بازيگران مواجه مي شود که در کمتر سريالي آن را ديده است.
در اين اثر تدوين هم به خوبي نقش خود را ايفا کرده است و نماها به شکل مناسبي در کنار يکديگر جا مي گيرند. داستان، تعليق و جذابيت را همزمان مي آفريند و بيننده را به تماشاي ادامه قصه دعوت مي کند. آدمهاي گرفتار اين قصه هر چند ميان خوب و بد بودن تکليف شان روشن است و هر کدام در راهي حرکت مي کنند که مي توان سرنوشت کلي آنها را تعيين کرد، اما همچنان از پيچيدگي هايي شخصيتي برخوردارند که در هيچ موردي نمي توان مطمئن بود که اين موضوع باعث جذابيت بيشتر قصه مي شود.
البته با وجود همه اين نکات مثبت که در مورد سريال بيان شد، اين اثر از نبود يک عنصر مفهومي به شکل جدي رنج مي برد و آن مسأله عشق و داشتن حس مهرباني آدمها به يکديگر است.البته در اين اثر «خجسته» به عنوان همسري مهربان و وفادار که دنبال همسر خود مي گردد تا به او کمک کند، نماد محکم و بارزي از عشق است، اما بايد به خاطر داشت که در ميان اين همه شلوغي و ريا و دروغ وجود يک اتفاق مهربانانه چندان به چشم نمي آيد.
«رستگاران» با اينکه از عنصر حرفه اي گري و برخورداري از ريتم تند و داستان مسحور کننده بهره مي برد، اما بصراحت نشان مي دهد در جامعه امروز ما، مهرباني و محبت بي دريغ ديگر جايي در قلب ها و عمل آدمها ندارد. اعتماد کردن به امري استثنايي و کمرنگ تبديل شده است و آدمها توجه بسيار کمي به همديگر و ويژگي هاي فردي شان دارند.
اين موضوع شايد تا حدود زيادي درست باشد و بتوان اين موضوع را مطرح کرد که سازندگان اثر آينه اي تمام نما روبه روي بيننده خود گرفته اند و بخشي از زشتي هاي جامعه را به او نشان مي دهند، اما حقيقت اين است که يک اثر تلويزيوني بايد لطافت و مهر نيز بيافريند و بيننده را نسبت به آينده خود و جامعه اش اميدوار و خوشبين سازد.

  


يادداشتي درباره اکران نامنظم فيلم ها در شهرستانها؛ خواهران غريب!



* امير اطهر سهيلي
درباره اکران بي نظم فيلمها در شهرستانها، بارها مطبوعات مطالب متنوعي نوشته اند و گاه همين انتقادها باعث اصلاح موقتي و موضعي اين بحران شده است.






اما جديداً بي نظمي در اکران، نرسيدن خيلي از فيلمها به اکرانهاي شهرستان و بر پرده ماندن فيلم فارسي ها در سينماهاي شهرستانها، باعث گلايه بسياري از سينما دوستان شده است.
به طور مثال سينماي مشهد انگار قصد خلاصي از «چارچنگولي» و «اخراجي هاي 2 » را ندارد و اکران «وقتي همه خوابيم» موکول مي شود به دو ماه پس از اکران تهران و سينماي نمايش دهنده آن هم بدترين سينما در مجموعه سينماهاي استان خراسان خواهد بود و يا« ريسمان باز » پس از سه ماه که از اکران تهران برداشته شده، در کمتر از يک هفته و بي صدا، اکران سالن دوم سينما قدس مي شود.
رسانه ملي فيلم «درباره الي...» را تبليغ مي کند و ما حسرت مي خوريم و منتظر مي مانيم تا اين فيلم به شهرستانها هم برسد.
داستان اکرانها و سينماي نمايش دهنده فيلمها، از اين تصوير کلي هم غم انگيزتر است. تقسيم بندي و گروه بندي سينماها آن قدر فکر نشده و ضعيف است که ما هميشه موظفيم بهترين فيلمها را در بدترين سالنها تماشا کنيم.
سينماي شهرستان سينماي گيشه است، سينما دار سلطنت مي کند و از آنجا که بازار فيلم و مافيا و پخش کننده و همچنين تهيه کننده نظارت لازم را بر اکران فيلمشان ندارند، معجوني پديد مي آيد که هميشه قرباني اش مخاطبان سينما و بخصوص مخاطبان حرفه اي آن هستند.
چندي پيش از يکي از مسؤولان ارشاد خراسان دليل نا همگوني اکران استان را با مرکز جويا و خواهان پيگيري شدم، ولي ايشان بار را به شانه مسؤول ديگري هل داد و گفت مسؤوليت اکران صرفاً در دست پخش کننده است و اين پخش کننده است که خواهان اکران زودتر يا ديرتر فيلمش مي شود.
با خودم انديشيدم اگر اين مسؤول درست گفته باشد، چه وضعيت آشفته اي دارد سينماي ايران. نا خودآگاه سينما را با فوتبال ملي مان مقايسه کردم. ما هنوز تکليفمان با خودمان مشخص نيست و آن وقت افسوس مي خوريم که حضور بين المللي نداريم. ما توانايي تسلط بر اکران فيلمهايي نظير «درباره الي ...» را نداريم و آن وقت به افتخارات بين المللي آن مي انديشيم.
ديدن فيلمهاي ايراني سهم همه ايرانيهاست؛ همه ايرانيها در همه شهرستانهاي بزرگ و کوچک، ولي متأسفانه اکنون سينماي ايران خوراک جشنواره ها و اکرانهاي خارجي شده است. ما ديگر از بس درباره خراب شدن تنها سينماي شهرستانهايي مثل تربت حيدريه و قوچان گفته ايم و کسي به گوش نگرفته، خسته شده ايم.
نمي خواهيم درباره شهرستانهاي کوچک حرف بزنيم (با اينکه همچنان معتقدم سينما بيش از همه متعلق به اين شهرستانهاست). شهرستانهاي بزرگي نظير تبريز، ساري، گرگان و کلانشهرهايي مانند مشهد، اصفهان و شيراز هم از اين قاعده مستثنا نيستند. اکرانها گاهي با دو يا سه ماه تأخير به شهرستانها مي رسد .
چندي پيش با يکي از کارگردانها در باب فيلمش که تازه اکران شده بود، به صحبت نشستيم. از من درباره دليل اکران نشدن فيلمش در مشهد پرسيد و من توضيح دادم که اکران ما چقدر از اکران تهران عقب تر است و دلايلي را که مسؤول ارشاد برشمرد، به او گفتم. اما او نقش پخش کننده را در تأخير در اکران شهرستان نفي کرد. او خاطر نشان کرد که هر تهيه کننده اي علاقه دارد فيلمش همزمان با تبليغات گسترده اي که براي آن انجام داده اند اکران شود و هيچ وقت سينماي ايران چنين اجازه اي به تهيه کننده نمي دهد که براي فيلمش زمان دقيق اکران تعيين کند.
بازهم توپ به زمين خودمان پرتاب مي شود. سينماداران مشکل را به ارشاد مي رانند و ارشاد به کمپاني هاي توليد فيلم ربط مي دهد و آنها دوباره جريان را به شهرستانها سوق مي دهند. در اين چرخه، اگر يکي از اجزا حرکت کند و اتفاقي را رقم بزند، به حتم اميدي به اتفاق خوشايند خواهد رفت، در غير اين صورت ما در اين چرخه معيوب خواهيم ماند و نهال تازه شکوفا شده سينما در شهرستانها به سادگي رو به خشک شدن مي نهد.
در باب اکران دير هنگام شهرستانها براي چندمين بار با چند نفر از دوستان همين سخنان رفت و ناگهان پاسخي از جمع برخاست که مرا بر اين داشت اگر روزي مطلبي در اين باب نوشتم، حتماً دلايل تلف شدن سينما را به بهانه اکران نشدن همزمان در شهرستانها ذکر کنم. دوست من در آن جمع گفت بايد از همين امر که سينماهاي شهرستانهاي ما پا برجا هستند و فيلم نشان مي دهند، خوشحال باشيم و خدا را هم شکر کنيم! همين مقدار براي ما کافي است.
پيش از اين گفتم داشتن اکران به موقع حق همه شهرها و روستاهاي ايران است و از آنجا که سينما هنري ملي است و با سرمايه اي مردمي کار مي کند، اين که ما سينما داشته باشيم، شکر و سپاس نمي خواهد و اولين وکمترين حق ماست.
اما چند نکته هم در باب اکران همزمان و مزايا و ويژگيهاي آن. فيلمي که يک ماه پس از تبليغات سراسري اکران مي شود، به هيچ وجه نمي تواند فروش فيلمي را که همزمان با تبليغاتش اکران مي شود، به دست آورد. نشريه ها، تنها در باب فيلمي مي نويسند که اکران روز مرکز است و اگر مخاطب حرفه اي سينماي شهرستان به دنبال تحليلي در باب فيلمي که ديده است مي گردد، بايد به سراغ آرشيوهاي مجله هاي فيلم و روزنامه ها برود.
انگيزه مخاطب وقتي فيلمي را با ديگر مناطق کشور همزمان نبيند، نسبت به تماشاي فيلم وتعقيب سينما کمتر مي شود، چرا که با ظهور و پيشرفت ويدئو رسانه ها، هر چه از زمان اکران دور مي شويم، به زمان حضور فيلم در ويدئو رسانه ها نزديکتر مي شويم، چنانکه چندي پيش در سفري که به يکي از شهرهاي جنوبي کشور داشتم، متوجه شدم فيلم «کنعان» همزمان با اکران در شهرستانها، به ويدئو رسانه ها هم راه پيدا کرده است .

  


گزارش فروش فيلم ها ؛ کمدي ها مي خواهند ميلياردي شوند!



پس از چند هفته رکود در سينماها، هفته گذشته فيلم هاي کمدي روي پرده با استقبال مخاطبان مواجه شدند. «پسر تهروني» و «





خروس جنگي» دو فيلم پرفروش اين روزها هستند که به نظر مي رسد بايد منتظر بالا رفتن آمار فروش آنها در هفته آينده باشيم.
به گزارش مهر، با نزديک شدن به آغاز دومين ماه تابستان فروش فيلمهاي روي پرده همچنان به شرايط آرماني نرسيده است. هرچند در روزهاي اخير حمايت سازمان صدا و سيما در پخش تيزر رايگان فيلمهاي روي پرده تا اندازه اي به فروش فيلمها کمک کرده اما پخش کنندگان و سينمادارها از فروش فيلمها راضي نيستند.
«درباره الي» به کارگرداني اصغر فرهادي پس از 44 روز همچنان پرمخاطب ترين فيلم روي پرده است، اين فيلم که در 25 سالن اکران شده يک ميليارد تومان فروخته و به باشگاه يک ميلياردي هاي سينماي ايران ملحق شده است. اگرچه چهارمين فيلم اصغر فرهادي در ما ههاي اخير پرمخاطب ترين فيلم سينماهاي تهران بوده، اما گروهي معتقدند فيلم پتانسيل بيشتري براي جذب مخاطب دارد و اميدوارند با برنامه ريزيهايي که در هفته هاي آينده مي شود فيلم تا آخر ماه رمضان روي پرده بماند. مي توان انتظار داشت در اين صورت فروش اين فيلم تلخ اجتماعي به مرز دو ميليارد تومان برسد.
گلشيفته فراهاني، ترانه عليدوستي، ماني حقيقي، شهاب حسيني و مريلا زارعي بازيگران «درباره الي» هستند. داستان فيلم درباره سفر چند خانواده به شمال است. به دنبال غرق شدن يک نفر، ماجراهايي براي اين افراد به وجود مي آيد.
«خروس جنگي» به کارگرداني مسعود اطيابي دومين فيلم پرفروش روي پرده است. اين فيلم که چهل و يکمين روز اکران را پشت سر گذاشته در 21 سالن نمايش داده مي شود. اولين تجربه اطيابي در ژانر کمدي تا امروز 502 ميليون تومان در سينماهاي شهر تهران فروخته است. نمايش اين فيلم در سينماهاي شهرستان هم با استقبال مواجه شده است.
«خروس جنگي» هم از فيلمهايي است که شامل تخفيف تيزرهاي تلويزيوني شده است. تيزرهاي تازه اين فيلم با حضور احمد پورمخبر بازيگر سالخورده و محبوب فيلم روي آنتن مي رود. مريلا زارعي، رضا عطاران و کيانوش گرامي بازيگران اين فيلم هستند و داستان درباره زن و شوهري است که يک روز تصميم مي گيرند جايشان را با هم عوض کنند.
«پسر تهروني» به کارگرداني کاظم راست گفتار همان طور که انتظار مي رفت با استقبال مخاطبان روبرو شده است. اين فيلم کمدي که سومين تجربه کارگرداني راست گفتار محسوب مي شود بعد از «درباره الي» پربازيگرترين فيلم روي پرده است. «پسر تهروني» که در 24 سينما اکران مي شود پس از 23 روز نمايش فروش 390 ميليون توماني داشته است.
داستان اين فيلم درباره پسري است که از خارج به ايران بر مي گردد و پسرش تصميم دارد براي او همسري انتخاب کند. امين حيايي، محمدرضا شريفي نيا، طناز طباطبايي، سارا خوئيني ها و شقايق فراهاني بازيگران اين فيلم هستند.
فيلم هاي سينمايي«امشب شب مهتابه» به کارگرداني محمدهادي کريمي و «هر چي تو بخواي» به کارگرداني محمد متوسلاني روزهاي پاياني اکران را پشت سر مي گذارند. با وجود امتيازهايي که هر دو فيلم براي جذب مخاطب دارند، اما در اکران عمومي موفق نبوده اند.
فروش «امشب شب مهتابه» که در 12 سينما اکران شده، پس از 41 روز نمايش از مرز 218 ميليون تومان در تهران گذشت. مهناز افشار و دانيال عبادي نقشهاي اصلي اين فيلم را بازي مي کنند که روايت روزهاي آخر زندگي يک خواننده است.
فروش«هر چي تو بخواي» هنوز به مرز 100 ميليون تومان نرسيده است. اين فيلم را مي توان بازنده بزرگ اکران تابستان لقب داد. اين کمدي خانوادگي که در شش سينما روي پرده رفته پس از 41 روز، 69 ميليون تومان فروخته است.
مجيد صالحي، لادن مستوفي و حسن شکوهي بازيگران اين فيلم هستند و داستان درباره تصادف يک پسر جوان با اتومبيل يک دختر و آشنايي آنها است. پس از پايان نمايش «امشب شب مهتابه» فيلم سينمايي «دلخون» به کارگرداني محمدرضا رحماني روي پرده مي رود. پيشتر قرار بود فيلم سينمايي «خاک آشنا» به کارگرداني بهمن فرمان آرا هم روي پرده برود اما احتمال تعويق اکران اين فيلم وجود دارد.

  


ناگفته هاي بازيگر «ميليونر زاغه نشين» درباره «نيکول کيدمن»



حضور «نيکول کيدمن» در يک آگهي تلويزيوني باعث شد تا يکي از رازهاي پنهان زندگي او فاش شود. افشاکننده اين راز هم کسي نيست جز «روبينا علي»، بازيگر جنجالي فيلم اسکاري «ميليونر زاغه نشين»!
به گزارش فارس، «روبينا علي» در اين آگهي تبليغاتي تلويزيوني هم بازي کيدمن شده است.
بازيگر 9 ساله «ميليونر زاغه نشين» در کتاب خاطرات خود، به طور مفصل درباره اين آگهي تبليغاتي و بازيگر نقش مقابل خود نوشته است.
«روبينا علي» که هنگام بازي در آگهي «نيکول کيدمن» را خيلي خوب نمي شناخته و نمي دانست که وي بازيگر بسيار مشهوري است، در کتاب «رويا ديدن دختر زاغه نشين: سفر من به ستاره ها» در اين باره چنين مي نويسد: «واقعاً او را دوست داشتم، ولي او خيلي آرام و ساکت بود و زياد حرف نمي زد. احساس مي کردم کمي خجالتي است.»
«روبينا علي» در ادامه خاطراتش، نيکول کيدمن را آدمي عجيب و غريب توصيف مي کند و ادامه مي دهد: «نيکول کيدمن اصرار داشت که فيلم برداري در موعد مقرر تمام شود و حاضر نبود وارد يک محوطه باز شود. او از نور خورشيد مي ترسيد. من فکر مي کنم او نگران تأثير نور آفتاب روي پوست رنگ پريده اش بود! »
اين افشاگري درباره ترس کيدمن از نور، رسانه هاي گروهي را به ياد فيلم ترسناک او «ديگران» انداخته است. در اين فيلم کيدمن در نقش مادر دو بچه کوچولو، نمي گذاشت به آنها نور خورشيد بتابد. به گفته کاراکتر کيدمن در فيلم، اين بچه ها به يک بيماري نادر مبتلا بودند که اگر در معرض تابش نور خورشيد قرار مي گرفتند، حال شان بسيار بد مي شد.
آگهي تبليغاتي تلويزيوني مشترک کيدمن و روبينا علي، در ارتباط با يک نوشابه است. بخشي از سود حاصل از فروش اين نوشابه، صرف اقدامات خيرخواهانه به نفع کودکان و نوجوانان مي شود.
روبينا علي جوان ترين بازيگر تاريخ سينماست که با نگارش خاطرات خود، قصد انتشار آن را دارد.
وي چند روز قبل در جريان يک مصاحبه مطبوعاتي گفت که خودش نمي خواسته کتاب خاطراتش را بنويسد، ولي خانواده اش وي را وادار کرده اند که اين کار را انجام دهد.
«روبينا علي» فصل گذشته دوبار به صورت تيتر اول رسانه اي در هند- و هم چنين در سطح بين المللي- درآمد.
بار اول زماني که پدرش قصد داشت وي را به يک شيخ عرب بفروشد، نام او با جنجال همراه شد و بار دوم زماني که مأموران پليس زاغه او و عده ديگري از زاغه نشين هاي حومه بمبئي را خراب کردند، وي دوباره به صورت چهره اي خبرساز درآمد.
ماه قبل «دني بويل» کارگردان «ميليونر زاغه نشين» دو آپارتمان کوچک براي روبينا علي و «اظهرالدين اسماعيل» (ديگر بازيگر کودک فيلم) خريداري کرد.
«روبينا علي» مي گويد خيلي دوست دارد در يک فيلم سينمايي با «نيکول کيدمن» هم بازي شود.

  


همزمان با سالگرد ترجمه فيتزجرالد برپا شد ؛
کنفرانس «ميراث حکيم عمر خيام» در هلند و انگليس



کنفرانس «ميراث حکيم عمر خيام» در دو کشور هلند و انگليس برگزار شد.
به گزارش ايسنا، اين کنفرانس به مناسبت سالگرد ترجمه فيتزجرالد از ديوان خيام به زبان انگليسي، در دو دانشگاه ليدن در هلند و کمبريج در انگلستان برپا شده است.






کنفرانس «ميراث حکيم عمر خيام» در بخش ايران شناسي دانشگاه ليدن با مديريت علي اصغر سيدغراب و نيز در دانشگاه کمبريج با رياست چارلز ملويل همراه بود.
در اين کنفرانس، شرکت کنندگان و سخنراناني از کشورهاي ايران، هندوستان، آمريکا و انگلستان حضور داشتند که درباره انديشه هاي خيام در عرصه هاي ادبيات، رياضيات و نجوم به ارايه مقاله و سخن پرداختند.
از جمله اين سخنرانان به اين افراد مي توان اشاره کرد: ديک ديويس - مترجم آثار خيام به زبان انگليسي-، مهدي امين رضوي که کتابش درباره خيام از سوي دانشگاه آکسفورد چاپ و در ايران نيز با نام «صهباي خرد» به فارسي ترجمه و منتشر شد، هانس دوبرين- برنده جايزه موقوفات دکتر محمود افشار-، ژان اشميت از دانشگاه ليدن، فيروزه عبدا... ايوا از دانشگاه آکسفورد، علي دهباشي از مجله «بخارا» با موضوع «تحقيقات خيام پژوهي در ايران»، ناتاليا چارلي سووا از دانشگاه مسکو، فرانسيس اوليس و الکساندر مورتون از دانشگاه لندن، حسن جبري و علي اصغر سيدغراب از دانشگاه ليدن، کريستين فان رويمبيک از دانشگاه کمبريج، سونيل شارما از دانشگاه بوستون، ويد کام و گابريل واندبرگر از دانشگاه آمستردام، هانز دي براون از دانشگاه ليدن، يوس بيخستراتن - رئيس هلندي انجمن خيام - با موضوع «چگونه عمر خيام بر هنرمندان تجسمي اثر گذاشت»، ديک فان هاليسما از دانشگاه آزاد آمستردام، فرانسيس دي بلو از دانشگاه سوئد و اميرحسين پورجوادي از دانشگاه تهران.

  


آخرين خبرها از «اخراجي ها 3»؛
همکاري طنزنويسان با ده نمکي در نگارش ديالوگ هاي «اخراجي ها3»



مسعود ده نمکي با اتمام طرح اوليه و با مشاورت نويسندگان طنز، نگارش ديالوگ هاي فيلمنامه «اخراجي ها3» را که با مضمون طنز سياسي و با حضور چند بازيگر جديد ساخته مي شود، آغاز کرد.
به گزارش فارس، وي اين طرح اوليه را در اختيار بعضي از نويسندگان که در عرصه طنز فعاليت دارند گذاشته تا از نظرات آنها آگاه شوند تا پس از مشورت با اين افراد نوشتن نسخه نهايي فيلمنامه را خود بر عهده بگيرد.
جلسات هفتگي با نويسندگان طنز براي نوشتن ديالوگهاي فيلم آغاز شده است و پيش بيني مي شود نهايتاً تا شهريورماه نگارش فيلم نامه «اخراجي ها3» به پايان برسد.
بنا بر اين گزارش «اخراجي ها3» در فضاي شهري و پس از جنگ اتفاق مي افتد و بازيگران آن هنوز مشخص نيستند اما احتمال دارد در کنار بازيگران قديمي، چند چهره جديد نيز براي «اخراجي ها3» حضور داشته باشند، ضمن اينکه هنوز تهيه کننده اين فيلم نيز مشخص نيست.
همچنين شنيده شده «اخراجي ها3» اولين فيلم سينمايي با مضمون طنز سياسي خواهد بود.

  


63 سال پس از مرگ «بروس لي»؛ زندگي واقعي ستاره فيلم هاي رزمي به سينما مي آيد



همزمان با سي و ششمين سال درگذشت «بروس لي»، زندگي واقعي اين قهرمان فيلم هاي رزمي به سينما خواهد آمد.




به گزارش ايسنا، يک کمپاني فيلم در پکن همزمان با سي وششمين سال درگذشت «بروس لي» اعلام کرد، با همکاري خانواده اين قهرمان فيلمها ي رزمي، فيلم زندگي «بروس لي» براي طرفدارانش در سراسر جهان ساخته مي شود.
«روبرت لي»، برادر کوچکتر «بروس لي» تهيه اين فيلم را بر عهده خواهد داشت و خواهر بزرگتر او نيز در ساخت اين فيلم نقش دارد.
اين براي اولين بار است که خانواده «بروس لي» رسماً اجازه ساخت فيلمي درباره اين ستاره فيلم هاي رزمي را مي دهد.آخرين فيلم سينمايي درباره «بروس لي» 61 سال قبل در آمريکا ساخته شد و سال گذشته نيز سريال 04 قسمتي درباره او از تلويزيون چين به روي آنتن رفت.
به گزارش خبرگزاري شين هوا، اين فيلم در سه اپيزود جواني بروس لي، دوران موفقيتهاي رزمي او و مرگ ناگهاني اش خواهد بود.اولين قسمت اين فيلم سال آينده ساخته مي شود و در 72 نوامبر 0102 هم زمان با تولد «بروس لي» اکران خواهد شد. انتظار مي رود ساخت کامل اين فيلم چهار سال به طول بينجامد.

  


تلاش براي نبش قبر فدريکو گارسيا لورکا



بر خلاف ميل خانواده فدريکو گارسيا لورکا، دولت آندلس نبش يک گور دسته جمعي را در برنامه دارد که اين شاعر و عده اي ديگر در آن به خاک سپرده شده اند.
به گزارش فارس، شاعر اسپانيايي فدريکو گارسيا لورکا در تاريخ 91 اوت 6391 به دست طرفداران فرانکو در آندلس تيرباران شد. در کنار او دو شورشي و يک معلم مدرسه هم اعدام شدند.اما اين برنامه دولت مدتهاست که در انتظار اجرايي شدن است.در حال حاضر، يک خلاء قضايي اين مسأله را تحت تأثير قرار داده و دولت آندلس را با مشکلات عديده اي روبه رو کرده است.
با اين حال، اين دولت اميدوار است اواخر پاييز سال آينده به برنامه خود جامه عمل بپوشاند.
در تابستان سال 8002، قاضي معروف اسپانيايي بالتازار گارزون تحقيق روي پرونده 411 هزار مفقودالاثر جمهوري خواه در جريان سالهاي 6391 تا 5791 را آغاز کرد.در قالب همين پرونده بود که او خواستار نبش قبر لورکا، براي تحقيقات بيشتر شد.
خانواده شاعر هم از طرف ديگر خواستار انجام اين نبش قبر، دور از انظار عمومي شده است.

  


تمديد مهلت جشنواره «سينما حقيقت» تا 01 مردادماه



گروه هنر- با توجه به درخواست جمع زيادي از تهيه کنندگان و مستندسازان سينماي ايران، مهلت ارسال فيلم به دبيرخانه سومين دوره جشنواره بين المللي «سينما حقيقت» به مدت 01 روز تمديد گرديد.
به گزارش روابط عمومي مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي آخرين مهلت ارسال اثر به دبيرخانه جشنواره بين المللي سينما حقيقت (به نشاني: تهران، خيابان سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، شماره 51) پايان وقت اداري روز شنبه 01 مردادماه 8831 تعيين گرديده که ديگر تمديد نخواهد شد.بر پايه اين گزارش، بخش مسابقه ملي جشنواره «سينما حقيقت» در دوره سوم خود، در سه بخش مستقل مستندهاي کوتاه (03 دقيقه و کمتر)، مستندهاي نيمه بلند (13 تا 06 دقيقه) و مستندهاي بلند (بالاي 06 دقيقه) برگزار خواهد گرديد. ضمن اينکه در بخش ويژه مسابقه «مستند رضوي» و با نمايش مستندهايي با موضوع سيره و سنت حضرت امام رضا(ع)، به استقبال برپايي جشنواره فيلم رضوي خواهد رفت.

  


چند نگاه رسانه اي به فيلم «گرفتن پلهام 1 2 3»؛ فقط نامها عوض مي شوند



* کميل سهيلي
گرفتن پلهام 1 2 3 کارگردان: توني اسکات نويسنده: برايان هلگلاند بازيگران: دنزل واشنگتن، جان تراولتا، جان تورتورو، لوييس گوزمان، جيمز گاندولفيني محصول: ايالات متحده/انگلستان استوديو: سوني پيکچرز افتتاحيه: 21 ژوئن 9002 مدت زمان فيلم: 601دقيقه امتياز منتقدان از 001: 55 تعدا سينماها: 7703 بودجه: 001 ميليون دلار





خلاصه داستان: زندگي والتر گاربِر(با بازي دنزل واشنگتن) که يکي از محافظان متروي نيويورک است در حالت طبيعي خود قرار دارد که وي به ناگاه در برابر يک دسته تبهکار قرار مي گيرد؛ اين تبهکاران به سرکردگي يک جنايتکار باهوش به نام رايدر(با بازي جان تراولتا) يکي از قطارهاي مترو را سرقت کرده و مسافران اين قطار را گروگان مي گيرند بلکه بتوانند در قبال آزادي آنها مقدار زيادي پول به جيب بزنند. آنها به والتر اعلام مي کنند تنها يک ساعت وقت دارد تا مبلغ مورد نظر را به آنها برساند، اما والتر هم آن قدر تجربه دارد که به راحتي خواسته آنها را عملي نکند. در اين راستا، والتر به سرعت يک گروه از کارشناسان خطوط ريلي مترو را مي خواند و درباره مسيرهاي فرار موجود در اين سيستم و همچنين کانالهاي ارتباطي ميان ايستگاه هاي مختلف مترو، اطلاعات کاملي به دست مي آورد. سپس نقشه عمليات خود را طراحي کرده و قصد دارد با اجراي آن جان مسافران گروگان گرفته شده را نجات دهد اما در اين ميان موضوع مهمي ذهن والتر را به خود مشغول کرده و آن موضوع اين است که تبهکاران حتي با فرض تصاحب پول، چگونه مي خواهند از مترو فرار کنند؟!

توني اسکات براي سومين بار رمان «گرفتن پلهام1 2 3» نوشته جان گودي را به تصوير کشيده است. نخستين اقتباس در سال 4791 بود که فيلمي با نام «کالت» به کارگرداني جوزف سرجنت و بازي والتر ماتائو براساس آن ساخته شد و دوم در سال 8991 که فليکز انريکه الکالا فيلمي تلويزيوني براساس آن ساخت. اين بار نيز همان داستان بدون کوچکترين نوآوري يا تغييري، با وفاداري کامل به رمان براي بار سوم به تصوير درآمده است. تنها چيزي که فيلم اسکات را از ساير بازسازيهاي اين اثر متمايز مي کند، استفاده کارگردان از دو سوپراستار بزرگ سينماي هاليوود، يعني جان تراولتا و دنزل واشنگتن است. دو بازيگري که يکي (تراولتا) همواره به خونسردي و آرام بودن و خنده هاي خاصش مشهور است و ديگري(واشنگتن) به هيجان و سرعت و شايد شرارت! و ترکيب اين دو در فيلمي اکشن خود به خود اثري که چه از لحاظ داستاني، و چه از لحاظ نوع ساخت قرار بود بسيار تکراري و آزار دهنده شود را تبديل به فيلمي مهيج و يا حداقل کنجکاوکننده کرده است.
نکته جالب در مورد فيلمبرداري «گرفتن پلهام 1-2-3» اين است که کارگردان براي طبيعي بودن صحنه هاي تعقيب و گريز در مترو، حدود چهار هفته از فيلمبرداري خود را در لوکيشن هايي واقع در متروي نيويورک انجام داده است؛ مترويي که بزرگترين شبکه حمل و نقل شهر نيويورک به شمار مي رود!

و اما نگاههاي رسانه اي به اين فيلم:
* بوستون گلاب: تقريباً همه چيز فقط دوباره تکرار شده است.
* شيکاگو سان تايمز: جان تراولتا عصبي است و دنزل واشنگتن مصمم. اما اين شما را تحت تأثير قرار نمي دهد.
* شيکاگو تريبون: با تماشاي اين فيلم هيچ گاه آنچه از «گرفتن پلهام» به عنوان يک بازسازي خوب قرن بيست ويکمي انتظار داريم، برآورده نمي شود زيرا کارگردان نتوانسته صحنه هاي اکشن فيلم را آن طور که مورد توجه يک مخاطب سَده جديد قرار مي گيرد، بازسازي کند اما حضور دو بازيگر خيلي خوب در مرکز ثقل داستان موجب شده، منفي باف ترين مخاطبان نيز تا پايان، داستان فيلم را دنبال کنند.
* اينترتيمنت ويکلي: فيلم بدي نيست، اما چندان هم شما را به هيجان نمي آورد. مشخص است کارگردان چندان سعي نکرده خشونت را پنهان کندً؛ اما خب، مي دانيد که... سرگرم کننده است!
* سايت فيلم کريتيک: بازي رو در روي دنزل واشنگتن و جان تراولتا مايه اصلي اين فيلم است که در غير اين صورت قطعا در اکران با شکست مواجه مي شد.
* اي آنلاين : هيچ کس تصور نمي کرد توني اسکات در کارگرداني پروژه نسبتاً عظيمي به نام «گرفتن پلهام1-2-3» که بخش زيادي از ماجراهاي آن در شبکه متروي زيرزميني رخ مي دهد، به جاي آن که به خلق نوآوريهاي داستاني و متفاوت کردن اثرش از بازسازيهاي پيشين بينديشد، به توجه بر روي جلوه هاي بازيگري جان تراولتا و دنزل واشنگتن بسنده کند و حدود هشتاد درصد از فيلمش را پر کند از کلوزآپ هايي که از اين دو بازيگر گرفته است! بيست درصد باقي مانده را هم که اختصاص داده است به صحنه هاي درگيري و تيراندازي و تصادف اتومبيل ها.
* نيويورک پست: فيلم سرگرم کننده اي است، اگر حوصله اش را داشته باشيد!
* نيويورک تايمز : زيرکانه و پر انرژي.
* سان فرانسيسکو کرونيکل: با وجود برخي انتخابهاي عجيب دست اندرکاران، اين بازسازي از آن چيزي که انتظارش مي رفت بهتر شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com