صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
گزارش
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 1مرداد ماه 1388


نظام معنايي ديني ؛ پاسخگوي کاستي هاي فرهنگ مدرن



نظام معنايي قدسي در شرايط تاريخي موجود در صورتي توان ورود به عرصه فرهنگي و تاريخي را دارد که ضمن پاسخگويي به



کاستي هاي فرهنگ مدرن از جهت معنا بخشي به حيات و زندگي بشر و ارائه آرمانهاي معنايي و قدسي با رويکرد سلبي محض نسبت به زندگي دنيوي برخورد نکند، بلکه معنويت را تا افق زندگي دنيا استمرار بخشيده و پيوند بين معاش و معاد را برقرار سازد. وحدت معنوي قدسي بايد چنان گسترده و عام باشد که احاطه و حضور خود را تا متن کثرت دنيوي بشر معاصر بتواند ادامه دهد و در نتيجه بتواند کثرت موجود را متناسب با حضور خود تجديد سازمان بخشد.
دين و معنويت تنها در اين صورت است که مي تواند به جاي رويکرد سلبي به دنياي مدرن و نفي و سلب مطلق آن رويکرد اخلاقي و مثبتي را اتخاذ نمايد و دستاوردهاي اين تمدن را در نظام معنوي خود، جذب و هضم نمايد.




نظام معنايي ديني اگر از اين توان برخوردار باشد، به جاي آنکه با حضور در موقعيت تاريخي نوين ابعاد متعالي خود را از دست داده و هويت سکولار دنيوي پيدا کند، به زندگي دنيوي بشر صبغه و صورتي قدسي و الهي بخشيده و به آن سيرتي آسماني و ملکوتي مي دهد، و بدين ترتيب نيهيليسم، پوچ انگاري، بيگانگي، عصيان و اسارت معاصر را نسبت به زندگي ماشيني مدرن، درمان مي نمايد. بدون آنکه صنعت، تکنولوژي و کثرت معاصر زندگي بشر را نفي و طرد نمايد.
دين و معنويتي که از توان و استعداد فوق بهره مند نباشد، اولاً فاقد قداست و تعالي شايسته و حقيقي است. زيرا معنويت و قداستي که کثرت را به طور مطلق نفي نموده و رقيب خود بداند، بر محدوديت و نقص قلمرو حضور خود گواهي مي دهد. و محدوديت و نقص با معناي تعالي و قداست سازگاري ندارد و ثانياً چنين ديني بايد با تماميت تجربه تاريخي بشر به معارضه و مقابله برخيزد و چنين مقابله اي هزينه اي گزاف مي طلبد. چندان که امکان تحقق آن غير ممکن مي نمايد و ثالثاً ره آورد چنين ديني در صورت غلبه ساختن فرهنگ و تمدن در عرصه اين زندگي نيست، بلکه نفي فرهنگ و تمدن در اين جهان و عزلت و زهد و انزواي کامل مي باشد.
* روش شناسي و نظام معرفتي
نظام معنوي ديني براي تبيين خود و همچنين براي گسترش و پوشش دادن عرصه هاي مختلف فرهنگي و تمدني، نيازمند روش و سيستم معرفتي متناسب با خود است.
مدرنيته حرکتهاي نخستين خود را با روش شناسي معرفتي جديد خويش نظير «گفتاري در روش» دکارت آغاز کرد.
نظام معرفتي و روش شناسي علمي مدرن، با تقابل آشکار نسبت به منابع قدسي معرفت، علم ديني و قدسي را از عرصه فرهنگ و تاريخ بشري خارج کرد و به دنبال آن سيستم معرفتي سکولار و روش هاي علمي متناسب با آن را ايجاد نمود.
سيستم و نظام معرفتي مدرن، با هويت سکولار و دنيوي خود مرجعيت رسمي خود را به عنوان کانون توليد معرفت علمي در طي قرن نوزدهم و بيستم حفظ نمود و تمدن مدرن نيز استمرار و تداوم خود را بيش از هر چيز مديون آن است.
علم مدرن به رغم مرجعيت رسمي خود، اينک با بحرانهاي معرفتي درون مواجه شده و هويت روشنگرانه آن در معرض پرسش و ترديد قرار گرفته است و اين امر تنها فرصت نويني را براي بازگشت مجدد دين به عرصه فرهنگي و تمدني بشر پديد آورده است.
ديانت براي حضور مجدد خود بايد قبل از هر چيز تبيين و تعريف خود را از علم قدسي و منابع معرفتي، و روش شناسي آن بيان نمايد.
فرهنگ و تمدن ديني بدون تأسيس علم متناسب و هم افق با خود نمي تواند شکل گرفته و يا استمرار يابد. نمادها، رفتارها و مظاهر ديني بدون نظام علمي هماهنگ با آنها، نظير کالبد بدون جان و جسم بدون روح بوده و امکان حيات و بقاي دنيا ندارند. بنابراين دين نمي تواند رنسانس و تجديد حيات خود را بر اساس نظام علمي و روش شناسي هاي معرفتي مدرن بنيان نهد. ديني که مي خواهد در عرصه فرهنگ معاصر حضور به هم رساند و ايفاي نقش نمايد، بايد به موازات نقد عقلانيت مدرن به تقويت ابعاد، سطوح و لايه هاي عقلانيت و معرفت مربوط به خود بپردازد.
قشري گرايي و ظاهرگرايي فاقد عقلانيت امکان مواجهه با پرسش هاي تاريخي جديد و ارائه پاسخهاي معنوي اصيل را از بين مي برد و باطن گرايي و تأويل گرايي افراطي بدون توجه به ظاهر و عقلانيت هماهنگ با آن دين را در عرصه زندگي فردي و خصوصي مدفون مي سازد. عقلانيت محض و محدود کردن معرفت علمي به دانش مفهومي و يا تجربي بشري نيز ظرفيتهاي قدسي و وحياني معرفت را نظير آنچه در دوران مدرن رخ داده مي خشکاند.
تجربه تاريخي فرهنگ هاي ديني، آموزه هاي مناسبي را براي تجديد سازمان معرفت ديني در اختيار متدينين مي تواند قرار دهد. جريانهاي فلسفي، کلامي، عرفاني و فقهي دنياي اسلام سرشار از مباحث روشي ارزشمندي هستند که فرهنگ اسلامي را در اين حرکت مي توانند ياري نمايند.
* فلسفه اجتماعي و انديشه سياسي
نظام معنايي و تبيين قدسي از عالم و آدم و سيستم معرفتي ديني، بنيانها و چارچوب گفتمان معنوي را در حوزه فلسفه و انديشه سياسي اجتماعي پديد مي آورد.
يک فرهنگ و تمدن، بيش از آن که به صورت سياسي و يا اجتماعي خاصي وابسته باشد، به مباني و اصول موضوعي نيازمند است که امکان انديشه ها و نظريه ها و گفتگوهاي اجتماعي و سياسي را فراهم آورده و گفتمان حاکم بر آن را مشخص مي سازد.
با اين همه دين براي حضور تمدني خود نمي تواند به تأسيس اصول و مباني بسنده نمايد. زيرا حضور و عمل اجتماعي نيازمند به وجود انديشه ها و فلسفه هايي است که با حفظ اصول، جهت و شيوه رفتار و عمل اجتماعي و سياسي را تعيين مي نمايند.
انديشه ها و فلسفه هاي سياسي بايد در مواجهه با واقعيتهاي اجتماعي موجود پاسخگوي مسائل و پرسش هايي باشند که در رقابت با جريانهاي فرهنگي رقيب و در حل مشکلات جاري به کار مي آيند.
خيزش معنوي و بخصوص جنبش اسلامي معاصر واقعيتي است که ضرورت حضور انديشه هاي سياسي متناسب با خود را بيش از پيش طلب مي کند. فقدان انديشه هاي سياسي مناسب با اين جنبش، حرمت معنوي را گرفتار ابهام و سرگشتگي کرده و فرصت بدل سازي هاي کاذب و انحرافهاي اجتماعي و سياسي را نيز فراهم مي آورد.
ابهام در حوزه انديشه اجتماعي و فلسفه سياسي، حرکت تمدني را به صورت جنبش اجتماعي کرده و ناخودآگاه در مي آورد و علاوه بر اين فرصت تبليغات و ذهنيت سازي منفي را از سوي جريانهاي اجتماعي سکولار فراهم مي آورد.
اتهام واپس گرايي و ارتجاع به حرکت هاي مذهبي و ديني بيشتر ناشي از اين است که بشريت معاصر تنها با شيوه ها و سبک هاي تاريخي اقتدار سياسي ديني آن هم با قرائت مدرن و سکولار از آنها آشناست و از ظرفيت متنوع انديشه سياسي در قلمرو باور ديني و معنوي غافل است.
انديشه و فلسفه سياسي ديني بايد آرمان هاي سياسي خود نظير عدالت، حريت، آزادگي، سعادت و نظام هاي مربوط به آن ها را مشخص سازد و در پاسخ به اتهاماتي که به آن وارد مي شود، جايگاه مشارکت هاي مردمي را با حفظ هويت معنوي و آسماني مشخص سازد.
* مدل هاي رفتاري
از مهمترين ضرورت ها براي حضور تاريخي و تمدني معنويت، تعيين مدل هاي رفتاري است. اين ضرورت تنها از ناحيه پرسش ها و ابهاماتي نيست که در حوزه انديشه و ذهنيت اجتماعي وارد مي شود، بلکه از ناحيه نيازي است که جامعه ديني براي تعيين شيوه رفتار وسلوک خود بدان دارد.
نبود مدل رفتاري مشخص و آشکار علاوه بر آن که نظام اجتماعي را به سوي هرج و مرج و درهم ريختگي سوق مي دهد زمينه برخوردها، کشمکش ها ونزاع ها و درگيري هاي خونين داخلي و خارجي را فراهم مي آورد.
شيوه ها و مدل هاي رفتاري در عرصه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي قابل بحث، طرح و ارائه مي باشند و از مهمترين آنها شيوه رفتارهاي اجتماعي با فرق و گروه هاي درون ديني از يک سو، و با اديان و گروه هاي خارج از يک دين، از ديگر سو است. و سبب اهميت اين مسأله در اين است که در حرکت هاي تمدني و تاريخي، اين گونه از مواجهات و برخوردها مي تواند نظير دو جنگ جهاني آسيب هاي وحشتناک و مخربي را نسبت به جامعه بشري به دنبال داشته باشد.
با آنکه مدرنيته از اين جهت با دو جنگ ياد شده پرونده قابل دفاعي را از خود به جاي نگذاشته است لکن به دليل هراسي که از نحوه رفتار خود ايجاد کرده ، اين پرسش را به طور طبيعي متوجه جريان هاي فرهنگي رقيب کرده است و به همين دليل، معنويت و دين در حرکت فرهنگي و تمدني خود بايد به اين پرسش پاسخ دهد بخصوص که سابقه تاريخي اديان، شاهد بسياري از تنگ نظري ها و در نتيجه ستيزه هاي خونين حتي در چارچوب يک دين واحد بوده است. شرايط تاريخي موجود، نيازمند حضور معنويتي است که راه را بر تهديدهاي کلاني ببندد که تداوم حيات بشري را در معرض ترديد قرار داده و يا تداوم زندگي اجتماعي را سخت و غير قابل تحمل مي نمايند.
نفي خشونت هاي اجتماعي علاوه بر آنکه يک نياز بشري است، مقتضاي رويکرد ديني به عالم بوده و علاوه بر آن به مصلحت حرکت فرهنگي ديانت نيز هست، زيرا:
اولاً، رنسانس ديني معاصر سرمايه اصلي خود را در جاذبه هاي فطري و انساني و در وعده هاي ملکوتي و معنوي خود مي يابد و اين حرکت معنوي اگر حضور خود را با خشونت و هراس همراه نمايد، فلسفه وجود خود را از دست مي دهد و از هويت خود دور مي گردد.
ثانياً: معنويت در دنياي فعلي فاقد قدرت نظامي منسجم حتي براي دفاع و محافظت از حيات و زندگي خود است و به همين دليل در حرکت معنوي مصاف و رويارويي خود را در عرصه نظامي قرار دهد، رفتاري بخردانه نيز انجام نداده است.
قدرت معنويت در شرايطي که مدرنيته و سکولاريزم اقتدار سياسي و نظامي خود را شکل داده و در سراسر جهان گسترانده است، در آلات و ادوات نظامي آن نيست، بلکه در جاذبه هاي معرفتي آن نسبت به اقشار مختلف اجتماعي است و اين همان صحنه از مواجهه است که قدرت نظامي و سياسي نسبت به آن کارآمد نيست. سياست و قدرت سکولار به دليل اينکه برتري خود را در صحنه هاي نظامي و مانند آن مي بيند، ميلي وافر و شديد براي انتقال مواجهه از عرصه معرفتي به عرصه نظامي دارد و از همين جهت تلاش مي کند تا رقيب فرهنگي خود را به عنوان يک خطر امنيتي و نظامي وانمود نمايد.
و در چنين شرايطي نيز براي نشان دادن هويت هراس انگيز رقيب به بدل سازي هاي کاذب ديني مبادرت مي ورزد، و براي اين عمل گاه نيز از رفتارهاي قشري گرايانه و يا ناپخته اي که اغلب در اثر فشارهاي سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي دنياي مدرن نسبت به ديگر فرهنگ ها پديد آمده است، استفاده مي کند.
معنويت و ديانت در حرکت اجتماعي و تاريخي خود براي پرهيز از ورود به عرصه هايي که مغاير با هويت آن بوده و تصويري واژگونه و غير واقعي ارائه مي دهد، و فاقد توان و امکانات لازم براي حضور در آن صحنه ها نيز مي باشد، بايد هوشيارانه و صبورانه رفتار نمايد.
* اقتدار و مداراي ديني
دين و معنويتي که قصد حضور در عرصه فرهنگي و تمدني را دارد، بايد مدل هاي رفتاري خود را نسبت به حرکتهاي فرقه اي و همچنين نسبت به حرکتهاي ديني رقيب و بلکه در تقابل با جوامع و کشورهاي سکولار، در سطح جهاني مشخص سازد.
دين به عنوان يک قطب تمدني، بايد ظرفيت تعامل جهاني خود را نشان دهد و اگر نتواند در اين عرصه موفق شود، الزامات جهاني زندگي و زيست به دلايل ياد شده، ناگزير او را به خروج از چارچوب انديشه ها و باورهاي ديني مي کشاند و بدين ترتيب جامعه بشري از افق هاي نويني که مي تواند بر روي آن گشوده شود، محروم مي ماند.
ديني که نتواند با ارائه کيفيت تعامل هاي برون ديني، حضور و وجود خود را در قالب منطق مربوط به خويش دنبال کند، يا از عرصه جهاني منزوي مي شود و يا آن که ناگزير براي بقاي خود از منطق دروني خويش خارج مي شود و اگر اين خروج به سوي بنيان هاي معرفتي غير ديني باشد، نه تنها در تناقض با صورت خاصي مربوط به آن قرار مي گيرد، بلکه در تناقض با اصل هويت معرفتي ديني خويش قرار مي گيرد ولکن اگر خروج به سوي نوعي مداراي اجتماعي باشد، که از منطقي ديني بهره مند است، زمينه بازشناسي و اصلاح ديني معرفت دروني آن نيز فراهم مي شود.
برخي از متفکرين و متکلمين مسيحي نظير جان هيک، به دليل آن که نتوانسته اند در چارچوب باور ديني فرقه اي خود درصد خطا و تعاملات جهاني را ممکن سازند، به سوي برخي از گفتمان هاي غير ديني روي آورده اند.
استفاده از بنيانهاي معرفتي کانتي و نوکانتي براي تبيين مدارا و درصد خطا ديني، استفاده از مباني اي است که اصل معرفت و شناخت نسبت به حقيقت و اصل يقين را از حوزه ادراک بشري خارج مي کند. يقين و حقيقت دو عنصر اصلي حيات و معرفت ديني هستند و ترديد در اين گونه امور امکان حيات ديني را منقطع مي گرداند. متدينين بايد براي ترسيم جهان ديني، امکان هم زيستي را از طريق منطق ديني به گونه اي که در پيوند با منطق مشترک بشري باشد فراهم آورند.
منطقي که راه گفتگو و تعامل نظري انسانيت را از مرتبه اي قبل از حيات و باور ديني فراهم آورد.
پرهيز از خشونت و رفتارهاي تهاجمي به معناي سلب و نفي اقتدار معنوي نيز نيست، نفي خشونت به اين معناست که فرهنگ ديني، اساس دنياي خود را بر قدرت و خشونت نمي تواند پي نهد، بلکه برپايه معرفت و ايمان قرار مي دهد. و البته از حاشيه معرفت و دانايي قدرت متناسب با آن نيز متولد مي شود.
دين و معنويت به موازات حضور خود در عرصه فرهنگ بشري از اقتداري مناسب با ايمان و معرفت ديني مردم بهره مند مي شود و شکل گيري قدرت ديني به نوبه خود فرصت هاي زندگي نويني را براي ديانت به ارمغان مي آورد. اقتدار معنوي و قدرت اجتماعي ديانت هنگامي که در جهت حراست از مرزهاي منطق مشترک بشري قرار گيرد، در تقابل با خشونت هاي کور و مخربي که انسانيت را تهديد مي کند، نقش بازدارنده و در عين حال سازنده ايفا مي کند.

  


نگارش محتواي «مدخل هاي دايرَ المعارف حج» به زودي آغاز مي شود



معاون پژوهشي بعثه مقام معظم رهبري از نگارش محتواي مدخل هاي دايرَ المعارف حج و انتشار آن در آينده نزديک خبر داد.




حجهالاسلام سيد علي قاضي عسگر، معاون پژوهشي بعثه مقام معظم رهبري با اشاره به تدوين دايرَ المعارف حج به شبستان گفت: خوشبختانه پيرو تلاش محققان و پژوهشگران در اين زمينه مراحل مدخل نويسي رو به پايان است.
وي از آغاز نگارش مطالب و محتواي مدخل ها خبر داد و تصريح کرد: قرار شده است در صورتي که مدخل ها به تأييد رسيد نگارش محتويات مدخل ها نيز آغاز شود.
قاضي عسگر پيرامون زمان استفاده از اين دايرَ المعارف تصريح کرد: اين مسأله بسته به تصميمي است که هيأت علمي در اين زمينه مي گيرد که يک دفعه اقدام به چاپ کتابها کند يا اينکه هر جلد را به طور مجزا عرضه کند.
معاون پژوهشي بعثه مقام معظم رهبري گفت: در صورتي که هيأت علمي دايرَالمعارف حج اقدام به ارايه تک جلدي اين کتاب کند انتظار مي رود تا حدود يک سال و نيم آينده اين امر محقق شود.

  


در پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامي برگزار شد؛
نشست پژوهشي فقه و اصلاح الگوي مصرف



نشست علمي مطالعات پژوهشي اصلاح الگوي مصرف با موضوع «فقه و اصلاح الگوي مصرف» از سوي دفتر تبليغات اسلامي در محل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.
به گزارش مرکز خبر حوزه، حجة الاسلام رضايي در اين نشست با تأکيد بر اهميت جايگاه مصرف و نحوه استفاده صحيح از منابع طبيعي و تبيين آن در فقه و آموزه هاي اسلامي گفت: اصلاح الگو علاوه بر مصرف، مرحله توليد و استفاده ابتدايي از منابع را نيز فرا مي گيرد و چنانچه در مرحله منابع اوليه، برداشت صحيحي انجام نگيرد تبعات آن به مراحل ديگر نيز سرايت خواهد کرد.
وي با بيان اينکه بهره برداري از منابع، منوط به اجازه شارع و پس از آن فقيه مي باشد، گفت: در اين مرحله نيز اذن و نظارت صحيح مورد نياز مي باشد.
سخنران اين نشست، بهينه سازي آموزشي و استفاده صحيح از نيروها و پرهيز از اسراف را مورد تأکيد قرار داد و افزود: سازماندهي و بهره وري از نيروها، منابع و تقويت اطلاع رساني در اين زمينه لازم و تأثيرگذار است.
وي همچنين روش بخشهاي تعاوني، دولتي و خصوص را مورد ارزيابي قرار داد و افزود: بکارگيري روشي که بازده آن بيشتر و اتلاف و تباهي آن کمتر است مطلوب مي باشد.
در ادامه اين نشست حجة الاسلام اسلامي محدوديت در منابع و انرژي را يادآور شد و گفت: چگونگي بهره برداري از منابع و اصلاحات آن نيز بايد به درستي تبيين شود.
وي با بيان اينکه ملاک در علم اقتصاد تنها تأمين زندگي دنيوي است، گفت: تحقيقات فقهي و اسلامي نيز در اين زمينه محدود است و بايد از مجموع ادله، قوانين کلي آن را به دست آورد.
وي توجه اسلام به مقوله اسراف و تبذير را مورد تأکيد قرار داد و گفت: ادله اسراف، آنقدر شديد و محکم است که تخصيص در آن ممکن نيست.
اسلامي در تعريف اسراف و تبذير گفت: اسراف در چيزي است که اصل استفاده از آن به جا است، ولي حد آن رعايت نشده، اما تبذير آن است که اصل بکارگيري آن باطل و مورد نهي است مانند خرج مال در محرمات.
وي همچنين ملاک اسراف و تبذير را مطابقت آن در فرهنگ اسلامي ذکر کرد و گفت: چنانچه در عرف نيز معناي اسراف و تبذير مغاير با محدوده آن در اسلام باشد بايد با ملاک اسلامي منطبق گردد.
حجة الاسلام اسلامي، ادله استحباب انفاق و توسعه اجتماعي، رفع فقر، قناعت و زهد و ادله سختگيري بر نفس و انجام باطل و همچنين لزوم استقلال فرهنگي و امنيت اجتماعي را از عناوين مهم و مورد نظر آموزه هاي اسلامي در اين زمينه توصيف کرد.

  


همايش بين المللي «پيامبر رحمت» برگزار مي شود



همايش بين المللي «پيامبر رحمت(ص)» با هدف دفاع از سيره نبوي و تصحيح چهره نادرست اسلام در ميان غيرمسلمانان، ارديبهشت ماه سال آينده در عربستان برگزار مي شود.
به گزارش مهر، اين همايش با هدف ارايه جوانب مختلف و مهم سيره حضرت محمد(ص)، توسعه شيوه زندگي ايشان، بررسي شبهات موجود، کمک به از بين بردن انتساب اسلام به خشونت و ترور، اطلاع رساني نسبت به حقيقت دعوي اسلامي ميان غيرمسلمانان و تصحيح مفاهيم نادرست درباره حضرت محمد(ص) برگزار مي شود.
معرفي رسالت اسلام، شريعت اسلام از منظر حضرت محمد(ص)، معرفي شخصيت ايشان، رحمت در سيره نبوي، مطالعات غرب درباره اسلام و رسالت حضرت محمد(ص) و دفاع از ايشان، شيوه صحيح و دلايل شرعي در سيره نبوي، تصحيح مفاهيم نادرست در غرب، پاسخ به شبهاتي درباره رسول اکرم(ص)، تصحيح شيوه برخي از مخالفان براي هدايت نبي اکرم(ص) از موضوعات مورد بررسي در اين همايش هستند.

  


آزمون اعطاي مدرک تخصصي به حافظان قرآن کريم برگزار مي شود



چهارمين دوره آزمون اعطاي مدرک تخصصي به حافظان قرآن کريم از سوي سازمان دارالقرآن الکريم جمعه دوم مرداد به صورت



هماهنگ در سراسر کشور برگزار مي شود.
به گزارش مهر، محمدمهدي بحرالعلوم معاون ارتباطات و امور اجرايي سازمان دارالقرآن الکريم گفت: دو هزار و 352 نفر از استانهاي سراسر کشور ثبت نام کرده اند که نسبت به سال گذشته شاهد رشد 25 درصدي هستيم.
وي تصريح کرد: از مجموع تعداد داوطلبان براي شرکت در اين آزمون 86/6 درصد به بانوان و 13/4 درصد به آقايان اختصاص دارد و استانهاي تهران، خراسان رضوي، اصفهان، خوزستان، کرمان و قم به ترتيب بيشترين تعداد ثبت نامها را داشته اند.
بحرالعلوم از اختصاص 80 درصد سؤالات آزمون طرح اعطاي مدرک تخصصي به حافظان قرآن به مفاهيم و 20 درصد مابقي به حفظ خبر داد و اظهار کرد: اين آزمون به صورت کتبي (چهار گزينه اي) و در قالب 150 سؤال ويژه حافظان کل، 100 سؤال ويژه حافظان 20 جزء قرآن کريم و 50 سؤال ويژه حافظان 10 جزء قرآن طراحي شده است.
وي با اشاره به اينکه برگه هاي سؤالات به صورت رايانه اي تصحيح مي شوند، گفت: نتايج آزمون 20 مرداد اعلام مي شود.

  


مديرکل امور فرهنگي وزارت علوم: پذيرش بدون کنکور برگزيدگان جشنواره هاي هنري دانشجويي در کارشناسي ارشد



مديرکل امور فرهنگي وزارت علوم از تسهيلات ورود بدون آزمون براي دانشجويان برگزيده جشنواره هاي معتبر هنري (سينما و تئاتر) خبر داد و گفت: به دانشگاه ها اعلام شده اگر متقاضي وجود داشت مي تواند با استفاده از اين آيين نامه بدون آزمون وارد مقطع کارشناسي ارشد شود.
محسن اسلامي با بيان اين خبر افزود: در آيين نامه مصوب شوراي هدايت استعدادهاي درخشان امکاناتي وجود دارد که بر اساس آن برگزيدگان جشنواره هاي هنري معتبر مي توانند از تسهيلات براي ادامه تحصيل در دوره تحصيلات تکميلي استفاده کنند.
وي اظهار داشت: با استعلام از اداره کل استعدادهاي درخشان وزارت علوم چنين امکاناتي را مي توان براي ورود بدون آزمون به مقطع کارشناسي ارشد فراهم کرد.
مديرکل امور فرهنگي وزارت علوم به مهر گفت: به دانشگاه ها نيز اعلام کرده ايم که اگر متقاضي وجود داشته باشد مي تواند با استفاده از آيين نامه استعدادهاي درخشان بدون آزمون به مقطع کارشناسي ارشد وارد شود.
وي افزود: اين آيين نامه در حيطه فعاليتهاي فرهنگي و هنري تنها دانشجويان برگزيدگان جشنواره هاي معتبر سينمايي و تئاتر را در برمي گيرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com