|
* غلامرضا قلندريان
رئيس جمهور در واپسين روزهاي باقي مانده از دولت نهم، با انتصاب رحيم مشايي در پست معاون اول، موجي از اعتراضها و انتقادها را به سوي خويش روانه ساخت.
انتخاب دستياران و گزينش همکاران از حقوق و اختيارات رئيس جمهور به شمار مي آيد و کسي منکر اين موضوع نيست؛ اما اکنون مبناي انتخاب افراد با عنايت به تيپولوژي فکري رئيس جمهور منتخب، بر دامنه ابهامها و شايعه ها افزوده و آنها را از فراواني رسانه اي برخوردار کرده است.
دولت نهم با فعاليتها و مواضع انقلابي و تلاشهاي قابل تقدير، توانست چهره اي مقتدر از جمهوري اسلامي در صحنه هاي گوناگون در راستاي استيفاي حقوق ملت خلق نمايد. با اين همه، اقدامهاي شايسته و در خور تقدير آقاي احمدي نژاد نبايد موجب ناديده انگاشتن اشتباهات ايشان گردد. در روزهاي اخير افکار عمومي با وجود حمايت و پشتيباني از رئيس جمهور منتخب، نسبت به اين انتصاب مراتب نارضايتي خود را از طريق رسانه ها اعلام نموده و خواستار تجديد نظر رئيس جمهور منتخب در تصميم خود گرديده اند.
چهره مورد اعتراض مردم، عملکرد قابل دفاعي را در دوران چهار ساله رياست خود بر سازمان گردشگري نداشته است و اقدامهاي ناشايست وي سبب گرديد نه تنها اذهان عمومي با پرسشهاي متعدد، استمرار حضور ايشان را به ديده ترديد بنگرد، بلکه اعتراض علما بويژه حضرات مراجع تقليد آيها... نوري همداني و مکارم شيرازي، برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و اعتراض بيش از پنجاه تن نماينده خبرگان رهبري نيز نسبت به رفتارهاي غيرمتعارف مشايي، بر دغدغه عمومي صحه گذاشت.
خطيبان نماز جمعه ديروز، با وجود حمايتهاي ستودني از دولت نهم که باعث شد برخي ائمه جمعه را تا مرز دولتي شدن اين جايگاه متهم نمايند، با انتقاد صريح خواستار احترام به رأي ملت شدند تا از اين رهگذر آقاي احمدي نژاد با تجديدنظر در اين تصميم جنجال برانگيز، پيروي خويش را از ولايت فقيه به نمايش بگذارد.
با وجود فضاي منفي موجود نسبت به شخصيت آقاي مشايي، رياست محترم جمهوري بدون عنايت به اين شرايط اقدام به ارتقاي پست ايشان نمود که سبب گرديد امواج گسترده انتقادها به سوي آقاي احمدي نژاد سرازير شود. با اين حال، افزون بر سخنان نمايندگان مجلس، بيانيه هاي منتشر شده از سوي گروه هاي سياسي و شخصيتهاي اصولگراي حامي رئيس جمهور؛ ابلاغ مقام معظم رهبري به ايشان مبني بر مشروعيت و صلاحيت نداشتن مشايي براي احراز پستهاي کليدي، تجديدنظر در تصميم رياست محترم جمهوري، را اجتناب ناپذير نموده است.
بي گمان ولايت فقيه به عنوان مدل حکومتي شيعه در عصر غيبت و ميراث گرانسنگ امام راحل، همواره الگويي موفق در مديريت جامعه بوده است و اکنون تنها مسير حراست از آرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي، پشتيباني از ولايت فقيه است.
پر واضح است، اعتبار همه مناصب و مقامهاي حکومتي و مشروعيت تصرفها و تصميمها و اقدامهاي آنها در قلمرو مسائل عمومي و وظايف قانوني، ناشي از نصب مستقيم و يا غيرمستقيم و تأييد ولي فقيه است.
رياست جمهوري نيز بنا به تصريح قانون اساسي و فرمايشات امام راحل، مشروعيت بروکراسي خويش را از سوي ولي فقيه کسب مي نمايد، لذا اين الزام شرعي و حقوقي، رئيس جمهور را موظف مي کند راهبردهاي دولت را مطابق با رهنمودهاي رهبري تدوين و اجرا کند.
حضرت آيها... خامنه اي در سخناني به مناسبت عيد مبعث، يکي از پيامهاي اين نقطه عطف تاريخ اسلام را تربيت و انضباط قانوني خواندند و با اشاره به پيشقدم بودن پيامبر اسلام(ص) در عمل به احکام و دستورات اسلام، افزودند: «همه اين موارد براي جامعه اسلامي شاخص و معيار است و ميدان زندگي نيز صحنه آزمايش انسانهاست.»
جناب آقاي احمدي نژاد نبايد فراموش کنند که مردم به معيارها و ملاکهايي رأي دادند و عملکرد و هدفهاي دولت نهم را همسو با آرمانهاي خود يافتند، بدين ترتيب، رأي دهندگان با کسي عقد اخوت نبسته اند، بلکه آنچه معيار ارزيابي افراد و جريانهاي سياسي براي افکار عمومي است، خروجي رفتارهاي آنهاست که مردم بر اساس آنها قضاوت مي نمايند.
شايسته است نخبگان جامعه با محوريت قراردادن ولايت فقيه، از مواضع نسنجيده اجتناب نمايند تا خوراک تبليغاتي رسانه هاي بيگانه را فراهم نکنند. مسؤولان و تصميم گيرندگان نيک مي دانند هر گونه تصميم آنها در کوتاه ترين زمان ممکن از سوي رسانه هاي بيگانه با تحليلهاي جهت دار همراه مي شود؛ لذا انتظار مي رود با اتکا به عمود خيمه نظام يعني اين وديعه الهي، اختلافها و انتقادها را با پيروي از ولايت فقيه مديريت کنند.
اکنون پس از شفاف شدن ديدگاه رهبري و انتشار نامه ايشان به رئيس جمهور در خصوص عزل مشايي، تعلل و ترديد نمي تواند از وجاهت قانوني و شرعي برخوردار گردد.
اميد مي رود آقاي احمدي نژاد با عنايت به جايگاه حکم حکومتي و اعتقاد به اين موضوع که اين حکم براي تمام ارکان حکومت و مسؤولان لازم الاجراست، در اسرع وقت با بر کنار کردن آقاي مشايي، نه تنها بر افتخارات گذشته خويش بيفزايد، بلکه ولايت پذيري را به شکل عيني و عملي به جامعه اثبات نمايد و به شعارهاي خويش مبني بر همسويي با ولايت فقيه، مردم گرايي، تمکين به خواست مردم و ... جنبه عملي ببخشد. |