صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
اجتماعي
هنري
گزارش
ضربان
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 4مرداد ماه 1388


آية ا... ناصر مکارم شيرازي در گفتگو با « قدس » عنوان کرد ؛
آزاديخواهي؛ بزرگترين درس مکتب سيدالشهدا(ع)



* مليحه پژمان
براي شروع...
در زمان حکومت معاويه و پسرش يزيد، از مردم بلاد اسلامي سلب اختيار و اراده شده بود، اجسادي بي روح و کالبدي بي اراده و آنچنان قيد و بند بر دست و پا و قلبها و انديشه هاي آنان زدند که ديگر چيزي از جامعه اسلامي با ديدگاه آزادي باقي نمانده بود. در اين ميان امام حسين(ع) فرزند بزرگوار رسول خدا (ص)، قيام کرد تا آزادي و آزادگي را به جاي ذلت و



فرومايگي بر مسلمانان نثار کند. آن حضرت تن به شهادت داد و شهادت مظلومانه اش نقطه تحولي در تاريخ اسلام و مسلمانان گشت. با قيام عاشورا و نهضت حسيني(ع) مسلمانان به کيان خود بازگشتند و به نيروي انديشه و عزم و اراده مسلح شدند. قيد و بندها از آنان برداشته شد و ترسها و اطاعتهاي بي چون و چرا به تحرک و قيام بدل گشت. قيامها با شعار (يا لثارات الحسين) شروع شد و اين شعار آنچنان کوبنده بود که پايه هاي حکومت طاغوت از عصر امام حسين(ع) تا امروز به لرزه درآورد. در آستانه ميلاد پربرکت پرچمدار آزادگي، آزادي و شرافت، حضرت ابا عبدا... الحسين(ع)، مکتب آزاديخواه آن حضرت را در گفتگو با مرجع عاليقدر، آية ا... ناصر مکارم شيرازي مورد واکاوي قرار داده ايم که در ادامه مي خوانيد.
* به عنوان اولين پرسش و براي ورود به بحث، بفرماييد آزادي و آزادگي از منظر اسلام چه معنا و مفهومي دارد؟
** در پاسخ به اين سؤال بايد گفت: انسان داراي استعدادهاي مهمي در درون و داراي امکانات فراواني در برون، يعني اين جهان پهناور هستي است. آزادي آن است که انسان بتواند بدون هيچ مانعي از اين استعدادها و امکانات بهره گيري و به سوي کمال مادي و معنوي و قرب الي ا... حرکت کند. درست مثل درخت و نهالي که استعداد ذاتي براي رشد و نمو و دادن ثمر دارد و بيرون هم نور آفتاب، آب و هوا و مواد غذايي درون خاک به عنوان چهار عامل مهم رشد و نمو آن گياه، موجود است. در اين شرايط معلوم است اگر اين امکانات از چارچوب حرکت تکاملي نهال خارج شد و به صورت شاخه هاي زايد، اضافي يا کج درآمد، باغبان او را محدود کند. اين آزادي به معناي واقعي است، ولي آزادگي آن است که اين برنامه به صورت يک حالت، عادت و ملکه در وجود انسان جاي بگيرد.
* اما اين «آزادي و آزادگي» در سيره پيامبر اسلام و امامان معصوم (ع) چطور تبيين شده و به ما رسيد؟
** وقتي به تاريخ اسلام رجوع مي کنيم، در سيره علمي و عملي پيامبر اسلام(ص) و معصومان اهل بيت(ع) جلوه هاي اين آزادي و آزادگي به خوبي ديده مي شود. از يک سو قرآن مي گويد: پيغمبر آمده است تا غل و زنجيرهايي که بر دست و پا و گردن انسانها بوده از آنها بردارد. ( ويضع عنهم اصرهم و الاغلول التي کانت عليهم). اميرالمؤمنين(ع) هم در آن سخن معروفش که به عنوان درس آزادگي براي فرزندش بيان کرده مي فرمايد: (لاتکن عبد غيرک و قد خلقک ا... حراً) برده ديگري مباش، خداوند تو را آزاد آفريده است.
اين آزادگي به صورت بي اعتنايي به زرق و برق دنيا و ترجيح دادن زندگي زاهدانه بر کاخ نشيني و زندگي اشرافي، در تمام دوران حيات اين بزرگواران ديده مي شود که هر کدام درسي بزرگ از آزادگي و بندگي خداست.
* حضرتعالي به مفهوم آزادي و آزادگي در سيره پيامبر(ص) و ساير معصومان(ع) اشاره فرموديد، اما اين دو مفهوم عميق در مکتب آزاديخواه امام حسين(ع) چه جايگاهي دارد؟
** در داستان زندگي امام حسين(ع) و ياران با وفاي ايشان نقش آزادگي بسيار پررنگ تر است. هنگامي که امام (علي) در نخستين مرحله به فرماندار مدينه (مروان) که ايشان را توصيه به بيعت با يزيد مي کرد مي فرمايد: ( ما اهل بيت نبوت و معدن رسالت وحي هستيم و پاک از هر گونه آلودگي هاي جاهليت. اما يزيد مردي فاسق، شرابخوار و جنايتکار است. چگونه امکان دارد مثل مني، دست بيعت در دست او بگذارم؟! ) امام در اين شرايط مفهوم بلند آزادگي را رقم مي زند. يا هنگامي که حر بن يزيد رياحي در مسير امام(ع) به سوي کوفه، راه را بر حضرت مي بندد و مي گويد: اين راه را ادامه نده من بر جان تو بيمناکم، زيرا يزيد آدم خطرناکي است. اما امام با قاطعيت مي فرمايد: (سأمضي و ما بالموت عار علي الفتي...) من از اين راه مي روم و شهادت براي جوانمردان عار نيست.
هر گاه زنده بمانم ملامت نمي شوم و اگر شهيد شوم جاي سرزنش نيست. ذلت و ننگ براي توست که زنده بماني و اسير (يزيد) باشي...
اما مهمترين پيام و فرياد حضرت سيدالشهدا(ع)، برترين شعار آزادگان جهان شده که: (هيهات مناالذله) و اين پيام آزاديخواهي از عاشورا تا انتهاي جهان همواره در خروش خواهد بود.
* در حال حاضر مسلمانان با وجود جمعيت فراوان و امکانات فوق العاده نتوانسته اند جايگاه شايسته خود را در جهان پيدا کنند، به عقيده حضرتعالي مکتب آزاديخواه امام حسين(ع) چه درس هايي به مسلمانان امروز مي دهد تا به جايگاه حقيقي خود برسند؟
** عامل اين مسأله دو نقطه ضعف است که مسلمانان مي توانند با بهره گيري از مکتب حسيني آن را برطرف سازند. اول به اختلافهاي بي دليل فراوان که نه تنها مايه ضعف شده، بلکه در مواقعي آنها را در برابر يکديگر و هم سو با دشمن قرارداده است خاتمه دهند .
به عنوان مثال مي بينيم که دولت مصر و دولت عربستان سعودي، همصدا با دشمن صهيونيستي عليه ايران، حزب ا... لبنان و دولت قانوني عراق توطئه مي کند. در حالي که در کربلا، پيران کهنسال، کودک شيرخواره (نبيره رسول خدا(ص)) و غلام سياه همه در يک صف در برابر دشمن ايستادگي و جانبازي کردند.
دوم؛ اينکه عدم آمادگي براي فداکاري و سربلندي و آزادي، سبب شده که برخي دولتهاي اسلامي، تن به ذلت تسليم و تحقير در برابر دولتهاي سلطه گر مثل آمريکا بدهند، که اين مسأله هم با رجوع به مکتب انسان ساز امام حسين(ع) قابل حل است.
به اميد آن روز که بيدار شويم و شاگردان خوبي در مکتب سالار شهيدان، حضرت ابا عبدا... الحسين(ع) باشيم.

  


سيري در سيره اخلاقي امام حسين(ع): تجلي اخلاق نبوي در سيماي حسيني



از نگاه تربيتي و اخلاقي، يکي از بهترين و کارآمدترين روشهاي پرورشي و سازندگي، تربيت از راه نشان دادن الگوها و سرمشق هاي عيني و عملي است.
اسلام به عنوان مکتبي انسان ساز و جامعه پرداز، اين اصل اصيل را در برنامه هاي تربيتي و اخلاقي خود مطرح کرده و با ارائه الگوهاي اصلي و حقيقي و پرهيزدادن از الگوهاي بدلي و دروغين، روش تربيتي ويژه اي را به جامعه بشري نشان داده است.
قرآن کريم افزون برآموزشهاي موعظه اي، دستورالعملهاي کلي و بنيادي در زمينه کسب فضايل و خصلتهاي انساني و آداب و اخلاق اسلامي؛ الگوهاي عيني را نيز معرفي کرده است:
1 - قطعا براي شما در پيروي از ابراهيم و کساني که با اويند سرمشقي نيکوست.( 1 )
2 - براي شما در زندگي رسول خدا(ص) سرمشق نيکويي است.( 2 )
در آيات زيادي از قرآن سخن از نمونه هاي عالي انساني به ميان آمده و به عنوان راه يافتگان فرزانه و قابل پيروي معرفي شده اند.( 3 )
درفرهنگ ديني و گفتار پيشوايان مذهبي نيز به اين اصل اساسي اشارتها و صراحتهاي گوناگون به چشم مي خورد.
امام علي(ع) مي فرمايد: پس به پيامبر پاکيزه و پاک(ص) خود اقتدا کن که در - رفتار - او خصلتي است که زدودن اندوه خواهد....( 4 )
در اين کلام نوراني که حضرت پيش از آن به اسوه هايي مانند حضرت موسي و حضرت عيسي و حضرت داود(ع ) اشاره مي کند، دو نکته قابل دقت است:
1 - اصل اسوه پذيري و ضرورت الگو در زندگي انسان مسلمان.
2 - نشان دادن بهترين و جامع ترين الگو در تمام زمينه هاي انساني و الهي؛ يعني وجود پربرکت و باکرامت رسول ا...(ص).
امام صادق(ع) نيز از شيعيان مي خواهد که با زبان، عمل مردمان را به فرهنگ ديني فراخوانند که اين زبان اثرش از زبان گفتاري بسيار بيشتر و سودمندتر است. مردمان را به غير گفتارتان به سوي اسلام و ارزشهاي ديني فرا خوانيد تا در رفتار شما پرهيزگاري و تلاش و نماز و نيکي ببينند، چه اينکه اين گونه دعوت کردن، اثرگذار است.( 5 )
ترديدي نيست يکي از بهترين و موفق ترين روشهاي تربيتي، تربيت از راه نشان دادن الگوهاي عملي است و به همين جهت قرآن کريم پيامبراکرم(ص) را اسلام مجسم و قرآن مجسد مي نامد، زيرا تمام مبادي ارزشها در وجودش و در سخن و سيره اش متبلور شده است. در کتابهاي تربيتي نيز اين روش را براي پرورش و سازندگي فرد و جامعه سودمندتر مي دانند.
«عملي ترين و پيروزمندانه ترين وسيله تربيت، تربيت کردن با يک نمونه عملي و سرمشق زنده است. تالي کتاب درموضوع پرورش آسان است و ترسيم يک نقشه خيالي اگرچه کامل و همه جانبه و وسيع باشد، آسان تر؛ اما اين روش و نقشه تا هنگامي که به يک حقيقت عيني واقعي بر روي زمين تبديل نشده... مرکبي است بر کاغذ و نقشه معلق در فضا. تنها روشي محقق مي شود و منشا حرکت مي گردد و تحولي در تاريخ ايجاد مي کند که عملا بر روي زمين و در زندگي اجتماعي اعمال گردد.»( 6 )
در اين نوشتار برآنيم که سير کوتاه داشته باشيم در سيره اخلاقي امام حسين(ع) . زيرا براين باوريم که آن حضرت در سخن و سيره خود پس از پيامبر(ص) و پدر بزرگوارش امام علي(ع) و برادرش امام حسن(ع) بهترين سرمشق است.
اسوه بودن امام حسين(ع) در تمام زمينه هاي فردي، اجتماعي، سياسي، نظامي، فرهنگي و اعتقادي تجلي و تبلور دارد. لکن در اين نوشته تلاش ما برآن است که از ديدگاه اخلاقي و تربيتي به زندگي و رفتار و گفتار آن حضرت بنگريم. براين باوريم که سيره اخلاقي آن امام همام همچون سيره سياسي و اجتماعي و عاشورايي وي الهام بخش و انسان ساز است.
به ديگر سخن، او همان گونه که سرور شهيدان و سرور آزادگان است، سرآمد بزرگواري ها و فضيلت هاي انساني و اسلامي نيز هست. مکتب حسيني تنها مکتب جهاد و مبارزه با ديوهاي ظلم و ستم بني اميه نبود، بلکه پيش از آن، اين مکتب و پرورش يافتگانش در ميدان جهاد اکبر آزمايش خود را نشان دادند و پيشتازي و جلوداري در ميدان ارزشها را به نمايش گذاشتند.
حسين(ع) عصاره رسالت و ميوه درخت امامت است که سيره اخلاقي او مي تواند ترسيم کننده ارزشهاي والاي قرآني باشد. اعتلاي شخصيت اخلاقي امام حسين(ع) و استقلال شخصيت سياسي اجتماعي آن حضرت، انعکاس گسترده اي در جامعه اسلامي آن روز داشت؛ به گونه اي که دشمنان و مخالفان وي نيز آن را باور داشتند؛ به اين جمله که از زبان معاصران آن حضرت نقل شده، بنگريد: معاويه به فرزندش يزيد چنين سفارش کرد: حسين محبوب ترين چهره مردمي است.( 7 )
و نيز وليدبن عتبه، والي مدينه به عبيدا... بن زياد نوشت:
«حسين به عراق روي آورده است. او فرزند فاطمه و فاطمه دختر پيغمبر(ص)است. بترس از آنکه کمترين ناگواري به او برساني و اگر با او بد رفتاري کني، مردم به تو و قبيله ات مي شورند و هيچ کس از خاصه و عامه تا ابد آن را فراموش نخواهد کرد.»( 8 )
اين دو نمونه گواه اين نکته است که امام حسين(ع) به عنوان يک انسان وارسته و فرزانه در عصر خودش مطرح بوده و سيره و روش آن حضرت برهمگان روشن و معلوم بوده است.
چهره سياسي - اجتماعي و نيز چهره انساني و اخلاقي امام حسين(ع) به عنوان الگوي عيني جامعه اسلامي در ميان دوست و دشمن مطرح بوده است.
اباعبدا...(ع) پيش از هرچيز، «عبدا...» بود و عبوديت در تمام زواياي زندگي و رفتار و گفتارش آشکار بود. سيره او سازنده انسان و ترسيم کننده سيستم ارزشهاي اخلاقي است. به اين حديث شريف از زبان امام باقر(ع) بنگريم و چهره انسانهاي سوزنده و سازنده را ترسيم نماييم و سپس به نمونه هايي از سيره سازنده اخلاقي امام حسين(ع) بپردازيم:
امام باقر(ع) در ترسيم اسوه هاي شرآفرين و الگوهاي برکت آفرين و رحمت بخش چنين مي فرمايد: «همانا براي پروردگار بنده هايي است پربرکت و باميمنت که خود خوش مي زيند و مردم نيز در پرتو آنان زندگي خوشي دارند. آنها در ميان بندگان مانند بارانند. در برابر، انسانهايي هستند نفرين شده و نکبت بار که نه خود زندگي سالمي دارند و نه کسي از زندگي آنان بهره اي مي گيرد. اين گروه مانند ملخ هستند که جز نابودي و تبهکاري چيزي ندارند.»( 9 ) امام حسين(ع) الگوي رحمت، رافت، کرامت و بزرگواري است که باران وجودش همگان را سيراب مي سازد و شادابي و نشاط و حيات و حرکت مي آفريند.
محمد امامي
پي نوشتها:
1 - سوره ممتحنه، آيه 4.
2 - سوره احزاب، آيه 21.
3 - سوره تحريم، آيات 11 و 12 و سوره انعام، آيات 90 - 83.
4 - نهج البلاغه، خطبه 160 ، ترجمه شهيدي، ص 162.
5 - اصول کافي، ج 2 ، ص 78.
6 - روش تربيتي اسلام، محمد قطب، ترجمه جعفري، ص 244.
7 - تهذيب، ابن عساکر، ج 4 ، ص 327. (کوثر،آبان 1379 ، شماره 44 )
8 - نفس المهموم، محدث قمي، ص 107.
9 - تحف العقول، ص 310.

  


حسين (ع) ؛ آيينه تمام نماي فضايل



امام حسين(ع) و حکايت زيستنش و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را براي ما مجسم مي سازد، بلکه او با همه خويشتن، آيينه تمام نماي فضيلتها، بزرگ منشي ها، فداکاريها، جان بازي ها، خداخواهي ها و خدا جويي ها مي باشد، او به تنهايي مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. يکي از صفات ارزنده ايشان تواضع در برابر محرومان و ضعفاي جامعه است.




ابن اثير در کتاب اسد الغابه مي نويسد: حسين(ع) بسيار روزه مي گرفت و نماز به پا مي داشت و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه کارهاي پسنديده را انجام مي داد. شخصيت حسين بن علي(ع) آنچنان بلند و دور از دسترس و پر شکوه بود که وقتي با برادرش امام مجتبي(ع)، پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به احترامشان از مرکب پياده شده، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامي که جامعه براي حسين(ع) قائل بود بدان جهت بود، که او با مردم زندگي مي کرد از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست ، با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگرها از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه، او نه کاخهاي مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند .
اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعي اوست، بخوانيم:
روزي از محلي عبور مي فرمود، عده اي از فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشکي مي خوردند، امام حسين(ع) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم پذيرفت، نشست و تناول فرمود و آنگاه بيان داشت: خداوند متکبران را دوست نمي دارد ،سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد. آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه ايشان به منزل رفتند، حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند و بدين ترتيب پذيرايي گرمي از آنان به عمل آمد و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت.
شعيب بن عبد الرحمن خزاعي مي گويد: چون حسين بن علي (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند علتش را از امام زين العابدين(ع) پرسيدند، فرمود: اين پينه ها اثر کيسه هاي غذايي است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه زنهاي شوهر مرده و کودکان يتيم و فقرا مي رسانيد.
علائلي در کتاب «سمو المعني» مي نويسد: ما در تاريخ انسان به مردان بزرگي برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتي عظمت و بزرگي خويش را جهانگير ساخته اند، يکي در شجاعت، ديگري در زهد، آن ديگر در سخاوت، و...اما شکوه و بزرگي امام حسين(ع) حجم عظيمي است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است، گويا او جامع همه والايي ها و فرازمندي هاست.
آري مردي که وارث بي کرانگي نبوت محمدي است، مردي که وارث عظمت عدل و مروت پدري چون حضرت علي(ع) است و وارث جلال و درخشندگي فضيلت مادري چون حضرت فاطمه(ع) است، چگونه نمونه برتر و والاي عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهاي خدايي نباشد.
منابع:
1 اسد الغابه ج 2 .
2 ذکري الحسين ج 1 ص 152 .
3 - تفسير عياشي ج 2 .
4 مناقب ج 2 .
5 الامامة و السياسه ج 1 .

  


نام او آلاله ها را آب پاشي مي کند...



به مناسبت ولادت او که آب با نام او قداست يافت
مثل باراني که نم نم مي چکد،
نام او،
دلهايمان را آبياري مي کند...
مثل مرواريد اشک،
چشم ها در «بحر» نام او
شناور مي شود...
نام او
دريا دلي ها را
به ياد قلبها مي آورد...
رو به سوي چشمه ها
زير لب گفتند دلها:
يا حسين...
* زينب رز ثمالي

  


عزت نفس امام حسين(ع)



* دکتر حسين الهي قمشه اي
يکي از خصوصيات و امتيازات بارز امام حسين(ع) که او را از همه مجاهدان تاريخ بشريت ممتاز ساخته است، اباء از ضيم است تا آنجا که ملقب به «ابي الضيم» گشته که اين لقب، از مشهورترين القاب آن حضرت است. بلکه حسين(ع) مثل اعلاي اين عنوان و مصداق بارز آن به شمار آمده است. مورخ مشهور يعقوبي حسين(ع) را به «شديد العزه» توصيف کرده و ابن ابي الحديد مي گويد: حسين (ع) سيد اهل اباء است که غيرت را به مردم جهان آموخت و فرمود: (کشته شدن با شمشير، زندگي است، ليکن زندگي با ذلت، مرگ است.)سخنان امام حسين(ع) در روز عاشورا برترين و عاليترين بيان در مورد عزت نفس است: «همانا زنازاده پسر زنازاده مرا ميان دو امر مخير ساخته، کشته شدن با شمشير يا پذيرش ذلت از ما، که خدا و رسولش ذلت را براي من نمي پسندند، بلکه پدران و مادراني که در دامن پاکشان مرا پرورش داده اند و مردان غيور و با حميت، امتناع مي ورزند از اينکه اطاعت انسانهاي پست را بر کشته شدن ترجيح دهند.»
اين عزت نفس حسين است که نمي گذارد تسليم مردي پست و فرومايه همچون ابن زياد دست نشانده بني اميه شود تا هر گونه هتک حرمت را در موردش انجام دهند. لذا چون کوه مي ايستد و بدون هيچ دغدغه و هراسي از گرگان بني اميه، درس زندگي با عزت را به جهان مي آموزد و فرياد مي کشد: «به خدا سوگند، مانند افراد فرومايه تسليم شما نمي شوم و مثل بردگان هم فرار نمي کنم و تنها به خداي خود و خداي شما پناه مي برم، از اينکه خون من را بريزيد.»
در ابتداي بحث اشاره اي داشتم به يکي از القاب امام حسين(ع) به نام «ابي الضيم» يا «اباَ الضيم». حال ببينيم مقصود از اين القاب چيست؟ «اباَ الضيم» يعني کساني که هرگز زير بار ظلم و خواري نرفته اند. در تاريخ گذشتگان بخصوص تاريخ اسلام و بويژه تاريخ شيعه که پس از وقوع حادثه جانگداز کربلا و شهادت حضرت سيدالشهداء شيعيان و پيروان آن حضرت از آن بزرگوار تأسي نموده و راه ايشان را دنبال کردند، نام افراد زيادي ثبت شده است. اما پيشگام اين امتياز نيکو در تاريخ اسلام، مولاي متقيان علي(ع) است که پس از ورود به صفين و قرار گرفتن شريعه در اختيار سپاه شام و منع آب از سپاهيان علي(ع) آن حضرت با اين جملات يارانش را براي تصرف آب تحريک نمود: (سپاه حشام جنگ را بر شما تحميل کردند، در اين مورد يا مي باشيد ذلت و عقب ماندگي را بپذيريد يا شمشيرها را از خونها سيراب کنيد، که مرگ شما در حيات شماست. در حالي که سرافکنده ايد، ليکن حيات و زندگي در مرگ شماست در صورتي که مرگ شرافتمندانه را بپذيريد، همانا معاويه عده اي از گمراهان را گسيل کرده که چون حقيقت بر آنها پوشيده است، گلوهايشان را هدف تيرهاي شما قرارداده اند.) در اين جملات علي (ع) به ياران خود تفهيم مي کند که مرگ با شرافت زندگي است و زندگي ننگين بدتر از مرگ. امام حسين(ع) هم، اين روش پدر را در برابر سپاه يزيد برگزيد، چرا که دانش آموخته مکتب رسول خدا و مولاي متقيان بود. به راستي از سيره زندگي پيشوايان ديني درس بگيريم، جهان تشنه عدالت، انسانيت و آزادگي است، بکوشيم سيماي اهل بيت(ع) را به جهانيان معرفي کرده و ديدگاههاي الهي اين بزرگواران را در جهان گسترش دهيم.

  


شبکه تلويزيوني تله سور



شبکه تلويزيوني تله سور ( Telesur ) که بودجه آن به طور عمده از سوي ونزوئلا و با کمک آرژانتين، کوبا و اروگوئه تأمين مي شود در 24 ژوئيه 2005 با شعار «شمال ما جنوب است» تأسيس شد.
اين کانال در اين تاريخ با پخش جريان ميزگرد، برنامه عادي خود را آغاز کرد. شرکت کنندگان در اين ميزگرد نشان دادند که چگونه رسانه هاي غربي از اخبار معمولي و رويدادهاي عادي به سود سياستهاي دولتهايشان و توجيه اين سياستها و کوبيدن دولتهاي مخالف بهره برداري مي کنند و به چه ترتيب اخبار را با تغيير کلمات و جملات و بالا و پايين بردن پاراگرافها تحريف و به سود خود منعکس مي کنند و برخي از رسانه هاي خودي ندانسته اين تحريفها را ترجمه و نقل مي کنند. شرکت کنندگان اين ميزگرد گفتند که اگر اين ترجمه ها تعمدي باشد، چيزي جز خيانت به ملت نيست. اين شبکه خبري با شعار خود متعهد شده تا جايگزين شبکه هاي بزرگي نظير CNN در آمريکاي لاتين باشد.هوگو چاوز طرح تأسيس يک شبکه منطقه اي را در سال 2003 پيشنهاد داده بود؛ به گونه اي که دولت وي با تأمين بيش از نيمي از بودجه اوليه شبکه بزرگترين حامي مالي شبکه تله سور است.
رام آهارونيان مديرکل شبکه تله سور، هدف اين شبکه را پايان دادن به تفکر يکجانبه گرايي و سلطه جويي تحميل شده از سوي آمريکا مي داند. به گفته مديران اين شبکه کانال جنوب هر نظري را پخش خواهد کرد و صداي مللي را که تاکنون محکوم به سکوت شده بودند به گوش همه خواهد رسانيد. تله سور اخبار درست همه ملل و نظرات لاتين ها را منعکس مي کند.شبکه تله سور هم اينک در هشت کشور منطقه دفاتر خبرنگاري دارد و مقر اصلي آن در کاراکاس پايتخت ونزوئلا است. برخي منتقدان معتقدند، اين شبکه ابزاري براي اشاعه فلسفه سياسي چاوز است اما مسؤولان شبکه با رد اين مسأله مي گويند اميدوارند که با شرايط حاضر مبارزه کنند؛ اما گزارشهاي خبري آنها قصد جلب رضايت دولت ونزوئلا را ندارد. تصاوير تله سور از طريق 53 سرويس کابلي در 15 کشور قابل دريافت است. تله سور داراي 12 خبرنگار در دفاتر آرژانتين، برزيل، کلمبيا، کوبا، هاييتي، مکزيک و واشنگتن است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com