|
* غلامرضا قلندريان
هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، در مصاحبه با شبکه خبري «ان بي سي»، در مورد پرونده هسته اي ايران اظهار نموده است: «ايران حق ندارد سلاح هسته اي در اختيار داشته باشد؛ حق ندارد چرخه کامل سوخت هسته اي را با کنترل خودش در اختيار داشته باشد. ايران مي تواند از مصارف صلح آميز انرژي هسته اي استفاده کند. در اين صورت امور بسياري وجود دارد که ما با ايران مي توانيم انجام دهيم».
جاي تعجب است که خانم کلينتون به خود اجازه مي دهد در خصوص برنامه هسته اي ايران با لحني آمرانه صحبت کند. او بايد به اين درجه از خرد رسيده باشد که ادبيات مزبور در عرف ديپلماتيک فاقد وجاهت قانوني است و نمي تواند کشوري را که به عنوان يک بازيگر مستقل تاکنون تعهدات خويش را در قبال مقررات بين المللي با تعاملات جهاني خويش به اثبات رسانيده است، اين گونه مورد خطاب قرار دهد.
ايران اسلامي فارغ از دغدغه مقامهاي غربي، تاکنون بارها بر عدم انحراف سرمايه گذاري هسته اي خود تأکيد و اذعان کرده است که سرمايه گذاري در حوزه سلاح هسته اي در دکترين ايران جايگاهي ندارد، زيرا در وهله نخست دستيابي به سلاحهاي مخرب و کشتار جمعي منع فقهي دارد و از سوي ديگر استراتژي دفاعي ايران بر مبناي «دکترين جنگ نامتقارن» پايه گذاري گرديده است.
وزير خارجه آمريکا در ادامه اظهاراتش، از پذيرش ايران داراي چرخه کامل سوخت، امتناع مي ورزد.
اگر جمهوري اسلامي از داشتن چرخه سوخت محروم گردد و اين مهم به کشورهاي ديگر واگذار شود، استقلال کشور مخدوش و همکاري کشورهاي ديگر با ايران در راستاي تأمين سوخت هسته اي از يک مفهوم فني به يک جايگاه امنيتي تبديل خواهد شد تا از اين رهگذر خواسته هاي نامشروعشان را تحميل نمايند.
به همين دليل جمهوري اسلامي بر داشتن چرخه سوخت در داخل کشور تاکيد مي نمايد تا بتواند فعاليتهاي صلح آميز هسته اي را بر اساس نيازها و اقتضائاتش مديريت کند.
گفتني است، دموکراتها پس از به قدرت رسيدن تلاش کردند با اتخاذ مشي متفاوت، موضوع هسته اي ايران را هدايت کنند، به نحوي که اوباما در اظهارنظري در اين زمينه مي گويد: «من درک مي کنم که ايران براي انرژي مصرفي خود به انرژي هسته اي نيازمند است و حق دارد از انرژي صلح آميز هسته اي استفاده کند.» اين در حالي است که جرج بوش پيش از اين گفته بود ايران با توجه به داشتن ذخاير عظيم نفت و گاز، به انرژي هسته اي نياز ندارد.
تجربه اندوزي از هشت سال رياست جمهوري جرج بوش، به دولت اوباما ثابت کرد به کارگيري لفاظي هاي رواني- رسانه اي؛ مانند احتمال عملياتي کردن سناريوي حمله نظامي و يا حمايت از تغيير رژيم، فقط مي تواند بحرانهاي آمريکا را در حوزه استراتژيک خاورميانه افزايش دهد و استفاده از گفتمان زور در برابر ايران که از ظرفيتهاي ژئواستراتژيکي و «نرم افزاري- سخت افزاري» قابل توجهي برخوردار است، نمي تواند گفتمان مناسبي براي تعامل با جمهوري اسلامي ايران باشد.
از سوي ديگر، مواضع مشحون از فراز و فرود اوباما و همکارانش، ايده رويکرد متمايز وي از سلف جمهوريخواهش را با حجمي از ترديد مواجه کرده است.
بر کسي پوشيده نيست، مقامهاي کاخ سفيد اگر مصمم به تغيير مواضع در تعاملات هسته اي با ايران مي باشند، بايد ديدگاه هاي آنها از تبلور عيني در اظهارنظرها و اقدامها برخوردار باشد که پارادوکس رفتاري اوباما اين موضوع را تأييد نمي کند.
ليدر نظام سلطه در حالي از مذاکره بدون پيش شرط سخن مي گويد که همچنان بر پروژه ايران هراسي با ادعاي تهديد ايران براي امنيت جهاني، تأکيد مي نمايد. رئيس جمهور آمريکا در ديدار از مسکو ضمن اينکه ايران را در رديف کره شمالي قرار داد، اذعان نمود که اين دو کشور براي قرن 21 تهديد هستند. بررسي سخنان اوباما در قبال ايران از بدو ورود به کاخ سفيد تاکنون، بيانگر مواضع شناور، ژله اي و ضد و نقيض وي مي باشد. به سخن ديگر، خروجي اظهارات اوباما به شکل محتوايي استمرار ايده هاي جرج بوش مي باشد، با اين تفاوت که وي همان هدفها را در قالبي جديد و با لحني متفاوت بيان مي کند.
جمهوري اسلامي در اقدامي فراتر از تعهداتش در «ان پي تي» براي بر طرف کردن ابهامهاي موجود، همکاري گسترده اي را با آژانس شروع نمود که تعليق داوطلبانه يکي از مهمترين رفتارهاي مورد نظر بود. اين در حالي است که طرف مقابل با امنيتي نمودن فضاي مذاکرات، روند گفتگوها را با کندي و بعضاً با بن بست روبرو ساخت. بدين ترتيب، هيچ دليلي براي محروم کردن ايران از چرخه سوخت وجود ندارد و مصوباتي که در شوراي حکام يا شوراي امنيت درباره پرونده هسته اي ايران تصويب شده است، استناد قانوني ندارد.
طرف غربي بايد بداند که ناديده گرفتن مسير حقوقي و فني اين فرايند، نه تنها مشکلي را از آنها حل نمي کند بلکه بر پيچيدگي موضو ع بيش از پيش مي افزايد. هجمه امنيتي و سياسي به انرژي هسته اي ايران تاکنون نتوانسته مسير احقاق حقوق ملت ايران را مسدود نمايد و اگر چه روند پيشرفت را در برخي مواقع با کندي مواجه نموده، هيچ گاه آن را متوقف نکرده است.
دولتهاي غربي نبايد اين مهم را فراموش کنند که 6 سال تلاش براي متوقف کردن پروژه هسته اي ايران بي نتيجه بوده، لذا شايسته است با احترام به حقوق ملتها، ضمن شناسايي حق آنان، از تخريب مسير تعاملات ديپلماتيک بين کشورها پرهيز کنند.
رئيس جمهور آمريکا بايد با عبرت از اسلاف خويش و شکستهاي پي در پي استراتژيهاي مقامهاي آمريکايي در منطقه و جهان، از پيروي مواضع شکست خورده آنها بپرهيزد و تلاش کند با به رسميت شناختن حق هسته اي جمهوري اسلامي، بر ديدگاه هاي هژمونيک شمال- جنوب مقامهاي گذشته کاخ سفيد خط بطلان کشيده و با اتخاذ گفتمان فرا آتلانتيکي، براي تسريع و تسهيل تعاملات هسته اي، فضاي مناسبي را ترسيم نمايد. |