صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-07-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 6مرداد ماه 1388


نگاهي به انديشه عرفاني حضرت زين العابدين (ع)؛
نيايش؛ راهبرد امام سجاد (ع) در ترويج فرهنگ شيعي



*عزيزا... حسيني
امام زين العابدين(ع)، روز پنجم شعبان سال 38 هجري يا 15 جمادي الاولي همان سال يعني دو سال قبل از شهادت علي(ع) در





شهر مدينه، از پدري با کرامت چون حضرت اباعبدا... الحسين، سيدالشهدا(ع) و مادري با عظمت به نام شهربانو متولد شد؛ به خاطر چنين پدر و مادري آن حضرت را «ابن الخيرتين» مي گفتند.
مشهورترين نظر درباره سال و روز تولد امام، روز پنجم شعبان سال 38 هجري قمري در مدينه است که بزرگاني چون شيخ مفيد در «ارشاد»، شيخ کليني در «اصول کافي»، ابن شهر آشوب در «مناقب»، ابن خشاب در «مواليد اهل بيت»، شهيد در کتاب «الفصول المهمه» و ديگران به آن معتقدند. دوران زندگي امام سجاد(ع) با همه محنت ها و بلاها که در روزگار جد بزرگوارش اميرالمؤمنين(ع) آغاز گرديده بود همزمان بود. ايشان وقتي ديده به جهان گشود که جدش اميرمؤمنان(ع) در خط جهاد جنگ جمل، غرق گرفتاري بود و از آن پس با پدرش امام حسين(ع) در محنت و گرفتاريهاي فراوان او شريک بود. او همه اين رنجها را طي کرد و خود به طور مستقل روياروي گرفتاري ها قرار گرفت. محنت و رنج او وقتي بالا گرفت که لشکريان يزيد در مدينه وارد مسجد رسول ا... شدند و اسبهاي خويش را در مسجد بستند، يعني همان جايي که انتظار آن مي رفت مکتب رسالت و افکار مکتبي در آنجا انتشار يابد، اما برعکس، آن مکان مقدس در عهد آن امام تقوا و فضيلت، به دست سپاه منحرف بني اميه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نواميس مردم مدينه و کشتار فراوان، بي پروايي را از حد گذراندند و مدفن مقدس رسول اکرم(ص) و مسجدش را هتک حرمت نمودند.
امام سجاد(ع) براي پيش راندن مسلمانان به سوي نفرت از بني اميه و افزودن مبارزه جويي با آنان، تلاش هاي موثري نمود و هرگاه فرصتي به دست مي آمد، مردم را عليه امويان تحريک مي کرد و با احتياط، برنامه حاکمان منحرف را تحت نظر قرار مي داد. تبليغ و رساندن پيام وحي به ژرفاي جان انسانها و استراتژي در ارتباطات از آشکارترين وظايف هر امام و پيشواي الهي است. امام سجاد(ع) همان مسؤوليتي را عهده دار بود که اميرالمؤمنين(ع) برعهده داشت. رسالتها و وظايف امامان در اصل و بنيان با هم برابر ولي شرايط و مقتضيات زمان و نيازهاي مردم هر عصر متفاوت است. تفاوت شرايط و مقتضيات نمي تواند اصول را جا به جا کند و آنها را از ارزش و اعتبار ساقط نمايد، ولي مي بايد شيوه ها و روشها را تغيير داد. به عنوان مثال علي(ع) وظيفه داشت تا با ظلم و انحراف مبارزه کند و خلافت به حق خويش را به مردم بشناساند و رهبري امت اسلامي را به سوي نظام عقيدتي، سياسي واخلاقي اسلام ناب برعهده



گيرد و همين رسالت ها را حسن بن علي(ع) و حسين بن علي(ع) نيز برعهده داشتند، در حالي که واقعيت اسناد و مدارک تاريخ نشان مي دهد که هر يک ازاين امامان روش ويژه اي را در ايفاي رسالت و مسؤوليت يگانه خود اتخاذ کردند. اين در حالي است که عقيده و پيام وهدف آنها کمترين تمايزي با يکديگر نداشته است.
تاريخ نشان مي دهد که شيعيان در عصر امامت امام سجاد(ع) با جراحتهاي سنگيني که از روزگار غصب خلافت وجنگ صفين و نهروان و جمل و روزگار حاکميت معاويه و يزيد و نيز شهادت حسين بن علي(ع) و يارانش بر روح خويش احساس مي کردند، مجالي براي نبردي دوباره با دستگاه اموي نداشتند. فشارهاي روزافزون دستگاه خلافت و نافرجامي قيامهاي توابين بذر يأس و نااميدي را در روحها پراکنده بود. در چنين شرايطي امام سجاد(ع) نه اجازه داشت که به طور رسمي و علني همچون امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به تعليم و آموزش پيروان خود بپردازد و نه امکان آن را داشت تا مانند علي ابن ابي طالب(ع) قوايي را عليه دستگاه اموي گردآورد. اين دو مشکل در ميدان فرهنگ و سياست و جامعه مي توانست براي مدتي طولاني انديشه و معارف شيعي را مورد غفلت قرار دهد تا آن را به بن بست رسيده، معرفي کند.
هنر رهبري در هدايت و تبليغ جامعه اقتضا مي کرد که راهبرد امام سجاد(ع) در ارتباطات بايد عالي ترين نوع باشد، بنابراين ايشان روش مبارزه صحيح يعني تشکيل و احداث مرکز اطلاع رساني جهاني الهي را برگزيد تا بلکه بتواند از طريق آن چهره انقلاب کربلا وپيام اسلام الهي را به تصوير بکشد و گفتار امام(ع) در آن فريادي است به همه تاريخ که در هر شرايط و با هر شکل و هر امکاني که در اختيار هست، حرف حق را بايد زد و نهضت و انقلاب را بايد پاسداري کرد و در هيچ شرايطي اين مسؤوليت سلب نخواهد شد.
عصري که امام سجاد(ع) در آن به چنين مبارزه اي پرداخت، دوراني است که تمامي ارزشهاي ديني دستخوش تحريف و تغيير امويان قرار گرفته و احکام اسلامي بازيچه دست افرادي چون ابن زياد، حجاج و عبد الملک بن مروان است. در سايه چنين حکومتي آشکار بود که تربيت ديني مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزشهاي جاهلي چگونه احيا شده است؛ به گونه اي که دو خطر بزرگ فرهنگهاي متنوع بيگانه و خطر تجمل پرستي جامعه اسلامي را تهديد مي کرد.
از اين رو لازم بود، در زمينه علمي کاري انجام شود تا مسلمانان به اصالت فکري و شخصيت قانون گذاري ويژه خود که از کتاب و سنت در اسلام الهام مي گيرد، واقف گردند. در اينجا ضرورت يک حرکت اجتهادي به نظر مي رسيد تا در چهارچوب تعاليم اسلامي، افق فکري مسلمانان گسترش يابد و بذر اجتهاد و تلاش ازبراي يافتن راه حق در دل آنها افشانده شود و اين کاري بود که امام سجاد(ع) بدان دست يافت .خطر دوم ناشي از پيشامد امواج رفاه و آسايش در جامعه اسلامي بود که عشق سوزاني را که از ارزشهاي اخلاقي و پيوندهاي روحي در مسلمانان پديد آمده بود را خاموش مي کرد.
امام علي بن الحسين(ع) اين خطر را احساس کرد و دانست که جامعه دچار انحراف شده و روحيه رفاه طلبي و فساد سياسي و اخلاقي و اجتماعي آن را در محاصره قرار داده و از نظر سياسي هيچ روزنه اي براي تنفس وجود ندارد، بنابراين ايشان توانست از دعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده کرده و بار ديگر تحرکي در جامعه براي توجه به معرفت و عبادت و بندگي ايجاد کند. امام(ع) در اين سنگر قدرت بس شگرف، تصويرهاي روشني ازجامعه اسلامي و وظيفه مسلمانان را در برابر کفرگويان معين مي کند و مبارزه آنان را با منکرات مطرح مي سازد.
دعاي او نشان دهنده اين مطالب است که در هر حال ولو اينکه همه امکانات مبارزه از يک نفر گرفته شود و به فرض اين که تنها هم باشد، باز هم مسؤوليت تلاش و کوشش از او سلب نمي گردد و بايد از دعا به عنوان حربه مبارزه در راه حق استفاده شود.
امام سجاد(ع) در اين شرايط، انساني اهل عبادت بود که مهمترين تاثير اجتماعيش در ايجاد پيوند مردم با خدا به وسيله دعا بود. شخصيتي که همه مردم تحت تاثير روحيات و شيفته مرام و روش او بودند. بسياري از طالبان علم راوي احاديث او بودند و از سرچشمه پرفيض او، که برگرفته از علوم پيامبر(ص) و علي(ع) بود، بهره مي جستند. براي مثال ابن شهاب زهري، با وجود وابستگيش به امويان و حتي با وجود کينه اي که بين امويان و شيعيان وجود داشت، از عالمان زمان امام سجاد(ع) است که با ولع تمام از امام بهره گرفته و حضرت را با عبارات زيادي ستوده است. زهري در نامه اي که از سوي امام بدو نوشته شد، مورد نصيحت قرار گرفته تا موقعيت خود را به عنوان وسيله اي در دست حاکميت امويان مورد تجديد نظر قرار دهد. از جاحظ نيز نقل شده است که مي گفت: «درباره شخصيت علي بن حسين، شيعي، معتزلي، خارجي عامي و خاصي همه يکسان مي انديشند و هيچ کدام ترديدي در برتري و تقدم اوبر سايرين ندارند».
دعاهاي آن حضرت، رويدادهاي عصر ايشان را تفسير مي کند. صحيفه سجاديه، نماد عرفاني و زاييده انديشه هاي معرفت شناسي امام سجاد(ع) است که به عنوان زبور آل محمد(ص) شناخته شده و با مطالعه آن، مي توان به عظمت بي کران پرستش آگاهانه آن بزرگوار واقف شد. صحيفه اثر بي نظيري است که در جهان اسلام، جز قرآن کريم و نهج البلاغه، کتابي به اين عظمت و ارزش، پديد نيامده که پيوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنفان باشد؛ مدرسه اي است که معلم آن امام چهارم(ع) است و اين معلم است که با اين کتاب جهانيان را در تمام اعصار درس مي دهد و هر کس را در حد توان و قدرتش و به اندازه تکليف و استعدادش به مقامي که بايد برسد مي رساند.
در حقيقت امام سجاد(ع) از محراب نيايش، مکتبي سرشار از تعليم و تربيت پديد آورد که خصلتهاي دنيايي را با ارزنده ترين انديشه ها درهم آميخته و شيفتگان جمال حق را تا جايگاه شناخت حقايق اوج داده است.
مناجات خمس عشر، دعاي بسيار عرفاني ابوحمزه ثمالي در سحر ماه مبارک رمضان، قطعاتي از زيارت امين ا... و پنجاه و چهار دعاي «صحيفه» دورنمايي از حالات درون آن حضرت و نورانيت قلب و جان آن جناب است. امام باقر(ع) مي فرمايد: پدرم حضرت سجاد، نعمتي از نعمتهاي الهي را ياد نکرد، مگر اينکه سجده آورد. آيه اي از قرآن که در آن مسأله سجده بود قرائت نکرد مگر همراهش به سجده آمد. رنجي از او برطرف نگشت، مگر اينکه به خاطر آن سجده کرد و از نماز واجبي فارغ نشد، جز اينکه آن را به سجده پيوند داد و موفق به اصلاح اختلاف بين دو نفر نگشت، مگر اينکه به خاطر توفيقش به آن کار، بر خدا سجده کرد. در جميع مواضع سجودش اثر سجود آشکار بود، به همين خاطر پدرم را سجاد ناميدند.
امام صادق(ع) نيزمي فرمايد: لباسش از پشم بود، و چون قصد نماز مي کرد، لباسي خشن مي پوشيد، و از نماز روي فرش و تشک و جانماز خاص پرهيز داشت، سجاده اش بر زمين بود. به کوه جبان که در نزديکي مدينه قرار داشت مي آمد و بر سنگي سوزان قيام و قعود مي نمود. آنچنان از عشق و خوف خدا در سجده هاي عاشقانه اش مي گريست که چون سر برمي داشت، گويي چهره مبارکش را در آب فرو برده است.
سعيد بن مسيب، از محدثين مشهور، درباره امام سجاد(ع) مي گفت: هيچکس را با تقواتر از علي بن حسين نديدم. امام در زمان خويش به نامهاي «علي الخير»، و «علي العابد» شهرت داشت. مالک بن انس نيز بر اين باور بود که در ميان اهل بيت رسول ا...(ص) کسي همانند امام سجاد(ع) نبوده است.
آورده اند که وقتي آن حضرت وضو مي گرفت، رنگ چهره اش دگرگون مي شد. وقتي علت را مي پرسيدند، فرمود: آيا مي دانيد که در برابر چه کسي مي خواهم بايستم؟ عبادت امام سجاد(ع)، پرستش کاملا آگاهانه و بسيار عميق بود، او با لذت و شيفتگي مخصوص، آميخته با عرفان کامل، خدا را عبادت مي کرد. ارتباط و پيوند او با خدا به گونه اي بود که روايت شده: شبي براي عبادت برخاست، هنگام وضو، چشمش به ستارگان آسمان افتاد، و همچنان به ستارگان مي نگريست، و در انديشه آفريدگار و آفرينش آنها فرو رفت، حيران و بهت زده در حالي که دستش در آب بود، به آسمان چشم دوخته بود تا صداي اذان صبح را شنيد. فاطمه، يکي از دختران اميرمومنان(ع) از جابر بن عبدا... انصاري تقاضا کرد که نزد امام سجاد(ع) برود و به عنوان دلسوزي از آن حضرت بخواهد که جانش را از آسيب عبادت بسيار حفظ کند، زيرا او بر اثر عبادت بسيار، از ناحيه بيني و سر زانوها و کف دست ها و پيشاني، آسيب سختي ديده بود. جابر نزد امام سجاد(ع) رفت و آن حضرت را از تحمل آن همه رنج طاقت فرسا در عبادت برحذر داشت.
امام به او فرمود: اي همنشين رسول خدا، جدم رسول خدا(ص) آن قدر عبادت کرد که پاهايش ورم کرد، شخصي به او عرض کرد: چرا آنقدر به خود رنج مي دهي؟ فرمود: آيا بنده سپاسگزار خدا نباشم.جابر به امام سجاد(ع) عرض کرد : جان عزيزت در خطر است، کمتر خود را در فشار قرار بده. امام فرمود: اي جابر همواره راه پدرانم(پيامبر و علي) را مي پيمايم، و آنها را الگو قرار مي دهم تا به آنها بپيوندم.
آري، امام زين العابدين(ع) با چنين سيره و رفتاري به همگان مي آموخت که مردانگي و غيرت در اين است که در برابر ستمکاران و در هنگام اعمال ناشايستشان به هر شکل و با هر ابزار مقابله شود.
منابع:
1 - خاندان عصمت عليهم السلام / تاليف سيد تقي واردي
2 - امام سجاد(ع) / «حجة الاسلام والمسلمين محمد محمدي اشتهاردي»
3 -تاريخ خلفاء / رسول جعفريان
4 -بحارالانوار، جلد 46 - 4

  


ابن عربي؛ اعجوبه عجيب روزگار



28 جولاي سال 1165 ميلادي مصادف با هفدهم ماه رمضان سال 560 ه.ق، محمد بن علي بن محمد بن احمد بن عبدا... بن حاتم طايي، معروف به محيي الدين، در شهر مرسيه، يکي از شهرهاي اندلس متولد شد. جد وي، حاتم طايي، مرد بخشنده و سرشناس عرب، پدرش، علي بن محمد، از بزرگان فقه و حديث و از مردان سرشناس مرسيه و مادرش، زني پرهيزگار به نام نور بودند. او در هشت سالگي به همراه خانواده اش به اشبيليه، پايتخت اندلس رفت و دروس مقدماتي را در آن شهر فرا گرفت. ابن عربي، قرآن را با قرائت هاي هفت گانه آموخت و سپس در محضر استادان ماهر، به فراگيري علوم زمانش همت گماشت. او مسافرتها و ملاقاتهاي زيادي داشت و به هر جا مي رفت، مورد توجه دانشمندان، مردم و حاکمان قرار مي گرفت.برخي معتقدند در تاريخ عرفاني اسلامي، کسي در گستردگي اطلاعات، فراواني استادان و بسياري تعداد نوشته به پايه وي نمي رسد. ابن عربي بر اثر تلاش و تکاپوي فراوان، توانست از محضر استادان سرشناس زمان خود بهره برد و از آنان اجازه نقل حديث بگيرد که شمارشان به هفتاد نفر مي رسد. ابن عربي از پرمايه ترين و پرکارترين نويسندگان است و هيچ يک از نويسندگان جهان اسلام، چون ابن سينا و غزالي در فراواني اثر، با وي برابري نمي کنند. او توانست نظام فکري جداگانه و ويژه ايجاد کند که هنوز هم محور بينش هاي عرفاني در جهان اسلام است. برخي، تعداد نوشته هاي وي را 848 کتاب و رساله دانسته اند.امام راحل(ره) در آثار عرفاني خود، از محي الدين به بزرگي ياد مي کند و عنوان هايي چون شيخ کبير، شيخ عارف و بزرگمرد را به او نسبت مي دهد و او را به عنوان يکي از بزرگان عرفان مي ستايد. اصل مباحث ابن عربي براي امام قابل قبول است، ولي در بعضي موارد با او اختلاف نظر دارد که به نقد آنها مي پردازد و نمونه هايي از آن را در کتاب تعليقات علي شرح فصوص الحکمه ايشان مي توان مشاهده کرد. از اين روست که مي بينيم ايشان در نامه به گورباچف، کتابهاي عرفاني محي الدين را به عنوان يکي از منابع شناخت اسلام معرفي مي کند که مي تواند خلاء عقيدتي و فرهنگي جهان را پر کند. استاد مطهري نيز به ابن عربي توجه دارد و در موارد بسياري درباره وي اظهار نظر کرده است. استاد شهيد که از ابن عربي با عنوان «اعجوبه عجيب روزگار» ياد مي کند، معتقد است محي الدين، عرفان را وارد مرحله جديدي کرد و به صورت يک علم و مکتب درآورد و به نهايت تکامل خود رساند. به همين دليل، او را پدر عرفان نظري اسلامي مي داند و اين گونه مي نويسد: «تمام اين عرفايي که در ميان ملل اسلامي سراغ داريم و از جمله عرفاي ايراني و فارسي زبان که داريم، مهمترينشان از قرن هفتم بوده و تمامي اينها شاگردان مکتب محي الدين هستند» ايشان مولوي بلخي، حافظ، جامي و بزرگاني ديگر را شاگرد مکتب او مي داند.
ابن عربي در موارد بسياري از آثار خود، به ذکر فضيلت هاي اهل بيت(ع) پرداخته و درباره طهارت ولايت و محبت اهل بيت(ع) به تصريح و اشاره سخن گفته و دشمني با آنان را زيان آور دانسته است. از آن جمله مي نويسد: «فرض است همان طور که رسول ا...(ص) را دوست داريم، اهل بيتش را نيز بايد دوست بداريم و از عداوت و کراهت به ايشان احتراز و اجتناب کنيم.»
وي افزون بر نقل روايات ائمه اطهار(ع)، در موارد بسياري به ولايت ايشان اعتراف کرده و مقامي برابر با مقام انبيا برايشان قائل شده است. ابن عربي در کتابهاي خود، به احاديثي از معصومان نيز اشاره کرده است، مانند اينکه: «علي بن ابي طالب(ع) فرمود: منشأ غيب گويي هاي من، فهم از قرآن است که خداوند به عده اي از بندگانش عنايت مي کند».ابن عربي در 28 ربيع الثاني 638 قمري مطابق با 16 نوامبر 1240 ميلادي در دمشق در سن 78 سالگي درگذشت.

  


روزانه 200 کارشناس به دو هزار سؤال ديني پاسخ مي دهند



رئيس مرکز پاسخگويي به سؤالات ديني سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به تسهيل ارتباطات در عصر حاضر يکي از اهداف اين مرکز را ارتقاي فرهنگ ديني مردم دانست و گفت: در اين راستا کارشناسان مرکز روزانه به 2 هزار پرسش ديني پاسخ مي دهند.
حجةالاسلام سادات منصوري با اشاره به سه حوزه مشاوره، احکام و سؤالات اعتقادي گفت: پرسشها در اين سه حوزه دسته بندي شده اما هر کدام دسته بنديهاي خردتري هم دارند.
وي افزود: در ابتدا کار را بدون تبليغ آغاز کرديم، چرا که پيش بيني مي کرديم با سيل عظيم سؤالات مواجه شده و قدرت پاسخگويي به همه آنها را نداشته باشيم، اما با تمام اين اوصاف هر ماه 40 تا 50 درصد افزايش ميزان پرسشها مشهود بود.
مدير اين مرکز که تحت نظارت معاونت آموزشي و پژوهشي فعاليت مي کند، يادآور شد: اواسط سال 1387 تقريباً روزانه حدود 1700 تا 1800 پرسش را پاسخگو بوديم و اين روند از آنجا که تنها 30 خط تلفن به اين سامانه مرتبط کرده بوديم ادامه يافت. در اسفند ماه 1387 دريافتيم که تنها براي يک روز در اواخر ماه اسفند ترافيک خطوط ماه 110 هزار تماس تلفني بوده در حالي که توان پاسخگويي به سؤالات توسط اين مرکز هنوز افزايش نيافته بود.

  


«راهبرد فرهنگ» منتشر شد



شماره سوم فصلنامه تخصصي «راهبرد فرهنگ» توسط مرکز مطالعات راهبردي وابسته به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي منتشر شد.
به گزارش مهر، معضله يا بحران هويت بررسي و نقد گفتمان هاي هويتي التقاطي يا ترکيبي تأليف حسين کچويان و سيد حسين شهرستاني عنوان مقاله اول اين مجموعه است.
بازسازي علم مدرن و بازخواني علم ديني تأليف حميد پارسانيا، رويکرد جامعه شناسانه نظريه انتخاب عقلاني: مقدمه اي بر تغييرات فرهنگي و اجتماعي برنامه ريزي شده تأليف محمدرضا جوادي يگانه، نسل هاي ايکس، واي و زد و سياستگذاري فرهنگي در ايران تأليف مسعود کوثري، بنيان هاي آرمان خواهي در فرهنگ سياسي ايرانيان تأليف مسعود غفاري و شهروز شريعتي، فراتحليل مطالعات سرمايه اجتماعي در ايران تأليف امير سياهپوش و نگرش هاي حوزويان و دانشگاهيان نسبت به يکديگر تأليف اصغر احمدي و سيدعليرضا افشاني عنوانهاي مقاله هاي ديگر اين جريده هستند.

  


رئيس دانشگاه صنعتي شريف: ثبات مديريتي ضرورت رشد دانشگاه هاست



ثبات مديريتي در دانشگاه ها يکي از ضروريات مهم در جهت رشد و توسعه دانشگاه هاست که با احترام به استقلال دانشگاه ها و مراکز علمي کشور تأمين خواهد شد.رئيس دانشگاه صنعتي شريف در گفتگو با مأوا، گفت: سياستگذاري ها و برنامه ريزيها بايد به گونه اي باشد که تأمين کننده اعتماد به نفس و استقلال دانشگاه ها باشد.
دکتر سعيد سهراب پور، رسيدن به اهداف سند چشم انداز را بدون سرمايه گذاري مطلوب در دانشگاه ها ممکن ندانست و گفت: اگر ما ادعا مي کنيم که در طول سالهاي اجراي سند چشم انداز به اهداف آن خواهيم رسيد بايد با تمرکز در مراکز عالي، دانشگاهي و پژوهشي برنامه ها را دنبال کنيم، با اين همه عليرغم تأکيدات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشگاهيان و نخبگان علمي کشور متأسفانه حمايتهاي لازم و شايسته از دانشگاه ها صورت نمي گيرد.وي رشد و توسعه روزافزون دانشگاه ها را بدون تأمين استانداردهاي لازم، مشکل آفرين دانست و گفت: واقعيت آن است که وزارت علوم اعتبارات محدودي دارد و نمي توان با اين اعتبارات و با وجود توسعه کمي دانشگاه ها در استانها کيفيت لازم را تأمين کند.
دکتر سهراب پور گفت: ما امروز افتخار مي کنيم 3/5 ميليون دانشجو در کشور درس مي خوانند و همه ساله ظرفيتهاي پذيرش دانشگاه ها را بالاتر مي بريم، اما نبايد از ظرفيتهاي کيفي اين مراکز و تأمين بازار اشتغال براي فارغ التحصيلان دانشگاه ها غفلت کنيم. وي افزود: در نظام آموزش عالي کشور صاحبنظران و دلسوزان بسياري وجود دارند که بايد در حلقه هاي مشورتي سازمان سنجش و وزارت علوم قرار گيرند تا عواقب و تبعات افزايش صرف ظرفيتهاي دانشگاهي را به مسؤولان گوشزد کنند.

  


سجاده اي به رسم عيادت



به مناسبت روز ولادت امام سجاد(ع) که در واقعه کربلا به حکمت الهي بيمار بودند.
مثل يک سفر سه روزه، به خطه وقايع کربلا، مي ماند... سوم شعبان، سفر به واقعه اي به نام احياي فريضه امر به معروف و نهي از منکر، به پاس صيانت از ارزشهاي ناب اسلامي، که روز پاسدار ناميده شده است. چهارم شعبان، سفر به واقعه اي ايثارگرانه، که در راستاي آن، دستهاي پر برکت حضرت عباس(ع) تقديم آسمانها شد که روز جانباز ناميده شده است... و پنجم شعبان، سفر به واقعه اي که در اثناي آن، بنا به حکمت الهي، امام سجاد(ع) بيمار بودند و چقدر ارزشمند خواهد بود اگر که روز ولادت ايشان، روز عيادت از بيماران، ناميده شود... و سجاده، زيباترين هديه براي تقديم نمودن به بيماران، در چنين روزي است، حتي اگر توان نمازگزاردن در آنها نباشد، صرف حضور سجاده، دلشان را بر سر سفره گسترده نماز، مي نشاند...و چقدر زيباست برگزاري جشن ولادت ايشان در تمام بيمارستان ها...
زينب رزثمالي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com