|
* سلمان يزدي
«چشم به عنوان مهمترين عضو بدن انسان، جايگاه مهمي دارد. اين عضو مهم بدن در عرصه مسائل پزشکي پهنه گسترده اي را به

خودش در زمينه هاي مختلف اختصاص داده است، اين عضو پيچيده بدن با بيماريهاي مختلفي رو به روست که شناخت از آنها براي مداوا و آشنايي با راههاي پيشگيري از آن ضروري است.
کور رنگي يکي از بيماريهاي چشم است، اين مقاله مي کوشد شناخت بيشتري از اين بيماري به مخاطب ارائه نمايد.
*کور رنگي چيست؟
آيا در تشخيص اينکه جسمي قرمز است يا سبز و يا آبي است يا زرد دچار مشکل مي شويد؟ اين اصلي ترين علامت کور رنگي است. بر خلاف تصور عامه، ديد افراد کور رنگ بندرت خاکستري است.
کور رنگي يک بيماري ارثي وابسته به کروموزم X مغلوب است که در مردان بيشتر ديده شده و تقريباً هميشه از مادر به پسر به ارث مي رسد.
کور رنگي ممکن است بر اثر بيماري هاي عصب نابينايي يا شبکيه نيز رخ دهد. در اين موارد، فقط چشمي که مشکل دارد، دچار کور رنگي مي شود و بيماري در طول زمان تشديد مي گردد به طوري که ممکن است تبديل به کور رنگي کامل شود که در آن بيمار ديدي خاکستري دارد. اين بيماران معمولاً در تشخيص آبي و زرد مشکل دارند.
* علايم کور رنگي:
-اشکال در تشخيص قرمز و سبز(شايع ترين حالت)
-اشکال در تشخيص آبي و سبز
وراثت، مهمترين عامل کور رنگي
پژوشگران مرکز کنترل و پيشگيري بيماريهاي آمريکا در مقاله اي تأکيد کردند، وراثت مهمترين عامل بروز اختلال کور رنگي است.
تشخيص درست رنگها نعمتي است خدادادي که بيشتر ما از آن بهره منديم و به دليل اين بهره مندي اغلب از وجود چنين نعمتي غفلت مي کنيم.
گاهي اوقات ممکن است، فردي در زمينه تشخيص رنگها دچار مشکلات و اختلالاتي شود که در اصطلاح پزشکي مي گويند؛ فرد دچار کور رنگي شده است.
کور رنگي اصطلاح مبالغه آميز براي اشخاصي است که بعضي رنگها را تشخيص نمي دهند.
آمارها نشان مي دهد، 8 درصد از مردان و کمتر از يک درصد از زنان از بدو تولد دچار نقص در تشخيص رنگها مي شوند، به طوري که رنگهايي مانند قرمز و سبز يشمي فقط براي افرادي که داراي قدرت تشخيص طبيعي رنگها هستند، معني دار است.
نسبت کور رنگي شامل اشکال در تشخيص رنگها و يا نديدن کامل رنگهاست. اگر نقص در تشخيص رنگها اندک باشد و شخص بتواند رنگها را تشخيص دهد، اين اشکال به سختي قابل تشخيص است و اين اختلال زماني قابل تشخيص مي شود که فرد به طور کامل رنگها را از هم باز نمي شناسد.
به گفته پژوهشگران، تشخيص رنگها به فعاليت پيچيده چشم و مغز بستگي دارد. عامل اصلي کور رنگي عوامل مادرزادي است. در شبکيه چشم دو نوع سلول مخروطي و استوانه اي وجود دارد. سلولهاي استوانه اي براي بينايي در هنگام شب و شرايط تاريکي هستند. سلولهاي مخروطي نيز در تشخيص رنگها مؤثرند و در نور روز عمل مي کنند.
سلولهاي مخروطي شامل سه نوع آبي، سبز و قرمز هستند که هر سه با هم عمل مي کنند و باعث مي شوند که ما رنگها را از آبي تيره تا قرمز تشخيص دهيم. شکل گيري اين سلولها ارثي است. وجود يک ژن غيرطبيعي ممکن است باعث شود که يک رنگ خاص حذف شود.
شخصي که اين ژن معيوب را به ارث مي برد، اغلب در شناسايي سايه ها و تشخيص رنگهاي قرمز و سبز مشکل پيدا مي کنند. از سوي ديگر بالا رفتن سن نيز مي تواند منجر به بروز اختلال در تشخيص رنگها شود.
پژوهشگران علوم پزشکي در آمريکا اظهار مي دارند: برخي از داروها يا بيماري هاي شبکيه يا عصب بينايي مي تواند سبب بروز اختلال در ديد رنگها شود. اين اختلال چون عامل وراثتي دارد، قابل درمان نيست.
افرادي که به دليل آب مرواريد به اين بيماري دچار مي شوند، معمولاً با عمل جراحي قابل معالجه هستند. گاهي استفاده از لنزهاي چشمي مي تواند باعث بروز اختلال در ديد رنگها شود.
در مجموع، کور رنگي به عنوان يک ناتواني در نظر گرفته مي شود.
گفتني است، در برخي از مشاغل نظامي، هواپيمايي، کشتيراني و پزشکي اهميت تشخيص دقيق و صحيح رنگها به حدي است که پيش از استخدام معمولاً از فرد متقاضي آزمايشهاي مهمي به عمل مي آيد.
*انواع کور رنگي:
چشم براي ديد رنگي به سلولهاي مخروطي شکلي در شبکيه نياز دارد که به رنگهاي سبز، قرمز و آبي حساس باشند. شايع ترين نوع کور رنگي اختلال در تفکيک رنگ سبز و قرمز است که وابسته به کروموزم X بوده و در مردان بيشتر ديده مي شود. اين حالت تقريباً هميشه از مادر به پسر ارث مي رسد.
در نوع ديگري از کور رنگي اختلال در تفکيک رنگ آبي و زرد است. شيوع اين نوع اختلال در هر دو جنس يکسان بوده و معمولاً اکتسابي مي باشد. اين بيماران معمولاً در تشخيص هر چهار رنگ مشکل خواهند داشت.
شايع ترين نوع کور رنگي، نداشتن قدرت تشخيص بين رنگ قرمز و سبز مي باشد که به بيماري دالتونيسم شهرت دارد.«دي کروماتما»؛ يعني بيماراني که فقط دو رنگ اصلي را تشخيص مي دهند. اين بيماري در مردان 8 درصد و در زنان نيم درصد مي باشد. مواردي که مي توانند باعث اختلال در ديد رنگي شوند؛ عبارتند از: ياربيتوراتما، کينين، کاکوئين، آدرنالين، آتروپين، کافئين، تنباکو، تاليم، ترياک و مرفين. در مشاغل زير ديد رنگي مهم است: کار با کابل هاي الکتريکي، کار با سيلندرهاي گاز، خطوط لوله، علايم راهنما، دکمه هاي کنترل ماشينها، ابداعات و اقدامات ايمني و علايم محدودکننده به کارگيري افراد کور رنگ در امور حمل و نقل، راه آهن، خودرو، هواپيما، کشتي هاي تجارتي موجب بروز حادثه مي شود. در کارهايي نظير رنگ سازي، مخلوط کردن رنگها، رنگ کار، چاپ رنگي، کار هنري، رنگرزي، زمين شناسي، شيمي، کار با ميکروسکوپ و کار در نيروگاه هاي هسته اي بايد مراقب ديد کامل و ديد رنگي خوب بود.
*علل کور رنگي:
در اين اختلال، سلولهاي مخروطي که وظيفه درک رنگ در شبکيه را بر عهده دارند، حساسيت خود را نسبت به درک رنگ از دست مي دهند و به همين دليل بيمار، رنگها را درست تشخيص نمي دهد. کور رنگي سبز- قرمز يک بيماري ارثي مغلوب در هر دو چشم و وابسته به کروموزم X است که در مردان بيشتر ديده شده و تقريباً هميشه از مادر به پسر به ارث مي رسد.
علاوه بر موارد ارثي، کور رنگي ممکن است بر اثر بيماري عصب بينايي يا شبکيه نيز رخ دهد. در اين موارد، فقط چشم درگير دچار کور رنگي مي شود.
*تشخيص کور رنگي:
تشخيص کور رنگي اغلب با استفاده از صفحات رنگي خاص مانند«صفحات آزمون ايشي هارا» انجام مي شود. در اين صفحات اعدادي متشکل از نقطه هاي رنگي در زمينه اي از نقاطي به رنگ ديگر قرار گرفته اند. تشخيص اين اعداد براي افراد کور رنگ مشکل است. در صورتي که مشکلي در ديد رنگي بيمار تشخيص داده شود، از آزمونهاي دقيق تري استفاده خواهد شد.
*پيشگيري و درمان:
تاکنون براي کور رنگي درماني پيدا نشده است. براي بعضي از بيماران از لنزهاي مخصوصي به صورت لنز تماسي يا عينک استفاده مي شود.
همچنين مي توان به بيمار آموزش داد تا به جاي تفکيک رنگ، ترتيب قرارگيري را به خاطر بسپارند. به عنوان مثال بيمار به خاطر مي سپارد که چراغ قرمز(ايست) هميشه بالاي چراغ راهنمايي و چراغ سبز(حرکت) در پايين قرار دارد. در اين ميان استفاده از بعضي از فيلترها، عينکها يا کنتاکت لنزهاي رنگي؛ مثلاً فيلتر قرمز تا حدي مي تواند مشکل اين افراد را در تشخيص بعضي از رنگهاي نزديک به هم حل کند. هرچند که در حال حاضر فناوري هاي نوين به کمک افراد کور رنگ آمده اند.
*توصيه:
تشخيص زودرس کور رنگي مي تواند مانع بروز مشکلات يادگيري کودکان در سنين مدرسه شود. در اين صورت بهتر است والدين کودک مسؤولان مدرسه و معلم او را از مشکل فرزندشان مطلع کنند تا براي کودک در محيط آموزشي مشکلي در درک مفاهيم درسي پيش نيايد. |